هدف: هدف مقاله حاضر شناسایی وضعیت پژوهش های علم اطلاعات و دانش شناسی ازنظر موضوع، سال انتشار و شکاف موضوعی در دانشگاه های دولتی ایران بود. روش شناسی: برای وصول به هدف مذکور از روش پژوهش پیمایش توصیفی و تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه پژوهش حاضر شامل 1120 عنوان گزارش پژوهش (پایاننامه ها و مقاله های) موجود در 13 دانشگاه دولتی ایران بین سال های 1383-1392 بود که 749 عنوان از این پژوهشها مربوط به پایانامههای کارشناسی ارشد و دکتری علم اطلاعات و دانششناسی و 371 عنوان از آنها مربوط به مقالههای منتشرشده توسط محققان علم اطلاعات و دانششناسی ایران در پایگاه اطلاعاتی سایمگو بود. طبقهبندی موضوعی پژوهش ها با استفاده از 7 رده اصلی و 18 رده فرعی بر مبنای نظام طبقهبندی لیستا (LISTA) انجامشده و برای گردآوری اطلاعات نیز از سیاهه وارسی پژوهشگر ساخته استفاده شده است. در انتها دادههای طبقهبندیشده مورد تحلیل قرارگرفته و با استفاده از نمودارها و جداول توصیفشدهاند. یافته ها: یافتهها نشان دادند که موضوعات فناوری اطلاعات، کتابداری، بازیابی اطلاعات، کتابسنجی، مدیریت اطلاعات، منابع اطلاعاتی چاپی و الکترونیکی و فهرستنویسی و ردهبندی بیشترین محورهای موضوعی هستند که در پایاننامهها و مقالات محققان علم اطلاعات و دانششناسی موردمطالعه قرار گرفتهاند. نتیجه گیری: در پایان نامه ها و مقالات علم اطلاعات و دانش شناسی ایران به موضوعاتی مانند منابع اطلاعاتی، هستیشناسی، وب معنایی، جستجو معنایی، دولت الکترونیکی، مدیریت منابع اطلاعات، نوآوری دانش، اشتراک دانش، سازماندهی دانش، شبکه، خدمات اطلاعاتی و کتابخانههای دیجیتال کمتر پرداخته شده است.
اقتدار دین در دوران معاصر منوط به کارآمدی آن در عرصههای مختلف علمی است و پرداختن به مسأله علم دینی به مثابه یکی از مباحث علوم انسانی از بنیادیترین مسائل جامعه و نظام اسلامی در ایران است. از این رو سیاستگذاری به منظور دستیابی به تولید علوم انسانی اسلامی، امری ضروری به نظر میرسد. تولید علم دینی مستلزم نیل به یک پارادایم دینی است و ایجاد یک پارادایم نیز نیازمند به ایجاد یک جامعه علمی است که باید برای نیل به آن سیاستگذاری کرد. مراد از سیاستگذاری در این نوشتار، یک برنامهریزی میان مدت، شامل پارامترهای آسیبشناسی، بستر سازی، گزینش و تعیین اولویتهای آموزشی، پژوهشی و اجرایی، هدف گذاری و تدوین برنامههای دقیق و منسجمی برای اهداف مورد نظر است. دستیابی به مدلی مقبول و موجه در تبیین علم دینی با توجه به سنجش نظریههای موجود، جلوگیری از هرج و مرج روشی در پژوهشهای مربوط به علوم انسانی اسلامی، زمینهسازی برای شناخت، طراحی و تدوین سیاستگذاری و برای تولید علم دینی و مهیا شدن برای مدیریت درست پروژه تولید علم دینی در ساحتهای گوناگون علوم انسانی از اهداف این نوشتار است.