سابقه و هدف: گیاه . Glycyrrhiza glabra Lکه معمولاً بهنام شیرینبیان شناخته میشود، یک گیاه دارویی چندساله است که از فواید مختلفی برای سلامتی برخوردار است. عصاره ریشه شیرینبیان را میتوان برای طب سنتی و صتایع غذایی و دارویی استفاده کرد زیرا حاوی ترکیبات فعال زیستی و ترکیبات مهمی از جمله گلیسیریزین، لیکویریتین و گلابرین است. استفاده از ریزوباکتریهای محرک رشد گیاه بهعنوان کودهای زیستی به طور فزایندهای بهعنوان راهی برای کاهش میزان کاربرد کودهای شیمیایی در سیستمهای کشاورزی پیشنهاد شده است. بنابراین، هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر ازتوباکتر به عنوان یکی از محرکهای رشد گیاه به تنهایی و در تلفیق با سطح کاهش یافته کاربرد کود شیمیایی بر فتوسنتز، تبادلات گازی و تولید زیستتوده گیاهان شیرینبیان تکثیرشده از طریق بذر و ریزوم بود.مواد و روشها: آزمایش مزرعهای با تلقیح بذور و ریزومهای گیاهان شیرینبیان باAzotobacter chroococcum (Ac: سویه 1087) بهتنهایی یا در ترکیب با سطح کاهش یافته کاربرد کودهای شیمیایی انجام شد. پنج تیمار آزمایش شامل (1) شاهد: بدون تلقیح و کوددهی (2) تلقیح با Ac؛ (3) 100 درصد کوددهی: 100 درصد مقدار توصیه شده نیتروژن؛ (4)50 درصد کوددهی و (5) 50 درصد کوددهی+ تلقیح با Ac بود که در هر دو روش تکثیر (بذر و ریزوم) مورد ارزیابی قرار گرفتند. سرعت فتوسنتز خالص، سرعت تعرق برگ، CO2 بینسلولی، راندمان مصرف آب فتوسنتزی، محتوای کلروفیل (عدد SPAD)، ارتفاع بوته، سطح برگ و وزن خشک اندام هوایی، ریشه، ریزوم و زیستتوده کل (ریزوم+ریشه) اندازهگیری شد.یافتهها: نتایج مشاهده شده نشان داد که گیاهان حاصل از ریزوم نسبت به گیاهان حاصل از بذر افزایش 75 درصدی در ارتفاع بوته، افزایش چهار برابری سطح برگ در بوته، افزایش نه برابری وزن خشک اندام هوایی، افزایش 6/6 برابری در وزن هر ریزوم و به ترتیب افزایش 23 برابر، 3/7 برابر و 1/11 برابری در تولید ریزوم، ریشه و زیستتوده کل نشان دادند. نتایج همچنین نشان داد که، تلقیح با ازتوباکتر بیش از پارامترهای مرتبط با رشد رویشی و تولید زیستتوده اندام هوایی، تولید زیستتوده ریشه را تحت تاثیر قرار داد. از نکات جالب توجه این بررسی این بود که تلقیح همزمان ازتوباکتر همراه با کاربرد میزان 50 درصد کود، با بهبود 180 و 114 درصدی سطح برگ، 13 و 9 درصدی محتوای کلروفیل، 119 و 15 درصدی فتوسنتز خالص و 43 و 42 درصدی کارایی مصرف آب فتوسنتزی، محتوای ماده خشک اندام هوایی را به ترتیب 134 و 147 درصد و تولید زیستتوده کل را به ترتیب 149 و 94 درصد بهترتیب در گیاهان حاصل از ریزوم و بذر بهبود داد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که تلقیح همزمان ازتوباکتر و کاربرد 50 درصد اوره نتایج مشابهی با کاربرد 100 درصد کود شیمیایی اوره نشان داد. نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که تلقیح با A. chroococcum در تلفیق با دوز کاهش یافته کاریرد اوره میتواند بدون کاهش معنیدار عملکرد شیرینبیان تولید شده از طریق بذر و ریزوم، میزان کوددهی نیتروژن را تا 50 درصد کاهش دهد. نتایج این مطالعه همچنین نشان داد که شیرینبیان حاصل از ریزوم در سال اول رشد در صفات مختلف رشد و عملکرد، افزایش چند برابری نسبت به شیرینبیان حاصل از بذر نشان داد. این میتواند در فرایند تولید گیاهان شیرینبیان در شرایط مختلف، براساس جوانب مختلف تولید مد نظر قرار گیرد.
