
به منظور ارزیابی تیمارهای مختلف پرایمینگ در شرایط تنش شوری، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار در آزمایشگاه تکنولوژی بذر گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان در سال 1401 انجام شد. عامل اول شامل سطوح مختلف شوری (صفر، 50، 100، 150 و 200 میلیمولار)، فاکتور دوم شامل پرایمینگ (شاهد( بدون پرایمینگ)، جیبرلیک اسید و نیترات پتاسیم) و عامل سوم شامل دما (10 و 25 درجه سانتیگراد) بود. نتایج نشان داد که در دمای 25 درجه سانتیگراد در شوریهای بالاتر از 100 میلیمولار در تمامی تیمارهای پرایمینگ جیبرلیک اسید و نیترات پتاسیم و تیمار عدم کاربرد، جوانهزنی کاملا متوقف گردید، در حالی که در دمای 10 درجه سانتیگراد در سطح شوری 200 میلی-مولار، در شرایط کاربرد پرایمینگ جیبرلیک اسید و نیترات پتاسیم 93 درصد از بذرها قادر به جوانهزنی بودند. درصد جوانهزنی بذر سیاهدانه در دمای 25 درجه سانتیگراد در سطح شوری 50 میلیمولار در شرایط کاربرد پرایمینگ بذر با نیترات پتاسیم و جیبرلیک اسید به ترتیب 54 و 48 درصد بود و نسبت به تیمار عدم پرایمینگ که 32 درصد بود اختلاف چشمگیری را نشان داد. در شرایط کاربرد جیبرلیک اسید در دمای 25 درجه سانتیگراد، بیشترین متوسط زمان جوانه-زنی(11 روز) مشاهده گردید. به طور کلی با توجه به تنش شوری و کشت و کار گیاهان دارویی، استفاده از جیبرلیک اسید و نیترات پتاسیم برای رسیدن به جوانه زنی مطلوب و به دنبال آن استقرار مطلوب گیاهچه سیاهدانه پیشنهاد میگردد.
توسعه راهبردهای جدید مانند استفاده از فناوری نانو برای کنترل علفهایهرز یکی از راههای کاهش آلودگیهای زیست-محیطی ناشی از استفاده نادرست از نهادههای شیمیایی است. بدین منظور آزمایشی در سال 1403 به صورت فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار بر روی جوانهزنی بذر تاج خروس ریشه قرمز (Amaranthus retroflexus) انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل عصاره آبی سانهمپ (در غلظتهای صفر، 10، 15 و 20 گرم در لیتر) و نانوذرات دیاکسید تیتانیوم سنتز شده با عصاره آبی سانهمپ (نانوذرات دیاکسید تیتانیوم بدون عصاره، نانوذرات دیاکسید تیتانیوم سنتز شده با 10، 15 و 20 گرم در لیتر عصاره آبی سانهمپ) بود. سنتز سبز نانوذرات دیاکسید تیتانیوم با سانهمپ در مقایسه با عصاره آبی سانهمپ در غلظتهای 10 و 15 گرم در لیتر سبب کاهش 56/30 و 01/43 درصدی جوانهزنی بذر تاج خروس شد. این مطالعه نشان داد که نانوذرات دیاکسید تیتانیوم سنتز شده با عصاره سانهمپ در مقایسه با عصاره آبی سانهمپ سبب افزایش 20/1 و 63/12 درصدی پراکسیداسیون لیپیدی و کاهش 84/3 و 72/52 درصدی فعالیت آنزیم کاتالاز در غلظتهای 10 و 15 گرم در لیتر گردید. نتایج این آزمایش نشاندهنده بازدارندگی بالای سنتز سبز نانوذرات دیاکسید تیتانیوم با عصاره آبی سانهمپ بر جوانهزنی و مؤلفههای وابسته به آن در بذر تاج خروس ریشه قرمز است.
به منظور ارزیابی جوانهزنی و بنیه گیاهچه بذرهای جو رقم گوهران در تیمار با روی و قارچکشها، مطالعهای بر پایه فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار اجرا شد. تیمارهای مورد ارزیابی شامل شش تیمار قارچکش دیویدند استار (2 در هزار)، کاربوکسین تیرام (5/2 در هزار)، راکسیل (تبوکونازول، 5/0در هزار)، لاماردو (2/0 در هزار)، رورال-TS (5/2 در هزار) و فاقد قارچکش، و سه تیمار بذرمالروی شامل رویکاوین، رویزاگورت و بدون بذرمال روی بودند. درصد جوانهزنی بذر پس از اعمال دو تیمار بذرمال روی در حدود دو درصد کمتر از شاهد بود. طول ریشهچه (12 درصد)، ساقهچه (20 درصد) و گیاهچه (13 درصد) در تیمارهای بذرمال روی در ترکیب با رورال-TS و کربوکسین تیرام بالاتر از مقدار آن در تیمارهای بذرمال روی با قارچکش دیویدند استار مشاهده شد. به جز دیویدند استار، دیگر قارچکشها پاسخی مشابه با تیمار شاهد بر شاخص بنیه طولی گیاهچه نشان دادند. بالاترین سرعت جوانهزنی R50 (در حدود 20/1) در تیمارهای توام قارچکشهای رورال-TS، کاربوکسین تیرام و راکسیل با بذرمالهای روی ثبت گردید و کمترین مدت زمان را برای رسیدن به حداکثر جوانهزنی (کمتر از 2 روز) نشان دادند اما دو قارچکش دیویدنداستار و لاماردور سرعت جوانهزنی R50 (در حدود 01/1) کمتری نسبت به شاهد (06/1 تا 1/1) داشتند. استفاده از این دو قارچکش در تیمارهای بذرمال روی با شرایط توصیف شده در این مطالعه توصیه نمیگردد. پیشنهاد می-گردد از قارچکشهای رورال-TS و کربوکسین تیرام با تیمارهای بذرمال روی کاوین و زاگورت برای بهبود شاخصهای جوانه-زنی و بنیه گیاهچه جو استفاده گردد.
