بهمنظور مطالعه تأثیر پرایمینگ بذر بر رشد گیاه چه چغندرقند تحت تنش شوری پژوهشی در آزمایشگاه و گلخانه گروه زراعت دانشکده کشاورزی دانشگاه ارومیه در سال 1395 بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار به اجرا در آمد. فاکتور اول چهار سطح شوری شامل شوری صفر، 5، 10 و 15 دسیزیمنس بر متر حاصل از کلرید سدیم و فاکتور دوم تیمارهای پرایمینگ شامل آب مغناطیسی، اسید سالسیلیک، کلرید کلسیم ((CaCl2 و کلرید سدیم((NaCl و عدم پرایمینگ (شاهد) به مدت هشت ساعت بودند. نتایج تجزیه واریانس دادهها نشان داد اثر سطوح شوری بر کلیه صفات مورد بررسی به غیر از شاخص جوانهزنی و یکنواختی سبز شدن در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. اثر پرایمینگ بذر نیز بر کلیه صفات مورد بررسی در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. همچنین اثر متقابل دو تیمار بر شاخص جوانهزنی و طول گیاهچه در سطح احتمال یک درصد و طول ساقهچه در سطح احتمال پنج درصد معنیدار شد. نتایج نشان داد سطح 15دسیزیمنس بر متر شوری درصد نهایی جوانهزنی، طول ریشهچه، وزن خشک ریشهچه، وزن خشک ساقهچه، وزن خشک گیاهچه، شاخص بنیه گیاهچه، سرعت سبز شدن، درصد سبز شدن نهایی و ضریب سرعت سبز شدن را در مقایسه با سطح شاهد به ترتیب 8/89، 33/33، 51/35، 46/41، 44/44، 48/75، 25/23، 13/05 و 49/05 درصد کاهش و متوسط زمان جوانهزنی را 56/49 درصد افزایش داد. درحالیکه پرایمینگ با کلرید سدیم ((NaCl, 1g/100ccدرصد نهایی جوانهزنی، طول ریشهچه، وزن خشک ریشهچه، وزن خشک ساقه چه، وزن خشک گیاه چه، شاخص بنیه گیاهچه، سرعت سبز شدن، یکنواختی سبز شدن، درصد سبز شدن نهایی و ضریب سرعت سبز شدن را در مقایسه با تیمار عدم پرایمینگ 14/55، 9/95، 84/21، 27/77، 22/72، 58/94، 26/23، 17/32، 10/07 و 9/09 درصد افزایش یا کاهش داد و متوسط جوانهزنی را 13/14 درصد کاهش داد. بیشترین شاخص جوانه زنی، طول ساقهچه و طول گیاهچه و کمترین متوسط زمان جوانهزنی در سطح صفر شوری و پرایمینگ با کلرید سدیم به دست آمد. همچنین پرایمینگ با کلرید سدیم در دیگر سطوح شوری توانست اثر تنش شوری را بر شاخصهای مذکور تعدیل نماید و به عنوان بهترین تیمار پرایمینگ شناخته شد.
بهمنظور بررسی اثر پرایمینگهای مختلف بر خصوصیات کمی و کیفی چغندرقند، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجانغربی طی دو سال زراعی 95- 1394در دو محیط آزمایشگاه و مزرعه انجام گرفت. تیمارها شامل دو سطح رقم (اکباتان و لاین 7233) و پنج نوع پرایمینگ بذر (هاردنینگ، پرایمینگ با کود نانو، هیدروپرایمینگ، پرایمینگ با کود کبوتری و بدون پرایمینگ) بودند. نتایج تجزیه واریانس مرکب دادهها نشان داد که بین ارقام از نظر عملکرد ریشه و درصد قند خالص اختلاف معنیداری وجود داشت. همچنین، بین تیمارهای پرایمینگ از لحاظ کلیه صفات، به جز در درصد استحصال قند، آلکالیته و درصد قند خالص، اختلاف معنیداری دیده شد. در مطالعه حاضر لاین 7233 در مقایسه با رقم اکباتان از عملکرد ریشه، درصد قند خالص بالاتری برخوردار بود. نتایج همچنین نشان داد که بالاترین درصد جوانهزنی (50/96 درصد)، سرعت جوانهزنی (56/9 بذر در روز)، عملکرد ریشه (33/80 تن در هکتار)، درصد قند ناخالص (11/23 درصد)، عملکرد قند ناخالص (38/18 تن در هکتار) و عملکرد قند خالص ( 33/15 تن در هکتار) به تیمار هیدروپرایمینگ بذر چغندرقند اختصاص داشت. براساس نتایج تجزیه رگرسیون گام به گام صفات، چهار صفت درصد قند ناخالص، عملکرد ریشه، درصد استحصال قند و قند ملاس با تبیین 98 درصد از تغییرات عملکرد قند خالص بهعنوان مؤثرترین صفات بر عملکرد قند خالص شناسایی شدند. در این تحقیق هیدروپرایمینگ بهعنوان مناسبتترین پرایمینگ شناسایی گردید. از این رو، به نظر میرسد هیدروپرایمینگ بهعنوان یکی از سادهترین روشهای پیش تیمار بذر میتواند در بهبود عملکرد کمی و کیفی چغندرقند مفید واقع شود.
