
افزایش روزافزون استفاده از انرژیهای تجدیدناپذیر با انتشار آلایندهها و گسترش مشکلات زیستمحیطی، ضرورت توسعه و بهکارگیری فناوری انرژیهای تجدیدپذیر را الزامی ساخته است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی پذیرش فناوری انرژیهای تجدیدپذیر در میان عشایر استان کرمانشاه با رویکرد کارآفرینی سبز به روش دادهبنیاد انجام پذیرفتهاست. جامعه موردمطالعه مطلعان کلیدی در استان کرمانشاه، ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه نیمهساختاریافته و روش نمونهگیری به صورت هدفمند میباشد. نتایج نشان داد مؤلفههای اصلی برای پذیرش این فناوریها شامل محیطزیستی - اکولوژیکی (کاهش خسارتهای محیطزیستی و عدم آلودگیهای محیطزیستی)، اقتصادی - مالی (هزینه زیاد استفاده از انرژیهای تجدیدناپذیر، صرفهجوییهای اقتصادی، افزایش درآمد بهواسطه راهاندازی کسبوکارهای دیجیتالی و مزایای اقتصادی انرژیهای تجدیدپذیر)، فرهنگی - رفتاری (اشاعه فرهنگ استفاده از فناوری، تمایل به تغییر وضع موجود به مطلوب و درک سودمندی فناوری)، فنی - تخصصی (اطمینان از عملکرد پنلها، استهلاک پایین تجهیزات، ایمنی و سازگاری بالا، سهولت در استفاده و دسترسی آسان)، پشتیبانی - حمایتی (تخصیص کمکهای مالی و وامهای کمبهره، حمایت فنی از تجهیزات و یارانههای دولتی)، نهادی - قانونی (اقدام در راستای حمایت از قوانین برخورداری عدالت اجتماعی، تنظیم قوانین برای ایجاد فضای مناسب برای بخش خصوصی، شفافیت در قوانین حمایتی و تنظیم قوانین زیستمحیطی)، رفاهی- امنیتی (افزایش رفاهاجتماعی و افزایش امنیت) و آموزشی - ترویجی (برگزاری کلاسهای آموزشی، توسعهای و آگاهی اطلاعرسانی) هستند. باتوجهبه یافتههای پژوهش در راستای تحقق توسعهپایدار راهبردهای دانشی، تنظیمگری و رفتاری به عنوان پیشنهادهای کاربردی به برنامهریزان و سیاستگذاران ارائه شده است.
شرایط اقلیمی و محیطی ایران در وضعیت کنونی توانِ چندانی برای تداوم کشاورزی به روش سنتی را ندارد. بر این اساس، در دهههای اخیر به مرور کشاورزی محیطزیستی و پایدار در ایران رواج پیدا کرده است. در طی این مدت، پژوهشهای مختلفی در زمینه کشاورزی محیطزیستی در ایران، چالشها و راهبردهای توسعه آن انجام شده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق مرور نظاممند تلفیقی (تلفیق یافتههای پژوهشهای انجامشده با روشهای تحقیق مختلف) به بررسی این پژوهشها پرداخت. نمونه موردبررسی، 28 مقاله علمی-پژوهشی بودند که در رشتههای علوم انسانی به زبان فارسی بین سالهای 1385 تا 1403 منتشر شده بودند. این نمونهها با استفاده از نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. یافتههای پژوهش نشانگر این است که کشاورزی محیطزیستی دارای سه بعد اصلی است: پایداری محیطزیستی، پایداری غذایی و پایداری انسانی-اجتماعی. پایداری اقتصادی در درون هر سه این ابعاد نهفته است. این سه بعد در تعامل با یکدیگر قرار داشته در طی این تعامل، کشاورزی محیطزیستی را شکل میدهند. همچنین، بررسی پژوهشهای انجامشده نشان داد که چالشهای کشاورزی محیطزیستی در ایران عبارتاند از: ناکارآمدی نهادی-مدیریتی، بیثباتی مالی-اقتصادی، ضعف زیرساختی-فنی، زمینههای فرهنگی -اجتماعی نامناسب، نظام آموزشی-ترویجی ناکارآمد و بیثباتی محیطزیستی. در پژوهشهای بررسیشده، راهبردهای مختلفی برای توسعه کشاورزی محیطزیستی ارائه شدهاند که مهمترین آنها عبارتاند از: توسعه دانش بومی، هوشمندسازی سبز، اقتصاد سبز کشاورزی، دانشافزایی سبز، کارآمدی نهادی، توسعه زیرساختها و تقویت سرمایه اجتماعی سبز.
