
در مدل اقتصاد ملی (NEM) فرض میشود که ظرفیت مصرف مهمترین محرک رشد اقتصادی است و تمرکز سنتی سمت عرضه بر مبنای تولید صرف به چالش کشیده میشود. در سیاستهای اقتصادی سنتی، اغلب بر تولید انبوه کالاهای استاندارد تأکید میشود که بیشتر به موجودی اضافی، اشباع بازار و اتلاف منابع ملی میانجامد. در پشتیانی از نظریة مدل اقتصاد ملی دربارة «رشد مبتنیبر مصرف»، در این پژوهش راهبرد سفارشیسازی انبوه مبتنیبر صنعت 0/4 راهحلی برای همسوسازی قابلیتهای تولید با خواستههای خاص مصرفکنندگان پیشنهاد شده است. هدف در این مطالعه این است نظامی که مصرفکنندگان را در فرایند تولید (همآفرینی) دخیل میکند، میل به مصرف و هم بهرهوری منابع را نیز به حداکثر میرساند. در بُعد عملیاتی، در این مطالعه بحث میشود که چگونه نظامهای تولید انعطافپذیر (FMS) امکان تولید کالاهای شخصیسازهشده با هزینههای تقریباً تولید انبوه را فراهم میکند و در نتیجه ضایعات موجودی به حداقل میرسد و استفاده از منابع ملی بهینه میشود. در بُعد بازاریابی، در این مطالعه بررسی شده است که چگونه حس «مالکیت روانی» ناشی از همآفرینی، رفتار خرید را تسریع و گردش پول را در اقتصاد ملی تحریک میکند. در نتیجه، استدلال میشود این الگوی یکپارچه- که در آن مصرفکننده خریداری منفعل نیست، بلکه تولیدکنندهای فعال است- پایة عملیاتی و رفتاری قویای برای تعادل «رشد مستمر» پیشبینیشده در مدل اقتصاد ملی عمل کند.
حمایت عمومی از اقدامهای اقلیمی، نهتنها به انگیزهها و اطلاعات اقتصادی، بلکه به بنیانهای اجتماعی و نهادی عمیقتری نیز بستگی دارد. در این پژوهش بررسی شده است که چگونه اعتماد، برداشت افراد از تغییرات اقلیمی و تمایل آنها را به حمایت از سیاستهای کاهشی شکل میدهد، بهویژه از طریق مالیاتهای محیطزیستی بیشتر. با استفاده از دادههای سطح فردی از دور چهارم نظرسنجی «زندگی در گذار»، همراه با شاخصهای اقتصاد کلان کشوری از بانک جهانی، در این تحلیل 37 کشور از 2022 تا 2023م بررسی شد. مدلهای پایه را با استفاده از حداقل مربعات معمولی (OLS) تخمین زدیم. همة برازشها بر اساس جمعیت ملی وزندهی شد تا از نمایندگی بینکشوری اطمینان حاصل شود. یکی از سهمهای مهم در این مطالعه، تمایز بین اعتماد تعمیمیافته و اعتماد نهادی چندسطحی، از جمله اعتماد به ریاستجمهوری، دولت مرکزی، دولت منطقهای و دولت محلی است. نتایج نشان میدهد هر دو شکل اعتماد، بهطور مثبت و قوی با باورهای قویتر، مبتنیبر واقعیبودن تغییرات اقلیمی و بیشتر ناشی از فعالیتهای انسانی، همچنین با تمایل بیشتر به حمایت از مالیات محیطزیستی مرتبط است. اعتماد نهادی، بهطور خاص، رابطة قویتری با حمایت از سیاستها نشان میدهد و نقش محوری آن را در شکلدهی به پذیرش اقدامهای اقلیمی پرهزینه از نظر مالی برجسته میکند. فراتر از اعتماد، بر پایة یافتهها، بیشتر بر اهمیت آموزش بیننسلی تأکید میشود. تحصیلات مادران ارتباط قویتری با ادراکهای اقلیمی دارد، درحالیکه تحصیلات پدران ارتباط نزدیکتری را با تمایل به پرداخت هزینه برای سیاستهای محیطزیستی نشان میدهد که معرف مسیرهای انتقال متمایز مبتنیبر خانواده است.
