
در این پژوهش براساس ویژگیهای نگارههای عجایبالمخلوقات و غرایبالموجودات بررسی میشود که چه امکاناتی برای ظرفیت مصورسازی مؤلفههای فانتزی و تخیلی عجایبنامۀ خواندمیر وجود دارد. این گفتوگوی بینامتنی میان طراحی فضاها، مکانها، موجودات و انسانهای عجیب و دیگر عناصر دراماتیک و تصویری این دو اثر است. در بررسی ظرفیتهای نمایشی و تصویری متون گذشتۀ فارسی اغلب از نظریۀ اقتباس بهره گرفته میشود و در این راه متنی که روایتی منسجم دارد و با آغاز و میانه و پایان همراه است با تغییراتی جزئی یا گسترده و یا با وفاداری به متن اصلی در رسانۀ دیگری بازآفرینی میشود. اما با گسترش ایدۀ متن به انواع متون ادبی و تصویری، تأثیرپذیری متون مختلف از یکدیگر نیز تنوع و گسترش بیشتری مییابد و متون در یک تعامل بینامتنی قرار میگیرند. عجایبنامهها ازجمله متون کهن فارسی بهشمار میروند که در آنها نویسنده بر طبق شنیدهها، خواندهها، نقلقولهای جهانگردان و دیگر روایتهای شفاهی و کتبی به بیان شگفتی اقلیمهای مختلف جهان میپردازد و در این کتابها مرزهای میان تخیل و واقعیت همواره جابهجا میشود. اهداف پژوهش: بررسی ظرفیتهای تصویری نگارههای عجایبالمخلوقات و غرایبالموجودات برای تصویرسازی غرایبالاسرارگفتوگوی بینامتنی میان موجودات و فضاهای عجیب و غریب دو اثر و اقتباس مصور.سؤالات پژوهش:چه ظرفیتهای تصویری در نگارههای عجایبالمخلوقات برای مصورسازی غرایبالاسرار میتوان سراغ گرفت؟چگونه میتوان اقتباسی از تصویرسازیهای نگارههای عجایبالمخلوقات برای تصویری برای کتاب غرایبالاسرار انجام داد؟
در ایران الگوی ملت، ترکیبی و نامتوازن است. استان خوزستان ازجمله استانهای کشور است که دارای تنوع قومی چشمگیری اسـت. باتوجهبه موقعیـت خـاص جغرافیـایی و محـل تلاقـی بـا استانهای همجوار، گویشهای قومیتهای مختلفی شامل: قوم فارس، ترک، کـرد، لـر، لـک و برخـی از فِـرق دینـی را در خود جایداده است. ایـن مسـئله باعـث شـده کـه خوزستان یکـی از منـاطقی باشـد کـه هـم میتواند مرکـز تعامـل اقـوام باشـد و هـم ایـن اختلافـات قـومی و زبـانی موجبـات تـنش و تعارضات اجتماعی و سیاسی را فراهم کند. هدف از پژوهش حاضر مدلسازی عوامل (اجتماعی-اقتصادی)، تنوع قومی و سرمایۀ اجتماعی مؤثر بر همگرایی قومی (موردمطالعه: گروههای قومی ساکن شهر اهواز) میباشد. جامعۀ آماری در این پژوهش شامل کلیه شهروندان 18 سال و بالاتر شهر اهواز میباشد. در انتخاب جمعیت نمونه در این تحقیق، از نمونهگیری تصادفی استفادهشده است. حجم نمونه پس از محاسبه با استفاده از فرمول کوکران تعداد 384 نفر بهدست آمد. نتایج نشان داد که بین متغیرهای عوامل (اجتماعی-اقتصادی)، همگرایی قومی، تنوع قومی و سرمایه اجتماعی رابطۀ معناداری وجود دارد. بدیهی است که تنوع قومی در ایران، همچون واقعیتی عینی در جامعۀ کنونی ما الزاماتی دارد و حقوقی را میطلبد که مشروعاند. پس میبایست برای تأمین عدالت و برابر حقوقی شهروندان، به آنها توجه شود و راهحل ارائه گردد. هویت تاریخی یکی از عوامل مؤثر در بقای همگراییهای قومی است. در این میان، آثار معماری میتوانند جلوهای از هویت تاریخی و قومی در یک منطقه باشند.اهداف پژوهش:بررسی رابطۀ بین پایگاه اجتماعی - اقتصادی (بُعد ذهنی و بُعد عینی)) و همگرایی قومی در شهر اهواز.بررسی رابطۀ بین تنوع قومی در محل سکونت و همگرایی قومی در شهر اهواز و واکاوی آثار معماری و هویت تاریخی در این منطقه.سؤالات پژوهش:آیا بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی (ذهنی/ عینی) و همگرایی قومی رابطه معناداری وجود دارد؟آیا بین تنوع قومی و همگرایی قومی و هویت تاریخی و معماری رابطۀ معناداری وجود دارد؟
نزار قبانی را از ارکان شعر مقاومت در ادبیات معاصر عرب و قیصر امینپور را از متعهدترین شاعران حوزة ادبیات انقلاب و دفاع مقدس ایران قلمداد میکنند. امتداد این سبک را میتوان در پوسترهای مربوط به مقاومت لبنان و ایران نیز مشاهده کرد. این مقاله با عنوان بررسی ساختاری و مضمونی اشعار پایداری نزار قربانی و قیصر امینپور قصد دارد تا به تشریح ابعاد مقاومت در اشعار این دو شاعر صاحبنام در عرصة ادبیات معاصر عرب و ایران بپردازد. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی است و در گردآوری منابع از روش کتابخانهای استفاده شده است. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که هر دو شاعر، علیرغم فاصلة زمانی و مکانی، رویکردی تقریباً مشابه در پرداختن به مسئله مقاومت و پایداری در اشعار خویش داشتهاند. هر دوی آنان از زبانی ساده و بیپیرایه در اشعار پایداری خود سود جسته و تخیل و تصاویر شاعرانة آنها بسیار سیّال و دارای بار ارتباطی بالایی است. در بُعد مضمونی نیز هر دو شاعر به مواردی چون تقدس جهاد و مبارزه، توجه به اسطوره و نماد، بیان ویرانیهای حاصل از جنگ و.. توجه داشتهاند.