مقدمه: هدف از این پژوهش بررسی اثر تمرین هوازی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر استرس و کیفیت خواب مردان مبتلا به دیابت نوع ۲ بود.روش کار: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی با طرح تحقیق پیش آزمون پس آزمون با گروه های تجربی و گواه می باشد. جامعه آماری تحقیق را مردان مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به درمانگاه های غدد و متابولیسم شهر اصفهان تشکیل دادند. روش نمونه گیری هدفمند بوده که براساس معیارهای ورود به تحقیق 33 نفر باقی ماندند (تمرین هوازی 11 نفر، تمرین هوازی - ذهن آگاهی12 نفر، کنترل 10 نفر). ابزارهای تحقیق شامل مقیاس استرس ادراک شده (Percieved Stress Scale) و پرسشنامه کیفیت خواب پترزبورگ (PSQI) بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از تحلیل های توصیفی و تحلیل های استنباطیِ پارامتریک مانند آزمون تحلیل واریانس چندگانه (ANOVA)، آزمون اندازه گیری مکرر و آزمونهای تعقیبی انجام شدنتایج: اختلاف بین پس آزمون با پیگیری در گروه تمرین هوازی در هیچ کدام از متغیرها معنا دار نیست (05/0p).نتیجه گیری: هردو گروه بر استرس و کیفیت خواب اثر گذارند ولی با توجه به نتایج آزمون پیگیری در گروه تمرین هوازی-ذهن آگاهی که معنادار بود، اثرات ذهن آگاهی در طول زمان ماندگارتر است.
مقایسه اثر تمرین های استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر سطوح سرمی GDF11 و برخی از شاخصهای قندی مردان دیابتی نوع دو بود.روششناسی ؛ آزمودنی شامل 48 مرد مبتلا به بیماری دیابت نوع دو با دامنه سنی 44/3 ± 66/60 (سال)، وزن 67/6 ± 47/87 (کیلوگرم)، قد 11/0 ± 57/1 (متر) به طور داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه تجربی(12 نفر) و یک گروه کنترل(12 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته تمرینات استقامتی، مقاومتی و ترکیبی را انجام دادند(3 جلسه در هفته) و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. به منظور بررسی اندازهگیری متغیرهای پژوهشی، نمونه گیری خونی 48 ساعت قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و همچنین 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی در حالی که همه آزمودنیها ناشتا بودند به عمل آمد. همچنین از روش الایزا جهت اندازه گیری سطوح سطوح سرمی GDF11 و گلوکز ناشتا استفاده گردید. برای تحلیل دادهها از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه، تست تعقیبی توکی و آزمون تیهمبسته و آزمون شاپیروویلک جهت نرمال کردن دادهها در سطح معنی داری 05/0 ، با نرم افزار SPSS ورژن 22 استفاده شدیافتهها؛ نتایج پژوهش حاضر نشان داد هشت هفته تمرینات استقامتی، مقاومتی و ترکیبی سبب افزایش سطوح سرمی GDF11 و کاهش گلوکز ناشتا شد. همچنین نتایج آماری نشان داد که تمرینات ترکیبی تاثیربیشتری بر متغیرهای پژوهشی داشت و اثرگذاری بیشتری بر تغییرات متغیرهای پژوهشی نسبت به تمرینات مقاومتی و استقامتی داشته است.
