هدف: هدف این پژوهش تبیین گرایش موضوعی مطالعه غیردرسی کاربران عضو کتابخانههای عمومی منطقه 18 و 19 شهر تهران است. روش/رویکرد: این پژوهش، توصیفی بوده و با رویکرد کمی و با تحلیل دادههای ثبت شده در بخش امانت کتابخانه انجام شده و از دادههای نرمافزارکتابخانهای سامان و پرونده کتابهای امانت رفته استفاده شده است. جامعۀ آماری این پژوهش را کاربران عضو کتابخانههای عمومی مناطق 18 و 19 تهران و همچنین کتابهای امانت رفته توسط آنان تشکیل میدهند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شده است. یافتهها: یافتهها نشان داد کتابهای رده ادبیات (شعر و داستان) با فراوانی 5532 مورد، و رده زبان با 507 مورد امانت، به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار امانت را در کتابخانه عمومی منطقه ۱۸ داشته است. همچنین در کتابخانههای عمومی منطقه 19 رده ادبیات (شعر و داستان ) با فراوانی 7740 مورد امانت، بیشترین و رده زبان با 472 مورد، کمترین امانت را به خود اختصاص دادهاند. علاوه بر این، در هر دو منطقه 18 و 19 دختران کتابهای با ژانر موضوعی عاشقانه، علمی، طنز و سرگرمی، و مذهبی را بیشتر مطالعه میکنند و پسران به ترتیب کتابهای علمی، طنز و سرگرمی و شعر، ماجراجویانه و جنایی میخوانند. بحث و نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد بین گرایشهای مطالعه کاربران عضو کتابخانههای عمومی منطقه 18 و 19 تهران با توزیع موضوعی کتابهای موجود در همان کتابخانهها تناسبی وجود ندارد که نیازمند توجه جدی از سوی متولیان کتابخانه است. همچنین، بین گرایشهای مطالعه در بین کاربران دختر و پسر عضو کتابخانههای عمومی منطقه 18 و 19 تهران تفاوت معنیداری وجود دارد و میبایست در سیاستهای مجموعهسازی این نکته مورد توجه قرار گیرد.
مقدمه: پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی کتابخانههای دیجیتالی دانشگاه علامه طباطبائی و موسسه فرهنگی و اطلاعرسانی تبیان بر مبنای معیارهای ارزیابی زی و چو (2013) انجام شده است. روششناسی: روش پژوهش توصیفی و پیمایشی بوده، و ساختار کتابخانه دیجیتالی از ده بعد مورد بررسی قرار گرفته است. این معیارها به صورت پرسشنامه محقق ساخته بر اساس معیارهای ارزیابی زی و چو، در طیف لیکرت تنظیم گردیده است. برای گردآوری دادهها، پرسشنامهها در دو کتابخانه و در دو گروه کاربران و کارکنان توزیع و در مجموع 63 پرسشنامه برگشت داده شدند. همچنین، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار spss انجام گردید. یافتهها: یافتههای آمار توصیفی نشان داد، که دو کتابخانه دیجیتالی در ابعاد تعامل کاربر و بافت/زمینه در وضعیت متوسط بوده و در ابعاد دیگر در وضعیت خوب قرار دارند. بر اساس یافتههای آمار استنباطی، از دیدگاه کاربران و کارکنان، در ابعاد مجموعه، طراحی رابط، بافت، حفاظت و مدیریت تفاوت معناداری وجود ندارد. اما، در ابعاد سازماندهی اطلاعات و خدمات (سطح 01/0)، ابعاد فناوری و تاثیر بر کاربر (سطح 02/0) از نظر کاربران و در بعد تعامل کاربر (سطح 02/0) از نظر کارکنان، تفاوت معناداری میان دو نظام اطلاعاتی به نفع کتابخانه دیجیتال دانشگاه علامه وجود دارد. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد با وجود تفاوت در نوع این دو کتابخانه، تفاوت چندانی در میان ابعاد مورد بررسی ( به غیر مورد ذکر شده در یافتهها) بین آنها وجود ندارد، اما در برخی ابعاد، تفاوتی کمی بین نظرات پاسخ دهندگان با برتری نسبی و جزئی کتابخانه دیجیتال دانشگاه علامه مشاهده میشود.
