چکیده به منظور ارزیابی برخی از ویژگیهای ریشه گندمهای تیمار شده با مایکوریزا و آزوسپیریلوم پژوهشی در سال زراعی 1392-1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک کامل تصادفی و در سه تکرار بود. عوامل آزمایش شامل قارچ مایکوریزا در سه سطح (عدم کاربرد، استفاده از گونهGlomus intraradicesو گونه G. mosseae)، باکتری Azospirillumدر دو سطح (عدم تلقیح و تلقیح بذور با گونه lipoferum) و ارقام گندم در سه سطح شامل چمران، و ارقام دوروم دنا و بهرنگ بود. در این آزمایش صفاتی همچون درصد کلونیزاسیون ریشه، حجم، قطر، سطح و چگالی ریشه ارقام گندم اندازه گیری شد. نتایج نشان داد آزوسپیریلوم و مایکوریزا هر یک به تنهایی منجر به افزایش رشد ریشه شدهاند و بین ارقام نیز گندم چمران در صفات اندازه گیری شده تا 10% نسبت به ارقام دوروم سیستم ریشهای کارآمدتری داشت. اما کاربرد دوگانه باکتری و قارچ باعث بروز یک اثر همفرساز شده و به طور میانگین تا 15% بیشتر از حالت مصرف منفردشان، در ارتقای رشد و توسعه ریشهای ارقام گندم نقش داشتند. به طور کلی بیشترین کلونیزاسیون ریشه (96/54 درصد)، حجم ریشه (73/2 سانتی متر مکعب)، سطح ریشه (48/27 سانتی متر مربع) و چگالی ریشه (088/0 گرم بر سانتی متر مکعب) از تیمار تلقیح بذور رقم چمران با آزوسپیلیوم و استفاده از گونه G. mosseae بدست آمد و بیشترین وزن خشک ریشه (29/0 گرم) مربوط به تلقیح بذور رقم چمران با آزوسپیلیوم و استفاده از گونه G. intraradicesبود.
رفع نیاز گیاهان زراعی به عناصر غذایی توسط منابع غیر شیمیایی رویکردی جدید در تولید گیاهان سالم است. پژوهشی در سال زراعی 1392-1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک کامل تصادفی و در 3 تکرار بود. عوامل آزمایش شامل باکتری آزوسپیریلوم لیپوفروم در دو سطح (تلقیح و عدم تلقیح)، قارچ مایکوریزا در سه سطح (عدم کاربرد، استفاده از گونههای گلوموس موسه و گلوموس اینترارادیسز) و ارقام گندم در سه سطح (چمران، دنا و بهرنگ) بود. بررسی محتوای عناصر در ریشه و دانه نشان از تأثیر مثبت و معنیدار کاربرد قارچ مایکوریزا و آزوسپیریلوم در ارتقای غلظت عناصر در ارقام گندم را داشت، البته کاربرد توأم این ریزموجودات، منجر به افزایش اثرات کاربرد آنها بر صفات برآوردی شد. نهایتا، بیشترین غلظت نیتروژن (21/2 درصد)، فسفر (50/0درصد) و آهن (88/33 میلیگرم در کیلوگرم) در دانه و بیشترین غلظت پتاسیم (93/0 و 54/0 درصد) و منگنز (11/43 و 63/23 میلیگرم در کیلوگرم) در به ترتیب در دانه و ریشه، همچنین بیشترین غلظت روی در ریشه (70/19 میلیگرم در کیلوگرم) از تیمار تلقیح توام بذور رقم دنا با آزوسپیریلوم و قارچ گلوموس موسه بهدست آمد.