Education plays a pivotal role in shaping societal development, influencing economic growth, social stability, governance, and individual well-being. By enhancing skills, abilities, and individual competencies, education contributes to the accumulation of human capital at both the individual and societal levels. It expands personal freedoms by increasing capabilities, which in turn fosters democratic participation and social resilience. There are two primary theoretical approaches to understanding education’s impact on human capital: the productivity approach and the capability approach. While the productivity approach views education as a means to enhance workforce productivity, the capability approach emphasizes broader cultural and social advancements, seeing increased productivity as an intermediate rather than an ultimate goal. Adopting a systematic qualitative literature review (SQLR) methodology, this study synthesizes peer-reviewed journal articles, policy reports, and scholarly books from reputable sources such as Google Scholar, JSTOR, Scopus, and institutional reports from UNESCO and the World Bank. A thematic analysis was conducted following Braun and Clarke’s (2006) six-step framework, identifying key themes such as education’s role in economic mobility, governance, and global competitiveness. Findings highlight that nations with well-designed educational systems, such as Japan and China, have achieved sustainable economic growth by leveraging high-tech and knowledge-based production. The study concludes that an appropriate educational system is a primary prerequisite for any country’s development, as it determines its position in the global economy. This review underscores the importance of context-specific educational policies that align with broader societal needs. It offers insights for policymakers seeking to bridge the development gap through strategic investments in education.
هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سواد محیطزیستی در دوره ابتدایی نظام آموزشی ایران بود. این پژوهش از نوع پژوهشهای کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل معلمان و اعضا هیئتعلمی متخصص و صاحبنظر شهر گرگان در زمینه سواد محیطزیستی و برنامه درسی که شیوه انتخاب آنها هدفمند و از نوع گلوله برفی بود. درمجموع با 24 نفر مصاحبه شد که شامل 12 عضو هیئتعلمی دانشگاه و 12 معلم مدرسه بود. دادهها از طریق محاسبه مصاحبه نیمهساختارمند در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد که در قالب الگو پارادایمی و الگو مفهومی بدینصورت شکل گرفت: نیازهای اجتماع، اهداف، کمبود سواد محیطزیستی افراد، آگاهی از خطرات محیطزیست، تدوین محتوا، شیوههای تدریس مبتنی بر محیطزیست، آموزش والدین و نهادهای مرتبط، روش تدریس فعال مبتنی بر محیطزیست، جشنوارهها و مسابقات، دورههای آموزشی، آموزش غیرمستقیم، ارزشیابی، فضا (فضای آموزشی و فضای رفاهی)، والدین تحصیلکرده، زمان (مستقیم و غیرمستقیم)، رویکرد معلم، توانمندسازی معلمان، توانمندسازی مؤلفان کتاب، رسانههای جمعی، جو فرهنگی- تربیتی مدرسه، گروههای مردمنهاد، پرورش دانش محیطزیست، پرورش نگرش محیطزیست، شکلگیری تفکر محیطزیست، ایجاد خلاقیت و درونی کردن ارزشهای محیطزیست. در پایان نیز بر مبنای یافتهها و نتایج بهدستآمده، رهنمودهایی برای عملی شدن برنامه ارائهشده است.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه دانش و نگرش محیطزیستی با رفتارهای محیطزیستی و نقش میانجی وظیفهشناسی در دانشآموزان است. روش این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری این پژوهش را دانشآموزان مقطع متوسطه دوره دوم شهر شیراز تشکیل دادند که 270 نفر از آنان را با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه سنجش رفتارهای محیطزیستی امامقلی (1390)، پرسشنامه نگرش محیطزیستی تامپسون و برتون (۱۹۹۴)، پرسشنامه دانش محیطزیستی می و همکاران (2012) و پرسشنامه شخصیتی نئو (1989) و برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS22 و AMOS-22استفاده شد. نتایج نشان داد که دانش و نگرش محیطزیستی با وظیفهشناسی و رفتارهای محیطزیستی رابطه ساده و معنیداری دارند. همچنین اثرات مستقیم دانش و نگرش محیطزیستی بر رفتارهای محیطزیستی و وظیفهشناسی بر رفتارهای محیطزیستی اثر مستقیم و معنیداری داشت. نتایج نشان داد که وظیفهشناسی توانست بهطور معنیداری رابطه میان دانش و نگرش محیطزیستی با رفتارهای محیطزیستی را میانجیگری نماید. نتایج برازش مدل نشان داد که مدل پیشنهادی توانست 57/0 درصد از واریانس رفتارهای محیطزیستی را تبیین نمود و با شاخص برازش 001/0RAMSEA= تأیید شد. نتیجهگیری میشود وظیفهشناسی نقشی اساسی در تقویت رفتارهای محیطزیستی دارد و صرف افزایش دانش و نگرش برای تغییر رفتار کافی نیست؛ بنابراین، برنامههای آموزشی باید علاوه بر ارتقای آگاهی و نگرش، بر پرورش مسئولیتپذیری و تعهد فردی نیز تمرکز کنند تا رفتارهای پایدار محیطزیستی شکل گیرد.
