
امروزه در پی تغییرات سریع شهرها، بخشی از بافتهای شهری به علت فرسودگی و ناکارآمدی نتوانستهاند ارتباطی مناسب با محیط خود و خدماتدهی به بهرهبرداران برقرار کنند. وجود سطح گسترده بافت فرسوده یکی از مهمترین چالشهای مدیران شهری، شهرسازان و معماران میباشد، زیرا عدم توجه به این بافتها موجب زوال شهر و توسعه ناهمگون آن وایجاد شهرهایی نوپا در حاشیه شهر قدیمی میگردد. منطقه یک شهر اهواز به این علت که بخش قابل توجهی از مشکلات شهر اهواز در این منطقه نمود عینی یافته است و بخش مرکزی به دلیل گستردگی بیش از حد بافت فرسوده و روند فرسودگی شدید در آن، به عنوان قلمرو مورد پژوهش انتخاب شد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف توسعهای- کاربردی و از لحاظ روششناسی توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانهای وبررسیهای میدانی است. برای دستیابی به اهداف تحقیق، شاخصهای اسکلت ساختمان، جنس مصالح، تعداد طبقات و قدمت ساختمان استخراج شد. برای کشف روند الگوها از ابزار Regression و برای وزن دهی به لایهها در دادههای فضایی از روش خود همبستگی فضایی موجود در نرمافزار Geoda استفاده شد. همچنین برای بررسی آسیبپذیری بافت فرسوده از روش ([1]Aneslin Local Morans) از ابزار sisylanA reiltuO & retsulC از مجموعه ابزارهای موجود در slooT scitsitatS laitapS مربوط به نرمافزار SIG crA استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد 38/54 درصد مساحت در بازه آسیبپذیری متوسط تا زیاد قرار دارد و گویای این است که بخش زیادی از بافت فرسوده در محدوده مرکزی شهر اهواز به نوعی نیازمند برنامهریزی پدافند غیرعامل میباشد. [1]- انسلین محلی موران
امروزه با گسترش فعالیتهای انسانی، ارزیابی کیفی و کمی منابع آبی بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک جایگاه ویژهای در مطالعات منابع آب پیدا نموده است. یکی از شاخصهای ارزیابی کیفیت آب، اندازهگیری مقدار غلظت یونهای اصلی موجود در آب است. بهمنظور بررسی تغییرات مکانی، شاخص کیفیت آب زیرزمینی (GQI) که تلفیقی از پارامترهای مؤثر بر کیفیت آب میباشد، مورد استفاده قرار میگیرد. در مطالعه حاضر بهمنظور بررسی نحوه توزیع یونهای اصلی شامل کلسیم،منیزیم، سدیم،کلر،سولفات وکلموادمحلول (TDS) و پهنهبندی کیفی دشت یزد اردکان، شاخص GQI با استفاده از نرم افزارArcGIS برآورد شد. برای بررسی وضعیت تغییرات زمانی و مکانی شاخص GQI در دشت یزد- اردکان از آمار 53 چاه پیزومتری وابسته به وزارت نیرو (شرکت آب منطقهای استان یزد) استفاده و نقشههای پهنهبندی کیفی سالهای 1382، 1385 و 1390 تهیه شد. نتایج نشان داد که دشت یزد- اردکان در کلاسهای متوسط و قابل قبول از نظر شاخص GQI قرار دارد. بیشترین و کمترین مقدار شاخص GQI به ترتیب در غرب و شمال دشت مشاهده شد. شاخص خود همبستگی فضایی موران1، شاخص GQI و همه متغیرهای شیمیایی مورد بررسی به جز منیزیم دارای الگوی توزیع مکانی خوشهای هستند و منیزیم دارای الگوی توزیع مکانی تصادفی است.با توجه به نتایج بهدست آمده از میان شش پارامتر مورد بررسی سه پارامتر موادجامدمحلول (TDS)، سدیم و کلر با داشتن بیشترین ضریب رتبهبندی به ترتیب دارای بیشترین تأثیر در مقدار شاخص GQI و در نتیجه کیفیت آب زیرزمینی هستند. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که روند شاخص GQI در منطقه مورد مطالعه نزولی است و کاربری اراضی نقش بسیار زیادی در کاهش میزان شاخص GQI و در نتیجه کیفیت آبهای زیرزمینی دشت یزد-اردکان دارد.
شهرها بهعنوان مراکز تجمع سرمایههای مادی و انسانی، در زمان بحران خسارات فراوانی را متحمل میشوند. لذا توجه به بحث پدافند غیرعامل میتواند میزان خسارات ناشی از حوادث را تا حد قابلتوجهی کاهش دهد. پدافند غیرعامل ازجمله موضوعاتی است که در سالهای اخیر در طرحها و برنامههای شهری موردتوجه قرارگرفته است. یکی از سیاستهای پدافند غیرعامل در تمام کشورها بهطور عام و کشور ایران بهطور خاص، ساخت پناهگاههای شهری در جهت صیانت از جان شهروندان و کاهش آسیبها در حوزهی انسانی میباشد. این پژوهش باهدف ارائهی یک رویکرد پدافند غیرعامل در مکانیابی پناهگاه ، مشخص کردن و استفاده از معیارهایی جهت انتخاب بهترین پناهگاه به منظور اسکان موقت تدوین گردیده است. روش انجام تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات موردنیاز به روش کتابخانهای و میدانی گردآوری شدهاند. بهمنظور طبقهبندی و تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از تکنیک فرآیند تحلیل شبکهای به تعیین ضرایب اهمیت شاخصها و اعمال این ضرایب در محیط (Overlay) معیارها پرداخته شد و درنهایت از طریق همپوشانی لایههای اطلاعاتی ارجحترین مکانها در تناسب باهدف، شناساییشده است. همچنین از نرمافزارهای ARC/GIS و Super Decisions جهت ترسیم لایهها بهره گرفته شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهند نقاطی از شهر که دارای فضاهای باز کافی و در عینحال سازگار با کاربریهای اطراف میباشند، دارای پتانسیل نسبتاً بهتری برای استقرار آسیب دیدگان هستند.با تلفیق لایههای مختلف کاربریهای تأثیرگذار، نقشه نهایی فضاهای بهینه جهت احداث پناهگاههای شهری در 5 دسته از بسیار خوب تا بسیار ضعیف تقسیمبندی و 9 مکان پیشنهادی برای این امر در نظر گرفتهشده است که در این میان فضاهای سبز، اراضی بایر و مدارس، بیشترین امتیاز جهت اسکان موقت را دارا میباشند؛ لذا 4 پارک در سطح شهر، 1 مدرسه و مابقی فضاهای باز و بایر بدین منظور اولویت یافتهاند.
