بهمنظور بررسی شاخصهای رشدی، عملکرد و اجزای عملکرد گندم رقم گاسکوژن(Triticum aestivum L.) تحت تأثیر سیستمهای مختلف خاکورزی و سطوح بقایای گیاهی، آزمایشی بهصورت اسپلیت بلوک بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 93-1392 انجام شد. در این آزمایش نوع مدیریت خاکورزی در چهار سطح (دیسک، گاوآهن برگرداندار + دیسک، گاوآهن پنجه غازی + دیسک، گاوآهن قلمی + دیسک) بهعنوان فاکتور عمودی و مدیریت بقایای گندم در پنج سطح (صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد عملکرد کاه گندم) بهعنوان فاکتور افقی در نظر گرفته شدند. در این آزمایش صفاتی مانند تعداد سنبله در بوته، تعداد دانه در سنبله و در بوته، وزن دانه در سنبله و در بوته، وزن هزار دانه و نیز عملکرد دانه و بیولوژیک گندم تعیین شد. نتایج نشان داد که حداکثر شاخص سطح برگ و سرعت رشد گندم بهترتیب در 167 و 151 روز پس از کاشت اتفاق افتاد که تقریباً منطبق با شروع پر شدن دانه بود. در این مرحله، شاخص سطح برگ و سرعت رشد گندم در نتیجه اجرای شخم با گاو آهن قلمی + دیسک ، بهترتیب تا 14 و 21 درصد بیش از گاو آهن برگردان + دیسک بود. کمترین و بیشترین تعداد سنبله در بوته و عملکرد دانه بهطور معنیدار در نتیجه استفاده از دیسک و گاو آهن قلمی + دیسک مشاهده شد. همچنین با افزایش سطوح کاربرد بقایای گندم تعداد سنبله در بوته و عملکرد دانه گندم بهطور معنیداری افزایش یافت. طبق نتایج آزمایش، میتوان در مناطق خشک و نیمهخشک کشور، کاربرد بقایای گندم همراه با خاکورزی کاهش یافته توسط گاو آهن قلمی را بهعنوان رهیافتهای اکولوژیک جهت افزایش عملکرد و تولید پایدار گندم پیشنهاد نمود.
بهمنظور ارزیابی تأثیر آرایش کاشت و تیمارهای کودی بر رشد و عملکرد گل و بذر گونه دارویی پنیرک (Malva sylvestris L.)، آزمایشی بهصورت کرتهای دو بار خردشده (اسپلیت اسپلیت پلات) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه فردوسی مشهد در دو سال زراعی 92-1391 و 93-1392 به اجرا درآمد. منابع کودی شامل کود دامی از نوع گاوی، کمپوست زباله شهری پوسیده، کود شیمیایی و شاهد (عدم مصرف کود) و سه آرایش کاشت یکطرفه با فاصله 70 سانتیمتر، یکطرفه با فاصله 90 سانتیمتر و دوطرفه (با فاصله ردیف 100 سانتیمتر) و دو برداشت به ترتیب بهعنوان عامل کرتهای اصلی، فرعی و فرعی فرعی در آزمایش در نظر گرفته شدند. صفات موردمطالعه شامل ارتفاع بوته، عملکرد گل تر و خشک، عملکرد بیولوژیک، دانه و درصد موسیلاژ پنیرک بودند. نتایج نشان داد که اثر ساده و متقابل تمام فاکتورها بر بیشتر صفات موردمطالعه معنیدار بود. بیشترین عملکرد خشک گل برای کود دامی و آرایش کاشت دوطرفه (17/4071 کیلوگرم در هکتار) مشاهده شد و کمترین میزان به شاهد×آرایش کاشت یکطرفه 90 سانتیمتر (85/1095 کیلوگرم در هکتار) اختصاص داشت. بیشترین و کمترین عملکرد خشک گل به ترتیب برای کود دامی×برداشت دوم (06/4596 کیلوگرم در هکتار) و شاهد×برداشت اول (69/941 کیلوگرم در هکتار) بدست آمد. بالاترین عملکرد بیولوژیک و بذر مربوط به آرایش دوطرفه (به ترتیب با 01/4731 و 60/813 کیلوگرم در هکتار) بود و کمترین میزان به آرایش یکطرفه 90 سانتیمتر (به ترتیب با 96/3880 و 74/635 کیلوگرم در هکتار) تعلق داشت. کاربرد کود دامی در مقایسه با شاهد بیشترین تأثیر معنیدار را در افزایش درصد موسیلاژ داشت؛ بهطوریکه بیشترین درصد موسیلاژ برای کود دامی (06/12 درصد) بدست آمد و کمترین میزان به کود شیمیایی (32/9 درصد) تعلق داشت. بر اساس نتایج این آزمایش، آرایش کاشت دوطرفه و بهرهگیری از کودهای دامی را میتوان بهعنوان راهکاری پایدار جهت دستیابی به عملکرد مطلوب کمی و کیفی در مدیریت این گونه دارویی مدنظر قرارداد.
