
با اینکه رشد حرکتی تحت تاثیر نمو و بالیدگی قرار میگیرد، اما شرایط محیطی بر آن تاثیر میگذارد. هدف از این پژوهش مقایسه مهارت-های حرکتی جابجایی دانش آموزان 7 تا 9 سال با توجه به موقعیت جغرافیایی و جنسیت بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مراکز استانهای تهران، لرستان، خوزستان و کردستان بود که تعداد 240 نفر (120 دختر، 120 پسر) بعنوان نمونه در این پژوهش شرکت کردند. جهت سنجش مهارتهای حرکتی جابجایی از آزمون رشدحرکتی اولریخ (2015)، و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد اثر اصلی شهر و تعامل شهر و جنسیت در مهارتهای جابجایی معنادار است (001/0 = P). در مهارت یورتمه دانش آموزان پسر در شهر سنندج امتیاز بیشتری نسبت به دانش آموزان دختر به دست آوردند (001/0 = P). در لیلی دانش آموزان پسر در شهر تهران (001/0 = P ) و اهواز (001/0 = P ) عملکرد بهتری داشتند، در مولفه سرخوردن دانش آموزان پسر در شهر اهواز امتیاز بیشتری نسبت به دانش آموزان دختر کسب کردند (001/0 = P). همچنین در نمره کل جابجایی امتیاز دانش آموزان شهر خرم آباد به طور معناداری بیشتر از دانش آموزان اهواز (001/0 = P) بود و دانش آموزان سنندج امتیاز بیشتری نسبت به دانش آموزان خرم آباد و تهران به دست آوردند (001/0 = P) اما تفاوت معناداری بین سایر شهرها مشاهده نشد.
در این مقاله تأثیر بازیهای بومی محلی بر تبحر حرکتی در کودکان 10 تا 13 سالة تهرانی با هوش هیجانی بالا و پایین بررسی شده است. تعداد 30 کودک با میانگین سنی 04/1 ± 46/11 سال از بین مدارس منطقة هفت تهران به روش هدفمند و براساس نمرة کلی هوش هیجانی حاصل از پرسشنامة هوش هیجانی شوت و همکاران (1998) انتخاب شدند. شرکتکنندگان به دو گروه 15 نفرة با هوش هیجانی بالا و پایین تقسیم شدند؛ بهطوریکه تفاوت معناداری در تبحر حرکتی بین دو گروه وجود نداشت. برای سنجش تبحر حرکتی از آزمون برونینکس-اوزرتسکی دو استفاده شد. مداخلات تمرینی بهمدت هشت هفته در یک سالن ورزشی بهطور یکسان برای دو گروه انجام شد. این تمرینات در هر هفته سه جلسه و هر جلسه 90 دقیقه بود که 20 دقیقة ابتدایی به گرمکردن، 15 دقیقة پایانی به سردکردن و 55 دقیقة باقیمانده مداخلات بازیمحور بود.نتایج حاصل از آزمون تی مستقل نشان داد که بین دو گروه بعد از مداخله تفاوت معنادار وجود داشت (001/0=P). همچنین کودکان با هوش هیجانی بالا تبحر حرکتی بیشتری داشتند (001/0=P)؛ازاینرو براساس مزیت بازیهای حرکتی انتخابشده، بهکارگیری این روش تمرینی در مدارس میتواند کمککننده باشد. همچنین مربیان ورزشی میتوانند هوش هیجانی را بهعنوان یک متغیر مؤثر در رسیدن کودکان به سطوح بالای عملکرد ورزشی درنظر بگیرند.
هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر تمرینات انسداد بینایی بر اجرای مهارت فورهند بازیکنان غیرماهر تنیس روی میز بود. شرکتکنندگان شامل 48 دانشجو (سال 78/3 ± 06/24) بودند که به چهار گروه بینایی مرکزی (انسداد بینایی محیطی)، بینایی محیطی (انسداد بینایی مرکزی)، بینایی کامل(بدون انسداد بینایی) و گروه کنترل تقسیم شدند. مطالعه شامل سه مرحله پیشآزمون، آزمون یادداری فوری و آزمون یادداری تاخیری بود. پس از مرحله پیش آزمون(30 کوشش)، شرکت-کنندگان گروه های تجربی به مدت هشت جلسه و در هر جلسه پنج بلوک 100 کوششی به تمرین مهارت فورهند پرداختند. در پایان مرحله اکتساب، آزمون یادداری فوری و پس از دو هفته آزمون یادداری تاخیری انجام شد. نتایج آزمون یادداری فوری نشان داد اجرای مهارت فورهند در هر سه گروه تجربی بینایی مرکزی، محیطی و کامل نسبت به گروه کنترل، پیشرفت معنیداری داشتند(05/0p≤). همچنین در این مرحله گروه بینایی محیطی بیشترین پیشرفت را نشان دادند. در مرحلهی آزمون یادداری تاخیری عملکرد گروههای بینایی کامل و بینایی محیطی بهتر از گروههای کنترل و گروه بینایی مرکزی بود و گروه بینایی مرکزی عملکردی مشابه با گروه کنترل داشت. با توجه به عملکرد بهتر گروه بینایی محیطی در آزمون یادداری فوری و یادداری تاخیری نسبت به گروههای کنترل و بینایی مرکزی می توان نتیجه گرفت احتمالا تمرین با وجود انسداد بینایی مرکزی، نوعی از تمرین است که میتواند باعث بهبود عملکرد در مهارتهای مهاری با سرعت بالا مانند مهارت فورهند تنیس روی میز باشد.