بازار املاک و مستغلات شاخص مهم تعیین سلامت اقتصادی و منعکسکنندة تعامل پیچیدة عوامل متعددی است. در این پژوهش بخش املاک و مستغلات در امارات متحدة عربی، با تمرکز ویژه بر بازار دبی، ارزیابی شده است. بااستفادهاز دادههای قیمت از سال 2012 تا 2024م در مقایسه با شاخص پایة 00/1 (معادل 524,934 درهم برای آپارتمان و 567,646,1 درهم برای ویلا)، نتایج روند صعودی مداوم ارزش را نشان میدهد. این رشد در سال 2024م به اوج خود خواهد رسید: شاخص آپارتمان 58/1 و شاخص ویلا 43/1. در این مطالعه از مدل پیشبینی Orange-ARIMA استفاده شده است. بر این اساس، دورة ثبات بازار تا سال 2028 ادامه خواهد یافت. در این مرحله، انتظار میرود اصلاحی جزئی رخ دهد و شاخصهای پیشبینی آپارتمان در 57/1 و ویلا در 37/1 تثبیت شود. در نتیجة همهگیری کووید-19، شاخص قیمت آپارتمان در سهماهة دوم سال 2021م به پایینترین حد خود، یعنی 99/0 رسید، درحالیکه شاخص قیمت ویلا در سه ماهة اول سال 2020م با ثبت 99/0، در پایینترین نقطه بود. در این پژوهش تأیید میشود که بازار املاک و مستغلات دبی برای رشد پایدار انعطافپذیری و ظرفیت در خور توجهی داشته باشد. این ثبات برپایة اصول اقتصادی مستحکم و محیط سیاسی پیشبینیپذیر تأیید میشود. محرکهای اصلی عبارت است از افزایش پذیرش فناوریهای پیشرفته، ازجمله هوش مصنوعی که افزایش کارایی عملیاتی و شفافیت بازار را در پی دارد. تمامی این عوامل در کنار هم، موقعیت منحصربهفرد و پیشروی دبی را در جایگاه مرکز سرمایهگذاری امن و پیشرفته در منطقه تقویت میکند.
در این مقاله به بررسی تکامل متاورس در فضای مجازی در جایگاه اجتماعی و فناورانه پرداختهایم که با گسترش بیشتر، به افزایش انواع موجود و بالقوة جدیدی از تعاملهای اجتماعی خواهد انجامید. رویکردهای موجود برای تعریف ویژگیها و مراحل اصلی گسترش متاورس بررسی شده است. انواع مختلف فعالیت اجتماعی در متاورس با اشاره به نمونههای خاص تجزیهوتحلیل شده است، ازجمله فعالیتهای سیاسی، فعالیتهای اقتصادی، و اجرای طرحهای اجتماعی-فرهنگی. این پژوهش مبتنی است بر تحلیلی روشمند تا امکان بررسی جنبههای فناورانه و اجتماعی شکلگیری متاورس و روابط متقابل و پویایی آن، در کنار تحلیل سناریو برای پیشبینی صورتهای آیندة تعامل اجتماعی در فضای مجازی فراهم شود. پیدایش صورتهای جدید و فزایندهای از تعاملهای اجتماعی به بروز ظرفیت سیاسی تقابلی خواهد انجامید که در اعتراضهای مجازی، تجمعها، درخواستها برای تغییر قدرت و نظایر آن ابراز میشود. نتایج بهدستآمده، اهمیت توسعة سازوکارها و مدلهای فراگیر را برای مدیریت و تنظیم متاورس از جنبههای مختلف مخاطرات اجتماعی، عمومی و سیاسی برجسته میکند.
نویسنده: مارن هوفیوسنام اثر: اجتماعات خبرگی اتحادیة اروپا: دیپلماسی و کار مرزی در اوکراینسال نشر: 2024ناشر: راتلجتعداد صفحه: 210زبان اثر: انگلیسیISBN: 978-1-032-0436504 (hbk)ISBN: 978-1-032-04367-8 (pbk)ISBN: 978-003-19164-3 (ebk)DOI: 10.4324/9781003191643
در این مطالعه، از رویکرد دادههای پانلی پویا و مجموعه دادههای جامع دربارة کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعة اقتصادی (OECD) از سال 2000 تا 2021م استفاده شد تا تأثیر حمایت از کشاورزی بر رشد اقتصادی بررسی شود. با توجه به آثار تأخیری رشد اقتصادی، در این تحلیل بر تأثیر بلندمدت و پایدار اقدامهای حمایت از کشاورزی تأکید شده است. یافتهها نشان میدهد که یارانههای کشاورزی بر رشد اقتصادی تأثیر مثبت و بهلحاظ آماری، معناداری دارد. برپایة نتایج، حمایت عمومی از بخش کشاورزی نهتنها تولید بخشی را افزایش میدهد، بلکه ابزار سیاستی مهمی برای تحریک فعالیت و رشد کلی اقتصادی است. این یافتهها با مدل اقتصادی ملی (NEM) باش (2018) همسو بود. بر پایة این یافتهها، در چارچوب رشد تولیدمحور، بخش کشاورزی بخشی راهبردی است و تقویت پایدار تولید داخلی، رشد درآمد و تقاضای داخلی از طریق حمایت عمومی را بهدنبال خواهد داشت. بنابراین، تأثیر فزایندة حمایت از کشاورزی بر رشد درآمد ملی تأیید میشود و اهمیت مشارکت فعال دولت در فرایند تولید در تقویت رشد اقتصادی برجسته مینماید. شواهد تجربی نشان میدهد که سیاستهای کشاورزی باید در راهبردهای جامع رشد گنجانده شود.