
زمینه و هدف: میکروپلاستیکها، ذرات پلاستیکی کوچکتر از ۵ میلیمتر، به یکی از چالشهای پنهان و مهم در امنیت غذایی تبدیل شدهاند. این ذرات میتوانند از طریق نمک، آب آشامیدنی، غذاهای فرآوریشده، محصولات کشاورزی و آبزیان وارد زنجیرهی غذایی انسان شوند و علاوه بر اثرات فیزیکی، آلایندههایی مانند فلزات سنگین، ترکیبات آلی پایدار و باقیماندههای دارویی را نیز منتقل کنند. مصرف طولانیمدت این مواد میتواند پیامدهایی مانند اختلالات متابولیک، التهابهای مزمن و آسیبهای کبدی و کلیوی ایجاد کند. مواد و روش ها: این مطالعه بر اساس رویکرد تحلیلی و مروری بر شواهد علمی بینالمللی و ملی طراحی شد. دادهها از مقالات ISI و گزارشات FAO جمعآوری شد و مسیرهای ورود میکروپلاستیکها به مواد غذایی و اثرات آنها بر سلامت انسان تحلیل گردید. یافته ها: یافتهها نشان میدهند نمک، غذاهای دریایی، محصولات لبنی و نوشیدنیها از اصلیترین منابع مواجهه با میکروپلاستیکها با غلظتهایی تا بیش از ۱۳ هزار قطعه در کیلوگرم در نمک و ۵۸۵ میکروپلاستیک در هر گرم شیرخشک در نمونههای ایرانی هستند.نتیجه گیری: بر اساس این یافتهها، توصیههای سیاستی شامل کنترل و استانداردسازی بستهبندی و تجهیزات تولید، تدوین استانداردهای ملی برای حد مجاز میکروپلاستیکها، پایش مستمر زنجیرهیی غذایی، آموزش مصرفکنندگان و تشویق به محصولات محلی و ارگانیک است. اجرای این سیاستها میتواند مواجهه انسانی با میکروپلاستیکها را کاهش دهد، آگاهی عمومی را افزایش دهد و امنیت غذایی و سلامت جمعیت را تضمین کند.
زمینه و هدف: یکی از آلاینده های خطرناک موجود در خاک فلزات سنگین میباشند که میتوانند برای محصولات کشاورزی مشکلاتی را ایجاد کنند. این تحقیق با هدف ارزیابی فلزات سنگین در خاک های مزارع کشاورزی شهر حمیدیه در شمال غرب کلانشهر اهواز در سال 1403 انجام شد.مواد و روش ها: نمونه برداری در فصل پاییز از 4 مزرعه کشاورزی با تکرار 20 نمونه انجام شد. در این تحقیق فلزات سنگین در خاک با استفاده از دستگاه جذب اتمی ـ پلاسما ICP-AES مدل Varian 710-ES ساخت شرکت اجیلنت آمریکا اندازهگیری شدند. ارزیابی خطر سلامت و دو مدل جنگل تصادفی و رگرسیون بردار پشتیبان فلزات سنگین خاک انجام شد.یافته ها: میانگین غلظت کادمیوم، سرب، آرسنیک، مس، روی و کروم بهترتیب 0/58، 76، 1/46، 34/25، 174/42 و 68/95 میلی گرم بر کیلوگرم بهدست آمد. میانگین فاکتور آلودگی، درجه آلودگی، درجه آلودگی اصلاح شده، شاخص بار آلودگی، شاخص آلودگی نمرو و شاخص خطر زیستی فلزات سنگین 1/12، 16/05، 2/67، 1/49، 3/34 و 130/99 بود. بالاترین شاخص خطر سرطان زایی و شاخص خطر غیرسرطان زایی مربوط کروم برای کودکان 5-10×2/72 و 1-10×2/39 بهدست آمد. سرب نیز بالاترین شاخص خطر غیرسرطان زایی (1-10×2/77) را برای دستگاه گوارش کودکان داشت. نتیجه گیری: نتایج فلزات سنگین در خاک مزارع کشاورزی شهر حمیدیه نشان داد که این آلاینده ها تأثیر بالایی بر خاک داشته و باعث آلودگی متوسط تا زیاد شدند، زیرا مقدار شاخص بار آلودگی عناصر مورد مطالعه بالاتر از 1 بهدست آمده است. ارزیابی شاخص خطر غیرسرطان زایی و شاخص خطر سرطان زایی نشان داد که کادمیوم، سرب، آرسنیک، مس، روی و کروم برای سلامتی انسان مشکلی ایجاد نمیکنند.
زمینه و هدف: تشدید آلودگی هوای شهری در نتیجه رشد ترافیک، منجر به افزایش آلایندههایی مانند ذرات معلق و اکسیدهای نیتروژن شده است. از اینرو، سیاستگذاری در حوزهی حملونقل شهری به یکی از محورهای اصلی کنترل و کاهش آلایندههای هوا تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر، مرور و تحلیل سیاستها و ابزارهای بهکاررفته برای کاهش آلایندههای هوا ناشی از مصرف سوخت در حملونقل شهری است. مواد و روشها: مقالات پژوهشی اصیل از پایگاههای داده معتبر انتخاب شدند. در مجموع، 20 مقاله مطالعات منتشر شده بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، که عمدتاً از پایگاههای دادهای مانند Scopus، Google Scholar، Web of Science و Science Direct بازیابی شدند.یافته ها: سیاستهای اقتصادی مانند اصلاح قیمت سوخت و هزینهگذاری تردد، عمدتاً از مسیر کاهش تقاضای سفر و مصرف سوخت عمل کرده و در بسیاری از موارد با کاهش کوتاهمدت آلایندههای ترافیکی همراه بودهاند. سیاستهای تنظیمی و اجرایی نظیر معاینه فنی و محدودیتهای تردد، زمانی اثربخشی بالاتری نشان میدهند که پایش و اعمال قانون بهصورت مستمر و سختگیرانه انجام شود. سیاستهای فناورانه و ناوگانی مانند برقیسازی و نوسازی ناوگان، ظرفیت کاهش پایدارتر آلایندههای احتراقی را دارند، اما موفقیت آنها به آمادگی زیرساخت و سرعت جایگزینی ناوگان وابسته است. سیاستهای رفتاری و مدیریتی ازجمله توسعه دوچرخهسواری و مدیریت تقاضای سفر، در صورت ایجاد جابهجایی معنادار در مدت سفر، میتوانند کاهش آلایندهها را از مسیر کاهش حجم تردد محقق کنند. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که هیچیک از سیاستها بهتنهایی کافی نیستند و موفقیت در کاهش آلودگی هوا نیازمند یک بسته سیاستی ترکیبی است. تقویت پیشنیازهای اجرایی مانند پایش مستمر، اعمال قانون سختگیرانه و توسعه زیرساختهای لازم، شرط کلیدی و بنیادین موفقیت سیاستهای کاهش آلایندههای هوا در شهرهاست. سیاستگذاران باید با توجه به شرایط بومی هر شهر، ترکیبی از ابزارهای اقتصادی، تنطیمی و فناورانه را به کار گیرند تا پایداری زیستمحیطی و کاهش آلودگی هوای شهری محقق شود.
