
سابقه و هدف: مرگ بهعنوان تجربهای احیاگر میتواند در مسیر سلامت معنوی انسان و ایدۀ انسانشناسی نقش بسزایی داشته باشد اما هراس و ترس از مرگ که گاهی هم به افراط کشیده میشود میتواند دستاوردهای این تجربۀ دینی را کماثر یا بیاثر کند. ازاینرو در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با معرفی مرگ بهعنوان یک تجربۀ دینی، راهحلی برای دوری از ترس و هراس نسبت به آن معرفی و آثار تربیتی آن در سلامت معنوی مد نظر اسلام بررسی شود. روش کار: پژوهش حاضر از نوع کتابخانهای و توصیفی - تحلیلی است. ابتدا تعاریفی که مفاد آنها بهعنوان پیشزمینۀ پژوهش ضروری به نظر میرسید طرح شد و بدنۀ اصلی پژوهش در چند مرحله در مسیرِ یافتن جواب مناسب برای سؤال اصلی تحقیق قرار گرفت. یعنی ابتدا مرگ یکی از مراحل حیات معرفی شد و در قالب تجربۀ دینی تمثل یافت و در مرحلۀ بعد هراس و ترس از مرگ در ارتباط با سلامت معنوی چرایییابی شد و در مرحلۀ آخر آثار و فوائد تربیتی اندیشه در این تجربۀ دینی بررسی شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مرگ تجربهای دینی شناخته شد. علل هراس از مرگ جهل به حقیقت مرگ و گناه و کردار ناشایست و دلبستگی به دنیا و مظاهر آن معرفی شد. زوال غفلت و کاهش شهوات و تسلی آلام دنیوی و بهرهوری کامل از زندگی و اشتیاق به آخرت و نیل به درجات اخروی، بیمیلی و بیرغبتی به دنیا، پاکشدن گناهان از آثار و فواید مرگاندیشی است که نقش هر یک از این عوامل در سلامت معنوی قابل طرح و بررسی مفصل در مجالی دیگر است. نتیجهگیری: تجربۀ دینی مرگ با صبغۀ اسلامی آن در جهت انسانشناسی و خداشناسی نهتنها ترس ندارد بلکه موجب رشد و تربیت انسان میشود و انسان نوگرا را به اصل خود رهنمون میسازد و از دیدگاه اسلام این بزرگترین دستاورد مرگ در تأمین سلامت معنوی انسان است. بنابراین، شناسایی علل هراس و اجتناب از آنها ضروری مینماید. از طرفی توجه به فوائد مرگپژوهی ضامن تأمین همان سلامت معنوی است.
سابقه و هدف: معنویت در ابعاد گوناگون زندگی روانی انسان نقش بازی میکند. یکی از این ابعاد خودتنظیمی شناختی - هیجانی است که مطالعات صورتگرفته گواهی بر پیشبینی آن توسط معنویت است. متخصصان سلامت بخش کووید ۱۹ از هر دو متغیّر خودتنظیمی هیجانی و معنویت بهعنوان راهبرد مقابلهای استفاده میکنند. هدف این مطالعه بررسی رابطۀ تکبهتک ابعاد معنویت با ابعاد خودتنظیمی شناختی - هیجانی در جمعیت کارکنان بخش کنترل و پیشگیری از کووید ۱۹ بوده است. روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی - همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش کارکنان فعال در بخش پیشگیری و کنترل کووید ۱۹ مراکز بهداشت بودند. 119 نفر از کارکنان بهداشت مراکز بهداشت که دستکم بهمدت ۶ ماه در معرض کووید ۱۹ قرار داشتند در این مطالعه شرکت کردند و به پرسشنامۀ تنظیم شناختی - هیجانی گارنفسکی و کرایج و پرسشنامۀ معنویت پارسیان و دونینگ پاسخ دادند. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج نشان داد نیاز معنوی با تمرکز مجدد مثبت (24/0r=)، تمرکز مجدد بر برنامهریزی (۴۱/0r=)، ارزیابی مجدد مثبت (41/0r=) و دیدگاهگیری (27/0r=) رابطۀ مثبت و معناداری داشت. فعالیت معنوی با تمرکز مجدد مثبت (35/0r=)، تمرکز مجدد بر برنامهریزی (39/0r=)، ارزیابی مجدد مثبت (31/0r=) و دیدگاهگیری (32/0r=) رابطۀ مثبت و معنادار و با فاجعهسازی رابطۀ منفی (22/0r=) و معناداری داشت. همچنین، خودآگاهی با تمرکز مجدد مثبت (38/0r=)، تمرکز مجدد بر برنامهریزی (43/0r=)، ارزیابی مجدد مثبت (34/0r=) و دیدگاهگیری (26/0r=) رابطۀ مثبت و با فاجعهسازی (29/0r=)، ملامت دیگری (23/0r=) و نشخوار فکری (25/0r=) رابطۀ منفی و معناداری داشت. علاوهبراین، بین اهمیت معنوی با تمرکز مجدد مثبت (23/0r=)، تمرکز مجدد بر برنامهریزی (28/0r=)، ارزیابی مجدد مثبت (30/0r=) و دیدگاهگیری (23/0r=) نیز رابطۀ مثبت و معنادار وجود داشت. نتیجهگیری: بین ابعاد گوناگون معنویت و خودتنظیمی شناختی - هیجانی در جمعیت کارکنان بخش کنترل و پیشگیری از کووید ۱۹رابطۀ معنادار وجود داشت و بیشترین رابطه متعلق به ابعاد خودآگاهی معنویت و تمرکز مجدد بر برنامهریزی خودتنظیمی شناختی - هیجانی بود.