در دهة اخیر استفاده از شیوة تعیین موقعیت مطلق دقیق (Precise Point Positioning) در کاربردهای استاتیک و کینماتیک ماهوارهای متداول شده و چندین نرمافزار و سایتهای پردازش برخط متعدد برای این منظور تولید شدهاند. در این تکنیک از مشاهدات عاری از اثر یونسفر کد و فاز یک گیرندة دو فرکانس به همراه محصولات دقیق مدار و ساعت ماهواره که از سایتهای مراکز مختلف IGS در دسترساند، استفاده میشود. در نتیجه اگرچه در PPP به طور مستقیم نیازی به استفاده از مشاهدات ایستگاههای مرجع نیست، اما همچنان وجود یک شبکة مبنایی، حتی با فواصل بلند مانند شبکة IGS برای تولید محصولات دقیق مدار و ساعت ماهواره نیاز خواهد بود. همچنین استفاده از این شیوة تعیین موقعیت در کاربردهای مختلف، نیازمند داشتن دانش کافی از دقت، صحت و روش اجرای آن است. در مقالة حاضر، مشاهدات استاتیک چهار گیرندة GPS دو فرکانس از شبکة ایستگاههای دائمی ایران و مشاهدات کینماتیک گیرندة GPS مستقر روی هواپیما، با استفاده از نرمافزار برنیز (Bernese) و به دو شیوة مطلق دقیق و نسبی با استفاده از ایستگاهها و محصولات دقیق IGS پردازش شده و نتایج آنها با هم مقایسه شده است. همچنین به منظور تعیین مدت زمان بهینة جمع آوری مشاهدات برای رسیدن به دقت بهتر از ده سانتیمتر در حالت استاتیک، مشاهدات ایستگاههای دائمی در هر مرحله با اضافه کردن یک ساعت به مشاهدات قبلی پردازش شدند. در نهایت مشخص شد که با داشتن مشاهدات GPS به مدت زمان بیش از یک ساعت، رسیدن به دقت بهتر از ده سانتیمتر در حالت استاتیک تضمین شده و با استفاده از تکنیک PPP دقت مشاهدات کینماتیک به طور متوسط و در مقایسه با حالت نسبی بهتر از ده و بیست سانتیمتربه ترتیب در حالت دو بعدی و سه بعدی است که میتواند در بسیاری از کاربردهای نقشهبرداری مانند هیدروگرافی و فتوگرامتری کافی باشد.
در این پژوهش، روند نوسانهای زمانی عنصر بارش در طیفهای ارتفاعی سراسر ایرانزمین موردبررسیقرارگرفت. بدینمنظورازدادههای122 ایستگاههواشناسیکشوردردوره (2012-1992) استفاده شده است. ابتدا تمام این 122 ایستگاه در طیفهای ارتفاعی کمتر از 500 متر، 500 تا 1000، 1000 تا 1500 و بیش از 1500 متر تقسیم شدندو در ادامهبابه کارگیریآزمونغیرپارامتریمن-کندال،وجود روندمعنیداربرایسریهایزمانیماهانه وسالانه درسطوحمعنیداری95 و99 درصدموردارزیابیقرارگرفت. با توجه به نتایج بهدستآمده در این پژوهش در ارتفاعات زیر 500 متر بیشترین کاهش بارش در ماه مارس مشاهدهشده است و در مقیاس سالانه همه ایستگاهها دارای روند منفی میباشند. در ارتفاعات 500 تا 1000 متر بیشترین کاهش بارش در ماههای مارس، می و اکتبر مشاهده شده است و در مقیاس سالانه همه ایستگاهها دارای روند منفی بارندگی میباشند. در ارتفاعات 1000 تا 1500 متر بیشترین کاهش بارش در ماه فوریه و ژوئن مشاهده شده است و در مقیاس سالانه همه ایستگاهها دارای روند منفی بارندگی میباشند که این روند منفی در ایستگاههای مراغه، ارومیه، مهاباد، ماکو و بیرجند منفی معنیدار است. علاوه بر این نتایج نشان داد که در ارتفاعات بیش از 1500 متر تقریبا روند بارش در مقیاس ماهانه و سالانه در ایستگاههای بیشتری ثابت بوده و روند بارش در طیف ارتفاعی زیر 1000 متر نسبت به طیف ارتفاعی بیش از 1000 متر، تعداد ایستگاه بیشتری دارای روند منفی معنیدار هستند که این نشاندهنده این است که تغییرات بیشتر بارش در این طیف ارتفاعی میباشد. در نهایت با توجه به روند منفی بارش در تمام ایستگاه، میتوان گفت که در منطقه تغییر اقلیم رخداده است.