این پژوهش با هدف مطالعۀ تاثیر یک دوره بازی های حرکتی هدفمند مفرح مجازی بر آمادگی جسمانی کودکان در دوران قرنطینه خانگی ناشی از شیوع کووید 19 انجام شد. 20 کودک پنج تا شش ساله بر اساس فراخوان اعلام شده در فضای مجازی برای شرکت در تحقیق انتخاب شدند. آزمودنی ها به دو گروه 10 نفره تجربی و کنترل تقسیم شدند. آزمون های منتخب آمادگی جسمانی تعدیل شده در مراحل پیش و پس آزمون که به صورت حضوری اما با رعایت پروتوکل های بهداشتی اجرا شد، استفاده گردید. برنامه تمرینی بر پایه توسعه سه مقوله شاخص های آمادگی جسمانی و مهارت های حرکتی پایه و ایجاد نشاط طراحی شد. گروه تجربی برنامه تدوین شده را هشت هفته به طور غیرحضوری با استفاده از برنامه زوم دو جلسه 60 دقیقه ایی در هفته در صبح تمرین کردند. از آزمون تحلیل کواریانس جهت تشخیص تفاوت بین گروهها در پس آزمون با کنترل نمرات پیش آزمون استفاده شد. نتایج نشان داد برنامه تمرینی به طور معنی داری بر بهبود میانگین نمرات آزمون انعطافپذیری، استقامت عضلانی و قدرت دست گروه تجربی اثرگذار بوده است (05/0 >P) از طرفی بهبود معنی داری استقامت قلبی ریوی پس از برنامه دیده نشد (05/0 <P). نتیجه اینکه بازی های حرکتی مفرح مجازی می تواند بر اکثر شاخص های آمادگی جسمانی کودکان در دوران کم تحرکی طولانی مدت اثر مثبت داشته باشد.
شناسایی عوامل مؤثر بر رشد مهارتهای حرکتی بنیادی که بهعنوان زیرساز مهارتهای حرکتی پیشرفته درنظر گرفته میشود، میتواند اهمیت زیادی در شناسایی و هدایت استعدادهای برتر ورزشی داشته باشد؛ ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر ژنوتیپهایACE وACTN-3 بر رشد مهارتهای حرکتی بنیادی کودکان انجام شد. جامعة آماری این پژوهش شامل همة کودکان مهدکودکی چهار تا ششسالة شهر الشتر بود که بهشکل تصادفی خوشهای تعداد 50 نفر بهعنوان نمونۀ پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل آزمون مهارتهای حرکتی درشت اولریخ-ویرایش دوم (2000) و استفاده ازPCR برای تعیین ژنوتیپهای ACE و ACTN-3 بود. دادههای پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تی مستقل در سطح معناداری P 0.05) مشاهده نشد؛ بنابراین میتوان گفت که کودکان برخوردار از ژنوتیپهای DD یا ID ژن ACE و ژنوتیپهای RR یا RX ژن ACTN-3 از سطح رشدی بالاتری در اجرای مهارتهای حرکتی جابهجایی برخوردارند و در صورت فراهمبودن شرایط محیطی مناسب، این افراد در آینده نیز قادر به اجرای مهارتهای ورزشی در سطوح بالای عملکردی خواهند بود.
