زیرساخت حیاتی (CI) شامل سامانهها، داراییها و خدمات حیاتی است که برای عملکرد و رفاه جامعه و اقتصاد ضروری هستند. با این حال، رشد سریع تهدیدات سایبری در محیطهای دیجیتال خطرات جدی برای کارایی این زیرساختها ایجاد میکند و چالشهای قابل توجهی برای امنیت عمومی، ثبات اقتصادی و امنیت ملی به همراه دارد. این وضعیت نیاز به راهحلهای مؤثر در زمینه امنیت سایبری را، بهویژه در حوزه اتوماسیون و تصمیمگیری هوشمند، تقویت میکند؛ جایی که مدلسازی مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند نقش کلیدی ایفا کند. در این راستا، بحث ما بر مقایسه سامانههای هوش مصنوعی مبتنی بر قانون متمرکز است، زیرا این رویکرد از شفافیت، تفسیرپذیری و قابلیت اعتماد بالاتری نسبت به روشهای یادگیری عمیق برخوردار است و امکان بررسی و اعتبارسنجی تصمیمات را توسط تحلیلگران انسانی فراهم میسازد؛ امری که در حوزه امنیت سایبری حیاتی و گریزناپذیر است. این پژوهش به تحلیل هوش مصنوعی مبتنی بر قوانین چندلایه میپردازد که هدف آن تسهیل تصمیمات قابل فهم انسانی در کنار فرآیندهای خودکار برای زیرساختهای حیاتی است. علاوه بر این، انواع روشهای تولید قانون را دستهبندی کرده و رویکردهای مبتنی بر دانش و داده برای استخراج بینشهای معنادار از اطلاعات بررسی میشود. این فهم به تحلیلگران امنیتی کمک میکند تا تهدیدات را شناسایی کرده، حملات را بررسی کنند و تصمیمات آگاهانهای در بخشهای مختلف بگیرند. همچنین به این موضوع پرداخته می شود که چگونه این روشها میتوانند به چالشهای امنیت سایبری در بخشهای حیاتی مانند انرژی، دفاع، حملونقل، بهداشت، منابع آب و کشاورزی پاسخ دهند و در نتیجه به بهبود تدابیر امنیتی کمک کنند. این مقاله با شناسایی چالشهای موجود، فرصتهای تحقیقاتی آینده و ارائه راهبردهای نوآورانه برای مقابله با تهدیدات سایبری آینده به پایان میرسد.
دامپروری در ایران از اهمیت ویژهای برخوردار است و تأثیرات متعددی در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی دارد، و به عنوان یکی از ارکان اصلی اقتصاد کشور، به تأمین معیشت، امنیت غذایی، توسعه پایدار و افزایش تابآوری در برابر تهدیدات کمک میکند. توسعه و تقویت صنعت دامپروری میتواند در ایجاد ثبات اقتصادی، کاهش اثرات مخرب تهدیدها، کنترل و پیشگیری از بحرانها مؤثر باشد. در این تحقیق، شناسایی، معرفی و اولویتبندی مجموعهای از راهبردها، قابلیتها و اقدامات در حوزه دامپروری با رویکرد پدافند غیرعامل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است تا در هنگام بروز هرگونه تهدید مرتبط، موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیبپذیری، تداوم فعالیتهای ضروری، ارتقاء پایداری ملی و تسهیل مدیریت بحران در مقابل تهدیدات دشمن شوند. بدینمنظور، در ابتدا از تحقیقات میدانی و توزیع پرسشنامه SWOT بین 48 نفر از خبرگان و متخصصین در عرصه مدیریتی، علمی، صنعتی و عملیاتی استفاده و برای لحاظکردن جنبههای دفاعی و امنیتی مدل PESTEL بهکار برده شد. پایایی پرسشنامه در نرم افزار SPSS با آلفای کرونباخ 782/0 مورد تأیید قرار گرفت. پس از تحلیل عوامل محیطی، راهبردهایی استخراج شده تا بتوانند اهداف 5 گانه پدافند غیرعامل را برآورده سازند. راهبردها بر اساس پرسشنامه مبتنی بر روش ماتریس برنامهریزی راهبردی کمی (QSPM) در مقیاس فازی (TFN-CFCS) برای ارزیابی جذابیت راهبردهای استخراجی با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند بین 24 کارشناس توزیع شد و راهبردهای اولویتبندی شده متناسب با موضوع امنیت و دفاع زیستی حوزه تولید دام استخراج و تبیین شدند. نتایج بهدست آمده نشان میدهد که وضعیت موجود در حالت رقابتی (ST) میباشد. در بین راهبردهای اولویتبندی شده مطابق نظرات کارشناسان 15 مورد راهبرد قوی شناسایی شد که راهبردهای آموزش و ارتقاء آگاهی کارکنان و دامداران درباره تهدیدات بیولوژیک و نحوه پیشگیری از آنها، تنظیم برنامههای منظم برای بررسی سلامت دام، گزارشدهی به موقع درباره بیماریها به مقامات مرتبط، استفاده از سامانه ردیابی برای دامها، پیشنهاد و تبلیغ استفاده از محصولات طبیعی و ارگانیک، توسعه قوانین و مقررات محلی برای مدیریت و کنترل بیماریهای دام و ایجاد طرحهای جامع برای مدیریت بحرانهای بهداشتی از مهمترین راهبردها برای تحقق هدف هستند.