سلنیومبه دلیل دارا بودن خواص ضداکسیدکنندگیوضدسرطانی ازجمله عناصرکممصرفی است که علاوه بر نقش موثری که در افزایش تحمل گیاهانی همچون برنج به اثرات نامطلوب محیطی دارد، در حفظسلامتیانساننیز نقش به سزایی دارد. به منظور ارزیابی تاثیر سلنیوم در میزان کاهش اثرات منفی شوری و اندوخته کم بذر در جوانهزنی برنج رقم شفق آزمایشی در سال 1391 در آزمایشگاه فیزیولوژی دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملا تصادفی در سه تکرار انجام شد. عوامل آزمایش شامل پیش تیمار بذور با سلنیوم در دو سطح صفر و 16 میلیگرم در لیتر، شوری در سه سطح صفر، 6 و 12 دسیزیمنس بر متر و وزن بذر در سه سطح وزن هزار دانه 22، 24 و 26 گرم بودند. نتایج این آزمایش نشان داد که تنش شوری باعث ایجاد خسارت شدید و معنیداری در ویژگیهای جوانهزنی اندازهگیری شده برنج به میزان 32 تا 59 درصد در شاخصهای جوانهزنی و 30 تا 60 درصد در خصوصیات جوانهزنی شده است. پرایمینگ سلنیوم به شکل معنیداری خسارات ناشی از شوری (یک تا 23 درصد) و وزن هزار دانه کم (32 تا 47 درصد) را جبران کرد، به نحوی که درصد جوانهزنی در تیمار شاهد با تیمارهای کاربرد سلنیوم و وزن هزار دانه 24 گرم و نیز پرایم برنج با سلنیوم و شوری 6 دسی زیمنس در یک گروه آماری دستهبندی شدند. بر این اساس میزان شوری و وزن بذر کم تاثیر منفی شدیدی بر کلیه صفات اندازه گیری شده داشتند، ولی پیش تیمار با سلنیوم احتمالا از طریق افزایش سنتز آنزیمهای آنتی اکسیدان به طور معنیداری خسارات منفی بر جوانهزنی را کاهش داد.
به منظور ارزیابی تاثیر مایکوریزا و آزوسپریلیوم بر برخی خصوصیات ارقام گندم در مرحله استقرار، پژوهشی در سال زراعی 92-1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی و با 3 تکرار بود. عوامل آزمایش شامل قارچ مایکوریزا در سه سطح (عدم کاربرد، استفاده از گونه Glomus intraradices و گونه G. mossaae)، باکتری Azospirillum در دو سطح (عدم تلقیح و تلقیح بذور با گونه lipoferum) و ارقام گندم در سه سطح (چمران (رقم نان)، و ارقام دوروم دنا و بهرنگ بود. در مرحله استقرار بوته برخی خصوصیات اندام هوایی و ریشهای گندم اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که تلقیح بذور با آزوسپریلیوم ارتفاع بوته را 8% ، حجم ریشه را 11%، قطر ریشه را 9 و وزن خشک ریشه را 10% نسبت به شاهد افزایش داد. کاربرد گونههای مایکوریزا نیز کلیه صفات مورد بررسی را بین 3% تا 13% نسبت به شاهد بهبود بخشید. در مقایسه ارقام، در اکثر صفات مورد ارزیابی گندم چمران، از ارقام دوروم (نهایتاً تا 23%) مقدار عددی بالاتری را بروز داد. به طور کلی بیشترین حجم ریشه (18/2 سانتی متر مکعب)، سطح ریشه (99/20 سانتی متر مربع) و وزن خشک ریشه (13/0 گرم) از تیمار تلقیح بذور رقم چمران با آزوسپریلیوم و استفاده از گونه G. mossaae بدست آمد. بنابراین کاربرد توأم G. mossaae و A. lipoferum بیشترین تاثیر را بر رشد اندام زیرزمینی ارقام گندم داشتهاند و باعث توسعه مضاعفی در مراحل ابتدایی رشد ریشه شدهاند.
