
یکی از محصولات شکافت هستهای اورانیوم، رادیوایزوتوپهای زنون هستند. این رادیوایزوتوپها در فرآیند انحلال هدف اورانیومی برای استحصال 99Mo به صورت گاز، رهاسازی میشوند. هدف این پژوهش، اندازهگیری فعالیت رادیوایزوتوپهای زنون رها شده، میباشد. به این منظور، رادیوزنون با استفاده از جاذب کربن فعال از دیگر محصولات شکافت جدا گردیده و پس از عبور از الک کربنی، خالص میشود. رادیوزنون خالص، به درون محفظه اندازهگیری هدایت شده و با استفاده از آشکارساز HPGe اندازهگیری میشود. برای کالیبراسیون بازدهی آشکارساز از دو روش تجربی و شبیهسازی با کد MCNPX27e استفاده شده و اختلاف بین این دو روش کمتر از 22 درصد بودهاست. به این ترتیب میانگین فعالیت cc 100 از گاز رادیوزنون، در لحظه پس از پایان پرتودهی برابر Bq 54225 حاصل شد.
کبالت-60 به عنوان یک چشمه پرتوزا صنعتی مهم در استریلیزاسیون مواد غذایی و تجهیزات پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد. چشمههای kCi عمدتا میتوانند برای تحقیقات آزمایشگاهی مورد استفاده قرار گیرند با این حال مراکز صنعتی معدودی وجود دارند که از این چشمهها برای پرتودهی محصولات کشاورزی استفاده میکنند. لذا در این مطالعه، پتانسیل تولید چشمههای چند ده کیلوکوری میلهای کبالت-60 در راکتور تحقیقاتی تهران با استفاده از کد MCNPX بررسی شده است. مجتمعهای مختلف شامل میلههای کبالت-59 توسط کد محاسباتی مدل شد. همچنین بارگذاری مجتمع میلهای کبالت-59 در آرایشهای مختلف قلب راکتور تحقیقاتی تهران بررسی شد و بهره تولید کبالت-60 در هر یک از موارد مدل شده محاسبه شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد با بهینه سازی مجتمع میلهای کبالت-59 در یک آرایش 27-تایی قلب سال 1401راکتور تحقیقاتی تهران میتوان پس از 3 سال پرتودهی به حدود kCi 40 محصول کبالت-60 دست یافت. استفاده از بازتاباننده برلیوم با هندسه بهینه شده میتواند راکتیویته منفی ایجاد شده ناشی از بارگذاری مجتمع کبالت-59 را کاهش دهد. همچنین بارگذاری مجتمع کبالت-59 در حاشیه قلب تعادلی راکتور تحقیقاتی تهران میتواند منجر به تولید حدود kCi 23 کبالت-60 گردد.
یکی از مراحل مهم در چرخه سوخت هستهای غنیسازی اورانیوم است. ضروری است در مسیر رسیدن به اورانیوم با غنای موردنظر تاسیسات، فرایندهای کنترلی با استفاده از اندازهگیری مستمر صورت پذیرد. از طرفی به سبب قرارگیری در محیط با پرتوزایی خارجی بالا و نیز مستعد برای پرتوگیری داخلی اپراتور به ویژه هنگام کار با پودر اورانیوم ضروری است از ابزاردقیق با توانایی مانیتورینگ آنلاین و مداوم استفاده گردد که ابزاردقیق هستهای جایگاه ویژهای در این بین ایفا میکند. در این کار تحقیقاتی بر آن شدیم تا بر روی طراحی مفهومی سیستم اندازهگیری درصد غنا و وزن پودر اورانیوم تترافلوراید درون مخازن بارگیری و جابجایی موجود در صنعت هستهای کار کنیم. بدینمنظور و با هدف کاستن از هزینهها و در عین حال حذف حداکثری خطای شمارش تمرکز بر روی خوانش صرفا پرتوهای گامای گسیلی از پودر و یا همراه با چشمه رادیواکتیو جانبی موردنظر قرار گرفت. اساس طراحی بر بهینه-سازی مکان هندسی آشکارساز/آشکارسازهای سوسوزن اطراف مخزن حاوی پودر اورانیوم تترافلوراید به منظور داشتن بیشینه دقت در اندازهگیری قرار گرفت. نتایج شبیهسازی در محیط نرمافزار مونتکارلو نشان میدهد بهازای درصدهای مختلف غنا و نیز ارتفاعهای مختلف پودر اورانیوم درون مخزن استوانهای قادریم در زوایای خاص بیشینه دقت را در اندازهگیری دو پارامتر درصد غنا و وزن پودر داشته باشیم.