هدف این پژوهش، بررسی روند تغییرات بارندگی و شاخص خشکی یونپ در گستره غرب و شمال غرب ایران است. به منظور طبقه بندی آب و هوا، بررسی تغییرات مقدار بارندگی، ضریب خشکی در پهنههای آب و هوای غرب و شمال غرب ایران از آزمون معناداری من کندال و شاخص برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد (UNEP) استفاده شده است. در این راستا، عناصر آب و هوایی دما و بارندگی سالانه ایستگاههای هواشناسی شمال غرب ایران مربوط به دوره (2010-1981) گردآوری شد. نخست روند تغییرات بارندگی هر ایستگاه مورد آزمون قرار گرفت. پس از بررسی روند تغییر شاخص یونپ، نقشه پهنهبندی سه دهه پیاپی ترسیم شد و با تفریق ضریب خشکی هر دو دهه پیاپی، تغییر رخ داده در منطقه مورد مطالعه بررسی شد. نتایج گویای روند کاهش بارندگی در سطح معناداری 01/0 در ایستگاههای دزفول، کشت و صنعت کارون و مراغه و سطح معناداری 05/0 در سرپل ذهاب، ارومیه، ماکو، مهاباد، بیجار، سراب و سقز میباشد. بررسی تغییر شاخص خشکی یونپ حاکی از تغییر شرایط آب و هوایی نیمه مرطوب به شرایط آب و هوایی خشک نیمه مرطوب و از شرایط آب و هوایی خشکنیمه مرطوب به شرایط آب و هوایی نیمه خشک میباشد. براساس شاخص یونپ، در بیشتر منطقه مورد بررسی شدت خشکی از درجه خطر کم و متوسط به درجه شدید و بسیار شدید افزایش یافته است. اگر چه آزمون من کندال نشان داد که شاخص یونپ در 32 ایستگاه دارای روند منفی هستند ولی این روند تنها برای 6 ایستگاه ارومیه، تبریز، خوی، میاندوآب، پیرانشهر و سنندج در سطح 05/0 معنادار میباشند.
افزایش جمعیت، کاهش منابع آب، کاهش منابع غذایی، خشکسالی و آلودگی آب و خاک در بسیاری از مناطق کره زمین منجر به مشکلات فراوانی شده است. با توجه به اهمیت کیفیت آب زیر زمینی و خاک در حوضههای آبخیز مختلف از جمله شمال غرب استان فارس، هدف این مطالعه بررسی کیفیت آب و خاک از نظر هدایت الکتریکی (شوری)برای کشت گیاه گندم با استفاده از روش فازی و مقایسه آن با لندفرمها در محیط GIS میباشد. برای 40 نقطه نمونه آب (چاه) و 70 نمونه خاک (پروفیل در 100 سانتی متر اولیه خاک) با استفاده از روش میانگین عکس فاصله (IDW)نقشه پهنه بندی آب و خاک تهیه شد. سپس به منظور همگن کردن میزان شوری آب و خاک و بررسی ارتباط آنها با لندفرمهای منطقه مورد مطالعه، قوانین فازی و استفاده از استانداردهای کیفیت آب و خاک به کار گرفته شد. در روش فازی مقادیر شوری بین 0 و 1 قرار گرفتند. نتایج حاصل از نقشه فازی شوری خاک منطقه نشان داد که 31/24 درصد از منطقه در کلاس ضعیف (نامناسب)، 78/11 درصد در کلاس متوسط، 74/25 درصد در کلاس خوب و 16/38 درصد از منطقه در کلاس خیلی خوب قرار گرفته اند. درحالیکه برای شوری آب مشخص شد که 6/36 درصد در کلاس متوسط، 69/31 درصد در کلاس خوب و 65/31 درصد از منطقه در کلاس خیلی خوب قرار گرفته اند. در پایان ارتباط بین نقشه لندفرم و نقشه شوری آب و خاک منطقه مورد مطالعه تعیین شد. نتایج نشان داد که حداقل شوری خاک و آب در دشتها واقع شده است. در مطالعه حاضر جنس سازندهای منطقه و عدم شوری آنها در دشتها باعث شده که این مناطق از شوری کمتری نسبت به سایر قسمتها برخوردار باشند. در نتیجه برای مناطقی که از نظر زمین شناسی و پستی و بلندی مشابه منطقه مورد مطالعه هستند، بدون نمونه برداری و تجزیه و تحلیل در آزمایشگاه میتوان مشخص نمود که مناطق واقع در ارتفاعات کمتر (دشت ها) دارای شوری کم میباشند. در واقع به کمک نقشههای زمین شناسی (جنس سازند) و نقشههای لندفرم (پستی و بلندی ها) میتوان میزان شوری را تخمین زد.