سابقه و هدف: کووید 19 بهسرعت در سراسر جهان گسترده و به مشکل عمدۀ بهداشت عمومی در بسیاری از کشورهای جهان ازجمله ایران تبدیل شده است. با توجه به اینکه معنویت مانند سپری در برابر عوامل استرسزا است و میتواند به افراد برای مقابلۀ مؤثرتر با بیماری کمک کند، هدف این پژوهش واکاوی تجربههای زیستۀ معنوی در افراد با سابقۀ ابتلا به کووید 19 بوده است. روش کار: پژوهش حاضر از نوع كيفي با رویکرد پدیدارشناسی هرمنوتیک است. در این مطالعه 14 نفر با سابقۀ ابتلا به کووید 19 بهشیوۀ نمونهگیری هدفمند شرکت کردند. برای گردآوری دادهها از مصاحبههای نيمهساختاريافته استفاده شد. تحلیل دادههابهروش هفتمرحلهای دیکلمن و همکاران انجام شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: طبق نتایج، تجربههای زیستۀ معنوی افراد با سابقة ابتلا به کووید 19 را میتوان با سه درونمایۀ تجربههای فراروانی، تجربههای واسپاری و تجربۀ رؤیاهای معنوی مشخص کرد. همچنین در این مطالعه یک الگوی ساختاری بهنام «تجربۀ امر قدسی» به دست آمد. نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه بینش عمیقی دربارۀ تجربههای زیستۀ معنوی افراد با سابقۀ ابتلا به کووید 19 ارائه میدهد. الگوی ساختاری تجربۀ امر قدسی و سه درونمایهاش، تأثیر ژرف معنویت را بر تجربهها و بهبودی از بیماری برجسته و بر اهمیت پرداختن به نیازهای معنوی بیماران در محیطهای مراقبتهای سلامت و نقش معنویت در مقابله با بیماری و ارتقای معنویت تأکید میکند.
سابقه و هدف: مهارت زندگی اسلامی در ابعاد وسیعی از زندگی مسلمانان مؤثر است. این مهارتها به تحول شخصی و معنوی منجر میشود و به مسلمانان کمک میکند تا خود را با هنجارهای جامعۀ اسلامی منطبق سازند. با توجه به اهمیت سازۀ مهارت زندگی اسلامی، ایجاد ابزاری دقیق برای سنجش آن ضروری است؛ ازاینرو پژوهش حاضر بهمنظور بررسی روایی و پایایی پرسشنامۀ مهارت زندگی اسلامی صورت گرفته است. روش کار: مطالعة حاضر از نوع توصیفی است. جامعۀ آماری پژوهش 150 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بودند که بهصورت دردسترس انتخاب شدند و به پرسشنامۀ معنویت پارسیان و دونینگ، پرسشنامة سنجش اعتقادات دینی زارع و امینپور و پرسشنامة مهارت زندگی اسلامی پاسخ دادند. روایی و پایایی پرسشنامة مهارت زندگی اسلامی به کمک تحلیل آماری همبستگی پیرسون، تحلیل آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی به دست آمد. در این پژوهش همة موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: بر اساس نتایج بهدستآمده، بین متغیّرهای معنویت، اعتقاد دینی و مهارت زندگی اسلامی رابطة مثبت و معناداری یافت شد. میزان آلفای کرونباخ برای پرسشنامة مهارت زندگی اسلامی 92/0 به دست آمد. چهار عامل بهدستآمده از این پرسشنامه شامل توجه به فرمانهای الهی در زندگی، توجه به حقوق دیگران، توجه به توانمندیهای شخصی و توجه به خود بود. نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که پرسشنامة مهارت زندگی اسلامی روایی و پایایی مناسبی دارد و پژوهشگران میتوانند از این پرسشنامه در جهت گسترش دستاوردهای علمی اسلامی بهره ببرند.
سابقه و هدف: معنویتگرایی میتواند موجب افزایش اثربخشی، سهولت در فرایند یاددهی/ یادگیری و امنیت روانی در دانشجویان شود. پژوهش حاضر را میتوان مطالعهای مقدماتی دربارۀ فرایند یاددهی/ یادگیری در محیط آموزشی با نگاه دینی بر مسائل علمی و بر اساس به چالش کشیدن ذهن دانشجویان برای درک بهتر اصول آناتومیک با الگوسازی از حرکات نماز در نظر گرفت. روش کار: این پژوهش از نوع مروری است که بهصورت کیفی و کتابخانهای انجام شده و در آن از روش توصیفی و مفهومی استفاده شده است. بر اساس هدف تحقیق، اطلاعات لازم از منابع تفسیری جمعآوری شد و در ادامه بر اساس کلیدواژههایی مانند آموزش پزشکی، معنویت، نماز، آناتومی بدن انسان، جستوجو در بانکهای اطلاعاتی و تارنماهاي معتبر تحقیق کتابخانهای مانند مدلاین، اسکوپوس، پابمد، وب آو ساینس و گوگل اسکولار و همچنین تجارب و تحقیقات فردی بهعنوان هیئت علمی رشتۀ علوم تشریح صورت گرفت. سپس اطلاعات بهدستآمده دستهبندی و تجزیه و تحلیل شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که ارتباط علمی بین اصول آناتومیک و حالتهای نماز وجود دارد که میتواند کاربرد بالایی در افزایش انگیزه و ترغیب استاد و دانشجو در فرایند یاددهی/ یادگیری داشته باشد. بهعبارتی، با این نوع نگاه علمی به مسائل دینی یا بالعکس، دانشجویی که با برهان و دلیل شیفتۀ شکاف مرزهای علمی است، در مسیر بهتری مثالهای عینی را خواهد یافت و علاوهبراین حکمت اصول دینی را عمیقتر درک خواهد کرد که درنهایت اثربخشی موضوع را دوچندان میکند. نتیجهگیری: اصول آناتومیک با تعریف علمی دقیق از زاویهها و جهتها در حالتهای مختلف نماز میتواند در بهینهسازی فیزیکی آن نقشآفرینی کند.
