
این پژوهش با هدف ارزیابی تأثیر پوششهای امولسیونی بر پایه نانوکریستالهای سلولز باکتریایی (BCNCs) و ژلاتین (GelA)، حاوی اسانس دارچین (CEO) در سه سطح غلظتی (۱۲۰۰، ۱۸۰۰ و μL/L ۲۴۰۰)، بر روند رسیدگی و پیری میوه سیب رقم گلدن دلیشز طی دوره نگهداری سرد (۶۰ روز در دمای 4 درجه سلسیوس) انجام گرفت. نتایج نشان داد که اعمال پوششها، افت وزن میوه را در مقایسه با نمونههای فاقد پوشش از حدود ۶۸/۱۴ درصد به حدود ۸۹/۸ درصد در تیمار حاوی μL/L ۲۴۰۰ اسانس دارچین کاهش داد. همچنین، افزایش غلظت اسانس دارچین با میزان نرخ تنفس و تولید اتیلن رابطه مستقیم داشت. نمونههای پوششدار در تمام سطوح غلظتی، سفتی بافت بالاتری نسبت به نمونههای شاهد نشان دادند و بیشترین سفتی مربوط به غلظت μL/L ۲۴۰۰ اسانس دارچین بود (N ۲۳/۱۸ در غلظت μL/L ۲۴۰۰ در مقایسه با N ۶۹/۱۶ در غلظت μL/L ۱۲۰۰ بعد از ۶۰ روز). این روند با تغییرات مشاهدهشده در شاخصهایی نظیر: اسیدیته قابل تیتراسیون، مواد جامد محلول، pH، محتوای اسید آسکوربیک و فعالیت آنزیمهای پلیفنلاکسیداز (PPO) و پراکسیداز (POD) همخوانی داشت. در مجموع، استفاده از سامانههای پوششی BCNCs–GelA/CEO موجب حفظ کیفیت فیزیکوشیمیایی سیبها، کنترل روند پیری و افزایش ماندگاری آنها در شرایط سرمایی شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که بهکارگیری چنین پوششهایی میتواند راهکاری مؤثر برای افزایش دوام پس از برداشت و کاهش افت اقتصادی در زنجیره تأمین میوههای تازه باشد.
در این مقاله با مرور روشها و انواع بستهبندی نمونههای شکلات و شیرینیهای مشابه، روش مناسب بستهبندی جهت حفظ کیفیت و ایمنی حلوا جوزی که نوعی شیرینی سنتی در خراسان رضوی است مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج مطالعات مختلف نشان داد که برای محصولاتی که شرایط نگهداری مشابه با حلوا جوزی دارند و همچنین مغزها به جهت استفاده در فرایند تولید حلوا جوزی، نوعی شیرینی سنتی به شمار میآید و حفظ طعم تازگی مغز گردوی استفاده شده در آن حائز اهمیت میباشد. این محصول به رطوبت، دما و اکسیژن حساس است. مواد مناسب جهت بستهبندی حلوا جوزی برای بستهبندی اولیه استفاده از فیلم چند لایه برای هر برش، حاوی پلی پروپیلن دو محوره کشیده شده بههمراه پلیاتیلن و یا پلیاتیلن ترفتالات همراه با پلی اتیلن (BOPP/PE یا PET/PE) و بستهبندی ثانویه استفاده از جعبه مقوایی شکیل با روکش داخلی پلی اتیلن برای جلوگیری از نشت چربی، میباشد. با رعایت این نکات اشاره شده در این مقاله، میتوان حلوا جوزی را به بهترین شکل بستهبندی کرده و از کیفیت و تازگی آن محافظت نمود. در آزمون ارزیابی حسی این محصول تعداد 20 نفر از داوران آموزش دیده، انتخاب شدند. سامانه امتیازدهی بصورت مقیاس هدونیک 5 امتیازی (خیلی ضعیف: 1 و عالی: 5) بود. نمونههای حلواجوزی بصورت سنتی و بدون بستهبندی با نمونههای بستهبندی شده صنعتی در اختیار ارزیابان قرار گرفت و نتایج ارزیابی حسی دو نمونه بستهبندی شده بصورت صنعتی و نمونه بدون بسته بندی، نشان داد، برای تمام ویژگیهای حسی ( در سطح اطمینان 95 درصد) تفاوت معنیداری بین دو نمونه مشاهده شد که نمونه بستهبندی شده نسبت به نمونه دیگر دارای رنگ یکنواختتر، بافت نرمتر و عطر تازهتر است. در نمونه بدون بستهبندی، نشانههایی از کاهش عطر به علت تماس با هوا و تغییر رنگ سطحی مشاهده شد. نتایج آزمون تجزیه وتحلیل بافت نشان داد، نمونه های بسته بندی شده، بهدلیل حفظ رطوبت و چربیها، بافت نرمتر و سختی کمتری نشان دادند.
