این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- همبستگی از نوع مدلمعادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری شامل کلیۀ معلمان مدارس دورۀ دوم متوسطۀ نظری شهر ارومیه در سال تحصیلی 98-97 به تعداد 831 نفر بود که از بین آنها به روش تصادفی طبقهای نسبی و با بهرهگیری از جدول کرجسی مورگان، 306 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ارزشیابی عملکرد معلمان، پرسشنامههای استاندارد ساختار سازمانی رابینز و ایوانویچ، استقلال شغلی فریدمن، احساس عدالت کولکوئیت و اشتیاق شغلی شوفلی و بکر بودند. روایی ابزارها با استفاده از روایی صوری، محتوایی و سازه و پایایی ابزارها با روش آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. مقادیر پایایی ابزارها به ترتیب 86/0 ، 77/0، 79 /0 ، 81/0، 89 /0 محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای ,SPSS 20 LISREL8.8 استفاده شد. یافتههای تحقیق، نقش واسطهای ارزشیابی عملکرد معلمان در رابطه بین استقلال شغلی و ساختار سازمانی با اشتیاق شغلی و عدالت سازمانی را تأیید کرد. نتایج حاکی از وجود رابطۀ مثبت معنیدار بین استقلال شغلی و اشتیاق شغلی، همچنین بین ساختار سازمانی و عدالت سازمانی بود. برای ارتقای اشتیاق شغلی معلمان و ادراک عدالت آنها باید از ساختارهای کاملا متمرکز در مدارس کمتر استفاده شود؛ استقلال شغلی معلمان را توسعه داد و به ارزشیابی عملکرد معلمان بیشتر توجه کرد.
این پژوهش با هدف بررسی نقش اعتماد سازمانی مدرسه و خودکارآمدی در توسعه حرفهای معلمان زن دوره ابتدایی، با نقش میانجی ادراک رهبری انجام شد. جامعه آماری شامل تمام معلمان رسمی زن دوره ابتدایی شهرستان ارومیه به تعداد 1420نفر می باشد که با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونهگیری تصادفی طبقهای302 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری میباشد. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامههای استاندارد بود که روایی و پایایی آنها تایید شد. پایایی پرسشنامهها بر اساس آلفای کرونباخ برای خودکارآمدی91/0، اعتمادسازمانی مدرسه92/0، ادراک رهبری89/0، توسعه حرفهای 86/0به دست آمد. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارSPSS و AMOS نشان داد که خودکارآمدی معلم، اعتماد سازمانی و ادراک رهبری با توسعه حرفهای معلم ارتباط معناداری دارد، اما خودکارآمدی اثر مستقیم و معنیداری بر توسعه حرفهای ندارد. اثر غیرمستقیم اعتماد و خودکارآمدی بر توسعه حرفهای از طریق ادراک رهبری معنیدار میباشد و ادراک رهبری نیز نقش واسطهای را در ارتباط اعتماد و خودکارآمدی با توسعه حرفهای ایفا میکند. بنابراین به منظور ارتقاء توسعه حرفهای معلمان زن ابتدایی میتوان به تقویت و ارتقاء اعتمادسازمانی و خودکارآمدی همچنین انتخاب سبکهای رهبری مناسب به عنوان یکی از عوامل میانجیگر توسعه حرفهای اقدام نمود.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه مولفههای خودکارآمدی و اعتمادسازمانی مدرسه با توسعه حرفهای معلمان دوره ابتدائی با نقش میانجی ادراک رهبری انجام شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی که با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و با نرم افزار Spss و Amosتجزیه و تحلیل گردید. جامعه آماری شامل تمام معلمان رسمی دوره ابتدایی شهرستان ارومیه 1400 نفر بودندکه با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحله ای با بهرگیری از فرمول کوکران تعداد 302 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزارهای سنجش شامل پرسشنامههای استاندارد اعتماد سازمانی Popen (2003)، خودکارآمدی معلم Tschannen-Moran & Woolfolk (2001) پرسشنامه رفتار رهبری ادراک شده(1987) Schriesheim ، پرسشنامه توسعه حرفهای Behdani (2016) بود که روایی و پایایی آنها تایید شد و برای روایی و پایایی آن از تحلیل عاملی تاییدی و آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج نشان داد که خودکارآمدی معلم، اعتماد و ادراک رهبری با توسعه حرفهای معلم ارتباط مثبت و معناداری دارد، اما خودکارآمدی اثرمستقیم و معنیداری بر توسعه حرفهای ندارد. اثر غیرمستقیم اعتماد و خودکارآمدی بر توسعه حرفهی از طریق ادراک رهبری مثبت و معنیدار می باشد و ادراک رهبری نیز نقش واسطهای را در ارتباط اعتماد و خودکارآمدی با توسعه حرفهای ایفا می کند. در واقع، معلمان به عنوان مجریان برنامه درسی میتوانند کمبودها و کاستیهای برنامه های درسی تدوین شده را رفع نمایند و یا این که حتی اگر برنامهای به بهترین حالت تدوین شده باشد اگر معلم اثربخشی و کارایی لازم را نداشته باشد، آن برنامههای مطلوب درسی را پوچ یا بیاثر نماید.
