هدف: استراتژی اصلیترین منبع رشد بلندمدت سازمانها میباشد و در صورت عدم اجرای موفق استراتژی، حتی اگر استراتژیهای مناسبی اتخاذشده باشد این فرآیند بیهوده است. هدف این مقاله پیشنهاد یک مدل جامع ترکیبی را برای پیشبینی شاخصهای عملکردی سازمانی است.روششناسی پژوهش: به منظور رسیدن به هدف پژوهش، ابتدا از کارت امتیازی متوازن بهعنوان ابزاری برای طراحی شاخصهای ارزیابی عملکرد و از تحلیل پوششی دادههای شبکهای بهعنوان ابزاری برای ارزیابی عملکرد استفاده شده است. سپس با استفاده از تطبیق شاخص بهرهوری مالمکوئیست با مدل ترکیبی مذکور، به ارائه مدل پیشرفت و پسرفت سازمانها طی دو دوره متوالی پرداخته میشود. سرانجام با ترکیب مدلهای پیشنهادی و شبکههای عصبی مصنوعی راهکاری را برای ارزیابی عملکرد 500 شعبه بانک و نیز تشخیص پیشرفت و پسرفت آنها ارائه میگردد.یافتهها: نتایج بهدستآمده نشاندهنده دقت مناسب و زمان محاسباتی کمتر مدلهای ترکیبی پیشنهادی است.اصالت/دانشافزایی علمی: پژوهش حاضر با ارائه یک مدل ترکیبی با استفاده از تحلیل پوششی دادههای شبکهای و کارت امتیازی متوازن میتواند به دانش موجود در خصوص ارزیابی عملکرد بنگاههای اقتصادی بیافزاید و روشهای پیشنهادی میتوانند ابزارهای نویدبخشی برای ارزیابی عملکرد سازمانها، بهخصوص دادههای بزرگ باشند.
در اقتصاد رقابتی کنونی، مدیریت زنجیره تامین امری مهم تلقی میگردد. در سالهای اخیر به دلیل کمبود منابع جهت پاسخگویی به تقاضای فزاینده غذا، توجه محققان به زنجیره تأمین مواد غذایی افزایش یافته است. از آنجاییکه ماهی یکی از اقلام مطلوب در سبد غذایی خانوار است، توسعه آبزیپروری و بازیافت محصولات برگشتی در لجستیک معکوس به حفظ منابع آبی و توسعه پایدار کمک قابل ملاحظهای مینماید. از اینرو نهادهای دولتی و همچنین ذینفعان صنعت آبزیپروری علاقهمند به لجستیک معکوس هستند. مطالعه حاضر بر روی بهینهسازی یک زنجیره تامین حلقه بسته ماهی متمرکز شده است. بدین منظور، در ابتدا یک مدل ریاضی دو هدفه ارائه شده است که علاوه بر به حداقل رساندن هزینهها، به حداکثر رساندن پاسخگویی به تقاضای مشتریان در شرایط عدم قطعیت را نیز درنظر میگیرد. چندین الگوریتم فراابتکاری چندهدفه شناخته شده و یک الگوریتم فراابتکاری تلفیقی پیشنهادی برای یافتن راهحل های پارتو بکار گرفته شدهاند و راه حلها از نظر معیارهای عملکرد مقایسه گردیدهاند. همچنین روش اپسیلون-محدودیت و تجزیه و تحلیل حساسیت جهت اعتبارسنجی الگوریتمها و ارزیابی کارایی مدل بکارگرفته شدهاند. سرانجام، از الگوریتم ویکور برای انتخاب روش حل برتر استفاده شده است. به منظور نشان دادن قابلیت مدل پیشنهادی، یک مطالعه موردی شامل زنجیره تامین حلقه بسته ماهی قزل آلا در شمال ایران بررسی گردیده است. نتایج حاصل از بررسی مسائل نشان میدهند که مدل توسعه یافته میتواند جهت صرفه جویی در هزینهها و بالابردن سطح رضایت مشتریان موثر باشد.