سابقه و هدف: ماهیت پیچیدۀ مشکلات عاطفی - رفتاری نوجوانان بیسرپرست، بررسی و بهکارگیری برنامههای حمایتی - پرورشی جدید را ایجاب میکند. این پژوهش با بررسی نقش جهتگیریهای دلبستگی و تأثیرات معنوی در پیشبینی رشد پسآسیبی در دختران بیسرپرست انجام شده است. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی - مقطعی و از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری تمامی نوجوانان دختر بیسرپرست تحت پوشش سازمان بهزیستی شهر تهران در سال 1401 بودند که با روش نمونهگیری دردسترس تعداد 300 نفر انتخاب شدند و پرسشنامۀ رشد پسآسیبی تدسچی و کالهون، پرسشنامۀ سبکهای دلبستگی هازن و شاور و پرسشنامۀ تابآوری کانر و دیویدسون را تکمیل نمودند. برای تحلیل دادهها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد بین تأثیرات معنوی (65/0=r و 012/0>P)، دلبستگی ایمن (71/0=r و 011/0>P)، دلبستگی اجتنابی (73/0-=r و 023/0>P) و دلبستگی دوسوگرا (70/0-=r و 018/0>P) با رشد پسآسیبی دختران نوجوان همبستگی معناداری وجود داشت. تحلیل رگرسیون نشان داد حدود 53% واریانس رشد پسآسیبی از طریق متغیّرهای جهتگیریهای دلبستگی و تأثیرات معنوی تبیین میشود (53/0=R2). با توجه به مقادیر بتا دلبستگی ایمن (247/0=β و 011/0>P)، تأثیرات معنوی (226/0=β و 014/0>P)، دلبستگی دوسوگرا (173/0-=β و 026/0>P) و دلبستگی اجتنابی (159/0-=β و 032/0>P) بهترتیب قویترین تا ضعیفترین عوامل در تبیین رشد پسآسیبی بودند. نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدستآمده، اصلاح جهتگیریهای دلبستگی و تقویت معنویتگرایی میتواند نقش بسزایی در رشد پسآسیبی نوجوانان دختر داشته باشد.
سابقه و هدف: با وجود اینکه ورزش نقش اثرگذاری در مقولههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و فرهنگی ایفا میکند، این پدیده در عصر امروزی با چالشی جدی روبهرو است که همان از بین رفتن روحیه و منش ورزشی در جوامع ورزشی است. با توجه به اینکه هویت دینی بر رفتار افراد اثرگذار است، پژوهش حاضر با هدف نقش هویت دینی در پیشبینی مؤلفههای منش ورزشی پسران نوجوان بسکتبالیست صورت گرفته است. روش کار: مطالعۀ حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ پژوهش نوجوانان 13 تا 18 سالۀ استان گیلان بودند که در مسابقات بسکتبال تابستان سال 1401 شرکت کردند. 200 نفر با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. دادهها با پرسشنامههای منش ورزشی ولراند و هویت دینی خوشاوی جمعآوری و با روشهای ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه با الگوی همزمان در نرمافزار SPSS نسخۀ 26 تحلیل شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج آزمون ضریب همبستگی نشان داد که باورها و عواطف دینی با مؤلفههای احترام به روابط اجتماعی، حریف، قوانین، مسئولان و تعهد به ورزش رابطۀ مثبت داشت. همچنین، دو مؤلفۀ باور و رفتار دینی با نداشتن رویکرد منفی در عملکرد ورزشی ارتباط مثبت نشان داد. یافتههای تحلیل رگرسیون نشان داد که هویت دینی توانست 81% از میزان احترام به روابط اجتماعی، 79% از احترام به قوانین و مسئولان و تعهد به ورزش، 77% از میزان احترام به حریف و 80% از نداشتن رویکرد منفی در عملکرد ورزشی را در پسران بسکتبالیست پیشبینی کند. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش حاضر، فرضیههای مبتنی بر وجود رابطۀ معنیدار بین هویت دینی و مؤلفههای منش ورزشی پسران بسکتبالیست تأیید میشود. با در نظر گرفتن نقش مثبت باور دینی و رفتارها و عواطف دینی بر سلامت روانی نوجوانان ورزشکار، اهمیتدادن به آنها از طریق والدین، مربیان و مسئولان ورزشی میتواند کمک شایانی به بهبود سلامت اخلاقی و معنوی میدانها و رویدادهای ورزشی نماید.