در این مطالعه، از رویکرد دادههای پانلی پویا و مجموعه دادههای جامع دربارة کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعة اقتصادی (OECD) از سال 2000 تا 2021م استفاده شد تا تأثیر حمایت از کشاورزی بر رشد اقتصادی بررسی شود. با توجه به آثار تأخیری رشد اقتصادی، در این تحلیل بر تأثیر بلندمدت و پایدار اقدامهای حمایت از کشاورزی تأکید شده است. یافتهها نشان میدهد که یارانههای کشاورزی بر رشد اقتصادی تأثیر مثبت و بهلحاظ آماری، معناداری دارد. برپایة نتایج، حمایت عمومی از بخش کشاورزی نهتنها تولید بخشی را افزایش میدهد، بلکه ابزار سیاستی مهمی برای تحریک فعالیت و رشد کلی اقتصادی است. این یافتهها با مدل اقتصادی ملی (NEM) باش (2018) همسو بود. بر پایة این یافتهها، در چارچوب رشد تولیدمحور، بخش کشاورزی بخشی راهبردی است و تقویت پایدار تولید داخلی، رشد درآمد و تقاضای داخلی از طریق حمایت عمومی را بهدنبال خواهد داشت. بنابراین، تأثیر فزایندة حمایت از کشاورزی بر رشد درآمد ملی تأیید میشود و اهمیت مشارکت فعال دولت در فرایند تولید در تقویت رشد اقتصادی برجسته مینماید. شواهد تجربی نشان میدهد که سیاستهای کشاورزی باید در راهبردهای جامع رشد گنجانده شود.
در این پژوهش، پیوندهای پویا میان بازارهای سهام کشورهای عضو بریک (برزیل، روسیه، هند و چین) و داراییهای مالی مهم جهانی (طلا، بیتکوین، اوراق قرضة خزانهداری ایالات متحده و شاخص نوسانپذیری (VIX) CBOE بررسی شد. در مدت آشفتگی مالی، سرمایهگذاران اغلب سرمایهگذاریهای خود را بهسمت داراییهای امن هدایت میکنند. پژوهشهای تجربی دربارة پیوندهای پویای این متغیرها با بازارهای سهام کشورهای بریک محدود است. در این پژوهش، با استفاده از دادههای ثانویه از سال 2015 تا 2025م، در چارچوب خودبرازشی با وقفة توزیعشده (ARDL)، این شکاف بررسی شد تا پویاییهای کوتاهمدت و بلندمدت بین شاخص MSCI بریک (BRIC متغیر وابسته) و داراییهای جهانی (بیتکوین، شاخص نوسانپذیری، طلا و اوراق قرضه؛ متغیرهای توضیحی) بررسی شد. نتایج حاکی از آن است که رابطة همجمعی بلندمدت بین متغیرهای وابسته (BRIC) و توضیحی برقرار است. شاخص نوسانپذیری بر شاخصهای سهام کشورهای بریک در کوتاهمدت و بلندمدت تأثیر منفی دارد. اوراق قرضة خزانهداری ایالات متحده نیز رابطة منفی بلندمدتی را نشان داد که با رفتار فرار بهسمت داراییهای امن سازگار است. برعکس، طلا، تأثیر مثبت بلندمدت و چشمگیری دارد، بهطوریکه هم طلا و هم اوراق قرضه تأثیر مثبت کوتاهمدت نشان میدهند. این یافتهها اهمیت سبد سرمایة متعادل، تواناییهای پوشش خطر طلا و نقش تثبیتکنندة اوراق قرضه را در مدیریت خطر در بازارهای نوظهور برجسته میکند.
حملات مشترک آمریکا و اسرائیل و تهدیدهای آخرالزمانی علیه ایران، اقدام فوری جهانی را، بهویژه از سوی سازمان ملل، برای جلوگیری از بیعدالتی و جنایات وحشیانه میطلبد. حملات غیرقانونی به جمعیت غیرنظامی و زیرساختهای غیرنظامی نقض جدی قوانین بینالمللی بشردوستانه و مستلزم طرح دعوی جدی است و احتمالاً باید با عنوان جنایت جنگی تحت صلاحیت جهانی قرار گیرد. در این مقالة کوتاه، اصول اقدامهای بشردوستانه در مناطق درگیر را شرح خواهیم داد و بیان میداریم چگونه جمیع اعضای جامعة بینالمللی در اجرای مسئولیتهای قانونی و اخلاقی خود در حمایت از جمعیت مورد حمله قرارگرفته کوتاهی کردهاند.