زمینه و هدف: صنعت پتروشیمی پلیاستایرن یکی از صنایع پرمصرف انرژی و تولیدکننده آلایندههای هوا و پساب صنعتی است. ضرورت پایش بلادرنگ بهدلیل حساسیت بالای آلایندههای ناشی از فرآیند تولید پلیاستایرن، نیاز به کنترل فوری و دقیق وجود دارد. این پژوهش به بررسی عملکرد سامانه پایش آنلاین آلایندهها و تلفیق آن با سیستم خود اظهاری در شرکت پتروشیمی پلیاستایرن انتخاب میپردازد. مواد و روشها: دادههای مورد نیاز از طریق نمونهبرداری از گازهای خروجی دودکشها و مقایسه با خروجی سامانه پایش آنلاین گردآوری شد. پارامترهای کلیدی آلایندگی شامل منواکسیدکربن، اکسیژن و دبی جریان، اکسیژن و نرخ جریان، مطابق با استانداردهای زیستمحیطی (مانند مقررات زیستمحیطی سازمان بهداشت جهانی و ملی) ارزیابی شدند.یافتهها: نتایج، دقت و قابلیت اطمینان سامانه پایش آنلاین را تأیید نمود. تحلیل دادهها نشان داد که سامانهی مذکور توانایی شناسایی تغییرات در کارایی احتراق و سطوح آلایندگی را دارا است. همچنین، امکان پایش شرایط عملیاتی مختلف از طریق این سامانه بهخوبی میسر گردید. یافتهها حاکی از آن است که پیادهسازی و تلفیق سامانه پایش آنلاین با فرآیند خوداظهاری، راهبردی کلیدی برای دستیابی به مدیریت زیستمحیطی اثربخش، بهبود مستمر فرآیندها و حرکت در مسیر توسعه پایدار است.نتیجهگیری: پژوهش حاضر نشان داد که سامانه پایش آنلاین آلایندهها در کنار سیستم خوداظهاری میتواند بهعنوان یک رویکرد ترکیبی مؤثر در مدیریت زیستمحیطی صنایع پتروشیمی عمل کند. نتایج تحلیلها بیانگر آن است که این تلفیق نهتنها موجب افزایش دقت و شفافیت در پایش بلادرنگ آلایندهها میشود، بلکه زمینه را برای بهینهسازی فرآیندهای عملیاتی و کاهش هزینههای زیستمحیطی فراهم میآورد.
زمینه و هدف: فیلتر سیگار از پسماندهای خطرناک شهری بوده و هدف این مطالعه، بررسی فرآیند کربونیزاسیون هیدروترمال برای تولید هیدروچار با بیشترین ارزش حرارتی و بازده جرمی از این پسماند بوده است.مواد و روشها: فرآیند کربونیزاسیون هیدروترمال در راکتور بسته و با استفاده از طراحی آزمایش سطح-پاسخ روی فیلترهای سیگار انجام شد. اثر متغیرهای مستقل دما (300-180 درجه سانتیگراد)، زمان واکنش (360-30 دقیقه) و نسبت مایع-به-جامد (۱:۱ تا 1:10) بر ارزش حرارتی و بازده جرمی بررسی گردید. هیدروچار تولیدی با آنالیزهای CHNSO، BET،SEM و FTIR بررسی شد.یافتهها: نتایج نشان داد که مدل درجه دوم با R2 0/9911 و 0/9893 بهترتیب با دادههای ارزش حرارتی و بازده جرمی برازش دارد. تحلیل واریانس نیز معناداری اثر متغیرهای مستقل و برخی برهمکنشها را تأیید و شرایط بهینه برای حداکثر ارزش حرارتی (28/75 مگاژول بر کیلوگرم) و بازده جرمی (74/91 درصد) در دمای ۲۳۲ درجه سانتیگراد، زمان ۹۷ دقیقه و نسبت مایع-به-جامد 1:3 بهدست آمد. سطح ویژه هیدروچار (10/11 مترمربع بر گرم) نسبت به ماده اولیه (18/64 مترمربع بر گرم) کاهش و طیف FTIR افزایش شدید باند هیدروکسیل (O-H) در محدوده 3200-3700 بر سانتیمتر و پایداری نسبی گروههای کربونیل (C=O) و آلکیل (C-H) را نشان داد. نسبتهای اتمی H/C در هیدروچار از 2/23 به 1/13 و O/C نیز از 0/57 به 0/41 تغییر و بر طبق نمودار ونکرولن در منطقه سوختهای با بلوغ کربنی بالاتر رسید.نتیجهگیری: نتایج نشان داد که فرآیند کربونیزاسیون هیدروترمال میتواند بهطور مؤثری پسماند فیلتر سیگار را به هیدروچار با کیفیت سوختی مناسب تبدیل کند.