رفع نیاز گیاهان زراعی به عناصر غذایی توسط منابع غیر شیمیایی رویکردی جدید در تولید گیاهان زیستی است. به منظور ارزیابی تغییرات مورفوفیزیولوژیکی ارقام گندم در شرایط کاربرد مایکوریزا و آزوسپیریلوم پژوهشی در سال زراعی 1392-1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک کامل تصادفی و در 3 تکرار بود. عوامل آزمایش شامل باکتری آزوسپیریلوم لیپوفروم در دو سطح (تلقیح و عدم تلقیح)، قارچ مایکوریزا در سه سطح (عدم کاربرد، استفاده از گونه گلوموس اینترارادیسز در ترکیب با کود دامی و گونه گلوموس موسایی در ترکیب با کود دامی) و ارقام گندم در سه سطح (چمران، دنا و بهرنگ) بود. نتایج حکایت از اثر مثبت و معنی دار استفاده از ریزموجودات بر ارقام گندم داشت به نحوی که همزیستی مایکوریزایی بین 7 تا 33 درصد و همیاری آزوسپیریلوم بین 7 تا 29 درصد صفات برآوردی را بهبود داد. البته، کاربرد توأم، منجر به افزایش اثرات کاربرد کودهای بیولوژیک بر صفات برآوردی شد، اما بیشترین ارتفاع بوته (103 سانتیمتر)، محتوای پروتئین خام دانه (58/12 درصد) و تعداد سنبله در واحد سطح (519) از تیمار تلقیح بذور رقم دنا با آزوسپیلیوم و استفاده از گونه گلوموس موسایی بدست آمد و بیشترین طول برگ پرچم (33/29 سانتی متر)، تعداد روز تا رسیدگی فیزیولوژیک (118 روز)، عملکرد تک بوته (96/6 گرم) و طول سنبله (33/9 سانتی متر) از تیمار تلقیح بذور رقم چمران با آزوسپیلیوم و استفاده از گونه گلوموس موسایی بدست آمد. همچنین بیشترین وابستگی (32 درصد) و پاسخ مایکوریزایی (47 درصد) نیز در تیمار استفاده از گونه گلوموس موسایی در گندم رقم دنا دیده شد. بنابراین تغذیه گندم با آزوسپیریلوم و مایکوریزا میتواند جایگزین مناسبی برای کودهای شیمیایی باشد.
به منظور ارزیابی پیامد های کاربرد مجزا و توأم ریزموجودات آزوسپریلیوم و مایکوریزا بر عملکرد و اجزاء عملکرد ارقام گندم نواحی گرمسیری پژوهشی در سال زراعی 1392-1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا شد. طرح آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب بلوک کامل تصادفی و در 3 تکرار بود. عوامل آزمایش شامل باکتری Azospirillum lipoferum در دو سطح (تلقیح و عدم تلقیح)، قارچ مایکوریزا در سه سطح (عدم کاربرد، استفاده از سویه Glomus intradices و سویه G. mossaae)، و ارقام گندم در سه سطح ( رقم چمران و دو رقم دوروم (دنا و بهرنگ)) بود. بررسی صفاتی همچون تراکم سنبله، وزن هکتولیتر، عملکرد دانه، شاخص بازآوری و چندین ویژگی دیگر حکایت از تأثیر مثبت و معنی دار استفاده از ریزموجودات بر ارقام گندم را داشت به نحوی که همزیستی مایکوریزایی بین 7 تا 33 درصد و همیاری آزوسپریلیوم بین 4 تا 32 درصد صفات برآوردی را بهبود دادند. البته، کاربرد توأم، منجر به افزایش اثرات کاربرد کودهای بیولوژیک بر صفات برآوردی شد، اما بیشترین وزن هزاردانه (52 گرم)، عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک به ترتیب (33/1246 و 9/3000 گرم در متر مربع) از تیمار تلقیح بذور رقم چمران با آزوسپیلیوم و استفاده از سویه G. mossaae بدست آمد و بیشترین تعداد روز تا سنبله دهی (118 روز) و وزن هکتولیتر (31/803 گرم در لیتر) از تیمار تلقیح باکتریایی گندم چمران و استفاده از سویه G. intradices بدست آمد. بنابراین می توان اذعان داشت آزوسپریلیوم و مایکوریزا جهت تغذیه ارگانیک گندم نان و ماکارانی، و به عنوان جایگذینی مناسب برای کودهای شیمیایی هستند.