
برنامههای انگیزشی در قالب پاداش برای ایجاد منافع مشترک و هم راستا کردن منافع مدیران با منافع سهامداران میباشد. طراحی و اجرای درست برنامه انگیزشی نیازمند کسب شناخت کافی از عوامل، نظریهها و دیدگاههای تئوریک در حوزه برنامههای انگیزشی و پاداشدهی مدیران است. زیرا برنامه انگیزشی بدون پشتوانه تئوریک و یا بدون همخوانی با مبانی تئوریک، بهطور حتم سبب کاهش مشکلات نمایندگی، انگیزش برای بیشینه کردن ارزش شرکت و منافع همهگروههای ذینفع نخواهد شد. به عبارتی آگاهی از مبانی تئوریک انگیزش مدیران، میتواند به پژوهشگران و تدوینکنندگان استاندارد در پاسخگویی به سوالهایی در درباره اینکه؛ چه مقدار پاداش باید به مدیران پرداخت شود؟ پاداش چگونه باید پرداخت شود؟ و یک برنامه یا قرارداد پاداش چگونه تحت تأثیر ابعاد و باورهای اجتماعی قرار میگیرد؟ کمک کند. در این مقاله، رویکردهای تئوریک در طراحی وشکلگیری پاداش مدیران در قالب سه رویکرد ارزشی، نمایندگی و نمادین، معرفی گردیده است.
پژوهش های اخیر درباره رفتار هزینه ها بیانگر این است که میزان کاهش هزینهها هنگام کاهش فروش، کمتر از میزان افزایش هزینه ها هنگام افزایش فروش است. این رفتار نامتقارن هزینه ها، چسبندگی هزینه ها نام گرفت. در این مطالعه به این موضوع پرداخته می شود که آیا هزینههای تعهدی میتوانند به عنوان نمایندهای مناسب برای هزینههای نقدی در ادبیات هزینههای نامتقارن، به کار گرفته شوند؟ همچنین، آیا یک انتخاب گزارشگری مثل استهلاک، سطح چسبندگی هزینه را تحت تأثیر قرار میدهد یا خیر. بنابراین، هدف اصلی این پژوهش، مقایسه چسبندگی هزینه های تعهدی و هزینههای نقدی و تأثیر هزینه استهلاک در بروز پدیده چسبندگی هزینه ها در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. بدین منظور، دو فرضیه برای بررسی این موضوع تدوین و دادههای مربوط به 91 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران (که با استفاده از روش نمونهبرداری حذفی سیستماتیک انتخاب شده است) برای دوره زمانی بین سال های 1381 تا 1394 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. الگوی رگرسیون پژوهش با استفاده از روش داده های ترکیبی معمولی، بررسی و آزمون شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که هزینه های تعهدی به طور معناداری چسبندگی بیشتری نسبت به هزینههای نقدی دارند. همچنین، هزینه های عملیاتی بعد از کسر استهلاک چسبندگی کمتری نسبت به هزینه های عملیاتی قبل از کسر استهلاک دارند.
شرکتهای با مشتری متمرکز، دارای ریسک تجاری بالاتری هستند زیرا زیان مشتری عمده، میتواند منجر به کاهش قابل توجه در جریان نقدی تأمینکنندگان شود. از اینرو، مدیران درخواست پاداش بالاتری برای پوشش این ریسک احتمالی دارند. همچنین، تمرکز مشتری مدیران را قادر به نوعی چانهزنی بیشتر میکند که این میتواند پاداش نقدی آنها را افزایش دهد. هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر تمرکز مشتری بر پاداش مدیران در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای آزمون فرضیههای تحقیق از الگوی رگرسیون خطی چندگانه بر اساس دادههای ترکیبی استفاده گردیده است. برای اندازهگیری پاداش مدیران از لگاریتم طبیعی میزان پاداش نقدی مدیران و برای تمرکز مشتری از سه شاخص نسبت فروشهای عمده (فروشهای بالای 10 درصد) به کل فروش، شاخص هرفیندال-هیرشمن و متغیر شاخص وجود یا عدم وجود مشتری عمده در شرکت استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل 140 شرکت انتخاب شده به روش غربالگری طی بازه زمانی 1388 الی 1395 در بورس اوراق بهادار تهران بوده است. شواهد تحقیق نشان داد که تمرکز مشتری بر پاداش مدیران تأثیر مثبت و معناداری دارد. به عبارتی، در شرکتهایی که تمرکز بر مشتری عمده وجود دارد، میزان پاداش نقدی مدیران بالاتر است.