هدف: پژوهش حاضر به امکان سنجی ارائه خدمات مرجع مجازی کتابخانه های عمومی استان گیلان وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور پرداخته است. روش: این پژوهش از نظر نوع، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی است. ابزار گردآوری اطلاعات، دو پرسشنامه مبتنی بر پرسشنامه اربیس و ابزار ارزیابی انجمن کتابداران آمریکا است که یکی مخصوص سرپرستان کتابخانه ها و دیگری مخصوص کتابداران و مسئولان کتابخانه ها است. جامعه پژوهش، تعداد 65 کتابخانه فعال مستقر در استان گیلان بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و نرم افزار اس. پی. اس. اس. صورت گرفته است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که بیش از دو سوم کتابداران در جامعه آماری پژوهش مهارت های لازم را در این زمینه دارند و در این زمینه امکان لازم فراهم است. اکثریت کتابخانه های مورد بررسی از نظر تجهیزات مورد نیاز برای راه اندازی خدمات مرجع مجازی با توجه به نرم افزار منتخب در پژوهش مشکلی ندارند. اما در خصوص منابع و پایگاه های اطلاعاتی الکترونیکی لازم برای تامین نیازهای اطلاعاتی کاربران با مشکل مواجه هستند. در حال حاضر برای راه اندازی و ارائه اینگونه خدمات هیچ گونه بودجه اختصاصی وجود ندارد و این فقدان، مشکل اصلی کتابخانه ها در ارائه خدمات مرجع مجازی به شمار می رود .نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت کتابخانه های عمومی استان گیلان می توانند با تامین منابع و پایگاه های الکترونیکی لازم و نیز تامین بودجه مورد نیاز، اقدام به ارائه خدمات مرجع مجازی نمایند.
هدف از پژوهش حاضر، تحلیل شبکه همکاری علمی پژوهشگران ایرانی حوزه علوم اجتماعی در پایگاه وبآوساینس از ابتدا تا پایان سال 2014 میلادی بوده است. پژوهش با استفاده از فنون تحلیل استنادی و تحلیل سطح همکاری علمی از ابزارهای علمسنجی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را، تولیدات علمی پژوهشگران ایرانی حوزه علوم اجتماعی تشکیل داده که از اولین تولید علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس تا پایان سال 2014 (شامل 9318 مقاله) را در حوزه نامبرده در برمیگرفت. دادهها از پایگاه وب آو ساینس استخراج شده و سپس با استفاده از نرمافزارهای هیست سایت و بایب اکسل تجزیهوتحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که مقالههای حاصل همکاری در حوزه علوم اجتماعی در سالهای مختلف از سیر صعودی برخوردار بوده است. بر اساس یافتههای پژوهش جایگاه ایران در بین کشورهای خاورمیانه، ازنظر میزان تولیدات علمی در رتبه سوم بعد از دو کشور رژیم صهیونیستی و ترکیه قرار گرفت. بیشترین میزان همکاری ایران با کشورهای آمریکا، بریتانیا و کانادا بود. سطح همکاری درونسازمانی 08/46 درصد و برونسازمانی 55/24 درصد و بینالمللی 22 درصد بود. بهطورکلی میانگین ضریب مشارکت نویسندگان در دوره موردبررسی 64 درصد و از روند صعودی برخوردار بوده است. این امر بیانگر افزایش تمایل نویسندگان به تولید مدارک مشارکتی در طول این دوره بوده و بیشترین مشارکت در تولید مدارک سه و دو نویسندگی برآورد شده است. بهطورکلی یافتههای این پژوهش نشان از تمایل پژوهشگران برای تولید علم بهصورت مشارکتی داشت.