زنجیره تأمین از چندین حلقه تشکیل شده است که از نقطه تولید تا نقطه مصرف امتداد دارد؛ ایجاد تحریمهای بینالمللی در تأمین تجهیزات و تعمیر قطعات زیرساختهای حیاتی و حساس کشور چالشهای زیادی را ممکن است ایجاد کند که این پدافند غیرعامل اقتصادی نقش بسزایی در رشد اقتصادی، تابآوری، ایجاد اشتغال و... دارند؛ یک زنجیره تأمین ناقص ممکن است یک فاجعه ایجاد کند؛ در چنین شرایطی، شناسایی مناسب عوامل خطر برای دستیابی به یک زنجیره تأمین تابآور در برابر اثرات مخرب تهدیدات و اختلالات حیاتی است؛ از اینرو، این تحقیق با شناسایی عوامل زنجیره تأمین و تجزیه و تحلیل ارتباط آنها با استفاده از یک رویکرد یکپارچه، از جمله تحلیل پارتو، نظریه فازی، مدلسازی ساختاری تفسیری کل و یک تحلیل طبقهبندی شده و تعیین سطح و رتبهبندی خطرها، این خلاء تحقیقاتی را پر میکند؛ یافتههای تحقیق نشان میدهد که دانش ناکافی، تغییرات زیست محیطی و عدم وجود سامانه ردیابی و کنترل، مهمترین عوامل هستند؛ علاوه بر آن، عدم ثبات سیاسی و نظارتی، آلودگی و عدم صلاحیت پیمانکاران نیز برخی از خطرات حیاتی هستند که ممکن است مانع تابآوری و عملکرد مطلوب در شرکتهای کوچک و متوسط شوند. نتایج تحقیق به مدیران جهت شناسایی موفقیتآمیز عوامل خطر برای دستیابی به تابآوری عملیاتی و بلندمدت کمک میکند؛ همچنین میتواند، توانایی سیاستگذاران را برای تدوین راهبردهای کاهش پیشگیرانه و کارآمد افزایش دهد.
کلانشهر مشهد و حریم آنها در طی سالهای اخیر رشد فیزیکی نامتوازنی را تجربه کرده و در حال حاضر در ابعاد مختلف مدیریتی، اقتصادی، کالبدی، اجتماعی، زیستمحیطی و غیره با مشکلاتی زیادی همراه است. در این کلانشهر افزایش جمعیت و مهاجرت و ادغام روستاهای حریم شهر در بدنه کلانشهر مشهد از یکسو و کژ مدیریتی از سوی دیگر زمینه را برای افزایش چالشهای مذکور افزوده است. نوع تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است و در جمعآوری اطلاعات از مطالعات میدانی و کتابخانهای بهره گرفتهشده است. برای تجزیهوتحلیل یافتهها از روش کوکوسو (cocoso) استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در بخش اجتماعی شاخص عدم مشارکت مردم بهعنوان یک حلقه مفقوده در ساماندهی پیرامون کلانشهر مشهد؛ در بخش اقتصادی شاخص افزایش تخلفات در ساختوساز برای به دست آوردن سود بیشتر در مناطق پیرامونی کلانشهر مشهد؛ در بخشی کالبدی شاخص نبود مدیریت واحد در پهنه موردمطالعه برای صدور مجوز و نظارت برساخت و ساز؛ در بخش مدیریتی شاخص بخشی بودن مدیریت در پیرامون کلانشهر مشهد و درنهایت بخش زیستمحیطی شاخص افزایش مشکلات زیستمحیطی در پی تغییرات کاربریها در محدوده و پیرامون کلانشهر مشهد اشاره کرد که پیرامون و حریم کلانشهر مشهد در وضع موجود با آنها روبهرو است.
در دهه اخیر، پدیده فرونشست در بخش وسیعی از دشتهای ایران به علت خشکسالی اقلیمی و متعاقب آن برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی اتفاق افتاده است. این امر سبب بروز خسارتهای زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی فراوانی شده است. این تحقیق به بررسی تاثیر ضخامت لایههای ریزدانه و افت تراز آبزیرزمینی بر روی فرونشست آبخوان تهران- کرج- شهریار میپردازد. در گام اول نقشه های ضخامت لایه های ریزدانه، تغییرات تراز آبزیرزمینی، تراز سنگ بستر ، نفوذپذیری و ضرایب هیدرودینامیکی(ضریب ذخیره و قابلیت انتقال) در محیط GIS آماده شد. سپس نقشه میزان و محدوده مکانی فرونشست با استفاده از روش تداخل سنجی تفاضلی و تصاویر ماهواره ای ENVISAT ASAR در بازه زمانی 2004 تا 2009 تهیه شد. یافته های این تحقیق حداکثر میزان فرونشست با حدود 17 سانتی متر در قسمت مرکزی آبخوان و کاهش تراز آب زیرزمینی به طور متوسط 0/42 متر در هر سال را نشان می دهد. مقایسه نقشه فرونشست با نقشه تغییرات آب زیرزمینی نشان می دهد که میزان فرونشست در نواحی شمال دشت که دارای بیشترین کاهش سطح آب می باشد کم می باشد در مقابل حداکثر نشست در نواحی مرکزی که کاهش 5 تا 10 متری سطح آب زیرزمینی را نشان می دهد رخ داده است. برای تفسیر این نتایج از نقشه های ضخامت لایه ریزدانه ، نفوذپذیری، ضرایب هیدرودینامیکی و تراز سنگ بستر استفاده شد.دلایل زیاد بودن نشست در مرکز دشت به علت ضخامت زیاد لایه های ریزدانه است که باعث وقوع نشست در اثر تحکیم این لایه ها شده است.