بهمنظور بررسی اثر پرایمینگ بر روی جمعیتهای گونه Salsola arbscula آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار در آزمایشگاه مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان سمنان اجرا شد. این آزمایش در 7 سطح شامل: تیمار شاهد (آب مقطر)، پرایمینگ بانمکهای کلرور سدیم و نیترات پتاسیم (تیمارهای 50، 100 و 150 میلیمولار) بر شش جمعیت ازاینگونه علف شور اعمال شد و جوانهزنی، بنیه بذر و رشد گیاهچهها موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد جمعیت تأثیر معنیداری بر روی همه صفات جوانهزنی داشت و پرایمینگ نیز تأثیرات معنیداری را در برخی از صفات نشان داد. اثر متقابل جمعیت و پرایمینگ نیز بر تمام صفات معنیدار بود. بیشترین میزان اثر متقابل جمعیت در پرایمینگ در صفات درصد جوانهزنی، شاخص بنیه بذر و سرعت جوانهزنی در ژنوتیپ 104 با 150 میلیمولار سدیم کلراید بود. نتایج این بررسی نشان داد پرایمینگ با نمک کلرور سدیم موجب بهبود وضعیت صفات جوانهزنی گیاه علف شور S. arbscula میشود و بین ژنوتیپهای بومی مورد بررسی ازنظر پاسخ به شوری و پرایمینگ تفاوت قابلتوجهی وجود دارد که این تنوع در مسیر مقابله با بیابانزایی و احیا و توسعه پوشش گیاهی مراتع میتواند موردتوجه قرار گیرد.
این پژوهش با هدف بررسی اثر غلظتهای مختلف سه جلبک دریایی قهوهای بر رشد و فعالیت برخی آنزیمهای آنتیاکسیدانی دانسیاه در سطوح مختلف تنش خشکی بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. فاکتور اول شامل شاهد و عصاره جلبکهای دریایی Ecklonia maxima، Ascophyllum nodosum و Sargassum glaucescens هر یک در غلظتهای 2 و 3 درصد و فاکتور دوم شامل سطوح مختلف تنش خشکی 0، 4/0- و 8/0- مگاپاسکال بود. اثر کود بر کلیه صفات بجز وزن تر ریشهچه و اثر تنش خشکی و اثر متقابل کود و تنش خشکی بر کلیه صفات معنیدار بود. مقایسه میانگین اثرمتقابل نشان داد که جلبک Basfoliar 2% در سطح خشکی صفر بیشترین وزن تر ریشهچه، فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز و بتاآمیلاز دانهرست، جلبک Alga600 2% در سطح خشکی صفر بیشترین درصد جوانهزنی ، وزن تر ساقهچه، دانهرست، تیمار بدون جلبک و سطح خشکی صفر بیشترین طول ریشهچه، تیمار Alga600 3% و سطح خشکی صفر بیشترین طول ساقهچه و طول دانهرست و تیمار Acadian 2% و سطح خشکی صفر بیشترین فعالیت آنزیم دهیدروژناز را تولید نمود. به طورکلی میتوان گفت تنش خشکی موجب کاهش وکاربرد جلبک دریایی، موجب بهبود خصوصیات رشدی و بیوشیمیایی بذر دانسیاه خصوصاً در شرایط تنش خشکی میگردد.