این مقاله یک روش را برای اندازه گیری کارایی، رتبه بندی و خوشه بندی شبکه های پیچیده با درنظر گرفتن مرز دوگانه پیشنهاد می دهد. مدل پیشنهادی ساختار جعبه سیاه را باز میکند و اطلاعات مهمی در خصوص نقاط کارا و ناکارای شبکه ارائه میدهد. بدین منظور در این مقاله یک شبکه سه مرحله ای شامل ورودی ها و خروجی های اضافی مطلوب و نامطلوب در نظر گرفته می شود و از رویکرد همکارانه کارایی کل شبکه محاسبه میگردد. به دلیل اینکه هر نتیجهگیری که یکی از این دو دیدگاه خوشبینانه یا بدبینانه را شامل شود یکطرفه و ناقص خواهد بود، در این مقاله از مرز دوگانه جهت تحلیل شبکه استفاده می شود. همچنین با توجه به پیچیدگی مدل همکارانه، یک روش حل اکتشافی برای خطی سازی مدل های غیرخطی ارایه می گردد. پس از مشخص شدن نقاط کارا و ناکارای شبکه، از الگوریتم کامینز جهت خوشه بندی واحدها استفاده میشود. نهایتا در این مقاله به منظور کاربرد مدل پیشنهادی یک کارخانه تولید محصولات لبنی با یک منطقه تولید، یک منطقه انبار و یک منطقه تحویل شبیه سازی و بصورت پویا در 24 دوره زمانی مورد ارزیابی قرار می گیرد. نتایج رتبه بندی نشان داد که دوره زمانی 10 بهترین و دوره زمانی 1 بدترین کارایی را در بین 24 دوره زمانی دارند.
استراتژی اصلی ترین منبع رشد بلند مدت سازمانها می باشد و در صورت عدم اجرای موفق آنها ، حتی اگر بهترین استراتژیها اتخاذ شده باشد این فرآیند بیهوده است. از مهمترین مراحل در اجرای استراتژیها بوسیله کارت امتیازی متوازن، تخصیص منابع برای اجرای برنامه های اقدام استراتژیک می باشد. با توجه به محدودیت منابع سازمانها در اجرای استراتژی، اولویت بندی اهداف استراتژیک با در نظر گرفتن روابط علت و معلولی اهداف استراتژیک در نقشه استراتژی برای تخصیص منابع ضروری می باشد. لذا در این مقاله پس از ترسیم روابط علت و معلولی اهداف استراتژیک در نقشه استراتژی به وسیله روش دیمتل به صورت شبکه ای، اولویت بندی اهداف استراتژیک شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران با استفاده از روش فرآیند تجزیه و تحلیل شبکه انجام شده است. سپس منابع لازم جهت اجرای برنامه های اقدام استراتژیک کارت امتیازی متوازن بر اساس اولویت بندی اهداف استراتژیک مذکور تخصیص یافته است.
امروزه بیش از 055 نوع خودروی نو در بازار خودروی ایران وجود دارد که نسبت به دهه گذشته رشد قابلتوجهی داشته است. تنوع بالای مدلها امکان انتخاب خودرو را دشوار میسازد. تاکنون مدلی ریاضی جهتبخشبندی و رتبهبندی بازار خودرو توسعه داده نشده است که تعداد خوشههای بهینه توسط الگوریتم و بااستفاده از مدل ریاضی تعیین شود و نیز در رتبه بندی، وزن دهی به معیارها بهصورت خودکار صورت پذیرد. پژوهشفوق روشی ترکیبی را توسعه میدهد. ابتدا با استفاده از روش دیمتل، قیمت به عنوان تاثیرپذیرترین معیار انتخابمیشود و سپس براساس روش خوشه بندی دومرحله ای، بخشهای قیمتی بازار بهصورت خودکار شناساییمیشوند. سپس، با استفاده از روش وزندهی آنتروپی شانون دومرحله ای به تمامی امکانات خودروها وزن مناسبتخصیص داده میشود و با استفاده از تاپسیس، رتبه بندی خودروها براساس تمامی مشخصات عملکردی، امکانات،ارزش برند، ارزش استایل و نیز قیمت در داخل بخشهای قیمتی انجام میشود. آزمون همبستگی رتبه ای اسپیرمن نیزجهت مقایسه رتبه بندی مدل با رفتار بازار خودروی ایران انجام شده است. نتایج نشان میدهد که میتوان بازارخودرو را در شش سطح مختلف بخشبندی نمود و نیز در هر بخش قیمتی، قیمت تنها عامل تعیین کننده در مطلوبیتیک خودرو نمیباشد، بلکه ترکیبی وزنی از مشخصات عملکردی، امکانات و قیمت یک خودرو در مقایسه با رقبایموجود در آن بخش، تعیین کننده بهینه ترین انتخاب برای مشتری میباشد
تحلیل پوششی دادهها ابزای برای سنجش کارایی نسبی واحدهای تحت ارزیابی با ورودیها و خروجی های چندگانه است، این ابزار از این جهت از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا با داشتن آن میتوان تعیین کرد که یک واحد خوب عمل میکند یا نه. آنچه مسلم است همیشه دادهها (ورودیها و خروجیها) مطلوب نمییاشند و دادههای نامطلوبی وجود دارند که کارایی واحدها را متأثر میسازند. عدم قطعیت نیز از ویژگیهای غیرقابل انکار دنیای واقعی است. از اینرو در این پژوهش، سعی شده با در نظر گرفتن دادههای نامطلوب و فازی به طور همزمان مدل را به دنیای واقعی نزدیک کرد. از آنجایی که تحلیل پوششی سنتی تنها واحدهای کارا و ناکارا را مشخص میکند و قادر به رتبهبندی واحدهای کارا نمیباشد ، روش رتبهبندی کارایی متقاطع خوشبینانه بکار گرفته شده است، سپس برای حل مدل بسط داده شده چندهدفه از روش چند هدفه ترابی-هسینی استفاده ونتایج با روش تحلیل پوششی سنتی مقایسه شده است.