در این پژوهش به اعتبارسنجی محصولات آب قابل بارش سنجنده مودیس بر روی ایران پرداخته شده است. به این منظور دادههای ماهانه سطح سوم مودیس در بازه زمانی 2003 تا 2015 و دادههای روزانه سطح دوم، طی ماه ژانویه 2004 و ژوئیه 2008 برای محدوده ایران از وبسایت مودیس اخذ گردید. سپس دادههای ماهانه با دادههای ERA-Interim و دادههای روزانه با دادههای رادیوسوند مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان میدهد که در مقیاس ماهانه، ویژگیهای دادههای آب قابل بارش مودیس در مقایسه با دادههای ERA-Interim دارای الگوی فضایی خوشهایتر، تغییرپذیری مکانی بالاتر، ارتباط فضایی قویتر با دادههای ارتفاع و میانگین آب قابل بارش سالانه مشابه (24/12 میلیمتر؛ علیرغم اختلاف ماهانه آب قابل بارش) میباشد. این ویژگیها حاکی از آن است که محصولات سنجنده مودیس، جهت اقلیمشناسی آب قابل بارش در ایران بسیار کارآمد هستند. همچنین مقایسهی آب قابل بارش مودیس با دادههای رادیوسوند در شرایط متفاوت جوی انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که در شرایط آسمان صاف و همراه با دید افقی بالا، آب قابل بارش حاصل از محصولات مودیس و دادههای رادیوسوند، ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند (ضریب تعیین = 73 درصد در ژوئیه 2008). درحالیکه ضریب تعیین در طی شرایط ابرناکی و دید افقی پایین (کمتر از 10 کیلومتر) در تمامی ایستگاهها به شدت کاهش مییابد (ضریب تعیین = 05/0 درصد در ژوئیه 2008). با توجه به این نتایج، صحت آب قابل بارش مودیس در مقایسه با دادههای رادیوسوند وابسته به شرایط جوی میباشد.
توزیع جغرافیایی زمینلرزهها نشان میدهد تقریباً تمام سرزمین ایران در معرض خطر زلزله قرار داشته و پتانسیل ناامنی دارد و بیشترین فراوانی آن متعلق به پیرامون کشور ایران، یعنی محور شرق، شمال، غرب و جنوب است بهطوریکه در 40 سال گذشته تعدادی از زلزلههای ویرانگر که به وقوع پیوسته و از اهمیت زیادی برخوردار بوده است، در این محور رخدادهاند. با توجه به وجود گسلهای زلزله زا در استان مازندران که میتواند شهر ساری را تحت تأثیر قرار دهد بررسی میزان آسیبپذیری لرزهای آن با استفاده از مدل مناسب امری ضروری و غیرقابلاجتناب است؛ ازاینرو هدف از این پژوهش تخمین خسارت ناشی از زلزله با استفاده از مدل رادیوس در محیط GIS است. شهر ساری 3.5 کیلومتر با گسل خزر و 37.5 کیلومتر با گسل البرز فاصله دارد؛ بنابراین با توجه به اهمیت این موضوع، شهر ساری بهعنوان منطقه موردمطالعه انتخاب شده است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و ازلحاظ ماهیت، کاربردی است. برای جمعآوری دادهها، مطابق استانداردهای مدل رادیوس، از سازمانهای مربوطه استفاده شده است. تجزیهوتحلیل اطلاعات جمعآوریشده با توجه به روشهای مبتنی بر پایگاه اطلاعاتی و با بهرهگیری از مدل رادیوس و نرمافزارهای مبتنی بر رویکرد سیستم اطلاعات جغرافیایی صورت پذیرفت و دو سناریو با توجه به دو گسل خزر و شمال البرز برای تخمین خسارتهای ناشی از زلزله احتمالی در منطقه موردمطالعه در نظر گرفته شد. نتایج حاصل بیانگر آن است بر اساس سناریوی گسل خزر 18910 ساختمان تخریب،2382 نفر کشته و 22897 نفر مصدوم خواهند شد. مطابق سناریوی گسل البرز نیز 3086 ساختمان تخریب،15 نفر کشته و 2102 نفر مصدوم خواهند شد. بر اساس سناریوهای درنظرگرفته شده در منطقه موردمطالعه نتایج خسارات و تلفات ناشی از وقوع زلزله حاکی از آن است که گسل خزر به دلیل فاصله اندک با منطقه موردمطالعه بیشترین آسیب را به همراه دارد. کمترین میزان آسیبپذیری برای منطقه ناشی از گسل شمال البرز است. نتایج بهدستآمده از این مطالعه موردی میتواند به تصمیم گیران در اولویتبندی مناطق آسیبپذیر برای کاهش خطر زمینلرزه و برنامهریزی مؤثر جهت خدمات اضطراری پس از وقوع زلزله کمک کند.