کمبود آب در زیستبوم ایران و محدودبودن گونههای بومی مقاوم، اهمیّت گیاهان سازگار به خشکی را نمایان میسازد. جوانهزنی بذر یکی از مهمترین مراحل در چرخه زندگی گیاهان است و وابسته به شرایط بومشناختی و فیزیولوژیک گیاه میباشد. هدف مطالعه تأثیر عوامل بومشناختی، محیطی و فیزیولوژیکی درختان مادر بر جوانهزنی بذر کنار در استانهای فارس و بوشهر است. آزمایشها در محیط کنترلشده شامل شش تیمار مختلف انجام شد. تحلیل خوشه و مختصات اصلی با ضریب تشابه اقلیدوسی و نرمافزار PAST برای بررسی رابطه مناطق و صفات تعیینکننده انجام شد. بیشترین جوانهزنی در تیمار فاقد برونبر و خیساندن در آب مقطر (48 ساعت) بود. از سوی دیگر مقایسه رنگیزهها، در برگ درختان مادر شیراز و کنگان بالاترین میزان را نشان داد. بالاترین پرولین در برگهای فیروزآباد بود. بیشینه هدایت الکتریکی در جم و بیشینه فسفر و پتاسیم خاک در شیراز بود. درصد رس و سیلت در فیروزآباد بیشتر بود، امّا حداکثر درصد شن در کنگان گزارش گردید. تحلیل خوشه، مناطق را در دو خوشه مجزا قرار داد که با نتایج تحلیل مختصات اصلی تطابق دارد. در تحلیل تطبیقی قوسگیریشده، مهمترین عامل قرارگیری شیراز پتاسیم بود، درحالیکه کنگان و دهرم به علّت درصد سیلت، کاروتنوئید و مساحت برگ در کنار یکدیگر قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد که شرایط بومشناختی و فیزیولوژیکی درختان مادر، تأثیر مستقیمی بر جوانهزنی بذور دارد و رشد و سازگاری گیاه را تعیین میکند که توجه به این امر میتواند در توسعه کاشت این درخت در استانهای فارس و بوشهر بسیار مؤثر باشد.
جهت کاهش اثرات تنش شوری در صیفیجات از روشهای متفاوتی مانند اصلاح کنندههای آلی در مراحل مختلف رشدی محصول ازجمله جوانهزنی استفاده میشود. این پژوهش در سال 1402 بهمنظور بررسی اثر پرایمینگ بذر خیار با اسید هیومیک بر ویژگیهای جوانهزنی و پارامترهای رشدی گیاه تحت تنش شوری، در دو آزمایش (آزمایشگاه و گلخانه) بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. فاکتورهای آزمایش شامل: تیمار اسید هیومیک در چهار سطح (0، 50 ، 100 و200 میلیگرم بر لیتر) و شوری در پنج سطح (0، 25 ، 50 ، 100 و 150 میلیمولار NaCl) بود. نتایج نشان داد که اسید هیومیک در تیمارهای تنش نسبت به شاهد، تأثیر مثبتی بر اکثر صفات جوانهزنی و رشدی خیار نظیر درصد و سرعت جوانهزنی، طول گیاهچه، وزن خشک، شاخص بنیه بذر و کلروفیل کل a و b و کاروتنوئید داشت. بیشترین درصد جوانهزنی (87 درصد) و طول گیاهچه (66/12 سانتیمتر) در تیمار 200 میلیمولار بر لیتر اسید هیومیک و در شرایط غیر شوری بدست آمد. اثر متقابل شوری و اسید هیومیک نشان داد؛ زمانی که غلظت اسید هیومیک به 100 میلیگرم بر لیتر به بالا رسید، اسید هیومیک توانست سبب کاهش اثرات منفی تنش شوری در صفت کلروفیل کل شود. بطور کلی میتوان نتیجه گرفت که پرایمینگ بذور خیار با اسید هیومیک به عنوان یک راهکار ارزان و در دسترس میتواند راهکاری برای کاهش اثر تنش شوری در مناطق با آب و یا خاک شور باشد.
خلوصژنتیکی به عنوان یکی از ویژگیهای مهم کیفیت محمولههای بذری، در استانداردهای ملی کشورهای تولیدکننده -بذر برای دستیابی به خصوصیات مطلوب و پایدار ارقام زراعی مورد توجه واقع شدهاست. بر اساس استاندارد ملی بذر نخود، تعیین میزان سایر ارقام در نمونه بذری به عنوان یکی از آزمونهای مهم کیفی بذر تلقی میشود که این ویژگی، با تأکید بر مشخصات ظاهری قابل تشخیص در آزمایشگاه بررسی می شود. تحقیق حاضر به بررسی ویژگیها و تفاوتهای ظاهری و ژنتیکی بذور خارج از تیپ بذرهای نخود پرداخته است. نتایج نشان داد بذرهایی که به عنوان خارج از تیپ در نظرگرفته شدند از نظر مورفولوژیکی حداقل در یکی از صفات اندازهگیری شده با شاهد اختلاف داشتند. این بذرها از نظر رنگ، شکل، میزان زبری سطح بذر و شیار روی بذر با بذر اصلی اختلاف داشتند و شاخصهای منتخب در بذرهای نسل اول و دوم مشابه بود وتفاوت آنها با نمونههای بذر شاهد محرزگردید. نتایج آزمون مولکولی نیز مؤید نتایج بررسیهای مورفولوژیک بود و نمونههایی که از نظر مورفولوژیک در ارقام عادل، منصور، آرمان خارج از تیپ تشخیص داده شدند در مطالعات مولکولی با استفاده از نشانگرهای ریزماهواره H3F09، H3C11 و H1A06، حداقل در یک جایگاه ریزماهواره و حداکثر در شش جایگاه با ارقام شاهد اختلاف نشان دادند.