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف شناخت عوامل اثرگذار بر کیفیت آب زیرزمینی مشهد، تأثیر کاربری اراضی و موقعیت جغرافیایی بر شاخصهای فیزیکوشیمیایی، آلایندههای معدنی و آلودگیهای آلی بررسی شده و بر اهمیت برنامهریزی پایدار و حفاظت از منابع آبی تأکید شده است.مواد و روشها: این پژوهش در فصل پاییز ۱۴۰۳ در مناطق مختلف شهر مشهد انجام شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار شامل دو فاکتور نوع کاربری اراضی (شهری–مسکونی، صنعتی، کشاورزی و مختلط (ترکیب چند کاربری)) و موقعیت مکانی (شمال، جنوب، شرق و غرب مشهد) اجرا گردید.یافتهها: در این مطالعه ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و شاخصهای آلودگی آبهای زیرزمینی مشهد بر اساس نوع کاربری و موقعیت جغرافیایی بررسی شد. در شمال مشهد، آب صنعتی بیشترین اسیدیته (8/2) و هدایت الکتریکی (1/2 دسیزیمنس بر متر) را داشت، در حالیکه آب کشاورزی کمترین اسیدیته (6/82) و بیشترین بیکربنات (248 میلیگرم در لیتر) و نیترات (44/8 میلیگرم در لیتر) را نشان داد. در جنوب، کاربری کشاورزی بیشترین اسیدیته (7/6)، هدایت الکتریکی (1/91 دسیزیمنس بر متر) و سولفات (156 میلیگرم در لیتر) را داشت؛ همچنین بالاترین نیترات در مختلط (45 میلیگرم در لیتر) و بیشترین فسفات در کشاورزی (1/37 میلیگرم در لیتر) ثبت شد. در غرب، بالاترین هدایت الکتریکی (1/74 دسیزیمنس بر متر) و فسفات (2/15 میلیگرم در لیتر) در کاربری صنعتی مشاهده شد و بیشترین بیکربنات (0/88 میلیگرم در لیتر) و نیتریت (0/88 میلیگرم در لیتر) مربوط به شهری و مختلط بود. در شرق، کاربری مختلط بالاترین اسیدیته (8/45) و هدایت الکتریکی (1/89 دسیزیمنس بر متر) را داشت؛ بیشترین نیترات (44/2 میلیگرم در لیتر) و آمونیوم (2/90 میلیگرم در لیتر) نیز در مختلط و کشاورزی دیده شد. نتیجهگیری: بهطور کلی، کیفیت آب در مشهد بسته به نوع کاربری (کشاورزی، صنعتی، شهری و مختلط) متفاوت است؛ مناطق صنعتی معمولاً دارای اسیدیته و فلزات سنگین بالاتری هستند، در حالیکه مناطق کشاورزی و مختلط بیشترین مقادیر مواد مغذی و آلایندههای غیر فلزی را نشان میدهند.
زمینه و هدف: چای بهعنوان یکی از پرمصرفترین نوشیدنیهای جهان، حجم قابل توجهی از ضایعات تولید میکند که اغلب بدون بهرهبرداری مناسب دفع میشوند. با افزایش تولید جهانی چای، مدیریت این ضایعات به یک چالش زیستمحیطی مهم تبدیل شده است. هدف از این مطالعه، ارائهی یک مرور جامع بر نوآوریها در استفاده از ضایعات چای و بررسی پتانسیلهای ارزشافزایی آنها در حوزههای مختلف است.مواد و روشها: این مطالعه بهصورت یک مقاله مروری نقلی انجام شد که در آن، پژوهشهای منتشرشده در زمینه ضایعات چای با تمرکز بر فناوریهای فرآوری، روشهای تبدیل و کاربردهای نوین آنها ازجمله تولید بیوچار، تولید سوختهای زیستی، تولید بیوگاز و بیوپلاستیک، ابرخازنها، آئروژلها و هیدروژلها و نانومواد کامپوزیتی مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: نتایج بررسیها نشان داد که ضایعات چای دارای پتانسیل بالایی برای تولید محصولات با ارزش افزوده ازجمله ترکیبات زیستفعال، جاذبهای زیستی و منابع انرژی تجدیدپذیر هستند. همچنین، بهکارگیری رویکردهای نوآورانه در فرآوری این ضایعات میتواند نقش مؤثری در کاهش پسماند، بهبود مدیریت منابع و توسعه کاربردهای آنها در بخشهای گیاهی، حیوانی و زیستمحیطی ایفا کند.نتیجهگیری: استفاده جامع و پایدار از ضایعات چای در چارچوب اصول اقتصاد چرخشی و رویکرد «بدون زباله»، میتواند بهعنوان راهکاری مؤثر برای کاهش اثرات زیستمحیطی، افزایش بهرهوری اقتصادی و جایگزینی مناسب برای منابع زیستتوده متداول مطرح شود. این مطالعه با ارائهی دیدگاهی یکپارچه، میتواند به توسعهی تحقیقات آینده و تصمیمگیریهای علمی و صنعتی در زمینهی بهرهبرداری پایدار از ضایعات چای کمک کند.