به منظور بررسی میزان جذب، کارآیی جذب و مصرف و شاخص برداشت نیتروژن در گندم (Triticum aestivum L.)تحت تأثیر سیستمهای مختلف خاکورزی و سطوح بقایای کاه و کلش، آزمایشی به صورت بلوکهای خرد شده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد در سال زراعی 93-1392 انجام شد. نوع مدیریت خاکورزی در چهار سطح (1- دیسک، 2- گاوآهن برگرداندار + دیسک، 3- گاوآهن پنجه غازی + دیسک و 4- گاوآهن قلمی + دیسک) به عنوان فاکتور عمودی و مدیریت بقایای گندم در پنج سطح (صفر، 25، 50، 75 و 100 درصد کاه گندم) به عنوان فاکتور افقی در نظر گرفته شدند. بر اساس نتایج به دست آمده، کمترین (58/2 درصد) و بیشترین (77/2 درصد) نیتروژن دانه بهترتیب در شرایط استفاده از دیسک و گاوآهن قلمی + دیسک مشاهده شد. بیشترین میزان کارآیی جذب و مصرف نیتروژن (به ترتیب 67/60 درصد و 25/17 گرم بذر بر گرم نیتروژن خاک) نیز در شرایط شخم با گاوآهن قلمی + دیسک به دست آمد. با افزایش سطوح بقایای گندم، درصد نیتروژن دانه و کارآیی جذب و مصرف نیتروژن بهطور معنیداری افزایش یافت، بهطوری که کاربرد 75 درصد بقایای گندم در مقایسه با عدم کاربرد آن منجر به افزایش کارآیی جذب نیتروژن در گندم تا 2/62 درصد شد. بر اساس نتایج این آزمایش به نظر میرسد که در مناطق خشک و نیمهخشک کشور، کاربرد بقایای گندم همراه با خاکورزی کاهشیافته میتواند در افزایش بهرهوری و کارآیی استفاده از نیتروژن مورد توجه قرار گیرد.
بهصورت کرتهای خردشده بر پایة طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار، در مزرعهای واقع در استان آذربایجان غربی - شهرستان نقده در سال زراعی 92-1391 اجرا شد. سطوح آبیارﻯ در سه سطح (آبیاری بعد از 50 (شاهد)، 100 (تنش متوسط) و 150 میلیمتر تبخیر از تشتک تبخیر کلاس A (تنش شدید) و کودهای زیستی (قارچ مایکوریزا، ترکیب ازتوباکتر + فسفر بارور-2، مایکوریزا + ازتوباکتر + فسفر بارور-2 و شاهد) بهترتیب بهعنوان کرتهای اصلی و فرعی در آزمایش درنظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که با افزایش سطح آبیاری از 50 به 150 میلیمتر تبخیر از تشتک ارتفاع بوته، تعداد چتر در بوته، وزن هزاردانه، عملکرد دانه، عملکرد زیستی، درصد و عملکرد اسانس زنیان بهطور معناداری کاهش یافت. در بین کودهای زیستی تیمار تلفیقی قارچ مایکوریزا + ازتوباکتر + فسفر بارور-2 نسبت به تیمارهای مصرف جداگانه بیشترین تأثیر را در افزایش صفات مطالعهشده داشتند. در هر یک از سطوح آبیاری (50، 100 و 150 میلیمتر تبخیر) بیشترین عملکرد دانه از تیمار کاربرد تلفیقی مایکوریزا + ازتوباکتر + فسفر بارور-2 (783 کیلوگرم در هکتار)، و کمترین عملکرد دانه از تیمار شاهد (400 کیلوگرم در هکتار) بهدست آمد.