اهداف پژوهش:بررسی تطبیقی اشعار پایداری نزار قبانی و قیصر امینپور در مسئله مقاومت و پایداری.بررسی تطبیقی مهمترین مضامین مشترک در اشعار مقاومت نزار قبانی و قیصر امینپور و انعکاس آن در پوسترهای مقاومت لبنان و ایران.سؤالات پژوهش:تفاوتها و شباهتها در اشعار پایداری نزار قبانی و قیصر امینپور در مسئله مقاومت و پایداری کداماند؟مضامین مشترک شعری در اشعار مقاومت نزار قبانی، قیصر امینپور و پوسترهای مقاومت لبنان و ایران کداماند؟
آثار بهجا مانده از فرهنگ و ادب هر سرزمین، نشاندهندۀ گسترۀ اطلاعات و فرهنگ پیشینیان به لحاظ ساختار فکر و اندیشۀ آنان و نگرشهای بنیادی آفرینندگان آنها است که آن را به نسل جدید منتقل مینماید. ازجملۀ میراث دورۀ صفوی، خزاین ملکوت، اثر زینالعابدین علی متخلص به «نویدی» و «عبدی» است؛ که نسخۀ خطی است و تاکنون تصحیح و منتشر نشده است. این مقاله با هدف ساختارشناسی نسخۀ خطی خزائن ملکوت، با تأکید بر تحلیل شاخصههای محتوایی آن و تطبیق آن با نسخه مصور قصصالانبیا دوره صفوی نوشته شده است. پژوهش حاضر بر مبنای مطالعات کتابخانهای و به روش توصیفی ـ تحلیلی است. در مثنوی خزائن ملکوت شاعر هریک از بخشهای هفتگانه را خزانه نامیده است؛ محتوای خزانهها در شناخت خداوند و نعت پیامبر (ص)، مدح امامان شیعه و فضایل و مناقب آنها، بایدها و نبایدهای مملکت داری، خیرخواهی عوام و خواص، در حقیقت عشق و محبت و شرح حال و بیان شکستهای خود و یاران است که شاعر با بهکارگیری عبارات و الفاظ بدیع و استشهاد به آیات و احادیث و روایات در بالغ بر 7580 بیت، اثری درخور توجه آفریده است. مثنوی خزائن ملکوت به چند دلیل حائز اهمّیّت است: اهمیت ابعاد اعتقادی و باورهای مذهبی عبدی که وی قرب الهی را در گرو شناخت خداوند و اقرار به نبوّت پیامبر (ص) و دوستی خاندان ایشان میشمارد. در ابعاد اجتماعی، شاعر فضایل اخلاقی و آداب سلوک را باعث رشد انسان میداند و به جایگاه زنان اهمّیّت میدهد. در ابعاد سیاسی وی، مملکتداری و دینداری را توأمان میداند. در بین حکایات به ذکر وقایع تاریخی آن دوران میپردازد. از طرفی تسلط شاعر بر ادبیات فارسی و عربی و آشنایی وی با قرآن و حدیث و بیان فضایل و روایات فراوان نشان از دانش وسیع شاعر در زمینههای گوناگون دارد. در نسخۀ مصور قصصالانبیا نیز به موازات مضامین قرآنی به تصویرگری هم پرداخته شده است.اهداف پژوهش:شناخت خزائن ملکوت و بررسی و تحلیل ابعاد فکری زبانی و ادبی آن.تصحیح و تحلیل نسخه خطی و تبدیل آن به نسخه چاپی و تطبیق آن با نسخه مصور قصصالانبیا.سؤالات پژوهش:ساختارها و ویژگیهای نسخۀ خطی خزاین ملکوت به چه صورت هست؟شاخصههای محتوایی نسخۀ خطی خزاین ملکوت چیست؟
سلوی البنا (1948) نویسندگان داستانهای کوتاه مدرن و اهل فلسطین و پیرو دین اسلام است. وی در چهار داستان خود عشاق نجمة، حذاء صاحبالسعادة، امرأة خارج الزمن، العامورة عروس اللیل از الگوهای داستاننویسان مدرنیسم و نیز رویکردی اسلامی بهره برده است. محدودشدن زاویۀ دید توسط راویان داستانهای مدرن، نشاندادن هیجان، حذف یا تغییر عناصری از پیرنگهای سنتی، کاربست استعاره و مجاز و روایت نامتوالی رویدادها و شکستن نظم زمانی در بیان آنها، ایجاز در شکل داستان و سبک روایت آن و برجستهساختن سبک از ویژگیهای چهار داستان مذکور است. در داستان عشاق نجمة و العامورة عروس اللیل از نمادپردازی و صنایع بدیعی و لفظی که مخصوص داستانهای مدرن است، بیشتر استفاده شده و در داستانهای امرأة خارج الزمن شکستن توالی زمانی و مکانی و استفاده از ایجاز در مرکز توجّه نویسنده بوده است. در داستان حذاء صاحبالسعادة نیز نویسنده از بیان سرشار از طنز و کنایه جهت بیان آلام اجتماعی و سیاسی مردم فلسطین بهره برد و از آنجا که مسلمان بود، توانست توصیفات و مضامینی در آثار مذکور بیاورد که به آنها صبغۀ اسلامی ببخشد.سؤالات پژوهش:نمادپردازی در چهار داستان عشاق النجمة، حذاء صاحب السعادة، إمرأة خارج الزمن، العامورة عروس اللیل چگونه ارزیابی میشود؟سلوی البنا در داستانهای مذکور چگونه به بیان دردهای اجتماعی و سیاسی مردم فلسطین پرداخت؟اهداف پژوهش:واکاوی شگردهای ادبی و ساختاری مورد استفاده در در چهار داستان عشاق النجمة، حذاء صاحب السعادة، إمرأة خارج الزمن، العامورة عروس اللیل.بررسی چگونگی پرداختن به مسائل اجتماعی و سیاسی فلسطین از زبان یک نویسندۀ زن.