افزایش علاقه به پلیمرهای زیستی به دلیل کاهش منابع سوختهای فسیلی و تأثیرات زیستمحیطی ناشی از تجمع زبالههای پلاستیکی زیستتخریبپذیر، موجب گسترش تحقیقات در این زمینه شده است. بسیاری از پلیمرهای زیستی از ضایعات غذایی تولید میشوند تا علاوه بر کاهش پسماند، مواد بستهبندی نوینی برای صنایع غذایی فراهم کنند. کیتوزان یکی از گزینههای برجسته بهعنوان جایگزینی برای پلیمرهای مصنوعی[1] و مادهای پایه در تولید بستهبندیهای جدید مطرح است. برای ارزیابی مناسببودن یک ماده در کاربردهای بستهبندی غذایی، بررسی خواص مکانیکی و نفوذپذیری آن ضروری است. خواص مکانیکی تعیینکننده عملکرد فیلمها در طول فرایند حملونقل، جابهجایی و نگهداری مواد غذایی بستهبندیشده هستند، درحالیکه خواص ممانعتی نقش مهمی در حفظ کیفیت محصول ایفا میکنند. فیلمهای کیتوزان خالص از نظر مکانیکی و ممانعتی عملکرد مطلوبی دارند و برای بستهبندی غذایی و بستهبندیهای فعال مناسب هستند. این پلیمر دارای خاصیت ضدمیکروبی قوی در برابر طیف گستردهای از قارچهای رشتهای، مخمرها و باکتریهای گرم مثبت و گرم منفی است. ترکیب این خاصیت با قابلیت فیلمسازی، کیتوزان را به گزینهای ایدهآل برای توسعه بستهبندیهای فعال تبدیل کرده است که میتواند رشد میکروارگانیسمها را مهار کرده و ایمنی مواد غذایی را افزایش دهد. از نظر خواص نوری، فیلمهای کیتوزان شفافیت بالایی در ناحیه مرئی دارند که موجب پذیرش بهتر آنها از سوی مصرفکنندگان میشود. علاوه بر این، این فیلمها توانایی بالایی در جذب پرتو UV[2] دارند که از اکسیداسیون لیپیدی ناشی از تابش فرابنفش جلوگیری کرده و به حفظ کیفیت مواد غذایی کمک میکند.[1] Synthetic polymers[2] Ultraviolet (UV) radiation
با توجه به افزایش نگرانیهای زیستمحیطی و گرایش مصرفکنندگان به محصولات پایدار، بستهبندی سبز بهعنوان یک ابزار مهم بازاریابی مطرح شده است که میتواند نقش قابلتوجهی در تشویق انتخاب محصولات دوستدار محیطزیست داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بستهبندی سبز بر ارزش ادراکشده، ریسک ادراکشده، نگرش به محصولات با بستهبندی سبز و تمایل به خرید انجام شده است. همچنین نقش هنجارهای ذهنی در شکلگیری نگرش و روابط بین این متغیرها مورد ارزیابی قرار گرفته است. این تحقیق از نوع کاربردی و با روش توصیفی- پیمایشی انجام شد. جامعه آماری شامل ۳۸۴ نفر از مصرفکنندگان محصولات غذایی سبز در شهر اصفهان بود که محصولات دارای بستهبندی سبز را خریداری کرده یا تجربه استفاده از آن را داشتند. نمونهگیری بهروش دردسترس صورت گرفت و دادهها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری شدند. روایی و پایایی ابزار پژوهش از طریق شاخصهای روایی همگرا و پایایی مرکب تأیید گردید. تحلیل دادهها با استفاده از مدل معادلات ساختاری در نرمافزار Smart PLS نشان داد که بستهبندی سبز تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش و ریسک ادراکشده دارد و هنجارهای ذهنی بهطور قابلتوجهی نگرش به محصولات با بستهبندی سبز را شکل میدهند. در مقابل، ارزش و ریسک ادراکشده تأثیر مستقیمی بر نگرش نداشتند. همچنین نگرش به محصولات با بستهبندی سبز تأثیر قابل توجهی بر تمایل به خرید دارد، در حالی که ریسک ادراکشده نیز تأثیر مثبت و معناداری بر این تمایل نشان داد. نتایج پژوهش بر اهمیت طراحی بستهبندی سبز و ارتقای عوامل ادراکی و اجتماعی در تقویت نگرش مثبت و تمایل به خرید محصولات پایدار تأکید میکند.
قارچهای خوراکی به صورت تازه زمان ماندگاری پایینی دارند. بنابراین بهکارگیری راهکارهای عملی برای افزایش ماندگاری آنها برای بهبود و توسعه تولید ضروری میباشد. در این تحقیق پوششدهی با کیتوزان در مقادیر 1، 5/1 و 2 درصد و بستهبندی متداول بر پایه پلیاتیلن در کنار بستهبندی نوین حاوی مواد تغییر فاز دهنده جهت نگهداری قارچ خوراکی استفاده شد. آزمونها شامل درصد افت وزنی، بافتسنجی، شدت تنفس قارچ، ضریب قهوهای شدن، درصد مواد جامد محلول، و شمارش باکتریهای سرمادوست در روز بستهبندی، سوم، ششم، نهم و دوازدهم در شرایط نگهداری در یخچال ارزیابی شدند. نتایج با استفاده از نرم افزار آماری MiniTab 16 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل نشان داد؛ درصد افزایش بار میکروبی، ضریب قهوهای شدن، شدت تنفس قارچ، افت وزنی، درصد مواد جامد محلول در تیمارهای قارچ با بستهبندی متداول بالاتر از تیمارهای حاوی مواد تغییر فازدهنده بود (05/0≥ p). در تیمار دارای پوشش کیتوزان 5/1 درصد میزان درصد افزایش شاخص جمعیت میکروبی تیمارهای قارچ کمتر بود. در نتیجه قارچ پوششدهی شده با 5/1 درصد کیتوزان و بستهبندی پلیاتیلنی حاوی مواد تغییر فازدهنده به عنوان تیمار بهینه انتخاب گردید.