در مناطق خشک و نیمهخشک یکی از راههای ممکن، جهت دستیابی به پایداری تولیدات گیاهی، استفاده بهتر از آب بهواسطه کاشت گیاهان متحمل به کمآبی با نیاز آبی کمتر میباشد. وسمه (Indigofera tinctoria L.) گیاهی فراموش شده و دارویی- صنعتی از خانواده بقولات است که در صنعت برای رنگزایی و در طب سنتی برای درمان تنگی نفس و اسپاسم رودهای و نیز برای تقویت رشد مو و ... استفاده میشود. این آزمایش با هدف بررسی تأثیر تنش کمآبی بر عملکرد برگ خشک و بذر و کارایی مصرف آب چهار اکوتیپ وسمه در طی سالهای زراعی 94-1393 و 95-1394، بهصورت کرتهای خرد شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در شهرستان جیرفت استان کرمان اجرا شد. عوامل کرت اصلی و فرعی بهترتیب شامل تنش کمآبی (100، 75 و 50 درصد نیاز آبی) و اکوتیپ (جیرفت، رودبار، قلعه گنج و ریگان) بودند. میزان 100 درصد نیاز آبی وسمه 6800 مترمکعب میباشد. صفات مورد مطالعه شامل عملکرد برگ خشک وسمه، عملکرد بذر و کارایی مصرف آب بر پایه عملکرد برگ و بذر بود. نتایج نشان داد که تنش 75 (تنش ملایم) و 50 درصد نیاز آبی (تنش شدید) عملکرد برگ خشک را بهترتیب 8 و 24 درصد و عملکرد بذر را 16و 59 درصد، نسبت به شاهد، کاهش داد. همچنین تنش ملایم و شدید بهترتیب موجب افزایش 22 و 53 درصدی کارایی مصرف آب برگ گردید. کارایی مصرف آب بذر در شرایط تنش ملایم، بهمیزان 10 درصد افزایش یافت. در حالیکه اعمال تنش شدید، کاهش20 درصدی این پارامتر را به همراه داشت. در شرایط تنش شدید، بیشترین عمکلرد برگ خشک و بذر و نیز کارایی مصرف آب برگ، بهترتیب بهطور میانگین بهمیزان 9/5100 کیلوگرم در هکتار، 75/331 کیلو گرم در هکتار و 24/1 کیلو گرم در مترمکعب مربوط به اکوتیپهای جیرفت و رودبار بود. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش و نیز با توجه به شرایط اقلیمی گرم و خشک جنوب کرمان و از طرفی، ضرورت تغییر الگوی کشت با محوریت صرفهجویی در مصرف آب و برتری ارزش اقتصادی، پیشنهاد می شود اکوتیپهای جیرفت و رودبار جنوب وسمه را بهعنوان گیاهی با نیاز آبی پایین در فصل تابستان و بعد از برداشت گندم و محصولات جالیزی کشت نمایند.
پاسخ مرفوفیزیولوژیکی لاینهای امیدبخش غله جدید تراریخت کرومووزمی تریتیپایرم ثانویه ایرانی (AABBDEb, 2n=6x=42)بعد از تریتیکاله و تریتوردیوم، با رقم گندم ایرانی روشن (AABBDD: والد پدری) و لاین امیدبخش تراریخت کروموزومی تریتیپایرم (AABBEbEb, 2n=6x=42) اولیه غیرایرانی (Ka/b)(Cr/b)والد مادری)، در شرایط خاک نرمال (EC=1ds/m) با آب نرمال (EC=0.8ds/m) و آب شور (EC=15ds/m)، بهصورت دو طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج اندازهگیری صفات مورفولوژی (ارتفاع بوته، طول سنبله، تعداد پنجه کل و بارور، عملکرد دانه تک بوته، وزن هزار دانه و شاخص برداشت) و فیزیولوژی (محتوای نسبی آب، میزان سدیم، پتاسیم برگ و میزان کلروفیل) نشان داد که برای صفات مذکور، تفاوت معنیداری بین لاینها وجود داشت. اثر متقابل شوری در ژنوتیپ نیز برای صفات مرفوفیزلوژیک لاینهای تریتیپایرم ثانویه ایرانی معنیدار بود. کمترین کاهش در عملکرد، محتوای نسبی آب و کلروفیل تحت تنش شوری مربوط به لاین تراریخت کروموزومی تریتیپایرم اولیه غیرایرانی (Ka/b)(Cr/b) و لاین امیدبخش تراریخت کروموزومی تریتیپایرم ثانویه ایرانی حاصل از تلاقی امید ×(Ka/b)(Cr/b) و بیشترین کاهش در صفات مذکور متعلق به گندم ایرانی روشن بود. سه لاین امیدبخش تراریخت کروموزومی تریتیپایرم ثانویه حاصل از تلاقیهای امید× (Ka/b)(Cr/b)، نیک نژاد × (Ka/b)(Cr/b) و روشن × (Az/b) و همچنین لاین امیدبخش تراریخت کروموزومی تریتیپایرم اولیه غیر ایرانی (Ka/b)(Cr/b) بیشترین تحمل به شوری برای صفات فیزیولوژیک را از خود نشان دادند. بنابراین لاین تراریخت کروموزومی تریتیپایرم ثانویه ایرانی حاصل از تلاقی امید ×(Ka/b)(Cr/b) و والد مادری آن، دو کاندید مناسب برای تولید دانه و علوفه در مطالعات به زارعی در اراضی و آبهای متأثر از شوری ds/m15 می باشند.