با توجه به اینکه فعالیت تدریس امروزه چیزی بیش از انتقال دانش میباشد و تدریس کانون هر برنامهی درسی بوده و در تمام مقاطع آموزشی مد نظر قرار گرفته میشود. بنابراین تدریس مؤثر همواره به مثابة عنصر حیاتی امور یادگیری بوده و نیازمند بازنگریهایی در امر تدریس میباشد. هرچند انتظار میرود که آموزش و پرورش سطح فعالیتهای آموزشی در سطح مدرسه و شیوههای تدریس را بهبود بخشد، مدارک کمی برای حمایت از این ادعا وجود دارد و با توجه به اینکه معلمان از جمله ایفاگران نقش اصلی در امر فعالیت تدریس میباشند، توجه به شرایط معلمان و حس خودکارآمدی و شرکت در تصمیمگیریها و فعالیتهای مدارس نیز میتواند نقش مهمی در فعالیتهای معلمان و امر تدریس داشته باشد. معلمان با داشتن حس قدرت و اعتماد به توانمندیهای خود بیشتر به سمت ایدههای جدید سوق پیدا کرده و میتوانند در امر فعالیت تدریس و یادگیری دانشآموزان اثرگذار باشند، لذا بررسی عوامل دخیل در فعالیت تدریس معلمان امری مهم و ضروری به نظر میرسد. هدف این پژوهش تحلیل نقش اعتماد سازمانی، همکاری معلمان و تصمیمگیری مشارکتی بر فعالیت تدریس با میانجیگری خودکارآمدی( مدل یابی معادلات ساختاری) میباشد. مقاله از نوع هدف کاربردی و از نظر اجرا توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری است. جامعه آماری تحقیق شامل تمام معلمان ابتدایی استان آذربایجانغربی به تعداد 11522 نفر میباشد که با بهره گیری از فرمول کوکران و روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای، 376 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. ابزار جمع آوری دادهها پرسشنامه اعتماد، همکاری و تصمیمگیری مشارکتی، تدریس، خودکارآمدی میباشد. تجزیه و تحلیل دادهها با نرم افزارSPSS و LISREL انجام گردید. یافتهها نشان داد به غیر از اعتماد، اثر مستقیم همکاری، تصمیمگیری مشارکتی، خودکارآمدی بر تدریس معنیدار میباشد، به غیر از همکاری، رابطه اعتماد، تصمیمگیری مشارکتی با خودکارآمدی معنیدار میباشد و به غیر از همکاری، اثر غیرمستقیم اعتماد و تصمیمگیری مشارکتی بر تدریس، با میانجیگری خودکارآمدی تایید میشود. بر اساس یافتههای تحقیق میتوان نتیجه گرفت برای بهبود تدریس معلمان، لازم است شرایط مناسب برای ایجاد و تقویت خودکارآمدی، همکاری، اعتماد و مشارکت در تصمیمگیری برای معلمان در مدارس فراهم گردد. بنابراین پیشنهاد میگردد مدیران و دست اندرکاران آموزشی طوری رفتار نمایندکه معلمان در خود نوعی احساس خودکارآمدی نموده و با فراهم نمودن زمینهها و دادن آزادی عمل جهت مشارکت معلمان در تصمیمگیریها و همکاری در فعالیتهای مدرسه، این حس خودکارآمدی را درآنان تقویت نمایند تا همه این موارد خود زمینه ساز برداشتن گامهایی اساسی در امر بهبود فعالیت تدریس در مدارس باشد.