در سالهای اخیر، بیوپلیمرهای استخراجشده از جلبکهای دریایی، بهویژه پلیساکاریدهایی مانند آگار، آلژینات و کاراگینان، بهعنوان جایگزینهای پایدار برای پلیمرهای مصنوعی در بستهبندی مواد غذایی مورد توجه قرار گرفتهاند. این بیوپلیمرها زیستتخریبپذیر، تجدیدپذیر و زیستسازگار بوده و قادر به تشکیل فیلمها و پوششهایی با ویژگیهای ضدمیکروبی، حفظ رطوبت و ممانعت در برابر UV هستند. هرچند این مواد دارای محدودیتهایی همچون حساسیت به رطوبت و خواص مکانیکی ضعیفاند، ولی به کمک فناوریهایی نظیر افزودن نانوذرات، ترکیب با سایر پلیمرها، استفاده از اسانسهای طبیعی و طراحی فیلمهای چندلایه، میتوان خواص آنها را بهبود بخشید. در این مقاله، ضمن مرور ویژگیهای بیوپلیمرهای جلبکی، به راهکارهای تقویت خواص فیزیکی و کاربردهای آنها در بستهبندی فعال و هوشمند پرداخته شده است. استفاده از این بیوپلیمرها میتواند گامی مؤثر در جهت توسعه سامانههای بستهبندی ایمن، زیست سازگار و کارآمد در صنعت غذایی باشد.
پیچ تایمینگ[1] یکی از سازوکارهای اصلی مورد استفاده در خطوط بستهبندی و جابهجایی قطعات صنعتی است که علیرغم تنوع و گستردگی کاربرد آنها، منابع علمی بسیار محدودی در رابطه با اصول طراحی آنها وجود دارد. در این تحقیق به طراحی، ساخت و ارزیابی عملکرد یک سازوکار پیچ تایمینگ با قابلیت دوران 180درجهای و تغییر مسیر همزمان خط بستهبندی در قطعات استوانهای شکل پرداخته شده است. در ابتدا شاخصهای اصلی طراحی پیچ تایمینگ بررسی شده و با توجه به الزامات سرهمبندی، مقادیر آنها تعیین شد. از آنجایی که، پیچ طراحی شده فقط یک پیچ استاندارد برای جابهجایی قطعات به صورت خطی است، الحاقاتی به مجموعه پیچ تایمینگ افزوده شد تا قابلیت چرخش 180درجهای را در آن ایجاد نماید. برای این کار از شبیهسازی در نرمافزار رایانهای استفاده گردید. با تعیین اندازهها و تهیه شکل سهبعدی پیچ تایمینگ و مجموعه الحاق شده به آن، فرایند ساخت آنها از جنس پلیلاکتیک اسید گرمانرم به روش تولید آزادانه با فیلامنت[2] انجام شد. همچنین، برای ارزیابی عملکرد مجموعه ساخته شده یک موتور الکتریکی بر روی آن سرهم شده و عملکرد آن بر روی قطعات واقعی آزمایش شد. نتایج آزمایش عملی نشان میدهد که پیچ تایمینگ طراحی شده با دقت زیادی توانایی انجام کارکرد موردنظر را دارا است. همچنین، نتایج اندازهگیری زبری سطح میانگین نشاندهنده مقدار 34/5 میکرومتر است که با توجه به چاپ سهبعدی پیچ تایمینگ و عملکرد صحیح آن مقدار مطلوبی ارزیابی میگردد. [1] Timing Screw[2] Filament
از نظر نظامی، جیره مقدار غذای کافی برای یک فرد نظامی در یک روز است. جیرۀ عملیاتی، یک اصطلاح کلی برای جیرههای مورد استفاده در مناطق عملیاتی و جنگی میباشد. سلامت، ارزش تغذیهای و پایداری اکسیداتیو از عوامل مهم در تهیه چنین محصولی با زمان ماندگاری طولانیمدت در شرایط نامناسب است. در بیشتر اوقات خرما یکی از اقلام غذایی موجود در جیره غذایی عملیاتی نیروهای مسلح در ایران میباشد. یکی از مسائل اساسی در مورد جیرههای غذایی افزایش ماندگاری آن است. روشهای مختلفی برای افزایش ماندگاری خرما وجود دارد که میتوان به روش پرتودهی و اصلاح بستهبندی اشاره کرد. این پژوهش به بررسی تأثیر ترکیب روشهای بستهبندی و پرتودهی با پرتو گاما بر شاخصهای حسی خرمای رقم شاهانی میپردازد. این تحقیق در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تیمار و 3 تکرار انجام شد. تیمارها شامل تیمار 1: شاهد (بستهبندی وکیوم)، تیمار 2: بستهبندی وکیوم بههمراه پرتودهی با پرتو گاما با دز 4 کیلوگری، تیمار 3: بستهبندی وکیوم بههمراه پرتودهی با پرتو گاما با دز 6 کیلوگری میباشند. نتایج ارزیابیهای حسی نمونههای نگهداریشده در دمای اتاق در ماههای 6، 12، 18 و 24 پس از شروع آزمایش نشان داد که تیمار بستهبندی وکیوم با 4 کیلوگری پرتو گاما بعد از 24 ماه، بالاترین امتیاز و ماندگاری را داشته است.