هدف این پژوهش مقایسه تأثیر مداخلات توانبخشی شناختی، بازیهای حرکتی هدفمند و ترکیبی بر انعطافپذیری شناختی و هماهنگی حرکتی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی بود. شصت دختر دارای اختلال در دامنه سنی 7 تا 10 سال براساس پرسشنامه اختلال هماهنگی رشدی (نسخه والدین) و مقیاس رشد حرکتی لینکن- اوزرتسکی شناسایی و به صورت تصادفی در چهار گروه 15 نفره (توانبخشی، بازی، ترکیبی و کنترل) جای گرفتند. گروهها در یک دوره آزمایشی هشت هفتهای (24 جلسه 45 دقیقهای، سه جلسه در هفته) شرکت کردند و انعطافپذیری شناختی و هماهنگی حرکتی آنها در پیشآزمون و پسآزمون با استفاده از آزمون دستهبندی کارتهای ویسکانسین و مقیاس رشد حرکتی لینکن- اوزرتسکی مورد سنجش قرار گرفت. نتایج تحلیل واریانس عاملی ترکیبی و مقایسههای تعقیبی نشان داد انعطافپذیری شناختی و هماهنگی حرکتی در هر سه گروه تجربی بهبود معنادار داشته است (05/0 > P). بهبود انعطافپذیری شناختی (خطای درجاماندگی) در گروهه ترکیبی در مقایسه با گروه بازی (01/0 = P) و همچنین بهبود هماهنگی حرکتی در گروههای ترکیبی (001/0 > P) و بازی (001/0 > P) در مقایسه با گروه توانبخشی بیشتر بود. در سایر موارد، تفاوت معناداری بین گروههای تجربی مشاهده نگردید (05/0 < P). براساس این یافتهها، مداخله ترکیبی توانبخشی شناختی و بازیهای حرکتی هدفمند در مقایسه با مداخلات تکرویه، برای اهداف درمانی چندگانه در اختلال هماهنگی رشدی، نظیر بهبود همزمان انعطافپذیری شناختی و هماهنگی حرکتی اثربخشتر میباشد.
هدف از این پژوهش، مشاهده آثار ارایه بازخورد زیستی رسانایی پوست بر عملکرد تیراندازان ماهر بود. شرکت کنندگان، 10 تیرانداز داوطلب و ماهر رشته تفنگ بادی بودند که به تعداد مساوی در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. گروه تجربی، پس از شرکت در پیش آزمون تیراندازی، در آموزش و تمرین بازخورد زیستی رسانایی پوست و نیز پنج جلسه تمرین تیراندازی همراه با دریافت بازخورد رسانایی پوست شرکت کرد. گروه کنترل پس از شرکت در پیش آزمون، تمرینات همیشگی خود را اجرا نمود. سپس هر دو گروه در پس آزمون تیراندازی و یک هفته بعد در آزمون انتقال شرکت کردند. نتایج آنالیز واریانس یک سویه نشان داد که، عملکرد تیراندازان گروه تجربی در پس آزمون و آزمون انتقال افزایش معناداری نسبت به پیش آزمون داشته است. همچنین نتایج آزمون ارزیابی استرس نشان داد که توانایی تعدیل انگیختگی تیراندازان گروه تجربی در انتهای دوره، نسبت به ابتدای آن، بهبود معناداری داشته است. به نظر می رسد، تمرین تیراندازی همراه با دریافت بازخورد رسانایی پوست موجب نوعی یادگیری در تنظیم انگیختگی قبل از هر شلیک و در نتیجه خود تنظیمی تیراندازان در ارایه پاسخ مناسب به انگیختگی شده، و نهایتا عملکرد آن ها بهبود یافته است. به طور خلاصه، نتایج این تحقیق نشان داد که، عملکرد ورزشی از طریق دستگاری سطح انگیختگی و ارایه بازخورد افزوده زیستی بهبود می یابد.
هدف این پژوهش، مطالعه تاثیر کانون توجه بیرونی بر کینماتیک پرتاب آزاد بسکتبال بود.20 نفر از دانشجویان (دامنه سنی 2/1±21 سال، زن، بدون تجربه در بسکتبال)، به صورت در دسترس از بین دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تصویرسازی کانون توجه بیرونی دور و نزدیک تقسیم شدند. تکلیف، 20 پرتاب آزاد بسکتبال بود که در دو شرایط تصویرسازی کانون توجه بیرونی دور (توجه به حلقه) و کانون توجه بیرونی نزدیک (توجه به مسیر توپ) انجام شد. داده های کینماتیکی مفصل مچ توسط شش دوربین موشن آنالایزر ثبت شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس مرکب نشان داد که بین دو گروه تصویرسازی کانون توجه بیرونی دور و نزدیک در دامنه جابهجایی مفصل مچ، تفاوتی وجود نداشت (05/0 < p). اما دامنه جابهجایی مفصل مچ در دو گروه به طور معناداری نسبت به شرایط پیشآزمون بیشتر بود (386/0 P). با این حال دامنه جا به جایی مفصل مچ بین دو گروه در پس آزمون به طور معناداری بیشتر از پیش آزمون بود (072/0 P). نتایج این مطالعه از فرضیه عمل محدود شده وولف که بیان میکند توجه به نشانه های بیرونی و مرتبط با حرکت می تواند برای اجرا مفید باشد، اثر فاصله بهینه در کانون توجه بیرونی و نظریه درجات آزادی برنشتاین که بر رهایی درجات آزادی در طول تمرین که به اجرای موثرتر برای افراد مبتدی اشاره دارد، حمایت می کند.
