ترکیبات شیمیایی، تجزیهپذیری شکمبهای و تولید گاز به روش آزمایشگاهی سیلاژ بوته گوجهفرنگی فرآوریشده با تفاله خشک چغندرقند با استفاده از سه رأس گاو نر بالغ هلشتاین دارای فیستولای شکمبهای دائمی تعیین شد. نمونههای آزمایشی جمعآوری و بخشی از آن خشک و بخش دیگر با سطوح 0، 4 و 8 درصد تفاله خشک چغندرقند در کیسههای نایلونی سیلو شدند و پس از بازگشایی، آزمون تولید گاز انجام شد و بخشی از نمونهها برای تعیین خصوصیات تجزیهپذیری ماده خشک، پروتئین خام و دیواره سلولی در ساعات متوالی استفاده شد. ترکیب شیمیایی بوته گوجهفرنگی نشان داد که این گیاه بهترتیب محتوی 26، 14، 2/40، 3/28 و6/19 درصد ماده خشک، پروتئین خام، دیواره سلولی، دیواره سلولی بدون همیسلولز و خاکستر خام است. فراسنجههای تجزیه پذیری ماده خشک شامل، بخش سریع تجزیه (a)، بخش کندتجزیه (b) و ثابت نرخ تجزیه (c) درنمونه سیلاژ فرآوریشده با سطوح 0، 4 و 8 درصد تفاله خشک چغندرقند بهترتیب برابر با 69/21، 97/44، 069/0 و 57/20، 15/45، 067/0 و 12/25، 11/43،097/0 درصد در ساعت بود. همچنین، فراسنجههای تولید و نرخ تولید گاز، ماده آلی قابل متابولیسم و انرژی قابل متابولیسم نمونههای آزمایشی بهترتیب برابر با 79/48، 26/54، 60/54 میلیلیتر بهازای گرم ماده خشک، 048/0، 055/0، 058/0 میلیلیتر در ساعت، 17/75، 58/78، 55/75 گرم در 100گرم ماده خشک و 55/7، 52/8، 75/8 مگاژول در کیلوگرم ماده خشک تعیین شد. بهطور کلی نتایج این آزمایش نشان میدهد که بوته گوجهفرنگی دارای ترکیبات مغذی مورد نیاز نشخوارکنندگان بوده و عملآوری با موادی مانند تفاله خشک چغندرقند باعث افزایش ارزش غذایی آن میگردد.
مایکوتوکسینها، متابولیتهای تولید شده توسط قارچها هستند که باعث بروز مسمومیت در حیوانات و انسان میشوند. از مهمترین مایکوتوکسینها، آفلاتوکسینها هستند که یکی از روشهای مؤثر برای مقابله با مسمومیت ناشی از آنها، استفاده از جاذبهای سموم قارچی میباشد. هدف از این مطالعه، مقایسه توانایی جاذبهای مختلف بنتونیت تجاری، بنتونیت فعال، کربن فعال، مخمر و فرمهای ترکیبی بنتونیت+کربن فعال+مخمر به میزان (1 درصد جیره)، در جذب آفلاتوکسینB1 در سطح 5/0 پی پی ام در شرایط برونتنی و تأثیر آنها بر قابلیت هضم و فرآسنجههای تخمیری شکمبه بود. افزودن جاذبهای فوق به محیط کشت حاوی آفلاتوکسین B1 پس از گذشت 72 ساعت انکوباسیون، به طور معنیداری سبب افزایش قابلیت هضم ماده خشک نسبت به تیمار شاهد شد. فرآسنجههای تخمیری شکمبه از جمله نرخ و مقدار تولید گاز ، میزان pH مایع شکمبه و همچنین پارامترهای تخمینی از تولید گاز نیز در تیمارهای حاوی جاذب به طور معنیداری بهبود یافت. در رابطه با افزایش دادههای حاصل از قابلیت هضم، فرآسنجه های تولید گاز، افزایش pH و پارامترهای برآورد شده از تولید گاز استفاده از بنتونیت نسبت به سایر جاذب ها مؤثرتر واقع شد. در خصوص تغییرات نیتروژن آمونیاکی افزودن جاذبهای مختلف اثر کاهندهای نسبت به تیمار شاهد داشت. به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که در مقایسه بین جاذبهای مختلف، بنتونیت بیشترین تأثیر را در بهبود قابلیت هضم و متغیرهای تخمیری شکمبه در شرایط برونتنی داشت.