سابقه و هدف: دین اسلام دین فطرت است و حفظ تندرستی و سلامتی را به رسمیت شناخته و به آن اهتمام ورزیده است. یکی از راههای حفظ سلامتی جسمانی انجام فعالیت بدنی است. پژوهش حاضر در صدد بوده است تا به بررسی دیدگاه اسلام دربارۀ نقش فعالیت بدنی در حفظ سلامتی و تندرستی با استفاده از قرآن کریم و روایات بپردازد. روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی است. برای استخراج و تحلیل متون با کلیدواژههای اسلام، آیات قرآن، احادیث، فعالیت بدنی، تندرستی، پیامبر اکرم (ص) و ائمۀ اطهار (ع) در منابع اسلامی شامل قرآن کریم، احادیث معتبر معصومین (ع) و تفاسیر قرآنی چون تفسیر المیزان و بحارالانوار و همچنین نرمافزار جامعالاحادیث و جامعالتفاسیر و نیز پایگاههای اطلاعاتی مانند ایرانداک، مگیران، پابمد، اس.آی.دی، ریسرچگیت و ساینس دایرکت جستوجو شد. مؤلفان مقاله هیچگونه تضاد منافعی دربارۀ این پژوهش گزارش نکردهاند. یافتهها: بر اساس نتایج بهدستآمده، در آیات قرآن و روایات پیشوایان معصوم (ع) به فعالیت بدنی برای حفظ سلامتی جسمانی و تندرستی جهت انجام امور معنوی و دینی که درنهایت به حفظ ارزشهای انسانی منجر میشود، توجه ویژهای شده است. یکی از چالشهای دنیای کنونی بیتوجهی به رسالت اجتماعی فعالیت بدنی در حفظ سلامت عمومی جامعه است و بیشتر به سلامت فرد توجه میشود. نتیجهگیری: مطابق آنچه در آیات و روایات آمده است، دین اسلام توجه ویژهای به حفظ تندرستی دارد و انجام فعالیت بدنی با هدف حفظ ارزشهای انسانی ستوده شده است. به نظر میرسد یکی از چالشهایی که دنیای کنونی با آن روبهرو است، فعالیت بدنی محض بدون توجه به ارزشهای انسانی است. در صورتی که در دین اسلام به هدف انجام فعالیت بدنی بیشتر توجه شده است تا صرف انجام فعالیت بدنی. علاوهبراین، بُعد اجتماعی و تأثیرگذاری اجتماعی فعالیت بدنی و ورزش نیز در دین اسلام بهخوبی تبیین شده است.
سابقه و هدف: سلامت معنوی عبارت است از برخورداری از حس پذیرش، اخلاق و حس ارتباط متقابل مثبت با یک قدرت حاکم و برتر قدسی، دیگران و خود که طی فرایندی پویا و هماهنگ حاصل میشود. دستیابی به جامعۀ سالم و موفق از طریق تأمین سلامت معنوی خانواده که بنیادیترین ساختار جامعه محسوب میشود، مقدور است. ازاینرو، مطالعۀ حاضر با هدف تعیین متغیّرهای زمینهساز سلامت معنوی در زوجین مسلمان انجام شده است. روش کار: این مطالعۀ مروری از نوع توصيفي است. برای گردآوري دادهها با کلیدواژههای سلامت معنوی، معنویت، همسران، زوجین و اسلام در پایگاههای گوگل اسكولار، نورمگز، اس.آی.دی و مگيران در بازه زماني سالهاي 1359 تا 1399 جستوجو شد. پس از بررسی 53 مستند، متغیّرهای زمینهساز سلامتی معنوی در متون اسلامی با روش تحلیل محتوای قراردادی استخراج شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: بر اساس نتایج، 47 کد بهدستآمده در شش زیرطبقه (مؤثر بر روابط معنوی، رفتاری، عاطفی، شناختی، جنسی و ساختار خانواده) دستهبندی شد. در این مقاله دادههای مرتبط با متغیّرهای زمینهساز سلامتی معنوی در روابط معنوی و رفتاری زوجین ارائه شد. متغیّرهای زمینهساز سلامتی معنوی در روابط معنوی زوجین شامل تلاش در اطاعت خدا، مشارکت در اعمال عبادی، هدفمندکردن زندگی و مساعدت در رشد و شکوفایی است. متغیّرهای زمینهساز سلامتی معنوی در روابط رفتاری زوجین شامل انعطافپذیری و آسانگیربودن، خوشرویی و حسن معاشرت، رفتار مسئولانه، رازداری و پوشاندن عیوب، آراستگی، کنترل خشم، گفتار نیکو، وقتگذرانی مشترک، گشادهدستی و صلۀ رحم است. نتیجهگیری: سلامت معنوی زوجین با ایجاد هدف و معنی در زندگی، انعطافپذیری، مسئولیتپذیری، مدیریت خشونت، آداب معاشرت و گشادهدستی منجر به رشد دنیوی و اخروی زوجین میشود.
سابقه و هدف: یکی از حوزههای مهم سلامت و بهداشت روان افراد جامعه تجربۀ بهزیستی هیجانی آنان است که تحت تأثیر عوامل متعددی شکل میگیرد. ازاینرو، مطالعۀ حاضر با هدف نقش میانجی سرسختی روانشناختی در رابطۀ مقابلۀ مذهبی با بهزیستی هیجانی دانشجویان پرستاری صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری است که بهروش تحلیل مسیر انجام شده است. جامعۀ پژوهش تمامی دانشجویان دانشکدۀ پرستاری و مامایی شهر قائن به تعداد 800 نفر در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که 180 نفر از آنان بهروش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند و بهصورت برخط به پرسشنامههای مقابلۀ مذهبی پارگامنت و همکاران، سرسختی روانشناختی کیامرئی و همکاران و بهزیستی هیجانی کیز و ماگیارمو پاسخ دادند. روابط بین متغیّرها با آزمون همبستگی پیرسون و با نرمافزار SPSS نسخۀ 18 و الگوی پژوهش با نرمافزار Amosتحلیل شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج نشان داد مقابلۀ مذهبی مثبت (528/0=β و 01/0>P) بهصورت مثبت و مقابلۀ مذهبی منفی (391/0- =β و 01/0>P) بهصورت منفی بر سرسختی روانشناختی تأثیر مستقیم داشتند. همچنین، مقابلۀ مذهبی مثبت هم بهصورت مستقیم (329/0=β و 01/0>P) هم بهصورت غیرمستقیم (153/0=β و 01/0>P) و با میانجیگری سرسختی روانشناختی بر بهزیستی هیجانی تأثیر داشت. علاوهبراین، مقابلۀ مذهبی منفی هم بهصورت مستقیم (237/0-=β و 01/0>P) هم بهصورت غیرمستقیم (113/0-=β و 01/0>P) و با میانجیگری سرسختی روانشناختی بر بهزیستی هیجانی تأثیر داشت. سرسختی روانشناختی نیز بهصورت مستقیم (289/0=β و 01/0>P) بر بهزیستی هیجانی تأثیر مثبت داشت (528/0=β و 01/0>P). نتیجهگیری: یافتههای پژوهش اهمیت برنامهریزی در جهت بهبود سرسختی روانشناختی و مقابلۀ مذهبی را در ارتقای بهزیستی هیجانی دانشجویان پرستاری نشان میدهد.