اگر چه اثر خستگی عضلانی مچ پا بر تغییرات کنترل قامت و همکوشیهای عضلانی بررسی شده است، اما نیاز به بررسی بیشتر مشارکت ابعاد خستگی عضلانی (محیطی و مرکزی) بر تغییرات کنترل قامت و همکوشی عضلات میباشد. بنابراین هدف این پژوهش تعیین اثر انقباضات عضلانی زیربیشینه بر تغییرات کنترل قامت و همکوشیهای عضلانی بود. دوازده شرکت کننده ۳۳-۲۵ سال) به صورت داوطلبانه در این مطالعه شرکت کردند. ابتدا تحریکهای الکتریکی بر عصب درشت نئی اعمال شد تا موج M، خستگی مرکزی و خستگی محیطی شرکتکنندهها طی انقباضات ارادی بیشینه اندازه گیری شوند. سپس شرکتکنندگان نوسان جلو-عقب بر روی صفحه نیرو انجام دادند تا میزان همکوشیهای عضلانی ده عضله و مرکز فشار آنها ثبت شوند. شرکتکنندهها پروتکل خستگی عضلانی حاصل از انقباضات زیربیشینه را بر روی دینامومتر انجام دادند و پس از آن متغیرهای مربوط به قبل از خستگی مجددا اندازهگیری شدند. اثر خستگی عضلانی با آزمون آماری تی وابسته و تعداد همانقباضیها با آزمون زد فیشر آزمون شد. خستگی حاصل از انقباضات زیربیشینه موجب افزایش معنادار ناحیه نوسان مرکز فشار شد. واریانس فعالیت عضلات، همکوشیهای عضلانی بعد از خستگی عضلانی کاهش و تعداد هم انقباضیهای عضلانی نیز به طور معناداری افزایش یافتند. همچنین خستگی مرکزی (۶۴/۱۶ درصد) به طور معناداری مشارکت بیشتری نسبت به خستگی محیطی (۳۲/۲ درصد) بعد از انقباضات زیربیشینه داشت. بنابراین با توجه به نتایج این مطالعه د بررسی مکانیسمهای محیطی و مرکزی حاصل از خستگی عضلات مچ پا میتواند برای برنامهریزی تمرینات توانبخشی و تعادلی مفید باشد.
هدف پژوهش حاضر، تعیین روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه شایستگی حرکتی ادراکشده در دوره کودکی بود. این پرسشنامه شامل دو بعد شایستگی ادراکشده مهارتهای جا بهجایی (شامل دویدن، پرش جفت، لی لی کردن و جهیدن) و شایستگی ادراکشده مهارتهای کنترل شیء (شامل پرتاب کردن، دریافت کردن، شوت کردن و دریبل درجا) است. بدین منظور 184 دانشآموز 7 تا 13 ساله (95 دختر و 89 پسر) به روش خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند و در شرایط استاندارد و مشابه پرسشنامه 24 سوالی شایستگی حرکتی ادراکشده را تکمیل نمودند. برای تعیین پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ و برای تعیین روایی ابزار از روایی سازه به روش تحلیل عاملی تاییدی، روایی همگرا، تفاوتهای گروهی و تفاوتهای سنی استفاده شد. ضریب آلفای کرونباخ و نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد، نسخه فارسی این پرسشنامه از ساختار دو عاملی (24 سوالی) پرسشنامه اصلی حمایت کرده و دارای همسانی درونی مطلوبی است. همچنین روایی سازه ابزار به روش روایی همگرا (ارتباط مثبت و معنیدار شایستگی حرکتی ادراکشده و شایستگی حرکتی واقعی)، تفاوتهای سنی (شایستگی حرکتی ادراکشده بالاتر کودکان خردسالتر) و تفاوتهای گروهی (شایستگی حرکتی ادراکشده بالاتر پسران نسبت به دختران) مورد بررسی و تایید قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان میدهد نسخۀ فارسی پرسشنامه شایستگی حرکتی ادراکشده در دوره کودکی دارای روایی و پایایی قابل قبولی است و به معلمین ورزش و مربیان توصیه می شود برای کودکان در دوره کودکی میانی و پایانی (7 تا 13 سال)، از این ابزار برای ارزیابی شایستگی حرکتی ادراکشده استفاده نمایند.