آزمایش زیر به منظور تعیین بخشهای پروتئین و کربوهیدرات برخی ارقام جو انجام شد. ارقام جو مورد آزمایش شامل: 1- یوسف، 2- نصرت، 3- CB.79.10، 4- ماکویی، 5- آبیدر و 6- سرارود بود. در این آزمایش ترکیب شیمیایی، نیتروژن غیر پروتئینی (PA)، پروتئین حقیقی سریع تجزیه شونده در شکمبه (PB1)، پروتئین حقیقی متوسط تجزیه (بخش PB2)، پروتئین حقیقی کند تجزیه (PB3)، پروتئین نامحلول در شوینده اسیدی (PC)، کربوهیدرات غیر ساختمانی (NSC)، کربوهیدرات سریع تجزیه شونده (CA)، کربوهیدرات متوسط تجزیه (CB1)، دیواره سلولی با قابلیت تجزیه کند (CB2) و دیواره سلولی غیر قابل هضم (CC) محاسبه شد. ارقام جو بر اساس ماده خشک 55-49 درصد نشاسته و 14-9 درصد پروتئین خام داشتند. مقدار پروتئین خام، دیواره سلولی، پروتئین محلول، نیتروژن غیر پروتئینی و نیتروژن متصل به دیواره سلولی تفاوت معنیداری بین ارقام جو داشت. رقم ماکویی بیشترین میزان پروتئین خام، پروتئین محلول، نیتروژن غیر پروتئینی و کمترین میزان نیتروژن متصل به دیواره سلولی را داشت. بخشهای پروتئین و کربوهیدرات تفاوت معنیداری بین ارقام جو داشت. رقم ماکویی بیشترین میزان بخش PA و کمترین میزان بخشPB1 و PB3 را داشت. رقم آبیدر بیشترین میزان NSC و کمترین میزان CB2 را داشت. به طور کلی نوع رقم تأثیر معنیداری بر بخشبندی پروتئین و کربوهیدرات جو داشت. تفاوت در بخشهای پروتئین و کربوهیدرات میتواند قابلیت دسترسی پروتئین و کربوهیدرات جو در نشخوارکنندگان را تحت تأثیر قرار دهد. نتایج حاصل از این آزمایش میتواند برای انتخاب و توسعه ارقام جو و تنظیم دقیق جیره غذایی نشخوارکنندگان استفاده شود.
به منظور بررسی تأثیر استفاده همزمان منابع و مقادیر متنوع پروتئین خام خوراک بر کنترل نیتروژن اورهای بازگردانده شده به شکمبه و تنظیم بیان ژن ناقل اوره از چهار رأس بره نر بلوچی (2±30 کیلوگرم) دارای فیستولا در قالب طرح مربع لاتین 4×4 استفاده شد. تیمارهای آزمایشی از ترکیب دو منبع پروتئینی (کنجاله کلزا و پودر ماهی) و دو مقدار پروتئین خام (16 و 18 درصد) تشکیل شد. مقدار ماده خشک مصرفی در برههای تغذیه شده با کنجاله کلزا در مقایسه با برههای تغذیه شده با مخلوط کنجاله کلزا و پودر ماهی به صورت معنیداری بیشتر بود. تیمارها تأثیر معنیداری بر قابلیت هضم ماده خشک نداشتند. pH مایع شکمبه، غلظت اسیدهای چرب فرار و نسبت استات به پروپیونات، تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفتند. با افزایش مقدار پروتئینخام خوراک، غلظت آمونیاک شکمبه، نیتروژن اورهای خون، مقدار نیتروژن دریافتی و مقدار نیتروژن ادرار به طور معنیداری افزایش یافت. مقدار نیتروژن مدفوع تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. توازن ظاهری نیتروژن در برههای تغذیه شده با کنجاله کلزا در مقایسه با برههای تغذیه شده با مخلوط کنجاله کلزا و پودر ماهی به صورت معنیداری بیشتر بود. بیان ژن ناقل اوره تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت. این نتایج نشان میدهد که تغییر در مقدار پروتئینخام خوراک و نوع منبع پروتئینی به تنهایی نمیتواند بر بیان ژن ناقل اوره تأثیر گذار باشد. به نظر میرسد یکسری عوامل دیگر نیز همچون pH مایع شکمبه و pH درون سلولی در دیواره شکمبه بر بیان ژن ناقل اوره تأثیر گذار باشند.