اگرچه زعفران یک گیاه کمتوقع از نظر نیاز غذایی و آبی محسوب میشود، اما ارزش تجاری آن از یک طرف و محدودیت منابع آب از طرف دیگر سبب شده که بررسی اثرات تنش خشکی بر روی اجزای مختلف این گیاه دارای اهمیت ویژهای در کشورمان باشد. یک آزمایش مزرعهای دو ساله در استان یزد به منظور بررسی اثر سطوح مختلف آب مصرفی و پلیمر سوپرجاذب بر شاخص های رشدی و عملکردی زعفران انجام شد. این آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی و بصورت اسپلیت پلات در 3 تکرار اجرا گردید. کرتهای اصلی شامل سه سطح آبیاری (50، 75 و 100 درصد تبخیر و تعرق، ET) و کرتهای فرعی شامل سه سطح مختلف پلیمر سوپرجاذب به میزان 10، 30 و 50 گرم بر مترمربع بود که به دو شیوه ردیفی و پخش یکنواخت در کرتهای آزمایشی اعمال گردیدند. در نهایت، تاثیر تیمارهای اصلی و فرعی بر شاخص های مورد نظر بررسی و با تیمار شاهد (بدون مصرف سوپرجاذب) مقایسه شد. نتایج حاصله نشان داد که با افزایش حجم آبیاری، تعداد گل، وزن خشک کلاله و وزن کل بنه ها افزایش اما میزان تراوش یونی کاهش یافت. در اغلب موارد مصرف سوپر جاذب به مقدار 30 تا 50 گرم بصورت توزیع یکنواخت روی سطح زمین و یا مصرف 10 گرم سوپر جاذب بصورت ردیفی در زیر ردیف های کاشت نتیجه بهتری را در مقایسه با شاهد و سایر تیمارها داشت.مصرف سوپرجاذب در شرایط تنش خشکی با هدف افزایش محتوای آب برگ زعفران مفید و قابل توصیه بوده ولی در شرایط عدم تنش، غیرقابل توصیه خواهد بود.
هدف: شناسایی نشانگرهای پیوسته با صفات مهم زراعی یکی از مهم ترین روشها برای تسریع انتقال صفات مطلوب به ژنوتیپهای دیگر و ردیابی آنهاست. هدف از این پژوهش، ارزیابی تنوع ژنتیکی و شناسایی نشانگرهای مولکولی اطلاعرسان مرتبط با صفات تحمل به خشکی در ژنوتیپهای ارزن دمروباهی ] [Setaria italica (L.) P. Beauv. ، با استفاده از نشانگر مولکولی AFLP بود. مواد و روشها: در این مطالعه، 21 ژنوتیپ ارزن دمروباهی در سه سال زراعی 92، 93 و 95 مورد آزمایش قرار گرفتند. شاخصهای تحمل به خشکی و همبستگی بین مقادیر آنها با عملکرد دانه و بیولوژیک محاسبه شد. به منظور شناسایی نشانگرهای مولکولی مرتبط با صفات تحمل به خشکی، از تجزیه ارتباطی با استفاده از مدل خطی مخلوط (MLM) و 12 ترکیب آغازگری AFLP استفاده شد. همچنین شاخصهای نشانگری و تجزیه به مولفههای اصلی نیز با استفاده از نرمافزار GenAlEx 6.5 انجام گرفت. نتایج: ترکیبات آغازگری استفاده شده در این مطالعه در مجموع 443 باند قابل تشخیص ایجاد کردند که از این تعداد 316 (%71) باند چندشکل بودند. میانگین محتوای اطلاعات چند شکلی 24/0، میانگین شاخص شانون 38/0 و میانگین شاخص نشانگری 22/6 بدست آمد و ترکیبهای M-CTG/E-ACC، M-CAA/E-ACC وM-CTA/E-AAC موثرترین ترکیبها در بررسی تنوع ژنوتیپهای مورد مطالعه بودند. براساس نتایج تجزیه به مولفههای اصلی، دو مولفه اول 13/61 درصد از تغییرات را توجیه کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که شاخصهایHARM ، GMP وMP بهترین شاخصها در تفکیک نمونههای متحمـل به خشکی بودند و نشانگرهای M-CAA/E-AAC-14 و M-CTG/E-ACC-283 با توجه به عملکرد دانه و نشانگر M-CTT/E-ACC-264 با توجه به عملکرد بیولوژیک با این شاخصها در ارتباط بودند. نتیجهگیری: براساس نتایج این پژوهش میتوان شاخصهایHARM ، GMP وMP را بهعنوان بهترین شاخصها در تفکیک نمونههای ارزن دمروباهی متحمل به خشکی، معرفی کرد. همچنین میتوان از نشانگرهای مولکولی مرتبط با این شاخصها برای بررسی تحمل به خشکی سایر ژنوتیپها در برنامههای اصلاحی آینده استفاده نمود.