مفهوم اقتصاد چرخشی بهعنوان پاسخی به کمبود منابع و بهعنوان محرک گذر به سمت یک سیستم اقتصادی پایدارتر ترویج شده است. سیاست توسعه پایدار روستایی علاوه بر اولویت دادن به تنوع فعالیتهای تولیدی، تشویق به پذیرش اقتصاد چرخشی است. این مطالعه تأثیر اقتصاد دایرهای (بازیافت، تولید و مصرف مجدد) بر توسعه پایدار روستایی با سنجش نقش توانمندسازی کارآفرینان را بررسی میکند. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش 143 نفر از کارآفرینان روستایی که به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامههای تولید، نگرش نسبت به بازیافت، استفاده مجدد، پرسشنامه توانمندسازی کارآفرینان و پرسشنامه توسعه پایدار در اختیار آنها قرار گرفت. جهت بررسی هدف پژوهش و تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار 23 SPSS و SMART-PLS 3 استفادهشده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفههای اقتصاد چرخشی (مصرف مجدد، تولید و بازیافت) با توسعه پایدار روستایی در سطح معناداری 001/0 وجود دارد. اقتصاد دایرهای با ضریب 451/0=B بر توسعه پایدار روستایی تأثیر دارد. همچنین 45% از اثر کل اقتصاد دایرهای بر توسعه پایدار روستایی از طریق متغیر میانجی توانمندسازی کارآفرینان ایجاد میشود؛ یعنی توسعه پایدار روستایی بهشدت تحت تأثیر اقتصاد دایرهای و عامل میانجی توانمندسازی کارآفرینان است. درک فرصتهای ایجادشده توسط اقتصاد چرخشی و عوامل توانمندسازی کارآفرینان میتواند تأثیری مثبت بر اجرای مدلهای کسبوکار چرخشی و بهتبع آن توسعه پایدار روستایی داشته باشند.
نظام تعلیم و تربیت ایران باید بهطور مؤثری در خدمت اهداف توسعهای همه بخشها کشور قرار گیرد. ازآنجاکه اهداف توسعه بخش کشاورزی در کشور، متأثر از عوامل درونزا و برونزا است و چون هستههای اولیه این توسعه، توانمند نمودن منابع انسانی است، بنابراین برای داشتن افراد باکیفیت و نهادهای کارآمد در توسعه کشاورزی، سهم یادگیری دانشآموزان قابلبررسی است. هدف اصلی این پژوهش، طراحی چارچوب سواد کشاورزی موردنیاز دانشآموزان دوره ابتدایی بوده است. این پژوهش کیفی با استفاده از روش هفت مرحلهای ساندلوسکی و باروسو انجام شده است. گروه فراترکیب از دو نفر متخصص برنامهریزی درسی، یک نفر متخصص آموزش ابتدایی، یک نفر متخصص حوزه کشاورزی و یک نفر متخصص و مسلط به روش پژوهش فراترکیب تشکیل شده بود. 27 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت که نتیجه آن استخراج پنج مضمون دانش کشاورزی، مهارت کشاورزی، باورها و نگرشهای مرتبط با کشاورزی، مسئولیتپذیری اجتماعی و حفظ محیطزیست است. اعتبار دادهها با استفاده از تکنیکهای اعتبارپذیری، انتقالپذیری و همسوسازی دادهها و اعتمادپذیری به دادهها نیز با هدایت دقیق جریان جمعآوری اطلاعات و همسوسازی پژوهشگران تائید شد. نتایج نشان دادند با توجه به اینکه سواد کشاورزی دربرگیرنده برنامههایی است برای ترویج درک و دانش لازم مرتبط با تجزیهوتحلیل، ترکیب و ارتباطات، بنابراین اطلاعات اصلی راجع به کشاورزی و این برنامهها به درک بهتر اثر کشاورزی بر جامعه کمک میکند و بایستی بهعنوان موتور محرکه برنامه درسی موردتوجه قرار گیرد.
در دهههای اخیر بشر خطر کمتوجهی به محیطزیست را بهخوبی درک کرده و امروزه، دغدغههای محیطزیستی از مهمترین مباحث جامعه جهانی است. در این میان، مؤسسات آموزش عالی بهعنوان قلب توسعه دانش در جهان، سهم قابلتوجهی در بهبود محیطزیست دارند و بهمنظور کاهش میزان مصرف منابع، مواد، انرژی و هزینههای سازمانی، کنترل و حذف آلایندههای محیطزیستی، تربیت نیروی انسانی سبزاندیش و فرهنگسازی در این زمینه، نیازمند بهکارگیری مدیریت سبز هستند. ازاینرو، این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی شاخصهای استقرار و نگهداشت مدیریت سبز در دانشگاه گناباد اجرا شد. این پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب و روش کمی تکنیکهای تصمیمگیری فازی اجرا شده است. ابزار گردآوری دادهها و اطلاعات در پژوهش حاضر، اسناد و مدارک گذشته در این زمینه بوده و در این راستا 50 مقاله شناسایی گردید که پس از پالایش و کنترل کیفیت متون، تعداد هفت مقاله برای کدگذاری و تحلیل انتخابشده و شاخصهایی از آن احصاء گردید. بهمنظور متناسبسازی این شاخصها با دانشگاه موردمطالعه، نظرات و توافق جمعی خبرگان دانشگاه موردمطالعه، در قالب یک گروه تصمیم از مدیران دانشگاه، اخذ شد. در این زمینه 44 شاخص در شش حوزه شناسایی شدند. در مرحله بعد، با استفاده از AHP گروهی– فازی و با مشارکت خبرگان، اهمیت هر یک از حوزهها و شاخصها تعیین شد. شاخص ناسازگاری برای جداول مقایسات زوجی کمتر از 1/0 به دست آمد. برای تعیین بهترین شاخصها، با استفاده از تکنیک IPA–G–FGAHP، پس از تعیین اهمیت شاخصها از یکسو و محاسبه شکاف آنها از حالت مطلوب از سوی دیگر، شکاف موزون محاسبه شد و با توجه به توانمندی دانشگاه برای اجرای هر یک از آنها اولویتهای نهایی تعیین شد. با توجه به یافتهها، شاخص توجه مادی و معنوی برای توسعه محیطزیست در اولویت اول و شاخصهای هوشمندسازی ساختمانها، جذب و ذخیره آب، فضای بام برای جمعآوری آب باران و مدیریت آبهای سطحی در اولویتهای بعدی قرار گرفتند.
