نوع مقاله: مفهومی در دهههای اخیر موضوع «حکمرانی خوب»، توجه مجامع علمی بسیاری را به خود معطوف کرده است. هر یک از محققان، حکمرانی خوب را با ابعاد و اهداف مختلفی تعریف نمودهاند. تعدد دیدگاه در خصوص حکمرانی خوب موجب پیچیدگی تبیین معیار و شاخصهای مربوطه شده است. در حال حاضر سردرگمی در خصوص انتخاب معیارهای حکمرانی خوب، بهویژه در زمینه منابع طبیعی به یک مشکل اساسی برای محققان تبدیل شده است. دلیل اصلیِ ایجاد این چالش، مواجۀ منابع طبیعی با دو بُعد طبیعی و اجتماعی میباشد. در حقیقت تقابل این دو بُعد، باعث میشود عدم یکپارچهنگری، عدم مشارکت گروداران و عدم جامعنگریهای مدیریتی در زمینه منابع طبیعی، افزایش یابد. در این پژوهش، از طریق مطالعات کتابخانهای و به کمک روش توصیفی-تحلیلی، معیارهای حکمرانی خوب احصاء شده؛ سپس، معیارهای حکمرانی خوب در مدیریت منابع طبیعی پیشنهاد شده است. آنچه مسلم است، شناخت، بکارگیری و ارزیابی معیارها و شاخصهای حکمرانی خوب، موجب بهبود وضعیت مدیریت منابع طبیعی خواهد شد.
در بسیاری از اقلیمهای خشک و نیمه خشک آب زیرزمینی یگانه منبع تأمین آب است بنابراین این مناطق به منابع آب زیرزمینی وابسته هستند. ایران جز اقلیمهای خشک و نیمه خشک دنیا محسوب میشود. در بسیاری از مناطق کشور تغییر الگوی بارش ناشی از تغییر اقلیم و افزایش نرخ برداشت از منابع آب زیرزمینی میباشد و باعث خسارات جبرانناپذیر بر این منبع حیاتی شده است. در این مناطق آب زیرزمینی مهمترین پشتوانه توسعه است و مدیریت ریسک خشکسالی و خشکسالیهای خطرناکی که به دلیل افزایش دما ناشی از تغییر اقلیم به وقوع خواهد پیوست در گروی حفاظت از این منبع یگانه میباشد. در این مقاله تجربه کالیفرنیا در احیا تعادل منابع آب زیرزمینی تجزیه و تحلیل شده است و براساس این تجربه طرحی متناسب با وضعیت وخیم سفرههای آب زیرزمینی کشور تبیین شده است. ذخیره خشکسالی به عنوان کلیدیترین مفهوم در رویکرد مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی بیان شده و چالشهای اساسی در پیادهسازی و حفاظت از ذخیره خشکسالی آب زیرزمینی تبیین شده است. بنابراین پیشنهادهایی جهت احیا این ذخیره به منظور دستیابی به مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی ارائه شده است.
امروزه تأمین نیازهای آبی برای مصارف مختلف در بسیاری از نقاط دنیا و بویژه ایران از اساسیترین چالشهای پیش روی برنامه ریزان است. بر این اساس تأمین آب از نقاط مختلف و اجرای پروژههای گوناگون، از راهکارهای جاری جهت رفع این چالش در کنار روش های غیرسازه ای بوده و میزان زیادی از اعتبارات و بودجه های ملی را به خود اختصاص میدهد. در این مقاله چارچوب تحلیل ریسک، به کمک روش بارش افکار و دلفی، عوامل مخاطرهآمیز در چهار گزینه تأمین آب مشهد بررسی و ریسک هر کدام از آنها بر اساس امکان بروز مخاطرات با کمک تئوری امکان و منطق فازی برآورد شده است. نتایج نشان داد، گزینه انتقال پساب دارای امکان ریسک کمتری نسبت به سایر گزینهها می باشد و لذا در اولویت اول تامین آب شهر مشهد قرار می گیرد. همچنین گزینه های تامین آب شهر مشهد به کمک تئوری مارکویتز در قالب یک سبد پروژه مورد ارزیابی قرار گرفته اند که نتایج آنها بیانگر حداکثر 55 درصد اعتمادپذیری است. در این پژوهش چارچوب در نظر گرفته شده بر اساس مبانی منطق فازی و تئوری امکان بنا نهاده شده و ضمن تطابق مناسب با روش های جمع آوری اطلاعات بر اساس نظر کارشناسان، می تواند مسیر ساده ای را برای بکارگیری روش شناسی در سایر پروژه های اجرایی تامین آب که عملا به رغم میزان بالای سرمایه گذاری هیچ گونه تصور روشنی از مخاطرات و فرجام برنامه ای آنها وجود ندارد محسوب شود.