در این پژوهش، آشکارسازهای تابش فرابنفش با پاسخ قابل کنترل بر پایهی لایه نازک متشکل از نانومیلههای نسبتاً عمود اکسید روی (ZnO) ساخته شدند. نانومیلههای عمودی به روش حمام شیمیایی بر روی زیرلایههای شیشه دانهگذاری شده رشد داده شدند. سپس با استفاده از تکنیکهای میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، پراش پرتو ایکس (XRD)، طیفسنجی فوتولومینسانس (PL) و پراش انرژی پرتو ایکس (EDAX) مشخصهیابی شدند. اثر تغییر محیط و مساحت الکترودهای شانهای درهم تنیده بر پاسخدهی و جریان تاریک آشکارساز تابش UV بر پایهی نانومیلههای ZnO بررسی شد. پاسخدهی آشکارساز با کاهش محیط الکترود و ثابت نگه داشتن مساحت ناحیه فعال روند نزولی نشان داد. با ثابت نگه داشتن محیط الکترود در مقدار بیشینه دیده میشود که پاسخ آشکارساز با افزایش گاف بین انگشتهای الکترودها افزایش مییابد به طوریکه در فاصله گاف µm 160 به مقدار بیشینهاش به بزرگی AW-1 105 با اعمال ولتاژ بایاس V 2 میرسد. سازوکار حاکم بر تغییر پاسخدهی با تغییر هندسهی الکترودها بر اساس تغییر مساحت نواحی تهی حاصله از سدهای شاتکی بین طلا و اکسیدروی و سدهایی که در مرز بین میلههای ZnO به سبب جذب و واجذب گونههای اکسیژن شکل میگیرد، پیشنهاد میشود. این پژوهش روشی ساده برای بهینهسازی پاسخدهی افزارههای آشکارسازی به منظور کاربردهای عملی ارائه میدهد.
با اعمال دو باریکه پرشدت نسبیتی تحت شرایط مختلف بر پلاسمای کم چگال، تاثیر فاصله و زاویه نسبی باریکه ها بر رشتهای شدن آن ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از شبیهسازیها با استفاده از کد ذره در سلول دو بعدی SMILEI نشان می دهند، زمانی که فاصله دو باریکه صفر است و زاویه نسبی بین آنها وجود ندارد، نتایج منطبق با رفتار یک پالس قوی با شدت چهار برابر تک پالس است. همچنین، تاثیر تغییرات پارامتر زاویه بر رشته ای شدن باریکه ها به مراتب مهم تر از تاثیر پارامتر فاصله است. با تغییر و افزایش فاصله دو باریکه در زاویه ثابت، تشکیل کانالهای مجزایی مشاهده شده است که تفکیک آنها با افزایش فاصله پالس بیشتر میشود. در بررسی اثر زاویه بر رشته ای شدن به ازای ، تشکیل دو کانال مجزا و پیشروی در پلاسما مشاهده شده است. به طوریکه با افزایش زاویه به کانالها با هم ادغام شده و منجر به تشکیل یک تک کانال عریض چگالی میشود. بیشترین کانالهای رشته ای مشاهده شده به ازای مقدار مشخصی از فاصله دوپالس، در زاویه نسبی میانی ، رخ می دهد. با توجه به اهمیت رشتهای شدن و به هم پیوستن کانالها در ارتباط با موضوع پایداری انتشار پالس های پرتوان، این بررسی نشان می دهد که تغییرات زاویه نسبی بین دو باریکه و اثر آن در رشته ای شدن باریکه می تواند در زوایایی بر انتشار موثر و پایداری پالس پرتوان تاثیرات منفی داشته باشد که در برخی آزمایشات از جمله گداخت محصور سازی لیزری مطلوب نیست.