هدف: با توجه به اهمیت و کاربرد نشانگرهای اطلاعرسان در برنامههای اصلاحی گیاهان زراعی، این تحقیق با هدف شناسایی نشانگرهای مرتبط با صفات مورفولوژیک با استفاده از روش تجزیه ارتباطی در ژنوتیپهای ارزن دمروباهی انجام گرفت. مواد و روشها: به منظور شناسایی نشانگرهای مولکولی مرتبط با صفات زراعی در 30 ژنوتیپ ارزن دمروباهی (ارزن ایتالیایی Setaria italica L.)، از تجزیه ارتباطی با استفاده از مدل خطی مخلوط (MLM) استفاده شد. جهت اجتناب از لینکاژ دروغین، ابتدا مطالعه ساختار جمیعت انجام و 9 زیرگروه احتمالی در ژنوتیپهای مورد مطالعه مشاهده شد. نتایج: تجزیه ارتباطی با در نظر گرفتن ساختار جمعیت و روابط خویشاوندی، 38 مکان پیوسته با 12 صفت زراعی را نشان داد. ضریب تبیین نشانگر در سطح بسیار معنیداری از 102/0 تا 328/0 متغیر بود. نتایج نشان داد که از میان 12 ترکیب آغازگری AFLP استفاده شده در این مطالعه، ترکیبات آغازگری M-CTG/E-AAC، M-CTT/E-AAC و M-CTA/E-AAC موثرترین ترکیبها در بررسی تنوع ژنوتیپهای مورد مطالعه بودند. همچنین تعدادی از نشانگرهای مورد بررسی نظیر M-CAA/E-AAC، M-CTG/E-AGC و M-CTT/E-AAC با چندین صفت نظیر ارتفاع، طول وعرض برگ، تعداد پنجه، وزنهزاردانه و عملکرد دانه در ارتباط بوده که بیشترین ارتباط با ترکیب آغازگری M-CTT/E-AAC مشاهده شد. نتیجهگیری: شناسایی نشانگرهای مشترک اهمیت زیادی در برنامههای بهنژادی گیاهان دارد زیرا گزینش همزمان چند صفت را امکانپذیر میکنند. این نشانگرها میتوانند در صورت لینکاژ نزدیک با ژنهای کنترلکننده، در غربال ژرمپلاسم استفاده شوند. همچنین در برنامههای شناساییQTL در ژنوتیپیابی جمعیتهای حاصل از تلاقی ارزن مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین اطلاعات حاصل از این مطالعه میتواند در برنامههای بهنژادی، جهت اصلاح به کمک نشانگر (MAS) در ارزن دمروباهی مفید باشد.
چکیده زیره سبز (Cuminum cyminum L.) از مهمترین گیاهان دارویی و ادویهای، با داشتن دوره رشد کوتاه و نیاز آبی پایین، مناسب کشت در مناطق خشک و نیمهخشک ایران میباشد. به منظور ارزیابی تحمل به خشکی ژنوتیپهای برتر زیره سبز ایران، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال زراعی 1396-1395 انجام شد. در این آزمایش 15 ژنوتیپ برتر زیره سبز در شرایط نرمال و تنش رطوبتی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار بررسی شدند. تنش خشکی بهصورت قطع آبیاری در اوایل مرحله گلدهی اعمال شد. بر اساس عملکرد دانه در شرایط تنش و بدون تنش، شاخصهای تحمل به خشکی شامل شاخص تحمل (TOL)، میانگین تولید (MP)، میانگین هندسی تولید (GMP)، شاخص تحمل به تنش (STI)، شاخص حساسیت به تنش (SSI)، میانگین هارمونیک (HM)، شاخص عملکرد (YI) و شاخص پایداری عملکرد (YSI) محاسبه شدند. نتایج تجزیه همبستگی عملکرد دانه در شرایط نرمال و تنش رطوبتی با شاخصهای محاسبهشده نشان داد شاخصهای MP، GMP و STI مناسبترین شاخصها برای شناسایی ژنوتیپهای متحمل به تنش خشکی میباشند. تجزیه به مؤلفههای اصلی ژنوتیپهای شماره 7، 12، 8 و 13 را بهعنوان متحملترین ژنوتیپها و ژنوتیپهای 6، 9، 10 و 14 را بهعنوان حساسترین ژنوتیپها معرفی کرد. همچنین براساس STS محاسبهشده برای هر ژنوتیپ، مشخص گردید ژنوتیپهای شماره 7، 4، 12، 8 و 13 جزو ژنوتیپهای متحمل و ژنوتیپهای 14، 10، 6، 9 و 2 بهعنوان حساسترین ژنوتیپها شناسایی شدند. بنابراین میتوان ژنوتیپهای شماره 7، 4، 12، 8 و 13 را برای ایجاد یک جامعه اصلاحشده ژنتیکی پیشنهاد داد.