هدف این پژوهش، بررسی ارتباط بین کیفیت کمیته حسابرسی و سطح افشای مسئولیت اجتماعی شرکت است. مسئولیت اجتماعی، شامل مجموعه وظایف و تعهدهایی است که شرکت باید در جهت حفظ، مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد. در این پژوهش برای سنجش سطح افشای مسئولیت اجتماعی شرکت ها از الگوی میشرا و همکاران و برای سنجش تاثیر کیفیت کمیته حسابرسی در افشای اطلاعات از متغیرهای پیشنهادی پرسونز و روهانا و همکاران و هیشام و همکاران استفاده شده است. دوره زمانی مورد مطالعه شامل سال های 1390 الی 1394 و نمونه برگزیده متشکل از 67 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. همچنین برای آزمون فرضیههای پژوهش از روش رگرسیون حداقل مربعهای معمولی استفاده شد. یافته های حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش نشان میدهد که پس از کنترل متغیرهای اندازه شرکت، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام و ریسک سیستماتیک، بین استقلال کمیته حسابرسی، تخصص اعضای کمیته حسابرسی و اندازه کمیته حسابرسی با سطح افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین تعداد جلسات اعضای کمیته حسابرسی و سطح افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت رابطه ای مثبت برقرار است که معنادار نیست. با توجه به یافته های پژوهش، میتوان ادعا کرد با افزایش کیفیت کمیته حسابرسی، میزان سطح افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت، افزایش می یابد. در نتیجه پیشنهاد می گردد که شرکت ها برای افزایش سطح مسئولیت پذیری اجتماعی که مقوله با اهمیتی است، به کیفیت کمیته حسابرسی توجه ویژه نمایند.
در پژوهش حاضر اعتماد به نفس کاذب مدیران به عنوان توضیحی رفتاری برای تعدیل نامناسب هزینه در نظر گرفته شده است. هدف این مطالعه بررسی اثر بیش اعتمادی مدیران بر تعدیل نامناسب هزینه ها می باشد. در این راستا و با استفاده از تکنیک قدرتمند پانل، از معیار سرمایه گذاری بیش از حد به عنوان شاخص بیش اعتمادی و همچنین از سایر متغیرهای کنترلی مؤثر بر تعدیل نامناسب هزینه ها از قبیل شدت کارکنان، شدت دارایی ها، کاهش فروش متوالی، لگاریتم طبیعی 1 بعلاوه بازده سهام سالانه اولیه، جریان نقد آزاد، پرداخت های ثابت مدیران استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش 91 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1385-1394 می باشد. بر اساس نتایج تحقیق حاضر اثر بیش اعتمادی مدیران بر تعدیل نامناسب هزینه پذیرفته می شود و می توان گفت که اطمینان و اعتماد بیش از حد مدیران منجر به تعدیل نامناسب هزینه ها خواهد شد.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین ساختار مالکیت با سه معیار (مالکیت دولتی،مالکیت خانوادگی، مالکیت خارجی) و عملکرد مالی با دو معیار (نسبت کیوتوبین، بازده داراییها)، با تأکید بر مخارج تحقیق و توسعه در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. دادههای مورد نیاز برای دورهی 6 ساله، طی سالهای 1390تا 1395 برای 129 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، به روش حذف سیستماتیک، جمعآوری شده است. آزمون فرضیات با استفاده از نرم افزارEviews و Stata انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان میدهد، بین مالکیت دولتی و مالکیت خارجی با نسبت کیوتوبین رابطه معنادار و منفی وجود دارد. اما بین مالکیت خانوادگی با نسبت کیوتوبین ارتباط معناداری وجود ندارد. همچنین، بین مالکیت دولتی و مالکیت خارجی با بازده داراییها ارتباط منفی و معنادار و بین مالکیت خانوادگی با بازده داراییها ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. مخارج تحقیق و توسعه بر رابطه بین مالکیت دولتی و نسبت کیوتوبین اثر معناداری دارد؛ لکن بر رابطه بین مالکیت خانوادگی و مالکیت خارجی با نسبت کیوتوبین اثر معناداری ندارد. همچنین مخارج تحقیق و توسعه بر رابطه بین مالکیت دولتی و مالکیت خانوادگی با بازده داراییها اثر معناداری ندارد؛ لکن بر رابطه بین مالکیت خارجی و بازده داراییها اثر معناداری دارد.