زمین لغزش از انواع مهم مخاطرات طبیعی است که امنیت جانی و مالی را مورد تهدید قرار می دهد و موجب تخریب محیط زیست و منابع طبیعی میشود. تهیه نقشههای پهنهبندی از جمله اقداماتی است که از طریق آن میتوان مناطق حساس به لغزشهای آینده را شناسایی و از نتایج آن برای برنامهریزی کاربری زمین، جلوگیری از فعالیتهای عمرانی غیرمجاز، طرحریزی زیرساختها و بهسازی و ترمیم آنها استفاده کرد. این مطالعه با بهرهگیری از سیستم اطلاعات مکانی و مدلهای آنتروپی شانون و ارزش اطلاعاتی چارچوبی را برای تهیه نقشه مناطق حساس به زمین لغزش در منطقه رودبار الموت شرقی در استان قزوین که درگیر معضل زمین لغزش و ناپایداریهای دامنه است، ارائه میدهد. در این راستا بعد از شناسایی عوامل مؤثر بر وقوع زمین لغزش و تهیه داده های مربوطه، نقشههای معیار شامل لیتولوژی، شیب، فاصله از گسل، کاربری اراضی، بارش، جهت شیب و ارتفاع برای محدوده مورد مطالعه با تفکیکپذیری مکانی سی متر تولید شد. برای تهیه لایههای اطلاعاتی و اجرای مدل از نرم افزار ArcGIS با توجه به قابلیت آن در تحلیل دادههای مکانی، بهره گرفته شده است. ارزیابی نتایج با استفاده از شاخص احتمال تجربی نشان داد که هر دو مدل آنتروپی شانون و ارزش اطلاعات در برآورد پهنههای خطر متوسط، زیاد و خیلی زیاد میتوانند به خوبی با مقدار شاخص احتمال تجربی 86% در شناسایی مناطق مستعد زمین لغزش در منطقه مورد مطالعه عملکرد مناسبی داشته باشند. در برآورد پهنههای خطر زیاد و خیلی زیاد، مدل ارزش اطلاعات با مقدار شاخص احتمال تجربی 86% در مقایسه با مدل آنتروپی شانون با مقدار شاخص احتمال تجربی 72% از قابلیت بهتری برخوردار است. با توجه به نقشههای پهنهبندی لغزش، پهنههای با خطر زیاد و خیلی زیاد اغلب در باغها و مراتع فقیر و امتداد گسلهای منطقه قرار دارند، لذا لازم است فعالیتهای انسانی با هدف ساخت و ساز و توسعه را در این مناطق محدود کرد.
آمایش مناطق مرزی، بهرهبرداری مطلوب از کلیه امکانات انسانی و فضایی این مناطق در جهت بهبود وضع مادی و معنوی جامعه به دنبال تبیین مبانی نظری سازماندهی مطلوب فضایی پایدار انسان، سرزمین و فعالیتهای انسانی در مناطق مرزی با توجه به ویژگیهای این مناطق در چارچوب طرح آمایش سرزمین و تحقق توسعه و امنیت ملی است.به واقع میتوان گفت که برنامه ریزی برای توسعه مناطق محروم و عقب مانده به ویژه مناطق مرزی به علت جایگاه شان در توسعه و امنیت در بسیاری از کشورها ازجمله ایران ضرورت تام یافته است. این پژوهش به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی و به لحاظ هدف توسعهای کاربردی میباشد. روش گردآوری اطلاعات به دو صورت کتابخانهای و میدانی میباشد که از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل متخصصین در زمینه مطالعات مرزی میباشد، که با استفاده از نمونهگیری هدفمند 30 نفر از بین آنها انتخاب شده است.در ادامه به تحلیل مفهوم استنباطی مرز از دیدگاههای مختلف پرداخته شده و با مطالعه وضعیت توسعه یافتگی مناطق نابرابری ها مشخص شده اند. همچنین جایگاه ناحیه موردمطالعه در مبادلات مرزی نیز با استفاده از ارائه آمارهای موجودبررسیشده است.سپس با استفاده از الگوی تحلیلی SWOT به شناخت سایر توانمندیها و مشکلات محیطی ناحیه مورد مطالعه با رویکرد آمایشی جهت برنامه ریزی توسعه پرداخته شده است. نتایج به دست آمده حاکی از این است که مناطق مرزی ازلحاظ برخورداری در وضعیت محروم قرار دارند و همچنین از ظرفیتهای این مناطق به نحو درستی استفاده نشده است، که با یک برنامه استراتژیک متناسب میتوان در جهت دستیابی به توسعه این مناطق گام برداشت.