این پژوهش بهمنظور بررسی اثر پوششدار کردن بذرهای گندم رقم دیم قابوس با پلیمر سوپر جاذب مایع AB200-cدر شرایط تنش آبی در قالب طرح کاملاً تصادفی بهصورت آزمایش فاکتوریل در دو آزمایش جداگانه انجام شد. فاکتورهای آزمایشیشامل پتانسیلهای مختلف آب در سطوح ۰، ۳/۰-، ۶/۰-، ۹/۰- و و ۲/۱-مگاپاسکال و پوششدهی بذرها با پلیمر سوپرجاذب در سطوح ۲/۰، ۵/۰، 7/0 و 2میلیلیتر پلیمر سوپرجاذب برای ۱۰۰ گرم بذر گندم به همراه شاهد نتایج نشان داد که پوششدهی بذرها با پلیمر سوپرجاذب سبب افزایش درصد جوانهزنی بذرهای پوششداده شده نسبت به بذرهای بدون تیمار در پتانسیلهای ۹/۰- و ۲/۱- مگاپاسکال میشود. همچنین این تیمارها باعث افزایش سرعت رشد گیاهچههای بذرهای تیمار شده نسبت به شاهد شدند. تجزیه و تحلیل ضرایب مدل هیدروتایم نشان داد که پوششدهی بذرها با پلیمر سوپرجاذب باعث منفیتر شدن پتانسیل پایه آب یا افزایش تحمل به تنش آبی در بذرهای گندم شد. به عبارت دیگر با کاربرد این پلیمر آستانه تحمل به تنش آبی در بذرهای گندم افزایش مییابد. همچنین غلظت و یا مقدارهای مختلف پلیمر سوپرجاذب استفاده شده در پوششدهی بذر اثرات قابلتوجهی بر شاخصهای جوانهزنی و رشد گیاهچه گذاشت که نشاندهنده اهمیت استفاده از مقدار مناسب پلیمر سوپرجاذب در تیمار پوششدهی بذر گندم است. طبق نتایج این پژوهش تیمار پوششدهی بذرهای گندم با پلیمر سوپرجاذب را میتوان تکنیک کارآمد بهبوددهنده بذر در نظر گرفت که میتواند اثرات منفی تنش آبی بر جوانهزنی و رشد گیاهچه در گندم را کاهش دهد.
به منظور بررسی اثر پوشش بذر بر ویژگیهای وابسته به جوانهزنی بذرهای کاهو در شرایط تنش خشکی، پژوهشی به شکل فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در 4 تکرار در سال 1401 اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل پوششهای بذر[:C1بدون پوشش (شاهد)، :C2پوشش بذر با جیبرلین+کائولن، :C3پوشش بذر با جیبرلین+هیومیکاسید+کائولن، :C4پوشش بذر با جیبرلین+عناصرریز مغذی+کائولن، :C5پوشش بذر با جیبرلین+عناصردرشت مغذی+کائولن، :C6پوشش بذر با هیومیکاسید+ عناصردرشت مغذی+عناصر ریز مغذی+کائولن و :C7پوشش بذر با جیبرلین+ هیومیکاسید+ عناصردرشت مغذی+ ریز مغذی+کائولن ] ،تحت شرایط تنش خشکی [بدون تنش (شاهد)، 4/0˗ ، 8/0˗ مگاپاسکال ] مورد ارزیابی قرار گرفت. در شرایط تنش 8/0- مگاپاسگال فقط تیمارهای C2(16 درصد) و C3(8 درصد) جوانهزنی داشتند. در تنش 4/0- مگاپاسکال تیمارهای C1, C2, C3 به ترتیب در صفات درصد جوانهزنی (50/88، 75/61 و 50/27 ) سرعت جوانهزنی (46/6، 91/3 و 25/2) و شاخص بنیه بذر (28/130، 32/93 و 02/44) تفاوت معنیداری با یکدیگر و همچنین با شرایط بدون تنش (شاهد) داشتند؛ به طوری که بذر C1 (شاهد) در شرایط تنش خشکی 5/72 درصد و بذر C3، 5/11 درصد کاهش جوانهزنی را نسبت به شرایط بدون تنش داشت. پوشش C3 سبب بهبود صفت میانگین مدت زمان جوانهزنی نسبت به پوشش C1 (07/3) شد. نتایج آزمایش نشان داد که تنش خشکی با ایجاد محدودیت در جذب آب یک عامل محدودکننده در جوانهزنی بذر کاهو است و انجام برخی تیمارها مانند پوشش جیبرلین+کائولن و جیبرلین+کائولن+ هیومیکاسید سبب بهبود صفات مرتبط با جوانهزنی بذر کاهو می-شود.
