استادیار، گروه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،
被引用0|浏览0
摘要
خوانش مسائل فرهنگی و نیز نوع راهکارها، وابسته به پیشفرضها و پیشدانستههای سیاستگذار فرهنگی است. عدم توجه به تفاوتها در پیشفرضها و زمینههای فرهنگی و اجتماعی، ناکارآمدی سیاستها را بهمراه دارد (ماتاراسو و لندری، 1999). زمانی که تشتت و سردرگمی در امر سیاستگذاری وجود دارد، یعنی بنیادهای نظری به خوبی واکاوی نشده و حتی ممکن است اساسا پاسخگوی شرایط جدید نباشند. لذا در اینکه چگونه به این بنیادها پرداخته شود و چه روشهایی برای انتخاب مدنظر قرار گیرد، هرمنوتیک فلسفی گادامر بعنوان یکی از دستاوردهای مهم و مطرح نظری، شامل دلالتهایی است که با بهرهبرداری از آن، امر سیاستگذاری فرهنگی را تدقیق و ارتقاء کیفی میبخشد. در این خصوص، با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون، ابتدا مفاهیم کلیدی هرمنوتیک فلسفی بررسی و استخراج شده و سپس ضمن توجه به برخی از گامهای اصلی فرایند سیاستگذاری، ماتریسی تشکیل شده و هر «گام» در یک ستون و هر «مفهوم کلیدی» در یک سطر ماتریس قرار گرفته است. در نهایت از مهمترین دلالتهای هرمنوتیک فلسفی گادامر در سیاستگذاری فرهنگی میتوان به مفهوم «موقعیتسازهای هرمنوتیکی» اشاره کرد که مبین پیشفرضها، پیشتصورات و انتخابهای آگاهانه و ناآگاهانه است که در مراحل قبلتر از انتخابهای سیاستی، فهمها را شکل داده است.
更多
查看译文
关键词
هرمنوتیک فلسفی گادامر,موقعیت و افق هرمنوتیکی,سیاستگذاری فرهنگی