حرکت عرفانی همواره یکی از موضوعات مطرح در عرفان و تصوف بوده است و عارفان برای تهذیب نفس به سلوکهای طولانی میپرداختند. درواقع، عرفان و تصوف نوعی مسافرت و تجربهای است که فرد در عین بیخویشی، خدا را در خود احساس میکند. بسیاری از چهرههای نامدار تصوف، سیر آفاق و انفس را با یکدیگر آمیختهاند. مفهومی که موجب تطابق دو حوزۀ مذکور میشود، «انگاشت» یا «انگاره» نامیده میشود. طرحوارههای تصویری به سه دستۀ عمده تقسیم میشوند: 1) حرکتی؛ 2) حجمی؛ 3) قدرتی. به اعتقاد جانسون، انسان با مشاهدۀ حرکت خود و سایر پدیدههای عینی و متحرک، ساختهای مفهومی را در ذهنش بهوجود میآورد. این ساخته حاصل تجارب فیزیکی انسان از جهان مادّی و متحرک هستند. طرحواره حرکتی، یکی از اقسام مهم و پرکاربرد طرحوارههای تصوری در متون عرفانی است که با تحلیل آن میتوان به علل اصلی توجه عطار به سفر سیمرغ و مسئله انتخاب عدد بهعنوان راهبر پی برد. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی – توصیفی انجامشده، بهدنبال پاسخ این سؤال است که طرحوارههای تصویری در ساختار و پیکره داستان منطقالطیر چگونه شکلگرفتهاند؟ نتایج نشان میدهد که طرحوارههای حرکتی، قدرتی، امتدادی و انتزاعی در داستان عارفانه در داستان عطار بهکاررفته است.اهداف پژوهش:کشف و درک دقیقتر مفاهیم و معانی عرفانی در داستانهای عطار.بررسی طرحوارههای حرکتی، قدرتی، امتدادی و انتزاعی در داستان عارفانه در داستان عطار با تأکید بر نسخه مترپولین.سؤالات پژوهش: مفاهیم و معانی عرفانی در داستانهای عطار چه جایگاهی دارد؟طرحوارههای حرکتی، قدرتی، امتدادی و انتزاعی در داستان عارفانه عطار چگونه است؟
احیا، فرآیندی است که برای افزایش سطح حفاظت، مرمت و بهرهبرداری مناسب از آثار تاریخی و فرهنگی با حفظ ماهیت و یکپارچگی آنها برنامهریزی، طراحی و اجرا میشود. احیاء و سازماندهی همراه با مرمت اصولی بناهای تاریخی، میتواند ضمن رونق هرچه بیشتر صنعت گردشگری، باعث توسعه فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی گردد. هدف کلی این پژوهش از نوع کاربردی بوده و هدف فرعی آن نیز یافتن کاربری بهینه برای احیا مجدد خانه مهرانگیز میباشد. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی بوده و روش جمعآوری اطلاعات، مشاهده مستقیم، برداشت میدانی و مطالعات کتابخانهای میباشد. در بخش مطالعه میدانی با برداشت از بنا و ترسیم نقشهها، به تحلیل وضعیت موجود بنا پرداخته شده است. در ابتدا مطالعات اولیه جهت شناسایی معیارهای تأثیرگذار بر انتخاب کاربری بهینه برای خانۀ مهرانگیز صورت گرفت. در ادامه طیف کاربریهایی که از ماتریس اعطاء کاربریها، تهیه شده توسط صندوق احیاء و بهرهبرداری از بناها و اماکن تاریخی و فرهنگی در سال 1388، مورد مطالعه قرار گرفت. سپس کاربریهایی را که میتوان برای احیا خانههای مسکونی در نظر گرفت، احصا گردید. در ادامه با استفاده از روش تحلیل سلسلهمراتبی(AHP) و نرمافزار (Expert Choice) EC وزندهی معیارها و مقایسه گزینهها با مشارکت10 نفر از متخصصین حوزه احیاء ابنیۀ تاریخی صورت گرفت. نتایج نشان میدهد کاربری مهدکودک (که توسط میراث فرهنگی تحت عنوان خانه فرهنگ نامیده شده) برای این خانه مناسب نیست و این عملکرد با ویژگیهای تاریخی، اصالت و هویت ساختمان موجود چه از لحاظ شأن بنا، چه سازه و چه مبلمان چندان سازگاری نداشته، و احیای موفقی صورت نگرفته است. این درحالی است که کاربریهای طیف پذیرایی با ارزشدهی وزنی 137/0در رتبه اول و کاربریهای طیف مسکونی با ارزشدهی وزنی 126/0 در رتبه دوم قرار گرفتند.اهداف پژوهش: یافتن کاربری بهینه برای احیاء مجدد خانه مهرانگیز.بهرهبرداری از بنای تاریخی خانه مهر انگیز بهعنوان یکی از مقاصد گردشگری.سؤالات پژوهش: کاربری بهینه برای احیاء مجدد خانه مهرانگیز چیست؟چگونه میتوان با اعطای کاربری مناسب، موجب احیای این بنا در جهت توسعه گردشگری شد؟