زمینه و هدف: مواجهه با میدانهای الکترومغناطیسی (EMFs) بهدلیل اثرات بالقوه بر سلامت، مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر مواجهه با میدانهای مغناطیسی ایستا (SMFs) بر کیفیت خواب کارگران بود. مواد و روش ها: در این مطالعه، ۱۸۵ نفر شرکت کردند. میزان مواجهه با میدان مغناطیسی با استفاده از دستگاه اندازهگیری و کیفیت خواب با پرسشنامه کیفیت خواب پیتسبورگ (PSQI) ارزیابی شد. یافتهها: میانگین میدان مغناطیسی ایستا 22/65 میلیتسلا اندازهگیری شد. 46/48 درصد از شرکتکنندگان کیفیت خواب نامطلوب و 53/52 درصد کیفیت خواب مطلوب گزارش دادند. با افزایش هر یک سال سن، احتمال داشتن کیفیت خواب ضعیف 0/32 واحد و با افزایش هر ۱ میلیتسلا مواجهه با میدان مغناطیسی، احتمال کیفیت خواب ضعیف 0/16 واحد افزایش مییابد. یافتهها نشان میدهند که حتی مواجهه با میدانهای مغناطیسی در محدوده مجاز نیز ممکن است به کیفیت خواب ضعیف منجر شود و با افزایش مواجهه با میدان مغناطیسی، احتمال تجربه کیفیت خواب ضعیف نیز افزایش مییابد. نتیجهگیری: گزارش خلاصه سیاستی حاضر به معرفی و پیشنهاد گزینه های سیاستی بهصورت اولویتهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت جهت مدیریت مواجهه با میدانهای مغناطیسی در محیطهای کاری پرداخته است. در اولویتهای کوتاهمدت بر آموزش و آگاهسازی کارگران و مدیران و همچنین پایش مستمر سطح میدان مغناطیسی تأکید شده است. در سطح میانمدت، توسعه پژوهشهای علمی درباره اثرات سلامتمحور این میدانها و تقویت اقدامات پیشگیرانه نظیر مشاوره و خودمراقبتی توصیه میشود. در بلندمدت، بر لزوم همکاری نهادهای دولتی و غیردولتی برای تدوین دستورالعملهای ایمنی و بهبود شرایط کاری تأکید شده است.
زمینه و هدف: کیفیت آب یونیتهای دندانپزشکی اهمیت بالایی در سلامت بیماران و پرسنل دارد، زیرا آب مصرفی این دستگاهها میتواند منبع رشد میکروارگانیسمها و بیوفیلم باشد. هدف این مطالعه بررسی آلودگی میکروبی آب مصرفی یونیتهای دندانپزشکی شهر مشهد بود.مواد و روشها: در یک مطالعه مقطعی - توصیفی، 23 یونیت از 6 کلینیک دندانپزشکی انتخاب شد. نمونهبرداری از بخشهای مختلف یونیت شامل لیوان پرکن، پوآر آب و مجرای سر توربین، قبل و بعد از فلاشینگ، طی سه هفته و در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه انجام شد. حجم نمونهها 50 میلیلیتر بود و نمونهها به آزمایشگاه منتقل و با روش HPC و تخمیر چند لولهای جهت شناسایی باکتریهای هتروتروف و کلیفرم بررسی شدند. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 21 تحلیل شد.یافتهها: از 1242 نمونه بررسیشده، 78/6 درصد (976 نمونه) دارای آلودگی باکتریایی بودند و 62/4 درصد (615 نمونه) از حد مجاز ADA (200 واحد تشکیل کلنی بر میلیلیتر) فراتر رفتند. میانگین شمارش کل باکتریایی 257 ± 54 واحد تشکیل کلنی بر میلیلیتر بود. میانگین آلودگی در بخشهای مختلف یونیت متفاوت بود و بیشترین مقدار در مجرای سر توربین قبل از فلاشینگ مشاهده شد. همچنین آلودگی در ابتدای هفته نسبت به سایر روزها بیشتر بود.نتیجهگیری: آلودگی میکروبی آب یونیتهای دندانپزشکی نسبتا بالا بود و توجه مستمر به اقدامات پیشگیرانه مانند فلاشینگ منظم، استفاده از فیلترها و ضدعفونی دورهای ضروری است. رعایت این اقدامات میتواند خطر انتقال عفونت به بیماران و پرسنل را کاهش داده و کیفیت خدمات دندانپزشکی را بهبود دهد.
رنگهای سنتزی به دلیل پایداری شیمیایی و سمیت بالا، از مهمترین آلایندههای فاضلاب صنعتی به شمار میآیند و جذب آنها از محیطهای آبی اهمیت ویژهای دارد. در میان آنها، مالاشیت گرین یک رنگ کاتیونی پرکاربرد در صنایع نساجی و شیلات است که به دلیل اثرات سمی و تجمع زیستی، تهدیدی جدی برای محیط زیست محسوب میشود. ازاینرو، هدف اصلی این پژوهش بررسی کارایی چارچوبهای فلزی–آلی (MOFs) بهویژه ZIF-8 در جذب رنگ مالاشیت گرین از محلولهای آبی بود. در این مطالعه سه نوع چارچوب آلی–فلزی شاملCu-ZIF-8 ، ZIF-8 با ساختار اکتاهدرال (ZIF-8 Octa) و ZIF-8 با ساختار برگمانند (ZIF-8 Leaf) سنتز و کارایی آنها در شرایط یکسان به ترتیب 42، 39 و 50 درصد بهدست آمد. مطالعات تکمیلی روی ZIF-8 برگمانند انجام شد و بررسی اثر پارامترهایی نظیر pH، دما، زمان تماس، غلظت رنگ و دز جاذب نشان داد که در شرایط بهینه (6pH=، غلظت 15 میلیگرم بر لیتر، دز 0.5 گرم بر لیتر و زمان 60 دقیقه (راندمان جذب به بیش از 99 درصد رسید. نتایج سینتیک جذب بیانگر تطابق بهتر دادهها با مدل شبه مرتبه دوم و ماهیت شیمیایی فرآیند بود. آزمایشها بر روی نمونههای واقعی نیز راندمان جذب 26 تا 55 درصد را نشان داد. همچنین قابلیت احیاء جاذب طی دو سیکل جذب–شستشو تأیید شد، بهطوریکه در سیکل دوم راندمان جذب همچنان 82 درصد باقی ماند. در مجموع یافتهها نشان دادند که ZIF-8 برگمانند با ظرفیت جذب بالا، پایداری و قابلیت بازیافت، میتواند گزینهای مؤثر و پایدار برای تصفیه پسابهای رنگی باشد.
