استفاده از ساختار سازمانی صحیح، منجر به بهبود اساسی در عملکرد سازمان میشود. امروزه رقابت جهانی سازمانها را به سمت باریک و ساده شدن سوق داده و بسیاری از سازمانها به سمت مهندسی مجدد فرایندها به عنوان ابزاری برای تغییرات ریشهای در نحوه اجرای فرایندهایشان روی آوردهاند. با توجه به حجم بالای تجارت و سرعت فزاینده معاملههای تجاری، ضرورت دارد گمرک نیز متحول شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مهندسی مجدد ساختار سازمانی بر بهره وری گمرکات کشور انجام شده است که از نظر هدف در حیطه پژوهشهای کاربردی و بر اساس ماهیت و روش گردآوری دادهها، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی است. به منظور جمع آوری دادهها از پرسشنامه و برای آزمون مدل مفهومی پژوهش از PLS که یک فن مدلسازی معادلات ساختاری واریانس محور است و امکان بررسی نظریه و سنجهها را به طور همزمان فراهم میسازد، استفاده شد. در نهایت، ۱۵ فرضیه مورد بررسی قرار گرفت که نشان از تأثیر مهندسی مجدد ساختار سازمانی بر بهره وری گمرکات کشور دارد.
هوش فرهنگی یکی از توانمندیهای موجود درسازمان است که مدیران می توانند در موقعیت های گوناگون از آن استفاده کنند. هوش فرهنگی می تواند بهعنوان عاملی مهم در جهت بهبود کیفیت خدمات ارائه شده به مراجعین و رضایتمندی آنان گام بردارد. هدف اصلی این پژوهش تبین روابط تعاملی ابعاد هوش فرهنگی مدیران در شهرداری های استانهای شمالی می باشد. این پژوهش بر آن است تا بررسی ادبیات مربوط هوش فرهنگی، شاخص های اساسی هوش فرهنگی را با استفاده از روش دلفی شناسایی کرده، و با استفاده از روش دیمتل فازی، الگوی نظاممند را برای مدل سازی و تأثیر مولفهها ارائه کند. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که ابعاد هوش فرهنگی عبارتند از: هوش رفتار، هوش شناختی، هوش فرهنگی مذهبی، هوش هویتی سازمانی، هوش انگیزشی، سرمایه اجتماعی، هوش رفتاری. هوش هویتی سازمانی و هوش رفتاری اثرپذیریترینها مولفه و شناختی، هوش انگیزشی و سرمایه اجتماعی اثر گذار ترین مولفه ها هستند. درپایان پیشنهاد شده است که به منظور بهبود وضعیت هوش فرهنگی ضمن توجه به همه متغیرهای لازم است به متغیر هوش فرهنگی مذهبی توجه بیشتری شود.
زمینه: نظریه شهروندی فرهنگی ناظر و متکی بر واقعیت های متعدد اجتماعی است که میتوان آنها را ابعاد فرهنگی شهروندی نیز دانست.هدف:پژوهش حاضر با هدف فراترکیب واکاوی پیشران های شهروندفرهنگی درحوزه خدماتی بارویکرد فراترکیب انجام شده است. روش:با استفاده از تکنیک فرا ترکیب،یافته های مطالعات داخلی و خارجی مرتبط به صورت نظام مند با روش هفت مرحله ای ساندولوسکی و بارسو مورد بررسی قرار گرفت. از 130 مقاله جستجو شده در این حیطه، 46 مقاله منتخب که براساس آن 68 عامل شناسایی و استخراج شد.یافته: به منظور تحلیل مقالات منتخب، مفاهیم تشکیل دهنده، ابعاد و مولفههای تاثیر گذار، از روش تحلیل محتوا و شاخص کاپا، maxqda استفاده شد. در پایان یافتههای پژوهش در قالب 12 مقوله شامل: فرهنگی/ اجتماعی، مسئولیت پذیری، مشارکت شهروندی، هویت شهروندی، اعتماد بین شخصی، توسعه رسانه ها، پیروی از قانون، گرایش به پایبندی به قوانین، مسئولیت اجتماعی و فرهنگی،وضعیت اقتصادی و اجتماعی، گرایشات فرهنگی، پذیرش سرمایه فرهنگی دستهبندی ارائه شد.نتیجه گیری: بر اساس نتایج برگرفته از تحقیق بیان می شود تا با در نظرگرفتن هریک از پیشران های شهروند فرهنگی و فراهم سازی زیر ساخت های لازم جهت پیاده سازی آن، در جهت ارتقای خدمات ارائه شده گام مثبت برداشته شود.
زمینه:از موضوعات بسیار مهم سازمانی بالابردن و ارتقای کیفیت خدمات مدیریت شهری می باشد هوش فرهنگی می تواند به عنوان یکی از عوامل اثرگذار بر مدیریت شهری مورد توجه قرار گیرد و بستر مناسب را برای ارتقای کیفیت خدمات را فراهم کند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور سیستماتیک متغیرهای مدل پیشران های هوش فرهنگی مدیران در راستای ارتقای کیفیت خدمات مدیریت شهری انجام شده است. روش تحقیق: محقق با استفاده از روش فراترکیب بازنگری دقیق و عمیق در موضوع انجام داده است برای این منظور با مراجعه به اسناد و مدارک معتبر قابل دسترس در سایت های الکترونیکی "گوگل"، "مگیران"، "ساینس دایرکت" در بازه زمانی 1994 تا 2019، از میان انبوه مقالات اولیه، تعداد 27 مقاله مناسب شناسایی شدند. به منظور تحلیل مقالات منتخب، مفاهیم تشکیل دهنده، ابعاد و مولفه های تاثیر گذار، از روش تحلیل محتوا و دلفی و MAXQDA استفاده شد.یافته:یافته های پژوهش در قالب 6 عامل شامل: هوش شناختی، هوش نگرشی، هوش مذهبی، هویت سازمانی، هوش انگیزشی، سرمایه اجتماعی، هوش رفتاری و 19 عامل فرعی ارائه شد.نتیجه گیری: توصیه می شود از آنجایی که هوش فرهنگی لازمه و مقدمه موفق ارائه کیفیت خدمات کارکنان است زمانی که افراد دارای توانمندی ها و مهارت های خاصی بوده و کانالهای مناسب هوش فرهنگی در ساختار مناسب سازمانی به کار گرفته شود، در نتیجه انگیزه افزایش کیفیت ارائه خدمات تقویت می شود.