برای بررسی دمای کاردینال جوانهزنی سه گونه دارویی پونهسا Nepata haussknechtii، N. pogonosperma و N. glomerulosa subsp. staffina و تعیین شرایط دمایی و زمانی مناسب کاشت آنها، آزمایشی فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در 3 تکرار در سال 1402 در آزمایشگاه تحقیقات تکنواوژی بذر بانک ژن منابع طبیعی ایران اجرا شد. سه مدل رگرسیونی غیرخطی شامل دندانمانند، دوتکهای و بتا، در هشت سطح دمایی (5، 10، 15، 20، 25، 30، 35 و 40 درجه سانتی گراد) برای توصیف پاسخ سرعت جوانهزنی بذر سه گونه پونهسا به دما مورد ارزیابی قرار گرفتند. از شاخصهای آماری مانند ریشه نتایج تجزیه واریانس (RMSE) و ضریب تبیین (R2) برای مقایسه مدلها استفاده شد. نتایج نشان داد در گونه N. haussknechtii مدل دندان-مانند با دمای پایه 01/9، دمای مطلوب تحتانی 20، دمای مطلوب فوقانی 25 و دمای سقف 21/36 درجه سانتیگراد و مقادیر R2 و RMSE به ترتیب 94/0 و 11/0؛ در گونه N. pogonosperma مدل دو تکهای با دمای پایه 9 ، دمای مطلوب 23 و دمای سقف 14/36 درجه سانتیگراد و میزان R2 و RMSE به ترتیب 95/0 و 31/0 ؛ و در گونه N. glomerulosa subsp. staffina مدل بتا با دمای پایه 84/9، دمای مطلوب 95/24 دمای سقف 37 درجه سانتیگراد و R2 و RMSE به ترتیب 99/0 و 03/0 از اطمینان بیشتری برخوردار بودند. نتایج این آزمایش نشان داد در گونههای مختلف پونهسا مورد مطالعه به علت سرعت رشد اولیه مشابه، دارای اوج جوانهزنی مشابهی هستند.
اغلب گیاهان زینتی یکساله از طریق بذر تکثیر میشوند. بذر بعضی از این گیاهان به جهت سازگاری اکولوژیکی با شرایط محیطی دچار سختی در جوانهزنی هستند. به منظور بررسی تاثیر تیمارهای مختلف بر جوانهزنی بذرهای سه گیاه زینتی مریم گلی (Salvia grandiflora)، مینای چمنی (Bellis perennis) و گل مروارید(Alyssum maritimum) سه آزمایش مجزا در قالب طرح کاملاً تصادفی در4 تیمار و4 تکرار انجام شد. این تیمارها شامل خیساندن در جیبرلیک اسید با غلظتهای 100، 500 و 1000 پیپیام و سولفوریک اسید 50% در زمانهای 5، 10 و 20 دقیقه و تیمار سرمادهی طی 3 هفته و در دماهای صفر تا 2، 4-3 و 6-5 درجه سلسیوس و تیمار شاهد بودند. مقایسه میانگینها با روش دانکن و توسط نرم افزار SPSS انجام گرفت. نتایج نشان داد که تیمار جیبرلیک اسید با غلظت هزار پیپیام بیشترین تاثیر در درصد و سرعت جوانهزنی گل مروارید داشت. تیمار سرمادهی تاثیر معنیداری روی جوانهزنی نداشت و تیمار سولفوریک اسید باعث کاهش معنیدار جوانهزنی گل مروارید شد. غلظتهای مختلف جیبرلیک اسید و سرمادهی تاثیر معنیداری روی جوانهزنی گل مینا چمنی نداشت و سولفوریک اسید کاهش معنیدار جوانهزنی را باعث شد. جیبرلیک اسید در غلظت 1000 پیپیام افزایش جوانهزنی مریم گلی را سبب شد. بیشترین مقدار جوانهزنی در مریم گلی در تیمار جیبرلیک اسید به میزان 1000 پیپیام(65/76 درصد) و درجه حرارت 2-0، و سولفوریک اسید در زمان 20 دقیقه مشاهده شد.
بهمنظور بررسی اثر هیدروپرایمینگ و اسموپرایمینگ بر خصوصیات گیاهچهای برنج آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. تیمارهای این تحقیق شامل دو رقم برنج (طارم و شیرودی) و پیش تیمار در پنج سطح شامل پیش تیمار با کلرید کلسیم و کلرید پتاسیم (پتانسیل اسمزی 25/1- بار در 24 ساعت)، اسید آسکوربات (10 میلیگرم در یک لیتر آب به مدت 24 ساعت)، آب (به مدت 48 ساعت) و شاهد (بدون پیش تیمار) بود. اثر متقابل رقم و پیش تیمار نشان داد که بالاترین درصد جوانهزنی در محدوده 100-97 درصد در ارقام شیرودی و طارم تحت پیش تیمار با کلرید کلسیم و کلرید پتاسیم مشاهده شد. همچنین کمترین درصد جوانهزنی با 33/85 و 33/77 درصد بهترتیب تحت تیمار شاهد در رقم شیرودی و طارم بهدست آمد. پیش تیمار با کلرید کلسیم و کلرید پتاسیم سبب افزایش بهترتیب 52 و 54 درصدی سرعت جوانهزنی نسبت به تیمار شاهد گردید. طول ریشهچه و ساقهچه در رقم شیرودی بهترتیب 97/5 و 4/5 سانتیمتر و در رقم طارم 01/4 و 59/4 سانتیمتر بود. نتایج نشان داد که پیش تیمار با کلرید کلسیم، کلرید پتاسیم، اسید آسکوربات و آب بهترتیب 69، 64، 13 و 32 درصد در رقم شیرودی و بهترتیب 91، 70، 47 و 43 درصد در رقم طارم نسبت به تیمار شاهد سبب افزایش شاخص طولی بنیه بذر گردید. همچنین پیش تیمار با کلرید کلسیم، کلرید پتاسیم، اسید آسکوربات و آب بهترتیب 110، 95، 50 و 47 درصد شاخص وزنی بنیه بذر را نسبت به تیمار شاهد افزایش داد.