زمینه و هدف: ایران یکی از کشورهای دارای نخلستانهای فراوان است و بایستی بهدنبال راهکارهای مناسب در جهت استفاده از ضایعات لیگنوسلولزی درخت نخل باشیم. در این راستا پتانسیل تولید بیوگاز از ضایعات برگ درخت نخل بهعنوان یک منبع در دسترس و بومی کشور بسیار ضروری است.مواد و روشها: اثر ترکیبی درصد اسیدسولفوریک در چهار سطح و زمان پیشفرآوری در دو سطح مورد بررسی قرار گرفت. همچنین اثر ترکیبی زمان ازندهی در سه سطح و میزان رطوبت برگ درخت نخل در دو سطح بررسی گردید. تمامی آزمایشات در میزان بیوگاز و متان تولیدی بر مبنای فاکتوریل انجام شد و اثرات ساده و ترکیبی عوامل با نرمافزار SPSS 22 و آزمون دانکن تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها: حداکثر مقدار تولید روزانه بیوگاز با غلظت 1% اسید 540 میلیلیتر در لیتر و با 4 ساعت ازنزنی 440 میلیلیتر در لیتر بهدست آمد. بر طبق مقدار متان تجمعی تولیدشده و مقدار مواد جامد فرار کاهش یافته میتوان گفت که با بهترین پیشفرآوری اسیدی میتوان حدود 374 میلیلیتر در گرم VS و 173 میلیلیتر در گرم VS بیوگاز و متان خالص تولید کرد. در مقایسه با بهترین پیشفرآوری ازن میتوان حدود 175 میلیلیتر در گرم VS و 64 میلیلیتر در گرم VS بیوگاز و متان خالص دست یافت. نتیجهگیری: از منابع لیگنوسلولزی برگهای درخت نخل بهخوبی میتوان با پیشفرآوری مناسب در جهت تولید انرژی اقدام نمود. تحقیقات بیشتری در جهت ارزیابی روشهای دیگر پیشفرآوری نیز ضروری است تا بهترین روش با بالاترین بازده تولید بیوگاز از این منبع ارزان و در دسترس بهدست آید.
زمینه و هدف: امروزه، مایکوتوکسینها بهعنوان آلایندههای حیاتی در نظر گرفته میشوند و اهمیت ایمنی مواد غذایی را برای سلامت انسان برجسته میکنند. تهاجم قارچهای سمی و تولید مایکوتوکسینها بسیار متغیر است و به آب و هوا، محصول زراعی و شیوه ذخیره سازی بستگی دارد. هدف از این مطالعه بررسی وجود آفلاتوکسین B1 و اکراتوکسین A در برنج و ذرت عرضه شده در شهرستان بندرعباس بود.مواد و روش ها: ابتدا 96 نمونه شامل 48 نمونه ذرت و 48 نمونه برنج از محل های عرضه نمونه گیری و به آزمایشگاه انتقال داده شد. از آزمون های آماری Indipendent sample t.test و ANOVA و تست Duncan برای مقایسه میانگین ها و از آزمون کای دو (Chi-Square) برای مقایسه درصد فراوانی ها استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تمامی نمونه های ذرت و برنج به آفلاتوکسین B1 و اکراتوکسین A آلوده بودند؛ اما هیچ کدام از نمونه ها، آلودگی فراتر از استاندارد ایران را نداشتند. میانگین آلودگی برای ذرت و برنج به آفلاتوکسین B1 2/79 و 3/21 میکروگرم بر کیلوگرم و میانگین آلودگی برای ذرت و برنج به اکراتوکسین A بهترتیب 33/57 و 3/01 میکروگرم بر کیلوگرم بود. آنالیزهای آماری نشان داد اختلاف آماری بین میزان آلودگی به آفلاتوکسین و اکراتوکسین در بین نمونه های غذایی مختلف وجود نداشت.نتیجه گیری: قرار گرفتن در معرض مایکوتوکسین ها در موادغذایی مختلف، اجتناب ناپذیر است و نگرانی ها در مورد اثرات سلامتی آنها در حال افزایش است. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مصرف ذرت و برنج های عرضه شده در شهرستان بندرعباس نمی تواند مخاطرات نگران کننده ای برای سلامت مصرف کننده ایجاد کند.
زمینه و هدف: پرندگان آبزی و خشکی زی از شاخص های زیستی آلاینده های محیط زیست هستند که می توان از اندام های این موجودات زنده برای تعیین وضعیت آلودگی استفاده کرد. این پژوهش با هدف ارزیابی فلزات سنگین و هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای در پر دم پرندگان بومی به عنوان نشانگرهای آلودگی محیط زیست شرکت بهرهبرداری نفت و گاز آغاجاری انجام شد.مواد و روش ها: در این تحقیق نمونههای آب، خاک و پر دم پرندگان از خور امیدیه نمونهبرداری شدند. برای اندازهگیری فلزات سنگین در پر دم پرندگان از طیفسنجی جذب اتمی غیرگرافیتی و دستگاه Varian Spectr AA 220 استفاده شد.یافته ها: غلظت نیکل، سرب، جیوه، کروم، کادمیوم و وانادیوم در پر دم سنقر تالابی بهترتیب 0/12، 1/92، 0/12، 0/12، 0/10 و 0/13 میلیگرم بر کیلوگرم و در پر دم سارگپه معمولی نیز بهترتیب 0/15، 0/31، 0/1، 0/14، 0/12 و 0/12 میلیگرم بر کیلوگرم بهدست آمد. کریسن، بنزو بیفلورانتین، بنزوآپیرن و ایندنوپیرن در بافت پر دم دو گونه سنقر تالابی و سارگپه معمولی بهترتیب 10، 10، 12 و 10 نانوگرم بر گرم به دست آمد. در پر دم سارگپه معمولی آسنافتن و آنتراسن نیز 10 و 12 نانوگرم بر گرم بود. غلظت نیکل، سرب، جیوه، کروم، کادمیوم و وانادیوم در آب 27/20، 21/20، 4/11، 22/40، 0/73 و 2038 میلیگرم بر لیتر بهدست آمد و غلظت این فلزات در خاک بهترتیب 85/10، 14/90، 2/80، 102/50، 0/41 و 60/50 میلیگرم بر کیلوگرم بود.نتیجه گیری: بررسی شاخصهای انباشت زیستی و تغلیظ زیستی فلزات سنگین در پر دم دو گونه پرنده سنقر تالابی و سارگپه معمولی نشاندهندهی سطح قابل توجهی از آلودگی فلزات سنگین و ترکیبات آروماتیک چندحلقه ای در نمونههای آب، خاک و دو گونه سارگپه معمولی و سنقر تالابی در منطقه نفت و گاز آغاجاری در استان خوزستان می باشد که تأثیر فعالیتهای انسانی بر محیط زیست منطقه مورد مطالعه را نشان میدهد.