هدف از پژوهش حاضر تعیین روابط ساختاری اعتماد سازمانی، اخلاق حرفهای و ساختار سازمانی با اثر بخشی مدرسه با نقش میانجی ارزشیابی عملکرد معلمان میباشد. این تحقیق از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ جمعآوری اطلاعات، همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مدارس متوسطه دوره دوم نظری شهر ارومیه در سال تحصیلی 98-1397 میباشد که از بین آنها به روش تصادفی طبقهای نسبی و با بهرهگیری از جدول کرجسی مورگان، 306 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته ارزشیابی عملکرد معلمان، پرسشنامه استاندارد ساختار سازمانی، اخلاق حرفهای، اعتماد و پرسشنامه تلخیص شده اثر بخشی مدرسه میباشد. روایی ابزارها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و پایایی ابزارها باروش آلفای کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS22و AMOS 22 استفاده شد. ضرایب استاندارد مسیرهای ساختار به اثربخشی 47/0=β و اعتماد به اثربخشی 35/0=β و اخلاق حرفهای به اثربخشی 08/0=β و ارزشیابی عملکرد به اثربخشی 16/0=β معنیدار میباشد. همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد مسیرهای غیرمستقیم ساختار و اعتماد و اخلاق حرفهای به اثر بخشی از طریق ارزشیابی عملکرد معنیدار میباشد. با توجه به نتایج، ارزشیابی عملکرد میتواند رابطه بین ساختار و اعتماد و اخلاق حرفهای با اثر بخشی را تحت تأثیر قرار دهد.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی و سنجش سطح توسعهیافتگی و تبیین شکاف بین شهرستانهای استان اردبیل به لحاظ برخورداری از شاخصهای آموزشی بود. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و با توجه به ترکیب شاخصها از نوع توصیفی تحلیلی و به دلیل استفاده از پرسشنامه، پیمایشی و از نوع روش همبستگی بود. اطلاعات تعداد 53 شاخص در قالب امکانات فیزیکی فضاهای آموزشی و پرورشی، امکانـات علمـی - آموزشی دانشآموزی، پیشـرفت تحصـیلی دانشآموزان، شاخصهای بهرهوری اقتصادی، شاخصهای منابع انسانی با مراجعه به سالنامه آماری و بهصورت کتابخانهای و شاخصهای نهادی، شاخصهای غیر شناختی و شاخصهای فرایندی نیز از طریق پرسشنامه جمعآوری شده است. برای جمعآوری دادههای شاخصهای غیر شناختی و فرایندی کلیه دانشآموزان متوسطه دوم استان و به تعداد 60278 با روش نمونهگیری طبقهای نسبتی به تعداد 1100 نفر در سال تحصیلی 97-1396 انتخاب شدند بـا اسـتفاده از مدلهای ویکور و روش وزن دهی آنتروپی به رتبهبندی منـاطق آموزشوپرورش اسـتان مبادرت گردید. سپس از طریق روشهای آماری همچون تحلیل رگرسیونی و تحلیل واریانس و با استفاده از فرآیند تحلیل شبکهای به تجزیهوتحلیل عوامل مؤثر بر توسعه منـاطق آموزشوپرورش استان اردبیل اقدام گردید و درنهایت تأثیرگذارترین شاخصها مشخص شدند. برازش مدل حاکی از آن است که ارتباط بین فضاهای آموزشی - پرورشی، منابع انسانی با پیشرفت تحصیلی و شاخصهای غیر شناختی، نهادی، فرآیندی و بهرهوری در سطح 01/0 معنادار است با توجه به نتایج ضریب تعیین، بخشهای هشتگانه دادهشده میزان 4/99 درصد از تغییرات توسعه مناطق آموزشوپرورش استان اردبیل را تبیین میکند و 6/0 درصد توسط عوامل ناشناخته تبیین و پیشبینی میشود. بر اساس یافتهها شهر اردبیل ازنظر توسعهیافتگی در رتبه اول و شهر اصلاندوز در رتبه آخر قرارگرفته است.