زمین پایهی هرگونه توسعه شهری است و نقش مهمی در راستای تحقق توسعهی پایدار شهری بازی میکند؛ البته این موضوع با چگونگی تصمیمسازیهای زمین شهری و به عبارت بهتر حکمروایی زمین ارتباط مییابد. در این میان رویکرد حاکم بر برنامههای توسعه و سیاستهای زمین شهری و تحلیل آن بر پایهی الگوی حکمروایی خوب زمین گام مهمی در آسیبشناسی اقدامات و فعالیتهای گذشته و ترسیم دورنمای مناسب برای آینده محسوب میشود. این تحقیق از سنخ تحقیقات توصیفی ـ تحلیلی و روش کلی حاکم بر تحقیق نیز روش تحلیل ثانویه است که با معرفی حکمروایی زمین و ویژگیهای آن، تلاش شده است تا برنامههای توسعه و سیاستها و قوانین زمین شهری از منظر الگوی حکمروایی خوب زمین تشریح و الزامات و چالشهای آن به صورت موردی در کلانشهر تهران به بحث گذاشته شود. نتایج نشان میدهد که سیاستهای زمین شهری، ضوابط منطقهبندی و تفکیک زمین، نقایص برنامهریزی مسکن، تداخل قوانین با یکدیگر، نبود چشمانداز مناسب در حوزهی مدیریت زمین شهری و پاسخگو نبودن نهادهای زمین شهری منجر به سوداگری زمین و مسکن در کلانشهر تهران و نادیده گرفته شدن گروههای کم درآمد و آسیبپذیر در طرحهای شهری و افزایش پراکندهرویی شهری، گسترش ساخت و سازهای بیرویه و بیضابطه، تضییع حقوق شهروندی و نقض قوانین معماری و شهرسازی شده است که برخلاف اصول و معیارهای حکمروایی خوب زمین است. روند متمرکز تصمیمگیری و شکلنگرفتن مدیریت محلی زمین، فقدان شفافیت و مبهم ماندن وضع مالکیت اراضی داخل و خارج از محدوده و حریم کلانشهر نیز از مواردی است که با اصول حکمروایی خوب زمین در تضاد است. از اینرو، لزوم تجدیدنظر در ساختار حکمروایی زمین و تفویض وظایف و اختیارات به سطوح محلی از سوی دولت امری ضروری است؛ البته با ذکر این نکته که تحقق مدیریت محلی زمین خود منوط به تحقق حکمروایی شایسته زمین است.
گرمایش کره زمین طی قرن بیستم سبب افزایش سطح تراز آب اقیانوسها گردید و به زیر آب رفتن نواحی گستردهای از مناطق ساحلی و بروز پدیدههای فرسایشی از پیامدهای نامطلوب آن بود. تعیین شدت آسیبپذیری و ریسک مخاطرات فرسایشی در ناحیه ساحلی بندر آستارا بعنوان هدف اصلی تحقیق محسوب میشود. با مطالعه و تفسیر تصاویر ماهوارهای اشکال مورفولوژیکی ساحلی شناسایی گردید. در بازدیدهای میدانی وضعیت مورفودینامیک رسوبی و ساختار هندسی بخش خشک ساحل در پنج ایستگاه اندازهگیری مستقر در سه زون ساحلی پایش شد. با انجام عملیات نقشهبرداری و هیدروگرافی ساختار هندسی ساحل آستارا اندازهگیری و خصوصیات بافتی رسوبات بستر دریا ارزیابی گردید. با آنالیز تصاویر ماهوارهای و عکسهای هوایی در نرمافزار GIS، خطوط ساحلی دریای خزر در دو پریود با فاصله زمانی 52 ساله مقایسه شد و میزان جابجایی خط ساحل محاسبه گردید. نتایج اصلی نشان میدهد که میزان نرخ جابجایی خط ساحلی در ناحیه شهر آستارا متفاوت است. شیب بسیار ملایم ساحل آستارا سبب افزایش شدت آسیبپذیری در زمان افزایش سطح تراز آب دریای خزر شده است و ریسک مخاطرات فرسایشی در نواحی جنوبی بندر آستارا بعلت دخالتهای انسانی نسبت به مناطق دیگر آن بسیار زیاد است. در مدل سناریوهای نوسانی عکس العمل ساحل آستارا موجب بروز چالشهای جدی و تهدیدات زیست محیطی مختلف خواهد شد. بطوری که با افزایش 2 متر سطح تراز آب دریای خزر 30 هکتار از اراضی ساحلی دچار آبگرفتگی میشوند و کاربریهای اقتصادی متنوعی از بین خواهند رفت.
انرژیهای تجدیدپذیر شامل منابع متنوع و مختلفی بوده که از انرژیهای طبیعی و قابل دسترس به وجود میآیند. ضرورت سالم نگهداشتن محیط زیست ضرورت استفاده از انرژیهای پایدار بخصوص انرژی خورشیدی را برای احداث نیروگاهها مشخص مینماید. گام اول برای توسعه استفاده از انرژی خورشیدی مکانیابی نواحی است که در آن انرژی خورشیدی درحد مطلوب و دیگر شرایط لازم احداث نیروگاه را دارا باشد. هدف تحقیق حاضر، قابلیت سنجی اقلیمی احداث نیروگاههای برق خورشیدی در استان فارس با روش Fuzzy overlay وAHP با استفاده از GIS میباشد. به منظور انجام تحقیق، ﻻﯾﻪهای ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﭘﺎراﻣﺘﺮﻫﺎی اﻗﻠﯿﻤﯽ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش دروﻧﯿﺎﺑﯽ به روش IDW در محیط نرمافزار ARCGIS ﺗﻬﯿﻪ و ﺳﭙﺲ با استفاده از روشAHP ﯾﮏ وزن درون ﻻﯾﻪای ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪ. ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﮐﻪ با استفاده از دستور Reclassify در محیط نرم افزار ARCGIS ﻫﺮ ﻻﯾﻪ ﺑﻪ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﻼس ﻃﺒﻘﻪﺑﻨﺪی ﺷﺪه و ﻫﺮ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻫﻤﯿﺖ آن وزندﻫﯽ ﺷﺪ و ﻧﻘﺸﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ آن ﺗﻬﯿﻪ ﮔﺮدﯾﺪ. ﺳﭙﺲ ﺑﺮای ﺑﺪﺳﺖ آوردن ﻧﻘﺸﻪ ﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه ﻣﻨﺎﻃﻖ دارای قابلیت احداث نیروگاه خورشیدی ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ، ﯾﮏ وزن ﺑﯿﻦ ﻻﯾﻪای ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻫﻤﯿﺖ و اﺛﺮﮔﺬاری ﻫﺮ ﯾﮏ از ﻻﯾﻪﻫﺎ اﻋﻤﺎل ﮔﺮدﯾﺪ. درنهایت ﺑﺎ همپوشانی ﻻﯾﻪﻫﺎی وزﻧﺪﻫﯽ ﺷﺪه با استفاده از دستور Fuzzy overlay، در قسمت Spatial Analyst، ﻧﻘﺸﻪ نهایی ﮐﻪ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه میزان قابلیت مناطق ﺟﻬﺖ اﺣﺪاث ﻧﯿﺮوﮔﺎه ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ ایجاد شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان میدهد که بالاترین قابلیت احداث نیروگاههای برق خورشیدی در منطقه مورد مطالعه مربوط به شهرستانهای نیریز، داراب و شرق شهرستان فسا میباشد .
