
مَمرَز (Carpinus betulus) متعلق به تیره توس درختی به ارتفاع حدود 30 متر است که در اروپا، قفقاز، ترکیه و ایران انتشار دارد و با پراکنش وسیع، همواره دستخوش تغییراتی در صفات ظاهری خود بوده است. به همین منظور، تنوع صفات ریختشناسی برگ و میوه در 13 جمعیت گونه مَمرَز واقع در استانهای گلستان، مازندران، گیلان و آذربایجانشرقی مورد بررسی قرار گرفت. تعداد 10 پایه درخت از رویشگاههای طبیعی، با فواصل حداقل 100 متر از یکدیگر انتخاب شدند و نمونههای برگ، شاتون، برگه و میوه از خارج تاج به صورت تصادفی جمعآوری گردید. از میان صفات ریختشناسی اندازهگیری شده بین جمعیتها به جز تعداد رگبرگ، طول و عرض منقارک، وزن دانه و تعداد شیار دانه، سایر صفات تفاوت معنیداری داشتند. تجزیه دادهها به روش تجزیه مؤلفههای اصلی نشان داد که در مؤلفه اول مساحت برگ، طول و عرض برگه، عرض منقارک و عرض دانه؛ در مؤلفه دوم عرض برگ، عرض شاتون، طول دمبرگ و طول منقارک و در مؤلفه سوم طول شاتون، وزن دانه و تعداد شیار دانه اهمیت بیشتری در مقایسه با سایر صفات داشتند. نتایج تجزیه خوشهای براساس کلیه صفات مورد مطالعه نشان داد که با توجه به تغییرات واریانس تشکیل خوشهها، پایههای نمونهگیری شده از 13 جمعیت به پنج گروه مجزا تفکیک شدند. براساس نتایج به دست آمده در گونه مَمرَز از نظر صفات ریختشناسی برگ، دانه، براکته و شاتون تنوع درونگونهای وجود دارد. همچنین میتوان از صفات تعداد رگبرگ، طول و عرض منقارک، وزن دانه و تعداد شیار دانه به دلیل تاثیرپذیری کمتر از عوامل محیطی به عنوان صفات متمایزکننده در تفکیک گونه مذکور استفاده کرد.
قبیله خوشاریزه (چتریان) دارای شش جنس و 28 گونه است. پراکنش این قبیله در گسترهای از جنوبغربی آسیا و به سمت جنوبغربی تا گینه در غرب آفریقا گسترش یافته و در هند نیز یافت میشود. با وجود تفاوتهای زیاد در بخش ریختشناسی، هنوز ابهامات زیادی در روابط فیلوژنتیکی آن وجود دارد. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی، به بررسی این قبیله براساس شاخصهای تشریحی دمبرگ پرداخته است. برای این منظور، نمونههای هرباریومی هشت گونه از چهار جنس مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل خوشهای، دو شاخه اصلی را در این قبیله نشان داد. در یک شاخه گونههای Anisosciadium orientale و Dicyclophora persica با صفت شکل دمبرگ و ضخامت بسیار نزدیک در چوب و آبکش در کنار هم قرار گرفتند و Thecocarpus meifolius نیز به خاطر شکل دمبرگ و شکل دستجات آوندی به این دو گونه قرابت بالایی نشان داد. در شاخه دوم نیز همه گونههای جنس Echinophora به خوبی در کنار هم قرار گرفتند. به نظر میرسد تفاوت در ضخامت کوتیکول، اپیدرم، آبکش و چوب از مهمترین صفات متمایزکننده این دو شاخه باشد.
