اهداف مطالعة حاضر ارزیابی تغییرات پوشش زمین و برآورد سناریوی آینده برای سال 1407 با استفاده از روش شبکة عصبی مصنوعی در کلانشهر کرج بود. سپس آثار تغییرات کاربری اراضی در پاسخ به گسترش شهری بر الگوهای سیمای سرزمین در سه سناریوی پایه، جاری، و آینده با استفاده از متریکهای سیمای سرزمین و آنالیز گرادیان صورت گرفت. نتایج نشان داد در دورة زمانی 22 ساله زمینهای کشاورزی و باغی به علت گسترش شهری بهشدت تخریب شدهاند. نتایج ارزیابی تغییرات در سیمای سرزمین نیز حاکی از این است که گسترش شهری در ترانسکت شمالیـ جنوبی به طرف حاشیهها (بهویژه به سمت شمال) و در ترانسکت شرقیـ غربی با شیب ملایم به سمت غرب منطقه در حال پیشروی است. همچنین، در صورت تداوم روند موجود، پیشبینی میشود در سناریوی آینده حاشیة شمالی کلانشهر کرج از محیط طبیعی به کاملا انسانساخت تغییر کند. ازینرو، با توجه به نتایج متریک تراکم لکه و تراکم حاشیه در طول هر دو ترانسکت در سه سال مورد بررسی میتوان گفت گسترش منطقه به طرف حاشیهها صورت گرفته است و در سیمای سرزمین مرکز شهر تغییرات زیادی رخ نداده است. همچنین کاهش متریکهای تعداد و تراکم لکه در هر سه سناریو نشاندهندة پیوستگی سیمای سرزمین شهری است. به طور کلی رشد جمعیت و گسترش شهری موجب شده است الگوی سیمای سرزمین در کلانشهر کرج الگویی با شکل منظمتر و تنوع کمتر باشد. نتایج بیانگر آن است که ناهمگونی مکانی باعث تغییر در الگوهای سیمای سرزمین شده است. بنابراین رشد اراضی ساختمانی در برخی مناطق باید محدود شود و برای جلوگیری از تکهتکه شدن سیمای سرزمین باید توسعة متوازن انجام شود.
این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری دادهها از نوع تحقیقات توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری کلیه دانشجویان در حال تحصیل در نیمسال دوم تحصیلی سال 1397 -1396 میباشد که در 7 دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست، علوم پایه، فنی مهندسی، ادبیات و علوم انسانی، علوم ریاضی و آمار، کشاورزی و عمران و معماری مشغول به تحصیل هستند. اهمیت و اولویتبندی شاخصهای سواد محیطزیستی با استفاده از مدل تصمیمگیری تحلیل سلسله مراتبی بررسی شد. بر اساس نتایج دانش، نگرش و عملکرد دانشجویان نسبت به محیطزیست در سطح نسبتا مطلوبی قرار دارد اما در بین دانشکدهها همسان نیست. بر اساس نتایج از بین سه معیار اصلی دانش، نگرش و عملکرد، بیشترین اولویت با معیار دانش با وزن 69/0 بود. در بین سه معیار دانش، نگرش و عملکرد معیار دانش بالاترین اهمیت را دارد. بالابودن وزن دانش محیط زیستی دانشجویان و اگاهی داشتن از عوامل تخریب محیط زیست و درک اینکه کدام عامل در جامعه امروزی محیط زیست را بیشتر تهدید میکند نویدی برای داشتن محیط زیست سالم و رسیدن به توسعه پایدار است. همچنین این نتیجه که دانشجویان حوزههای علوم محیطی، درک بهتری نسبت به محیطزیست و مسایل مربوط به آن دارند، لزوم گنجاندن آموزش محیطزیست کارآمد را در کل مراکز آموزش عالی برجستهتر میسازد. لذا دانشگاهها میتوانند با آموزش و افزایش سطح سواد محیطزیستی دانشجویان در تربیت نیروی انسانی متخصص و مسؤول در قبال محیط زیست گام مؤثری در جهت تحقیق اهداف توسعه پایدار بردارند.
