زمینه مطالعه: مشکل شایعی که در طب دامپزشکی با آن مواجه شده ،سندرم بیماری یوتایروئید(ESS) است ، حالتی که بیماری غیر تیروئیدی (همچون بیماری قلبی) منجربه کاهش غلظت سرمی هورمونهای تیروئیدی بدون داشتن پاتولوژی واقعی در غده تیروئید می شود. بیماری مزمن دریچه ای(آندوکاردیوزیس)شایع ترین علت نارسایی قلبی درسگ هاست.تقریبا یک سوم سگهای نژادکوچک با بیش از10 سال سن ،تحت تاثیربیماریهای قلبی بویژه آندوکاردیوزیس قرار میگیرند.اهداف: تعیین اثرات برخی بیماری های قلبی اکتسابی (آندوکاردیوزیس،کاردیومایوپاتی اتساعی ونارسایی احتقانی قلب)بر هورمونهای تیروئیدی، برخی شاخص های بیوشیمیایی سرم وخونشناسی سگهای نژاد کوچک ازاهداف این تحقیق می باشد . روش ها :50 سگ نژاد کوچک انتخاب شدند.25 سگ سالم بودند و15 ، 7 و 3 سگ بترتیب آندوکاردیوزیس ، نارسایی احتقانی قلب و کاردیومایوپاتی اتساعی داشتند که با استفاده ازتاریخچه ، معاینات فیزیکی، رادیوگرافی و یافته های اکوکاردیوگرافی تائید شدند. اندازه گیری هورمونهای تیروئیدی(TSH ، fT4،T4) با استفاده از کیت تجاری الایزای سگ سانان صورت گرفت. ارزیابی بیوشیمیایی سرم جهت تعیین مقادیر کراتین فسفوکیناز،آسپارتات آمینوترانسفراز ،تروپونین I، اوره ازته خون ، کراتینین ، پروتئین تام، آلبومین ، گلوبولین،تری گلیسریدها وکلسترول انجام گرفت.همچنین اندیس های خونشناسی(RBC،WBC،PCV، Hbوشمارش تفکیکی گلبول های سفید)اندازه گیری شدند.نتایج:آزمونANOVAیکطرفه نشانداد که مقادیرسرمی T4وfT4 بیماران دربرابرگروه شاهد تغییرات معنی داری ندارند (p>0/05). فقط میزان TSHدر مبتلایان به کاردیومایوپاتی اتساعی نسبت به سایرگروه ها معنی دار بود (p<0/05). مشاهدات نشان دادکه فعالیت کراتین فسفوکینازدرسگهای مبتلابه آندوکاردیوزیس ونارسایی احتقانی قلب درمقایسه با مبتلایان به کاردیومایوپاتی اتساعی و سگ های شاهد به طور معنی داری افزایش یافته.غلظت پروتئین سرم در سگ های مبتلا به نارسایی احتقانی قلب در مقایسه با سگهای مبتلا به آندوکاردیوزیس و شاهد به طور معنی داری کاهش یافته بود.همچنین درسگهای مبتلا به نارسایی احتقانی قلب در مقایسه با گروه شاهد،تری گلیسریدهای سرم کم شده وغلظت اوره ازته خون به طور معنی داری در سگ های مبتلا به آندوکاردیوزیس در مقایسه باشاهدافزایش یافته.تغییرات معنی داری درسایرپارامترهای بیوشیمیایی وخونشناسی ما بین گروهها وجود نداشت.نتیجه گیری نهایی: درمطالعه ما سندرم بیماری یوتایروئید یا هایپوتیروئیدیسم در مبتلایان به بیماری قلبی سگهای نژاد کوچک مشاهده نگردید.به هرحال افزایش فعالیت کراتین فسفو کیناز در سگهای مبتلا به آندوکاردیوزیس می تواند نماد پیچیدگی بیماری قلبی باشد.
