• 学术搜索
  • 科研智能体
    • Research Labs
    • AI 阅读
    • AI 文库
    • 深度研究
    • 学者亮点
  • 学术资源
    • AI2000
    • 期刊/会议
    • 学者库
    • 学术API
      MCP&Skill
    • 溯源树
    • 数据集
  • 知识沉淀
    • 学术空间
订阅小程序
旧版功能
aminer vip
开通会员低至0.73元/天
一次搞定AI科研
立即登录
  • English
  • 联系方式
    Metaphysik

    Metaphysik

    JournalISSN 2008-8086

    年发文量

    研究主题

    论文(172)

    排序
    1واژه‌های برساخته از ریشه‌ی «میمـ Μιμ-» در متون پیشاافلاطونی
    محمد علی منانی,مرضیه پیراوی ونک

    میمسیس از کلیدی‌ترین و بحث برانگیزترین واژه‌ها در حوزه‌ی هنر است. افلاطون و ارسطو که در زمره‌ی نخستین نظریه‌پردازان در باب هنرند، هر یک بر اساس جهان‌بینی و دغدغه‌ی فلسفی خویش تعبیری خاص از میمسیس را برگزیدند؛ و این اختلاف نگاه یکی از عوامل مهم در تعیین جایگاه ارزشی هنر در طول تاریخ زیبایی‌شناسی شد. این مقاله می‌کوشد ابتدا با ارائه شرحی از خاستگاه اصطلاح میمسیس و تأمل در مشتقات آن در برخی از متون یونانی، تصویری نسبتاً جامع از این مفهوم به‌ویژه در آراء و آثار پیشاافلاطونی ترسیم کند، تا شاید سرچشمه‌ی دو رویکرد متفاوت افلاطون و ارسطو را در قبال هنر نشان دهد. نتایج بررسی‌های پژوهش حاضر نشان می‌دهد که واژه‌های برساخته از ریشه‌ی «میمـ» در متون پیش از افلاطون دلالت بر «اجرای نقش» داشته‌اند. خاستگاه اصلی چنین معنایی را از حرکات و رفتار انسانی یا حیوانی استنتاج کرده‌اند؛ در این میان، مراد از حرکات، به‌ویژه رقص بوده و، سپس، این معنا به گستره‌های دیگر هنر تسری یافت. وجه اشتراک معنایی همه‌ی مشتقات این ریشه، همانا ایده‌ی «مطابقت» یا «برابری» است. به سخنی، کردار، یا افعال و اجراهایی که این واژه‌ها بر آنها دلالت می‌کنند، برابر یا معادلی در جهان عینی را به عنوان الگوی تقلید اختیار کرده‌اند. اما چنین مطابقتی تنها نسخه‌برداری محض نبوده و گاه الگوی مفروض فاقد موجودیتی عینی است.

    2019
    引用
    AI阅读
    加入学术空间
    2پارادوکسِ کارنپ و شک‌گرایی‌یِ مرتبۀ دومِ وجودشناختی
    محمد حسین اسفندیاری

    گفتنِ این که "عددِ اَوّلی بزرگ‌تر اَز صد وجود دارد" مستلزمِ این اَست که "اَعداد وجود دارند". کارنپ، گویی، اَوّلی را می‌پذیرد و دومی را نه. چگونه؟ و اَگر او دیدگاهی پیرامونِ وجود‌شناسی، و به عبارتِ دقیق‌تر، در فراوجود‌شناسی، دارد که چونین نتایجی را پی می‌آورد، آیا نباید دیدگاهِ او را پارادوکس‌گونه دانست؟ نویسنده با تقسیم‌بندی‌یِ وجود‌شناسان به سه دسته، پاسخ می‌دهد "خیر". در واقع، دو پرسشِ اَصلی در وجود‌شناسی یافت می‌شود: "چه هست؟"؛ و "بر چه معیاری چیزی هست؟". وجود‌شناسانِ دستۀ نخست، پاسخِ پرسشِ اَوّل را متوقّف بر پاسخِ پرسشِ دوم می‌دانند. من آن‌ها را روش‌گرا نامیده‌اَم. وجود‌شناسانِ دستۀ دوم، جزئی‌گرایان، پاسخِ پرسشِ دوم را متوقّف بر پاسخِ پرسشِ اَوّل می‌دانند. وجو‌شناسانِ دستۀ سوم، اَز اَساس منکرِ اِمکانِ پاسخ‌گویی به هر یک اَز پرسش‌هایِ یاد شده‌اَند. من این دسته را شک‌گرایی‌یِ مرتبۀ دومِ وجود‌شناختی نامیده، آن را به کارنپ اِسناد می‌دهم و نشان می‌دهم چگونه با این اِسناد، دیدگاهِ کارنپ پارادوکس‌گونه نخواهد بود. در دیگر سو، با گنجاندنِ کارنپ در دسته‌ی اِرجاعِ بی‌دردسر، در برابرِ دسته‌ی اِرجاعِ دردسرساز، نشان می‌دهم که او چگونه، بی‌آن که متوجّهِ وجود باشد، اِرجاع می‌دهد.