چکیده هدف این پژوهش، بررسی تأثیر شاخصهای کمی مسئولیت اجتماعی شرکت بر نوسانات عملکرد مالی و اقتصادی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. با بررسی ادبیات داخلی در ارتباط با پژوهشهای انجام شده در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکت و با توجه به اهمیت این حوزه برای اقتصادهای در حال توسعه به منظور جذب سرمایهگذاری خارجی، این پژوهش برای نخستین بار به بررسی تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکت بر نوسانات عملکرد مالی و اقتصادی در محیط گزارشگری مالی ایران با توجه به شاخصهای کمی استخراج شده از صورتهای مالی پرداخته است. بدین منظور ده فرضیه برای بررسی این موضوع تدوین و دادههای مربوط به 105 شرکت عضو بورس اوراق بهادار برای دورهی زمانی بین سالهای 1388 تا 1395 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. الگوی رگرسیون پژوهش با استفاده از روش دادههای تابلویی با رویکرد اثرات ثابت، بررسی و آزمون شد. نتایج نشان داد که نسبت تعداد کارکنان به کل داراییها و نسبت مالیات به کل داراییها به عنوان شاخصهای ارائه مسئولیت اجتماعی شرکت، سبب کاهش نوسانات عملکرد مالی و اقتصادی شرکت میشوند. از سوی دیگر، نتایج موید آن است که نسبت داراییهای ثابت به کل داراییهای شرکت، نسبت هزینه تحقیق، توسعه و تبلیغات به فروش و توانایی حاکمیت شرکتی به عنوان شاخصهای ارائه مسئولیت اجتماعی شرکت، تأثیر غیر معناداری بر نوسانات عملکرد مالی و اقتصادی شرکت دارد. بنابراین، با توجه به نتایج متناقض کسب شده برای تأثیر شاخصهای کمی مسئولیت اجتماعی بر نوسانات عملکرد مالی و اقتصادی شرکت این حوزه نیازمند انجام تحقیقات بیشتری است.
مطالعه حاضر به بررسی واکنش سود در شرکت هایی با راهبردهای متفاوت و ناهمگون در کسب و کار می پردازد. بر این اساس ضریب واکنش شرکت هایی با اتخاذ راهبردهای کسب و کار رهبری هزینه و شرکت هایی با اتخاذ راهبردهای کسب و کار تمایز نسبت به اعلان سود مقایسه می گردد. بررسی اعلان سود با استفاده از معادلات شکست ساختاری صورت پذیرفته است. ضرورت استفاده از معادلات شکست ساختاری، رفع نقاط احتمالی شکست ساختاری بواسطه سیر نزولی واکنش سود می باشد. نمونه پژوهشی شامل 43 شرکت با اتخاذ راهبردهای کسب و کار رهبری هزینه و 88 شرکت با راهبرد های کسب کار تمایز طی بازه زمانی 1388 تا 1394می باشد. نرم افزار مورد استفاده جهت بررسی فرضیه پژوهش Eviews می باشد. شواهد مطالعه حاضر حاکی از آن است که شرکتهایی که راهبردهای رهبری هزینه را دنبال میکنند، اعلان سود آنها بطور عمومی نسبت به شرکتهایی که روش های تمایز را در پیش دارند، با تغییرات بهتری اعلان سود شرکت های خود را به استفاده کنندگان از اطلاعات مالی شرکت به نمایش می گذارند. در نتیجه شرکتهایی که راهبرد های تمایز را در پیش میگیرند با تفسیر ناهمگونتر و تغییرات کمتری در باورهای سرمایه گذاران همراه هستند. همچنین نتایج معادلات شکست ساختاری دال بر تداوم پذیری صعودی اعلان سود در شرکت هایی با اتخاذ راهبردهای کسب و کار رهبری هزینه می باشد.
این مطالعه، به بررسی تأثیر قدرت مدیر عامل بر روی اهرم مالی شرکتها با استفاده از یک نمونه شامل 150 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره 1389 تا 1396 پرداخت. به طور اخص، این مطالعه درصدد بررسی رابطه بین قدرت مدیریت ارشد اجرایی و اهرم مالی بر اساس تئوری نمایندگی است. برای اندازه گیری شاخص قدرت مدیر عامل از یک شاخص مبتنی بر ویژگیهای چهار متغیر قدرت مرتبط با هم استفاده گردید، سپس از روش OLS برای برآورد رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که هرچقدر قدرت مدیرعامل افزایش پیداکند به همان نسبت ساختار سرمایه شرکتها و نسبت اهرم مالی در جهت منفی حرکت خواهد کرد. و باعث کاهش بدهی در ساختار سرمایه شرکتها خواهد شد.