در دهههای اخیر، توسعه پایدار به عنوان یک هدف حیاتی برای اکثر اقتصادها مطرح شده است. برای دستیابی به این هدف، ارائه راهکارهایی برای کاهش آلودگیهای محیطزیستی به عنوان یکی از محورهای مهم توسعه پایدار، امری ضروری است. مسئله تحقیق و توسعه و نقش آن در کاهش آلودگیهای محیطزیستی از مباحث مهمی است که در پژوهشهای صورت گرفته در حوزه توسعه پایدار، کمتر بدان پرداخته شده است. با توجه به اهمیت موضوع و خلاء تحقیقاتی در این زمینه، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مؤلفههای تحقیق و توسعه سبز بر کاهش آلودگیهای محیطزیستی صورت گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی-پیمایشی است. در این پژوهش، ابتدا با بهرهگیری از ادبیات، به شناسایی و استخراج مؤلفههای تحقیق و توسعه سبز و همچنین جنبههای مختلف آلودگیهای محیطزیستی پرداخته شده و مدل پژوهش استخراج گردیده است. سپس بهمنظور اعتبارسنجی مدل حاصل و تجزیه و تحلیل دادهها، از روش مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار Amos استفاده شده است. دادههای پژوهش با استفاده از پرسشنامه محققساخته از 269 نفر از افراد فعال در حوزه تحقیق و توسعه سبز، گردآوری شده است. با بررسی متون و ادبیات گذشته، پنج مؤلفه تحقیق و توسعه سبز شامل؛ سرمایه فکری سبز، ایدههای سبز، طراحی سبز، سرمایهگذاری سبز و قوانین و استانداردها شناسایی شده و نتایج نشان میدهد تحقیق و توسعه سبز به طور مثبت به کاهش آلودگیهای محیطزیستی کمک میکند. این نتیجه بیانگر این است که سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه را میتوان نه تنها به عنوان موتور رشد اقتصادی، بلکه به عنوان محرک توسعه پایدار، که در آن رشد میتواند همراه با انتشار کمتر آلودگیهای محیطزیستی باشد، پیشنهاد کرد.
عوامل متعددی ازجمله گسترش خانههای دوم، باعث تغییر کاربری اراضی کشاورزی و تبدیل آنها به مسکونی (خانههای دوم) میشود. این امر باعث از دست رفتن اراضی و یا کاهش فعالیتهای کشاورزی میشود. با عنایت به نقش کشاورزی در تأمین امنیت غذایی، بهکارگیری مدیریت محیطی در نواحی روستایی بهمنظور محافظت از اراضی کشاورزی و منابع طبیعی برای بهرهبرداری پایدار از اراضی کشاورزی ضروری است. ازاینرو آموزش مدیریت محیطی یکی از اولویتهای مدیریت راهبردی کشورها قلمداد شده و بررسی تأثیر آن بر ممانعت از تغییر اراضی کشاورزی و تبدیل آن به خانههای دوم از اولویت بالایی برخوردار است. محدوده موردمطالعه نیز به دلیل وجود شرایط آب و هوایی مناسب و چشماندازهای زیبای کوهستانی، در طول چند دهه اخیر بر اثر گسترش خانههای دوم، با تغییر کاربری اراضی روبه گسترشی مواجه بوده است. این پژوهش که با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی انجام پذیرفته، نقش آموزش مدیریت محیطی در حفاظت از اراضی کشاورزی در مناطق روستایی در معرض گسترش خانههای دوم شهرستان شمیرانات را مطالعه مینماید. اطلاعات لازم با استفاده از سه پرسشنامه خانوار ساکن، صاحبان ویلا و مدیران محلی بهدستآمده است. نتایج نشان میدهد که با وجود اینکه مدیریت محیطی روستایی نقش مؤثری در ممانعت از تغییر اراضی کشاورزی شهرستان شمیرانات دارد، ولی به آموزش مدیریت محیطی آنطور که شایسته است توجه نشده، درنتیجه طی سالهای 35 تا 93 ساخت خانههای دوم روندی افزایشی داشته و اراضی کشاورزی و باغات و مراتع روندی کاهشی داشتهاند، بهطوریکه نسبت اراضی مسکونی از 23/0 به 54/2 درصد و اراضی کشاورزی و باغات از 54/8 به 44/7 درصد رسیده است. ازاینرو ارتقای عملکرد مدیران محلی برای مقابله با تغییر کاربری اراضی مستلزم آموزش مدیران محلی در این زمینه است.
