سابقه و هدف: مانگروها، یکی از پوششهای مهم و اثرگذار بومسازگان ماندابی هستند که همیشهسبز و مقاوم به شوری بوده و در پهنههای جزرومدی نواحی گرمسیری و نیمهگرمسیری رویش میکنند، بهطوریکه به شرایط شوری زیاد، باد، محیط غیرهوازی خاک و جزرومدهای با ارتفاع زیاد سازگار شدهاند. باوجود خدمات محیطزیستی فراوان، این جنگلها از بومسازگانهای در حال تهدید در مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری محسوب میشوند که نسبت به فعالیتهای بشری و تغییرات آب و هوایی بسیار آسیبپذیر بوده و در معرض تهدید هستند. در طول سالیان اخیر، تخریب زیستگاههای مانگرو درنتیجه توسعه سواحل، آلودگی، آبزیپروری، قطع و بهرهبرداری و تهیه سوخت، با شدت بیشتری انجام گرفته و منجر به کاهش شدید مساحت جنگلهای مانگرو شده است. یکی از مهمترین تهدیدهای انسانی در جنگلهای مانگروی استان هرمزگان، شاخهزنی حرا (Avicennia marina) توسط افراد بومی بهمنظور تعلیف دام است. درصد اهمیت شاخهزنی در هرمزگان نسبت به سایر تهدیدها بسیار بیشتر است، بنابراین هدف از این پژوهش بررسی تاثیر شدتهای مختلف شاخهزنی بر ویژگیهای زایشی و رویش توده جنگلی میباشد.مواد و روشها: محل اجرای طرح (منطقهای به طول 180 متر در امتداد ساحل و طول جنگل مانگرو، در امتداد بالاترین و پائینترین سطح جزرومد) بود. این طرح در قالب آماری کاملاً تصادفی با 4 تیمار و 10 تکرار در قطعات نمونه بهطول 40 و عرض 25 متر در امتداد شیب اراضی ساحلی انجام شد. در هر قطعه نمونه و در امتداد قطر آن، 10 درخت حرا که قطر تاج آن بیشتر از 2 متر بود، انتخاب شد و تیمارهای شاخهزنی با درصدهای (صفر، 10، 20 و 30 درصد) بر روی آنها اجرا شد (40 درخت). قابل ذکر است که قطر در ارتفاع 30 سانتیمتر و ارتفاع درختان نمونه، وضعیت زادآوری اطراف درختان نمونه، قطر و ارتفاع درختان اطراف، پیش از شاخهزنی و 5 سال پس از شاخهزنی، اندازهگیری شد و با استفاده از تجزیه واریانس یکطرفه مقایسه شد. یافتهها: نتایج نشان داد میزان رشد ارتفاعی و قطری درختان نمونه، در تیمار شاهد با مقادیر 45/0 متر و 37/2 سامتیمتر بیشترین مقدار را داشت و بهطور معنیداری بیشتر از تیمارهای 20 (23/0 متر و 94/0 سانتیمتر) و 30 درصد (17/0 متر و 52/0 سانتیمتر) بود. همچنین، مقدار زادآوری در اطراف درختان نمونه با انجام شاخهزنی کاهش معنیداری داشت. زادآوری در تیمار شاهد با مقدار 093/0 اصله نهال در متر مربع، بیشترین مقدار را داشت، در حالیکه در تیمار شاخهزنی 30 درصد، کمترین مقدار (031/0 اصله نهال در متر مربع) مشاهده شد. قابل ذکر است بهترتیب تعداد صفر، 3، 5 و 8 نونهال خشکیده ≤ 5 سانتیمتر، در طول 5 سال، درتیمارهای شاهد، 10، 20 و 30 درصد شاخهزنی مشاهده شد. در بررسی اثر شاخهزنی بر رویش درختان اطراف درخت نمونه، اثر معنیداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: درمجموع، نتایج پژوهش پیشرو نشان داد درختان حرا، بسیار حساس به دخالت انسانی و شاخهزنی بوده و بهشدت واکنش نشان میدهند. این واکنش بهصورت کاهش ویژگیهای رویشی و تولید نهال در اطراف درختان شاخهزنیشده، در عرصه رویشگاه نمایان شد.