در این مطالعه، میزان دسترسی و اثربخشی قدرت نرم ایالات متحده در هند از سال 2010 تا 2025م ارزیابی شده است. همچنین، بررسی شده است که چگونه ابزارهای فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و دیپلماتیکی برداشتهای هندیان را از ایالات متحده شکل داده است. در این مطالعه، با بهرهگیری از نظریة قدرت نرم جوزف نای، تحلیل محتوای کیفی با دادههای کمّی حاصل از نظرسنجیهای پیو و شاخصهای ثانویه- ازجمله تبادل آموزشی، جریانهای کمک و ارقام تجاری- ادغام شده است. بر پایة یافتهها، نفوذ ایالات متحده در هند چشمگیر اما نامتوازن است، بهطوریکه در حوزههای فناوری، آموزش و سرگرمی قویترین است، اما بهدلیل بیاعتمادی تاریخی، حساسیتهای فرهنگی و پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی محدود شده است. ابتکارهایی مانند تبادلهای فولبرایت، تعامل با مهاجران و همکاریهای اقتصادی، حسن نیت را تقویت کرده است، اما تناقضهای مشهود در سیاست و پیامهای اخلاقی ایالات متحده همچنان جذابیت عمیق را محدود میکند. در نتیجهگیری باید گفت تعامل پایدار و خلاقانه- مبتنیبر اعتبار، برابری و رفاه مشترک- برای تبدیل جذابیت فرهنگی آمریکا به نفوذ راهبردی پایدار در بافت چندقطبی و درحالتحول هند ضروری است.
سیاست عمومی تطبیقی حوزهای میانرشتهای است که در آن سیاست عمومی واحد تحلیل برای مقایسة میان رژیمهای مختلف به کار گرفته میشود. یکی از جنبههای مهم سیاست عمومی، ارزیابی سیاست عمومی است که باید با تأثیرهای سیاست سروکار داشته باشد، نه با خروجی سیاست. ارزیابی سیاست عمومی برای دولتها اهمیت حیاتی دارد، زیرا موفقیت یا شکست سیاستی مشخص، مستقیماً بر تصویر و وجهة دولت تأثیر میگذارد و احتمال بازگشت آن به قدرت را تحت تأثیر قرار میدهد. در اغلب موارد، دولتها بر برجستهسازی خروجیهای سیاست تمرکز میکنند که شامل دادههای آماری سطحی است. چنین دادههایی ممکن است بازنمایی درستی از تأثیر واقعی سیاست نباشد. این مقاله با هدف ارزیابی طرح «کانیاشری پرکالپا» دولت بنگال غربی در ترویج آموزش زنان و کاهش درصد ترک تحصیل تهیه شده است. ادارة رشد زنان و افزایش رفاه اجتماعی دولت بنگال غربی در سال ۲۰۱۲م طرح «کانیاشری پرکالپا» را پیشنهاد کرد؛ طرحی با عنوان انتقال نقدی مشروط که هدف آن ارتقای جایگاه و رفاه دختران در ایالت بنگال غربی از طریق تشویق به تحصیل تمامی دختران نوجوان و بهتعویقانداختن ازدواج آنان تا رسیدن به سن قانونی ازدواج (۱۸ سال) است. با استفاده از برداشت توماس آر. دای از مفهوم ارزیابی سیاست عمومی، در این مقاله تلاش شده است هر شاخص طرح «کانیاشری پرکالپا» مطالعه شود تا تأثیر واقعی این سیاست در حل مسئلهای که مدعی پرداختن به آن است روشن شود و در نتیجه، راههایی برای بهبود این سیاست با هدف پرداختن مؤثرتر به مسائل فوری مرتبط با آموزش دختران در هند پیشرو قرار گیرد. در این مقاله همچنین سازگاری این سیاست با برخی اهداف توسعة پایدار (SDGs) بررسی شده است.