در دنیای امروزی که رقابت در بازار شدیدتر از هر زمان دیگری است، طراحی بستهبندی به عنوان یکی از عوامل مؤثر در جلب توجه مصرفکننده نقش برجستهای ایفا میکند. بستهبندی مینیمال با رویکردی ساده، اما هوشمندانه، توانسته است به عنوان یک راهبرد مؤثر در جذب مشتری و تسهیل تصمیمگیریهای خرید فوری مطرح شود. این پژوهش به بررسی تأثیر بستهبندی مینیمال بر خرید آنی مصرفکنندگان با میانجیگری اعتماد به نام و نشان تجاری و تحسین بصری پرداخته است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش نیز توصیفی – پیمایشی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل خریداران محصولات لوازم آرایشی و بهداشتی در شهر تهران میباشد. برای انتخاب نمونه نیز تعداد 384 نفر و بر اساس روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری داده های تحقیق حاضر، پرسشنامههای استاندارد در زمینه متغیرهای تحقیق میباشد. برای بررسی روایی پرسشنامه تحقیق حاضر از روایی محتوایی، همگرایی و تشخصی استفاده شده است. برای بررسی پایایی پرسشنامهها نیز از پایایی سازه و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است برای تجزیه و تحلیل داده از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. نتایج نشان دادند که، بستهبندی مینیمال بر رفتار خرید آنی مصرفکنندگان، اعتماد به نام و نشان تجاری و تحسین بصری تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین اعتماد به نام و نشان تجاری و تحسین بصری نیز بر رفتار خرید آنی مصرفکنندگان تأثیر مثبت و معناداری دارد. بستهبندی مینیمال تنها از طریق جذب چشمی عمل نمیکند، بلکه با افزایش سطح اعتماد به نام و نشان تجاری و القای واکنشهای بصری مثبت، زمینه را برای تصمیمگیریهای خرید غیر برنامهریزی شده فراهم میکند.
پژوهش حاضر با تکیه بر رویکرد تفسیری کلی فورد گیرتز، به بررسی بستهبندی فرهنگمحور در صنایعدستی ایران میپردازد. مسئله اصلی این است که بستهبندی، فراتر از کارکردهای حفاظتی و تجاری، میتواند بهمثابه متنی فرهنگی و نظامی نشانهای عمل کند که حامل مفاهیم هویتی، تاریخی و نمادین است. هدف پژوهش تحلیل ابعاد فرهنگی و معنایی بستهبندی و نشان دادن ظرفیت آن در بازنمایی هویت فرهنگی، ارتقای ارزش ویژند و خلق تجربهای فرهنگی برای مخاطب است. روش تحقیق بهصورت کیفی و توصیفی ـ تحلیلی انجام شده و دادهها با بهرهگیری از منابع کتابخانهای، اسناد تصویری و تحلیل نمونههای منتخب بستهبندی صنایعدستی گردآوری شده است. چارچوب نظری گیرتز، با تأکید بر سه لایه فرهنگ، نماد و معنا، مبنای تحلیل قرار گرفته است. یافتهها نشان دادند که طراحی بستهبندی صنایعدستی در صورت فرهنگمحور بودن، قادر است به بازنمایی هویت فرهنگی، انتقال ارزشهای نمادین و تقویت جایگاه این محصولات در بازارهای داخلی و بینالمللی بیانجامد. عناصر بصری، جنس، ساختار و نوشتار بستهبندی نه تنها بازتابدهنده میراث فرهنگیاند، بلکه امکان تفسیر و تجربهای فرهنگی را برای مخاطب فراهم میآورند. الگوبرداری سطحی از نمونههای غیر ایرانی و کمبود رویکرد هدفمند در طراحی، مانع تحقق ظرفیتهای بستهبندی در توسعه ویژند ملی و تبادل فرهنگی است. در نتیجه، پژوهش نشان میدهد که بستهبندی صنایعدستی باید در جایگاه یک کنش فرهنگی و رسانهای معناپرداز مورد بازاندیشی قرار گیرد. بهکارگیری چارچوب تفسیری گیرتز میتواند بستری نظری برای ارتقای بستهبندی از سطح ابزار به سطح پدیدهای فرهنگی فراهم آورد؛ پدیدهای که نقش فعالی در بازآفرینی هویت فرهنگی، تداوم سنتها و تقویت تعاملات بین فرهنگی ایفا میکند.
پژوهش پیش رو باهدف شناخت ویژگیها و الزامات دو نوع بستهبندی مبتنی بر صنایع دستی و وانموده آن متأثر از نظریه چرخش معناشناختی« کلاوس کریپندورف» و از منظر طراحی انسان محور مورد بحث قرار گرفته است. سؤالات اساسی پژوهش بدین شرح است؛ 1- بهکارگیری صنایعدستی(امر واقعی) یا وانموده آن (امر غیرواقعی، شبیهسازی) در طراحی بستهبندی محصولات، چگونه منجر به دریافتهای متفاوت میگردد؟ 2- صنایعدستی بهمثابه بستهبندی محصولات چگونه میتواند مفاهیم و الزامات طراحی انسانمحور را در جهت تمایز با وانموده آن و «معنا بخشی» و «ارزشآفرینی» بکار گیرد؟ پژوهش بهصورت توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر نظریات«کلاوس کریپندورف» است که بر اصل محوریت معنا در مورد مصنوعات اشاره دارد. نتایج پژوهش نشان میدهد رواج بستهبندی مبتنیبر صنایعدستی و وانموده از سوی طراحان منجر به شکلگیری دو نوع مصرفکننده یا کاربران خاص و کاربران عامه گردیده است. هر چند کاربران خود را ملزم به این تقسیمبندی نمیدانند. در مقوله بسته بندی محصولات مبتنی بر انواع صنایع دستی مفاهیمی مانند درک تنوع کاربران اهمیت پیدا می کند اینکه چه محصولی با چه نوعی از صنایع دستی بسته بندی شود مهم خواهد بود و خاص بودگی به واسطه عدم تولید انبوه با تکیه بر زیباشناسی محلی بر جذابیت این نوع بسته بندی نزد کاربران می افزاید. مفاهیمی که در عین حال می تواند ارزشافزوده برای محصول بستهبندیشده با صنایعدستی را به دنبال داشته باشد. در بستهبندی وانموده امّا ارزشآفرینی بر مبنای فروش محصول و نه ارزیابی رضایت کاربران صورت گرفته است. همچنین بستهبندی مبتنی بر صنایعدستی ویژگی کاربرد مجدد را با خود دارد که در هر بار استفاده معانی جدیدی در موقعیت استفاده آن شکل خواهد گرفت. این معانی میتواند شامل تشخص اجتماعی و احساس رضایت از خرید باشد. در موقعیت بستهبندی وانموده کاربرد مجدد نهتنها مطرح نیست بلکه طراحان باید این ویژگی را به دلایلی ازجمله مباحث زیستمحیطی، محدود و کنترل کنند.
