مقدمه:طولانی شدن مراحل زایمان،منجر به پیامد های نامطلوب زایمانی می شود.چرخه درد،ترس و اضطراب منجر به طولانی شدن زایمان و افزایش سزارین می شود.گرما درمانی یکی از روشهای غیردارویی کاهش درد و طول مدت زایمان است.هدف: این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر کمربند مادون قرمز و کیسه آب گرم بر رو ی طول مدت مرحله اول زایمان زنان نخست زا طراحی و اجرا شد.روش کار:مطالعه کارازمایی بالینی بر روی 136 زن نخست زای مراجعه کننده به بیمارستان ام البنین مشهد در سال 1398 انجام شد.در مرحله اول زایمان دو سیکل 20 دقیقه ای گرما درمانی در گروه مداخله 1:توسط کمربند مادون قرمز و گروه مداخله دو:توسط کیسه آب گرم در اتساع 4-5 سانتی متری و اتساع 6-7 سانتی متری دهانه رحم انجام شد.گروه کنترل مراقبتهای روتین را دریافت کرد.طول مدت مرحله اول توسط پارتوگراف سازمان بهداشت جهانی اندازه گیری شد.آنالیز داده ها با نسخه 25 spss انجام شد.نتایج:میانگین طول مدت مرحله اول زایمان در دو گروه مداخله به طور معنی داری از گروه کنترل کمتر بود(001/0>p).میانگین طول مدت مرحله اول زایمان در گروه کمربند مادون قرمز به طور معنی داری از گروه کیسه آب گرم کمتر بود(05/0>p).نتیجه گیری:بر پایه این یافته ها گرما درمانی با کمربند مادون قرمز طول مدت مرحله اول زایمان را کاهش می دهد.این روش می تواند به عنوان یک روش مکمل در زایمان توصیه شود و پایه ای برای مطالعات بعدی باشد.
مقدمه: خونریزی بعد از زایمان، یکی از علل عمده مرگومیر مادران در سراسر جهان است. شناسایی زنان در معرض خطر خونریزی بعد از زایمان، تیم پزشکی را برای تصمیمگیریهای درمانی سریعتر که میتواند عوارض مادری را کاهش دهد، آماده میسازد، لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل خطر خونریزی بهدنبال زایمان واژینال انجام شد. روشکار: این مطالعه تحلیلی مقطعی در سال 1396 بر روی 600 زن مراجعهکننده به بیمارستان امالبنین (س) مشهد انجام شد. برای تعیین میزان خونریزی، پژوهشگر پس از زایمان نوزاد با استفاده از کیسه پلاستیکی جمعآوری خون و پد به مدت 4 ساعت، حجم خون از دست رفته مادر را اندازهگیری و ثبت کرد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 25) و آزمونهای منویتنی، تی مستقل، کای اسکوئر و دقیق فیشر انجام گرفت. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: خونریزی بعد از زایمان در 3/33% زایمانهای انجامشده در این مطالعه رخ داد. بر اساس نتایج حاصل از رگرسیون لوجستیک، بین نولی پاریتی (821/8-870/1:CI، 987/5:OR)، میزان هموگلوبین (890/2-677/1:CI، 849/1:OR) و پلاکت (001/3-989/1:CI، 955/2:OR)، نژاد افغانی (644/8-141/1:CI، 645/3:OR) و بربر (645/6-452/3:CI، 958/5:OR)، سابقه خونریزی بعد از زایمان (597/6-570/1:CI، 562/4:OR)، پرهاکلامپسی (114/21-831/3:CI، 126/20:OR)، طول مرحله دوم (674/5-265/2:CI، 452/4:OR) و سوم (325/6-857/1:CI، 620/3:OR) زایمان، مصرف منیزیم سولفات (101/69-471/60:CI، 107/67:OR)، فشار قله رحم (903/5-305/3:CI، 941/4:OR)، زایمان با واکئوم (831/15-003/10:CI، 123/14:OR)، اپیزیاتومی (349/3-136/2:CI، 143/2:OR)، پارگیهای دستگاه تناسلی (950/18-152/14:CI، 889/17:OR)، وزن جفت (997/3-980/2:CI، 988/3:OR)، وزن نوزاد (850/6-641/3:CI، 025/4:OR)، کوراژ (224/15-520/13:CI، 005/15:OR) و خونریزی بعد از زایمان ارتباط آماری معناداری وجود داشت. نتیجهگیری: مهمترین علت خونریزی بعد از زایمان، آتونی رحم و مهمترین عوامل خطر شامل: نولی پاریتی، نژاد افغانی و بربر، سابقه خونریزی بعد از زایمان، پرهاکلامپسی، افزایش طول مرحله دوم و سوم زایمان، مصرف منیزیم سولفات، فشار قله رحم، زایمان با واکئوم، پارگیهای دستگاه تناسلی، وزن جفت و نوزاد و کوراژ میباشد.
Background and Purpose: Left to their own choice, parturients will usually select positions they find most comfortable and will frequently change their positions over the course of labor. Maternal changing the positions will adjust fetus alignment to pass through the birth canal. Therefore, maternal positioning choice will include those positions with maximum comfort and those which improve the descent of the fetus through birth canal and make the labor process progress normally. This study is therefore intended to study the effect of mother's selected positions on the duration of the active phase of the first stage of labor. Methods and materials: This clinical trial was carried out in 1383-84 (2004-5) at the labor ward of the Hazrate Zeinab (S) hospital in Mashad, Iran. Subjects were 68 low risk pregnant women with gestational age of 38 to 42 weeks, who were randomly assigned into two groups: cases (selective positioning) and controls (routine positioning). In the selective positioning group, mothers changed their positions at wish while mothers in the routine positioning group were given bedside care. Observation and interview checklists were used for data collection, and Student t-test, Chi-square, Mann-Whitney U and Fisher's exact test were used for data analysis in SPSS. Results: Mean duration of the active phase of the first stage of the labor was significantly lower for the selective positioning group (p= 0.002). Mean ± standard deviation were 156.75±66.48 and 207.25±61.04 minutes for the selective and routine positioning groups respectively. Conclusion: The study indicated that the duration of the active phase of the first stage of the labor was lower in the selective positioning group. Therefore, selective positioning can be advised for parturients to decrease the duration of staying mothers in maternity wards.