سابقه و هدف: بُعد معنوی زندگی انسان یکی از سازههای مؤثر در سلامت و بهزیستی روانشناختی شناخته میشود که در سالهای اخیر به آن توجه شده است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف پیشبینی بهزیستی معنوی و سرمایۀ معنوی بر اساس ویژگیهای شخصیتی، آگاهی و گرایش به مصرف غذای حلال در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان صورت گرفته است. روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی و مقطعی است. جامعۀ آماری پژوهش تمامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که تعداد 300 نفر از آنان با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای آگاهی و گرایش به مصرف غذای حلال، فرم کوتاه پرسشنامۀ بهزیستی و سرمایۀ معنوی و پرسشنامۀ پنجعاملی شخصیت استفاده شد. تحلیل دادههای جمعآوریشده با استفاده از آزمون رگرسیون گامبهگام و با بهکارگیری نرمافزار SPSS نسخۀ 26 انجام شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گامبهگام نشان داد که پس از ورود متغیّرهای پیشبین، درنهایت هنجار ذهنی، آگاهی، گشودگی به تجربه و روانرنجورخویی توانستند در چهار گام 22/0R2= از واریانس سرمایۀ معنوی را تبیین کنند. همچنین، پیشبینی بهزیستی معنوی نیز گویای این است که بهزیستی جسمانی، نگرش به غذای حلال، روانرنجورخویی و گشودگی به تجربه قویترین پیشبینهای باقیمانده در الگو، 34/0 R2=از واریانس بهزیستی معنوی را پیشبینی کردند. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان گفت که آگاهی و نگرش به مصرف غذای حلال بههمراه ویژگیهای شخصیتی از عوامل اساسی شناخته میشوند که در رابطه با زندگی معنوی (سرمایه و بهزیستی معنوی) دانشجویان میتوان به آنها توجه کرد.
سابقه و هدف: نشاط معنوی یکی از انواع هیجانهای مثبت است که در شرایط استرسزا نقش مهمی در کمک به سازگاری افراد با شرایط دارد. ازاینرو پژوهش حاضر با هدف پیشبینی نشاط معنوی بر مبنای معنا در زندگی و سرمایههای روانشناختی با میانجیگری حس پیوستگی دانشجویان در دوران همهگیری بیماری کووید 19 انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. جامعۀ پژوهش تمامی دانشجویان دختر و پسر مقطع کارشناسی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که 360 نفر از آنان بهروش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. در این پژوهش دادهها با استفاده از پرسشنامۀ ویژگیهای جمعیتشناختی، نشاط معنوی چیریان و افروز، معنا در زندگی استیگر و همکاران، سرمایههای روانشناختی لوتانز و حس پیوستگی آنتونسکی جمعآوری و با نرمافزار اسمارت پی.ال.اس دو و با روش معادلات ساختاری تحلیل شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج نشان داد که معنا در زندگی و سرمایههای روانشناختی با میانجیگری حس پیوستگی ارتباط مثبت و معناداری با نشاط معنوی داشت (00/0>P). نتیجهگیری: معنا در زندگی و سرمایههای روانشناختی ایجادکنندۀ یک منبع مقاومت درونی هستند که در تعامل با حس پیوستگی میتوانند در ایجاد نشاط معنوی در دانشجویان مؤثر باشند.
سابقه و هدف: اعتماد اجتماعی ازجمله پدیدههای اجتماعی است که در تعاملات شهروندان نقش حیاتی ایفا میکند و با ایجاد پیوندهای مستحکم اجتماعی، انسجام و یکپارچگی جامعه را فراهم میآورد. در این میان، شفافیت در ارکان مختلف حکومت نیز میتواند سازوکار مؤثر حامی حقوق شهروندان باشد. در اسلام تأکید ویژهای بر نفاق و دورویی بهعنوان یک جریان ضداجتماعی میشود. با توجه به اهمیت موضوع و خلأ مطالعات پیشین در این حوزه، هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین ادراک شفافیت در دینداری مسئولان طبق آموزههای نهجالبلاغه و اعتماد اجتماعی شهروندان بوده است. روش کار: روش انجام این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث نحوۀ گردآوری دادهها توصیفی و از شاخۀ میدانی است. بهمنظور بررسی ارتباط بین متغیّرهای پژوهش، 428 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد، دکتری و اعضای هیئت علمی دانشگاههای تهران، مازندران، قم و سمنان بهروش نمونهگیری دردسترس جامعۀ آماری در نظر گرفته شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد و برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای تحلیل عاملی تأییدی و الگوی معادلات ساختاری در نرمافزارLISREL و آزمون میانگین در نرمافزار SPSS نسخۀ 16 استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج آزمونهای آماری حاکی از این است که ادراک شفافیت در دینداری مسئولان تأثیر مثبت و معناداری بر اعتماد اجتماعی شهروندان داشت (53/8T= و 59/0P=). به این معنی که هرچه شفافیت بیشتری در دینداری مسئولان مشاهده شود، اعتماد اجتماعی در میان شهروندان نیز بیشتر میشود. علاوهبراین، تجزیه و تحلیل پاسخهای جامعۀ آماری نشان میدهد که میزان شفافیت در دینداری مسئولان و میزان اعتماد اجتماعی آنان بیشتر از مقدار متوسط ارزیابی شده است. نتیجهگیری: یافتهها گویای این است که با توجه به بارهای عاملی بهدستآمده، تقویت هر یک از شاخصهای شفافیت در دینداری مسئولان منجر به بهبود سطح اعتماد اجتماعی شهروندان میگردد. بنابراین، با توجه به وضعیت فعلی هر یک از مؤلفهها، لازم است مسئولان جامعه بهمنظور بهبود وضعیت اعتماد اجتماعی شهروندان در بهبود شفافیت هر یک از مؤلفههای دینداری کوشا باشند.