تحلیل مقالات حوزۀ طراحی بستهبندی میتواند درک بهتری از ضرورتها، موضوعات و مسئولیتهای این حوزه را به مخاطبان نشان داده و در طول زمان نقاط قوت و ضعف پژوهشها را نمایان سازد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مقالات علمی طراحی بستهبندی در ایران با رویکرد تحلیل محتوا است. به این منظور مقالات علمی انتشار یافته در این حوزه که شامل 49 مقاله از 102 پژوهشگر بود، مورد واکاوی قرار گرفت. ابزار استفاده شده در پژوهش یک چکلیست کدگذاری بوده است که روایی آن توسط چند تن از اساتید این حوزه سنجیده شده است. روش گردآوری دادهها به روش کتابخانهای از طریق فیشبرداری بوده است. بهمنظور توصیف کمّی محتوای مفاهیم، بررسی به شکلی نظاممند و در 11 حوزه انجام شد. نتایج پژوهش نشان میدهد که 49 مقاله طراحی بستهبندی از 102 پژوهشگر در نشریات علمی ایران انتشار یافته است. از این تعداد نشریه «علوم و فنون بستهبندی» با 27 مقاله 10/55% در میان نشریات علمی در رتبه نخست قرار دارد. سال 1400 با 32/16% بیشترین سهم را در میان سالهای انتشار داراست. رویکرد غالب، کیفی با 06/53% است. «طراحی بستهبندی و مطالعات مصرفکننده» با 89/44% بیشترین زیرموضوع مورد بررسی نویسندگان است. از حیث فراوانی همکاری علمی، مقالات با مشارکت یک و دو نویسنده، هر کدام با 65/32% دارای بیشترین فراوانی بوده است. 89/55% نویسندگان مرد و 11/44% نویسندگان زن بودهاند. مدیریت با 29/35% بیشترین سهم را در بین رشتههای دانشگاهی نویسندگان داراست. 11/44% نویسندگان تحصیلات دکتری داشتهاند. دانشگاه آزاد اسلامی با 72/13% بیشترین وابستگی سازمانی نویسندگان است.
اثربخشی افزودنیهای مورد استفاده در پوششهای فعال تحت تأثیر بسترهای مورد استفاده قرار میگیرد. این تحقیق با هدف بررسی اثربخشی اسید آسکوربیک (ویتامین ث) و پروپیل گالات در پوششهای زیستپلیمری آلژینات (پلی ساکاریدی) و کازئینات (پروتئینی) بهصورت پوشش فعال بر ماندگاری فیله مرغ اجرا شد. تیمارها شامل فیلههای مرغ فاقد پوشش (شاهد) و دارای پوشش فعال آلژینات سدیم یا کازئینات سدیم، هریک حاوی اسید آسکوربیک یا پروپیل گالات، در مجموع پنج تیمار، در قالب یک طرح بلوک کامل تصادفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. فیلهها با یکی از محلولها بهروش غوطهوری پوششدهی شده و بهمدت 12 روز در دمای یخچال نگهداری شدند. در فواصل معین زمانی، جهت اندازهگیری نشانگرهای میکروبشناسی، شیمیایی و اکسایشی نمونهگیری انجام شد. نتایج نشان داد پوشش فعال موجب افزایش زمان ماندگاری فیلهها شد. در این بین آلژینات سدیم عملکرد مطلوبتری نسبت به کازئینات سدیم داشت و توانست ماندگاری فیلهها را حداقل بهمدت 3 روز افزایش دهد. کمترین تغییرات و تعداد باکتری مزوفیل (log cfu/g 75/5)، باکتری سرماگرا (log cfu/g 13/4)، pH (80/5) و مجموع ترکیبات ازته فرار (mg/100g 90/14) در فیلههای دارای پوشش فعال آلژینات سدیم حاوی اسید آسکوربیک و کمترین مقدار عدد پراکساید (meq/kg 37/4) و اندیس تیوباربیتوریک اسید (mg MDA/kg 80/0) نیز در فیلههای دارای پوشش فعال آلژینات حاوی پروپیل گالات دیده شد (05/0>p). نوع پوشش فعال بر ظرفیت نگهداری آب فیلهها تأثیر معنیداری نداشت. بهطور کلی میتوان از پوشش فعال برپایه آلژینات سدیم حاوی افزودنی مجاز و ایمن اسید آسکوربیک همراه با انواع پلیمرهای سنتزی مرسوم برای افزایش ماندگاری فیله مرغ استفاده کرد.