هدف: پژوهش حاضر به تجزیه و تحلیل شبکۀ همکاری علمی جهانی، در حوزۀ حقوق مالکیت فکری و شناسایی خوشههای موضوعیِ بروندادهای علمی حوزه، در پایگاه اطلاعاتی استنادی علوم میپردازد. روششناسی: این پژوهش از نوع پژوهشهای کاربردی علم سنجی است که با روش تحلیل هم رخدادی و تحلیل شبکه انجام شده است.جامعۀ پژوهش را تعداد 5752 پیشینۀ پژوهشی تشکیل میدهد که در قالب مقاله، مقالهکنفرانس، نقد و بررسی و... از سال 1982 تا سال 2014 در پایگاه وب آو ساینس نمایه شدهاند. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد متوسط نرخ رشد سالانۀ انتشارات حوزۀ حقوق مالکیت فکری، طی سالهای مورد بررسی در پایگاه استنادی علوم 3.63 درصد میباشد. کشور آمریکا با تولید 2003 مقاله رتبۀ نخست را در بین کشورها در اختیار دارد. از دید تحلیل شبکۀ همکاری علمی، کشور آمریکا مهمترین کشور در شکلدهی، جهتدهی و هدایت شبکۀ همکاری در حوزۀ حقوق مالکیت فکری است. همچنین دانشگاه برکلی مهمترین دانشگاه در شبکۀ همکاری دانشگاهها و مؤسسات در این حوزه شناخته شد. به لحاظ موضوعی، بروندادهای علمیِ حوزه در پنج خوشۀ موضوعی شکل گرفته است که مهمترین خوشۀ آن شامل حوزههای موضوعی سرمایهگذاری مستقیم خارجی، فعالیتهای تحقیق و توسعه، شرکتهای بازرگانی و انتقال تکنولوژی است. نتیجهگیری: میتوان گفت کشور آمریکا نقش کلیدی و مرکزی در شکلدهی، هدایت و رهبری جریانهای علمی حوزۀ حقوق مالکیت فکری داشته و بیشترین همکاری در داخل شبکه، متناظر با این کشور است. باتوجه به خوشۀ اصلی حوزه، میتوان گفت که اهمیت حقوق مالکیت فکری در مبحث اقتصاد، بهویژه اقتصاد بینالملل جایگاه ویژهای داشته و توجه به آن یکی از مهمترین مؤلفهها و ملزومات توسعۀ اقتصادی است.
هدف: هدف پژوهش حاضر روشن کردن دامنه همکاری علمی دانشگاه تبریز با دانشگاهها و مؤسسات خارجی در نمایه استنادی اسکوپوس است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی و تحلیلی است که به بررسی آن دسته از تولیدات علمی دانشگاه تبریز نمایه شده در پایگاه اسکوپوس میپردازد که با مشارکت کشورهای خارجی منتشر شدهاند که شامل 1044 مدرک است. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار اکسل استفاده شد. یافتهها: همکاری علمی دانشگاه تبریز با کشورهای خارجی از سال 1962 آغاز شده و حاصل این همکاری با رشد صعودی به 1040 تولید علمی مشترک برای دانشگاه تبریز رسیده است. پژوهشگران دانشگاه تبریز بیشترین میزان همکاری را با کشورهای امریکا، انگلیس و کانادا داشتهاند. از نظر زمینه موضوعی بیشترین همکاری علمی دانشگاه تبریز با سایر کشورها در حوزههای فنی و مهندسی، شیمی، فیزیک و کشاورزی انجام گرفته است. از سوی دیگر دانشگاه ریرسون کانادا و دانشگاه استرالیای غربی فعالترین مؤسسات علمی و پژوهشی خارجی در همکاری علمی با دانشگاه تبریز بودهاند. نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که همکاری علمی بین المللی دانشگاه تبریز در سالهای اخیر روند رو به رشدی داشته است بطوری که تعداد تولیدات مشترک آن با خارجیها در سال 2011 به 168 رکورد رسیده بود. با وجود اینکه دانشگاه تبریز 19 درصد از تولیدات علمی خود در پایگاه استنادی اسکوپوس را با مشارکت خارجی منتشر کرده است، اما سطح و میزان همکاری پایینی را به ویژه در حوزههای موضوعی علوم انسانی و اجتماعی دنبال کرده است. بنابراین مدیران و سیاست گذارن دانشگاه میتوانند با ظرفیت سازیهای علمی و پژوهشی از طریق عضویت در شبکههای علمی منطقهای و جهانی، میزان و کیفیت همکاری علمی بینالمللی خود را ارتقا ببخشند.
هدف: تحلیل استنادی با ترسیم ساختار موضوعی رشتههای مختلف علمی موجب پیدایش رشتههای علمی نو شده و میتواند روابط داخلی بین قسمتهای مختلف علم را بهروشنی توضیح دهد و به تاریخ علم بپردازد. هدف این مقاله ترسیم نقشهی تولیدات علمی حوزهی اعتیاد در پایگاه وبآوساینس در سالهای 2008 تا 2013 بود. روش: این پژوهش با روش تحلیل استنادی انجام شد. جامعه آماری شامل 489 مقاله حوزهی اعتیاد موجود در پایگاه وبآوساینس بود. نقشهی علمی این حوزه، بر مبنای شاخص امتیاز استناد جهانی (جی سی اس) و امتیاز استناد محلی (آل سی اس) ترسیم شد. یافتهها: گرایشهای موضوعی در نقشهی علمی حوزهی اعتیاد شامل پنج خوشهی موضوعی بود. متوسط نرخ رشد سالانهی انتشارات طی سالهای موردبررسی 253/0 بود. مدارک توسط 1352 نویسنده تألیف شده بود که در 10 قالب انتشاراتی و به 9 زبان دنیا منتشرشدهبودند. نتیجهگیری: بهطورکلی میانگین نرخ رشد تولیدات علمی حوزهی اعتیاد رضایتبخش نبود اما میزان همکاری گروهی در این حوزه در سطح مطلوبی قرار داشت.