جوانه زنی بذر اولین و حساسترین مرحله نموی در چرخه زندگی گیاه و فرایند کلیدی در سبز شدن گیاهچه می باشد. از طرف دیگر یکی از موانع عمده تکثیر گیاهان دارویی در خارج از رویشگاه طبیعی محدودیت میزان جوانه زنی و خواب بذر می باشد. از اینرو به منظور یافتن بهترین تیمار پرایمینگ و دما جهت شکستن خواب و جوانه زنی بذر کک کش بیابانی آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار و 2 عامل در دانشکده کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرچند در سال 1396 انجام شد. عامل اول روش شکست خواب بذر در 11 سطح شامل تیمار نیترات پتاسیم 2% در دو سطح زمانی 24 و 48 ساعت، اسید جیبرلیک (0، 250 و 500 میلی گرم بر لیتر) در دو سطح زمانی 24 و 48 ساعت و سرمادهی مرطوب به مدت (7، 14 و 21 روز) و عامل دوم دما در سه سطح (15، 20 و 25 درجه سلسیوس) بود. نتایج نشان داد بیشترین درصد و سرعت جوانه زنی به ترتیب مربوط به پرایمینگ سرمادهی مرطوب 7 و 21 روز در دمای 25 درجه سلسیوس و بیشترین طول گیاهچه، طول ریشه چه، نسبت ریشه به ساقه، وزن تر و خشک گیاهچه، شاخص طولی بنیه بذر و شاخص وزنی بنیه بذر مربوط به سرمادهی مرطوب 21 روز و دمای 15 درجه سلسیوس بود. بنابراین سرمادهی مرطوب 21 روز و دما های 15 و 25 درجه سلسیوس بهترین تیمار و دما جهت شکستن خواب بذر و جوانه زنی بذر کک کش بیابانی مشخص شد.
به منظور ارزیابی اثر قارچکشهای مختلف بر قابلیت انبارداری بذرهای ذرت علوفه ای آزمایشی به صورت کرتهای خرد شده در زمان در قالب طرح کاملا تصادفی در چهار تکرار در آزمایشگاه بذر دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان انجام شد. تیمارهای آزمایشی شامل قارچکش (تبوکونازول، کربوکسین تیرام، رورال تیاس، دیفنوکونازول و شاهد)، دما (5 و 25 درجه سلسیوس) و مدت انبارداری (12 ماه) بود. برای ارزیابی کیفیت بذر، از آزمون جوانهزنی و آزمون سرما استفاده شد. همچنین، قابلیت بازدارندگی قارچکشها در مقابل شیوع بیمارگرهای پنیسیلیوم، فوزاریوم و آلترناریا طی انبارداری بررسی شد. در این مطالعه، درصد جوانه زنی بذرها در طول دوره انبارداری در تمامی تیمارهای مورد بررسی ثابت بود، اما نتایج حاصل از آزمون سرما نشان داد که کیفیت بذرهای ذرت با افزایش طول دوره انبارداری در هر دو دمای 5 و 25 درجه سلسیوس پس از مدتی (بسته به نوع قارچکش) کاهش یافت. همچنین، تمامی قارچکشهای مورد استفاده (به استثنای دیفکونازول و رورال تیاس در دمای 25 درجه سلسیوس) باعث حفظ قدرت بذرهای ذرت در طی انبارداری شدند. قارچکش رورال تیاس از لحاظ جلوگیری از رشد و توسعه بیمارگرهای قارچی از کارایی بیشتری برخوردار بود، اما با توجه به نتایج آزمون سرما دو قارچکش کربوکسین تیرام و تبوکونازول در حفظ کیفیت بذرها در طی انبارداری از عملکرد بهتری برخوردار بودند.