فرض بر این است که با ارتباط مؤثر دانشجو با فضا و حضور کیفیتهای معماری، شرایط برای یادگیری معماری از طریق تعامل با محیط فراهم میشود. شاخصترین کیفیت محیطی، کیفیت زیباییشناسی است. در برنامة آموزش معماری، فراگیر در نتیجة تقابل حسی با محیط در یک فرآیند ادراکی با تجربهای زیباییشناسانه آشنا میگردد که لذت زیباییشناسی و لذت معماری را بههمراه دارد. تحقیق حاضر به موضوع «لذت معماری» در محیط آموزش معماری میپردازد. از این لحاظ به یکی از موارد با اهمیت و بدیع در عرصة آموزش معماری نگاهی نو دارد. اما مسئلة تحقیق عبارت است از اینکه اگر لذت را یکی از مشخصههای اصلی زیباییشناسی معماری بدانیم، چه نمودی از آن را در فضاهای آموزش معماری، میتوان مشاهده کرد؟ در راستای نیل به هدف و پاسخگویی به مسئلة تحقیق، مفهوم لذت معماری در دانشکده معماری یزد مورد بررسی قرار گرفت. این دانشکده در خانه رسولیان، متعلق به دوره قاجار، دائر گردیده است. این پژوهش در دو مرحلة کتابخانهای و میدانی انجامشده است. در گام نخست، بررسی متون مرتبط با ادبیات موضوع انجام پذیرفت تا دیدگاه کلی در مورد مفهوم «لذت معماری» بهدستآید و با تلخیص مبانی نظری گردآوری شده به روش استدلال منطقی، ویژگیهایی برای بروز لذت معماری تبیین شد. در گام بعدی بهواسطة مطالعات میدانی و ثبت شواهد تجربی گردآوریشده و رجوع به ادبیات موضوع، چگونگی بروز لذت معماری در دانشکده هنر و معماری یزد در قالب جداول بیانگردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشانمیدهد که لذت معماری در این دانشکده که در خانه سنتی رسولیان واقعشده، در قالب لذت فیزیکی، لذت روانشناسی، لذت اجتماعی و لذت ایدئولوژیک نمود پیدا کرده است.اهداف پژوهش:تبیین لذت معماری و جایگاه آن در آموزش معماری.بررسی وجود یا فقدان لذت معماری در محیط آموزش معماری.سؤالات پژوهش: لذت معماری چیست و با کدام یک از مراتب لذت مرتبط است؟در خانههای سنتی که به دانشکده معماری تغییر کاربری دادهاند، چه مؤلفههایی از لذت معماری را میتوانیافت؟
مفهوم هویت در دوران سنت با دوران تجدد تفاوت دارد. در قدیم الگوهای سنتی بر جامعه حکمرانی میکرد؛ اما در دورۀ مدرن مفهوم هویت بهتبع پیشرفت و توسعۀ صنعتی دچار دگرگونی میشود. مدرنیته باعث تغییر و تحول در بسیاری از زمینههای فرهنگی و اجتماعی همچون خانواده شده است که نمود محسوس این تغییرات را در ایران میتوان در دورۀ پهلوی مشاهده کرد. در این دوره، جامعه با نادیدهگرفتن ارزشهای فرهنگی دگرگون شد. حضور متخصصان غربی، جابهجایی جمعیتی، تغییر در سلیقۀ زیبایی در مردان، آموزش اصول نوین خانهداری به زنان، تعریف طبقهبندی اجتماعی، نادیده انگاشتن هویتهای بومی در رویکرد ملیگرایی، گسترش فرهنگ مصرفی بهجای تولید و غیره ازجمله عوامل فرهنگی است که بر کالبد شهری و معماری بناهای عمومی همچون تفکیک محلات براساس طبقات اجتماعی، پیدایش سبکهای جدید معماری بنا، ظهور تزئینات و مبلمان جدید در خانههای ایرانی و تخریب گسترده معماری سنتی تأثیر گذاشت. این پژوهش با هدف بررسی نقش صوت در حس تعلق به مکان در خانههای سنتی و آپارتمانهای امروزی شکل گرفته است که به مقایسه و تحلیل آنها میپردازد. بازگشت به اصول معماری ایرانی و حفظ ماهیت پستمدرنیسم معماری در منظر صوتی میتواند هنجار حاکم بر حس تعلق به مکان باشد و ارتقایافتن مؤلفۀ هویت در منظر خانههای مسکونی بر حس هویتمندی شهروندان تأثیراتی نظیر حس تعلق به مکان، افزایش ادراک بصری، افزایش قابلیت تمییز و تشخیص فضا را بهدنبال خواهد داشت.اهداف پژوهش: شناسایی نقش صوت در ایجاد دیالکتیک بین مکان و مخاطب در خانههای قدیمی و آپارتمانهای امروزی.بررسی ارتباط معنانی نقش صوت در ایجاد حس تعلق به مکان در مخاطب در خانههای قدیمی و آپارتمانهای امروزی.سؤالات پژوهش: صوت در ایجاد دیالکتیک بین مکان و مخاطب در خانههای مسکونی چه تأثیری دارد؟چگونه میتوان از حس تعلق به مکان و نقش صوت در حیاط مرکزی به بازتعریف الگوی آپارتمانهای امروزی دست یافت؟
ادبیات و بهخصوص شعر همواره بستری برای ابراز عقاید و تمایلات احساسی و دینی و خواستههای اجتماعی بوده است و گویندگانی که قصد تبلیغ یا رساندن اعتقادات خود به دیگران داشتهاند از شعر استفاده بیشتری نمودهاند. ناصر خسرو شاعر قرن پنجم هجری که متعهد به دین اسلام و مذهب اسماعیلیه است، اشعار او پس از تحول فکری معنویاش در خدمت تبلیغ دین و اعتقادات او قرار گرفته و قصاید وی اشعاری تعلیمی است که ضمن بیان احساسات قلبی گریزی به عناصر دینی و عقاید مذهبی خاص او دارد. ناصرخسرو در اغلب اشعارش با استفاده از صور خیال به بیان مطالبی دربارۀ اسلام، تشیع، بزرگان دینی، اصول و فروع دینی بیان کرده است. در این پژوهش با جامعه آماری سی قصیده ابتدایی دیوان وی، به بررسی این تصاویر پرداخته شده و نتیجه این است که ناصر خسرو بیشتر از تشبیه که ویژگی سبک خراسانی است برای بیان احساسات خود استفاده کرده و عناصر دینی غالباً بهعنوان مشبه بهکار رفتهاند. عناصر دینی در این قصاید عبارتاند از: قرآن و دین، مذهب تشیع و اسماعیلیه، انکار قضا و قدر، دوری از مادیات و نیا، برتری جان بر تن. این مضامین در کتیبهها و خطنگارههای دوره سلجوقی نیز کاربرد فراوانی دارد.اهداف پژوهش:بررسی استفاده ناصرخسرو از عناصر دینی در تصویرسازیهای خود.بررسی مضامین مذهبی در خطنگارههای کتیبههای سلجوقی.سؤالات پژوهش:ناصرخسرو از عناصر دینی در تصویرسازیهای خود چگونه استفاده کرده است؟مضامین مذهبی در خطنگارههای کتیبههای سلجوقی چه جایگاهی دارد؟