یکی از مهمترین مسائلی که سازمانهای پروژهمحور با آن مواجهاند، مسئلۀ برونسپاری فعالیتها بهمنظور تمرکز بر مدیریت یکپارچۀ آنهاست. صنایع ساختوساز پروژهای نیز با توجه به ماهیت خود و گسترۀ کاری وسیعی که دارند، از این امر مستثنی نیستند. انتخاب پیمانکار بر مبنای کمترین قیمت پیشنهادی، نهتنها نتوانسته است از مخاطرات پیش روی کارفرمایان و سرمایهگذاران این صنعت بکاهد، بلکه با وجود توسعۀ روشهای پیش ارزیابی، همچنان از جمله عوامل اصلی در ناکامی پروژهها و تشدید ریسکهای سرمایهگذاری در این حوزه است. در این مقاله، حل مسئلۀ انتخاب و ارزیابی مجدد پیمانکاران با استفاده از روش ناپارامتریک تحلیل پوششی دادهها (DEA) ارائه میشود. تمایلات کارفرمایان بر بهکارگیری تعداد زیاد معیارها از طرفی و مواجهه با تعداد اندک پیمانکاران در مناقصات اجرایی بهسبب تخصصیبودن کارها از طرف دیگر موجب افزایش تعداد پیمانکاران در مرز کارایی خواهد شد؛ لذا بهمنظور رفع این مشکل، مدلی تلفیقی با استفاده از روش تحلیل سلسلهمراتبی بازهای(IAHP) و تحلیل پوششی دادهها توسعه داده میشود. فرایند تحلیل سلسلهمراتبی بازهای بهسبب وجود دادههای نادقیق در قضاوت خبرگان مدنظر قرار میگیرد. نتایج حاصله، نشان از این قدرت تفکیکپذیری بالای مدل پیشنهادی دارد.
ﺑﯿﻤﺎرﺳﺘﺎنﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮑﯽ از ﺑﺨﺶﻫﺎی ﻣﻬﻢ در اراﯾﻪ ﺧﺪﻣﺎت درﻣﺎﻧﯽ، ﻧﻘﺶ ﺑﺴﺰاﯾﯽ در ارﺗﻘﺎ ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧـﺪﮔﯽ اﻧـﺴﺎنﻫـﺎ وﮐﺎﻫﺶ ﻣﯿﺰان ﻓﻮت آنﻫﺎ دارﻧﺪ. از اﯾﻦرو، ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎراﯾﯽ ﺑﯿﻤﺎرﺳﺘﺎنﻫﺎ و مراکز بهداشت و درمان و ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻋﻠﻞ ﻋـﺪم ﮐـﺎراﯾﯽ وﺿﻌﻒ ﺣﻮزه ﻋﻤﻠﮑﺮدی آنﻫﺎ ازاﻫﻤﯿﺖ ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. سازمانها جهت خودارزیابی و سنجش خود با دیگر سازمانها نیازمند ابزاری ویژه و مناسب و دارای ساختار مدیریتی میباشند که مدلهای تعالی دارای این ویژگی است. از این رو ﺑﺮرﺳﯽ ﮐﺎراﯾﯽ مراکز بهداشت و درمان و ﺗﻌﯿﯿﻦ نقشه راهی برای تکامل و بلوغ این مراکز از اﻫﻤﯿﺖ ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ. در این پژوهش امتیازات در قالب 9 معیار اصلی جمع شده و از توانمندسازها به عنوان متغیرهای ورودی و از نتایج به عنوان متغیرهای خروجی استفاده شده است. با استفاده از الگوی تعالی سازمانی بخش سلامت این مراکز مورد ارزیابی قرار گرفتند، سپس با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها(DEA) با قابلیت الگویابی پلهای، در 5 سطح بلوغ طبقهبندی گردیدند.