گزارش حسابرسان در فرآیند تصمیمگیری استفادهکنندگان صورتهای مالی به عنوان یکی از اطلاعات سودمند در نظر گرفته میشود و یکی از راههای اطمینان از کیفیت گزارشگری مالی، گزارش حسابرسی میباشد. در این پژوهش، تأثیر کیفیت گزارشگری مالی بر بندهای تعدیلی گزارش حسابرسی را مورد بررسی قرار میگیرد. نمونه پژوهش نیز متشکل از 645 مشاهده (سال – شرکت) در سالهای 1388 تا 1393 میباشد. بمنظور اندازه گیری کیفیت گزارشگری مالی با استفاده از سه مدل کوتاری همکاران (2005)، کازنیک (1999) و مک نیکلز و استابن (2008)استفاده شده است و فرضیه پژوهش با استفاده از رگرسیون لاجیت آزمون گردیده است. یافتهها نشان داد، در هر سه مدل بین کیفیت گزارشگری مالی و تعدیلات حسابرسی رابطه منفی مشاهده شد. این نتیجه حاکی از آن است که کیفیت گزارشگری مالی نزد حسابرسان در تصمیمگیری برای تعدیلات حائز اهمیت بوده و با افزایش کیفیت گزارشگری مالی، میزان تعدیلات کاهش مییابد. این پژوهش با شناسایی تأثیر پذیری بندهای تعدیلی حسابرس از کیفیت گزارشگری مالی کمک بسزایی به سرمایهگذاران و اعتباردهندگان در سنجش رفتارهای فرصت طلبانه مدیران میکند. همچنین با بکارگیری سه معیار مختلف در سنجش کیفیت گزارشگری مالی به غنای ادبیات موجود میافزاید.
امروزه، سرمایه فکری عامل اصلی سودآوری و حفظ مزیت رقابتی شرکتها می باشد. در دنیای دانش محور کنونی، دارایی های دانشی و سرمایه فکری عامل اصلی سودآوری و حفظ مزیت رقابتی شرکتها است. اهمیت سرمایه فکری و وجود شکاف بین ارزش دفتری و ارزش بازار شرکتها بر کسی پوشیده نیست. در تحقیق حاضر به بررسی ارتباط بین سرمایه فکری با ارزش بازار و عملکرد مالی شرکتهای دولتی خصوصی شده پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. برای سنجش سرمایه فکری از روش ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری (مدل پالیک) استفاده شده است. دوره زمانی مورد مطالعه سال های 1393-1385 و نمونه انتخابی شامل 59 شرکت دولتی خصوصی شده پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. نتایج تحقیق نشان می دهد که کارایی سرمایه انسانی نسبت به سایر اجزاء سرمایه فکری دارای بیشترین تاثیر بر ارزش بازار شرکت میباشد. همچنین، ضریب کارایی سرمایه بر عملکرد مالی تاثیر مثبت و معناداری دارد.
از آنجا که حسابداران مسئول تهیه صورتهای مالی هستند که نشان دهنده عملکرد واحد تجاری است، پایبندی آنها به اصول اخلاقی برای جامعه بسیار مهم است. در کشورهای اسلامی حسابداران علاوه بر رعایت اصول اخلاقی تدوین شده توسط فدراسیون بین المللی حسابداران(IFAC) بایستی به اصول اخلاقی سازمان حسابداری و حسابرسی موسسات مالی اسلامی(AAOIFI) نیز پایبند باشند. آموزش اخلاق، آینده حرفه حسابداری را تضمین میکند و اطمینان می دهد که حسابداری نقش تاریخی خود را در جهت شکوفایی اقتصاد و پیشرفت جامعه به طور اثربخش ادامه می دهد. همچنین آموزش ارزشهای اسلامی در حسابداری باعث نهادینه شدن رفتار اخلاقی در دانشجویان می شود و آنها را برای مواجه موثر با چالشهای اخلاقی در محیط کار آماده می کند. در ایران، حتی پس از رسواییهای حسابداری اوایل دهه 2000 میلادی که منجر به توجه بیشتر دانشگاهها و نهادهای حرفه ای به موضوع آموزش اخلاق در حسابداری شد و نیز علیرغم تلاشهای اخیر کشورهای اسلامی برای آموزش ارزشهای اسلامی در برنامه درسی دانشگاه ها، هنوز تغییرات قابل ملاحظه ای برای گنجاندن اخلاق و ارزشهای اسلامی در برنامه درسی حسابداری صورت نگرفته است. بنابراین هدف پژوهش حاضر واکاوی نظری ضرورت آموزش اخلاق و ارزشهای اسلامی در برنامه درسی حسابداری در دانشگاهها است.