در این پژوهش به بررسی هویت کالبدی بناهای عمومی در دوران پهلوی دوم پرداخته شده است. برای تحلیل و بررسی هویت کالبدی بناهای عمومی شهر، دوره دوم پهلوی انتخاب شد. روش تحقیق در این پژوهش کیفی پیمایشی و پژوهش از نوع کاربردی میباشد و برای پاسخ به سؤال پژوهش ابتدا از روش کتابخانهای به بررسی عوامل مؤثر در شکلگیری هویت کالبدی در دوره پهلوی دوم بررسی سپس یه نکات بهدست آمده از تحلیل کتابخانهای در بناهای عمومی دوره پهلوی دوم مورد بررسی قرار گرفت. معیارهای طراحی شهری نیز مواردی مانند شالوده شهر ایرانی، فضاهای مسکونی و فضاهای اجتماعی محلات شهری قدیم و جدید میشود. نتایج نشان میدهد که زمانی شهر به شکل مطلوب خود میرسد و درواقع واجد هویت میگردد که واجد سرزندگی، معنی، تناسب، دسترسی مناسب و عملکرد صحیح باشد. شهرسازی سنتی ایرانی به چهار زمان، مکان، فرهنگ و معنی بستگی داشته است.اهداف پژوهش:بررسی تحولات معماری معاصر ایران در دورۀ پهلوی.بررسی اصول و معیارهای مؤثر بر کالبد بناهای عمومی در معماری دورۀ پهلوی.سؤالات پژوهش:در معماری معاصر ایران در دوره پهلوی چه تحولاتی ایجاد گردید؟کدام اصول و معیارهای بر هویت کالبدی بناهای عمومی معاصر شهر تهران تأثیرگذار بود؟
آداب از اصول طریقت تصوّف بود. حفظ آداب، محک میزان عیار مریدان در پایبندی به تصوّف و متعاقباً پاسداشت سنت رسول و ائمّه بهشمار میآمد. در اندیشۀ صوفیان، برای هر رفتاری، آداب خاصی حاکم بود که اِعمال آن آداب، نقش مهمی در ردّ و قبول صوفیان در حلقۀ اهل تصوف داشت. عمل به آداب در حقیقت پروانۀ بقای صوفی در کسوت اهل تصوّف بود و تخطّی از آن منجر به خروج ازدایرۀ صوفیان میشد. انتقال صحیح آداب نیز از اهمّ موضوعاتی بوده است که در ادوار گوناگون ذهن مشایخ تصوف را مشغول و مشوّش میداشت، زیرا خاستگاه آداب آیات، احادیث، روایات، سنت و سیرۀ پیامبر و معصومین بود و هرگونه قصور در عمل و نقل آن، فروگذاشت جانب حرمت این مقدسات تصوّر میشد و خطایی نابخشودنی بهشمار میآمد. در این پژوهش پس از بیان تعاریف و اهمیّت «ادب» در متون عرفانی، نشان داده میشود که آداب مختلف چه تفاوتهایی باهم داشتهاند؟ این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی پرداخته شده است. واژۀ «ادب» در آغاز بار معنایی محدود، اَشرافی و انحصاری داشت اما نفوذ اسلام و شیوع تصوّف سبب تحوّل و توسعه و سرانجام تعالی معنایی «ادب » گردید. نتیجۀ این تحقیق نشان میدهد که مشایخ بزرگی چون عَینالقُضات، عزیزالدین نَسَفی و مولانا به جنبۀ باطنی آداب بیش از جنبۀ ظاهری آن نظر داشتهاند و از اینرو نسبت به مراعات ظاهر آداب جانب تساهل را گرفتهاند؛ حال آنکه صوفیان دیگری چون باخرزی، سهروردی و کاشانی نسبت به بیان آداب از کوچکترین نکتهای دریغ نکرده و جوانب احتیاط را رها نکردهاند. اندیشههای عرفانی دورۀ صفوی در نگارگری مکتب دوم تبریز نیز نمود واضحی یافته است.اهداف پژوهش:بررسی عرفان اسلامی از جنبۀ آداب.بررسی تأثیر متقابل عرفان اسلامی و هنر نگارگری اسلامی (مکتب دوم تبریز).سؤالات پژوهش:آداب در عرفان اسلامی چه چیزهایی هستند؟تأثیر عرفان اسلامی بر هنر نگارگری اسلامی چیست؟