هدف از انجام این پژوهش، تحلیل ساختاری عملکرد مدیران مدارس بر اساس اخلاق حرفه ای با میانجی گری ویژگی های شغلی آنان بود. روش پژوهش از نوع کمی و توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران مدارس مروج سلامت استان آذربایجان شرقی بود. نمونه تحقیق بر اساس جدول مورگان 291 نفر بوده و از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی استفاده شده است. برای اندازه گیری متغیر های تحقیق از پرسشنامه اخلاق حرفه ای (بهاگیر؛1390)، پرسشنامه ویژگی های شغلی هاکمن و اولدهام (1980) و پرسشنامه محقق ساخته عملکرد مدیران مدارس استفاده شده است. روایی محتوایی پرسشنامه ها توسط متخصصان تایید و پایایی آنها به روش آلفاکرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه عملکرد 934/0برای پرسشنامه اخلاق حرفه ای 896/0و برای پرسشنامه ویژگی های شغلی 764/0برآورد شده است. نتایج نشان داد، عملکرد مدیران بر اساس اخلاق حرفه ای با میانجی گری ویژگی های شغلی آنان قابل پیش بینی است (01/0>P). همچنین بین عملکرد مدیران با اخلاق حرفه ای و ویژگی های شغلی رابطه معناداری وجود دارد (01/0>P). با توجه به نقش اخلاق حرفه ای در ارتقاء عملکرد مدیران می توان گفت ارتقاء اخلاق حرفه ای مدیران موجب تحقق ارتقا تسهیل و سلامت دانش آموزان مدارس مروج سلامت می گردد. به منظور تقویت این رابطه از متغیر میانجی ویژگی های شغلی استفاده شده است که پاسخگوی نیازهای آموزش و پرورش می باشد.
امروزه یکی از دغدغههای اندیشمندان علوم تربیتی موضوع گرایش به معنویت و اخلاقمداری دانش آموزان و به تبع آن رفتار مناسب شهروندی است، با توجه به اهمیت موضوع، هدف پژوهش حاضر، مقایسه و بررسی ارتباط بین رشد اعتقادی و خودپنداره و رفتار شهروندی در دانشآموزان دختر و پسر بود. این یک بررسی پیمایشی از نوع توصیفی-همبستگی و مقایسهای بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشآموزان متوسطه دوم ناحیه یک اردبیل به تعداد 15824 در سال تحصیلی 94-95 بودند که به تعداد 380 نفر (190 دختر و 190 پسر) به روش نمونهگیری ساده انتخاب شدند. با حضور در محل تحصیل به پرسشنامه رشد اعتقادی و خود پنداره SCQ و پرسشنامه تربیت شهروندی پاسخ دادند. روایی و پایایی پرسشنامهها در تحقیقات متعدد تأیید شده بود. برای تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره برای تجزیه و تحلیل آماری همبستگی بین متغیرها و ارتباط آنها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد بین رشد اعتقادی و متغیر خودپنداره و همچنین رفتار شهروندی ارتباط معناداری وجود دارد و از سوی دیگر این متغیرها در بین دانشآموزان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود دارند. تقویت رشد اعتقادی دانشآموزان مدرسه می تواند به تقویت خودپنداره و رفتار مناسب شهروندی دانشآموزان منجر شود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری تاثیر آرزوهای تحصیلی بر نابرابری آموزشی در بین دانشآموزان دختر و پسر ناحیه 1 و 2 آموزش و پرورش شهرستان ارومیه انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی دانشآموزان دختر و پسر در حال تحصیل در مقطع پیشدانشگاهی در سال تحصیلی 91-92 میباشدکه از میان آنها تعداد 357 نفر با استفاده از فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. برای تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی(شامل نمودارها، درصدها، میانگینها و..) و برای برازش الگوی ارائهشده از روش تحلیل عاملی اکتشافی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد عوامل زمینهای، شخصی و محیطی تاثیر مستقیم بر آرزوهای تحصیلی دانشآموزان دارد. همچنین نتایج نشان داد آرزوهای تحصیلی تاثیر مستقیم و معنیدار بر پیشرفت تحصیلی دارد.