پژوهش حاضر به بررسی تاثیر تمرینهای نوروفیدبک و حرکتی بر یادگیری عملکرد حرکتی رویهای در افراد نوجوان مبتدی پرداخته است. ابتدا تعداد 44 دانش آموز (میانگین سنی 6/0 ± 1/12) فاقد دسترسی به وسایل هوشمند، از بین دانشآموزان ابتدایی به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب، و به صورت تصادفی در چهار گروه نوروفیدبک، تمرین حرکتی، تمرینترکیبی و کنترل جایدهی شدند. اجرای پژوهش شش مرحله شامل: ثبت اطلاعات پایة امواج مغزی اولیه، پیشآزمون، مداخلهها (تمرین نوروفیدبک شامل یک جلسه سی دقیقهای سرکوب موج آلفا در ناحیه حسی-حرکتی C4 برای گروه نوروفیدبک و ترکیبی، و تمرین حرکتی شامل شش بسته تمرینی پیگردی چرخان برای گروه حرکتی و ترکیبی)، ثبت اطلاعات پایه امواج مغزی ثانویه، پس آزمون و آزمون یادداری بود. مراحل یک تا پنج در یک روز و مرحله آخر پس از 48 ساعت استراحت اجرا شد همه آزمودنیها راست دست بودند و تکلیف پیگردی چرخان را به شیوۀ معکوس با دست غیربرتر انجام دادند. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر یکطرفه استفاده شد. نتایج نشان داد عملکرد گروه نوروفیدبک و حرکتی (P=0.010)، نوروفیدبک و ترکیبی (P=0.044) حرکتی و کنترل (p=0.022) تفاوت معناداری دارند اما، در نتایج عملکرد گروه حرکتی و ترکیبی ( P=1.000) ،ترکیبی و کنترل (P=0.090) و کنترل و نوروفیدبک تفاوت معنادار نیست (P=1.000). یافته های حاضر نشان داد کاهش آلفا در C4 در اکتساب و یادداری حرکات ناآشنا و غیرخودکار در افراد مبتدی تاثیر معناداری ندارد ولی تمرین حرکتی روش موثری برای یادگیری این افراد در اولین مرحله یادگیری می باشد.
پژوهش حاضر با بررسی تاثیر تمرینات هوازی، واقعیت مجازی و تکالیف دوگانه بر عملکرد حرکتی و افسردگی بیماران اماس افسرده انجام شد. 48 زن مبتلا به اماس با میانگین سنی 21/8 ±13/42 در این تحقیق شرکت کرده و به صورت تصادفی به سه گروه آزمایش و یک گروه کنترل تقسیم شدند. گروه تمرین هوازی به مدت هشت هفته و هر هفته دو جلسه به تمرینات هوازی پرداختند و گروه واقعیت مجازی در محیط مجازی و گروه تکالیف دوگانه به صورت همزمان با استفاده از تمرین هوازی و واقعیت مجازی تحت مداخله قرار گرفتند. گروه کنترل نیز فعالیتهای روزمره خود را ادامه داد. از پرسشنامه افسردگی بک، تست تعادل رسیدن عملکردی و ده متر راه رفتن در پیشآزمون و پسآزمون استفاده شد. نتایج آزمون t زوجی نشان داد راه رفتن، تعادل و افسردگی در گروههای تمرین از پیشآزمون تا پسآزمون بهبود معنیداری یافت (05/0≥P). برای مقایسه راه رفتن و تعادل در گروههای تحقیق از آزمون کوواریانس استفاده شد و نتایج نشان داد که بین نمرات پسآزمون راه رفتن، تعادل و افسردگی در گروههای تحقیق تفاوت معنیداری وجود دارد (05/0≥P). نتایج آزمون بونفرونی نیز نشان داد که در متغیر راه رفتن، تعادل و افسردگی بین گروه تکالیف دوگانه با گروه هوازی و کنترل تفاوت معنیداری وجود دارد (05/0≥P). در نهایت نتایج تأیید میکند که تکالیف دوگانه بیشتر از تمرینات هوازی و واقعیت مجازی منجر به بهبود تعادل و راه رفتن و افسردگی زنان ام. اس. افسرده میشود و این تمرینات میتواند مداخله مناسبی برای بهبود عملکرد حرکتی و افسردگی این افراد باشد.