سلولز، یکی از فراوانترین و مقرونبهصرفهترین ماده اولیه زیستی در جهان است که نقش مهمی در توسعه مواد پایدار ایفا میکند. قابلیت اصلاحپذیری و تنوع کاربردهای آن، بهویژه در تولید مواد کاغذی چندمنظوره، توجه گستردهای را در راستای سیاستهای "ممنوعیت پلاستیک" به خود جلب کرده است. بااینحال، ماهیت آبدوست سلولز به طور قابلتوجهی کاربردهای آن را محدود کرده و چالش بزرگی در توسعه جایگزینهای پایدار پلاستیک ایجاد کرده است. در این زمینه، تولید کاغذ سوپر آبگریز که با زاویه تماس بالای 150 درجه و زاویه لغزش کمتر از 10 درجه مشخص میشود، بهعنوان راهحلی نوآورانه مطرح شده است. این کاغذها که از اثر لوتوس الهام گرفتهاند، ویژگیهای منحصر بهفردی در برابر آب ارائه میدهند. کاغذهای سوپرآبگریز بهویژه در صنعت بستهبندی کاربردهای گستردهای دارند، زیرا میتوانند از محصولات در برابر رطوبت و مایعات محافظت کنند و در عین حال سازگار با محیطزیست باشند. این ویژگیها، کاغذهای سوپرآبگریز را به گزینهای ایدهآل برای بستهبندی مواد غذایی، دارویی و محصولات حساس به رطوبت تبدیل کرده است. تحقیقات در زمینه طراحی و ساخت سطوح سوپرآبگریز مبتنی بر سلولز در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است. بنابراین، این مقاله مروری، ابتدا مفهوم سطوح سوپرآبگریز و اثر لوتوس را بررسی میکند. سپس مبانی علمی ترشوندگی سطوح، مدلهای حاکم بر این پدیده و عوامل مؤثر بر تشکیل سطوح سوپرآبگریز مبتنی بر مواد سلولزی تشریح میشود. در نهایت، کاربردهای متنوع کاغذهای سوپرآبگریز، از جمله در بستهبندی پایدار و توسعه محصولات دوستدار محیطزیست، تحلیل و ارزیابی میشود.
بستهبندی مواد غذایی نقش چندوجهی در حفظ کیفیت، ایمنی و افزایش ماندگاری محصولات ایفا میکند. در این پژوهش، کیفیت فیله دارای پوشش یخی ماهی قزلآلای رنگینکمان (Oncorhynchus mykiss) با دماهای ابتدایی متفاوت (بدون گلیزینگ، 20-، 30-، 40- و 50- درجه سانتیگراد) مورد بررسی قرار گرفت. نمونهها پس از پوششدهی، در دمای 18- درجه سانتیگراد به مدت ۶ ماه نگهداری و پارامترهای کیفی شامل ضخامت لایه گلیز، میزان رطوبت، سختی بافت و قابلیت جویدن در روزهای 0، 60، 120 و 180 پس از شروع آزمایش ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که تیمار منفی ۳۰ درجه سانتیگراد بهطور معنیداری (05/0>p) بهترین عملکرد را از نظر افزایش ماندگاری ماهی داشت. در این دما، ضخامت پوشش یخی بهطور میانگین ۱۵ درصد بیشتر از تیمار منفی ۲۰ درجه سانتیگراد و ۱۰ درصد بیشتر از تیمارهای منفی ۴۰ و منفی ۵۰ درجه سانتیگراد بود. تیمار شاهد به دلیل عدم وجود لایه محافظتی، بیشترین کاهش کیفیت را نشان داد. این تیمار بیشترین میزان کاهش رطوبت و قابلیت جویدن را داشت، که نشاندهنده اهمیت فرآیند پوشش دهی با یخ در حفظ کیفیت ماهی منجمد است. در مقابل، تیمار منفی ۲۰ درجه سانتیگراد به دلیل تشکیل پوشش یخی نازکتر و ناهمگن، نتوانست به اندازه تیمار منفی ۳۰ درجه سانتیگراد از کیفیت ماهی محافظت کند. از سوی دیگر، دماهای پایینتر (منفی ۴۰ و منفی ۵۰ درجه سانتیگراد) اگرچه سرعت تشکیل پوشش یخی را افزایش دادند، اما به دلیل تشکیل لایه یخ نازکتر و کاهش جذب محلول گلیز، عملکرد ضعیفتری در حفظ کیفیت و ماندگاری ماهی نشان دادند. تیمار منفی ۳۰ درجه سانتیگراد بهطور معنیداری بالاترین سختی بافت را در تمام مراحل نگهداری داشت. این نتیجه نشان میدهد که تشکیل لایه گلیز ضخیمتر در این دما از کاهش رطوبت و تخریب بافت جلوگیری میکند. در تیمار شاهد بدلیل عدم پوشش یخی تخریب بافت سریع روی داده است. بنابراین، دمای منفی ۳۰ درجه سانتیگراد بهعنوان دمای بهینه برای گلیزینگ فیله ماهی قزلآلای رنگینکمان پیشنهاد میشود، چرا که این دما بهطور معنیداری (05/0>p) کیفیت گلیزینگ و ماندگاری محصول را بهبود میبخشد. نتایج نشان داد پوشش یخی مناسب با ایجاد سد فیزیکی در برابر نفوذ اکسیژن، با کاهش اکسیداسیون، حفظ رطوبت محصول و جلوگیری از سوختگی سطحی ناشی از انجماد، نقش کلیدی در حفظ یکپارچگی بافت و ویژگیهای حسی ایفا میکند. همچنین از منظر کارکردهای بستهبندی، فرآیند پوششدهی با یخ به عنوان یک لایه محافظ اولیه، مکملی برای بستهبندی محصولات منجمد محسوب میشود علاوه بر این می توان بمنظور صرفهجویی در هزینهها، فیلههای منجمد گلیزشده ماهیان را بصورت فله و در بسته بندیهای کارتنی بزرگ به بازار عرضه کرد.