مقدمه: بیماری پارکینسون (PD) با اختلال در نروتروفین ها همراه است. مطالعات قبل تاثیر مطلوب تمرین و برخی آنتی اکسیدان ها را گزارش نموده اند. اما اثر همزمان آنها هنوز به خوبی شناخته نشده است. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی اثر هشت هفته تمرین هوازی همراه با مکمل ویتامین E بر برخی نروتروفین ها در بافت هیپوکامپ موش های صحرایی مبتلا به پارکینسون بود.روش کار: در این مطالعه تجربی 40 سر موش صحرایی نر نژاد اسپراگو-داولی (سن 14-16 ماه و وزن 250 تا 270 گرم) پارکینسونی شده mg/kg 2 رزرپین (Rse) به گروههای (1) pd، (2) AT، (3) VE و (4) AT+VE تقسیم شدند. جهت بررسی اثرات Res بر متغیرها تعداد 8 سر موش صحرایی در گروه کنترل سالم (HC) قرار گرفتند. تمرین هوازی به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته و هر جلسه مدت 15-48 دقیقه با سرعت 10-24 متر بر دقیقه انجام شد. VE نیز روزانه mg/kg 30 به صورت خوراکی مصرف شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون آنالیز واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد (05/0≥P).نتایج: مقادیر بیان ژنی BDNF و NGF در گروه های VE، AT و VE+AT به طور معنی داری بیشتر از گروه PD بود (001/0=P). همچنین افزایش این دو نورتروفین در گروه AT+VE به طور معنی داری بیشتر از گروه های VE و AT بود (001/0=P).نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه به نظر می رسد اگرچه تمرین هوازی و ویتامین E هر کدام به تنهایی موجب بهبود بیان نروتروفین ها می گردد. با این حال این دو مداخله می توانند از مسیر های مشترک اثر یکدیگر را در بیان نروتروفین ها در شرایط مدل سازی بیماری پارکینسون تقویت کنند.
مقدمه: چاقی سبب بروز برخی بیماریها مانند بیماریهای قلبیعروقی میشود که انجام فعالیتهای ورزشی میتواند در کاهش این عوارض دخیل باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تغییرات برخی ژنهای مؤثر بر رگ زایی عضله قلبی متعاقب هشت هفته تمرینات استقامتی و مقاومتی موشهای صحرایی نر ویستارچاق بود.روش کار: روش پژوهش تجربی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و گروههای کنترل و تجربی بود. پژوهش حاضر، 24 موش صحرایی نژاد ویستارنر چاق با سن هشت هفته و وزن 00/34±61/356 گرم، بهصورت تصادفی به سه گروه؛ استقامتی (8سر)، مقاومتی (8سر) و کنترل (8سر) تقسیم شدند. موشهای گروههای تجربی به مدت هشت هفته، هفتهای پنج جلسه تمرینات استقامتی با شدت70 تا80درصد سرعت بیشینه و مقاومتی با شدت 50 تا 120 درصد وزن بدن را انجام دادند و برای اندازهگیری بیان ژن از روش Real Time-PCR و جهت اندازهگیری مقادیر پروتئین از روش وسترن بلات استفاده شد. از روش آماری تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی جهت تعیین اختلاف بین گروها در سطح معنیداری05/0≤P استفاده شد.نتایج: دادههای این تحقیق نشان داد تمرینات استقامتی و مقاومتی سبب افزایش معنادار بیان ژن Piezo1 (001/=P)، بیان ژنYoda1 (001/=P)، و مقادیر پروتئینهای FSTL-1 (001/=P) و NFDF (001/=P)، نسبت به گروه کنترل شد اما تفاوتی بین گروههای تجربی مشاهده نشد (055/0=P، 387/0=P، 936/0=P، 00/1=P).نتیجهگیری بر اساس نتایج این پژوهش، تمرینات استقامتی و مقاومتی با ایجاد تغییرات در سطوح برخی فاکتورها در کاهش عوارض ناشی از چاق مؤثر باشد.