مطالعات قامت و شناخت نشان دادند که کنترل قامت تحت تاثیر تکلیف شناختی است. ازاینرو تاثیر عوامل مختلف مانند دشواری تکلیف در یک الگوی تکلیف دوگانه مورد بررسی قرار گرفته است اما همچنان اثر دشواری تکلیف شناختی و تکلیف قامتی بر کنترل قامت بهروشنی مشخص نشده است. بنابراین، این مطالعه باهدف بررسی تعامل اثر دشواری تکلیف شناختی و قامتی بر کنترل قامت انجام شد. بیست داوطلب جوان سالم (میانگین سنی3/2±22 سال)، برای اجرای 6 شرایط آزمایشی تصادفی روی صفحه نیرو ایستادند. شرایط شامل ترکیب دو سطح دشواری تکلیف قامتی (ایستادن روی سطح زمین و سطح باریک) و سه سطح دشواری تکلیف شناختی (بدون تکلیف شناختی، آسان و دشوار) بود. نتایج تحلیل واریانس دوراهه با سطح معنیداری 05/0>P، کاهش قابلتوجهی در انحراف معیار مرکز فشار در جهت قدامی-خلفی و میانی-جانبی در شرایط تکلیف شناختی دشوار در هر دو تکلیف قامتی را نشان داد (05/0>P). همچنین، تکلیف شناختی آسان باعث کاهش انحراف معیار مرکز فشار در جهت قدامی - خلفی در شرایط ایستادن روی سطح باریک شد (05/0>P). با توجه به نتایج تحقیق حاضر، به نظر میرسد که تکلیف شناختی دشوار به سهم بزرگتری از ظرفیت توجه نیاز داشته و منجر به دور کردن توجه از تکلیف قامتی میشود. بنابراین پردازش خودکار اجازه دارد تا قامت را بدون محدودیت و از طریق فرایندهای غیرهشیار، سریع و بازتابی بهصورت کارآمدتری تنظیم کند. همچنین دشواری تکلیف قامتی بر اثرگذاری تکلیف شناختی موثر است در نتیجه در طراحی مداخلات مناسب، توجه به اثرات تعاملی تکلیف قامتی و شناختی ضروری بنظر میرسد.
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی بازیهای فعال ویدئویی و بازیهای پایه ورزشی بر رشد مهارتهای حرکتی در دانشآموزان پسر مقطع چهارم ابتدایی شهر اهواز میباشد. روش پژوهش، نیمه تجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان پسر 10 ساله دبستان های شهر اهواز بودند که 60 نفر از آن ها بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه 20 نفره ویدئویی فعال، پایه ورزشی و کنترل (ویدیویی غیر فعال) قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش آزمون تبحر حرکتی بروینینکس– اوزرتسکی ویرایش 2 بود. بعد از اجرای پیشآزمون مهارتهای برونینکس و اوزرتسکی، گروه ویدئویی فعال با دستگاه ایکس باکس360 کینکت؛ و گروه پایه ورزشی با مهارت های جابجایی و کنترل شی در پنج مرحله به مدت هشت هفته، دو بار در هفته و هر جلسه 30 دقیقه تمرین کردند. گروه کنترل نیز بازیهای ویدئویی غیر فعال تحت نظارت کامل آزمونگر انجام دادند. در انتهای جلسات تمرینی، پس آزمون مهارت های بروینینکس– اوزرتسکی ویرایش 2، اجرا گردید. نتایج نشان داد که، هر دو گروه بازیهای ویدئویی فعال و بازیهای پایه ورزشی بر رشد مهارتهای ادراکی حرکتی نسبت به گروه کنترل تاثیر معناداری داشتند. اما بین دو گروه تجربی تفاوتی مشاهده نشد. بر اساس یافتههای این تحقیق، میتوان از هر دو شیوه پایه ورزشی و ویدئویی فعال، یا ترکیبی از هر دو شیوه در صورت فراهم نبودن شرایط محیطی برای رشد حرکتی بهره برد.
تأثیرات محیطی از عوامل حیاتی برای رشد و نمو مطلوب کودکان میباشد. لذا به دلیل اهمیت فراهمسازهای محیطی در زمینة رشد کودکان، هدف پژوهش حاضر، ارتباط بین فراهمسازی در محیط خانه با رشد حرکتی و اجتماعی کودکان 7 تا 10 سال مدارس مناطق 1 و 3 شهر تبریز براساس نظریه بومشناختی بود. تعداد 81 کودک به صورت تصادفی خوشهای انتخاب شدند. برای سنجش امتیاز فراهمسازها در محیط خانه، رشد حرکتی و رشد اجتماعی کودکان، به ترتیب از پرسشنامة فراهمسازهای رشد حرکتی درشت AGMDQ-1 (1985)، آزمون تبحر حرکتی برونینکس-اوزرتسکی (1978) و مقیاس رشد اجتماعی وایلند (1953) استفاده شد. نتایج به دست آمده از رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که بین فراهمسازی در محیط خانه و متغیرهای رشد حرکتی شامل: مهارتهای حرکتی درشت (27/3= (76و4)F و 01/0=P)، مهارتهای حرکتی ظریف (81/4= (76و4)F و 002/0=P) و هماهنگی اندام فوقانی (45/3= (76و4)F و 01/0=P) و رشد اجتماعی (34/3= (76و4)F و 01/0=P) کودکان رابطة معناداری وجود دارد و عاملهای فراهمساز محیطی توانستند این متغیرها را پیشبینی کنند. بنابراین میتوان با تقویت فراهمسازهای محیطی، رشد کودکان را در این متغیرها تسهیل و تقویت کرد. برهمین اساس پیشنهاد میشود در دوران حساس کودکی، والدین، مربیان و مراکز آموزشی به اهمیت فضای بازی کودکان و فراهمسازی محیط آنان بیش از پیش توجه کنند.