هدف: هدف این پژوهش شناسایی نشانگرهای پیوسته با برخی صفات زراعی ارزن معمولی تحت شرایط تنش خشکی با استفاده از روش تجزیه ارتباطی بود. مواد و روشها: در این مطالعه، 30 ژنوتیپ ارزن معمولی Punicum miliaceam))در قالب طرح آگمنت در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در اردیبهشت ماه 1395 کشت شدند. تنش در مرحله 50 درصد خوشه دهی با قطع آبیاری اعمال گردید. صفات عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، وزن هزار دانه، تعداد دانه در خوشه، تعداد خوشه در بوته، طول پانیکول، تعداد انشعابات پانیکول، ارتفاع گیاه، تعداد برگ در بوته، طول برگ، عرض برگ و شاخص برداشت اندازه گیری شد. تکنیک AFLPبا استفاده از شش ترکیب آغازگری EcoRI و MseI انجام شد. نتایج: در مجموع 246 باند چند شکل تولید شد و به طور میانگین دارای 13/89 درصد چند شکلی بودند. تجزیه ارتباطی بر اساس مدلهای GLM و MLM به ترتیب 64 و 52 نشانگر پیوسته به صفات تحت شرایط تنش خشکی نشان داد که در بین آنها چهار نشانگر (M4/E10-65، M4/E10-74، M4/E10-67 و M59/E36-105) با صفت عملکرد دانه، سه نشانگر (M59/E36-84، M10/E1-244 و M10/E1-245) با صفت وزن هزار دانه، دو نشانگر (M59/E36-106 و M10/E1-224) با صفت تعداد خوشه در بوته و پنج نشانگر (M3/E2-31، M3/E2-35، M3/E2-38،M59/E36-114 وM4/E8-128 ) با صفات تعداد دانه در خوشه در هر دو مدل ارتباط قوی و بسیار معنیداری نشان دادند. نتیجهگیری: در این مطالعه چندین مکان ژنی مشترک برای صفات مورد بررسی شناسایی گردید. وجود نشانگرهای مشترک بین صفات ممکن است به دلیل اثرات پلیوتروپی و یا پیوستگی نواحی ژنومی دخیل در کنترل این صفات باشد.
شناسه دیجیتال (DOR):98.1000/1735-0905.1398.35.209.94.2.1576.1610برای بهبود صفات پیچیدهای مانند عملکرد، یکی از مؤثرترین روشها در گزینش ژنوتیپهای مطلوب، استفاده از شاخصهای انتخاب میباشد. در این پژوهش، بهمنظور ارزیابی کارایی روشهای مختلف انتخاب در شرایط تنش، 49 ژنوتیپ برتر زیره سبز (Cuminum cyminum L) منتخب سال دوم یک طرح دوساله، در یک آزمایش مزرعهای در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با دو تکرار در شرایط تنش خشکی در سال 1391 در مزرعه پژوهشی دانشگاه شهید باهنر کرمان مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخصهای انتخاب اسمیت- هیزل 1 و 2 و پسک-بیکر براساس هفت صفت ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی، تعداد چتر، تعداد چترک، تعداد دانه در بوته، وزن بذر بوته و وزن اندام هوایی بوته محاسبه شدند. همچنین پاسخهای مستقیم و همبسته این صفات همراه عملکرد دانه در شرایط تنش خشکی بدست آمد. هر سه شاخص در دو شکل، همراه با عملکرد و بدون عملکرد نیز مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پاسخ مستقیم و همبسته صفات نشان داد که در شرایط تنش ژنوتیپهایی با تعداد دانه در بوته و تعداد چترک بیشتر از توان عملکرد بالاتری برخوردار بودند. در شاخصهای اسمیت-هیزل 1 و 2، صفت تعداد دانه در بوته و تعداد چترک بالاترین پاسخ به انتخاب را داشتند، در حالی که در شاخص پسک-بیکر صفت تعداد شاخه فرعی بالاترین پاسخ به انتخاب را به خود اختصاص داد. نتایج حکایت از این داشت که شاخص انتخاب اسمیت-هیزل بالاترین کارایی انتخاب را دارد و میتواند برای انتخاب ژنوتیپهای مناسب در برنامه اصلاحی زیره سبز در شرایط تنش خشکی مورد استفاده قرار گیرد.