این پژوهش با هدف ارزیابی آموزشهای مهارتی کشاورزی سازمان فنی و حرفهای استان آذربایجان غربی متناسب با وضعیتها و قابلیتهای نسبی هر شهرستان انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی؛ روش پژوهش تحلیلی بود. جامعه آماری همه کارفرمایان (95 نفر)، مربیان (40 نفر)، و کارآموزان (400 نفر)، سازمان فنی و حرفهای استان آذربایجان غربی در بخش کشاورزی بودند. که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب از بین آنان 77 نفر از کارفرمایان، 37 نفر از مربیان و 190 نفر از کارآموزان به عنوان نمونه آماری گزینش شدند. ابزار پژوهش سه پرسشنامه محققساخته بود که روایی آنها بررسی و تأیید شد. همچنین یک سؤال بازپاسخ نیز در هر یک از پرسشنامهها جهت شناسایی و اولویتبندی نیازهای آموزشی اختصاص گنجانده شده بود. پردازش دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد و از آزمون یومن-ویتنی استفاده شد. برای شناسایی نیازهای آموزشی جدید سازمان فنی و حرفهای با استفاده از نظرسنجی از کارفرمایان، مربیان و کارآموزان از روش تحلیل محتوا استفاده شد. یافتهها گویای آن بودند که: از دیدگاه کارفرمایان، بین موقعیت و مطلوبیت عملکرد کارآموزان، شکاف منفی و معناداری وجود داشت؛ از دیدگاه مربیان، بین موقعیت و مطلوبیت دورههای آموشی، شکاف منفی و معناداری وجود داشت؛ همچنین بین موقعیت و مطلوبیت دورههای آموزشی از دیدگاه کارآموزان نیز، شکاف منفی و معناداری وجود داشت. در نهایت نیز، بر پایه نظر کارفرمایان، مربیان و کارآموزان و با توجه به ظرفیتهای هر شهرستان، نیازهای جدید چندی شناسایی و اولویتبندی شدند.
تحقیق حاضر به شیوه توصیفی – تحلیلی و پیمایشی با هدف تحلیل وضعیت و ارائه الگوی کاهش نابرابریهای آموزشی و عدالتگستری در بین دانشآموزان مقطع متوسطه استان آذربایجانغربی بر پایة آموزههای قرآن و نهجالبلاغه و دیدگاه حضرت امام خمینی (ره) درحوزه عدالت و برابری صورت گرفته است. با مراجعه به قرآن کریم، نهجالبلاغه و مجموعه 22 جلدی صحیفه امام (ره) شاخصهای مورد نیاز از طریق تحلیل محتوا استخراج و سپس با توجه به وضعیت موجود شاخصها در جامعه آماری مورد نظر مدل نهایی کاهش نابرابریهای آموزشی ارائه شده است. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آماری توصیفی (درصدها، فراوانیها، میانگین و..) و آمار استنباطی (تی مستقل٬ تحلیل واریانس٬ ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر) با بهرهگیری از نرم افزار آماری SPSS صورت گرفته است. نتایج نشان میدهد که بین دانشآموزان دختر و پسر، بین مدارس شهری و روستایی و بین طبقات اجتماعی مختلف نابرابری وجود دارد اما بین دانشآموزان اقوام مختلف ساکن در استان آذربایجانغربی نابرابری وجود ندارد. براساس نتایج تحلیل مسیر، شاخص اقتصادی بیشترین تأثیر را بر نابرابری آموزشی دارد.