امروزهانرژیهاینوبهرغمناشناختهماندن،بهسرعتدرحالگسترشونفوذهستندوغفلتازآنها،غیرقابلجبرانخواهدبود. خورشیدبه عنوانبزرگترینمنبعانرژیجهانبهشمارمیرودکهبه گونههایمختلفامکانبهرهگیریازآنوجوددارد. در این مطالعه مدلسازی میزان دریافت تابش خورشید بر اساس موقعیت جغرافیایی و با بهرهگیری از رویکردهای نوین مطالعاتی انجام شد. به منظور اولویتبندی منطقه مورد مطالعه، به لحاظ پتانسیل توسعه سیستمهای فتوولتاییک، سه دسته معیار براساس نظرات کارشناسی تعیین گردید. این معیارها شامل معیارهای ساختمانی تراکم، معیارهای فنی و معیارهای محیطی میباشند. مدلسازی سیستم استنتاج فازی برای اولویتبندی منطقه انجام شد.نتایج حاصل از سیستم استنتاج فازی نشان میدهد که 10 کیلومتر مربع از مساحت کل منطقه دارای اولویت توسعه متوسط و 7/0 کیلومتر مربع به اولویت توسعه خیلی زیاد اختصاص دارد که به ترتیب بیشترین و کمترین میزان را تشکیل میدهند. با توجه به عدم وجود آگاهی عمومی از ارزش انرژی تجدیدپذیر خورشید در مناطق شهری، طراحی و تهیه یک سامانه مکانی تحت وب ضمن ایفای نقش در افزایش سطح آگاهیهای عمومی، قابلیت استفاده به عنوان یک سیستم پشتیبان تصمیمگیری به منظور ارزیابی امکان سنجی توسعه سیستمهای تبدیل انرژی خورشیدی را فراهم میآورد. برای این منظور سامانه Web GIS انرژی خورشیدی منطقه با استفاده از نرمافزارهای متن باز طراحی و انجام شد. پژوهش حاضر ضمن تأکید بر موفقیتآمیز بودن بهرهگیری از فناوری Web GIS در حوزه انرژی تجدیدپذیر خورشید، استفاده از این فناوری را به عنوان راهکاری نوین و کارآمد جهت مدیریت مؤثر و برنامهریزی در این زمینه مورد تأکید قرار میدهد.
افزایش روزافزون تقاضای انرژی در برابر کاهش منابع فراگیر انرژی به همراه پیامدهای گرمایش جهانی، اهمیت بررسی کمی تغییرات نیاز سرمایش، گرمایش کشور را در دهههای گذشته و آینده ضروری میسازد. در پژوهش حاضر، نخست دادههای گردش کلی جو از پایگاه دادهEH5OMاستخراج شد. این دادهها تحت سناریو A1B هیئت بینالمللی تغییر اقلیم بوده و سپس با مدل اقلیم منطقهای، دادههای میانگین دمای روزانه به تفکیک 27/0 × 27/0 درجه که حدوداً نقاطی با ابعاد 30 × 30 کیلومتر ایران را پوشش میدهند در بازه زمانی (2050-2015) ریزمقیاس شدند. دادههای میانگین دمای روزانه دوره گذشته نیز از پایگاه داههای اسفزاری در دوره آماری (2004-1970)بر روی یاختههایی به ابعاد 15×15کیلومتر بر سراسر کشور استخراج شد. از آستانه دمایی 11 درجه برای محاسبه درجه روز گرمایش و آستانه3/18 برای محاسبه درجه روز سرمایش استفاده شد. میانگین ماهانه این فراسنجها بر روی ماتریسی به ابعاد 2140×12 (آینده) و 7187×12 (گذشته) به دست آمد که سطرها بیانگر زمان (ماه، سال) و ستونها مکان یاخته میباشند. سپس نقشه میانگین ماهانه هر دو دوره ترسیم و تفسیر گردید. نتایج گویای سردترشدن هوا در دهههای آتی نسبت به دوره گذشته در ماههای ژانویه و دسامبر در اکثر مناطق کشور به جز ناحیه ساحلی و پسکرانهها و گرم تر شدن هوا در اکثر مناطق کشور در ماههای گرم سال (ژوئن، جولای، اوت)؛ بر میزان مصرف انرژی جهت گرمایش و سرمایش اثرات قابل توجهی خواهد داشت.
