این پژوهش با هدف ارزیابی آموزشهای مهارتی کشاورزی سازمان فنی و حرفهای استان آذربایجان غربی متناسب با وضعیتها و قابلیتهای نسبی هر شهرستان انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی؛ روش پژوهش تحلیلی بود. جامعه آماری همه کارفرمایان (95 نفر)، مربیان (40 نفر)، و کارآموزان (400 نفر)، سازمان فنی و حرفهای استان آذربایجان غربی در بخش کشاورزی بودند. که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب از بین آنان 77 نفر از کارفرمایان، 37 نفر از مربیان و 190 نفر از کارآموزان به عنوان نمونه آماری گزینش شدند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه محققساخته بود که روایی آنها بررسی و تأیید شد. همچنین یک سؤال بازپاسخ نیز در هر یک از پرسشنامهها جهت شناسایی و اولویتبندی نیازهای آموزشی اختصاص گنجانده شده بود. پردازش دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد و از آزمون یومن-ویتنی استفاده شد. برای شناسایی نیازهای آموزشی جدید سازمان فنی و حرفهای با استفاده از نظرسنجی از کارفرمایان، مربیان و کارآموزان از روش تحلیل محتوا استفاده شد. یافتهها گویای آن بودند که: از دیدگاه کارفرمایان، بین موقعیت و مطلوبیت عملکرد کارآموزان، شکاف منفی و معناداری وجود داشت؛ از دیدگاه مربیان، بین موقعیت و مطلوبیت دورههای آموشی، شکاف منفی و معناداری وجود داشت؛ همچنین بین موقعیت و مطلوبیت دورههای آموزشی از دیدگاه کارآموزان نیز، شکاف منفی و معناداری وجود داشت. در نهایت نیز، بر پایه نظر کارفرمایان، مربیان و کارآموزان و با توجه به ظرفیتهای هر شهرستان، نیازهای جدید چندی شناسایی و اولویتبندی شدند.