به منظور شناسایی راهکارهای افزایش عملکرد و توسعه کشت زعفران در مناطق خشک و نیمهخشک، آزمایشی بصورت اسپلیت پلات در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار به اجرا درآمد که در آن تیمار اصلی شامل سه سطح آبیاری تا سطح 50، 75 و 100 درصد نیاز آبی و هفت سطح تیماری کودی به عنوان کرتهای فرعی شامل شاهد (عدم مصرف سوپر جاذب) و سه سطح توزیع یکنواخت سوپر جاذب به میزان 10، 30 و 50 گرم در متر مربع قبل از کاشت و سه روش توزیع سوپر جاذب در زیر ردیفهای کاشت بود. نتایج نشان داد که با افزایش حجم آبیاری تعداد گل، وزنتر گل، وزن خشک کلاله، وزن کل بنهها، وزن بزرگترین بنه و همچنین تعداد بنهها افزایش یافت، اما تراوش یونی کاهش یافت. طول برگ از 60 روز پس از شروع سبز شدن برگها به تدریج تحت تأثیر تیمار آبیاری قرار گرفت. همچنین مصرف سوپر جاذبها رفتار مشابهی با تیمارهای آبیاری نشان دادند. در اغلب موارد مصرف سوپر جاذب به مقدار 30 تا 50 گرم سوپر جاذب بصورت توزیع یکنواخت روی سطح زمین و یا مصرف 10 گرم سوپر جاذب بصورت ردیفی در زیر ردیفهای کاشت نتیجه بهتری را در مقایسه با شاهد و سایر تیمارها بدست آورد. در برخی موارد نیز، مصرف 50 گرم سوپر جاذب بصورت ردیفی در زیر ردیفهای کاشت تأثیر منفی بر صفات مورد مطالعه داشت. بین سطوح آبیاری و مصرف سوپر جاذب اثر متقابل معنیدار وجود داشت و این موضوع نشان میدهد که میتوان خسارت ناشی از کمآبی بر مزارع زعفران در مناطق خشک و نیمه خشک را با مصرف سوپر جاذبها کاهش داد.
برای اصلاح صفات پیچیدهای مانند عملکرد، یکی از مؤثرترین روشها در گزینش ژنوتیپهای مطلوب، استفاده از شاخصهای انتخاب میباشد. در این پژوهش، بهمنظور ارزیابی کارآیی شاخصهای مختلف انتخاب، 50 ژنوتیپ زیره سبز ( Cuminum cyminum L.) در یک آزمایش مزرعهای در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال 91-۱۳90 در مزرعه پژوهشی دانشگاه شهید باهنر کرمان مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخصهای انتخاب اسمیت-هیزل 1 و 2 و پسک-بیکر براساس هفت صفت ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی، تعداد چتر، تعداد چترک، تعداد دانه در بوته، وزن بذر بوته و وزن اندام هوایی بوته در دو حالت، همراه با بذر و بدون بذر محاسبه و مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پاسخ مستقیم و همبسته صفات نشان داد که ژنوتیپهای با تعداد دانه در بوته و تعداد شاخه فرعی بیشتر و ارتفاع کمتر از قابلیت عملکرد بالاتری برخوردار بودند. در شاخص اسمیت-هیزل 1 و 2 صفات تعداد شاخه فرعی و تعداد چترک بالاترین پاسخ را به انتخاب داشتند. در حالیکه در شاخص پسک-بیکر صفت تعداد چتر بهترین پاسخ را به انتخاب داشت. براساس نتایج بدست آمده، شاخص اسمیت-هیزل (همراه با بذر) بالاترین کارایی انتخاب را برای اصلاح عملکرد داشت و میتواند برای انتخاب ژنوتیپهای مناسب در برنامه های اصلاحی زیره سبز مورد استفاده قرارگیرد.