در این تحقیق با استفاده از روش تخمین معادلات همزمان (3SLS) به بررسی رابطه همزمانی بین سرمایه انسانی، آموزش و انتشار دیاکسیدکربن در کشورهای درحالتوسعه طی دوره زمانی 1996-2020 پرداخته شد. نتایج نشان دادند که یکی از ابعاد سرمایه انسانی یعنی سلامت تأثیر منفی بسزایی بر انتشار گاز دیاکسیدکربن دارد و موجب افزایش کیفیت محیطزیست در کشورهای موردمطالعه در این تحقیق میشود. همچنین، افزایش در سطح آموزش سرمایه انسانی موجب بدتر شدن جلوه محیطزیست و افزایش انتشار گاز دیاکسیدکربن در این کشورها است. چراکه آموزش نهتنها در راستای بهبود کیفیت محیطزیست و سرمایه انسانی نبوده، بلکه بیشتر مصرفگرایی مورد اولویت قرار دادهشده و سیاستهای توسعهپایدار در این کشورها موردتوجه کافی قرار نگرفته است؛ بنابراین؛ سیاستمداران باید با توزیع مناسب فرصتهای آموزشی و بها دادن به کیفیت آموزشی در راستای سیاستهای توسعهپایدار جهانی بیداری زیستمحیطی عموم مردم را بهبود بخشند. همچنین، با اتخاذ تعرفههای گمرکی سنگین جهت جلوگیری از ورود فناوریهای آلوده- بر و سوق دادن سیاستهای آموزشی به سمت توسعه فناوریهای سبز میتوانند از نخبگان در طراحی و ساخت فناوریهای سبز جهت حفظ محیطزیست حمایت کنند.
The COVID-19 pandemic has revealed significant vulnerabilities in production and consumption systems. Its economic and social consequences have underscored the urgent need for more sustainable approaches to food production and consumption. Since young consumers are often described as innovators and environmentalists, the present research aims to identify the influence of consumption ethics, knowledge, and understanding among young people on their responsible behavior toward food waste in the environment. The statistical population consists of young people aged 18 to 35 in Tehran. The sample size was calculated using Cochran's formula, resulting in 400 participants, and a multi-stage cluster sampling method was employed. The results of hypothesis testing show a positive role for awareness of food waste in encouraging responsible behavior among young people, as well as in shaping their food waste ethics. Additionally, the impact of the COVID-19 crisis on food purchasing by young people has a positive influence on their responsible behavior and their understanding of the environmental impact of food waste. The findings indicate that the COVID-19 pandemic has led more people to adopt food waste reduction behaviors, and that awareness of the ethics and environmental consequences of food waste has increased among young people.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی مدل جامع عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری اطلاعات سبز در دانشگاه ارومیه بوده است. با توجه به محتوای بررسیشده میتوان ذکر کرد که پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و ازنظر روش گردآوری دادهها، توصـیفی ـ پیمایشـی اسـت. جامعـۀ آمـاری پژوهش شـامل کلیـۀ کارکنان دانشگاه ارومیه بوده که تعداد آن بر اساس سرشماری 355 نفر بوده است. از طرفی، با استفاده از فرمول نمونهگیری کوکران، حجم نمونه 288 نفر برآورد شد که با توزیع 288 پرسشنامه در بین کارکنان دانشگاه، فقط ۱۷۳ نفر از آنها شرایط پاسخگویی به پرسشنامه را داشتند. از سوی دیگر، بهمنظور بررسی متغیرهای پژوهش از پرسشنامه کمک گرفته شد که در دو بخش مشتمل بر دادههای جمعیتشناختی و سؤالات اختصاصی (54 سؤال) تنظیم و توزیع شد. پایایی پرسشنامه به کمک ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی سنجیده و روایی آن نیز با استفاده از روایی همگرا و واگرا موردپذیرش قرار گرفت. بهعبارتدیگر، پرسشنامه قابلاعتماد و دارای اعتبار است. سپس، از مدل معادلات ساختاری و تحلیل مسیر به کمک نرمافزار Smart PLS جهت آزمون فرضیهها استفاده شد. علاوه بر این، مهمترین یافتههای پژوهش نشان داد کـه بهغیراز تأثیر عوامل محیطی بر سودمندی درکشده، تمامی عوامل (فناوری، سازمانی، محیطی و فردی) بر سودمندی و سهولت استفادۀ درکشده تأثیر مثبت و معنادار دارند. شایانذکر است که سودمندی و سهولت استفادۀ درکشده بر نگرش نسبت به پذیرش فناوری اطلاعات سبز، نگرش نسبت به پذیرش فناوری اطلاعات سبز بر قصد پذیرش فناوری اطلاعات سبز و قصد پذیرش فناوری اطلاعات سبز بر استفادۀ واقعی از فناوری اطلاعات سبز تأثیر مثبت و معنادار دارند. درنتیجه، کارکنان دانشگاه ارومیه میبایستی بهمنظور نگرش نسبت به پذیرش فناوری اطلاعات سبز و قصد استفاده از فناوری اطلاعات سبز، به عوامل (فناوری، سازمانی، محیطی و فردی) و سپس سودمندی و سهولت استفادۀ درکشده فناوری اطلاعات سبز توجه نمایند.