بستهبندی یکی از عناصر مهم محصول در بازاریابی میباشد که تأثیر چشمگیری بر انتخاب و خرید محصولات دارد. از آنجایی که تقریباً تمام مطالعات این حوزه با روش آزمایشی انجام شده است، هدف تحقیق حاضر آن است تا با روشی نظاممند، مقیاسی را برای سنجش شفافیت بستهبندی تدوین کند تا پژوهشگران علاقمند بتوانند در مطالعات توصیفی ـ پیمایشی از آن بهره ببرند. مطالعة حاضر با روش آمیخته (کیفی - کمّی) با استفاده از نظرات متخصصان حوزه بازاریابی و بستهبندی انجام شد. در مرحلة کیفی با استفاده از تحلیل محتوا، مفاهیم مرتبط با معنی بستهبندی شفاف از مطالعات مرتبط، استخراج شد. سپس پرسشنامهای بصورت آنلاین طراحی شد و لینک آن در اختیار اعضای پنل قرار گرفت. در بخش کیفی، یازده مفهوم که بیانگر شفافیت بستهبندی بودند، استخراج شد که در نهایت نه گویه در بخش کمّی و در قالب پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزارهای اسپیاساس و اکسل تحلیل شد. در نهایت مناسب بودن گویهها از طریق روش نسبت روایی محتوا (CVR) با استفاده از فرایند پیشنهادی لاوشه (1975) مورد بررسی قرار گرفت و پنج گویه، شرایط لازم را برای سنجش مفهوم شفافیت بستهبندی کسب کردند. این گویهها به ترتیب به قابلیت مشاهدة محتویات بستهبندی، اعتماد به کیفیت محصول، تمایل به خرید، ترجیح دیدن محتویات بسته به تصویر روی بستهبندی، و ترجیح خرید محصول دارای بستهبندی شفاف مربوط میشوند.
فصلنامۀ «علوم و فنون بستهبندی» متعلق به دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تنها نشریه با اعتبار «علمی» بستهبندی در ایران محسوب میشود که از سال 1389 به همت جمعی از متخصصان این حوزه در ایران شروع به فعالیت نموده است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی این نشریه با رویکرد تحلیل محتوا انجام شده است. حجم جامعه در این پژوهش با حجم نمونه برابر است؛ به این منظور کل مقالات انتشار یافته در نشریه از شمارۀ 1 تا 59 که شامل 415 مقاله بودند، بهعنوان جامعۀ تحلیلی پژوهش گزینش شدند. روش پژوهش تحلیل محتوا است. ابزار استفادهشده در پژوهش یک چک لیست کدگذاری بوده است که روایی آن توسط چند تن از اساتید این حوزه سنجیده شده است. روش گردآوری اطلاعات به روش کتابخانهای از طریق فیشبرداری بوده است. به منظور توصیف عینی و کیفی محتوای مفاهیم، بررسی به شکلی نظاممند و در 10 حوزه انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر، تصویری شفاف از روند حرکتی و خط سیر نشریه را نشان میدهد. در 59 شمارۀ نخست نشریه «علوم و فنون بستهبندی» 415 مقاله از 979 پژوهشگر انتشار یافته است. رویکرد غالب مقالات، کیفی با 76/59% است. «بستهبندی مواد غذایی» با 48/20% بیشترین موضوع مورد بررسی میان نویسندگان است. از حیث فراوانی همکاری علمی، مقالات با مشارکت دو نویسنده با 79/38% در رتبه اول قرار دارد. 76/64% نویسندگان مرد و 24/35% زن بودهاند. صنایع غذایی با 82/43% رتبه نخست را در بین رشتههای دانشگاهی نویسندگان داراست. 80/47% نویسندگان تحصیلات دکتری داشتهاند. دانشگاه آزاد اسلامی با 35/21% بیشترین وابستگی سازمانی نویسندگان است.