    2019
    引用
    AI阅读
    加入学术空间
    3رویکرد پراگماتیستی در تعلیم و تربیت: ریچارد رورتی
    بهزاد سالکی,ماریا حیدریان, رضا داوری اردکانی,شهلا اسلامی

    رویکرد رورتی به متافیزیک، پراگماتیستی است لذا مواجهه وی با متافیزیک بر مبنای فایده گرایی و کارآمد بودن اندیشه ها شکل میگیرد. وی همانند بسیاری از فیلسوفان پست مدرن مفهوم حقیقت را انکارمیکند و در این کار از تفکرات پراگماتیستی وپست مدرنیستی بهره می جوید. رد ذهن به مثابۀ آینۀ طبیعت، ضد بازنمودگرایی، ضد ماهیت باوری و تأکید بر زبان از مقدماتی هستند که رورتی با آنها حقیقت را انکار می کند. رورتی معتقد است که آدمی در هر موقعیت به تعریف جدیدی از خود و یا به بازآفرینی خویش می پردازد و این تحولی است که مستمراً در دو بعد فردی و جمعی مورد توجه است. رورتی تعلیم و تربیت را به دو مرحله پیش از دانشگاه و دانشگاه تقسیم می کند. ازنظر رورتی آنچه در دوران پیش ازدانشگاه مورد توجه قرار میگیرد، عناصر هم گرایی نام دارندکه انسان را به سمت اجتماع سوق می دهند و آنچه در دوره دانشگاه می تواند مورد توجه قرار گیرد عناصر ناهمگرا نام دارند که انسان را به تفرد و خودآفرینی تشویق می کنند. سؤال اینجاست که آیا رورتی توانسته است با طرح مبانی فلسفی و ارائۀ راهکارهای تربیتی ویژۀ خود، به یک چارچوب مشخص و کارآمد، متناسب با شرایط جوامع امروزی دست پیدا کند؟ در این مقاله پس از بررسی مبانی فکری رورتی و نگاه او به مقولۀ تعلیم وتربیت، به نقدهای وارده پرداخته و امکان بهره گیری از نظرات او را در نسبت با شرایط فرهنگی جوامع امروزی بررسی خواهیم کرد. واژگان کلیدی: پراگماتیسم، نئوپراگماتیسم، تعلیم و تربیت، ریچارد رورتی.

    2019
    引用
    AI阅读
    加入学术空间
    4همبستگی ذوق و نبوغ از نظر کانت در تجربه زیباشناختی با رهیافت فرم-محور
    مریم بختیاریان

    به نظر کانت، نبوغ دور از هر گونه مشروعیت و اعتبار شناختی و عینی در حوزه‌ای از حساسیت قرار دارد و به مثابه یک نوع آزادی طبیعی برای تولید هنر ایده‌آل همراهی ذوق را لازم دارد. هم‌بستگی این دو نیروی ذهنی در موضع غیرشناختی سوژه در برابر ابژه شرط لازم هنر زیباست. کیفیت تحقق این هم‌بستگی در تجربه زیباشناختی قابل بحث است، به ویژه از وقتی نظریه زیباشناختی هنر جای نظریه‌های متافیزیکی سنتی هنر را می‌گیرد. در مطالعه سرگذشت این تجربه ملاحظه می-شود در یک سیر تطوری تجربه زیباشناختی از جهت‌گیری ابژکتیو (عینی) به جانب جهت‌گیری سوبژکتیو (ذهنی) فردی در رمانتیسم و اکسپرسیونیسم و زمانی دیگر در فرمالیسم به سوی تلاقی امر ابژکتیو و سوبژکتیو و سرانجام در نظریه‌های نهادی با نظر به سوبژکتیو جمعی در حال حرکت است. در این تطور، چرخش فرمالیستی متأثر از دیدگاه کانت و حاصل غلبه‌ی نبوغی است که در راستای تمایل ذوق مدرن عمل می‌کند، نبوغ با تأیید ذوق به ساحت فنومن وارد می‌شود و اینچنین رابطه آنها مثل رابطه تجربه حسی و مفهوم است. در این نوشتار تلاش می‌شود با توصیف و تحلیل داده‌های گردآوری شده از مطالعه‌ی نظر کانت و فرمالیسم چگونگی ارتباط ذوق و نبوغ بیان شود.