در این پژوهش تحول و ساختار اقتصاد و مالیة اسلامی بررسی شده است؛ بهویژه بر الگوی ایران و اهمیت آن در اجرای آزمایشی مالیة اسلامی در روسیه (۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵م) تمرکز شده است. در این مطالعه، مبانی نظری، اصول منطبق با شریعت و ابزارهای اصلی (مانند مرابحه/ بهرة کاری، مضاربه، مشارکه، اجاره، صکوک، تکافل و استصناع) تبیین شده و الگوهای ملی در کشورهای ایران، سودان، کشورهای حوزة خلیج فارس، مالزی و اندونزی با هم مقایسه شده است. تجربة ایران، شامل اسلامیسازی کامل نظام بانکی، نقش پررنگ دولت و توسعة تأمین مالی مبتنیبر دارایی در شرایط تحریم، بهعنوان نقطة مرجع برای شکلدهی به چارچوبهای مقرراتی، نهادی و زیرساختهای بازار در نظر گرفته شد. اجرای آزمایشی روسیه در جمهوریهای تاتارستان، داغستان، باشقیرستان و چچن نشانههایی از موفقیت اولیه را نشان میدهد؛ ازجمله رشد سبد داراییها، افزایش وفاداری مشتریان و مشارکت بنگاههای کوچک و متوسط و حتی کاربران غیرمسلمان. بااینحال، محدودیتهایی همچون ناهماهنگیهای مالیاتی (از جمله خطر اخذ مالیات بر ارزش افزودة مضاعف) و کمبود متخصصان دارای گواهی معتبر همچنان پابرجاست. در پایان، مجموعهای از پیشنهادهای سیاستی مطرح میشود، ازجمله برقراری بیطرفی مالیاتی، همسویی با استانداردهای بینالمللی (AAOIFI و IFSB)، توسعة سرمایة انسانی، تقویت حاکمیت شرعی، نظام گواهیسازی محصولات و گسترش تدریجی جغرافیایی. نتیجهگیری پژوهش آن است که با اقتباس گزینشی از تجربة ایران در کنار تضمین رقابت، شفافیت و پیوندهای بینالمللی، روسیه میتواند بخشی پایدار، اخلاقمدار و رقابتی از مالیة اسلامی را بنیان نهد و ارتباط خود را با بازارهای جهانی اسلامی تعمیق بخشد.
در این پژوهش تأثیر شرکتهای چندملیتی آمریکایی (MNCs) بر اقدامهای اقلیمی کشورهای اروپایی، با تمرکز بر 13SDG (هدف سیزدهم توسعة پایدار) بررسی شده است. در این تحلیل از دادههای تابلویی از 2009 تا 2021م استفاده شده است تا دریابیم آیا ارزش افزودة ایجادشده در این شرکتها بر عملکرد اقلیمی کشورهای میزبان تأثیر میگذارد. نتایج تجربی مؤید رابطة منفی معناداری بین ارزش افزودة شرکتهای چندملیتی و رتبة 13SDG در کشورهای میزبان است. این یافتهها همسو با فرضیة پناهگاه آلودگی است و نشان میدهد شرکتهای چندملیتی ممکن است عملیاتهای آلودهکننده را به کشورها منتقل کنند؛ در نتیجه خطرهای محیطزیستی را افزایش میدهند. در مقابل، با استناد به فرضیة هالة آلودگی، شرکتهای چندملیتی میتوانند فناوریهای سبز و بهترین شیوهها را به کشورهای میزبان منتقل کنند و بهطور بالقوه جنبههای محیطزیستی را بهتر کنند. بااینحال، این تأثیر در این مطالعه دیده نشده است. بهطور کلی، این پژوهش در جهت تقویت متون اندک دربارة ارزیابی کمّی تأثیر سطح کلان شرکتهای چندملیتی بر توسعة پایدار و اقدامهای اقلیتی انجام شده است و تنش بین مشارکتهای اقتصادی و مسئولیتهای محیطزیستی را برجسته میکند.
در آستانة سال ۲۰۲۱م، اقتصاد بریتانیا تحت تأثیر منفی قرنطینة اجباری و اعمال محدودیتهای ملی، بهدلیل همهگیری پسابرگزیت قرارگرفت. تقارن همهگیری کووید-۱۹ و برگزیت برایند تحولی عمیق و اساسی در چشمانداز اقتصادی این کشور است که به تغییر پارادایمی چشمگیری انجامید؛ مسخ و تحولی که نیازمند بررسیهای جامع و دقیق است. بر اساس نظریة سازهانگاری نوکارکردگرایانه، در این تحلیل به تعامل میان شیوع سویههای کووید و پیامدهای اقتصادی برگزیت پرداختهایم، چراکه هر دو سناریو تداوم و تحول در پویاییهای ساختاری اقتصاد بریتانیا را موجب شدند. برای درک تأثیرات این بحرانها بر اقتصاد کشور، ضروری است به عوامل علّی این بحرانها و اقدامهای درمانی انجامشده برای برونرفت از این معضل توجه کنیم، ازجمله سیاستها و اقدامهای پیشگیرانه و مؤثر در مدیریت سلامت عمومی و نتایج اقتصادی. پیشینة پژوهشها دربارة این عوامل نشان