یکی از فرآیندهای تصادفی که در اکثر آزمایشهای هستهای مشاهده میشود، فرآیند تصادفی پواسون است. با توجه به اثر زمانمرده در سامانه-های آشکارسازی حالت پالسی، فرآیند اندازهگیری شده در خروجی آشکارساز نسبت به فرآیند تصادفی پواسون دارای اعوجاج است. در این تحقیق با استفاده از روشهای تحلیل آماری به شناسایی سامانههای آشکارسازی حالت پالسی پرداخته شده است. یکی از آشکارسازهای نوعی که در حالت پالسی کار میکند، آشکارساز BF3 است. در این پژوهش یک آشکارساز BF3 نوعی برای پیادهسازی روش فوق انتخاب شد و سپس پالسهای مشاهده شده در خروجی آشکارساز در حوزه زمان با استفاده از تحلیل آماری افتوخیزها اندازهگیری و تحلیل گردید. در آزمایشهایی مانند اندازهگیریهای مربوط به تئوری نوفه راکتور قدرت صفر، تابع انتقال سامانه آشکارسازی استفاده شده نیز خود بر نتایج بدست آمده اثر گذار است. از اینرو آگاهی از تابع انتقال سامانه آشکارسازی بهکار گرفته شده در این آزمایشها از اهمیت ویژهای برخوردار است. همچنین، در اندازه-گیریهایی که در آنها تصحیح زمانمرده سامانه آشکارسازی ضروری است، مشخص بودن تابع انتقال میتواند اطلاعات مفیدی از اثرات زمان مرده را در اختیار قرار دهد. در این پژوهش تابع انتقال یک سامانهآشکارسازی نوترون نوعی که بر پایهی آشکارساز BF3 است بررسی شده است.
محصول فرایند خالص سازی مولیبدن-99 حاصل از انحلال اسیدی محصولات حاصل از شکافت اورانیوم-235، اغلب از درجه خلوص 95%-90% برخوردار است که ناخالصی های اکتیو و غیر اکتیو موجود در آن سبب تخریب و کاهش راندمان در ژنراتورهای mTc99Mo/99 می شوند. استفاده از روش تصعید غیر مستقیم به عنوان یک مرحله اضافه برای افزایش خلوص و کاهش اتلاف مولیبدن به جای تصعید مستقیم می تواند تا حدی موثر باشد. در این روش مولیبدن محصول با عبور از ستون حاوی آلومینا جذب آن شده و پس از خشک شدن جاذب، تصعید خواهد شد. در پژوهش حاضر، عوامل موثر در جذب مولیبدن بر روی بستر آلومینا شامل مقدار جاذب، حجم و سرعت جریان محلول ورودی و غلظت مولیبدن آن، بهینه سازی شده و در نهایت راندمان جذب به 99-97% رسیده است. این مقادیر برای تولید mg20 مولیبدن-99 در مقیاس صنعتی در نظر گرفته شده است
فناوری پلاسمای سرد اتمسفری به عنوان جایگزینی مناسب برای روشهای سنتی و سازگار با محیط زیست کاربردهای گسترده ای در کشاورزی پیدا کرده است. در این تحقیق، اثر تیمار پلاسمای RF روی صفات جوانه زنی دانه روغنی کلزا در پاسخ به تنش خشکی مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور، آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1401 اجرا گردید. عامل پلاسما در هفت سطح و عامل تنش خشکی در سه سطح 3/0-، 5/0- و 9/0- مگاپاسکال بود. نتایج نشان داد که سطوح تنش خشکی 5/0- و 9/0- مگاپاسکال بهترتیب سبب کاهش معنیدار 16/50 و 92/61 درصدی طول ریشهچه، 42/8 و 57/71 درصدی طول ساقهچه، 79/21 و 46/85 درصدی وزن خشک ریشهچه، 87/4 و 08/39 درصدی وزن خشک ساقهچه، 16 و 24 درصدی، درصد جوانهزنی در مقایسه با سطح خشکی 3/0- مگاپاسکال گردید. در این آزمایش رشد طولی ساقهچه در مقایسه با رشد طولی ریشهچه بیشتر تحت اثر خشکی شدید قرار گرفت. لذا میتواند ویژگی مناسبی برای ارزیابی تحمل به تنش خشکی باشد. قرار گرفتن بذور کلزا در تیمارهای پلاسمایی 200 وات در زمان نه دقیقه بیشترین اثر تحریککنندهای را با توجه به درصد جوانهزنی و رشد گیاهچهها در کلزا نشان داد.