هدف از این پژوهش، بررسی نقش اسکله بر ویژگیهای رویشی و زایشی درختان حرا (Avicennia marina (Forssk.) Vierh.) در دو منطقه خور آذینی و بندر خمیر بود. ابتدا دو ایستگاه همجوار با اسکله و شاهد در هریک از دو منطقه مذکور درنظر گرفته شد. سپس، دو توده سه هکتاری در هریک از ایستگاههای همجوار با اسکله و شاهد انتخاب شد. در هریک از آنها، سه ترانسکت 300 متری بهصورت تصادفی- منظم به فاصلههای 50 متر از یکدیگر درنظر گرفته شد. در هریک از ترانسکتها، سه قطعهنمونه با ابعاد 10×10 متر مربع پیاده شد و ویژگیهای رویشی و زایشی درختان حرا با ارتفاع بیشتر از یک متر اندازهگیری شدند. این دادهها با استفاده از آزمون تیاستیودنت مقایسه شدند. نتایج نشان داد که در منطقه خور آذینی، درجه شادابی درختان حرا و نیز تعداد نهالها و ریشههای هوایی در ایستگاه شاهد بهطور معنیداری بیشتر از ایستگاه همجوار با اسکله بود، اما از نظر ویژگیهای رویشی دیگر شامل ارتفاع درخت، طول تاج و سطح تاج، اختلاف معنیداری بین دو ایستگاه مذکور مشاهده نشد. در بندر خمیر نیز درجه شادابی درختان حرا و سطح تاج در ایستگاه شاهد بهطور معنیداری بیشتر از ایستگاه همجوار با اسکله بهدست آمد، اما از نظر ویژگیهای رویشی دیگر، اختلاف معنیداری بین دو منطقه شاهد و همجوار با اسکله مشاهده نشد. درمجموع، تودههای شاهد با فاصله از اسکله، شرایط رویشی و شادابی بهتری داشتند، بنابراین توصیه میشود که برای کاهش اثرات منفی سازههای انسانساخت بر جوامع جنگلی مانگرو، پژوهشهای دیگری نیز انجام شود تا با توجه به اطلاعات پایهای، سازهها با حساسیت بیشتری مکانیابی شوند.
زمینه و هدف: آزولا گیاهی است با داشتن قابلیت تثبیت نیتروژن، پتاسیم و فسفر که به عنوان کود سبز مورد استفاده قرار میگیرد و عناصر غذایی موجود در کمپوست آن میتواند به عنوان منبع تغذیهای برای گیاهان مورد توجه قرار گیرد. این تحقیق به منظور بررسی اثرات تلفیق آزولا با کودهای آلی و غیرآلی بر شاخصهای رویش صنوبر دلتوئیدس انجام گرفت. مواد و روشها: ابتدا آزولا از تالابهای شهرستان جویبار واقع در استان مازندران جمع آوری گردید. کمپوست آزولا در ترکیب با مواد آلی و غیر آلی در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار مورد استفاده قرار گرفت و میزان نیتروژن، پتاسیم و فسفر این ترکیبات و تاثیرات آن بر شاخصهای رویش (ارتفاع، قطر ساقه و وزن تر برگ) بررسی شد. نتایج نشان داد کمپوست آزولا 100% و کاه 100% دارای بیشترین و کمترین میزان نیتروژن، پتاسیم و فسفر بود که منجر به افزایش معنیداری در شاخصهای رویش صنوبر دلتوئیدس در مقایسه با تیمار شاهد شد. یافتهها: شاخصهای رویش در کمپوست آزولا 100% نسبت به تیمارهای دیگر کودی (درصدهای مختلف آزولا، کاه) افزایش معنیداری را نشان داد. همچنین، کود تلفیقی کمپوست آزولا و مواد آلی (50% آزولا+ 50% کاه) (با میزان 32/0 درصد نیتروژن، 02/0 درصد فسفر و 24/0 درصد پتاسیم) در ترکیب با کود غیر آلی اوره، پارامترهای رویشی گیاه را نسبت به شاهد بهطور معنیداری افزایش داد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج، ترکیب کودی 50% آزولا+50% کاه به همراه اوره و کمپوست آزولا 100%، بیشترین تاثیر را در بهبود خصوصیات شیمیایی خاک و در نهایت رشد گیاه داشتند. لذا، بکارگیری کود سبز و همچنین ترکیب تلفیقی کود سبز با کودهای آلی و غیرآلی، با توجه به اثراتی که بر خصوصیات شیمیایی خاک دارد منجر به بهبود حاصلخیزی و افزایش محصول میگردد و با کاهش مصرف کود شیمیایی در کشاورزی از آلودگیهای زیست محیطی و هزینههای سرسام آور آن جلوگیری نموده و منجر به توسعه پایدار در کشاورزی میشود.