امروزه محدودیت موجودی قابل برداشـت منابع آبی، در کنار حق مشترک بهره برداری از آب های مرزی، زمینة رقابت بین ذینفعان مختلف را فراهم کـرده، باعث شده است که بهره برداری برخی از کشورها، قابلیت بهـره منـدی دیگران را کاهش دهد، چرا که معمولاً ذینفعان بـه عللــی همچــون بــی اعتمــادی، ریــسک گریــزی و بیــنش کوتاه نگـر، تـرجیح مـی دهنـد بـا تخلـف از حـد بهینـة بهره برداری، منافع کوتاه مـدت خـویش را افـزایش دهنـد. ایران و دو کشور افغانستان و ترکمنستان بهعنوان ذینفعان منابع آبی مشترک هریرود همواره به دنبال استفاده حداکثری و بیشینه کردن منافع خود از رودخانه های مشترک بوده اند. این تحقیق تا دیپلماسی آبی رودخانه مرزی ایران و استراتژی آن در مناسبات آینده با کشورهای همسایه خود بررسی و بهترین مسیر حرکت را برای هر یک از کشورهای مشترک در هریرود معین می نماید؛ لذا هیدروپولیتیک سه کشور ایران، افغانستان و ترکمنستان در حوضه آبریز هریرود بررسی و بر اساس تئوری بازی همکارانه با کمک روش ارزش شاپلی چگونگی تعامل بین سه کشور مدلسازی شده است. نتایج این تحقیق حاکی از این است که همکاری بین سه کشور می تواند بیشترین سود را برای آنها فراهم آورد. نظریه بازی همکارانه به همراه یک مدل جامع مدیریت منابع آب ابزاری کارآمد برای ارزیابی سناریوهای مختلف مدیریتی در حوضه آبریز هریرود می باشد.
اقدام بدون وجود چارچوب، موجه نبوده و به احتمال زیاد با شکست یا مشکل روبهرو خواهد شد. به علت تعدد عوامل مؤثر، گستردگی و پیچیدگی «فضای مدیریت منابع آب» و نیز درازمدت بودن اثربخشی اقدامات در این فضا، ضرورت تبیین چارچوب قطعی بهنظر میرسد. این مقاله یک چارچوب پیشنهادی، که براساس فعالیت انجام گرفته تحت عنوان «طرح استقرار سیستم مدیریت راهبردی منابع آب استان خراسان جنوبی» تهیه شده، را گزارش نموده است. در این چارچوب برای تبدیل «آرمان و چشمانداز» یا همان فهم کلان از راهحل، به برنامههای اجرایی از ابزار «نقشهراه» استفاده شده است. مراحل این چارچوب عبارتند از: «بررسی وضع موجود»، «گفتگوی گروداران»، «تدوین چشمانداز مشترک»، «تبیین سیاستهای کلان»، «ترسیم نقشهراه»، «تبیین سیاستهای اجرایی»، و نهایتا «تدوین برنامههای عملیاتی». جزئیات هر مرحله ارئه شده است. قبل از تدوین برنامههای عملیاتی، درجه پایداری سیاستهای اجرایی با چهار معیار اجماع، عدالت، برگشتپذیری و قابلیت اعتماد نیز کنترل شده است.