زمینه و هدف: آکریلامید بهعنوان یک آلاینده نوظهور در اثر واکنش میلارد میان قندهای کاهنده و آسپاراژین در دمای بالا در موادغذایی تشکیل میشود. این ترکیب به شکل پلیآکریلآمیدها در صنایعی مانند تصفیه آب، حفاری و کشاورزی، به یک نگرانی جهانی در حوزهی ایمنی غذایی و آلودگیهای زیستمحیطی تبدیل شده است. هدف مطالعهی حاضر ارائه مروری نقلی بر حضور آکریلامید در مواد غذایی، بررسی مخاطرات بالقوه آن برای سلامت انسان و محیط زیست و تحلیل راهکارهای موجود و نوین برای شناسایی، کاهش و کنترل این ترکیب میباشد.مواد و روشها: در این مطالعهی مروری، با رویکردی جامع، به بررسی منابع و مکانیسم تشکیل آکریلامید، مسیرهای آلودگی محیطی، اثرات بهداشتی و زیستمحیطی و روشهای شناسایی آن پرداخته شد. همچنین فناوریها و راهکارهای کاهش آکریلامید ازجمله جعبهابزار آکریلامید و اصلALARA، مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: آکریلامید دارای پتانسیل سرطانزایی، سمیت عصبی، ژنوتوکسیک و اختلال در تولیدمثل است و حضور آن در زنجیرهی غذایی و منابع آب، خطری جدی برای سلامت عمومی بهشمار میآید. یافتهها نشان میدهد برای کنترل اثربخش این آلاینده، نیاز به هماهنگی و مشارکت بین سیاستگذاران، صنایع غذایی، محققان و نهادهای نظارتی، تدوین و استقرار استانداردهای بهروز و بهرهگیری از جدیدترین دستاوردهای علمی وجود دارد.نتیجهگیری: مدیریت مؤثر آکریلامید نیازمند رویکردی چندبعدی مبتنی بر همکاری میان بخشهای علمی، صنعتی و نظارتی است. استفاده از دانش روز، استقرار استانداردهای بینالمللی و بهکارگیری فناوریهای نوین میتواند به کاهش معنادار مواجهه انسانی و حفظ سلامت عمومی کمک کند.
زمینه و هدف: فلزات سنگین بهدلیل سمیت، پایداری زیستی و تجمعپذیری در زنجیرهای غذایی، از مهمترین آلایندههای موجود در پسابهای صنعتی هستند. این پژوهش با هدف بررسی کارایی فرآیند الکتروفنتون در حذف عناصر سرب، کادمیوم، نیکل و وانادیوم از پساب نفتی پالایشگاه آبادان انجام شد.مواد و روشها: آزمایشها بر اساس طراحی سطح پاسخ (RSM) و به کمک نرمافزار Design-Expert انجام گردید. متغیرهای مورد بررسی شامل pH (6-4)، زمان واکنش (20–70 دقیقه)، میزان جریان (20–60 میلیآمپر بر سانتیمترمربع) و با استفاده از دو الکترود آهن و آلومینیم بود. غلظت نهایی فلزات با روش جذب اتمی (AAS) اندازهگیری شد و مدلسازی رگرسیونی برای پیشبینی عملکرد حذف به کار رفت.یافتهها: نتایج نشان داد که کارایی حذف فلزات در شرایط بهینه (6=pH، زمان 30 دقیقه، جریان 60 میلیآمپر بر سانتیمتر مربعو استفاده از الکترود آلومینیومی) بیشترین مقدار را داشته است. در این شرایط، نرخ (درصد) حذف برای نیکل، وانادیوم، کادمیوم و سرب بهترتیب 81، 81/3، 81/8 و 86/7 بهدست آمد. تحلیل آماری بیانگر آن بود که pH، زمان واکنش و نوع الکترود بیشترین تأثیر را بر عملکرد فرآیند داشتهاند و مدل طراحی سطح پاسخ توانست با دقت بالا 0/9≈R² تغییرات را پیشبینی کند.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد که فرآیند الکتروفنتون با الکترود آلومینیومی در شرایط کنترلشده، روشی مؤثر برای حذف فلزات سنگین از پسابهای نفتی است و میتواند بهعنوان یک فناوری کارآمد و زیستسازگار در تصفیه پسابهای صنعتی مورد استفاده قرار گیرد.