هدف از این پژوهش کمیسازی تأثیر خفتگی ثانویه بر سبزشدن کلزا با استفاده از مدل چاپمن-ریچاردز تحت شرایط مزرعهای بود. این آزمایش با استفاده از 20 ژنوتیپ کلزای تحت شرایط مزرعهای انجام شد. جهت القای خفتگی ثانویه، روش استاندارد هاهنهایم مورد استفاده قرار گرفت. آزمایش سبزشدن شدن نیز و با استفاده از یک طرح فاکتوریل در قالب بلوکهای کاملا تصادفی در مزرعه تحقیقاتی پردیس ابوریحان دانشگاه تهران با 4 تکرار و به مدت 122 روز انجام شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد هردو عامل ژنوتیپ و تنش خشکی بر درصد و سرعت سبزشدن گیاهچههای کلزا تحت شرایط مزرعه مؤثر بودند. با اینحال پتانسیل القای خفتگی ثانویه در بین ژنوتیپها متفاوت بود و در ژنوتیپهای کرج2، اچ50 و اس ال ام046 سرعت سبزشدن پیش از القاء خقتگی ثانویه 407/0، 143/0 و 355/0 (بر روز) بود که پس از القای خفتگی به ترتیب به 411/0، 289/0 و 364/0 (بر روز) افزایش پیدا کرد. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که بیشترین درصد سبزشدن در شرایط عدم وجود خفتگی ثانویه مربوط به ژنوتیپ احمدی بود، ولی این ژنوتیپ با سایر ژنوتیپها (هایولا، مغان، اسالام046، آرجیاس، اپرا و کرج1) تفاوت معنیداری نداشت و هنگامی که خفتگی ثانویه به بذور القاء شد نیز ژنوتیپ احمدی بیشترین درصد سبزشدن را داشت و کمترین درصد سبزشدن پس از القاء خفتگی نیز مربوط به ژنوتیپ طلایه بود.
بهمنظور بررسی تأثیر بیوپرایمینگ بر شاخصهای جوانهزنی، رشدی و فیزیولوژیکی گیاه کدوی تخم کاغذی تحت تنش شوری آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. تیمارهای آزمایشی شامل چهار سطح شوری (صفر، 40، 80 و 120 میلیمولار کلرید سدیم) و هشت سطح تیمار بیوپرایمینگ (عدم تلقیح، تلقیح با قارچ Trichoderma harzianum، تلقیح با کود زیستی ازتوبارور1، تلقیح با کود زیستی فسفاته بارور2، تلقیح با قارچ و کود زیستی ازتوبارور1، تلقیح با قارچ و کود زیستی فسفاته بارور2، تلقیح با کود زیستی ازتوبارور1 و کود زیستی فسفاته بارور2، تلقیح با تلفیقی از قارچ و هر دو کود زیستی) بودند. اثر متقابل بیوپرایمینگ و شوری بر فعالیت آنزیمهای آنتی-اکسیدانت و شاخصهای رشدی و جوانهزنی به غیر از شاخص وزنی بنیه بذر و وزن خشک گیاهچه معنی-دار بود. تیمار کود زیستی فسفاته بیشترین تأثیر مثبت بر درصد جوانهزنی با افزایش شوری را داشت. در تیمار تلفیق قارچ با کود زیستی فسفاته با افزایش شوری ضریب جوانهزنی کاهش کمتری یافت. سطوح پایین شوری بر شاخصهای رشدی تأثیر مثبت داشت و باعث افزایش این شاخصها گردید. وزن خشک با افزایش سطح شوری کاهش یافت و در تیمار قارچ بیشترین مقدار را دارا بود. با افزایش شوری میزان آنتیاکسیدانتها افزایش یافت و استفاده از تیمارهای بیوپرایمینگ میزان این آنزیمها را نسبت به تیمار شاهد بیشتر افزایش داد که نشان از مؤثر بودن این تیمارها در تعدیل اثر شوری به وسیله افزایش آنزیم میباشد. استفاده از میکروارگانیسمها با افزایش بیشتر آنزیمهای آنتیاکسیدانت نسبت به شاهد سبب کاهش اثرات منفی تنش شوری شد.
در این پژوهش تاثیر امواج فراصوت بر جوانه زنی و شاخص بنیه بذر زیره سیاه ایرانی (Bunium persicum Boiss.) مورد مطالعه قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها و بهینه سازی آزمایش از روش سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی استفاده شد. فاکتورهای آزمایش شامل زمان اعمال تیمار فراصوت (5، 7 و 9 دقیقه)، توان فراصوت (130، 180 و230 وات) و دمای فراصوت (10، 20 و 30 سلسیوس) و هم چنین تیمار شاهد بر جوانهزنی و شاخص بنیه بذر زیره سیاه بود. نتایج بیانگر تاثیر معنیدار تیمارهای زمان و توان امواج فراصوت بر صفات مورد مطالعه بود ولی متغیر دما بر صفات مورد مطالعه تاثیر معنیداری نداشت. بیشترین میزان جوانهزنی (61 درصد) و شاخص بنیه بذر (800) در توان 180 وات و مدت زمان اعمال تیمار فراصوت 7 دقیقه و دمای °C 20 مشاهده شد و کمترین میزان جوانهزنی (5/24 درصد) و شاخص بنیه بذر (462) مربوط به تیمار 230 وات و مدت زمان 9 دقیقه در دمای °C 20 بود. همچنین نتایج بهینهسازی نشان داد که بهترین نقاط برای توان، زمان و دما برای دستیابی به بیشترین مقادیر درصد جوانهزنی و شاخص بنیه بذر به ترتیب 47/175 وات، 37/6 دقیقه و دمای°C 36/19 بود و مقادیر خروجی (درصد جوانه زنی و شاخص بنیه بذر) به ترتیب در این نقاط 02/63 درصد و 39/808 به دست آمدند. نتایج نشان داد که افزایش و یا کاهش زمان و توان اعمال فراصوت از محدوده معینی باعث کاهش درصد جوانهزنی و شاخص بنیه بذر میگردد.