انتخاب بهترین تأمینکننده برای برونسپاری خدمات لجستیک در سازمانهای بزرگ همواره از مهمترین تصمیمگیریهای مدیریتی است که با بهرهوری سازمان در ارتباط مستقیم است. پژوهشهای بسیاری برای کمک به تصمیمگیرندگان در این زمینه انجام گرفته است. در این پژوهش با توسعه روشی تلفیقی از دو تکنیک شناخته شده فرایند تحلیل سلسله مراتبی گروهی و تصمیمگیری گروهی بردا برای ارزیابی تأمین کنندگان خدمات لجستیک، تصمیمسازی میگردد. در ابتدا برای سهولت و دقت بیشتر در اخذ نظرسنجی کیفی، نظرات 5 تصمیمگیرنده اصلی با اهمیت یکسان به صورت مقایسات زوجی معیارها، زیرمعیارها و گزینهها در سازمان مورد مطالعه، اخذ گردیده و با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی گروهی اوزان هر یک به تفکیک محاسبه شده است. سپس از اوزان حاصل برای رتبه بندی های گزینههای مورد نظر بر اساس معیارهای اصلی سطح یک در روش تصمیمگیری گروهی بردا بهره گرفته شده است. در پایان مدل برنامه ریزی خطی تخصیص تشکیل گردیده و از حل آن رتبه بندی نهایی سه گزینه مورد نظر انجام شده است.
مهمترین موضوع در اجرای استراتژیها به روش کارت امتیازی متوازن، ترسیم نقشه استراتژی برای مشخص نمودن ارتباط علت و معلولی میان اهداف استراتژیک می باشد. در فضای تجربی سازمانها، ترسیم نقشه استراتژیک بصورت شهودی در روش ارزیابی متوازن انجام میشود و با این روش ارتباط بین اهداف استراتژیک در لایه های مختلف کاملا واضح و روشن نیست و مشخص نیست که کدام اهداف استراتژیک با هم ارتباط دارند و کدامیک از شاخصهای کلیدی عملکرد مربوط به اهداف استراتژیک تاثیر گذار بر دیگر شاخصها هستند . لذا نیاز به ارائه روشی قضاوتی بر پایه ریاضیات برای ترسیم نقشه استراتژی مبرم می باشد. در این پژوهش پس از استخراج اهداف استراتژیک شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران و تقسیم آنها در چهار وجه کارت امتیازی متوازن و تعریف شاخصهای کلیدی عملکرد برای اهداف استراتژیک، ارتباط علت و معلولی میان اهداف استراتژیک با استفاده از روش دیمتل ترسیم میگردد. سپس ارتباط میان شاخصهای کلیدی عملکردی پیشرو که بدون تاخیر زمانی و شاخصهای کلیدی عملکردی پسرو که با تاخیر زمانی به وقوع میپیوندد، مشخص میشود. با مشخص شدن ارتباط میان شاخصهای کلیدی عملکرد پیشرو و پسرو، در صورت وجود ضعف هر یک از شاخصهای پسرو اهداف استراتژیک، با تقویت شاخصهای کلیدی پیشرو مربوطه، نارسایی به صورت ریشه ای مرتفع میگردد.
امروزه، به منظور ارزیابی کارایی و بهره وری سیستم های دانشگاهی از مدل های ریاضی تحقیق در عملیات استفاده می شود. این مدل ها مجموعه ی از فعالیت های آموزشی پژوهشی و خدماتی را به عنوان شاخص های ورودی و خروجی در نظر می گیرند و با توجه به میزان اهمیت و تأثیرگذاری هر یک از شاخص ها در مجموعۀ عملکرد، نسبت مجموع موزون خروجی ها بر مجموع موزون ورودی ها به عنوان میزان کارآیی واحدهای تصمیم گیرنده محاسبه می شود. در این مقاله با استفاده از تحلیل پوششی داده ها، کارآیی فنی یازده گروه آموزشی مورد ارزیابی قرار گرفته که در دو حالت بازدهی به مقیاس ثابت و بازدهی به مقیاس متغیر محاسبات انجام پذیرفته است و نتایج به دست آمده از محاسبه کارآیی نشان می دهد که از مجموع 11 واحد مورد بررسی 6 واحد کارا و تنها در 5 واحد با ناکارایی مواجه می شویم همچنین رتبه بندی کارآیی گروه های آموزشی، نقاط ضعف و قوت هر یک از گروه ها و وضعیت استفاده از منابع نیز بیان شده است.