منافع اقتصادی ناشی از گردشگری در سالهای اخیر، توجه بسیاری از کشورهای دارای مرز دریایی را به سوی خود جلب نموده است. در این میان دریای خزر در بخش شمالی کشور ایران از پتانسیل ویژهای در زمینه گردشگری برخوردار است که تنها با رویکردی همهجانبه در این زمینه، میتوان شاهد افقی روشن در حوزه گردشگری بود. بر این اساس نوشتار حاضر به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف شناسایی مطلوبترین بازههای زمانی از نظر شرایط اقلیمی به منظور توسعه گردشگری تدوین گردیده است. نتایج حاصل از روش TCI نشان میدهد که در تمام طول سال میتوان شاهد نواحی با شرایط اقلیمی مطلوب در حاشیه دریای خزر بود که با برنامهریزی زمانی و مکانی مناسب زمینه رشد و توسعه گردشگری در این منطقه فراهم میشود. در این خصوص به ترتیب ماههای خرداد، تیر، شهریور و مرداد به عنوان مطلوبترین بازههای زمانی جهت برنامهریزی برای حضور گردشگران و ارائه خدمات به آنها میباشند. مطلوبیت شرایط اقلیمی در این چهار ماه و همزمانی آن با آغاز مسافرتهای تابستانی، فرصتی ویژه به منظور گسترش گردشگری و بهرهمندی از مزایای اقتصادی قابلتوجه آن محسوب میگردد. همچنین به ترتیب ماههای فروردین، اسفند، مهر، دی، اردیبهشت، بهمن، آبان و آذر به لحاظ مطلوبیت شرایط اقلیمی در اولویتهای بعدی قرار دارند. البته این بدان معنی نیست که در این ماهها، گردشگری مسکوت میماند، بلکه این رتبهبندی صرفاً مطلوبیت اقلیمی را در ماههای مختلف در مقایسه با یکدیگر بیان میدارد. در واقع تقریباً در اغلب ماههای سال میتوان شاهد شرایط اقلیمی مطلوبی در راستای گردشگری در نواحی همجوار با دریا بود.
تولید از مخازن هیدروکربوری، سبب افت فشار منفذی در این مخازن میشود. این افت فشار، تنش ناشی از رسوبات روبارهی سنگ مخزن را که پیش از عملیات برداشت، توسط فشار سیال داخل مخزن و سنگهای پوششی کنترل میشد افزایش داده و موجب تراکم محیط متخلخل اطراف میشود. در صورتی که میزان تراکم مخزن از حدی فراتر رود، سنگهای روباره در اثر وزن خود شروع به فرونشست خواهند کرد که این امر میتواند تأثیرات مخربی از جمله شکستگی چاهها، مچاله شدگی لولههای جداری و خسارات سرچاهی را به دنبال داشته و در نتیجه فرآیند تولید از این مخازن را با مشکل جدی مواجه کند. بنابراین مطالعه پدیدهی فرونشست ناشی از بهرهبرداری منابع هیدروکربوری، حائز اهمیت بوده و نیاز به توجه و بررسی دقیق دارد. برای این منظور روشهای متعددی میتواند مورد استفاده قرار گیرد؛ لذا روشی که دارای سرعت و دقت بالا و هزینهی پایین باشد همواره در اولویت خواهد بود. بدلیل هزینهبر بودن روشهای ترازیابی دقیق و نقشهبرداری زمینی و نیز عدم دسترسی به مشاهدات آنها در برخی شرایط خاص، بکارگیری روشی سریعتر و ارزانتر پیشنهاد میشود. خوشبختانه پیشرفت در زمینهی ماهواره و تکنولوژی رادار باعث شده است که قادر به اندازهگیری جابجاییهایی بسیار کوچک سطح زمین در نواحی مستعد جابجایی از جمله میدانهای تحت برداشت سیالهای زیرسطحی باشیم. روش تداخلسنجی تفاضلی رادار (InSAR) فناوری نوینی است که از تصاویر ماهوارهای جهت آشکارسازی دگرریختی شکل سطح زمین استفاده میکند. در این راستا دو میدان بزرگ نفتی یکی واقع در منطقهی جنوب غربی ایران و دیگری در کالیفرنیای مرکزی توسط تکنیک تداخلسنجی راداری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج بدست آمده بیانگر کارایی مناسب این روش به منظور بررسی جابجایی ناشی از فرونشست در میادین مذکور میباشد.
گسترش فضایی بی رویه و بدون برنامه شهرهای بزرگ و متوسط کشور در چند دهه گذشته، باعث شکلگیری بافتهای جدید شهری در مجاورت شهرها و جابجایی ساکنان و کاربریهای شهری به نواحی جدید گردیده است. در نتیجه این جابجایی، به تدریج بافتهای قدیمی شهرها که نقطهی جوشش اصلی یک شهر و نشان دهندهی هویت آن شهر میباشد، کارکرد و حیات اجتماعی- اقتصادی خود را از دست داده و با از دست دادن حیات شهری خود، به سمت رکود و فرسودگی گرایش پیدا کردهاند. هدف از این پژوهش شناسایی و اولویتبندی بافتهای فرسودهی منطقه 5 شهر اصفهان به منظور احیاء و نوسازی، تقویت پایهها و مبانی نظری و با بهرهگیری از روش فرایند سلسله مراتبی در سیستم اطلاعات جغرافیایی بر اساس معیارها و شاخصها میباشد. بر این اساس نوع پژوهش نظری-کاربردی و روش بررسی آن توصیفی-پیمایشی است. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی در محیط نرمافزاری Arc GIS،بافتهای فرسوده منطقه 5 شهر اصفهان شناسایی و اولویتبندی برای احیاء و مدیریت بهینهسازی شده است. بررسیها نشان میدهد که در حال حاضر حداقل 53 بافت فرسوده در 15 ناحیه اصفهان با جمعیّت 350000 نفری وجود دارد.منطقه 5 شهرداریاصفهانبهعنوانمنطقهموردمطالعهازقاعدهفوقمستثنینبودهودر زمرهبافتهایفرسودهکشورمحسوبمیگردد. نتایج تحقیق مشخص میکندکهکمبودامکانات،خدماتشهریوتأسیساتزیربناییسببمهاجرتساکنانبومیبه مناطقدیگرشهرشدهوباعثمنفیشدننرخرشدجمعیتبافت،طیسالهایاخیرشدهاست.با توجه بهوضعیتاجتماعی - اقتصادیساکنانبافت،روندبهسازیونوسازیدرونبافتکندگردیده، بطوری کهاینعواملسببفرسودهشدنوتخریببیشتربافتشدهاست.