کی از روشهای رایج آبگیری برای افزایش کارایی بذر در به حداقل رساندن اثرات سوء تنش آبی که مانع اصلی در جوانهزنی، استقرار گیاهچه و رسیدن به حد مطلوب عملکرد گیاهان زراعی میباشد، پیشتیمار کردن بذر (پرایمینگ) است. در این مطالعه به منظور بررسی تأثیر فاکتور رقم و روشهای مختلف پرایمینگ بذر بر عملکرد کمی و کیفی چغندرقند، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان آذربایجان غربی طی سال زراعی 1394 انجام گرفت. عامل رقم در دو سطح (اکباتان و 7233) و عامل پرایمینگ بذر در پنج سطح (شامل هاردنینگ، پرایمینگ با کود نانو، هیدروپرایمینگ، پرایمینگ با کود کبوتری و بدون پرایمینگ) مطالعه شدند. صفات عملکرد ریشه، تعداد بوته در واحد سطح، درصد قند، سدیم، پتاسیم و نیتروژن، آلکالیته، عملکرد قند، خلوص شربت خام، درصد قند ملاس و مقدار ماده خشک اندازهگیری شده و مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفات حاکی از آن بود که بین سطوح مختلف پرایمینگ از لحاظ صفات عملکرد ریشه، تعداد بوته، درصد و عملکرد قند، درصد قند ملاس، مقدار ماده خشک و ضریب قلیائیت اختلاف معنیدار وجود دارد. اثر متقابل بین دو عامل مورد مطالعه از لحاظ هیچیک از صفات معنیدار نبود. همچنین نتایج تأثیر معنیدار فاکتور رقم را بر صفات خلوص شربت، درصد قند ملاس و مقدار ماده خشک نشان داد. در کل میتوان اظهار داشت که آب بکار رفته در محیط پرایم میتواند یکی از علل اصلی برتری تیمارها از نظر عملکرد نهایی باشد.
به منظور بررسی تاثیر الگوهای مختلف کشت بر اجزای عملکرد، عملکرد و کارآیی استفاده از زمین در الگوهای مختلف کشت مخلوط شوید و شنبلیله، آزمایشی در مزرعهای واقع در استان آذربایجان غربی- شهرستان نقده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 91- 1390 به اجرا درآمد. تیمارهای آزمایش شامل کشت مخلوط ردیفی (یک ردیف شوید + یک ردیف شنبلیله)، کشت مخلوط نواری (دو ردیف شوید + یک ردیف شنبلیله، سه ردیف شوید + یک ردیف شنبلیله، دو ردیف شنبلیله + یک ردیف شوید، سه ردیف شنبلیله + یک ردیف شوید و دو ردیف شوید + دو ردیف شنبلیله) و کشت خالص هر دو گونه بود. الگوی کشت بر صفات مورد بررسی هر دو گونه اثر معنیدار (01/0p≤) داشت. بیشترین عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیکی شنبلیله از تیمار کشت خالص بهترتیب برابر با 940 و 3103 کیلوگرم در هکتار بهدست آمد. نتایج در مورد گیاه شوید نشان داد که بیشترین عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیکی شوید از کشت مخلوط نواری سه ردیف شوید + یک ردیف شنبلیله بهترتیب برابر با 860 و 67/4816 کیلوگرم در هکتار حاصل شد. درصد اسانس شوید (85/2 درصد) در تمامی تیمارهای کشت مخلوط بالاتر از تیمار کشت خالص (2 درصد) بود. بیشترین سودمندی براساس شاخصهای نسبت برابری زمین (90/1= LER) از الگوی کشت مخلوط دو ردیف شوید + دو ردیف شنبلیله و کاهش یا افزایش عملکرد واقعی کل (18/2AYL=) و سودمندی کشت مخلوط (28/1= IA) از الگوی کشت مخلوط سه ردیف شنبلیله + یک ردیف شوید بهدست آمد که نشاندهنده افزایش سودمند زراعی کشت مخلوط نسبت به کشت خالص دو گونه دارد.
بهمنظور بررسی تأثیر کودهای آلی و شیمیایی بر عملکرد، اجزای عملکرد و میزان پروتئین دانه نخود تحت شرایط دیم، آزمایشی در مزرعهای واقع در آذربایجان غربی- شهرستان نقده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و هشت تیمار در سال زراعی 92-1391 اجرا شد. تیمارهای آزمایشی شامل استفاده از 100 % کود شیمیایی، استفاده از کود زیستی (فسفاته بارور 2 + ازتو باکتر)، استفاده از کود دامی، تیمارهای تلفیقی 50% کود شیمیایی + کود زیستی، 100 % کود شیمیایی + کود دامی، کود زیستی + کود دامی، 50% کود شیمیایی + زیستی + کود دامی و تیمار شاهد (عدم استفاده از کود) بود. نتایج نشان داد که تیمارها اثر معنیداری بر ارتفاع بوته، تعداد نیام در بوته، تعداد دانه در نیام، وزن هزار دانه، عملکرد زیستی، عملکرد دانه و درصد پروتئین دانه داشتند، ولی از نظر شاخص برداشت اختلاف معنیداری بین تیمارهای مختلف وجود نداشت. کاربرد تلفیقی سبب بهبود اجزای عملکرد، عملکرد دانه و درصد پروتئین دانه نسبت به تیمار شاهد گردید. بیشترین عملکرد دانه (900 کیلوگرم در هکتار) و پروتئین دانه (22 درصد) در تیمار 50 % کود شیمیایی + زیستی + کود دامی و کمترین عملکرد دانه (570 کیلوگرم در هکتار) و پروتئین دانه (5/16 درصد) در تیمار شاهد (عدم استفاده از کود) بهدست آمد. از نتایج این تحقیق چنین استنباط میشود که استفاده از روش تغذیه تلفیقی تحت شرایط دیم بهدلیل افزایش قابل ملاحضه عملکرد دانه، پروتئین دانه و کاهش مصرف کودهای شیمیایی در منطقه مورد آزمایش توصیه میگردد.