هدف این پژوهش، اولویتبندی شاخصهای مؤثر در ایجاد دانشگاه سبز با بهرهگیری از روش دلفی فازی است. ابتدا با استفاده از مطالعات نظری و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۵۰ نفر از خبرگان در حوزههای محیطزیست، توسعه پایدار و دانشگاه سبز، ۲۰ شاخص کلیدی شناسایی و نهایی شد. این شاخصها شامل مؤلفههایی نظیر مصرف بهینه انرژی، مدیریت منابع آب، کاهش تولید زباله، طراحی ساختمانهای سبز، حملونقل پایدار و فناوریهای نوین بودند. برای اعتبارسنجی ابزار گردآوری دادهها، از روایی محتوایی با تأیید متخصصان استفاده شد. همچنین، پایایی ابزار با آزمون آلفای کرونباخ برابر با 898/0 تأیید شد که نشاندهنده اعتبار و قابلیت اعتماد بالای پرسشنامه است. فرآیند دلفی در دو راند متوالی انجام شد و از تکنیکهای فازی مانند اعداد فازی مثلثی و ماتریس مقایسات زوجی فازی برای تحلیل دادهها بهره گرفته شد یافتههای تحقیق نشان داد که سه شاخص اصلی شامل «مدیریت مصرف انرژی»، «کاهش مصرف منابع» و «افزایش آگاهی زیستمحیطی» از بالاترین اولویت برخوردارند. همچنین، خبرگان تأکید کردند که استقرار مؤثر راهبردهای سبز مستلزم مشارکت فعال تمام اعضای دانشگاه ازجمله دانشجویان، اعضای هیئتعلمی و کارکنان است. نتایج این مطالعه میتواند بهعنوان مبنایی برای برنامهریزی استراتژیک و تصمیمگیری در راستای توسعه دانشگاههای پایدار و سبز مورد استفاده قرار گیرد.واژههای کلیدی: اولویت بندی، دانشگاه سبز، دلفی فازی،سیستم های هوشمند
هدف پژوهش حاضر تبیین پدیده «تجارت غیرقانونی حیاتوحش» در بازار پرندگان وحشی فریدونکنار از منظر گروداران و ارائه رهیافتهایی جهت مقابله با آن با رویکرد کیفی به کمک روش «نظریه داده بنیاد» است. درراستای دستیابی به حقیقیترین تصویر از واقعیت، الگوی 6 زنجیرهای که پیچیدهترین و مافیاییترین الگوی حاکم بر گروداران بود، مبنای مطالعه قرار گرفت. ابزار پژوهش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته و ملاک مصاحبه «داوطلب بودن» و مبنای اشباع نظری دستیابی به «حداکثر تنوع» و «تکراری شدن پاسخها» با حضور نمایندگانی از تمام گروههای گرودار اصلی بود. پس از مکتوب سازی مصاحبهها، 104 کد باز و 20 کد محوری احصا شد. سپس کدهای محوری در قالب کدهای گزینشی مقولهبندی، فشردهسازی و به ارائه مدل پارادایمی نهایی انجامید. نتایج حاکی از آن است که شرایط زمینهای تجارت غیرقانونی حیاتوحش در بازار پرندگان وحشی فریدونکنار، «شکلگیری شبکه مافیایی»، «برخورد قهری محیطبانان با شکارچیان» و «کمبود بودجه، امکانات و نیروهای متخصص در سازمان حفاظت محیطزیست» است. شرایط مداخلهگر «ناآگاهی جوامع محلی از آثار محیطزیستی شکار غیرمجاز» و «فساد اداری در سازمان حفاظت محیطزیست»، شرایط علی، «فقر و گرانی»، «اختلاف طبقات و تبعیض اجتماعی»، «تقاضای بازار، بازار سیاه گسترده و کمریسک»، «کمرنگ شدن اخلاق محیطزیستی» و «نبود نظارت بر فضای سایبر» است. راهبردهای مقابله «آموزش و فرهنگپروری»، «مدیریت مشارکتی محیطزیست و منابع طبیعی»، «بازنگری در نوع مواجه محیطبانان با شکارچیان»، «تنوعبخشی به اقتصاد جامعه محلی و کارآفرینی»، «بازنگری در قوانین» و «فراهمسازی زیرساختهای نوین شناسایی و ضبط محمولهها» و پیامدهای مقابله، «حفاظت از محیطزیست و پایداری منابع طبیعی»، «اشتغالزایی و تأمین پایدار معیشت جوامع محلی»، «بازتعریف و احیای هویت جوامع محلی» و «کاهش تضادها و تعارضات گروداران با محیطبانان» است.