چالش جهانی محیطهای تجاری، نیاز به حسابداران و مدیرانی را ضروری نموده است که از مسائل پیچیده مالی بینالمللی مطلع باشند و دانش و اطلاعات مرتبط با حل مسائل روبهرشد تجارت، مباحث مالی و سرمایهگذاری بینالمللی را داشته باشند. در حال حاضر مطالعه حسابداری بینالمللی، چالشها و مزایای آن مسئله قابل توجهی محسوب میشود و حسابداران برای ایجاد مجموعه یکسانی از استانداردهای بینالمللی حسابداری قابل استفاده برای تمام شرکتها و سازمانها، اقدامات قابل توجهی را انجام دادهاند، اما سوال این است که تا چه میزان باید به سمت همگرایی و یکسانسازی بینالمللی پیش رفت و هزینههای این انتخاب چیست؟ در این مقاله با بررسی ادبیات مالی و حسابداری حول محور پیادهسازی استانداردهای بینالمللی حسابداری یا تغییر استانداردهای ملی به استانداردهای بینالمللی به بررسی اثرات شناخته و ناشناخته این رویداد پرداخته و هدف از ارائه آن، توسعه و ارتقا دانش نسبت به اثرات همگرایی و یکسانسازی استانداردهای حسابداری است. در این مقاله با بررسی ادبیات مالی و حسابداری حول محور پیادهسازی استانداردهای بینالمللی حسابداری یا تغییر استانداردهای ملی به استانداردهای بینالمللی به بررسی اثرات شناخته و ناشناخته این رویداد پرداخته و هدف از ارائه آن، توسعه و ارتقا دانش نسبت به اثرات همگرایی و یکسانسازی استانداردهای حسابداری است.
ماهیت تئوری چرخه عمر شرکت نشان میدهد که سرمایهگذاری و تصمیمات تأمین مالی و راهبرد عملیاتی شرکت تا حد زیادی توسط متغیرهای مختلف و قابلیتهای سازمانی شرکت (مراحل چرخه عمر) تحت تأثیر قرار میگیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین چرخه عمر شرکت و هزینه حقوق صاحبان سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در راستای این هدف، 105 شرکت برای دوره 6 ساله مورد پژوهش در بازه زمانی 1388 الی 1393 مورد بررسی قرار گرفتند. برای آزمون فرضیهها از روش رگرسیون چند متغیره بر مبنای دادههای ترکیبی و آزمون t مستقل استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بین چرخه عمر شرکت و هزینه حقوق صاحبان سهام رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که تفاوت معناداری بین هزینه حقوق صاحبان سهام در مرحله بلوغ نسبت به مرحله افول و مرحله رشد نسبت به مرحله افول وجود ندارد.