سابقه و هدف: بررسی عوامل مؤثر در سازگاری عاطفی نوجوانان بدسرپرست و بیسرپرست بهدلیل مشکلاتشان ضروری است؛ بنابراین مطالعۀ حاضر با هدف بررسی نقش سلامت معنوی و انعطافپذیری شناختی در سازگاری عاطفی نوجوانان بدسرپرست و بیسرپرست انجام شده است. روش کار: این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی است. جامعۀ پژوهش تمامی نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست 13 تا 18 سالۀ تحت پوشش مراکز بهزیستی شهر بجنورد (مرکز دخترانۀ هلیا و مرکز زمین احسان) در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که بهروش نمونهگیری سرشماری تعداد 120 نفر نمونۀ پژوهش در نظر گرفته شدند و به پرسشنامههای سلامت معنوی پالوتزین و الیسون، انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال و سازگاری هیجانی سینها و سینگ پاسخ دادند. در تحلیل دادهها از آزمون همبستگی پیرسون و روش تحلیل رگرسیون چندگانه با نرمافزار SPSS نسخۀ 25 استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج نشان داد رابطۀ بین سلامت معنوی (587/0=r) و انعطافپذیری شناختی (599/0=r) با سازگاری عاطفی مثبت و معنیدار بود (01/0>P). همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که سلامت معنوی ۶/۳۳% و انعطافپذیری شناختی ۳/۳۷% از واريانس سازگاری عاطفی را تبيين کرده است. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای بهدستآمده، تقویت سلامت معنوی و انعطافپذیری شناختی نوجوانان بیسرپرست و بدسرپرست در تقویت سازگاری عاطفی آنان مؤثر خواهد بود؛ تأثیر بنیادین سلامت معنوی بهعنوان یکی از منابع اصلی هویتساز و هویتبخش در جامعه بهویژه در جامعهای دینی مانند ایران نقش بسیار مهمی خواهد داشت.
سابقه و هدف: در دوران همهگیری بیماری کرونا، استرس ابتلا به این بیماری میتواند بر بسیاری از جنبههای عملکرد فرد نظیر عملکرد شغلی تأثیرگذار باشد. ازاینرو ارتقا و بهرهگیری از سرمایههای روانشناختی مانند بهزیستی روانشناختی و تابآوری نقش مهمی در مقابله با شرایط استرسزا ایفا میکند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استرس ابتلا به کرونا بر جو اخلاقی و بهزیستی روانشناختی پرستاران بیمارستان شهید دکتر بهشتی اردستان با میانجیگری تابآوری انجام شده است. روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی است. جامعۀ پژوهش تمامی پرستاران بیمارستان شهید دکتر بهشتی اردستان به تعداد 200 نفر بودند که 131 نفر از آنان بهروش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامۀ ويژگيهاي جمعیتشناختی، پرسشنامۀ اضطراب کرونای علیپور و همکاران، پرسشنامۀ جو اخلاقی ویکتور و کالن، پرسشنامۀ بهزیستی روانشناختی ریف و پرسشنامۀ تابآوری کانر و دیویدسون بود. برای تحلیل دادهها از آزمون همبستگی و معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار اسمارت پیالاس استفاده شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که استرس ابتلا به کرونا بر جو اخلاقی، بهزیستی روانشناختی و تابآوری تأثیر معکوس و معنیداری داشت. نتیجهگیری: پرستاران باید با هوشیاري و حفظ آرامش به خود اعتماد به نفس کافی بدهند تا بتوانند بدون تمرکز بر خطرات مربوط به حرفۀ خود، بر مشکلات غلبه کنند تا بهتدریج از میزان استرس و فشارهاي روحی آنان کاسته شود.