جنس میخک (Dianthus) با حدود 600 گونه، یکی از جنسهای مهم میخکیان، در اروپا، آسیا و آفریقا پراکنده شده است. این مطالعه با هدف بررسی و شناسایی تنوع گردهای 14 آرایه از جنس میخک (بخش Fimbriati) در مناطق مختلف از کشور ایران انجام شد تا مشکلات موجود در شناسایی و طبقهبندی آرایهشناختی این گروه با دادههای گردهای روشنتر گردد. دانههای گرده با استفاده از میکروسکوپ نوری (LM) و میکروسکوپ الکترونی نگاره (SEM) مورد مطالعه قرار گرفتند. هجده ویژگی از گردهها نظیر اندازه، شکل، تزیینات سطحی، نوع دریچه، تعداد و اندازه مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت دادهها با استفاده از نرمافزار Past تحلیل و درختهای تبارشناختی ترسیم گردید. نتایج نشان داد D. libanotis و D. orientalis subsp. gorganicus با ویژگیهای منحصر به فرد خود مانند اندازه فاصله منافذ (G) باعث جدا شدن D. libanotis و ویژگیهای اندازه قطر بزرگ (B)، قطر کوچک (C) و تعداد منافذ (M) باعث جداشدن D. orientalis subsp. gorganicus از بقیه آرایهها گردید. در مطالعه حاضر، ناهمشکلی گردهای (heteromorphy) از لحاظ اندازه و شکل در دانههای گرده این جنس نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج آنالیز PCA و clustering ویژگیهای گردهشناسی در خوشهبندی آرایههای مطالعه شده با یکدیگر منطبق بوده و یکدیگر را تایید نمودند. همچنین، نتایج این بررسی نشان داد که قطر بزرگ، قطرکوچک، اندازه فاصله منافذ از هم و تعداد منافذ در گردهها از مهمترین متغیرها در تمایز آرایههای مورد بررسی از یکدیگر هستند. نتایج مطالعه حاضر در مورد دانه گرده در این جنس برای نخستین بار در ایران گزارش میشود.
در مقاله حاضر، گونه بیگانه و جدیدی تحت نام Bidens subalternans، برای نخستین بار در باغهای مرودشت و اقلید (استان فارس) مشاهده شد. این گونه بومی آمریکای جنوبی بوده و ورود آن به ایران به احتمال زیاد از طریق حمل و نقل بینالمللی کالاها، محصولات کشاورزی یا به وسیله چسبیدن میوههای خاردار آن به لباس یا وسایل شخصی انسان (احتمالا از چین یا اروپا) صورت گرفته است. این انتقال ممکن است نخست به جنوب ایران و سپس از طریق جابجایی میوه به سایر نقاط کشور به ویژه استانهای شمالی انجام شده باشد. نمونههایی از این گیاه در مرحله بلوغ، به همراه کپه و میوه از مکانهای رویش در سال 1404 جمعآوری شد. شناسایی گونه براساس مطالعات ریختشناسی دقیق و با استفاده از کلیدهای معتبر تاکسونومیک در فلور اروپا انجام پذیرفت. گونه مذکور شباهت ریختشناسی قابل توجهی به B. bipinnata که پیشتر حضور آن در ایران گزارش شده بود دارد، اما عمدتا از طریق شکل برگها، تعداد و زوایای زایدههای روی میوه و ویژگیهای کپهها قابل تفکیک است. رویشگاه فعلی این گونه در ایران محدود به باغها، به ویژه باغهای انار، به عنوان علفهرز است. نتایج بررسی مراحل فنولوژیک این گونه در زیستگاههای باغی نشان داد که چرخه زندگی این گیاه در باغهای انار از جوانهزنی در اردیبهشت تا خرداد ماه شروع و مراحل گلدهی و تولید میوه عمدتا در فصل تابستان انجام میشود. مطالعات بیشتر برای تعیین دقیق محدوده پراکنش و ارزیابی خطرات بومشناختی آن پیشنهاد میگردد.
کرکهای برگ از اجزای مهم گیاهان در سیستماتیک، ریختشناسی، مکانیسمهای دفاعی و تعاملات بومشناختی هستند. در این بررسی، از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) برای مطالعه کرکهای برگ 15 گونه از کهیروئیان (گاوزبانسانان) از جمله گونههای نماینده جنسهای Bourreria، Ehretia، Halgania، Lepidocordia، Rochefortia و Tiquilia استفاده شد. نتایج، انواع مختلفی از کرکها، اعم از غدهای و غیرغدهای را در بین گونههای مورد مطالعه نشان داد، در حالی که برخی گونهها دارای برگهای بدون کرک بودند. نتایج تفاوتهایی را در ریختشناسی، تراکم و توزیع کرک در داخل و بین جنسها آشکار ساخت. پراکنش کرکها در سطح برگ برخی از گونهها متراکم و در برخی دیگر بسیار کم بود. کرکهای برگ نیز از نظر اندازه متفاوت بودند، به طوری که در برخی گونهها دو نوع کرک کوتاه و بلند مشاهده شد. برخی از کرکها روی سطح خود تزییناتی داشتند و تنوع در شکل آنها دیده شد. نتایج این بررسی تنوع کرکها و کاربرد بالقوه آنها به عنوان ابزار ردهبندی به منظور تعیین جایگاه دقیق آرایههای این تیره را برجسته میکند.