میدهد که ماهیت اصلی این بحرانها چگونه بهوضوح بر ثبات و تابآوری اقتصادی تأثیرگذار بوده است. در این مقاله، هدف مبرهن آن است که نقش چالشهای همزمان ناشی از اختلالهای پساپاندمی را در بهوجودآمدن فضایی چالشبرانگیز برای سیاستگذاران و فشارهای ناشی از آن را برای تطابق با شرایط متحول روزافزون بررسی کنیم. از دیدگاه سازهانگاری نوکارکردگرایانه، مسئلة مورد مطالعه در قالب سازههای اجتماعی و معانی مشترک آنها تعریف شده است. در این راستا، بحران پسابرگزیت و کووید-19 رویدادهای عاملی تجربهساز، مسخکنندة ساختارهای اجتماعی و معانی مشترک مرتبط با هویت ملی، سیاستگذاری اقتصادی و روابط بینالمللی لحاظ شد و آثار این بحرانها بر معانی و ساختارهای اجتماعی و اینکه چگونه این تغییرات، پویاییهای اقتصادی و سیاستگذاری را متبلور و تبیین کرده است، هدف تحقیق حاضر و ادراک این روابط در قالب سازههای اجتماعی مشترک است. بر پایة نظریة سازهانگاری نوکارکردگرایانه بهمنزلة سنگبنای نظریة حاضر، تحت لوای این فرضیه که سیاستورزی مبتنیبر راهبرد حل مسئله راهکاری مؤثر برای خروج از این آشوب پرطمطراق لحاظ شده و ایجاد فرصتهای نوین، بهویژه در کاهش تنشهای اقتصادی، نظیر بحران اقتصادی شدید منتج از همهگیری، مسجل شده است.
سلامت بینایی کشاورزان یکی از مؤلفههای اساسی پوشش همگانی سلامت بهشمار میآید و باید در برنامهریزی، تخصیص منابع و عرضة خدمات بهداشتی برای تحقق کشاورزی پایدار در نیجریه بدان توجه داشت. در این پژوهش، با بهرهگیری از مرور نظاممند منابع و مشاهدة مشارکتی، راهبردهای تابآور در برابر تغییرات اقلیمی برای ارتقای سلامت چشمان کشاورزان و دستیابی به کشاورزی پایدار در نیجریه شناسایی شده است. تغییرات اقلیمی بر تمامی ابعاد سلامت انسان تأثیرگذار است و علم چشمپزشکی نیز از این قاعده مستثنا نیست. ثبات و کارآمدی نظام مراقبت از سلامت چشم در تقویت کشاورزی پایدار در نیجریه نقش بسزایی دارد. در این مطالعه، تأمین مالی سبز از سوی سازمانهای چندجانبهای همچون بانک جهانی (WBG) و برنامة محیطزیست سازمان ملل متحد (UNEP) برای کاهش آثار تغییرات اقلیمی بر سلامت بینایی کشاورزان در نیجریه توصیه شده است. در پژوهش حاضر با تأکید مجدد بر تأثیر تغییرات اقلیمی بر سلامت چشمان کشاورزان در نیجریه، ضرورت انجام پژوهشهای بیشتر و گسترش فعالیتهای آگاهیبخش و کنشگری در ارتقای سلامت بینایی کشاورزان در مسیر کشاورزی پایدار یادآور شده است.
بیتردید پروندة هستهای ایران مهمترین حوزة سیاستگذاری خارجی در دورة زیست جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ تطویل زمانی بیش از دو دههای و به گروگانگیری حوزههای دیگر سیاستگذاری ازجمله دفاعی-امنیتی، اقتصادی و اجتماعی دلیل این اهمیت است. در این پژوهش، با هدف تبیین آسیبهای سیاستگذاری هستهای جمهوری اسلامی ایران، به بازخوانی انتقادی چهار دورة کلیدی پرداختهایم. پرسش محوری مقاله این است که خوانش انتقادی از سیاستگذاری هستهای ایران از منظر تفکر راهبردی چه دلالتهایی دارد؟ پژوهش با استفاده از تحلیل تاریخی-انتقادی کیفی و دادههایی شامل سخنرانیها، مصاحبههای مقامها و پیشینه انجام شده است. این مقاله با اتکا به دو عنصر اصلی تفکر راهبردی در قالب بحث نظری که ترکیبی از «عقلانیت راهبردی» و «سازگاری پویا» است بر این ادعاست که مسئلة اصلی در سیاستگذاری هستهای ایران نه فقدان کامل عقلانیت راهبردی یا سازگاری پویا، بلکه نقص همزمان این دو مؤلفه و ناتوانی در ایجاد تعامل پایدار بین آنهاست. یافتهها نشان میدهد که این ناتوانی در ایجاد تعامل پایدار در دو سطح خود را بازنمایانده است: در سطح شناختی، سیاستها بیشازحد متکی بر شهود و ایدئولوژی بوده؛ و در سطح عملیاتی فاقد سازوکارهای یادگیری نهادی باقی مانده است؛ امری که به تکرار خطاها و ناپایداری دستاوردها میانجامد. در پایان راهکارهایی برای برونرفت از چرخة بازتولید بحران مطرح شده است.