سابقه و هدف: در دهههای اخیر و پس از تحقق انقلاب اسلامی در ایران، مباحث گوناگونی دربارۀ انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) در محافل علمی و میان اندیشمندان آغاز شده و پژوهشهای فراوانی نیز در این زمینه صورت گرفته و حتی مراکز تحقیقاتی ایجاد و نشریاتی در این حوزه منتشر شده است و به موضوعاتی چون بررسی عوامل غیبت امام (ع)، زمینهسازی ظهور، علائم ظهور، چرایی یأس از ظهور و نقش مردم در تعجیل ظهور پرداخته شده است. در این پژوهش به بررسی واژۀ ظهور و روایات مرتبط با آن و سپس به تأثیری که ظهور در تأمین سلامت فردی و اجتماعی دارد پرداخته شده است. روش کار: این پژوهش از نوع کتابخانهای است و با روش توصیفی - تحلیلی و بهرهگیری از فرهنگهای لغات و واژهنامهها، بررسی آیات قرآنی و روایات و همچنین جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی مقالات مانند مگیران و نورمگز در صدد این برآمده است که بتواند معانی مختلف واژۀ ظهور، مشتقات و کاربردهای استعمالی آن را احصاء و معانی آن را در کلام الله بررسی کند. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: ظهور و مشتقات آن در معانی متعددی مانند آشکارشدن و غلبهیافتن به کار رفته و در قرآن از این واژه برای پیروزی اسلام و غلبۀ آن بر سایر ادیان استفاده شده است. اولین بار پیامبر (ص) این واژه را دربارۀ موضوع مهدویت مطرح کرده است. علاوهبراین، از آیات و روایات نیز استفاده میشود که یکی از اهداف ظهور، تجدید حیات دینی و احیای دوبارۀ سنتهای فراموششده است. به تعبیر دیگر، این تجدید و احیاء برای رسیدن فرد و جامعه به صلاح و دورشدن آنان از فساد و تباهی است که زمینهساز تأمین سلامت فردی و اجتماعی خواهد بود. نتیجهگیری: هدف از ظهور حضرت مهدی (عج) از بین بردن ریشههای ظلم و فساد و تحقق عدالت در سطح جهانی است که با تحقق آن زمینۀ رشد و تعالی انسانها فراهم میشود و سلامت فردی و اجتماعی آنان تحقق مییابد.
سابقه و هدف: واکنشهای انسان در برابر موقعیتهای تنشزا متعدد است؛ از شادی و نشاط در برابر رویدادهای تلاشبرانگیز و درعینحال قابل حلوفصل گرفته تا هیجاناتی ازقبیل اضطراب، خشم، ناامیدی و افسردگی. زمانی که وضعیت تنشزا استمرار یابد، بسته به میزان موفقیت شخص در مقابله با آن وضعیت، احتمال اینکه او از لحاظ هیجانی دچار نوسان شود، وجود دارد. در مقالۀ حاضر سعی شده است که به راهبردهای مقابلهای مسئلهمحور حین اندوه و سختی بر اساس رویکرد روانشناسی در فرایند روانشناختی مبتنی بر دیدگاه امام سجاد (ع) پرداخته شود. روش کار: روشِ پژوهش حاضر کیفی از نوع تحلیل محتوای متعارف است که بهصورت هدفمند دو دعای 7 و 54 از کتاب صحیفۀ سجادیه انتخاب و با ابزار تحلیل اسنادی و دادههای کتابخانهای با نرمافزار مکس کیودا نسخۀ 2018 تحلیل شد. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: تحلیلها نشان میدهد که در حوزۀ شناختی خداشناسی، خودشناسی، سبک بینش نسبت به سختیها، توکل، امید، پذیرش، مثبتنگری، ایمان به خدا و اعتقاد به سنتهای الهی، در حوزۀ رفتاری یاد خدا، اقرارکردن، درخواستکردن، پناهجویی و حمایتطلبی، توسل و تقوا و در حوزۀ هیجانی - معنوی دعا، یاد خدا، توسل، محبت و مهرورزی، عفو و گذشت بهعنوان مؤلفههای مقابلهای در صحیفۀ سجادیه حین سختی میتواند موجبات کاهش غم و اندوه و اضطراب را فراهم نماید. نتیجهگیری: اندوه افراطی در فرد مانع ارتباط او با خدا و عملکرد مثبت و درنتیجه مانع رشد و تکامل وجودی وی و همچنین موجب غفلتش میشود؛ بنابراین فرد با داشتن مهارتهای لازم و راهبرد درست برای رویارویی با مشکلات میتواند به آرامش روانی برسد.
سابقه و هدف: امروزه افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانشناسی و معضل عمومی زندگی بشر محسوب میگردد و تقریباً در همة کشورها و فرهنگها دیده میشود. با توجه به تأکید پژوهشهای جدید بر استفاده از عاملهای فرهنگی - اعتقادی، در فرهنگ ایرانی - اسلامی ما میتوان برای درمان اختلال افسردگی در کنار اصول علمی واقعیتدرمانی از آموزههای اسلامی هم کمک گرفت. ازاینرو، هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی واقعیتدرمانی گروهی همراه با آموزههای اسلامی بر کاهش علائم افسردگی، اعتقادات جبرگرایی و افزایش بهزیستی روانشناختی در زنان افسرده بوده است. روش کار: این پژوهش بهشیوۀ نیمهآزمایشی و بهصورت پیشآزمون - پسآزمون با گروه کنترل و دورۀ پیگیری 40 روزه صورت گرفته است. جامعۀ آماری زنان افسرده مراجعهکننده به درمانگاه ندای آرامش روان تهران در تابستان سال 1400 بودند که از میان آنان 32 نفر بهروش نمونهگیری هدفمند نمونۀ پژوهش انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 16 نفر) جایگذاری شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامۀ افسردگی بک و همکاران، مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف و کیز و مقیاس ارادۀ آزاد و جبرگرایی پالهاس و مارجسون استفاده شد و افراد گروه آزمایش بهمدت هشت جلسۀ ۹۰ دقیقهای در جلسات واقعیتدرمانی گروهی همراه با آموزههای اسلامی شرکت کردند. دادههای بهدستآمده با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیّره تجزیه و تحلیل شد. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج نشان داد واقعیتدرمانی گروهی همراه با آموزههای اسلامی بر کاهش علائم افسردگی و جبرگرایی و افزایش بهزیستی روانشناختی تأثیر معناداری داشت (05/0P<). مقدار این تأثیر با توجه به مجذور نسبی اتا (اندازۀ اثر) در دورۀ پیگیری بدین صورت بود که 42% تغییرات ارادۀ آزاد، 60% تغییرات افسردگی، 26% تغییرات پذیرش خود، 30% تغییرات ارتباط مثبت، 29% تغییرات استقلال و 28% تغییرات تسلط بر محیط در مرحلۀ پسآزمون از تفاوت گروههای آزمون و کنترل ناشی میشد. نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که واقعیتدرمانی گروهی همراه با آموزههای اسلامی میتواند برای بهبود علائم افسردگی، کاهش جبرگرایی و افزایش بهزیستی روانشناختی افراد افسرده مؤثر باشد.