زمینه و هدف: در اکوسیستمهای آبی فلزات سنگین به علت سمیت و پایداری بالا و نیز آثار فیزیولوژیکیشان بر موجودات زنده، بسیار حائز اهمیت هستند. هدف از این پژوهش مطالعه و بررسی میزان غلظت فلزات سرب، روی، کروم و کادمیوم در رسوبات سطحی رودخانه کارون و الگوی توزیع مکانی آنها است.روش بررسی: برای بررسی میزان و چگونگی توزیع غلظت فلزات سنگین سرب، روی، کروم و کادمیوم در رسوبات رودخانه کارون، در تابستان و زمستان 1394، شش ایستگاه انتخاب و با استفاده از روش سیستماتیک تصادفی، از هر ایستگاه سه نمونه از رسوبات رودخانه برداشت شد. پس از انتقال نمونهها به آزمایشگاه، خشک کردن و هضم نمونهها، سنجش فلزات سنگین با استفاده از دستگاه جذب اتمی شعله صورت گرفت. بعد از انجام تجزیه و تحلیلهای آزمایشگاهی به منظور درونیابی توزیع غلظت عناصر سنگین از روش معکوس وزنی استفاده شد.یافتهها: نتایج حاصل از اندازهگیری غلظت فلزات نشان داد که فلز روی بیشترین تجمع و فلز کادمیوم کمترین تجمع را در رسوبات سطحی رودخانه کارون داراست. میانگین غلظت فلزات سرب، روی، کروم و کادمیوم در فصل تابستان به ترتیب 28/26، 36/72، 48/53 و 85/3 میکروگرم برگرم وزن خشک و در زمستان به ترتیب 47/13، 54/59، 26/30 و 42/0میکروگرم بر گرم وزن خشک اندازهگیری شد. بحث و نتیجهگیری: مقایسه میزان اندازهگیری شده فلزات سنگین مورد مطالعه با راهنمای کیفیت رسوب آمریکا و کانادا نشان داد که تنها غلظت فلز کروم در فصل تابستان از سطح TEL و فلز کادمیوم نیز از سطح PEL و TEL بیشتر بود. غلظت سایر فلزات بسیار کمتر از حدود راهنما به دست آمد. یافتههای این تحقیق اطلاعات مناسبی را در مورد توزیع غلظت فلزات سنگین در رسوبات رودخانه کارون ارائه میکند که میتواند به فرایندهای پایش و ارزیابی رسوبات در منطقه مورد مطالعه کمک کند.
در تحقیق حاضر تغییرات پوشش گیاهی حوزه آبخیز کرج در سال های 1385، 1390 و 1396 با استفاده از شاخص نرمال شده اختلاف پوشش گیاهی (NDVI)، تلفیق متریک های سرزمین و تحلیل گرادیان بررسیشده است. پس از محاسبه شاخص NDVI، برای انجام تحلیل گرادیان دو ترانسکت در جهت شمال -جنوب و شرق- غرب طراحی شد. سپس 6 متریک در دو سطح کلاس و سیمای سرزمین با روش پنجره متحرک محاسبه گردید. نتایج مقایسات مساحت طبقات نشان داد که بیشترین افزایش مساحت در اراضی با پوشش گیاهی بسیار خوبصورت گرفته، بهطوریکه 5104 هکتار (4 درصد) بر وسعت آن افزودهشده است. همچنین بیشترین کاهش مساحت در اراضی با پوشش عالی است که در بازه زمانی موردمطالعه به میزان 4055 هکتار (3 درصد) کاهشیافته است. نتایج تحلیل گرادیان نیز نشان داد که الگوی پراکنش پوشش گیاهی در هر سه سال موردبررسی به صورت کپه ای است. نتایج حاصل از آنالیز هر دو ترانسکت در سطح سیمای سرزمین و کلاس نشان داد که میانگین فاصله از نزدیکترین همسایه بهتدریج در طول ترانسکت ها افزایش و درمجموع در سال 1396 نسبت به سال اولیه افزایشیافته است. این امر نشانگر افزایش فاصله میان لکه های هم نوع و دشواری ارتباط میان آنهاست که از علائم بروز ازهمگسیختگی در سیمای سرزمین است.
تکهتکهشدن سیمای سرزمین، مهمترین چالش توسعۀ شهری است که مانع گسترش جریان مواد و انرژی در منطقه میشود. این تغییرات، ویژگیهای بومشناختی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ در نتیجه، شبکههای بومشناختی بهعنوان ابزارهایی برای برنامهریزی حفاظت بررسی میشود. در این راستا، بهمنظور ارزیابی شبکههای بومشناختی سیمای سرزمین کلانشهر کرج از تصاویر ماهوارهای در سالهای 1385، 1390 و 1396 استفاده شد. طبقهبندی و تهیۀ نقشۀ کاربری اراضی براساس پوشش سرزمین و با الگوریتم ماشین بردار پشتیبان صورت گرفت. همچنین بهمنظور ارزیابی وضع موجود و روند تغییر ویژگیهای ناهمگنی، پیوستگی و شبکۀ ارتباطی- انزوایی در سالهای گذشته از متریکهای سیمای سرزمین استفاده شد. نتایج نشان داد روند تغییر معیارهای بررسی در منطقۀ مطالعاتی مطلوب نیست. روند نامناسب تغییر معیارهای ناهمگنی فضایی سیمای سرزمین، پیوستگی لکههای همنوع در سراسر سیمای سرزمین و بهینگی ارتباطی باعث کاهش عملکرد بومشناختی و بهدنبال آن، کاهش پایداری شبکههای بومشناختی میشود. همچنین با توجه به روند کاهشی متریکها در لکههای سبز بهویژه سبز انسانساخت و روند افزایشی متریکها در لکههای ساختوساز و لکههای باز، میتوان به این نتیجه رسید که عملکرد بومشناختی سیمای سرزمین و ویژگیهای شبکۀ بومشناختی سیمای سرزمین سیر نزولی را دنبال میکند.