در این پژوهش اثرات باز بودن اقتصاد، نوآوری و فناوریهای نوین بر محیطزیست در 32 کشور درحالتوسعه و توسعهیافته طی سالهای 2022-1997 بر اساس الگوی خودتوضیحی با وقفهای گسترده پنل بررسی و موردسنجش قرار گرفت. نتایج حاصل از تحقیق حاضر نشان میدهد که در کشورهای درحالتوسعه؛ متغیرهای رشد تولید ناخالص و مجذور رشد تولید ناخالص داخلی تأثیر مثبتی بر انتشار گاز کربن دیاکسید دارند و نتایج پژوهش بیانگر رد فرضیه کوزنتس زیستمحیطی برای کشورهای مذکور میباشد درحالیکه ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﺑﺮآورد ﻣﺪل برای کشورهای توسعهیافته بیانگر آن است که مجذور رشد تولید ناخالص داخلی تأثیر منفی و معناداری بر انتشار گاز کربن دیاکسید دارد و تأییدکننده فرضیه کوزنتس زیستمحیطی برای کشورهای توسعهیافته است. همچنین نتایج حاصل از تحقیق حاضر برای کشورهای درحالتوسعه نشان میدهد که تأثیر حجم تجارت خارجی به GDP و نوآوری و فناوری، دارای اثر منفی و معناداری بر انتشار گاز کربن دیاکسید دارند درحالیکه برای کشورهای توسعهیافته، اثر حجم تجارت خارجی (حاصل جمع صادرات و واردات) به GDP، بر انتشار گاز کربن دیاکسید مثبت و معناداری بوده است. نتایج ضریب جمله تصحیح خطا برای کشورهای درحالتوسعه، نشاندهنده وجود رابطه بلندمدت معناداری بین متغیرهای الگو است و اثر یک شوک بر متغیر انتشار گاز کربن دیاکسید در کوتاهمدت حدود دو دوره زمان به طول خواهد انجامید و پسازآن، رابطه کوتاهمدت نیز در مسیر رابطه تعادلی بلندمدت قرار خواهد گرفت درحالیکه ضریب جمله تصحیح خطا برای کشورهای توسعهیافته، نشاندهنده وجود رابطه بلندمدت معناداری بین متغیرهای الگو است. بهگونهای که انتظار میرود، در هر دوره حدود 42/0 واحد انحراف رابطه کوتاهمدت از مسیر بلندمدت تعدیل شود. ضریب یادشده در این مدل نشاندهنده سرعتپایین تعدیل به سمت رابطه تعادلی بلندمدت برای کشورهای توسعهیافته است. بر اساس این، اثر یک شوک بر متغیر انتشار گاز کربن دیاکسید برای کشورهای توسعهیافته در کوتاهمدت حدود چهار دوره زمانی طول خواهد کشید. حمایتهای تشویقی؛ مالی و مالیاتی جهت توسعه و استفاده از فناوریهای پاک و پایدار برای کاهش آلودگی محیطزیست توصیه و پیشنهاد میگردد.
با زوال مستمر محیط طبیعی و افزایش روزافزون انتقادات و اقدامات گروه های دوستدار محیط-زیست، توجه به مصرف محصولات سبز در تصمیمات خرید مصرفکنندگان اهمیت بسیاری یافته است. لذا، این پژوهش با هدف شناسایی تعیینکنندههای قصد خرید محصولات سبز در میان کارکنان حوزه سلامت شهر یاسوج به منظور ارائه راهکارهای مؤثر برای توسعه این رفتار انجام شد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی پرستاران رسمی، پیمانی، و طرحی بیمارستان شهید بهشتی شهر یاسوج به تعداد 267 نفر بود که از بین آنها 196 نفر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده به-عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای محقق ساخته بود. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات متخصصان و پایایی پرسشنامه با انجام مطالعه راهنما و محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ (91/0-70/0) تأیید شد. پس از جمعآوری دادهها، تحلیل آماری با استفاده از روشهای آماری در نرمافزار 22SPSS انجام شد. بر اساس یافتهها، اکثر پاسخگویان قصد خرید محصولات سبز را داشتند. نتایج حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که هنجارهای مرتبط با محصولات سبز قویترین پیشبینیکننده قصد خرید این محصولات بوده و به دنبال آن ارزشهای درک شده، کنترل رفتار درک شده در خصوص خرید محصولات سبز و در نهایت، نگرش به محصولات سبز قرار داشتند. از آنجا که هنجارها قویترین تأثیر را بر قصد خرید محصولات سبز میگذارند، برنامهریزان و بازاریابان میتوانند از کانالهای ارتباطی مناسب برای ترویج مصرف سبز و رفتار حامی محیط زیست استفاده کنند. علاوه بر این، دولت باید سیاست-های تشویقی و اجباری برای تشویق تولیدکنندگان و مصرف کنندگان مصرف محصولات سبز تدوین کند.