زمینه و هدف: هدف این مطالعه شناسایی مشکلات اصلی حوزه سلامت، بهداشت محیط و ایمنی در مدارس ابتدایی است که بر اهمیت حفظ محیط آموزشی سالم برای سلامت جسمی و روانی دانشآموزان تأکید دارد. شناسایی این مسائل برای توسعه راهکارهای مؤثر در بهبود شرایط بهداشت محیط مدرسه و ارتقای سلامت کلی دانشآموزان ضروری است. مواد و روشها: پژوهش از نظر هدف کاربردی بود که با رویکرد کیفی و با روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعهی آماری پژوهش شامل خبرگان حوزهی بهداشت مدارس (شامل اساتید دانشگاه، مدیران و کارشناسان دفتر سلامت و تندرستی مناطق آموزش و پرورش، مراقبین و مدیران مدارس با سابقه) بودند که با استفاده از نمونهگیری غیرتصادفی هدفمند ملاکمحور 13 نفر از خبرگان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبهی نیمهساختاریافته بود. اعتبار یافتههای حاصل از مصاحبهها بر اساس شاخص کاپا (0/72) مورد تایید قرار گرفت. جهت تحلیل یافتهها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.یافتهها: برای تعیین مشکلات حوزهی بهداشت محیط و ایمنی مدارس ابتدایی از تحلیل مصاحبهها 1 مضمون فراگیر (مشکلات حوزهی بهداشت محیط و ایمنی در مدارس ابتدایی)، 4 مضمون سازماندهنده (ضعف بهداشت فردی؛ ضعف بهداشت محیطی مدارس؛ ضعف تسهیلات بهداشتی مدارس؛ و ضعف وضعیت ایمنی مدارس)، 8 مضمون پایه و 18 خرده مقوله استخراج و شناسایی شد. برای شناسایی راهکارها نیز 1 مضمون فراگیر (راهکارهای حل مشکلات حوزهی بهداشت محیط و ایمنی در مدارس ابتدایی)، 3 مضمون سازماندهنده (آموزش بهداشت؛ بهبود تسهیلات بهداشتی مدارس؛ و بهبود وضعیت ایمنی مدارس)، 8 مضمون پایه و 22 خرده مقوله بهدست آمد.نتیجهگیری: لازمهی اولیهی توسعه ایمنی، بهداشت و سلامت دانشآموزان مدارس ابتدایی برای بازدهی مطلوب تلاشهای آموزشی و پرورشی معلمان و مربیان به مسائلی همچون بهداشت فردی؛ بهداشت محیطی؛ و وضعیت ایمنی مدارس برمیگردد که همواره نیازمند پایش و مراقبت جدی است.
زمینه و هدف: بررسی فلزات سنگین غیرضروری مانند سرب و کادمیوم که حتی در غلظتهای پایین میتوانند برای انسان مضر باشند، اهمیت زیادی دارد. سمیت این فلزات تحت تأثیر عواملی مانند غلظت، نحوه تماس و ویژگیهای فردی است و ممکن است منجر به آسیبهای عصبی، کلیوی، هورمونی و سرطان شود. با توجه به نگرانیهای زیست محیطی و بهداشتی فلزات سنگین در ظروف پلیمری در بستهبندی موادغذایی، بررسی و تعیین غلظت این فلزات از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این مطالعه، اندازهگیری غلظت سرب و کادمیوم با این عناصر در ۳۳ نمونه ظروف پلیمری از ۸ برند مختلف بود.مواد و روشها: هضم ظروف پلیمری با استفاده از حلالهای شبیهساز غذایی تحت شرایط کنترلشده صورت گرفته و فلزات سنگین استخراج شدند. غلظت مجموع فلزات سنگین (سرب و کادمیوم) پس از هضم شیمیایی با دستگاه جذب اتمی (AAS) اندازهگیری و دادهها با نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شد. یافتهها: آنالیز آماری دادهها از غلظت مجموع سرب و کادمیوم در نمونههای ظروف پلیمری مختلف به دست آمد که غلظت مجموع فلزات کادمیوم و سرب در نمونهها بین 0/013 تا 0/9305 ppm متغیر بود. کمترین مقدار مربوط به ظروف دو لایه پلیاستایرن و بیشترین مقدار در ظروف تکلایه پلیاتیلن مشاهده شد. روش تحلیل با دستورالعملهای بینالمللی اعتبارسنجی شد و مقادیر LOD و LOQ بهترتیب در بازههای 0/0009–0/0176 و 0/0018–0/0582 میکروگرم بر لیتر قرار گرفت.نتیجهگیری: غلظت کادمیوم و سرب در تمامی نمونهها در محدودهی مجاز استانداردهای بینالمللی بود. با اینحال، پایش مستمر و تولید مطابق استانداردهای ملی برای کاهش ریسک آلودگی غذایی ضروری است.
زمینه و هدف: پسماندها بهعنوان مهمترین مسئلهای هستند که همهی گروههای اجتماعی، فرهنگها، مناطق و نژادها را تحت تآثیر قرار میدهد، در سیاستگذاری و مدیریت جامع پسماند، جمع آوری و روش های پردازش و دفع پسماند در تعامل با یکدیگر بهنحوی مدیریت می گردند که اهداف سهگانه محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی مطلوب منطقه بهدست آید. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه مدیران محلی از مولفههای سیاستگذاری مدیریت پسماندهای مناطق روستایی منتخب بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه می باشد.مواد و و روشها: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی میباشد و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی از نوع پیمایشی است. جامعهی آماری پژوهش، مدیران محلی روستاهای بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه است و از روش تمام سرشماری برای تعیین مدیران محلی استفاده شد. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانهای و میدانی است. برای اطمینان از روایی صوری و محتوایی سوالات، از نظرات 12 نفر از اساتید و خبرگان که در این زمینه تخصص داشتند، استفاده شد. برای تجزیه-وتحلیل آماری استباطی با استفاده از نرمافزار Spss انجام گردید.یافتهها: بررسیهای میدانی نشان داد که در سطح روستاهای مورد مطالعه سیاستهای گوناگون مدیریت پسماند برای دهیاران و شوراهای اسلامی لحاظ شده است که شامل مدیریت پسماند، آموزش و آگاهسازی روستاییان، بهینهسازی تکنولوژی جمعآوری زباله، ایفای نقش صحیح و به موقع نهادهای مسئول و اجرای صحیح ضوابط و مقررات بود که در سطح مطلوبی نیز برآورد شد. بررسی سیاستگذاریها و برنامهریزیها در زمینهی مدیریت پسماند روستاهای هدف در این پژوهش نشان داد که هنوز در بخشهای شناسایی مکان مناسب جمعآوری پسماند، امکانات مکانیکی مناسب و رعایت اصول بهداشتی برای مدیریت پسماند مشکلاتی وجود دارد.نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که مدیران (دهیاران، شوراها) در پنج مؤلفهی مدیریت پسماند، آموزش و آگاهسازی روستاییان، بهینهسازی تکنولوژی جمعآوری زباله، ایفای نقش صحیح و به موقع نهادهای مسئول، اجرای صحیح ضوابط و مقررات عملکرد نسبتاً مطلوبی داشتهاند. البته این مؤلفهها ارتباط چندانی با ویژگیهای فردی آنان نداشت. بر پایهی یافتههای بهدست آمده از این پژوهش، لزوم توجه به آموزش در زمینهی مدیریت پسماند به دهیاران و شوراها مناطق هدف احساس میگردد. همچنین اجرای سیاستهای مبتنی بر مدیریت پسماند موجب بهبود در شرایط مناطق هدف شده و این ضرورت تداوم و توسعهی آنها را نشان میدهد. چنین هدفی با برقرار شدن نظام قانونگذاری و سیاستگذاری پویا و دارای ضمانت اجرایی امکانپذیر خواهد بود. در صورت حرکت در این مسیر میتوان امید داشت که اهداف بهینهسازی و افزایش بهرهوری در مدیریت پسماند در روستاهای مورد مطالعه در دو سطح خُرد و کلان محقق شود. ایجاد یک سیستم فراگیر دفع زباله مؤثر فراتر از تدوین سیاستها و قوانین است.
