یکی از پارادایمهای اصلی در نگاه بورل و مورگان پارادایم تفسیری است. پارادایم تفسیری برعکس پارادایم کارکردگرایی که در پی علت کاوی است به معنا کاوی میاندیشد. این پارادایم سازمان را وبی از معانی (فرهنگ) میداند و هنر مدیر را فهم معانی سازمانی تصور میکند. داستانها یکی از عناصر اصلی وب سازمانی هستند. داستانها معانی را انتقال و مبادلات اجتماعی سازمانی را شکل داده، بازسازی کرده و آن را تسهیل میکنند. در این مقاله رویکرد داستانسرایی به عنوان یکی از رویکردهای تولید دانش در پارادایم تفسیری موشکافی میشود. با بحث از خاستگاه شکلگیری آن، چرایی و اهمیت داستانسرایی، کارکردها و مزایای آن مورد تحلیل قرار خواهد گرفت.