در این پژوهش اوجگیری دوبارۀ بحثهای همگانی پیرامون ادعاهای ارضی ایران بر جزایر تنببزرگ، تنبکوچک و ابوموسی در خلیجفارس مطالعه شده است. این خیزش گفتمانی در پی بیانیۀ مشترک اتحادیۀ اروپا و شورای همکاری خلیجفارس در اکتبر ۲۰۲۴م پدید آمد. در این بررسی، ۳۱۲۷ فرستة (پست) یگانۀ فارسیزبان از شبکة اجتماعی ایکس تحلیل شد تا نگرش عمومی و روندهای مضمونی در واکنش کاربران پارسیزبان شناسایی شود. ترکیبی از ابزارهای پردازش زبان طبیعی، ازجمله تحلیل نگرش و روشهای خوشهبندی، برای آشکارکردن الگوهای عاطفی و مضمونیِ دقیقتر بهکار گرفته شد. یافتهها نشان میدهد که توزیع نگرشها متعادل بوده و هشت خوشۀ مضمونی متمایز پدید آمده است که مباحثی چون ادعاهای تاریخی، نقد مداخلههای بیگانگان و تنشهای ژئوپلیتیکی را برجسته میکند. نمودارهای نوآورانه، همچون ابرواژههای مبتنیبر نگرش و نقشههای حساسیت، پیچیدگی واکنشهای عمومی را آشکار میسازد. این تحلیل نشان میدهد که روایتهای درهمتنیدۀ حاکمیت، هویت و ژئوپلیتیک در شکلدهی به افکار عمومی ایرانی نقش بنیادینی دارد و بر نیروهای سیاسیای که در پی جهتدهی به برداشتهای جهانی از مسئلۀ جزایر سهگانه هستند، تأثیری ژرف خواهد داشت.
همین اواخر، تمرکز کشورهای عربی بهسمت شرق، به همکاری راهبردی مهمی با چین انجامید. برخلاف ابتکارهای قبلی که کشورهای عربی بهدنبال کاهش آثار وابستگی اقتصادی بودند، غرب بهتازگی بهدنبال اثرگذاری بر فضای سیاسی در کشورهای عربی است. چین در جایگاه کشوری تجدیدنظرطلب، هدف روایت توسعة غرب بوده است. سلطة غرب بهدنبال کنترل نفوذ اقتصادی و سیاسی در جهان عرب، از طریق ابزارهایی با بار سیاسی بالاست؛ لذا، این ظرفیت را داراست که طرحهای ابتکاری چین را تقلیل دهد. چین، در ابتکار کمربند و راه (BRI)، از طریق چارچوبهای حاکمیت مشارکتی در بخشهای انرژی، فناوری و زیرساخت، بهدنبال ایجاد مسیرهای سیاسی برای همکاری بوده و از ادغام اقتصادی صرف فراتر رفته است. این همکاری علاوهبر ایجاد محیط سیاسی پایدار و امن در جهت پیشرفت صنعت، تابآوری اقتصادی را نیز تقویت میکند. ظرفیت این مشارکت برای مطالعة موردی توسعة پایدار در کشورهای جنوب جهان، علاوهبر مدلها عملی مبتنیبر واقعیتهای عربی، بسیار عمیق است. این تحقیق کیفی، با استفاده از استدلال استقرایی و با تمرکز بر سه مضمون اصلی انجام شد: تنوع اقتصادی، مدیریت امنیت و همسویی راهبردی.
تلاشهای دیپلماتیکی دولت اندونزی برای حلوفصل و رسیدگی به بحران انسانی در منطقه متمرکز است که میتوان آن را «دیپلماسی بشردوستانة اندونزی» در غرب آسیا تعریف کرد. این موضوع، بهویژه در حلوفصل مناقشة فلسطین مصداق بارز دارد. این پژوهش با بهرهگیری از رویکرد کیفی و در چارچوب دیدگاه دیپلماسی بشردوستانة اندونزی انجام شده است. اندونزی این نوع دیپلماسی را از طریق اقدامهای عینی متعددی پیگیری میکند؛ ازجمله برقراری دیدارها و رایزنی با مقامهای عالیرتبه در کشورهای غرب آسیا (ترکیه، امارات متحدة عربی، مصر، قطر و اردن) در بررسی تحولها در شرایط بشردوستانه، تأکید بر حمایت از حقوق مردم فلسطین، و رد تمامی صورتهای کوچ اجباری فلسطینیان. دیپلماسی بشردوستانة اندونزی در حلوفصل مناقشة اسرائیل و فلسطین در 2023 تا 2024م، نقش فعال این کشور را در جایگاه کشوری نشان میدهد که همواره در پی صلح و عدالت برای مردم فلسطین بوده است. این دیپلماسی نهتنها بر اقدامهای سیاسی و دیپلماتیکی چندجانبه متمرکز بوده، بلکه در میانجیگری و ارسال مستقیم کمکهای بشردوستانه نقش مهمی ایفا کرده است. در نهایت، دیپلماسی بشردوستانة اندونزی در غرب آسیا ترکیبی است از رویکرد سیاسی-دیپلماتیکی و اقدامهای عملی در حوزة کمکهای بشردوستانه که بر حفاظت از غیرنظامیان، حفظ صلح و احترام به اصول جهانی بشردوستانه در بحبوحة درگیریهای پیچیده و طولانیمدت تمرکز دارد.