زمینه مطالعه: در پرورش طیور استرس گرمایی مهم میباشد. هدف: ارزیابی اثر ملاتونین خوراکی وافزایش زمان تاریکی بر پروفایل بیوشیمی سرم جوجههای گوشتی متأثر از استرس گرمایی(HS) میباشد. روش کار: تعداد200 قطعه جوجه گوشتی یک روزه آرین به صورت کاملا تصادفی به 4 گروه (تاریکی،ملاتونین، کنترل منفی ومثبت) تقسیم شدند. جوجههای گروه ملاتونین به مقدار mg/kg40 جیره ازسن 30 تا 40 روزگی ملاتونین دریافت کردند وجوجههای گروه تاریکی ازسن10 تا40 روزگی تحت تأثیربرنامه نوری خاصی قرارگرفتند. همه گروهها به جزگروه کنترل منفی از 35 تا 40 روزگی روزانه به مدت 6 ساعت درمعرض استرس گرمایی (1±39) بودند. میانگین وزن جوجه در پایان 6 هفتگی اندازهگیری گردید. درسن30، 35 و40 مقادیراسید اوریک، گلوکز، توتال پروتئین، آلبومین، گلوبولین، میزان فعالیت AST و کراتینین مورد ارزیابی قرار گرفت. دادهها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون Tukey در نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج: دراین مطالعه در سن 30 روزگی هیچیک از پارامترهای بیوشیمی تفاوت معنیداری را نشان ندادند . در 35 روزگی فقط اسیداوریک گروه ملاتونین نسبت به گروه کنترل منفی افزایش معنیداری یافته است. همچنین در40 روزگی نیز میزان اسیداوریک درگروه ملاتونین نسبت به گروههای دیگر دارای افزایش معنیدار میباشد زیرا ملاتونین نقش مهمی در سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی دارد و اسید اوریک در جوجهها یک آنتی اکسیدان مهم محسوب میشود. گلوکز سرم گروه کنترل مثبت، در مقایسه با گروههای دیگر در40 روزگی به طورمعنیداری افزایش یافته. بنابراین تاریکی و تجویز ملاتونین توانسته است موجب کاهش استرس گرمایی گردد. سایرپارامترهای بیوشیمی معنیدار نبودند. در مطالعه حاضر، گروه تاریکی میانگین وزنی کمتری را از خود نشان دادند. درصد تلفات به ترتیب در گروههای کنترل منفی، تاریکی، ملاتونین و کنترل مثبت صفر،4 ، 5 و 10 % میباشد. نتیجهگیری نهایی: نتایج نشان میدهد که دوره تاریکی و تجویز خوراکی ملاتونین درجیره میتواند منجر به کاهش استرس حرارتی گردد.
زمینه مطالعه: در طی سالیان گذشته ارزیابی عملکرد قلب با استفاده از معاینه بالینی،الکتروکاردیوگرافی (electrocardiography)، رادیوگرافی (radiography) واکوکاردیوگرافی (echocardiography) انجام میگرفته است. در طی پانزده سال گذشته استفاده از بیومارکرهای قلبی (cardiac biomarker) از جمله تروپونین (troponin) و ناتریورتیک پپتیدها (natriuretic peptide) نقش مهمی را در تشخیص و پیگیری بیماریهای قلبی در طب انسانی بر عهده داشته است. در طب حیوانات کوچک نیز استفاده از این بیومارکرها میتواند کمک شایانی در تشخیص بیماریهای قلبی کند. هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی غلظت بیومارکر pro-brain natriuretic peptideا(NT-pro BNP) در بیماری دریچهای قلبی (valvular disease) و تعیین شدت بیماری براساس آن میباشد. روش کار: این مطالعه بروی ۲۰ قلاده سگ مبتلا به بیماری مزمن دریچهای (chronic valvular disease) انجام شد. سگهای ارجاعی به بیمارستان حیوانات کوچک را ابتدا مورد معاینه بالینی قرار داده و در صورت تشخیص بیماری قلبی، نمونه خون بیمارجهت سنجش NT-pro BNP گرفته شد. سپس بیمار را جهت انجام رادیوگرافی و اکوکاردیوگرافی به بخش رادیولوژی ارجاع داده پس از ثبت کلیه یافتهها و سنجش وثبت غلظتهای به دست آمده NT-pro BNP، اقدام به تفسیر و بررسی نتایج گردید. نتایج: سطح سرمی بیومارکر NT-pro BNP در سگهای بیمار نسبت به گروه شاهد به طور معنیداری افزایش پیدا کرده از طرفی این اختلاف سطح در سگهای گروه B2 نسبت به گروه C نیز معنیدار میباشد. سه گروه مورد مطالعه با سطح اطمینان 95% اختلاف آماری معنیداری با یکدیگر در سطح متغیر «NT-pro BNP» دارند (0.001>p). سطح سرمی این بیومارکر با نسبت دهلیز چپ به آئورت (Left Atrium/Aorta) نیز بررسی شد و مشخص گردید که در گروه B2 و C، دو متغیر «نسبت دهلیز چپ به آئورت» و «NT-pro BNP» در سطح خطای کوچکتر از 05/0 و اطمینان 95%، با یکدیگر همبستگی مثبت و معنیدار دارند. نتیجه گیری نهایی: با توجه به غلظتهای به دست آمده از بیومارکر NT-pro BNP و اختلاف معنیدار میزان این بیومارکر بین گروه بیمار و شاهد و ارتباط معنیدار آن با نسبت دهلیز چپ به آئورت (LA/AO) استفاده از این بیومارکر میتواند در تشخیص بیماری و همچنین تعیین شدت آن کمک کننده باشد.