هنرمند برای تغییر جایگاه واقعیت هنری به شیوههای گوناگونی متوسل میشود. تغییر این جایگاه نوعی دگردیسی در هنر بهوجود میآورد. این نوع از دگردیسی خود موجب میشود هنرمند نیز در جایگاه هنری خویش متحول شود. این رویکرد موجب میشود هنرمند ناظر بر آثار خود و تأثیرگذار بر جامعه هم عصر خویش شود و این تأثیرگذاری بر جامعه هم عصر هنرمند گاه مرزها و حتی دورههای مختلف را طی میکند و از سبکی به سبک دیگر تبدیل میشود. یکی از این هنرمندان مارسل دوشان نقاش فرانسوی قرن بیستم است. یکی از مؤلفههای اصلی ذهن دوشان در تغییر جایگاه هنر و واقعیت دوری از سلیقه به معنی تکرار هرآن چیزی است که پذیرفته شده زیرا به عقیدۀ وی سلیقه عادت است. وقتی چیزی را بهاندازۀ کافی تکرار کنید به سلیقه تبدیل میشود. این مقاله با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی برخی آثار مارسل دوشان پرداخته و با ارزیابی و تحلیل مؤلفههای ذهنی و عملکرد وی به چگونگی تأثیرگذاری شیوۀ این هنرمند بر جامعه معاصر خود میپردازد روند تأثیرپذیری و تأثیرگذاری دوشان و نسبت آن با جامعه موجب شکلگیری جریانی تازه در جامعه معاصر شده است که با مؤلفههای شیوه پستمدرن مطابقت دارد.اهداف پژوهش:بررسی آثار مارسل دوشان و ارزیابی و تحلیل مؤلفههای ذهنی وی.تغییر جایگاه واقعیت هنری بهوسیلۀ هنرمند (آقای دوشان یا بانو رز سلاوی).سؤالات پژوهش:تغییر جایگاه واقعیت هنری بهوسیلۀ هنرمند دارای چه مؤلفههایی است؟تأثیر این تغییر که موجب نوعی دگردیسی در هنر میشود در جامعه چگونه عمل میکند؟
نظریۀ کنش ارتباطی هابرماس نوآوری جدیدی در حوزۀ فلسفه، جامعهشناسی و اندیشۀ سیاسی بهوجود آورده است.این نظریه با استفاده از مفاهیم جهان زیست و سیستم دو چشمانداز درونگرا و برونگرا را با یکدیگر پیوند میزند و از پارادایم خرد آگاهیمحور به جانب پارادایم زبان در قالب گفتار روی میآورد؛ از سویی، جهان زیست مشترک ارتباطیای را بنیان میگذارد که دربرگیرندۀ پسزمینه معانی مشترک و شامل عناصر ساختاری است که بازآفرینی اجتماعی را امکانپذیر میسازد. تلفیق میان دو مفهوم کنش و ساختار و نظام درواقع تلفیق دو نظریه لیبرالی و مارکسیستی در مورد جامعه در قالب یک نظریه اجتماعی جدید و انتقادی است که با ارائه نظریه خود تحت عنوان کنش ارتباطی به آن میپردازد نقش عقل اجتماعی و زبان و اخلاق گفتوگویی در رهایی از ستم در این نظریه بسیار پررنگ جلوه مینماید لذا تمرکز این پژوهش بر بررسی پیوند کنش ارتباطی عقل اجتماعی و توافق بیناذهانی در نگرش هابرماس و تطبیق آن با مضامین اجتماعی در نقاشی معاصر است.اهداف پژوهش:چگونگی ارتباط کنش ارتباطی با عقل اجتماعی.بررسی پیوند عقل اجتماعی با توافق بیناذهانی و مضامین اجتماعی در نقاشی معاصر.سؤالات پژوهش:1. چگونه می توان بین کنش ارتباطی و عقل اجتماعی پیوند ایجاد کرد؟پیوند عقل اجتماعی با توافق بیناذهانی و مضامین اجتماعی در نقاشی معاصر چگونه است؟
در این پژوهش ساختار بصری چند اثر نگارگری ایرانی بررسی و تحلیل شده است که فضایی را تصویر کردهاند که نزدیک به برخی از تکنیکهای سینمای جهان است. تکنیکهای هنر و سبکهای سینمایی دو مسئله بههم پیوستهاند که در این پژوهش در راستای نگارگری ایرانی باتوجهبه بیان اهمیت موضوع بهکارگیری تکنیکهای نگارگری در سینما، به بررسی و شناخت همزمانی، تصویرسازی بهجای واقعیتپردازی، عدم بازتاب عواطف در چهرهها، و نگاه خیره سوژه به چشم ناظر پرداخته میشود. این پژوهش سعی دارد که برای عموم علاقهمندان به رشته سینما و نقاشی و تمام کسانی که بهنوعی به مسئله خلاقیت در هنر میاندیشند، با نگاهی موشکافانهتر به مسئله کاربرد تکنیک های نگارگری در سینما، بپردازد. در این بررسی و پژوهش، از روش تجزیهوتحلیل یافتهها و دادهها، با کیفیت چند و چونی و بازیافت جزئیات برآمده از سه فرآیند درهم تافته وصف (چیستی) ارزیابی (چگونگی) و تحلیل (چرایی) استفاده شده است. با این روش استقرایی و رویکرد علمی، تصویری کل نما از تکنیکهای نگارگری و سینما فراز آمد.اهداف تحقیق:بررسی برخی از عناصر ساختاری نگارگری ایرانی و تفسیر و ضوابط حاکم بر آنها در آثار تنی چند از نگارگران ایرانی.بررسی کیفیت چند و چونی و بازیافت جزئیات برآمده از سه فرآیند درهم تافته وصف. سؤالات پژوهش:عناصر ساختاری نگارگری ایرانی و تفسیر و ضوابط حااکم بر آنها در آثار نگارگری چگونه است؟کیفیت چند و چونی و بازیافت جزئیات برآمده از سه فرآیند درهم تافته وصف چگونه است؟