گز روغن (Forssk.) Fiori ) Moringa peregrina) از گونههای با ارزش جنگلی مناطق گرمسیری است که به سبب ویژگی های خاص رویشی و نیز برداشت بی رویۀ بذر و زادآوری نامناسب سال هاست در معرض خطر قرار گرفته است. بررسی اثر برخی پیشتیمارها بر بذر گیاه گزروغنی به منظور افزایش میزان جوانهزنی و رشد و توسعه آن ضروری به نظر میرسد. این تحقیق به منظور بررسی اثر پیش تیمار بر صفات جوانهزنی بذر گزروغنی در منطقه بشاگرد- استان هرمزگان به صورت طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار در سال 1396 اجرا گردید. تیمارهای آزمایش شامل اسیدجیبرلیک (صفر، 200، 400 و 600 پیپیام) و نیتراتپتاسیم (صفر، 1، 2 و 3 درصد)، هرکدام به مدت 24 ساعت بودند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس دادههای مربوط به درصد جوانهزنی، شاخص وزنی بنیه، میانگین روزانه جوانهزنی، ارزش جوانهزنی در کشت آزمایشگاهی نشان داد که تنها فاکتور اسیدجیبرلیک بر این صفات در سطح 05/0 دارای اثر معنیداری میباشد. بر سرعت جوانهزنی، شاخص طولی بنیه هیچ یک از فاکتورها معنیدار نشد. همچنین نتایج مربوط به حداکثر میانگین جوانهزنی نشان داد که اثرات متقابل اسیدجیبرلیک در نیتراتپتاسیم در سطح 05/0 دارای تأثیر معنیداری بر این صفت میباشد. بر شاخص میانگین زمان جوانهزنی هر دو فاکتور اسیدجیبرلیک و نیتراتپتاسیم در سطح 05/0 معنیدار شدند. به طورکلی نتایج نشان دادند که اثر غلظت 200 پیپیام اسیدجیبرلیک و غلظت 1 درصد نیتراتپتاسیم، بیشترین تأثیر را بر خصوصیات جوانهزنی بذر گیاه داشته و باعث افزایش تقریبا دوبرابری درصد جوانهزنی گردیده است.
این تحقیق به منظور بررسی تاثیر روکش بذر با ترکیبات عناصرکممصرف، محرکها و تنظیمکنندههای رشد بر سبزشدن، استقرار بوته و مراحل اولیه رشد چغندرقند در سال 1397 در دانشگاه محقق اردبیلی تحت شرایط گلخانه انجام شد. آزمایش به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار به مورد اجرا درآمد. فاکتورهای آزمایش شامل شستشوی بذر (شستشو و عدم شستشو)، رقم (شکوفا و پارس) و ترکیبات مختلف عناصرکممصرف، محرکهای رشد و هورمونها که شامل 5 تیمار به همراه یک تیمار شاهد (بدون روکش) بودند. مقایسه میانگین دادههای حاصل از آزمایش مشخص کرد در بین بذر هیبریدهای منوژرم چغندرقند، هیبرید پارس از نظر درصد استقرار نسبت به شکوفا برتر بود. نتایج این تحقیق نشان داد که روکشدار کردن بذر بعد از شستشوی آن موجب افزایش کارایی تیمارهای روکشدارکردن بذر چغندرقند شد. در بین تیمارهای مختلف روکش بذر تیمارهای 1 ([روی+منگنز+بور به ترتیب 9، 5/16 و 5/8 گرم در کیلوگرم بذر + اسید جیبرلیک+ اتیلن+ اسید سالسیک به ترتیب 2/1، 2 و 35/0 میلیلیتر در کیلوگرم بذر]) و تیمار 2 ([روی+منگنز+بور به ترتیب 9، 5/16 و 5/8 گرم در کیلوگرم بذر + اسید آمینه + هیومیک اسید + عصاره جلبک به ترتیب 8، 12 و 12 گرم در کیلوگرم بذر]) بیشترین تاثیر را در تسریع سبزشدن و بهبود رشد گیاهچه داشت و در این تیمارها حداکثر شاخص کلروفیل و عملکرد کوانتومی فتوسیستمII مشاهده گردید.