حفظ و نگهداری بافتهای تاریخی یا بافتهای دارای میراث فرهنگی شهرها، از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که این بافتها علاوه بر ایجاد حس هویت و برانگیختن غرور ملی، کیفیت زندگی شهروندان را نیز ارتقاء میبخشند. «بهسازی»، یکی از روشها و البته مناسب ترین روش مداخله در بافت تاریخی شهرها میباشد، زیرا در این نوع مداخله اصل بر«وفاداری به گذشته وحفظ آثار هویت بخش» درآنهاست. در هر یک از اقدامات مربوط به بهسازی، مداخلهای چشمگیر در کالبد صورت نمی گیرد و تنها با جایگزینی عملکرد مناسب فعالیت، از فرسایش این نوع از فضای شهری جلوگیری میشود و با ایجاد تغییراتی در فعالیتهای شهری، فضاهای شهری مطلوب ایجاد میگردد. از آنجایی که رعایت « الزامات پدافند غیر عامل » و همچنین لحاظ نمودن« اصول توسعه پایدار شهری» در انتخاب الگوی مناسب بهسازی بافت کهن شهری، جزء ضروریات میباشد، با بررسی اصول حاکم بر این دو مفهوم پی میبریم که تضادها و تناقضاتی بین این اصول وجود دارد. در پژوهش حاضر، عمدتا به مطالعه و بررسی دو مفهوم مهم و تأثیرگذار در الگوی بهسازی بافت تاریخی شهری، پرداخته شده و بین اصول حاکم بر آنها مقایسه تطبیقی صورت گرفته است. هدف از این تحقیق، طرح موضوع تضادهای موجود میان الزامات پدافند غیر عامل با اصول توسعه پایدار شهری در الگوی بهسازی بافت تاریخی شهری و یافتن راه حل مناسب در این خصوص میباشد. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و از نظر شیوهی انجام، توصیفی- اکتشافی میباشد. روش جمعآوری اطلاعات، به دو صورت اسنادی(کتابخانه ای) و پیمایشی (میدانی) بوده و تحلیلها، با استفاده از نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی(ArcGIS) و همچنین به روش تحلیل مقایسه زوجی بصورت استنباطی انجام شده است. بافت تاریخی منطقه 12 شهر تهران با تأکید بر عنصر تاریخی «موزه» ها، مطالعه موردی این مقاله میباشد که دستیابی به نتایج تحقیق را سهلتر ساخته است.نتایج پژوهش نشان میدهد که برای یافتن مناسب ترین الگوی مداخله - از نوع بهسازی- در بافت تاریخی، میبایست با تأکید بر رعایت الزامات پدافند غیرعاملواصول توسعه پایدار شهری، ضمن تعیین اولویتها در تغییر کاربری ها، زمینههای هر نوع پارادوکس و تضاد در رویکردها را تعدیل نمود.
پدیدهزلزله،جزء سوانحطبیعیاستکههمهسالهخساراتجانی،مالیوزیستمحیطیفراوانیبرجای میگذارد. ایران به علت موقعیت لرزه خیزی و قرار گیری آن برروی کمربند زلزله، در برابر زمین لرزه بسیار آسیب پذیر می باشد. همچنین تعداد زیادی از مستحدثات قبل از تدوین معیارهای طراحی مقاوم در برابر زلزله ساخته شده اند و متأسفانه همچنان کیفیت ساخت و ساز در برخی موارد در کشور در حد مطلوب نمیباشد. از اینرو با توجه به رفتار مشکوک شبکهها نسبت به وقوع زلزلههای احتمالی، مباحث بررسی آسیب پذیری لرزهای زیرساختهای حیاتی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. در مقالهی حاضر، مدلی ارائه شده که در آن، ابتدا تحلیل خطر منطقه مورد نظر (بر اساس 2 رابطه کاهندگی موجود برای کشور) صورت میگیرد، که با توجه به عدم قطعیتهای موجود در وقوع زلزله (شامل اندازه بزرگای زلزله، عمق کانونی و موقعیت کانون زلزله)، این عملیات بصورت تصادفی در هر بار انجام تحلیل انتخاب میگردد و پس از هر بار آنالیز تحلیل خطر خروجیهای ناشی از خطر لرزش زمین شامل مقادیر بیشینه شتاب، حداکثرسرعت و تغییرمکان زمین محاسبه میگردد. چنانچه منطقه دارای استعداد زمینلغزش یا روانگرایی باشد، میبایست خروجیهای ناشی از خطر شکست زمین شامل مقادیر تغییرمکانهای روانگرایی و زمینلغزش برای هر عارضه وارد مدل شوند. سپس از توابع آسیبپذیری لرزهای که برای هر 2 خطر لرزش زمین و شکست زمین برای شریانها در پایگاه داده مدل قرار داده شده، استفاده میگردد. در انتها براساس توابع موجود آسیبپذیری به تحلیل خسارت شبکهها پرداخته میشود. تمامی این گامها برای یکبار آنالیز میباشد. از اینرو بر اساس شبیهسازی مونت کارلو، تمامی این عملیات بصورت 10هزار بار برای لحاظ نمودن تمامی عدمقطعیتها و حالات خرابی تکرار میشوند و از خروجیهای موجود در پایگاه داده، میانگینگیری انجام میشود تا تمامی حالات خرابی در نظر گرفته شود. به همین منظور باتوجه به حجم وسیع داده توصیفی و مکانی، از طرفی آنالیزهای مکانی زیاد بر روی دادهها و همچنین حجم بالای معادلات ریاضی برای تکرار عملیات، به کدنویسی در محیط Visual Studio با زبان برنامهنویسی C# با بهرهگیری از کتابخانههای .Net Framework و Arc Engine پرداخته شد که منجر به تولید یک سامانه نرمافزاری با به کارگیری یک پایگاه داده و با قابلیتهای تحلیل و استنتاج مکانی بر مبنای سیستمهای اطلاعات مکانی (GIS) گردید که میتواند مقادیر احتمالی خرابی کم، متوسط، وسیع و کامل هر شریان را به تفکیک در قالب نقشه و جدول برای هر عارضه برآورد نماید. در این مقاله بمنظور نمایش بهتر این پژوهش، مدل موجود برای شهر نیشابور، پیادهسازی و مورد تحلیل واقع گردید.