نقش پررنگ ارتباطات در دنیای امروز باعث سوقدادن افراد و بهخصوص نسل جوان و دانشجوها به سمت یادگیری زبانهای دیگر میشود. آنچه در میانه راه آموزش، نقش پررنگی، از خود را نشان می دهد، مهارت خواندن و درککردن مطلب خوانده شده از سوی زبانآموز است. هدف از این پژوهش ارزیابی درک مطلب دانشجویان کارشناسی فارسیزبان، آلمانیآموز در بهکارگیری متون ادبی طبقهبندی شده در قالب طرح درسی با سطح زبانی "آ دو" است. همچنین بررسی راهبرهای فراشناختی در آموزش طراحی هنر از مسائل این پژوهش است. در این پژوهش کوشیده شد داستانهایی از میان ادبیات آلمان انتخاب و برای تسهیل و تسریع درک این متون، از راهبردهای فراشناختی در افزایش مهارت درک مطلب و خواندن استفاده شد. در این راستا، با روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون بر جامعه آماری 40 دانشجوی مترجمی زبان آلمانی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات ایران در مقطع کارشناسی، اثرات این راهبرد بر درک مهارت مطلبخوانی زبانآموزان آلمانی مورد مطالعه قرار گرفت و عملکرد این راهبرد در درک متون ادبی آلمانی در دو گروه آزمایش و کنترل مقایسه گردید. نتایج بهدست آمده حاکی از آن بود که آموزش راهبردهای فراشناختی میتواند مؤلفۀ درک مطلب را بهطور معناداری بهبود بخشد (P‹0.01) و مقایسه عملکرد دو گروه در پیشآزمون و پسآزمون براساس میزان درک مطلب طی یک دوره آموزشی نشان داد که میان بهکار بردن طرح درس بر پایه راهبردهای فراشناختی و میزان درک مطلب رابطۀ مستقیم و معناداری وجود دارد؛ بنابراین، بهرهگیری از طرح درس برای آموزش درک مطلب متون ادبی میتواند مورد استفاده مدرسان زبان آلمانی قرار گیرد. رویکرد فراشناختی در آموزش طراحی هنر نیز نقش مؤثری دارد.اهداف پژوهش: 1. ارزیابی درک مطلب دانشجویان کارشناسی فارسیزبان – آلمانیآموز در بهکارگیری متون ادبی طبقهبندی شده در قالب طرح درسی با سطح زبانی "آ دو".بررسی آموزش راهبردهای فراشناختی مؤلفۀ درک مطلب در دانشجویان کارشناسی فارسیزبان – آلمانیآموز.سوالات پژوهش: آیا بهکارگیری متون ادبی طبقهبندی شده به درک مطلب دانشجویان کارشناسی فارسیزبان – آلمانیآموز کمک میکند؟راهبردهای فراشناختی مؤلفۀ درک مطلب در دانشجویان کارشناسی فارسیزبان – آلمانیآموز چگونه است؟
آینده فضای مجازی با تمام آشفتگیها و عدم اطمینانهای خود بیتردید یکی از مهمترین فضاهایی است که فرصتهای بزرگ پیشتازی در حوزههای مختلف و ازجمله هنرهای اسلامی را در خود نهفته دارد و طبیعتاً کسانی بیشترین شانس بهرهگیری از این فرصتها را دارند که از پیش خود را آماده کرده باشند. به همین منظور در این مطالعه سعی گردید تا با استفاده از یک روش توصیفی - پیمایشی و با استفاده از نظرات خبرگان و بهکارگیری روش تحلیل SWOT استراتژی بهینه آیندهپژوهی هنر اسلامی در شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام را تعیین نماییم. نتایج حاصل از بررسیها نشان داد که مناسبترین استراتژی پیشنهادی، استراتژی رشد و ساخت هست. استراتژی و رشد ساخت، شامل نفوذ در بازار، توسعه بازار و نهایتاً توسعه محصول هست که طی آن از فرصتهای موجود بهمنظور تحقق آینده مطلوب و آرمانی حداکثر استفاده به عمل خواهد آمد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که عدم حضور جدی سازمانهای فرهنگی و هنری در آموزش و ترویج هنرهای اسلامی بهعنوان مهمترین نقطهضعف موجود در پلتفرم اینستاگرام است که بهعنوان مانعی در شناساندن و توسعه هنرهای اسلامی مطرح میگردد. در مقابل، ترویج و ارتقای سطح دانش و مهارتهای هنری نیز مهمترین نقطۀ قوت این پلتفرم هست. کاهش هزینههای مستقیم و غیرمستقیم استفادهکنندگان از این رسانه اجتماعی بهعنوان مهمترین فرصت و برملاشدن برخی حریمهای خصوصی بهعنوان مهمترین تهدید موجود در فضای مجازی و استفاده از این رسانه اجتماعی شناخته میشود.اهداف پژوهش:شناسایی و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید هنر اسلامی در شبکههای اجتماعی با تأکید بر اینستاگرام.تدوین استراتژی بهینه آیندهپژوهی هنر اسلامی در شبکههای اجتماعی با تأکید بر اینستاگرام.سؤالات پژوهش:مهمترین نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید هنر اسلامی در شبکههای اجتماعی با تأکید بر اینستاگرام کدماند؟استراتژی بهینه آیندهپژوهی هنر اسلامی در شبکههای اجتماعی با تأکید بر اینستاگرام چیست؟