بستهبندی به دلیل آخرین نقطه تماس بودن برای فروش، دارای اهمیتی بالایی است. رفتارهای انحرافی در حوزههای مختلف بازاریابی از جمله بستهبندی، یکی از موضوعات مهمی است که نیازمند توجه جدی است. هدف پژوهش بررسی رفتارهای انحرافی منفی و مثبت در حوزه بستهبندی است. پژوهش حاضر با توجه به هدف توسعهای کاربردی، با توجه به روش جمعآوری دادهها، توصیفی - پیمایشی و با توجه به رویکرد و نحوه اجرا، اکتشافی میباشد. جامعه آماری شامل فعالان شرکتهای مواد غذایی، و اساتید دانشگاه است. با روش نمونهگیری هدفمند با 25 نفر مصاحبه شد. با روش نظریه داده بنیاد و مصاحبههای عمیق نیمه ساختاریافته، دادههای به دست آمده مورد تحلیل قرار گرفت و مدلهای مربوط به حوزه بستهبندی طراحی شد. در بخش منفی پیشایندها شامل سیاستهای بستهبندی، عوامل مالی، عوامل تخصصی، عوامل ارتباطی، عوامل محیطی، و عوامل فردی؛ رفتارها شامل انحراف بصری، انحراف اطلاعاتی، انحراف کارکردی، و انحراف اخلاقی بستهبندی؛ استراتژیها شامل کوچکسازی، بستهبندی کاذب، و تقلیدگرایی در بستهبندی؛ و پیامدها شامل تخریب عملکرد مشتریان، تخریب اعتماد مشتریان، و تخریب عملکرد رقابتی است. در بخش مثبت پیشایندها شامل پویایی مشتری، پویایی رقابتی، پویایی سازمانی، و پویایی محیطی؛ رفتارها شامل خلاقیت در بستهبندی، و بستهبندی اخلاقی؛ استراتژیها شامل بستهبندی نمادگرا، بستهبندی سبز، اعتمادآفرینی، و آگاهی بخشی؛ و پیامدها شامل تقویت عملکرد رقابتی، تقویت عملکرد مشتریان، اعتماد مشتریان، تقویت شهرت شرکتی است. نتایج نشان داد که حوزه بستهبندی در صنعت غذایی مستعد بروز رفتارهای انحرافی منفی و مثبت میباشد. این پژوهش با ارائه مدلهای رفتارهای انحرافی (منفی و مثبت) در حوزه بستهبندی، درک عمیقی نسبت به بستهبندی در صنایع غذایی ارائه میکند.
این مطالعه با هدف بررسی کارایی پلیمر زیستی آلژینات حاوی عصاره زولنگ بهعنوان یک بستهبندی فعال ضد اکسیدانی و ضد میکروبی بالقوه بر ویژگیهای کیفی و ماندگاری گوشت مرغ در طول دوره 12 روزه نگهداری (4 درجه سلسیوس) اجرا شد. تیمارها شامل فیلههای فاقد پوشش (آب مقطر بهعنوان شاهد)، دارای پوشش عصاره زولنگ در دو غلظت 75/0 و 5/1 درصد، حاوی بستهبندی فعال آلژینات در دو غلظت عصاره، در مجموع پنج تیمار بودند. نشانگرها و شاخصهای میکروبی و شیمیایی در روزهای صفر، 3، 6 و 12 مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد عصاره زولنگ دارای خواص ضد میکروبی و بهخصوص ضد اکسیدانی وابسته به غلظت بود. اثربخشی عصاره بهصورت بستهبندی آلژینات-عصاره طی مدت نگهداری حفظ شد. کمترین تعداد باکتریهای مزوفیل (log CFU/g 20/5)، ترکیبات ازته فرار (mg/100g 35/17)، عدد پراکسید (meq/kg 25/2) و اندیس اسید تیوباربیتوریک (mg MDA/kg 59/0) در پایان دوره نگهداری در فیلههای دارای بستهبندی فعال آلژینات- عصاره 5/1 درصد زولنگ دیده شد (05/0>p). همچنین میانگین pH (65/6) و ظرفیت نگهداری آب (00/54 درصد) در این گروه از فیلهها نسبت به سایر فیلهها بالاتر بود. در مجموع بستهبندی فعال بر پایه آلژینات توانست از طریق رهایش آهسته و پیوسته عصاره زولنگ، اثر بخشی آن را طی دوره نگهداری حفظ نماید و بهعنوان یک بستهبندی فعال موجب افزایش ماندگاری فیله مرغ در دمای یخچال حداقل به مدت 3 روز شود.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ابعاد بستهبندی هوشمند و پایدار بر کارایی زنجیره تأمین در صنعت غذایی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، توصیفی از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری شامل مدیران و متخصصان صنعت بستهبندی با حداقل مدرک لیسانس در رشتههای مرتبط و 10 سال سابقه فعالیت در صنعت غذایی است. تعداد 198 نفر از این افراد به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شدند و اطلاعات از طریق پرسشنامه استاندارد جمعآوری گردید.پرسشنامه تحقیق در دو بخش اصلی تدوین شد: بخش اول به ویژگیهای جمعیتشناختی پاسخدهندگان مانند سن، جنسیت و سابقه کاری اختصاص یافت و بخش دوم به بررسی متغیرهای کلیدی پژوهش پرداخت. این متغیرها شامل ردیابی و نظارت، طراحی بهینه، مواد زیستتخریبپذیر و قابل بازیافت، افزایش ماندگاری محصول و کارایی زنجیره تأمین بودند. هر یک از این متغیرها با استفاده از گویههای استاندارد سنجیده شد و پاسخها در طیف پنجدرجهای لیکرت ارزیابی شدند. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه با نظر خبرگان و استفاده از شاخص روایی محتوای نسبی تأیید شد. پایایی پرسشنامه نیز با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل دادهها، از نرمافزارهای اسپیاساس برای تحلیلهای توصیفی و پیالاس برای تحلیل عاملی تأییدی و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که ابعاد بستهبندی هوشمند و پایدار تأثیر معناداری بر بهبود کارایی زنجیره تأمین در صنعت غذایی دارند. این یافتهها میتواند به ارتقای تصمیمگیریهای مدیریتی در حوزه بستهبندی و زنجیره تأمین کمک نماید.