هدف اصلی این پژوهش تعیین شاخص آمادگی زیرساخت اطلاعات مکانی ملی (NSDI) ایران و شناسائی عوامل محدودکننده در ایجاد این زیرساخت میباشد. چارچوب اصلی پژوهش بر اساس پیمایش و مدل آمادگی زیرساخت اطلاعات مکانی (Readiness ModelSDI) بنا شده است. در این تحقیق، NSDI ایران بر اساس این مدل فازی پایه، با استفاده از 16 معیار تصمیمگیری در قالب پنچ عامل سازمانی، منابع انسانی، داده و اطلاعات، فناوری و مالی مورد ارزیابی قرار گرفته است. دادههای مورد نیاز پژوهش با کمک پرسشنامه و مصاحبه با کارشناسان آشنا با زیرساخت اطلاعات مکانی از سازمانهای دولتی، دانشگاهها و بخش خصوصی کشور تهیه گردید. بعد از جمعآوری داده و اطلاعات، مقادیر شاخصهای کلی و عاملهای پنجگانه بر اساس مدل آمادگی محاسبه شدند. براساس نتایج، وضعیت شاخص آمادگی کلی NSDI کشور در سطح پایین ارزیابی شده و برابر 44/0 محاسبه گردید. همچنین نتایج ارزیابی عاملها نشان داد که تمامی آنها به استثنای عامل فناوری، کمتر توسعه یافتهاند. بعلاوه، وضعیت 75 درصداز معیارهای تصمیمگیری نیزرضایت بخش نمیباشد. در این تحقیق، وضعیت سرمایهگذاری دولت و بخش خصوصی، زیرساختهای ارتباطاتی، رهبری سازمانی و فردی، مسائل قانونی، دیدگاه سیاستمداران، متادیتا، فرهنگ و آموزش در رابطه با زیرساخت اطلاعات مکانی از اهم معیارهای محدودکننده در استقرار NSDI شناخته شدند. علیرغم عوامل متعدد بازدارنده توسعه NSDI، وضعیت معیارهای اتصال به وب، دسترسی به داده و اطلاعات مکانی رقومی، سرمایه انسانی و دسترسی به نرمافزارهای مکانی در سطح مطلوبی از توسعه ارزیابی شدند. همچنین بر اساس نتایج این تحقیق، چنین به نظر میرسد که در توسعهNSDI کشور، مسائل غیرفنی (عوامل سازمانی، منابع انسانی و مالی) بیشتر از مسائل فنی (عامل فناوری) میتوانند به عنوان عامل محدودکننده نقش ایفا نمایند. در پایان پیشنهاداتی در راستای رفع محدودیتهای توسعهNSDIکشور ارائه شده است.
نظارت بر چگونگی گسترش مناطق شهری در مقیاس کلان امری بسیار مهم به منظور برنامهریزی توسعه شهری و پیشگیری از مشکلات فاجعه بار در مناطق کلان شهری میباشد. با این حال، در اغلب موارد کمبود اطلاعات اولیه در این زمینه به ویژه در کشورهای در حال توسعه یکی از موانع اصلی برای رسیدن به این امر است. بنابراین به منظور بررسی تعادل در نظام شهری ایران از شاخص نخست شهری و رتبه اندازه شهرهای ایران از سال 1335 تا 1390 با استفاده از دادههای جمعیتی نقاط شهری در دورههای مختلف سرشماری بهره برده شد. همچنین به منظور نظارت بر پویایی شهرنشینی در ایران معاصر از دید فضایی-زمانی از تصاویر چند زمانه DMSP/OLSمربوط به سالهای 1371 تا 1391 بهره برده شد. نتایج تحقیق نشان داد کـه پدیده نخست شهری، با توجه به تمام شاخصها در نظام شهری ایران، در تمام این دورهها وجود داشته است؛ و به طور کلی نتایج حاصل از توزیع لگاریتمی مرتبه- اندازه شهرهای ایران در فاصله زمانی 1335 تا 1390 نشان میدهد که در 55 سال اخیر با گذر زمان توزیع شهرها به سمت عدم تعادل میل کرده و در سال 1385 نامتعادلترین توزیع را با شیب خط مطلق 142/1 نشان میدهد. در نهایت تجزیه و تحلیل تصاویر DMSP در ارتباط با مناطق شهری و تولید ناخالص ملی از مدل رگرسیون خطی بهره برده شد، که نتایج نشان داد که رابطه خطی بین نور در شب و جمعیت کشور، جمعیت شهری کشور و تولید ناخالص ملی وجود دارد. میزان R2 برای جمعیت شهری برابر با 854/0 میباشد؛ که نشان میدهد از این تصاویر میتوان به عنوان عاملی برای شناسایی پویایی در نظام شهری ایران بهره برد.