: آزمایشی به صورت فاکتوریل به منظور تعیین تأثیر دز های مختلف پرتو گاما بر ماندگاری پس از برداشت و کیفیت چهار رقم پیاز ایرانی (سفید قم، سفید نیشابور، قرمز ری و قرمز اصلاحی) طی 120 روز نگهداری در دمای 15-10 درجه سانتی گراد و رطوبت نسبی 70 درصد انجام شد. اثرات متقابل رقم و دز پرتو به طور قابل توجهی بر جوانه زدن، کاهش وزن، سفتی، محتوای جامدات محلول (TSS) و محتوای قندهای احیاکننده و اسید پیروویک (PA) پیازها پس از 120 روز نگهداری تأثیر گذاشت. جوانه زدن پیازها بین 100-10 درصد بود. پیازهای تیمار نشده بیشترین جوانه زدن و کاهش وزن را نشان دادند. تابش پرتو گاما (30-150 گری) درصد جوانه زدن را به طور قابل توجهی محدود کرد و در نتیجه مانع از کاهش وزن پیازها شد. سفتی سوخ های تحت تابش (90-150 گری) بیشتر از سوخ های شاهد بود. کاهش وزن پیازها با جوانه زدن همبستگی مثبت و با سفتی پیاز همبستگی منفی داشت. تیمارهای پرتودهی (30-150 گری) باعث افزایش TSS و (60-150 گری) کاهش محتوای قند سوخ ها شد. سوخ های تیمار نشده در پایان آزمایش کمترین مقدار PA را داشتند. قرار گرفتن در معرض تابش 90-150 گری منجر به بالاترین محتوای PA در سوخ ها شد. به طور خلاصه، استفاده از 90 تا 120 گری پرتو گاما برای بهبود عمر پس از برداشت و کیفیت پیاز می تواند به عنوان یک دستورالعمل کلی در نظر گرفته شود.
ذرات آلبومین بعنوان حامل رادیونوکلیدهای تشخیصی و یا درمانی در پزشکی هستهای می توانند کاربرد داشته باشند. به همین منظور این ذرات با کمک حرارت تهیه شدند. پس از تعیین اندازه، ذرات با استفاده از رادیونوکلید گاما دهنده تکنسیم99 ام در حضور عامل احیاء کننده کلرید قلع نشاندار شدند. خلوص رادیوشیمیایی به روش کروماتوگرافی تعیین گردید. پایداری ذرات نشاندار در محیط نرمال سالین و همچنین مطالعات توزیع زیستی در موش نرمال و موش با تومور گلیوما بررسی شد. اندازه ذرات در محدوده کمتر از 50 نانومتر تعیین شدند. خلوص رادیوشیمیایی بیشتر از 98 درصد به دست آمد. ذرات نشاندار پایداری بیش از 90 درصد را تا 6 ساعت پس از نشاندارسازی در محلول های سالین و سرم انسانی نشان دادند. نتایج مطالعات توزیع زیستی جذب در کبد، طحال و تومور و همچنین دفع بالا از کلیه ها را نشان داد. در تصویر برداری با دوربین گاما از موش جذب در تومور و کلیه ها دیده شد. نتایج به دست آمده قابلیت کاربرد ذرات نشاندار شده به عنوان رادیوداروی تشخیصی برای تومور را اثبات کرد.