زمینه و هدف: امروزه بسیاری از انسانها در معرض آلودگی هوا قرار دارند و این پدیده، سلامت انسانها را از جنبههای مختلفی تهدید میکند. حضور یک آلاینده با غلظت بیش از حد مجاز دریک محیط طبیعی را آلودگی هوا میگویند. هدف اصلی این مقاله بررسی میزان تاثیر ارتفاع دودکش بر غلظت آلایندههای خروجی از یک دودکش میباشد. مواد و روشها: در این پژوهش توصیفی-تحلیلی، از نرمافزار AERMOD برای مدلسازی پراکنش آلاینده SO₂ در چهار رویکرد ارتفاعی (63، 97، 103 و 110 متر) استفاده گردید. دادههای مورد استفاده شامل مشخصات فنی دودکش (دبی، دما و سرعت خروج گاز)، دادههای هواشناسی ساعتی از ایستگاه سینوپتیک شیراز در بازه زمانی 1400-1401 شمسی و مدل رقومی ارتفاع منطقه با دقت 90 متر بود. منطقه مورد مطالعه با شبکهبندی 300×300 متر و در شعاع 10 کیلومتری از دودکش مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: نتایج نشان داد افزایش ارتفاع دودکش از 63 به 110 متر (افزایش 42 درصدی) موجب کاهش 32 درصدی غلظت SO₂ میشود. در ارتفاع 63 متر، غلظت یکساعته SO₂ به 263 میکروگرم بر مترمکعب (فراتر از حد مجاز 196 میکروگرم بر مترمکعب) رسید، در حالی که در ارتفاع 110 متر، این مقدار به 178 میکروگرم بر مترمکعب کاهش یافت. حداقل ارتفاع مؤثر برای رعایت استانداردهای آلودگی هوا 103 متر تعیین شد.نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان میدهد که تغییر ارتفاع دودکش تاثیر بسیار زیادی در میزان و محل تاثیر آلایندهها دارد و میتوان تاثیر سایر ویژگیهای فیزیکی دودکش را نیز در پژوهشهای بعدی مورد بررسی قرار داد.
زمینه و هدف: آنتیبیوتیکهای باقیمانده از فاضلابهای شهری و صنعتی، به طور مداوم در محیطهای آب شیرین حاوی ریزجلبکها آزاد میشوند و آنها را به مخزنی تبدیل میکنند که به افزایش مقاومت آنتیبیوتیکی منجر میشود؛ بنابراین، درک اثرات باقی مانده آنتیبیوتیکها بر ریزجلبکها به دلیل نقش حیاتی آنها بهعنوان تولیدکنندگان اولیه در اکوسیستم، ضروری است.مواد و روشها: در این مقاله مروری، بیش از 200 نشریه معتبر با جزییات مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور جستجو از پایگاههای اطلاعاتی مانند Science Direct، Scopus، Web of Sciences و فهرست مجلات با دسترسی آزاد انجام شد و از کلیدواژههایی مانند «ریزجلبکها»، «تجزیه و حذف زیستی»، «جذب و تجمع زیستی»، «مکانیسم اثر طیف وسیعی از آنتیبیوتیکها»، «اثرات همافزایی و مقابلهای»، «اکتساب و انتقال ژنهای مقاومت آنتیبیوتیکی» و «جهشهای حاصل از آنتیبیوتیکها» استفاده گردید.یافتهها: مقاومت ایجاد شده در مقابل آنتیبیوتیکها در ریزجلبکها با افزایش نرخ فتوسنتز، فعالیت آنتیاکسیدانی و تولید سم همراه است، در حالی که استرس اکسیداتیو و رشد کاهش مییابد. بنابراین حضور بیشتر تودههای سیانوتوکسینها بهویژه نزدیک خروجیهای تصفیهخانههای فاضلاب، میتواند نقش مهمی برای حذف ژنهای مقاوم به آنتیبیوتیک داشته باشد.نتیجهگیری: ارتباط مستقیمی بین میزان آنتیبیوتیکها و افزایش تولید سموم ریزجلبکها وجود دارد که این نشان میدهد ریزجلبکها با گذشت زمان به آنتیبیوتیکها مقاوم میشوند و به این ترتیب میتوانند نقش حیاتی در حذف ROS اضافی ناشی از قرار گرفتن در معرض آنتیبیوتیک ایفا کنند.