استفادهی بهینه و دسترسی به داده و اطلاعات مکانی در کشور نیازمند طراحی و پیادهسازی سامانهی اطلاعات مکانی (GIS) و راهاندازی زیرساخت دادههای مکانی (SDI) است. در همین راستا همهساله سازمانها طرحهای GIS متعددی در کشور طراحی و پیادهسازی میکنند و طی سالهای اخیر نیز راهاندازی زیرساخت دادههای مکانی مد نظر قرار گرفته است. آنچه به نظر میرسد در اجرای این فعالیتها مورد بیتوجهی واقع شده است، فقدان تمهیداتی برای جلوگیری و یا کاهش ریسکهای مرتبط با آنها است. مطالعهی ریسک همواره با ابهامات و عدم قطعیت همراه است و منطق فازی یکی از روشهایی است که میتواند عدم قطعیت حاصل از ریسک را مدلسازی و به خوبی آنها را طبقهبندی کند. این مقاله با ارائهی چارچوبی بر پایهی منطق فازی، به صورت تلفیقی به مطالعهی ریسک در سامانهی اطلاعات مکانی و زیرساخت دادههای مکانی سازمانی مجموعهی سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان شرقی پرداخته است. برای انجام تحقیق با کمک پرسشنامههایی، نظرهای تعدادی از خبرگان جمعآوری و تعداد 34 مورد ریسک، شناسایی شد و بر اساس دو روش کلاسیک و فازی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که نبود سرورهای پشتیبان ریسک رتبهی اول (80/0- عدد ریسک) و ناکافی بودن بودجهی رتبهی دوم (76/0- عدد ریسک) را به خود اختصاص دادهاند. همچنین در بررسی 10 ریسک دارای رتبههای برتر مشاهده گردید که ریسکهای از نوع اجرایی و مدیریتی، غالب موارد را تشکیل میدهند.
شهرها در طول تاریخ هیچگاه از آسیبهای حوادث طبیعی و انسان ساخت بی امان نبودهاند، بهطوریکه اگر در گذشته به خاطر موانع و سدهای اطراف آن از آخرین اهداف جنگ بودهاند، امروزه با توسعه تکنولوژی و برداشته شدن آن موانع به اولین اهداف جنگی تبدیل شدهاند. در واقع آنچه که جنگ و حملات هوایی را به عنوان تهدیدی جدی برای شهر مطرح میکند عدم پایداری و آمادگی برای مقابله با آن است. یکی از راههای اساسی برای ایجاد آمادگی در برابر تهدیدات، آگاهی از درجه آسیبپذیری شهر در صورت وقوع آن است. لذا اگر بتوان با روش یا روشهایی میزان آسیبپذیری المانهای شهری ناشی از حمله به آنها را تعیین کرد، میتوان با اتخاذ راهکارهایی آمادگی را تا حد بسیار زیادی افزایش داد. آنچه که محققین در این تحقیق به دنبال آن بودهاند مدلسازی آسیبپذیری ساختمانهای شهر (به عنوان یکی از مهمترین المانهای کالبدی شهر) ناشی از تهدیدات برای یکی از مناطق تهران (منطقه6 شهرداری) بوده است. با توجه به اینکه آسیبپذیری خود تابعی از چندین شاخص میباشد، لذا مدل مدنظر تحقیق از نوع مدلهای چند معیاره بوده و با توجه به ماهیت مکانی شاخصها پیادهسازی مدل در محیط GIS صورت گرفته است. استخراج شاخصهای آسیب پذیری با روش دلفی و تهیه پرسشنامههایی از کارشناسان شهرسازی، سازه، معماری و پدافند غیرعامل و مطالعه کارهای گذشته انجام پذیرفت. نتایج حاصل از مدلسازی 9 شاخص مستخرج از روش دلفی با تکنیک تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، حاکی از آن است که حدود 38 درصد ساختمانها آسیبپذیری کم، 60 درصد ساختمانها آسیب پذیری متوسط و حدود 2 درصد ساختمانها آسیبپذیری بسیار بالایی دارند که این خود نشان از ضرورت بالای اقدامات اساسی با رویکرد پدافند غیرعامل برای کاهش آسیبپذیری میباشد
در این پژوهش به واکاوی توفانهای تندری شیراز طی یک دوره آماری 25 ساله (2008-1984) پرداخته شده است. بدین منظور، داده های فشار تراز دریا، ارتفاع ژئوپتانسیل تراز 850 و 500 میلی باری در روز بارش از پایگاه داده هایNCEP/NCAR استخراج و نقشه های ترازهای فوق الذکر در محیط نرم افزار GRADS ترسیم گردید. سپس الگوهایی که منجر به بارش شدید در شیراز گردیده، شناسایی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با بررسی نقشه های فشار تراز دریا، 850 و 500 میلی باری سه الگوی کلی برای بارش های تندری شیراز شناسایی گردید. در الگوی نوع اول(1 مارس 1998)، زبانه کم فشار سودان بخش های وسیعی از کشور از جمله منطقه مورد مطالعه را در برگرفته است. این سامانه علاوه بر تأمین رطوبت، ناپایداری را در این تراز فراهم کرده است. و در تراز 850 و 500 میلی باری، منطقه مورد مطالعه به ترتیب تحت تأثیر مرکز واچرخند و پشته های غربی قرار گرفته اند. در الگوی نوع دوم (6 دسامبر 2003) در تراز دریا، منطقه مورد مطالعه تحت تأثیر مرکز واچرخندی قرار گرفته است؛ و در تراز 850 و 500 میلی باری منطقه مورد مطالعه به ترتیب در جلوی ناوهای با منحنی پربندی 1450 و 5720 ژئوپتانسیل متر واقع شده و از شرایط مناسب ناپایداری در این تراز برخوردار شده اند. در الگوی نوع سوم (26 مارس 2003) مرکز کم فشاری با فشار مرکزی 1004 میلیباری بر روی کشور قرار گرفته است در این تراز جهت جریانات به گونه ای است که هوای نسبتاً مرطوب دریای خزر به سمت شمال غرب و غرب کشور شمارش می شود. در ترازهای 850 و 500 میلی باری منطقه مورد مطالعه در زیر محور ناوه های فوقالذکر قرار گرفته و ناپایداری را تا ترازهای پیش گفته شدت می بخشد.