رشد جمعیت و توسعه شهرنشینی از عوامل مؤثر بر افزایش دمای هوا در نواحی شهری هستند که موجب ایجاد جزیره حرارتی برروی این مناطق در مقایسه با محیط اطراف میشوند و اثرات ناشی از آن میتواند نقشی اساسی و مهم درکیفیت هوا داشته و بهتبع آن، سلامت عمومی ایفا نماید. این پدیده بهویژه در شهرهای بزرگ بیشتر مشهود است. هدف این تحقیق، پی بردن به تفاوت دمایی مناطق مختلف شهر ارومیه و حاشیه اطراف آن بهمنظور شناخت محدوده تشکیل جزیره گرمایی در شهر ارومیه میباشد. عرصه مطالعاتی پژوهش حاضر شهر ارومیه است و برای انجام این تحقیق، از آمار روزانه در ایستگاه سینوپتیک شهر ارومیه و همچنین 9 ایستگاه سنجش دمایی در داخل شهر استفاده شده است. نتایج حاصل از مقایسه دادههای دماسنجهای نصب شده نشان میدهد که اختلاف دمایی معادل 2/4الی 6/9 درجه سلسیوس بین مرکز جزیره گرمایی با نواحی اطراف شهر وجود دارد بهطوری که ایستگاه میدان ولایت فقیه بادمای 41/29 درجه سلسیوس در مقایسه با هشت ایستگاه دیگر، بیشترین دما را به خود اختصاص و در واقع، مرکز جزیره گرمایی را تشکیل داده است. در همان حال ایستگاه مرکز تعویض پلاک خودرو ارومیه با دمای حداکثر 77/22 سلسیوس خنکترین ایستگاه در مقایسه با دیگر ایستگاهها میباشد که نشان دهنده اختلاف گرمایی 64/6 سلسیوس در سطح شهر است. شدت جزیره گرمایی بافاصله گرفتن از مرکز شهر کاهش مییابد؛ به بیان دقیقتر بررسی ها نمایان گر این است که با توجه به تنوع پراکندگی کاربریها در سطح شهر، قسمت مرکزی شهر به علت برخوردار بودن از بالاترین سطح ساخت و ساز شهری و حجم بالای تردد و ترافیک شهری، دارای بالاترین میانگین دمایی میباشد.
ازتبعات رشد جمعیت در ایران وسعتیافتن سطوح انواع کاربریهای شهری و مسکونی و صنعتی میباشد که به ضرر اراضی کشاوررزی است. فرآیند مکانیابی مناسب برای تخصیص زمین به کاربریهای مناسب، تلاشی است برای ایجاد چارچوبی که طی آن بتوان برای رسیدن به راهحل بهینه اقدام کرد. هدف از انجام این پژوهش یافتن چهارچوبی مناسب و علمی برای شناسایی مکانهای مناسب جهت توسعهی سکونتگاههای انسانی است. روشهای مورد استفاده شامل تکنیکهای تصمیمگیری در ترکیب با سیستم اطلاعات جغرافیایی و مدلهای فازی بودهاست. در این پژوهش سعی شده با شناسایی ویژگیهای محیطی و اجتماعی و اقتصادی، مکانهای بهینه برای توسعهی شهری مشخص شود. برای ارزیابی از 13 شاخص استفادهشده است که با استفاده از دو روش تلفیقی فازی و ترکیب خطی وزنی[1] (WLC)و روش وزندهی فرایند تحلیل شبکه فازی[2](FANP) نقشههای نهایی تناسب زمین ایجاد و دو روش مورد مقایسه و ارزیابی قرار گرفتند. در روش اول (فازیگاما) هر کدام از لایهها در محیط سیستماطلاعاتجغرافیایی فازی شدند و بعد از ضرب وزن لایههای حاصل از FANP در هر یک از لایهها عملگر گامای 9/0 و5/0 و 1/0 اجرا شد. در روش دوم(WLC) لایهها بر اساس ارزشدهی انجام شده طبقهبندی شدند، سپس در وزنهای بهدستآمده از FANP ضرب شدند. در نهایت دو نقشهی نهایی بهدست آمد که این نتایج نشان میدهند که قسمتهای جنوبی شهرستان کاشان امکان توسعهی کاربری شهری بیشتر است و دو شهر قمصر و کاشان نیز بیشتر به سمت جنوب و جنوبغربی گرایش داشتهاند. [1]- Weighted Linear Combination[2]- Fuzzy Analytical Network Process
برای پنهانسازی سازهها و تأسیسات زیرسطحی، شناخت عملکرد و توان فناوریهای سنجش از دور نوین و پیشرفته از ضروریات اساسی است. یکی از این فناوریها در سامانههای پر قدرت گرم کنندهی الکترومغناطیسی یونسفری بکار گرفته شده است که از امواج الکترومغناطیسی پر قدرت در محدوده فرکانسی 3 تا 10 مگاهرتز استفاده میکند. هارپ با ساطع کردن این امواج به منطقهای از یونسفر موجب گرم شدن آن منطقه شده و این گرمایش منجر به گسیل امواجی با محدوده فرکانس خیلی پائین VLF و ELF میشود. هدف اصلی این تحقیق تحلیل و شناخت قابلیت سنجش از دور سامانههای پر قدرت گرم کنندهی الکترومغناطیسی یونسفری (هارپ)، در شناسایی اهداف زیرسطحی میباشد. در این پژوهش با بهرهگیری از روش ترکیبی تجزیه و تحلیل دادههای چندگانه بر مبنای توصیف و تحلیل دادههای جمعآوری شده از منابع علمی و تئوریک، گزارشات رسمی و معتبر، بررسی نتایج آزمایشات تجربی انجام گرفته در جهان و ایران و در نهایت اخذ نظر خبرگان و صاحب نظران جامعه آماری تحقیق به روش میدانی، به سؤال اصلی تحقیق پاسخ داده شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که سامانههای پر قدرت گرم کنندهی الکترومغناطیسی یونسفری، قابلیت سنجش از دور و امکان شناسائی اهداف زیرسطحی را دارند. بر این اساس، این سامانهها تهدیدی جدی برای شناسایی اهداف زیر سطحی محسوب میشوند؛ و لذا در ادامه تحقیق، راهکارهای دفاع غیرعامل در برابر این تهدید نیز ارائه گردیده است.