به منظور ارزیابی پایداری و سازگاری اکوتیپ های مختلف زیره سبز بر مبنای اثر متقابل اکوتیپ و تاریخ کاشت، اکوتیپ های مختلف زیره سبز شامل سمنان، فارس، یزد، گلستان، خراسان رضوی، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، اصفهان و کرمان در پنج تاریخ کاشت مختلف (5 دی، 20 دی، 5 بهمن، 20 بهمن و 5 اسفند) مورد مطالعه قرار گرفتند. آزمایش در سال زراعی 91-1390 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید باهنر کرمان اجرا شد و در پایان فصل رشد عملکرد دانه اندازه گیری گردید. تجزیه واریانس مرکب حاکی از تفاوت معنی دار بین تاریخ های کاشت، اکوتیپ ها و اثر متقابل اکوتیپ در تاریخ کاشت بود. بیش از 46 درصد از تغییرات در عملکرد دانه به اثر متقابل اکوتیپ در تاریخ کاشت اختصاص یافت؛ براین اساس بررسی پایداری و سازگاری بر اساس روش های ناپارامتری، رگرسیون ابرهارت و راسل و پارامترهای تکمتغیره انجام شد. براساس روش های ناپارامتری (میانگین رتبه (R)، انحراف معیار رتبه (SDR) و نسبت شاخص عملکرد (YIR)) اکوتیپ های کرمان و خراسان شمالی به عنوان اکوتیپ های پایدار و بر مبنای پارامترهای واریانس محیطی (S2i) و ضریب تنوع ژنوتیپی (CVi) اکوتیپ های خراسان رضوی و سمنان پایدار و اکوتیپ های کرمان و یزد ناپایدار شناخته شدند. براساس نتایج حاصل از روش ابرهارت و راسل و پارامترهای اکووالانس ریک و واریانس پایداری شوکلا، اکوتیپ های اصفهان و گلستان به عنوان اکوتیپ با پایداری عمومی متوسط، کرمان اکوتیپی با سازگاری خصوصی با تاریخ کاشت پنجم اسفندماه (محیط مساعد)، سمنان سازگار خصوصی با تاریخ کاشت پنجم دی ماه (محیط نامساعد) و خراسان شمالی حساس ترین اکوتیپ نسبت به تغییر در شرایط محیطی معرفی می شوند.
Statistical Analysis of Yields and its Component of Seeds Resulted from Early Crosses of wheat Cultivars under Salinity Conditions
گندم مهم ترین محصول زراعی جهان می باشد که در مناطق کم آب عملکرد آن به شدت کاهش می یابد. در چنین شرایطی تولید ارقام متحمل به خشکی از اهمیت وِیژه ای برخوردار است. به منظور به نژادی گندم آگاهی از ماهیت ژنتیکی عملکرد و صفات مرتبط با عملکرد کمک شایانی به اصلاح گر می نماید. جهت برآورد پارامترهای ژنتیکی برخی صفات زراعی در شرایط کم آبی در گندم نان، خانواده های F4 حاصل از تلاقی ارقام گندم روشن و کویر بههمراه والدین، F2 و F3 در شرایط تنش رطوبتی مورد ارزیابی قرار گرفتند. آزمایش در قالب طرح آگمنت با پنج شاهد روشن، فلات، مهدوی، شاه پسند و خارچیا در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال زراعی 94-1393 اجرا شد. به منظور اعمال تنش، آبیاری در مرحله سنبله دهی قطع گردید و عملکرد دانه به همراه برخی صفات زراعی مورد ارزیابی قرار گرفت. از روش تجزیه میانگین نسل ها بهمنظور تعیین نحوه عمل ژن های کنترلکننده صفات استفاده شد. روابط ژنتیکی شامل اثرات افزایشی، غالبیت، افزایشی× افزایشی و غالبیت× غالبیت برآورد شدند. در کنترل صفات عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک، شاخص برداشت، وزن هزاردانه، طول سنبله، طول ریشک و طول دوره پرشدن دانه، واریانس ژنتیکی افزایشی نقش بیشتری داشت. بنابراین در این صفات، گزینش در نسل های اولیه مؤثرتر خواهد بود. در حالی که در کنترل صفات ارتفاع بوته، تعداد سنبله و تعداد دانه در بوته واریانس ژنتیکی غالبیت نقش بیشتری ایفا می کند. لذا در مورد این صفات توصیه می شود گزینش در نسل های پیشرفته انجام گیرد.
مؤثرترین روش جهت بهبود ژنتیکی عملکرد بهعنوان یک صفت چندژنی، استفاده از گزینش غیرمستقیم از طریق صفات دیگر و گزینش همزمان بر مبنای شاخصهای گزینش مناسب است. هدف از اجرای این پژوهش، انتخاب لاینهای برتر گندم نان با استفاده از شاخصهای گزینشی تحت شرایط تنش خشکی بود. برای این منظور، 305 لاین خالص گندم حاصل از تلاقی ارقام روشن و فلات بههمراه چهار رقم شاهد شامل روشن، فلات، مهدوی و شاهپسند در قالب طرح آگمنت در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال زراعی 93-1392 مورد ارزیابی قرار گرفتند. بهمنظور اعمال تنش خشکی، آبیاری در مرحله ظهور سنبله قطع شد و عملکرد دانه بههمراه برخی صفات زراعی مورد ارزیابی قرار گرفت. از بین صفات اندازهگیری شده، صفات وزن دانههای سنبله اصلی، وزن دانههای تکبوته، تعداد دانه در بوته، وزن هزار دانه، تعداد سنبله در بوته، وزن سنبله اصلی، طول برگ پرچم، طول سنبله و وزن بوته همبستگی ژنتیکی بالایی با عملکرد دانه داشتند. پاسخ به گزینش مستقیم و همبسته این صفات با عملکرد دانه نیز محاسبه و مشاهده شد که صفات تعداد سنبله در بوته و تعداد دانه در بوته بالاترین کارآیی گزینش را دارند. شاخصهای گزینش مختلف تهیه شده با استفاده از این صفات، همبستگی ژنتیکی بالایی با عملکرد دانه نشان دادند. علاوه بر آن، کارآیی نسبی گزینش و بهره مورد انتظار از شاخص با استفاده از شاخص اسمیت - هیزل نسبت به شاخص پسک - بیکر بیشتر بود. بنابراین، استفاده از شاخص بهینه میتواند برای انتخاب ژنوتیپهای مناسب در برنامههای اصلاحی گندم مؤثر باشد. در نهایت، بر اساس هر شاخص 30 لاین برتر انتخاب و از مقایسه آنها هفت لاین امیدبخش برای ارزیابیهای بیشتر جهت قرار گرفتن در فرایند معرفی به زارعین شناسایی شدند.