Effect of Wheat Distillers Dried Grains with Solubles and Enzyme on Blood Components and Productive Indices of Laying Hens
این آزمایش به منظور بررسی ساختار مولکولی پروتئین و کربوهیدرات ارقام سورگوم با استقاده از تکنیک طیف سنجی فوریه انتقال مادون قرمز و آنالیز چند متغیره انجام شد. ارقام سورگوم شامل: 1- کیمیا، 2- سپیده، 3- M2 و 4- M8 بود. گروه های عاملی مولکول پروتئین و کربوهیدرات مطالعه شده شامل: 1- سطح و ارتفاع پیک جذب پروتئین آمید 1، 2- آمید 2، 3-آلفا هلیکس، 4- صفحات بتا، 5- پیک جذب 860 (کربو هیدرات غیر ساختاری)، 6- پیک جذب 928 (کربوهیدرات غیر ساختاری)، 7- کربوهیدرات کل با سه پیک اصلی، 8- ترکیبات سلولزی و نسبت های مختلف گروهای عاملی بود. نتایج طیف سنجی فوریه انتقال مادون قرمز نشان داد که بین ارقام سورگوم به لحاظ ساختار مولکولی پروتئین ها و کربوهیدرات ها اختلاف معنی دار وجود دارد. کیمیا بیشترین سطح و ارتفاع پیک جذب آمید 1، آمید 2، آلفا هلیکس، صفحات بتا، کربوهیدرات غیر ساختاری، کربوهیدرات کل و ترکیبات سلولزی را داشت. ارقام سپیده، M2 و M8 ساختار مولکولی پروتئین و کربوهیدرات مشابهی داشتند. تفاوت در ساختار مولکولی پروتئین و کربوهیدرات می تواند دسترسی پروتئین و کربوهیدرات را در نشخوار کنندگان و تک معده ای ها تحت تأثیر قرار دهد. آزمایشات بیشتری لازم است تا تأثیر واریته بر ساختار مولکولی پروتئین و کربوهیدرات سورگوم و ارتباط بین ساختار مولکولی پروتئین و کربوهیدرات خوراک با قابلیت دست رسی مواد مغذی در نشخوارکنندگان و تک معده ای ها بررسی شود.
این تحقیق به منظور تعیین ارزش غذایی کاه گندم عمل آوری شده با سطوح متفاوت گاز و مایع آمونیاک (2، 4 و 6 درصد)، با استفاده از تکنیکهای تولید گاز و کیسههای نایلونی انجام شد. میزان تولید گاز و تجزیه پذیری ماده خشک در زمان های3، 6، 12، 24، 36، 48، 72، 96 و 120 ساعت تعیین شد. نتایج نشان داد که همگام با افزایش سطح گاز یا مایع آمونیاک مورد استفاده جهت عمل آوری، CP کاه افزایش، اما NDF و ADF کاهش پیدا کرد به گونه ای که سطح 6% گاز و نیز مایع آمونیاک به طور معنیداری، بیشترین تاثیر را بر هر کدام از این ترکیبات داشتند. نتایج حاصل از روش In situ نشان داد که بخشa، b، c و نیز PD و ED مرتبط با ناپدید شدن ماده خشک، همگام با افزایش سطوح گاز یا مایع آمونیاک افزایش پیدا میکنند به گونهای که در بین تیمارها، سطح 6% گاز و نیز مایع آمونیاک، به طور معنیداری، بیشترین تاثیر بر میزان هر کدام از این فراسنجهها را داشتند. نتایج حاصل از تولید گاز نشان داد که مجموع گاز تولید شده در 24 ساعت و نیز فراسنجههای a، c، ME، NEL، OMD و SCFA تولید گاز به طور معنیداری، در سطح 6% گاز و مایع آمونیاک بیشترین بودند. نتایج این پژوهش نشان داد که همگام با افزایش گاز یا مایع آمونیاک مورداستفاده، کیفیت کاه افزایش پیدا میکند، گرچه در بین کلیه تیمارها، سطح 6% مایع آمونیاک به واسطه داشتن رطوبت بالاتر، اثر بهتری بر ارزش غذایی کاه داشت.