یکی از شاخصهای کاربردی در تعیین انرژی مورد نیاز جهت تأمین آسایش اقلیمی شاخص درجه-روز میباشد.در ایران غالباً دمای 18 درجه سلسیوس جهت محاسبه HDD و 24 درجه را به منظور محاسبه CDD استفاده میکنند. حال آنکه تنوع اقلیمی و جغرافیایی ایران باعث میشود تا دماهای مبنای جدیدی جهت محاسبه HDD و CDD پیشنهاد گردد. در پژوهش حاضر جهت تعیین آستانههای دمایی جدید به منظور تأمین انرژی مورد نیاز برای شرایط آسایش اقلیمی از دیاگرام اولگی استفاده شده است.از آنجایی که کشور ایران دارای تنوع اقلیمی مختلفی میباشد، بنابراین 10 ایستگاه که معرف شرایط متفاوت آب و هوایی ایران میباشند انتخاب و مورد واکاوی قرار گرفتند. همچنین قابل توجه میباشد که در این مطالعه دیاگرام اولگی به 12 طبقه زیست اقلیمی تقسیمگردید. اما مهمترین بخش این مطالعه مربوط به تعیین دماهای پایه جدید برای محاسبه شاخصهای HDD و CDD ایستگاههای مطالعاتی است. پس بر مبنای روزهای واقع در منطقهآسایش سه محدوده در قالب آستانه صدکهای 40 تا 60 براساس نماینده 20 درصد مرکزی دادهها، آستانه صدکهای 25 تا 75 درصد به عنوان 50 درصد غالب مرکزی و در نهایت آستانه صدکهای 10 تا 90 به عنوان 80 درصد مرکزی دادههای مورد مطالعه انتخاب و این محدودهها به نام آستانههای آسایش دمایی جدید به منظور تعیین دماهای پایه برای محاسبه HDD و CDDمعرفی گردیدند. بر اساس هدف اصلی این تحقیق آستانههای آسایش دمایی جدیدی برای تمام ایستگاههای مطالعاتی پیشنهاد گردید که یافتهها نشان دادند با توجه به صدکهای مختلف، حداقل دمای پایه جهت محاسبه HDD متعلق به ایستگاه بابلسر و حداکثر دمای پایه به منظور محاسبه CDD به ایستگاه شیراز اختصاص یافته است.
درحال حاضر صنعت گردشگری یکی از منابع مهم تولید درآمد، اشتغال و ایجاد زیر ساختها برای نیل به توسعه پایدار محسوب میشود. استان اردبیل یکی از مناطق زیبای گردشگری شمال غرب کشور ما است که در چهار فصل سال مورد توجه گردشگران بسیار است. این استان از قابلیتها وتوانمندیهای زیادی برای ایجاد و توسعه گردشگری برخوردار است. یکی از نیازهای مهم واساسی به منظور توسعه قابلیتها وتوانمندیهای گردشگری منطقه، برخورداری از اقلیم مناسب گردشگری میباشد. آگاهی از وضعیت اقلیمی و زمانهای مساعد برای گردشگری، از مهمترین نیازهای گردشگران است. یکی از متداول ترین شاخصهای اقلیم گردشگری شاخص TCI میباشد. در این پژوهش به منظورارزیابی شرایط اقلیمگردشگریوجاذبههای اقلیمی استاناردبیل از نقطه نظرگردشگری، ازشاخص اقلیم گردشگری TCI ودادههای اقلیمی چهار ایستگاه سینوپتیک استان استفاده شده است. بدین منظور ابتدا آمار هفت پارامتر اقلیمی موردنیاز به صورت ماهانهاز ایستگاههای سینوپتیک استان دربازه زمانی 15ساله (2010-1996)استخراج شد. پس از استخراج آمار، پایگاه اطلاعاتی مربوطه تشکیل و برپردازش آنها با استفاده از شاخص TCI اقدام گردید. سپس با بهرهگیری از نرمافزار GIS در میانیابی، تعمیم دادههای نقطهای به پهنهای و ترکیب نقشهها، زمان مساعد جهت حضورگردشگران در استان اردبیلمشخصشد. نتایج پژوهش نشان داد که ماههای اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد، شهریور، مهروآبان با رتبههای خوب، خیلیخوب، عالی و ایدهآل بهترین شرایط رابرای حضور گردشگران دراستان دارامی باشد. درماههای فروردین، آذر، دی ،بهمن و اسفند که برابر با ماههای سرد سال است، شرایط نامطلوب آسایش زیست اقلیمی درمنطقه حاکم بوده واستان وضعیت مناسبی برای حضور گردشگران ندارد.