در این پژوهش، اَثر اعمال همزمان چرخش پلاسما و میدان مغناطیسی خارجی ایستا در پلاسمایی با تابعیت توانی چگالی بر آهنگ رُشد ناپایداری رایلیـ-تیلور به صورت تحلیلی مطالعه شده است. پلاسمای مد نظر چینهای تراکمناپذیر است و بین دو صفحهیz=0 و z=h محصور شده است. در رژیم آهنگ رشد خطی، رابطهی پاشندگی برای مجموعه معادلات MHD ایدهآل با اِعمال اثر چرخش و شرایط مرزی مناسب استخراج شد. رابطه پاشندگی پایانی، تاثیر ترکیب همزمان میدان مغناطیسی اُفقی و سرعت زاویهای ثابت پلاسما را بر آهنگ رُشد ناپایداری رایلیـتیلور به خوبی نشان می دهد. نتایج نشان میدهند که آهنگ رُشد ناپایداری به مولفه اُفقی میدان مغناطیسی، چرخش پلاسما و همچنین پارامتر بیبُعد λ*بستگی دارد. بیشینهی ناپایداری در مقدار 5/1-= λ*رُخ میدهد. در مقایسه با حالت غیر دورانی متناظر، نتایج اخیر نشان می دهد که ترکیب همزمان چرخش و میدان مغناطیسی خارجی ایستا، مدیریت آهنگ رُشد ناپایداری را بهبود می دهد.
در این پژوهش، استخراج یونهای کبالت از محیط غیرآبی با استفاده از استخراجکننده آلیکوات 336 انجام گردید. اثر پارامترهای مختلف بر فرآیند استخراج غیرآبی شامل غلظت اتیلن گلیکول، غلظت استخراجکننده، غلظت هیدروکلریک اسید و غلظت یونهای کبالت در محلول آبی با استفاده از روش طراحی آزمایش مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به مطلوبیت یک و درصد استخراج بیشینه کبالت، شرایط بهینه شامل درصد حجمی آلیکوات 336 (2/19 درصد)، غلظت کبالت (ppm 4/899)، درصد حجمی اتیلن گلیکول (3/65 درصد) و غلظت هیدروکلریک اسید (81/7 مولار) حاصل گردیدند. اعتبار دادهها با حداقل خطا بین دادههای پیشبینی شده (82/94 درصد) و دادههای آزمایشگاهی (36/99 درصد) مشاهده گردید.