در این مقاله- با توجه ویژه به ارتباط بین نظامیگری، استثناگرایی آمریکایی و نقضهای مکرر هنجارهای حقوقی بینالمللی- تعامل بین الزامهای قدرت ساختاری، نظم جهانی محلمناقشه و خودپندارهها در شکلدهی به سیاست خارجی ایالات متحده بررسی شده است. در این پژوهش، با تلفیق سه دیدگاه نظری مکمل- شامل استثناگرایی آمریکایی، رئالیسم تهاجمی و گونة انتقادی نظریة ثبات هژمونیکی- چارچوب تحلیلی چندبعدی مطرح شده است که ابعاد هنجاری، ساختاری و سیستمی رفتار ایالات متحده را در بر میگیرد. در مقاله، بااستفادهاز این چارچوب سهگانه، موارد تجربی شامل مداخلههای نظامی ایالات متحده، نوسازی هستهای و پایبندی گزینشی و تفسیر مجدد تعهدهای حقوقی الزامآور اعمال شد. استدلال میشود که این رفتارها بازتابدهندة تلفیقی پایدار از اجبار سیستمی، حفظ هژمونی و مشروعیتبخشی مبتنیبر هویت است. نشاندادن اینکه موضع استثناگرایانة ایالات متحده هم علت و هم معلول نقش هژمونی آن است، در مباحث روابط بینالملل و حقوق بینالملل راهگشا خواهد بود. بینشهایی دربارة آثار پایداری استثناگرایی نظامیشده و محدودیتهای ساختاری و هنجاری آن و تأثیر رفع آن بر چشمانداز نظم جهانی عادلانهتر و قانونمندتر نیز مطرح شده است.
در پژوهش حاضر امکان تحقق «طرح جامع امنیت و دفاع غرب آسیا» (MESD) تحت رهبری رو به رشد جمهوری اسلامی ایران بررسی شده است که هدف آن برقراری صلح و ثبات در منطقه است. پس از جنگ اخیر میان اسرائیل و ایران، رهبری آیتالله خامنهای توان مجهز نظامی را در خلیجفارس به نمایش گذاشت. این امر سبب شد بازیگران مهم منطقه به این بازاندیشی بپردازند که آیا همچنان میتوانند به ایالات متحدة آمریکا برای دریافت کمکهای نظامی و امنیتی تکیه کنند؟ با توجه به شرایط کنونی در غرب آسیا و لزوم تحقق امنیت و صلح، دستورکار امنیتی جدیدی لازم است تا «سیاست مشترک دفاعی در غرب آسیا» (CDPM) تدوین شود. در این چارچوب باید بر جنبههای کلیدی، همچون ائتلافهای نظامی، مشارکتهای راهبردی، فناوری دفاعی و طراحی راهبردهای جدید دفاعی برای مقابله با کارزارهای اطلاعات نادرست علیه ایران تمرکز شود. این دستورکار پیشنهادی ضرورتی انکارناپذیر است، آن هم در پرتو تهدیدهای اخیر اسرائیل و ایالات متحده مبنیبر اینکه آتشبس نه پایان جنگ، بلکه صرفاً موقتی است و حملة جدید به ایران اجتنابناپذیر خواهد بود. بنابراین، ایران باید نهایت استفاده را از این شرایط ببرد و در راستای تأمین حاکمیت و منافع راهبردی خود در غرب آسیا برنامهای راهبردی را پیشنهاد کند تا با کاربست آن مانورهای راهبردی اسرائیل و ایالات متحده را با شکست روبهرو سازد. ایران در کانون این طرح بلندپروازانه قرار دارد؛ طرحی که دستورکار مشترکی را بر پایة درک مشترک از CDPM ترویج میدهد و در نهایت به خودمختاری راهبردی در منطقه منجر میشود.