هدف این تحقیق، بررسی تغییرات ماهانۀ آبشویی کاتیونهای سدیم، پتاسیم و کلسیم در تاج و لاشریزۀ گونۀ افراپلت (Acer velutinum Boiss) در طول سال و همچنین مقایسۀ عناصر غذایی موجود در آب باران با تاجبارش و لاشریزه در تودۀ آمیخته، در سری یک جنگل شصتکلاتۀ استان گلستان است. بعد ازانتخاب 3 درخت شاخص افراپلت در یک تودۀ نیمهکتاری، نمونههای حاصل از آبشویی تاج (405 نمونه) و لاشریزه (243 نمونه) از بهمن 1390 تا بهمن 1391، بعد از هر بارندگی جمعآوری و بررسی شد. برای مقایسۀ مقدار عناصر آبشوییشده در تاج و لاشریزه با آب باران و همچنین تغییرات ماهانۀ عناصر آبشوییشده، بهترتیب از آنالیز آماری تی تست و آنالیز واریانس یکطرفه در سطح احتمال 95 درصد استفاده شد. نتایج نشان داد که مقادیر پتاسیم و کلسیم در تاجبارش بهترتیب 83/134 و 19/0 کیلوگرم در هکتار در سال بیشتر از مقدار آنها در آب باران بود، ولی سدیم 27/52 کیلوگرم در هکتار کمتر بود. همچنین مقادیر سدیم و کلسیم در آبشویی لاشریزه 9/91 و 68/1 کیلوگرم در هکتار در سال کمتر از مقادیر آنها در آب باران و پتاسیم 79/27 کیلوگرم در هکتار بیشتر از آب باران بود. مقدار آبشویی عناصر در آبشویی تاج و لاشریزه در ماههای مختلف، بهطور معنیداری متفاوت بودند. براساس نتایج میتوان از گونۀ افراپلت برای بهبود خاکهای دچار کمبود پتاسیم استفاده کرد. بهمنظور انتخاب گونۀ مناسب برای جنگلکاری، بهبود حاصلخیزی خاک و مدیریت بهینۀ جنگل، اطلاعات آبشویی در کنار ویژگیهای دیگر درختان مورد نیاز است.
کیفیت فضای سبز تاثیر بسیاری بر روی سلامت جسم و روان انسان دارد. امروزه در رویارویی با تهدیدهای روبه رشد و فزاینده طبیعت و فضای سبز، بنا به دلایل اقتصادی و اخلاقی، حفاظت از آن مورد توجه قرار گرفته است در حالیکه پتانسیل آن در سلامت جوامع انسانی بسیار چشمگیرتر از آن بوده که به آن توجه اندکی شده است. قرار گرفتن در طبیعت، تاثیرات مثبتی بر روی فعالیتهای فیزیکی، روحی و روانی انسان دارد بطوریکه استرس و فشار کار روزانه را از او دور نموده و محیطی آرام را برای او فراهم مینماید. همچنین مناظر سبز در اطراف جاده با کاهش استرس سفر و فراهم نمودن آرامش روحی بر میزان توجه راننده در جاده افزوده و از میزان تصادفات میکاهد. فضای سبز در اطراف بیمارستانها نیز با کاهش آلودگی، بهبود سلامت فیزیکی و روحی بیمار، محیط شادتری برای او ایجاد مینماید که در نتیجه آن، از یک طرف مراقبت از بیمار برای کارمندان بیمارستان راحتتر شده که ذخیره انرژی در آنها را در پی دارد و از طرف دیگر زمان بهبودی و هزینههای بیمار را کاهش میدهد. امروزه، جوامع مدرن و صنعتی، به علت داشتن زندگی و عادتهای ماشینی، از طبیعت و مواهب خدادادی، دور مانده و استرس و بیماریهای روحی بر زندگی او حاکم شده است تا جایی که در سال 2020، افسردگی عامل اصلی ناخوشیهای جوامع انسانی خواهد بود. لذا هدف از این تحقیق بررسی روابط و تاثیر فضای سبز بر سلامت جوامع بشری در زندگی ماشینی امروزه است تا با روشن شدن ارزش آن، به حفظ داشتههای منابع طبیعی و ایجاد فضای سبز در محل زندگی خود ترغیب گردند. مطالعات نشان دادند که فضای سبز اثرات مستقیمی بر روی استرس و سلامت جوامع بشری دارد.
کرم های خاکی عامل مهمی برای تشکیل خاک و چرخه عناصر غذایی می باشند. این جانداران با زیر و رو نمودن خاک، اصلاح خاکدانه ها و بهبود ساختمان خاک در توالی یک توده جنگلی سهم به سزایی دارند. فراوانی کرم های خاکی ارتباط مستقیم با ترکیبات بقایای گیاهی دارد، زیرا آن ها از مواد آلی مرده، لاشبرگ ها و بقایای گیاهی تغذیه می کنند. بنابراین نوع، جنس و محتویات شیمیایی بقایای گیاهی بر میزان فعالیت و جمعیت آن ها تاثیر گذار است. با توجه به این که در جنگل بقایای آلی مذکور به وفور یافت می شود، می توان کرم خاکی را به عنوان یکی از عوامل حیاتی مهم در بهبود و حاصلخیزی خاک مطرح نمود. لذا تحقیق مذکور به بررسی اهمیت روابط متقابل و همبستگی کرم خاکی و درختان جنگلی در تقویت و حاصلخیزی خاک پرداخته است.