این تحقیق با هدف بررسی امکان ایجاد تنوع و دستیابی به ژنوتیپ های جدید با استفاده از اشعه گاما و EMS در کشت درون شیشهای گیاه بنفشه آفریقایی انجام شد. در این بررسی ابتدا ریزنمونه ها در شرایط این ویترو کشت و سپس با دوزهای مختلف اشعه گاما و یا EMS تیمار شدند. نتایج نشان داد که افزایش دوز اشعه گاما و EMS سبب کاهش درصد باززایی ریزنمونه ها، تعداد گیاهچه باززا شده و تعداد برگ آنها شد. همچنین افزایش دوز اشعه گاما سبب افزایش تنوع و تغییرات مورفولوژیک در گیاهان باززا شده گردید. بطوری که در برگ ها تغییر رنگ، شکل، اندازه و پیچش مشاهده شد و برخی گلها کم پَر شدند و یا تغییر شکل یافتند. ارزیابی تنوع ژنتیکی نمونههای تیمار شده با استفاده از نشانگر ISSR و 8 آغازگر در انجام واکنش PCR انجام شد که در مجموع 71 باند قابل امتیازدهی ایجاد شد. بررسی دندروگرام حاصل از تجزیه خوشه ای با استفاده از ضریب تشابه جاکارد و روش الگوریتم UPGMA تنوع بالایی را در بین نمونههای مورد بررسی نشان داد. موتانتهای ایجاد شده با یک سطح تیمار در سطح تشابه 51/0 درصد به 4 گروه اصلی تقسیم بندی شدند و دامنه تشابه ژنتیکی از 98/0-45/0 متغیر بود. در نهایت 5 موتانت حاصل از دَزهای مختلف اشعه گاما با مقایسه تغییرات مورفولوژیکی و مولکولی مورد تایید قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که میتوان از تابش گاما و القای تنوع در شرایط کشت بافت به عنوان راهبردی مناسب جهت افزایش تنوع در این گیاه استفاده نمود.
چکیده: برای تحلیل نوترونی-ترموهیدرولیکی قلب راکتورهای هستهای، نیاز به توسعه نرمافزارهای محاسبات هستهای جهت محاسبه پارامترهای نوترونی-ترموهیدرولیکی بهمنظور بهرهبرداری ایمن از آنها میباشد . در این مقاله نرمافزار S4HC جهت انجام محاسبات ترموهیدرولیکی قلب در حالت پایا بهروش تککانال گرمشونده توسعه داده شد. بهمنظور تحلیل قلب راکتور بوشهر، پس از محاسبه پارامترهای نوترونی بهروش نودال بسط شار ، به تحلیل ترموهیدرولیکی مجتمعهای سوخت با استفاده از نرمافزار S4HC پرداخته شد. پس از انجام محاسبات ترموهیدرولیکی برای مجتمعهای سوخت ازجمله مجتمع سوخت داغ، نتیجه شد که تمام پارامترهای ترموهیدرولیکی سیال خنککننده در حدود مجاز خود قرار دارند و راکتور دارای حاشیه مناسبی از حالت اشباع است.چکیده: برای تحلیل نوترونی-ترموهیدرولیکی قلب راکتورهای هستهای، نیاز به توسعه نرمافزارهای محاسبات هستهای جهت محاسبه پارامترهای نوترونی-ترموهیدرولیکی بهمنظور بهرهبرداری ایمن از آنها میباشد . در این مقاله نرمافزار S4HC جهت انجام محاسبات ترموهیدرولیکی قلب در حالت پایا بهروش تککانال گرمشونده توسعه داده شد. بهمنظور تحلیل قلب راکتور بوشهر، پس از محاسبه پارامترهای نوترونی بهروش نودال بسط شار ، به تحلیل ترموهیدرولیکی مجتمعهای سوخت با استفاده از نرمافزار S4HC پرداخته شد. پس از انجام محاسبات ترموهیدرولیکی برای مجتمعهای سوخت ازجمله مجتمع سوخت داغ، نتیجه شد که تمام پارامترهای ترموهیدرولیکی سیال خنککننده در حدود مجاز خود قرار دارند و راکتور دارای حاشیه مناسبی از حالت اشباع است.