هدف: هدف پژوهش، تحلیل استنادی مآخذ پایاننامههای سالهای 1389-1390 رشته شهرسازی دانشگاه تربیت مدرس است. روش: روش پژوهش، تحلیل استنادی است. جامعه آماری، 3688 استناد است. استنادها به روش سرشماری بررسی شدند. در گردآوری دادهها، با مراجعه به سایت کتابخانه، مآخذ پایاننامهها دریافت شد و در تحلیل دادهها از نرمافزار مایکروسافت اکسل 2007، قانون بردفورد و فرمول نیمعمر استفاده شد. یافتهها: به طور میانگین هر پایاننامه به 80 منبع استناد کرده است. 53/56 درصد استنادها به فارسی و 47/43 درصد، لاتین هستند.کتابهای فارسی با 1162 استناد بیشترین و پایاننامههای لاتین با 3 استناد کمترین مقدار استناد را دارند. همچنین پراستنادترین مولفان و منابع، نیمعمر و منابع هسته بر اساس قانون بردفورد شناسایی شدند. همچنین معلوم شد، هر چه تاریخ نشر کتاب به زمان حال نزدیکتر باشد، تعداد دفعات استناد به آن اثر بیشتر نیست. بیشتر از 50 درصد پایاننامهها به پایان نامههای دانشگاه تربیت مدرس استناد کردهاند. نتیجهگیری: در نگارش پایاننامهها بیشتر از منابع فارسی استفاده شده است. منابع و مولفان پراستناد مشخص شده توسط قانون بردفورد می تواند در انتخاب منابع کتابخانه به کارگرفته شود و با توجه به نیم عمر منابع که معیاری برای سنجش تازگی منابع است، میتوان نتیجه گرفت از منابع جدید استفاده نشده است.
هدف: تحلیل استنادی و ترسیم ساختار تولیدات علمی حوزه حقوق مالکیت فکری در سطح بینالمللی در بازه زمانی 2000 تا 2010 است. روش پژوهش: پژوهش حاضر، از نوع کاربردی و به روش تحلیل استنادی از روشهای علم سنجی انجام شده است. تعداد 678 پیشینه در قالب مقاله، مقاله کنفرانس، نقد و بررسی و غیره در سالهای 2000-2010 به صورت فایلهای متنی از پایگاه وبگاه علوم استخراج و در رایانه شخصی ذخیره گردید. سپس با استفاده از آمار توصیفی و نرم افزارهای HistCite ، ISI.exe و Excel مورد تجزیه و تحلیل های لازم قرار گرفتند. یافتهها: متوسط نرخ رشد سالانه انتشارات حوزه حقوق مالکیت فکری طی سالهای مورد بررسی در پایگاه آی اس آی 8/8 درصد میباشد. تولیدات علمی حوزه با مشارکت 49 کشور و به 7 زبان زنده دنیا تولید شدهاند که در این میان آمریکا با تولید 219 رکورد رتبه نخست را در بین کشورها دارد و 5/97 درصد مقالات به زبان انگلیسی بودند. 512 مؤسسه علمی و دانشگاهی در تولید این مدارک همکاری داشتند که دانشگاه کلرادو با تولید 12 مقاله فعالترین مؤسسه شناخته شد. به لحاظ موضوعی، اصلیترین خوشه علمی حوزه در مبحث حقوق مالکیت فکری در تجارت بینالملل و روابط اقتصادی بین کشورها بوده است. نتیجهگیری: در کل 59 درصد تولیدات را 5 کشور نخست منتشر کردهاند. میانگین ضریب همکاری نویسندگان برابر با 23/0 به دست آمد که دلالت بر همکاری کم نویسندگان این حوزه دارد. با توجه به خوشه اصلی حوزه میتوان گفت که اهمیت حقوق مالکیت فکری در مبحث اقتصاد به ویژه اقتصاد بینالملل جایگاه ویژهای دارد.