به منظور بررسی اثر سطوح مختلف محدودیت مصرف آب روی عملکرد رشد و برخی ازالکترولیت ها و فراسنجه های خون در بره نر بلوچی از 21 بره تک قلو با میانگین سن (4 ± 90 روز) و میانگین وزن (2/2± 7/26 کیلوگرم) استفاده شد. بره ها به طور تصادفی به سه دسته بر اساس میزان آب مصرفی تقسیم شدند (7 بره به ازای هر گروه). در گروه شاهد به بره ها اجازه مصرف آب بطور آزاد در طول دوره آزمایش داده شد. مصرف آب بره های گروه 2 و 3 به ترتیب به 72% و 44% میانگین مصرف روزانه محدود شد. طول مدت آزمایش 49 روز بود که شامل 14 روز عادت پذیری و 35 روز دوره آزمایش که این 35 روز به 3 دوره آزمایشی به ترتیب شامل، 7 روز دوره کاهش تدریجی آب مصرفی، 14 روز دوره محدودیت مصرف آب به مقدار ثابت 72% و 44% میانگین مصرف روزانه برای تیمارهای 2 و 3 و 14 روز دوره دسترسی آزاد به آب برای همه تیمارها تقسیم شده بود. میزان آب و خوراک مصرفی به طور روزانه و افزایش وزن، الکترولیت ها و فراسنجه های خون شامل گلوکز، تری گلیسرید، کراتینین، نیتروژن اوره ای خون، کلسترول، پروتئین کل، کورتیزول، هماتوکریت و هموگلوبین خون، کلسیم، سدیم و پتاسیم در روزهای1، 7 ، 21 و 35 آزمایش اندازه گیری شدند. نتایج بدست آمده نشان داد که مقدار ماده خشک مصرفی و نسبت آب مصرفی به خوراک مصرفی و افزایش وزن روزانه در گروه 2 و 3 نسبت به گروه شاهد اختلاف معنی داری داشت. همچنین دهیدراسیون موجب افزایش غلظت سدیم، کلسترول، کراتینین، نیتروژن اوره ای خون و مقدار هموگلوبین خون در مقایسه با گروه شاهد شد. بطور کلی نتایج این آزمایش نشان داد که بره نژاد بلوچی می تواند محدودیت مصرف آب را برای مدت بیش از 14 روز بدون تغییرات عمده در فراسنجه ها و الکترولیت های خون تحمل کند.
این پژوهش به منظور بررسی ترکیب شیمیایی، خصوصیات تخمیری، تجزیه پذیری و تولید گاز سیلاژ تفاله مرکبات غنی شده با سطوح مختلف تفاله چغندر(SBP) در قالب طرح کاملا تصادفی انجام شد. تیمارهای آزمایشی: تیمار 1 ( تفاله مرکبات تازه)، تیمار 2، 3 و 4 بترتیب شامل (شاهد+ 6، 12 و 18 گرم SBP /کیلوگرم سیلاژ) بودند. نتایج نشان دادند که DM% و CP% سیلاژها با افزایش سطوح تفاله چغندر بطور معنی¬داری افزایش یافت. درصد NDF، ADF، EE% و خاکستر بین تیمارها تفاوت معنی¬داری نداشتند. ولی غلظت نیتروژن آمونیاکی و pH سیلاژها با افزایش SBP بطور معنی¬داری افزایش یافت. شاخصFlieg point نشان داد که همه سیلاژها از لحاظ کیفیت در دسته سیلاژ با کیفیت خوب قرار داشتند. داده های تجزیه پذیری نشان دادند که بخش (a) بطور معنی¬داری در گروه شاهد و تیمار حاوی 6 گرم SBP بالاتر بوده است ولی بخش(b) و (c) با افزایش SBP بطور معنی¬داری افزایش یافت. بین تیمارها از لحاظ پتانسیل تجزیه پذیری اختلاف معنی¬داری وجود نداشت. میزان تجزیه پذیری مؤثر سیلاژها با افزایش سطح SBP بطورمعنی¬داری افزایش یافت. میزان تولید گاز سیلاژها در زمان های مختلف انکوباسیون با افزایش سطح SBP بطورمعنی¬داری افزایش یافت. همچنین (b) و (c) نیز با افزایش SBP افزایش یافتند. بین تیمارها از لحاظ NEl و غلظت SCFA تفاوت معنی¬داری مشاهده نشد، اما میزان OMD وME توسط سطوح مختلف SBP بطور معنی¬داری افزایش نشان دادند. بنظر می¬رسد افزودن SBP به سیلاژ تفاله مرکبات می¬تواند موجب بهبود ارزش تغذیه¬ای این فرآورده فرعی شود.
جهت بررسی اثرات سطوح مختلف پروتئین خام و لیزین جیره بر شاخص های تولیدی تخم مرغ،720قطعه مرغ تخمگذار (Hy-line W-36) با 15 تیمار غذایی تغذیه شدند. تیمارهای غذایی شامل سه سطح پروتئین (14، 15 و 16 درصد) و پنج سطح لیزین (71/0، 74/0، 77/0، 80/0 و 83/0 درصد) بودند که به روش فاکتوریل 5×3 و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی اعمال شدند. مرغ ها به مدت چهار دوره 28 روزه از سن 28 تا 44 هفتگی تغذیه شدند. هر سه قفس مجاوربا 12 قطعه مرغ یک تکرار را تشکیل دادند و هر چهار تکرار مرغ با یک جیره تغذیه شدند. با افزایش سطح پروتئین جیره، تولید تخم مرغ از 86 به 8 /87 درصد در کل دوره افزایش یافت (5 0/0P< ). وزن تخم مرغ، گرم تخم مرغ تولیدی روزانه، ضریب تبدیل غذا نیز تحت تأثیر سطح پروتئین جیره قرار گرفت (05/0 P