با توسعه فعالیتهای هستهای مختلف، تولید پسابهای حاوی یونهای فلزی سنگین افزایش یافته است. یکی از مهمترین یونهای فلزی که مضرات زیادی برای محیطزیست و موجودات زنده و به خصوص انسان دارد، یون اورانیل است. روشهای زیادی برای حذف یونهای فلزی وجود دارد که جذب زیستی ارزانترین وکاراترین روش است. در این تحقیق به جذب یون اورانیل از محلولهای آبی توسط تفاله چای پرداخته شده است. تفاله چای به دلیل حضور گروههای عاملی مختلف مانند کربوکسیل، هیدروکسیل، آمین و ... از پتانسیل مناسبی جهت جذب یونهای فلزی برخوردار است. پارامترهای مؤثر در جذب از جمله پارامترهای pH ، میزان جاذب، دما، غلظت اولیه اورانیل و زمان تماس بررسی شدند و از روش سطح پاسخ (RSM) برای انجام آزمایشها و تحلیل نتایج استفاده شد. نقطه بهینه برای جذب اورانیل توسط جاذب تفاله چای 9/3pH=، دماC °25، میزان جاذبg 275/0، غلظت اولیه اورانیل mg/L 10و زمان تماس 90 دقیقه بهدست آمد. ایزوترم فرندلیچ و مدل شبه مرتبه دوم بهترین مدل ایزوترم و سینتیکی برازش شده با نتایج است. نتایج نشان داد که جاذب زیستی تفاله چای، عملکرد مطلوبی برای جذب اورانیل از پساب واقعی داشته و میزان جذب 50/93% است.
در این مطالعه، از کد مبتنی بر روش مونتکارلو Geant4 برای شبیهسازی مجموعهی آشکارساز NE-213 دو اینچی و چشمهی Am-Be موجود در دانشکده مهندسی انرژی شریف، استفاده شد و طیف گاما و نوترون این چشمه در آشکارساز مذکور از طریق شبیهسازی بدست آمد. سپس، جهت مقایسه و تحلیل نتایج، طیف گاما و نوترون در یک چیدمان آزمایشگاهی مشابه به روش جداسازی آنالوگ تفکیک کسر ثابت به دست آمد؛ در ادامه، سه نمونه فیلتر دیجیتال در نرمافزار متلب تعریف شدند تا نتایج اعمال آنها بر روی دادههای حاصل از شبیهسازی انجام شده توسط Geant4، بررسی شود. در این مقاله، مطالعه بر روی فیلترهای دیجیتالی مثلثی، ذوزنقهای و قلهای با سطح فوقانی مسطح انجام شد و با مقایسهی نتایج حاصل به ازای مقادیر مختلف متغیرهای مؤثر در هر فیلتر با نتایج حاصل از آزمایش انجام شده در آزمایشگاه، مقادیر بهینهای برای متغیرهای مرتبط با هر فیلتر بدست آمد. با بررسیهای صورت گرفته، برای فیلتر مثلثی به ازای ۱۱k=، برای فیلتر ذوزنقهای به ازای ۱0k= و 5L= و برای فیلتر قلهای با سطح فوقانی مسطح به ازای 10k= و 20L= بهترین نتایج بدست آمد. در نهایت این نتیجه به دست آمد که در بحث کیفیت جداسازی، فیلتر ذوزنقهای میتواند انتخاب مناسبتری باشد.
در این مقاله به مطالعه تجربی رفتار سیم های انفجاری زود گداز (مس-نیکل) و دیرگداز (تنگستن) در سامانه های تخلیه الکتریکی پالسی پرداخته شده است. انرژی سامانه 1 کیلوژول و طول سیم 4 سانتی متر و قطر آن 200 میکرومتر در نظر گرفته شده است. جهت مطالعه رفتار سیمها، پارامترهای الکتریکی جریان و ولتاژ تخلیه الکتریکی و موج شوکی بررسی شده است. در سیمهای زود گداز جریان به صورت پریودیک برقرار میشود و دارای دو قله است. در سیمهای دیرگداز دو قله جریان به فاصله زمانی بیشتری تشکیل میشوند که نشان میدهد سطح انرژی 1 کیلو ژول برای تغییر حالت و ایجاد پلاسما در این نمونه از سیم ها کافی نبوده است. نهایتا با شرایط فعلی آزمایش و مقایسه نتایج تجربی دیده می شود که سیمهای زود گداز نسبت به نمونههای دیرگداز موج شوکی قویتری را ایجاد میکنند. مقدار این فشار در سیم زود گداز(مس-نیکل) 5/8 مگا پاسکال و در سیم دیرگداز(تنگستن) 6 مگا پاسکال است. همچنین جریان تخلیه الکتریکی برای سه سیم مس-نیکل با قطرهای 100 و 200 و 300 میکرومتر را با هم مقایسه کردیم و از لحاظ تجربی مشاهده کردیم جریان تخلیه الکتریکی در سیم با قطر ضخیمتر بیشتر است.