Among different social sectors, students are one of the most important social groups targeted by environmental education. The purpose of this study is to investigate the social factors affecting students' water consumption behavior. The basic research questions were: 1. What is the water consumption level of students? 2. What are the social factors affecting students' water consumption behavior? In terms of methodology, the present research was conducted using a survey method at the first secondary level in girls' schools in Babol city, Mazandaran province, during the spring of 2024. One hundred students were selected as the statistical sample, and a questionnaire was used to collect the required data. The data obtained from the research were described and analyzed using SPSS. The findings of the study showed that the average water consumption behavior of students is at a moderate level. Spearman's correlation analysis confirmed a statistical relationship between the number of family members and water consumption behavior. According to the results of the ANOVA test, there was no significant difference in water consumption behavior based on educational level. The results, based on regression coefficients, showed that perceived moral norms and behavioral control have the greatest impact on students' water consumption behavior. Based on the findings, suggestions were made to strengthen moral norms and increase awareness of the consequences.
هدف پژوهش «ارایه مدل بهرهگیری از ظرفیت رسانههای اجتماعی در مدیریت بحران محیطزیستی خشکسالی استان سیستان وبلوچستان» است. روش تحقیق پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی است و بهمنظور دستیابی به پاسخهای عمیق از روش تحقیق کیفی مبتنی بر مصاحبه عمیق استفاده شد. جامعه آماری را 14 نفر از متخصصان و کارشناسان مجرب حوزه محیطزیست و رسانه در سطح استان سیستان و بلوچستان تشکیل دادهاند که به روش در دسترس و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. جهت تحلیل مصاحبههای اکتشافی و دادههای کیفی از روش تحلیل مضمون و از پایایی بازآزمون و روش توافق درونموضوعی برای محاسبه پایایی مصاحبهها استفاده شد. همچنین، اعتبار برای هرکدام از مراحل انتخاب موضوع، طراحی، مصاحبه، نسخهبرداری، تحلیل، تأیید و گزارشگری موردتوجه قرار گرفت؛ و نتایج بهدستآمده به تأیید خبرگان رسید تا موثق و قابلاتکا باشند. یافتههای حاصل از تحلیل مصاحبه با خبرگان شامل 150 کد جزیی که در 10 کد کلی دستهبندی شد، نشان داد؛ فرهنگ و باورهای محیطزیستی، تأثیرات اجتماعی-سیاسی، عوامل اقتصادی و اجتماعی بهعنوان ادراکات و دغدغههای محیطزیستی تحت تأثیر رسانههای اجتماعی و تجربیات ناشی از بحرانهای قبل، نگرشهایی تحت تأثیر هنجارها و عادتها ایجاد میکند که با توجه به عوامل درونی کنشها و رفتارها و عوامل بیرونی مشوقها و بازدارندهها منجر به اقدامات محیطزیستی میشود.
سبزشویی عارضهای است که رفتارهای ریاکارانه و دروغین را برای حمایت از محیطزیست به امید کسب سود و شهرت ترویج میکند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و بررسی تأثیر اینرسی دانشی بر پدیده سبزشویی در شرکتهای دانشبنیان با میانجیگری تضعیف رقابتپذیری انجام پذیرفت. این مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ روش و ماهیت جزء تحقیقات توصیفی- پیمایشی است. در این پژوهش برای سنجش متغیرها از پرسشنامه استاندارد و محقق ساخته بهره گرفته شد که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از روش روایی صوری و آلفای کرونباخ تأیید گردید. بدین شکل که جهت سنجش اینرسی دانشی از پرسشنامه لیائو و همکاران (2008) و برای متغیر سبزشویی و تضعیف رقابتپذیری از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری شامل کارکنان 15 تا از شرکتهای دانشبنیان استان لرستان به تعداد 295 نفر بودهاند که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس و با کمک جدول مورگان 167 نفر از کارکنان آنها بهعنوان اعضای نمونه انتخابشدهاند. لازم به ذکر است که تعداد کارکنان هر یک از شرکتها در بخش روششناسی تشریح شده است. دادهها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارهای Amos نسخه 22 و SPSS نسخه 26 تحلیل گردید. نتایج نشان داد که در سطح اطمینان 95/0 اینرسی دانشی تأثیر مثبت و معنیداری بر پدیده سبزشویی و تضعیف رقابتپذیری دارد. بهعلاوه تحلیل مسیر غیرمستقیم گویای نقش میانجی تضعیف رقابتپذیری در تأثیر اینرسی دانشی بر پدیده سبزشویی میباشد.