    2019
    引用
    AI阅读
    加入学术空间
    5تمایز گردآوری/داوری از نظر رایشنباخ و پوپر
    احمد عبادی, محمد امدادی ماسوله

    یکی از نظریه‌های مهم در فلسفه‌ی علم، تمایز میان مقام گردآوری و مقام داوری است که هنوز درباره‌ی ابعاد و لوازم آن بحث و گفتگو می‌شود. رایشنباخ و پوپر هر یک با هدفی متفاوت در باب این مسأله اندیشیده و قلم زده‌اند. رایشنباخ با طرح این تمایز، می‌توانست نقدهای وارد بر استقراء را پاسخ گوید. پوپر نیز به‌منظور حل مسأله‌ی زمینه‌مندیِ معرفت به بحث از تمایز گردآوری/داوری پرداخت. از نگاه هر دو فیلسوف، مقام گردآوری را نمی‌توان منحصر به روش و معیار خاصی نمود و روش‌مندی صرفاً در مقام داوری متعیّن است، اما هر کدام مؤلفه‌ای خاص برای این روش‌مندی، به‌خصوص در مفهوم‌سازی بازسازی عقلانی برشمرده‌اند. کاربست تمایز گردآوری/داوری از جانب رایشنباخ و پوپر در فلسفه‌ی علم از چند جهت قابل نقد و تأمل است: نخست، تبدیل تمایز گردآوری/داوری از تمایزی بی‌ضرر، به یک دوگانگی متافیزیکی مطلق، که با ایجاد نسخه‌پیچی و چارچوب‌سازی در روند پژوهش علمی، تحرّک و پویایی را از محقق می‌ستاند. دوم، تفکیک مقام گردآوری و داوری برخاسته از نگاهی ساده‌انگارانه به جریان تولید علم است، لذا این دو مقام را باید درهم‌تنیده دانست. سوم، نقش‌آفرینی پیش‌فرض‌ها در ردّ/قبول فرضیه‌ها در مقام داوری که بیانگر تأثیر مؤلفه‌های تاریخی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی بر فرآیند شکل‌گیری علم است. چهارم، هم‌کنشی ساختار درونی و بیرونی علم به‌منظور فهم درست جنبه‌های اصلی و مهمِ تحولات علمی.

    2019
    引用
    AI阅读
    加入学术空间
    立即登录,查看全部 172 篇论文

    高被引作者

    作者引用发文
    Mosleh Mogeeb AA463
    Piravivanak Marzieh463
    h mahboobi arani463
    Mehdi Golshani462
    Jafar Shanazari463
    Lotfollah Nabavi454
    a r mansouri242
    akbarian reza231
    MA Hojati232
    Fatemeh Shafiei231

    高产作者

    作者引用发文
    Lotfollah Nabavi454
    Ali Karbasizadeh04
    Wiebke Schrader03
    Piravivanak Marzieh463
    h mahboobi arani463
    Mosleh Mogeeb AA463
    Jafar Shanazari463
    Rudolph Berlinger03
    nabati fereshteh233
    Friedrich Kaulbach02

    相关期刊

    Thought (Hoboken, N.J.)
    Acta Analytica
    Thought: A Journal of Philosophy
    Inquiry: An Interdisciplinary Journal of Philosophy
    Studies in Philosophy East-West
    Analytic Philosophy
    Ergo-An Open Access Journal of Philosophy
    ESERCIZI FILOSOFICI
    Grazer Philosophische Studien-International Journal for Analytic Philosophy
    Metaphysica-International Journal for Ontology & Metaphysics