در این تحقیق اثرات تخریب پروتونهای پرانرژی تولید شده در دستگاه پلاسمای کانونی بر روی مورفولوژی سطحی و همچنین پارامترهای ساختاری تنگستن و مولیبدن مورد بررسی قرار گرفت. نمونه های تنگستن و مولیبدن که در فاصله 6 سانتیمتری از سر آند قرار داده شدند در 20 تخلیه با یونهای هیدروژن مورد تابش قرار گرفتند. نمونه ها قبل و بعد از تابش دهی با میکروسکوپ الکترونی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج میکروسکوپ الکترونی روبشی نشان می دهد که تابش پروتونهای پرانرژی بر سطح تنگستن و مولیبدن باعث به وجود آمدن تاول، ترک و ذوب شدگی در سطح نمونهها شده است. ازکد لی به منظور مشخصه یابی باریکه یونی دستگاه پلاسمای کانونی استفاده شد. نتایج کد لی نشان می دهد که در هر تخلیه تعداد 1014× 9/7 یون از ستون پلاسما ساطع می شود. از کد SRIM برای محاسبه تخریب ایجاد شده درتنگستن و مولیبدن و تراکم هیدروژن در عمقهای مختلف تنگستن و مولیبدن استفاده شد. بر اساس نتایج کد SRIM بیشینه مقدار dpa/shot برای نمونههای تنگستن و مولیبدن تابش داده شده با یونهای هیدروژن به ترتیب در عمقهای 150و250 نانومتر و برابر با 025/0 و 014/0 برآورد شد. بیشینه تراکم یونهای هیدروژن در نمونه تابش داده شده تنگستن ومولیبدن در عمقهای 150، 250 نانومتر به ترتیب 4/0 و 035/0 درصد می باشد.
امروزه با توجه به نیاز همهی کشورها به تأمین انرژی پایدار، انرژی هستهای تقش شایانی را در سبد انرژی کشورهای پیشرفته و کشورهای درحال توسعه بازی میکند. انتخاب چرخهی سوخت هستهای مناسب در ترسیم نقشهی راه صنعت هستهای کشور برای استفادهی بهینه از انرژی هستهای، از اهمیت زیادی برخوردار است؛ که خود تابعی از چندین مؤلفه است (سطح دانش هستهای، منابع و ذخایر مواد هستهای و عوامل اقتصادی، و ....، که این مؤلفهها عواملی هستند که در تعیین چرخهی مناسب نقش بهسزایی دارند). در این تحقیق با مقایسهی انواع چرخههای سوخت اورانیومی، پلوتونیومی و توریومی و با بررسی استعداد کشور در حوزهی مواد هستهای، چهار سناریوی اصلی پیشنهاد شد و برای هر سناریو براساس میزان مواد هستهای مورد نیاز و هزینه، چرخههای سوخت مناسب و محتمل معرفی شد که از آن میان، سناریوی "عدم دسترسی به منابع کافی اورانیوم و توانایی در انجام غنیسازی و بازفرآوری" به عنوان محتملترین سناریو معرفی شد و براین اساس چرخههای پیشنهادی انتخاب شد که مناسبترین آن چرخهی سوخت «اورانیومی بسته، با راکتور سدیمی سریع و سوخت اورانیوم، TRU و FP» با حداقل 2320 و حداکثر 5296 گیگاواتالکتریکی-سال تولید انرژی و هزینهی کل تقریبی 117 میلیون دلار به ازای هر گیگاوات الکتریکی-سال است.