بهمنظور شناسایی لاینهای گندم متحمل به تنش خشکی، ۶۷ لاین اینبرد نوترکیب به همراه والدینشان (روشن و سوپرهد) در دو آزمایش جداگانه در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با دو تکرار در شرایط نرمال و تنش خشکی در سال ۹۱-1390 بررسی شدند. برای شناسایی لاینهای متحمل به خشکی از هفت شاخص تحمل و حساسیت به خشکی (میانگین محصولدهی، میانگین هندسی محصولدهی، شاخص تحمل تنش، شاخص عملکرد، شاخص پایداری عملکرد، شاخص تحمل و شاخص حساسیت تنش)، تحلیل عاملی و نمره تحمل تنش استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس، اختلاف معنیداری را بین لاینها ازلحاظ عملکرد دانه و شاخصهای تحمل و حساسیت به خشکی در شرایط تنش و بدون تنش نشان داد. نمره تحمل تنش در جداسازی گروه A از سایر گروهها (B, C, D) موفق بود. بر اساس نمره تحمل تنش و تحلیل عاملی لاینهای 139، 69، 19، 23، 149، 117، 27، 181 و 94 بهعنوان لاینهای متحمل به تنش خشکی برای بررسی بیشتر انتخاب شدند.
به منظور بررسی تأثیر قطع آبیاری در مرحله گلدهی و محلولپاشی با اسپرمیدین بر درصد، عملکرد و میزان ترکیبات اسانس تودههای مختلف زیرهسبز (Cuminum cyminum L.) آزمایشی به صورت طرح کرتهای دوبار خرد شده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید باهنر کرمان در سال زراعی 93-1392 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل آبیاری در دو سطح (1- آبیاری کامل و 2- قطع آبیاری در شروع مرحله گلدهی) به عنوان فاکتور اصلی، محلولپاشی اسپرمیدین در سه سطح (صفر، یک و دو میلیمولار) به عنوان فاکتور فرعی و اکوتیپ زیره در سه سطح (1- کرمان، 2- خراسان و 3- اصفهان) به عنوان فاکتور فرعی فرعی بود. در این پژوهش، درصد، عملکرد و ترکیبات موجود در اسانس زیرهسبز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که درصد و عملکرد اسانس به طور معنیداری تحت تأثیر تیمارهای آبیاری و تودههای مختلف زیرهسبز قرار گرفت ولی محلولپاشی اسپرمیدین تأثیر معنیداری بر این صفات نداشت. تیمار قطع آبیاری باعث افزایش درصد و کاهش عملکرد اسانس نسبت به شرایط آبیاری کامل شد. نتایج حاکی از تأثیرپذیری بیشتر عملکرد اسانس از عملکرد دانه نسبت به درصد اسانس بود. هر دو صفت درصد و عملکرد اسانس در تودههای کرمان و خراسان به طور معنیداری بیشتر از توده اصفهان بود. بیشترین میزان اسانس (92/14 کیلوگرم در هکتار) در تیمار محلولپاشی یک میلیمولار و برای توده خراسان حاصل شد و کمترین میزان این صفت (87/6 کیلوگرم در هکتار) در تیمار عدم محلولپاشی برای توده اصفهان به دست آمد. ترکیبات β-Pinene، p-Cymene، γ-Terpinene، Cuminaldehyde، p-Mentha-1,4-dien-7-ol و ɣ-Terpinene-7-al بخش اصلی اجزاء اسانس را در تودههای مختلف زیرهسبز شامل شدند. در دو توده کرمان (30/29 درصد) و خراسان (70/32 درصد) ترکیب Cuminaldehyde و در توده اصفهان ترکیب ɣ-Terpinene-7-al (40/23 درصد) بیشترین درصد را در بین کل اجزاء اسانس به خود اختصاص دادند. به طور کلی، دو توده کرمان و خراسان از نظر ترکیبات اسانس شباهت بیشتری نشان دادند.