زمینه مطالعه: کم خونی یکی از موارد شایعی است که معمولا درمانگاههای دامپزشکی با آن مواجه میباشند. هدف: هدف ازاین تحقیق ارزیابی پارامترهای خونشناسی و بیوشیمی سرم سگهای مبتلا به کم خونی بود واین که به طور کاربردی ارزش اندازهگیری درصد رتیکولوسیتهای تصحیح شده نیز نشان داده شود. روش کار: این تحقیق بر روی500 سگ ارجاعی به بیمارستان دامهای کوچک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران انجام گرفت. در این میان 139 سگ مبتلا به کم خونی، دارای هماتوکریت کمتر از37% و20 سگ به ظاهرسالم (گروه کنترل) انتخاب گردیدند.پارامترهای خـونشنـاسـی(گلبـولهای قرمز، هموگلوبین، هماتوکریت، MCV، MCHC، RDW، تعداد گلبولهای سفید وپلاکتها، شمارش تفکیکی گلبولهای سفید،درصد رتیکولوسیتها و درصد رتیکولوسیتهای تصحیح شده یا (CRP و فاکتورهای بیوشیمی سرم (آهن، فعالیت آلانین آمینو ترانسفراز،کراتی نین، پروتئین تام و گلوکز) اندازهگیری گردید. نتایج: سگهای مبتلا به کم خونی بر اساسMCV و MCHC به سه گروه تقسیم شدند:میکروسیتیک هیپوکرومیک(44/1)%،میکروسیتیک نورموکرومیک (59/21)% و نورموسیتیک نورموکرومیک (97/76.)% سپس نتایج سه گروه و گروه کنترل بوسیله آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون Tukey مقایسه گردید.اندازه گیری پارامترهای خون شناسی نشان داد که RBC،Hb وPCV به طورمعنیداری در کلیه سگهای کم خون کاهش یافته. نتایج نشان میدهد که افزایش RDW گروه میکروسیتیک هیپوکرومیک در مقایسه با کنترل معنیدار میباشد. تغییرات درصد رتیکولوسیتها در کلیه گروههای مبتلا به کم خونی تفاوت معنیداری با گروه کنترل دارد ،اما محاسبه CRP نشان داد که اختلاف معنیدارفقط مابین گروههای نورموسیتیک نورموکرومیک و کنترل مشاهده میگردد. آنالیز واریانس یکطرفه نشان میدهد که آهن سرم در گروه میکروسیتیک هیپوکرومیک و کراتی نین سرم در گروه نورموسیتیک نورموکرومیک به طور معنیداری به ترتیب کاهش و افزایش یافته است.همچنین کاهش پروتئین تام در کلیه گروهها نسبت به شاهد معنیدار است.سایر پارامترها تغییرات معنیداری را نشان ندادند. نتیجهگیرینهایی: پیشنهاد میگردد که در کلیه سگهای مبتلا به کم خونی ،علاوه بر CBC ،مقادیر CRP ونیز پارامترهای بیوشیمیایی همچون کراتی نین، پروتئین تام،ALT و گلوکزاندازهگیری گردد.