به منظور شناخت سامانه های همدیدی مؤثر در ایجاد یخبند انهای متوسط و شدید شهر تهران و نیز چگونگی تبدیل یخبندان متوسط و شدید به یکدیگر، واکاوی همدیدی یخبندان با استفاده از نقشههای سطح متوسط دریا و تراز های850 و700 هکتوپاسکال در دورة آماری 45 ساله (2005-1961) انجام شد. نتایج همدیدی نشان داد که تبدیل یخبندان متوسط به شدید تا فرین به دلیل فرارفت هوای سرد از عرض های بالاتر، قرارگیری ناوه روی منطقه یا تابش زمینی می باشد. با بررسی نقشه های تراز850 هکتوپاسکال مشخص شد کاهش دمای منطقه پژوهش در نتیجة رخداد فرارفت سرد از سامانه های مختلف از شمالغرب تا شمالشرق می باشد. در شکل گیری یخبندان متوسط و شدید در نقشه سطح متوسط دریا، گسترش زبانة پرفشار سیبری و در تراز 700 هکتوپاسکال قرارگیری ناوه در شرق منطقه بیشترین فراوانی و سهم را دارد.
چکیده گردشگری زمینهی جدید مطالعاتی است که تا دههی1990مطالب اندکی در مورد نقش آن در اقتصاد و فرهنگ شهرها و روستاها مشاهده میگردید. در واقع، شهرهایی که میلیونها بازدید کننده را جذب میکرده، به ندرت به نقش گردشگری آن پرداخته شده است. در واقع، از نقش گردشگری در برنامهریزیها به ویژه برنامهریزیهای شهری و روستایی غفلت شده و کمتر از آن بهرهگیری گردیده است.این در حالی است که، گردشگری گستردهترین صنعت خدماتی است که قادر است درایندهی نه چندان دور، پرشتابتر از گذشته جهت افزایش سطح فرهنگ عمومی، سودآوری افزونتر،ایجاد صلح، گفتگوی تمدنها، تفاهم، دوستی و مودت در سطح بینالمللی، پیشرو یا برابر با سایر صنعتها از جمله نفت نمایان گردد. ایران اسلامینیز با آن همه آثار تاریخی، مذهبی و طبیعی توانمندیهای درخور توجهی دارد که باید مدبرانه بهترین بهرهگیری از آن بشود. با توجه بهاین که کشورایران در سال1385حدود13میلیون نفر گردشگر داخلی و تعداد2171699نفر گردشگر خارجی را پذیرا بوده است بااین وجود، هنوز جهت توسعهیاین صنعت در اول راه قرار داریم. شهر کاشان با جاذبههای گردشگری گوناگون، میراث فرهنگی گرانبهایی را در خود عجین دارد که در بسیاری از شهرهایایران و جهان نظیر آن به چشم نمیخورد و از جهت گردشگری به ویژه گردشگری دینی و زیارتی، به عنوان یک قطب گردشگری، قادر است گردشگران زیادی را ازایران و سراسر گیتی به خود جذب کند، به نحوی که در نوروز سال1387تعداد200000/1نفر گردشگر را پذیرا بوده است. بنابراین، باید متولیان امر راهبردهای لازم و ضروری را به اجراء در آورند تااین صنعت کارا و سودآور، زمینهی اشتغالزایی به ویژه برای جوانان را فراهم و شهر کهن کاشان را به توسعهی پایدار و تعالی لازم برساند که دراین مقاله به اختصار بهاین مهم پرداخته میشود.
زمین دارای ویژگی های گوناگونی می باشد و اندازه گیری مشخصه های فیزیکی و ظاهری زمین، مرحله ای اساسی در بسیاری از کاربردها است. با پیشرفت فناوری در سنجنده های گوناگون، امکان اندازه گیری جنبه های مختلف ویژگی های پدیده ها فراهم شده است. با استفاده از سنجنده ها می توان مجموعه داده لازم پیرامون اجسام گوناگون را اخذ کرده و با پردازش آن به اطلاعات مفید راجع به محیط پیرامون رسید. تصاویر ماهواره ای به عنوان یک منبع اطلاعات رقومی، در دسترس و مقرون به صرفه در کاربردهای گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرند. دو دسته ی مهم تصاویر ماهواره ای از نظر گستره کاربرد بیشتر، تصاویر چند طیفی و تصاویر فراطیفی (ابرطیفی) می باشند. تصاویر چند طیفی، به وسیله ی سنجنده هایی تولید می شوند که انرژی بازتابی از سطح زمین را فقط در محدوده ی چند باند از طیفی الکترومغناطیس اندازه گیری می کنند. تصاویری که با سنجنده های فراطیفی تهیه می شوند، تشعشعات بازتابی را در یک سری باند باریک و متصل به هم اندازه گیری می کنند. سنجنده های فراطیفی توانمندترین نوع سنجنده های تصویربرداری، از نظر توان تفکیک طیفی هستند که تصاویر حاصل از آن ها حاوی اطلاعات در بیش از صد باند طیفی می باشند.