مقدمه: فعالیت ورزشی باعث افزایش مصرف گلوکز می شود و یک شیوه موثر برای کنترل بیماری دیابت ملیتوس می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین تناوبی و تداومی بر فاکتور تمایز رشد 15، عملکرد سلول های بتای پانکراس و مقاومت به انسولین زنان مبتلا به دیابت نوع 2 می باشد. روش کار: 45 زن مبتلا به دیابت نوع دو، با میانگین سن 11/3 ±69/38 و قند خون ناشتای 25/1 ±78/9 میلی مول بر لیتر به طور تصادفی به سه گروه تمرین تداومی، تناوبی و کنترل تقسیم شدند. تمرین تداومی شامل دوازده هفته، 3 جلسه در هفته از 50 تا 75 درصد ضربان قلب بیشینه بود. تمرین تناوبی دوازده هفته، 3 جلسه در هفته و از 75 تا ۹0 درصد ضربان قلب بیشینه ادامه یافت. قبل و بعد از مداخله نمونه گیری انجام گرفت. از آزمون تی وابسته برای مقایسة تغییرات درون گروهی و از تحلیل کواریانس برای مقایسه بین گروهی استفاده شد. نتایج: طبق نتایج آماری در گروه تداومی کاهش معنادار GDF-15 در پس آزمون نسبت به پیش آزمون دیده شد و در گروه تناوبی افزایش GDF-15 مشاهده گردید. در هر دو گروه اختلاف معنادار بین میانگین مقاومت به انسولین در پیش آزمون و پس آزمون نسبت به گروه کنترل وجود داشت. در گروه تداومی و تناوبی اختلاف معنادار بین میانگین عملکرد سلول های بتا در دورههای قبل و بعد نسبت به گروه کنترل وجود داشت(05/0=>P). نتیجه گیری: یک دوره تمرینات تناوبی و تداومی در بهبود عملکرد سلول های بتا،کاهش گلوکز خون و بهبود مقاومت به انسولین مؤثر است.
تنظیم نامناسب در پویایی میتوکندری با اختلال در تنظیم متابولیسم همراه است و منجر به بیماری های متابولیکی می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین هوازی بر بیان ژن Drp1، Cyp1a1 و بیان پروتئین CYP1A1 عضله نعلی رت های نر دیابتی است. در این مطالعه تجربی 24 سر رت نر ویستار به طور تصادفی به 3 گروه دیابت (D)، گروه کنترل (Ct)، و گروه تمرین+دیابت (ED) تقسیم شدند. مدل دیابت در رت ها با تزریق STZ القا شد. گروه ED به مدت هشت هفته، پنج جلسه در هفته پروتکل تمرین هوازی را اجرا کردند. پس از اتمام پروتکل، عضله نعلی رت ها استخراج، و از روش RT-PCR، برای سنجش بیان ژن Drp1 و Cyp1a1 و از روش الایزا برای سنجش بیان پروتئین CYP1A1 استفاده شد. میزان RNA با استفاده از فرمول 2^(-ΔΔCT) محاسبه و سپس داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج تفاوت معناداری را بین گروه ها در بیان ژنDrp1 (001/0P) و Cyp1a1 (017/0P)، بیان پروتئین CYP1A1 (028/0=P) و گلوکز (001/0P) نشان داد. دیابت بیان ژن Drp1 و Cyp1a1 و بیان پروتئین CYP1A1 را در عضله اسکلتی افزایش می دهد. این در حالی است که تمرین فقط بیان ژن Drp1 را توانست کاهش دهد (013/0=P). دیابت منجر به افزایش گلوکز، بیان ژن Drp1 و Cyp1a1 و بیان پروتئین CYP1A1 در عضله اسکلتی میشود. اما تمرین، تنها توانست از افزایش بیان ژن Drp1 پیشگیری نماید.