در حال حاضر، نقش واحدهای تجاری تغییرات زیادی کرده است و انتظار میرود که این واحدها فقطبه فکر افزایش سودآوری نباشند و در قبال کارهای خود، به اجتماع پاسخگو نیز باشند. دلیل این امر، آن است که واحد تجاری نمیتواند بدون اجتماع، فعالیت داشته باشد و اجتماع نیز به واحد تجاری نیاز دارد. از اینرو، رابطهای دوطرفه بین این دو، شکل گرفته است. به همین منظور، مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتها، هم برای آنها و هم برای اجتماع سودمند است. شکل اولیه مفهوم مسئولیتپذیری اجتماعی، دارای جنبههای قوی مذهبی، پدرسالاری و نوعدوستی است، اما مفهوم نوین مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتها، بهصورت مستقیم روی کارهای روزمره تجاری و تأثیر آنها بر طیف وسیع ذینفعان، متمرکز شده است. در دهه 1950، تنها تعهد به جامعه مطرح بود؛ به مرور در قرن 21، دغدغههای زیستمحیطی و اجتماعی، اقدامات داوطلبانه، رفتار اخلاقی، توسعه اقتصادی، بهبود کیفیت زندگی شهروندان، حقوق بشر، حقوق کار، حفاظت از محیطزیست، مبارزه با فساد، تشویق ایجاد شفافیت و پاسخگویی مناسب، حائز اهمیت شده است. در مقاله حاضر، پس از مرور مفاهیم، ابعاد، نظریهها و پانزده مدل مسئولیتپذیری اجتماعی، میتوان بیان نمود که بعد از گذشت بیش از 50 سال از این مفهوم، همچنان ارائه تعریفی واحد برای آن، کار دشواری است، اما نکته حائز اهمیت آن است که بیشتر تعاریف، شرکتها را در برابر جامعه مسئول میدانند. از اینرو، برای پاسخگویی در برابر جامعه، نیاز است مباحث نظری مسئولیتپذیری اجتماعی، بهصورت دقیق در عمل هم اجرا شوند. مسئولیتپذیری اجتماعی شرکتها:مفاهیم، ابعاد، نظریهها و مروری بر مدلهای آن
در این مقاله مهمترین معیارهای اندازهگیری کیفیت حسابرسی و نقاط ضعف و قوت هر یک اشاره شده و میزان بهکارگیری معیارهای مزبور در نشریههای تخصصی حسابداری در ایران ارزیابی گردیده است. به این منظور، ابتدا مروری بر مقالههای حسابرسی منتشر شده در کشـور انجـام شـده و پـس از دستهبنـدی معیارها، میـزان استفاده از هـر معیار و نتایـج حاصـل از بـهکارگیری آنها بیان شده است. سپس، مقالههای یاد شده بر اساس پدیدآورنده، نوع نشریه، سال انتشار و ... طبقهبندی و تحلیل شدهاند. در این مقاله، از اطلاعات 12 نشـریهی علمی پژوهشی طی دورهی زمانی 5 سالهی 1389 تا 1393 استفاده شده است. نتایج حاصل از بررسی معیارهای اندازهگیری کیفیت حسابرسی نشان داد که در دورهی مزبور، معیارهای 10 گانهی کیفیت حسابرسی 72 مرتبه در 59 مقاله بـهکار گرفته شدهاند. این تعـداد فقط کمتر از 4 درصـد کل مقالههای منتشر شده را شامل میشود. همچنین در بسیاری از موارد، بهکارگیری معیارهای مشابه، منجر به نتایج متفاوت و متناقض شده است. به نظر میرسد اجرای پژوهشهایی به منظور ارائهی معیارهای مناسب برای اندازهگیری کیفیت حسابرسی با توجه به شرایط ایران ضروری است. امید است با ارائهی این مقاله و توجه به نقاط ضعف و قوت معیارهای اندازهگیری کیفیت حسابرسی، کیفیت پژوهشهای تجربی در این زمینه افزایش یابد.
برنامههای کاهش کربن و گزارش تولید گازهای گلخانهای به سرعت در پاسخ به تغییرات آب و هوا و گرم شدن زمین گسترش پیدا کرده است. این تحولها تا حدودی به تقاضای نهادها و ملاحظههای ایجاد ارزش بستگی دارند. پیامدهای ناشی از این تحولها برای حسابداری مدیریت و کنترل مشخص نیست، اگر چه برخی از شواهد نشان میدهد که تلاش برای گنجاندن حسابداری کربن در فرآیند گزارشگری و تصمیمات سنتی رو به افزایش است. دلایل این عدم شفافیت، تمرکز نامتناسب در رویههای اجرایی در افشای کربن، در مقایسه با موارد معدود مطالعههای تجربی و فقدان یک بحث علمی در این حیطه از نقطه نظر حسابداری مدیریت و کنترل میباشد. در این مقاله تلاش میشود تا با بررسی متون مرتبط موجود محرکهای این قبیل بحثهای علمی به همراه کاستیهای کلیدی نظری و تجربی مربوط به تحقیقهای انجام شده در زمینه حسابداری کربن را شناسایی و جهتیهایی را برای مطالعههای آینده در این زمینه ارائه نمود. این جهتها از تحقیقهای انجام شده در زمینه حسابداری مدیریت و کنترل الهام گرفته شده که ممکن است بتواند به هدایت و سازماندهی اینگونه تحقیقها در زمینههای نو ظهور و هیجان انگیز حسابداری کربن کمک نماید.
هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه نظام راهبری و ویژگیهای حسابرسی با مدیریت سود واقعی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به منظور انجام تحقیق، تعداد62 شرکت در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1390 تا 1394 جهت آزمون فرضیهها انتخاب شدند. متغیرهای مستقل این تحقیق مالکیت نهادی، تنوع جنسیت هیات مدیره، استقلال هیات مدیره، رتبه موسسه حسابرسی و تغییر حسابرس و متغیر وابسته آن مدیریت سود واقعی و همچنین متغیر کنترلی اندازه شرکت و اهرم مالی میباشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نوع همبستگی میباشد که برای بررسی ارتباط بین متغییرها از دادههای تابلویی استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که، مالکان نهادی ارتباط مستقیم و معنی داری با مدیریت سود واقعی دارد. نتایج همچنین نشان میدهد بین حضور زنان در بین اعضای هیاتمدیره و مدیریت واقعی سود رابطه مثبت معناداری وجود دارد. این در حالی است که بین سایر ویژگیهای هیاتمدیره و انواع مدیریت سود رابطه معناداری یافت نشد. همچنین نتایج بیانگر آن است که اگر شرکتی بدون استقلال هیات مدیره به شرکتی با استقلال هیات مدیره تغییر سطح بدهد، میانگین مدیریت سود واقعی کاهش معناداری خواهد داشت. در نهایت نتایج بیانگر معنادار بودن رابطه چرخش حسابرسی، رتبه حسابرسی و اندازه شرکت با مدیریت سود واقعی میباشد. این در حالی است که متغیرهای اهرم مالی بر میزان مدیریت واقعی سود تأثیر معناداری ندارند.
کوتهبینی شرحی از یک شکل سوگیری یا گرایش است که محدودیتی جدی و مهم برای توجه به گزینهها و پیشنهادها در انتخاب و تصمیمگیری ایجاد میکند. تعریف عمومی اصطلاح کوتهبینی، عدم پیشبینی یا درک، دید محدود در مورد مسائل و دیدگاه سطحی در اندیشه و برنامهریزی است. با استفاده از روش نمونهگیری حذفی سیستماتیک تعداد 117شرکت در طی سالهای 1385الی1393 از بین شرکتهای پذیرفته شده بورس تهران انتخاب گردید. در این پژوهش معیار سنجش عملکرد نرخ بازده داراییها در سال بعد بر اساس دو معیار بازده غیرعادی اصلاح شده بر اساس بازده بازار و اندازه شرکت میباشد. همچنین شرکتهایی که مدیریت کوتهبین داشتهاند، با داشتن عملکرد مثبت مالی و افزایش بازده داراییها، هزینههای بازاریابی و تحقیق و توسعه آنها کاهش یافته است. نتایج پژوهش تأثیر مثبت و معنادار کوتهبینی مدیران بر عملکرد مالی آتی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را نشان میدهد. به بیان دیگر در صورت وجود کوتهبینی مدیران، عملکرد مالی آتی شرکتهای نمونه بهبود یافته است.
آنچه جامعه از حرفه حسابرسی انتظار دارد، ارائه گزارش حسابرسی با کیفیت به جامعه است، اما اقدامات مدیران و صاحبکاران میتواند منجر به ایجاد تردید حرفهای و درک ریسک چرخش در حسابرسان شود و در نتیجه بر کیفیت حسابرسی آنان اثرگذار باشد. بنابراین در پژوهش حاضر، ارتباط بین تردید حرفهای حسابرس و چرخش حسابرس با کیفیت حسابرسی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسى شده است. روش پژوهش حاضر از نوع کاربردی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را نیز کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران در یک بازه زمانی 6 ساله از سال 1388 تا 1394 تشکیل میدهند. نمونه آماری پژوهش را 114 شرکت تشکیل میدهند. دادههای مورد نیاز پژوهش نیز از بانک اطلاعاتی بورس اوراق بهادار جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها نیز از آزمون رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج پژوهش نشان میدهند که متغیرهای تردید حرفهای حسابرس و چرخش اختیاری حسابرس ارتباط مستقیم و معنیداری با کیفیت حسابرسی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار دارند، اما متغیر چرخش اجباری حسابرس ارتباط معنیداری با کیفیت حسابرسی ندارد.