لیندین حلالیت بالایی در چربی دارد و در محیط زیست پایدار است، بنابراین تجمع حیاتی آن در زنجیره غذایی از محیط به انسان و حیوانات واقع میشود. با هدف بررسی اثرات دوزهای بالایی لیندین بر وزن و برخی پارامترهای بیو شمیایی سرم، تعداد 25 عدد جوجه گوشتی نژاد راس 30 روزه به گروه کنترل و چهار گروه تیمار تقسیم شدند.جوجههای گروه کنترل هیچ سمی دریافت نکرده؛ اما سایر گروهها به ترتیب جیره حاوی لیندین را به میزان 300‚150، 600 و900mg/kg دریافت کردند. در پایان روز هفتم، وزن جوجهها اندازهگیری وپس از معدوم شدن با روش انسانی نمونه کبد وخون بدون ماده ضد انعقاد جهت تهیه سرم جمع آوری گردید. در تحقیق حاضر مشخص گردید که وزن جوجهها در گروههایppm 600 و 900 نسبت به گروه کنترل و گروهppm 150 و300 به طور معنیداری کاهش یافته. همچنین کلیهها در همه گروهها نسبت به گروه کنترل تحت تاثیر قرار گرفته زیرا که اسید اوریک سرم افزایش معنیداری را نشان داد. هر چند که این ضایعه کلیوی در گروه ppm 900 بسیار شدید تر از سایر گروهها میباشد. افزایش فعالیت AST گروه ppm900 نسبت به گروه کنترل و گروههای دیگر معنی دار میباشد )05/0(p
کوکسیدیوز مهمترین بیماری انگلی در طیور میباشد. از آنجایی که استفاده از داروهای ضد کوکسیدیایی یا واکسیناسیون به عنوان متداولترین روشهای پیشگیری از این بیماری مورد توجه میباشند، به منظور مقایسه تأثیر این روشها در پیشگیری از بیماری، آزمایشی تجربی انجام شد. در این بررسی تعداد 960 قطعه جوجه گوشتی نر یک روزه از سویه تجاری Ross بطور تصادفی به هشت گروه آزمایشی مساوی تقسیم شده و در طول دوره آزمایش با جیره غذایی با فرمول یکسان تغذیه شد. به جیره غذایی دو گروه آزمایشی سوم و چهارم به ترتیب دو داروی سالینومایسین و دیکلازوریل اضافه گردید. جوجههای گروههای پنجم تا هشتم در سن پنج روزگی به ترتیب چهار واکسن Livacox Q، 5 Paracox، Livacox T و Iracox را همراه با آب آشامیدنی دریافت نمودند. جوجههای تمام گروههای آزمایشی به غیر از گروه اول ، در سن 26 روزگی و از راه دهانی با سوسپانسیون حاوی مخلوطی از چهارگونه ایمریای ماکیان آلوده شدند. از سن 28 روزگی، در هر هفته از تعداد 15 جوجه از هر گروه، نمونه خون تهیه و میزان بتاکاروتن، گلوبولین، آلبومین، نسبت آلبومین به گلوبولین، ویتامینA ، بتاکاروتن و پروتئین تام در سرم اندازه گیری گردید. یک هفته پس از ایجاد آلودگی تجربی، از هر گروه تعداد 6 قطعه جوجه انتخاب و شدت جراحات رودهای در آنها بررسی گردید. نتایج حاصل نشان دادند بیشترین مقدار ویتامین A در سرم مربوط به گروههای دریافت کننده دارو بوده، در گروههای دریافت کننده واکسن، میزان ویتامین A کمتر از گروه شاهد منفی (غیرآلوده) و گروههای دریافت کننده دارو بوده است. میزان بتاکاروتن سرم در گروه شاهد منفی بالاتر از گروههای آلوده شده بوده است. در مورد سایر پارامترهای بیوشیمیایی سرم اختلاف معنیداری بین گروهها مشاهده نگردید. با توجه به بررسی انجام گرفته میتوان نتیجه گرفت که مقادیر ویتامین A و بتاکاروتن میتوانند به عنوان مهمترین پارامترهای بیوشیمیایی سرم در جوجههای گوشتی مبتلا به کوکسیدیوز مورد توجه قرار گیرند.
ویروس لوکوز گاوی، رتروویروسی هست که بصورت اولیه نسوج لمفاوی گاو را درگیر می کند. به منظور مشخص نمودن وضعیت آلودگی با این ویروس در گاوها و تاثیر آن روی برخی شاخصهای بالینی، هماتولوژیک و فلوسایتومتریک، این تحقیق، روی 197 راس گاو هلشتاین ذبحی در یک کشتارگاه صنعتی در تهران انجام گرفت. نتیجه انجام آزمون الایزا51gp روی نمونه های سرمی اخذ شده از دام های مذکور، حاکی از واکنش سرمی مثبت در 3/22درصد از گاوهای مورد این مطالعه بود. تنظیم یافته ها بر پایه سن، نشان داد که ارتباط معنیداری بین میزان آلودگی به این ویروس و افزایش سن وجود دارد (005/0
این مطالعه تجربی با هدف ایجاد هیپوفسفاتمی تغذیهای و بررسی امکان حدوث همولیز درون عروقی بر روی دو گروه هفت راCسی (شاهد) و هشت راCسی (آزمون) بره صورت پذیرفت. فسفر جیره گروههای آزمون و شاهد به ترتیب برابر 065/0 درصد و 34/0 درصد ماده خشک تنظیم گردید. خون گیری از سیاهرگ وداج جهت سنجش فسفر معدنی، فسفاتاز قلیایی، بیلی روبین تام سرم، هماتوکریت و اجسام هاینز هر هفته انجام گرفت. دادهها با آزمون تی مستقل و آزمون تجزیه واریانس از نوع سنجشهای مکرر پردازش آماری شدند. کاهش معنیدار (01/0 p