هگل ازجمله فلاسفه نظریهپرداز در حوزه هنر است. تلاش برای تحلیل تحولات متأخر هنر با تکیه بر نظریات هگل میتواند گوشههایی از زوایای پنهان تحولات هنر را آشکار سازد. این تحقیق به تحلیل هنر دوره رمانتیک با تأکید بر نظریه پایان هنر هگل میپردازد. هدف اصلی این تحقیق تحلیل و تبیین نظام فلسفی هگل و تأثیر آن بر فهم هنر رمانتیک است. با واکاوی طبقهبندی سهگانه هنرها و ارتباط آن با حقیقت و روح، سعی میشود تا نقش هنر در پیشرفت آگاهی انسان در طول تاریخ تحلیل گردد. این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی، بهدنبال ایجاد ارتباطی میان هنر، دین و فلسفه و تبیین گذار روح از محسوس به معقول است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که در دوره رمانتیک، روح تمایل دارد تا از قالبهای محسوس فراتر رود و به معقول نزدیکتر شود. این روند منجر به پایان هنر بهعنوان یک شکل تجلیِ مطلق میگردد. همچنین، از منظر هیدگر، هنر هرگز نمیمیرد و همواره در جستوجوی انکشاف حقیقت باقی میماند. این یافتهها میتوانند به درک عمیقتری از تحولات هنری و فلسفی در تاریخ بشر کمک کنند. اهداف پژوهش:تحلیل و تبیین نظریه پایان هنر هگل و ارتباط آن با هنر رمانتیک.تحلیل نظام فلسفی هگل و تأثیر آن بر فلسفه هنر. سوالات پژوهش:نظریه پایان هنر هگل چه تأثیری بر فهم ما از هنر رمانتیک دارد؟چگونه منطق هگلی میتواند به تحلیل دورههای هنری کمک کند؟
در این پژوهش بهدنبال کشف و الگوی (زبان و لهجه) معماری خانههای روستایی براساس روش نحو فضا بودیم. با بررسی مؤلفههای نحو فضا در خانههای موردمطالعه، ضمن تبین تفاوتها و شباهتهای ساختار فضایی آنان، الگوی واحدی از زبان و لهجه معماری آنان کشف شد؛ اگرچه این الگو، بنا به تفاوتهایی که در ساختار فضاییِ بافتهای مورد مطالعه، ناهمگون است اما میتواند مبنایی برای الگوی مسکن روستایی در استان ایلام تلقی گردد. روش تحقیق این پژوهش توصیفی - تحلیلی با استدلال منطقی دادههای نرمافزاری است. جامعه آماری تعداد ۲۰ خانه روستایی با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. در این پژوهش، از عاملهای تحلیل بصری ایزو ویست «سطح دید از کل پلان»، «فشردگی دید»، «زاویه قابلرؤیت»، «انعطافپذیری (رازآلودگی)» و تحلیلهای محوری «انتخاب» و «درجه اتصال» استفاده شد. بهمنظور تجزیهوتحلیل دادهها در نرمافزارهای AutoCad و DepthMap استفاده شد. اتصال، عمومیت و حریم خصوصی، خوانایی، حریم خصوصی بصری، دسترسی بصری و جهتگیری بصری در خانههای روستایی نیز سازماندهی سلسلهمراتبی فضاها را براساس سطوح عمومی و حریم خصوصی آنها نشان میدهد. در تحلیل الگوی کلی معماری و آرایش فضایی خانههای روستایی، میتوانیم یک رویکرد طراحی منسجم را مشاهده کنیم که مشخصۀ آن سازماندهی خطی و تکراری با عناصر مشترک و سلسلهمراتب واضح فضاها است. خانهها یک الگوی خطی را نشان داده که از آرایش خاصی در امتداد یک محور مرکزی پیروی کرده و حس نظم و تداوم ایجاد میشود.اهداف پژوهش: ۱. بهدستآوردن زبانِ الگوی معماری خانههای روستایی استان ایلام.تبیین کاربرد روش چیدمان فضا در سنجش فضاهای معماری مسکونی روستاهای استان ایلام. سؤالات پژوهش: بررسی فضاهای معماری براساس نظریه گراف و چیدمان فضا چه دستاوردهای شناختی درباره معماری مسکونی روستایی استان ایلام دارد؟چگونه میتوان لهجه سازماندهی فضا در خانههای روستایی استان ایلام را صورتبندی نمود؟
شعر تعلیمی، پیشینهای کهن در ادب فارسی دارد و شعر آیینی را یکی از گونههای آن است. این قسم از شعر در دهههای اخیر از رونق بیشتری برخوردار بوده و آن را در میراث ادبی گذشته فارسی با عنوانهایی همچون ادبیات دینی، ادبیات مذهبی، ادبیات مناسبتی و مانند اینها میشناسیم. شعر آیینی نمود آشکاری نیز در سوگواریهای دورۀ معاصر دارد. آموزههای دینی بیشترین بنمایههای شعر تعلیمی میباشد. هدف از آن تعلیم و تربیت در بستر حکمت و اخلاق را شامل میشود که البته به زبانی هنرمندانه بیان میگردد. در این پژوهش که با روش توصیفی-تحلیلی انجام پذیرفته به بررسی مضامین تعلیمی در اشعار آیینی سیّد حمیدرضا برقعی و هنر «تعزیه» میپردازیم تا طیـف گسترده حضور این قسم از شعر که دربرگیرندۀ سرودههای توحیدی، مدح و منقبت مذهبی و سوگ سرودههای مذهبی در شعر برقعی است، را نشان دهیم. در اشعار برقعی به زیبایی، مهارت و تفکر در تعلیم با هم پیوند خورده؛ این فرایند با اندیشه و ارزشهای دینی همراه است. از مزایای شعر برقعی آن است که با سلیقهها و روحیات گوناگون مذهبی ارتباط برقرار کرده و در تقویت مسئلۀ محبّت، بسیار اثرگذار میباشد؛ محبّتی که با معرفت همراه است و عاطفۀ مخاطب را برمیانگیزد. این سبک شعر در سوگواریهای معاصر با محوریت تعزیه نیز نقش مهمی دارد.اهداف پژوهش:معرّفی و بیان مؤلّفههای شعر آیینی.شناخت جلوههای مضامین آیینی در شعر سیّد حمیدرضا برقعی و سوگواریهای معاصر.سؤالات پژوهش:سازوکار و ذهن و زبان شاعر در بیان مضامین آیینی چگونه است؟جلوههای مضامین آیینی در شعر سیّد حمیدرضا برقعی و سوگواریهای معاصر چگونه است؟