هدف پژوهش حاضر تحلیل مدل معادلات ساختاری دیدگاه اعضای هیئت علمی درباره اجتماعی بود. سوالات پژوهشی عبارتند از: 1- اجتماعی اعضای هیئت علمی دانشگاه شامل چه ابعادی است؟ 2- میزان اجتماعی اعضای هیئت علمی دانشگاه ارومیه بر اساس ابعاد اجتماعی در چه حدی است؟ جامعه آماری، کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه ارومیه بود که از بین آنها 250 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای تشخیص عاملهای سازه اجتماعی و برازش الگو از روش تحلیل عاملی تاییدی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافتهها نشاندهنده آن است که سازه اجتماعی شامل پنج بعد یعنی نوعدوستی، حقوق بشر، در قبال دانشگاه، محیطی، اخلاق حرفهای و در قبال همکاران است. مطابق نظرات اساتید بعد مسائل محیطی موثرترین بعد اجتماعی و بعد مسئولیت در قبال کارکنان هم دارای پایینترین بعد در میان ابعاد دیده شد. همچنین دیدگاه اعضای هیات علمی درباره مفهوم اجتماعی براساس جنس، رتبه علمی، سن و سابقه تدریس هیچ تفاوت معنیداری را نشان نداد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر اخلاق کار اسلامی بر عدالت سازمانی، رضایت شغلی و غیبت از کار کارکنان ادارة برق شهرستان ارومیه انجام گرفته است. جامعة آماری این پژوهش شامل همة کارکنان ادارة برق شهرستان ارومیه است که از میان آنها 205 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی است و برای گردآوری اطلاعات پرسشنامه بهکار گرفته شده است که روایی و پایایی آن بررسی و تأیید شد. برای تحلیل دادهها تحلیل آماری استنباطی شامل ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری بهکار گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که میان متغییر[j1] های اخلاق کار اسلامی کارکنان و عدالت سازمانی، اخلاق کار اسلامی و رضایت شغلی و همچنین بین عدالت سازمانی و رضایت شغلی رابطة مثبت و معنیدار وجود دارد و بین عدالت سازمانی و غیبت ازکار رابطة معکوس و معنیدار وجود دارد. اما نتایج نشان میدهد بین اخلاق کار اسلامی و غیبت از کار رابطة معکوس و معنیداری وجود ندارد. همچنین، در این تحقیق نقش میانجی عدالت سازمانی در رابطة اخلاق کار اسلامی و رضایت شغلی و نقش میانجی عدالت سازمانی در رابطة اخلاق کار اسلامی و غیبت از کار تأیید شد. [j1]متغیر درست است
این پژوهش با هدف بررسی نابرابری در آموزش و پرورش دختران و پسران مقطع متوسطۀ استان آذربایجان غربی با استفاده از شاخصهای زمینه، فضا، منابع انسانی، پوشش تحصیلی، فرایند آموزش، برونداد شناختی (واسطهای)، و برونداد غیرشناختی (نهایی) بهصورت مقایسهای انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع اسنادی و پیمایشی است و اطلاعات ضروری از طریق مراجعه به اسناد و منابع آماری موجود در سازمان آموزش و پرورش استان و توزیع پرسشنامه بین دانشآموزان دختر و پسر مقطع متوسطه جمعآوری شد. پرسشنامههای پژوهش بین نمونهای با حجم 815 نفر دانشآموز (419 پسر و 396 دختر) با نمونهگیری طبقهای تصادفی توزیع شد. روایی پرسشنامهها با بهرهگیری از تکنیک تحلیل عاملی و پایایی پرسشنامهها با استفاده از محاسبۀ ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در زمینۀ شاخصهای زمینهای، بهجز نابرابری در حساسیت آموزشی والدین، در بقیة متغیرها بین دختران و پسران تفاوت معناداری وجود ندارد. در زمینۀ شاخصهای فضا، نیروی انسانی و پوشش تحصیلی بین دختران و پسران نابرابری وجود دارد. دربارۀ نابرابری در شاخص فرایند آموزش، بهجز احساس دانشآموز دربارة رفتار عادلانه بین دختران و پسران، تفاوت معناداری وجود ندارد. دربارۀ نابرابری در پیشرفت تحصیلی، درصد قبولی دختران در کنکور، و متغیرهای رشد اعتقادی و انگیزش نسبت به مدرسه، عملکرد دختران بهتر از پسران است.