چکیدهزمینه و هدف: پروتئین 9 مربوط به فاکتور نکروز تومور C1q (CTRP9)، یک آدیپوکین کشف شده جدید و مولکول مهم مربوط به تنظیم متابولیسم گلوکز و لیپید در بیماران دیابتی است. هدف مطالعه حاضر تعیین اثرات تمرین هوازی، مقاومتی و ترکیبی بر سطوح سرمی آدیپونکتین و CTRP9 در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود. روش پژوهش: 60 مرد بیماران مبتلا به دیابت نوع دو (سن: 26/4±45/51 سال؛ شاخص توده بدن: 01/1±52/31 کیلوگرم بر مجذور قد به متر) به صورت تصادفی در سه گروه تمرین ترکیبی (15 نفر)، گروه هوازی (15 نفر)، مقاومتی (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. برنامههای تمرینی شامل تمرین هوازی با شدت (75%-50% ضربان قلب ذخیره بیشینه) و مقاومتی (80%-40% یک تکرار بیشینه) با حجم برابر، 3 بار در هفته، 60 دقیقه در هر جلسه برای مدت 12 هفته بود. سطوح سرمی آدیپونکتین و CTRP9، قند خون ناشتا، انسولین، مقاومت انسولین در حالت پایه و در پایان مطالعه اندازهگیری شد. داده-ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری تکراری در سطح کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: پس از 12 هفته مداخله، افزایش معناداری در سطوح سرمی CTRP9 و آدیپونکتین و کاهش معناداری در سطوح پارامترهای قند خون و مقاومت انسولین در گروههای تمرین ترکیبی، هوازی و مقاومتی در مقایسه با گروه کنترل یافت شد (05/0p<). نتیجهگیری: یافته های مطالعه حاضر نشان داد، 12 هفته تمرین ترکیبی دارای اثرات ضد التهابی بیشتری نسبت به تمرینات هوازی یا مقاومتی است که باعث کاهش معناداری در قند خون ناشتا، انسولین و مقاومت انسولین و افزایش بیشتر در آدیپوکین های ضد التهابی مانند سطوح آدیپونکتین و CTPR9 در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو می شود.
مقدمهاگرچه فعالیت بدنی اثرات ثبت شده مفیدی بر کاهش ریسک فاکتورهای سیستم قلبی عروقی دارد، اما این اثرات بسته به نوع و شدت تمرینات متفاوت می باشند. هدف از انجام این پژوهش مقایسه پاسخ شاخصهای فشارخون و سختی شریانی به شیوههای مختلف تمرینی با شدت باال می باشد. روش کار این پژوهش از انواع پژوهشهای نیمه تجربی بود که 26 مرد 45-25 ساله بصورت نمونهگیری در دسترس با وضعیت پیش فشارخونی در 4گروه کنترل، تمرین هوازی، مقاومتی و ترکیبی مشارکت کردند. بمنظور مقایسه تفاوتهای درون گروهی از آزمون t همبسته و تفاوتهای بین گروهی از آزمون مانکوا استفاده شد. نتایج نتایج مطالعه نشان داد فشار دیاستولی در گروه هوازی(012/0=P) کاهش معنادار داشت اما در گروه مقاومتی(297/0=P) و ترکیبی(102/0=P) ناچیز بود. در دو گروه تمرین هوازی(005/0=P)، و ترکیبی(001/0>P) تمرینات سبب کاهش معنادار فشار سیستولی شد اما در گروه مقاومتی (178/0=P) بدون تغییر بود. سختی شریانی شرکتکنندگان نیز در گروه هوازی(001/0=P) و ترکیبی(015/0=P) کاهش معنادار داشت اما در گروه مقاومتی(168/0=P) معنادار نبود. همچنین مقایسههای بین گروهی نشان داد فشار خون دیاستولی گروه هوازی تفاوت معناداری با دیگر گروهها داشت. فشار سیستولی دو گروه هوازی و ترکیبی کاهش معنادارتری با دو گروه مقاومتی و کنترل داشت. در سختی شریانی نیز اختلاف معنادار بین گروه هوازی با دو گروه کنترل و مقاومتی و همچنین گروه ترکیبی و کنترل وجود داشت. نتیجه گیری تمرین هوازی نشان داد اثرات مفیدی بر همه شاخصهای مورد بررسی دارد. با این حال در تمرین مقاومتی اثرات ناچیزی دیده شد. یافته مهم اینکه تمرینات ترکیبی میتواند اثرات مثبت مشابه تمرین هوازی را به همراه داشته باشد.