سابقه و هدف: غم و اندوه پدیدهای جهانی و پاسخی عادی به از دست دادن و سوگ است. در طول همهگیری کووید 19، تجارب دردناک از دست دادن و ناتوانی ممکن است موجب اندوه تحملناپذیر، پشیمانی و حتی خشم افراد داغدیده شود و مشکلات بیشتری را در کنارآمدن با از دست دادن در زندگی جاری آنان ایجاد کند. به نظر میرسد که دین و معنویت عاملی مهم در واکنش افراد داغدیده به سوگ باشد. افرادی که سطوح بالایی از دین و معنویت دارند، ممکن است استرس خود را بهتر مدیریت کنند و در زندگی معناجویی بیشتری داشته باشند. پژوهش حاضر با هدف پیشبینی واکنش به سوگ بر اساس عمل به باورهای دینی و معناجویی در افراد داغدیده بر اثر کووید ۱۹ انجام شده است. روش کار: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری پژوهش افراد بالای 18 سال ساکن شهر سنندج در سال 1400 بودند که در زمان انجام پژوهش بهدليل فوت يكي از بستگان درجۀ یک بهسبب کووید ۱۹ دچار سوگ بودند. با استفاده از فرمول تاباچنیک و نورکراس 106 نفر با شیوۀ نمونهگیری دردسترس حجم نمونه در نظر گرفته شدند. برای سنجش متغیّرهای پژوهش از مقیاسهای استاندارد احساس معنا در زندگی، عمل به باورهای دینی و پرسشنامۀ تجربۀ سوگ استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها نیز با آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان صورت گرفت. در این پژوهش همۀ موارد اخلاقی رعایت شده است و مؤلفان تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون و ضریب همبستگی چندگانه نشان داد که متغیّرهای عمل به باورهای دینی و معناجویی با واکنش به سوگ برابر با 55/0 و بهترتیب در سطح 05/0>P و 001/0>P معنادار بود. با توجه به ضریب تعیین 31/0، متغیّرهای پیشبین واریانس واکنش به سوگ را تبیین کردند. نتیجهگیری: دین و معنویت به افراد کمک میکند تا با ناملایمات بیرونی و درونی بهتر مقابله کنند. عمل به باورهای دینی و معناجویی عوامل مهمی در فرایند غم و اندوه هستند و میتوانند از فرد داغدیده در نحوۀ مواجهه با سوگ و استرسها محافظت کند.
سابقه و هدف: مشخصکردن حدود و ثغور اختلالات روانی همیشه یکی از چالشبرانگیزترین مباحث علم روانشناسی بوده است. مکاتب مختلف روانشناسی و انجمنهای تخصصی در حوزۀ آن به تبیین و طبقهبندی اختلالات پرداختهاند. با وجود چالشهایی که در مسیر تعریف و طبقهبندی اختلالات وجود دارد، پرداختن به آن از طریق استناد به منبعی وحیانی و متقن یعنی قرآن کریم ضروری به نظر میرسد. هدف از این پژوهش ارائۀ الگویی پیشنهادی برای اختلالات روانشناختی از منظر قرآن کریم بوده است. روش کار: روش این مطالعه از نوع کیفی است. در مطالعۀ حاضر متن هدف، که برای بهدستآوردن موضوعی خاص یعنی تعریف اختلالات روانی و الگوی آن تحلیل و بررسی شده، قرآن کریم است. در پژوهش پیش رو از سه روش اصلی تدبر قرآن به قرآن، تدبر سورهای و تحلیل کلمهای استفاده شده است. مؤلفان مقاله تضاد منافعی گزارش نکردهاند. یافتهها: نتایج نشان میدهد که اختلالات روانی از منظر قرآن فرایندهای معیوبی است که در نتیجۀ تأثیر القائات منفی بیرونی بر اجزای ساختار وجودی انسان نظیر ادراک و باور، توجه، ایمان، داراییها و توانمندیها و بروزات ایجاد میشود و در هر کدام از این پنج حوزه مختصات بهخصوصی دارد. نتیجهگیری: تعریف اختلال از منظر قرآن و طبقهبندی آن نسبت به تعریفها و طبقهبندیهای موجود ارجحیتهایی دارد؛ برای مثال استفاده از روشی اصولی و علمی برای استخراج الگو، تبیین مفهومی زیربنایی با اولویت بالای پژوهشی، جامعبودن تعریف و طبقهبندی نسبت به تعاریفی که صرفاً بر احساس مشکل از سوی خود فرد تأکید میکند، ساختاری و آسیبشناسانه بودن تعریف در برابر نشانهمحوری در برخی از نظریهها و اتکا به فلسفۀ وحیانی که اتقان بیشتری نسبت به دیگر فلسفههای زیربنایی دارد.