هدف تحقیق بررسی بازنمایی عمل در اجرای واقعی و مشاهده پرتاب آزاد بسکتبال در افراد ماهر و مبتدی بود. در این تحقیق شاخصهای کینماتیک حرکتی در حین اجرا و الگوی حرکات چشم در دو حالت اجرای واقعی و مشاهده بررسی شد. 20 نفر شرکتکننده شامل 10 بازیکن بسکتبال ماهر و 10 نفر مبتدی در تحقیق حضور داشتند. طرح تحقیق در دو جلسه انجام شد. در جلسه اول افراد 10 پرتاب آزاد انجام داده و حرکات آنها توسط سیستم آنالیز حرکت، حرکات چشم آنها توسط دستگاه ردیاب بینایی پیوپیل و کل حرکت برای نمایش بعدی توسط دوربین قرار داده شده بر روی سر و دوربین بیرونی ثبت شد. در جلسه دوم افراد پس از نصب سیستم ردیابی بینایی فیلم ویرایش شده اجرای خود را از زاویه اول شخص و سوم شخص مشاهده کردند و ثبت حرکات چشم صورت گرفت. پس از ثبت دادهها مقادیر دقت پرتاب، تغییرپذیری هماهنگی درون عضوی، سرعت مچ در لحظه پرتاب، جرک مچ دست، مدت زمان چشم ساکن، مدت زمان تثبیتها و تعداد تثبیتها محاسبه و با استفاده از آزمونهای آماری t مستقل و تحلیل واریانس مرکب با اندازهگیری مکرر (3×2) و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS 21 انجام شد و سطح معنی داری p≤0/05 درنظر گرفته شد. نتایج نشان داد که تغییرپذیری هماهنگی در افراد ماهر کمتر است و الگوی حرکات چشم نیز نه تنها در افراد ماهر و مبتدی متفاوت است بلکه در شرایط اجرای واقعی و مشاهده نیز متفاوت است.
اجرای بهینه ضربات پیچیده فورهند مستلزم هماهنگی بین اصلاحات قامتی و اجرای حرکت اصلی میباشد. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین زمان شروع و دامنه اصلاحات قامتی پیش بینانه (APA) و خطای ثابت و متغیر در ضربه فورهند تنیس روی میز در بازیکنان ماهر و مبتدی بود. برای این منظور شرکتکنندگان ماهر (10 نفر) و مبتدی (10 نفر)، ضربات فورهند را در پارادایم زمانبندی پیشبینی انطباقی اجرا کردند و همزمان الکترومایوگرافی عضلات قامتی منتخب آنها ثبت شد. یافتههای بررسی دادههای الکترومایوگرافی عضلات قامتی نشان داد که اصلاحات قامتی پیش بینانه در تمامی عضلات قامتی قبل از شروع حرکت اصلی رخ داده است. علاوه بر این یافتههای آزمون مانوآ (MANOVA) دو راهه نشان داد که اجرای بازیکنان ماهر در مقایسه با مبتدی از دقت بالا و خطای متغیر کمتری برخوردار بودند (P<0.05). همچنین نتایج همبستگی گشتاوری پیرسون نشان داد که در میان بازیکنان ماهر هم وقوع زودتر و هم دامنه بزرگتر اصلاحات قامتی پیش بینانه با دقت بالای اجرای آنها همبستگی معنیداری دارد (P<0.05)، با این وجود در میان شرکتکنندگان مبتدی فقط زمان شروع اصلاحات قامتی پیش بینانه با دقت و خطای متغیر اجرای آنها همبستگی معنیداری دارد (P<0.05). پایین تر بودن خطای متغیر در اجرای بازیکنان ماهر نسبت به شرکتکنندگان مبتدی و درعینحال عدم ارتباط آن با زمان شروع و دامنه اصلاحات قامتی پیش بینانه احتمالا نشاندهنده تثبیت مدلهای درونی در اثر تمرین و تجربه بلندمدت بازیکنان ماهر در آن مهارت ورزشی میباشد.
هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر دو روش تغییرپذیری (تداخل زمینهای و یادگیری افتراقی) بر یادگیری مهارت ضربه گلف بود. بدین منظور 50 دختر دانشجو (میانگین سنی=7/1± 6/21) بهصورت تصادفی در پنج گروه تداخل زمینهای مسدود، تداخل زمینه ای تصادفی ، یادگیری افتراقی مسدود ، یادگیری افتراقی تصادفی و کنترل تقسیم شدند. شرکتکنندگان پس از پیشآزمون، بر اساس گروهبندی مربوطه، تکلیف گلف را به مدت سه روز متوالی (هرروز 10 بلوک 12 کوششی) تمرین نمودند. سپس آزمون یادداری فوری را 10 دقیقه پس از آخرین جلسه اکتساب و آزمون یادداری تأخیری را 72 ساعت بعد از آخرین جلسه اکتساب انجام دادند. آزمون انتقال نیز با همین ترتیب انجام شد. نتایج نشان داد که گروههای یادگیری افتراقی در مراحل آزمونهای یادداری تفاوت معنیداری با گروه تداخل زمینه ای تصادفی ندارند (05/0
مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر دشواری تکلیف شناختی و توزیع تمرین بر تحکیم تکلیف کنترل قامتی انجام شد. 28 کارمند از دانشگاه الزهرا تهران بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و در سه گروه با توزیع تمرینی متفاوت 2 دقیقه، 15دقیقه و 24 ساعت با سه سطح دشواری (آسان، متوسط، دشوار) به طور تصادفی گمارده شدند. هر گروه 3 بلوک 6 کوششی از تکلیف شناختی شمارش معکوس که زمان هر کوشش 35 ثانیه، فاصله میان کوشش ها 20 ثانیه و فاصله زمانی میان بلوک ها بسته به تقسیم بندی گروه 2 دقیقه، 15 دقیقه و 24 ساعت بود را اجرا کردند. برای ارزیابی موقعیت لحظه ای مرکز فشار پا (COP) از فورس پلیت مدل کیستلر استفاده شد. پردازش داده های COP و محاسبه متغیرهای آن با استفاده از نرم افزار متلب انجام شد. از پرسشنامه فعالیت بدنی (IPAQ) نیز برای بررسی میزان فعالیت بدنی استفاده شد. نتایج تحلیل واریانس مرکب با اندازههای تکراری نشان داد اثر اصلی سطح دشواری تکلیف و توزیع تمرین معنادار بود (05/0p <). اثر تعاملی سطح دشواری تکلیف و توزیع تمرین معنادار بود (05/0p <). نتایج آماری نشان داد گروه توزیع تمرین فاصله دار 15 دقیقه و 24 ساعت با سطح دشواری آسان در مولفه های COP بهترین عملکرد و گروه توزیع تمرین با فاصله 2 دقیقه ای با سطح دشواری بالا ضعیف ترین عملکرد را داشتند. با توجه به یافته-های پژوهش حاضر، به مربیان و آموزش دهندگان توصیه می شود اجرای تکالیف حرکتی را با فواصل تمرین آسایی در جهت ارتقاء یادگیری، همراه سازند.
تحقیقات نشان دادهاند استرس مزمن موجب اختلال در نمو و عملکرد حرکتی میشوند، ازاینرو یافتن روشهایی برای تعدیل اثرات منفی استرس ضروری میباشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین هوازی بر عملکرد حرکتی، هورمون رشد و شاخصهای آنتروپومتریکی در رتهای نر در معرض استرس مزمن بود. این مطالعه از نوع تجربی بوده که 40 سر رت نر سالم نژاد آلبینو – ویستار بر اساس وزن، بهصورت بلوکبندی تصادفی در 4 گروه کنترل (بدون استرس – بدون تمرین هوازی)، تمرین (تمرین هوازی- بدون استرس)، استرس (استرس- بدون تمرین هوازی)، تمرین هوازی- استرس قرار گرفتند. گروههای استرس و تمرین هوازی- استرس در معرض مداخله استرس از نوع بیحرکتی (3 ساعت در روز * 28 روز) قرار گرفتند. گروههای تمرین و تمرین هوازی- استرس، تمرین هوازی (30 دقیقه در روز * 28 روز) روی تردمیل انجام دادند. در پایان هفته چهارم، آزمون اپن- فیلد برای سنجش عملکرد حرکتی رتها انجام و خون حیوانات جهت اندازهگیری میزان هورمون رشد جمعآوری شد. نتایج تحلیل آماری دادهها نشان داد تمرین هوازی موجب بهبود عملکرد حرکتی، افزایش هورمون رشد و نمو طول پا شد. استرس نیز موجب اختلال در عملکرد حرکتی، وزن و نمو طول پا شد. تمرین هوازی موجب خنثی کردن اثر استرس در نمو طول پا شد، اما اثرات منفی استرس بر عملکرد حرکتی و وزن را از بین نبرد. در فاکتور قد و طول دست نیز تاثیر معنیداری مشاهده نشد. با توجه به نتایج تحقیق حاضر میتوان از تمرین هوازی بهعنوان عاملی مؤثر برای تعدیل اثرات مخرب استرس بر نمو طول پا استفاده کرد.