نصب واحدهای تولیدی جدید به عنوان واحدهای خودراه انداز یک راه حل موثر برای افزایش سرعت بازیابی یک سیستم بویژه در شرایط راه اندازی ناموفق واحدهای خودراه انداز از پیش تعیین شده می باشد. بر این اساس، در این مقاله یک طراحی بهینه جدید برای جایابی واحدهای توربین گازی به منظور بهبود عملکرد سیستم قدرت در هر دو شرایط عادی و بازیابی ارائه شده است. در انجام این طراحی، توابع هدف مورد نظر که در روند بهینهسازی با یکدیگر ناسازگار میباشند، بطور همزمان بهینه می گردند. بنابراین یک مساله چند هدفه به صورت یک مساله برنامه ریزی خطی با اعداد مرکب تعریف شده است. جوابهای پرتو بهینه مساله پیشنهادی با استفاده از یک الگوریتم ابتکاری با نام الگوریتم جستجوی کلاغ بدست می آیند. در این مقاله دو سیستم قدرت شامل یک سیستم عملی نمونه و سیستم استاندارد 39 باس IEEE برای اعمال روش پیشنهادی استفده شده اند. نتایج شبیه-سازی نشان می دهند که روش پیشنهادی علاوه بر افزایش قابلیت خودراه اندازی سیستم در شرایط بازیابی، عملکرد سیستم را در شرایط عادی نیز بهبود می دهد. همچنین در شرایط بازیابی شبکه، با انتخاب مسیرهای بهینه توالی راه اندازی واحدهای حرارتی بزرگ بهینه می گردند.
امروزه مسائل بهرهبرداری بهینه از نیروگاههای تجدیدپذیر و پیشنهاد تولید بهینه این نیروگاهها جزو مسائل روز بازار برق است. با توجه به این مسأله، در این مقاله، روش جدیدی در بهرهبرداری هماهنگ از نیروگاههای بادی، فتوولتائیک و تلمبه- ذخیرهای در بازار ارایه میشود. هدف اصلی این برنامهریزی، افزایش سود مجموعه نیروگاههاست. در این پژوهش، از شبکه عصبی مصنوعی برای پیشبینی تولید نیروگاه بادی استفاده شده است. افزون بر این، وجود عدم قطعیت قیمت انرژی و ذخیره چرخان در بازار برق و عدم قطعیت تولید واحدهای بادی و فتوولتائیک به تبدیل این مسأله به یک مسأله بهینهسازی تصادفی منجر میشود. در این پژوهش، عدم قطعیت شاخصها توسط روش درخت سناریو مدلسازی شده است. با استفاده از روش درخت سناریو مسأله بهینهسازی به یک مسأله بهینهسازی تصادفی تبدیل میشود. در این مقاله، روش پیشنهادی بر روی نیروگاههای بادی، فتوولتائیک و تلمبه- ذخیرهای سیستم ارتقا یافته 118 باس IEEE مدلسازی و با استفاده از نرم افزار GAMS حل شده است. بررسی مقادیر امید ریاضی سود سیستم تایید کننده افزایش سود مجموعه نیروگاهی در شرایط عملکرد هماهنگ نسبت به شرایط بهرهبرداری مستقل است.
سیستم های قدرت مدرن امروزی در سطح امنیت پایینتری به دلیل تجدید ساختار و مشکل افزایش ظرفیت های انتقال بهره برداری می شوند. وقوع خاموشی های گسترده در سالهای اخیر بیانگر افزایش قابل توجه آسیب پذیری سیستم های قدرت در برابر اغتشاشات می باشد. یکی از آخرین اقدامات کنترلی جهت کنترل شبکه و حفظ پایداری، بارزدایی میباشد. در این مقاله یک روش بارزدایی فرکانسی بهینه بلادرنگ با استفاده از شبکه های عصبی مصنوعی ارائه شده است. این ساختار شامل دو بخش مطالعات آفلاین و استفاده بهنگام می باشد. در بخش مطالعات آفلاین، با توجه به مقدار اندیسهای آسیب پذیری و حاشیه امنیت کل سیستم قدرت و فرکانس مینیمم و نرخ تغییرات فرکانس مرکز اینرسی معادل (dfc/dt) در سناریوهای اغتشاش مختلف N-K، پایگاه داده ورودی شبکه عصبی ایجاد و شرایط امنیت سیستم در هر اغتشاش تشخیص داده می شود. در هر سناریو مقدار بارزدایی اکتیو و راکتیو لازم برای حفظ پایداری سیستم قدرت با استفاده از حل یک مسئله بهینه سازی آفلاین با استفاده از روش هوشمند هیبرید CPCE تعیین می شود. مقادیر بارزدایی اکتیو و راکتیو در هر پله برای هر سناریو به عنوان اطلاعات خروجی شبکه عصبی در نظر گرفته می شوند. برای بهینه سازی آموزش شبکه عصبی از الگوریتم ژنتیک استفاده می شود. شبکه عصبی آموزش دیده به صورت بهنگام با توجه به اطلاعات بلادرنگ شرایط بهره برداری سیستم قدرت که از سیستم WAMS و PMU ها دریافت می شود مورد استفاده قرار می گیرد. نتایج شبیه سازی بر روی شبکه تست 118 باس IEEE نشان از عملکرد موثر روش پیشنهادی دارد.
: اهمیت استفاده از انرژیهای نو باعث افزایش نفوذ منابع تولید پراکنده در سیستمهای توزیع شده که علاوه بر مزیتهای اقتصادی متعدد، تأمین انرژی در وضعیت ایزوله شدن سیستم توزیع را سبب میشود. در وضعیت ایزوله شدن ریزشبکه، جهت برقراری تعادل فرکانس و حفظ پروفیل ولتاژ در سطح مجاز نیاز به یک سیستم بارزدایی موثر ضروری است. در این مقاله با بررسی تأثیر حضور نیروگاه بادی و عدم قطعیت تولید آن در ریزشبکه، معیارهای جدیدی برای بارزدایی ارائه شده است. با توجه به فاصله الکتریکی کوتاه در ریزشبکه، ایجاد تعادل توان راکتیو از اهمیت ویژهای برخوردار است. بر این مبنا، روش بارزدایی پیشنهادی از ترکیب معیارهای فرکانسی و ولتاژی استفاده میکند. تعیین میزان بارزدایی توسط آنالیز پایداری گذرا انجام شده و بارزدایی به وسیله ANFIS در ریزشبکه اجرا میشود. نتایج شبیهسازی نشان دهنده مؤثر بودن روش پیشنهادی برای بارزدایی در میکروگرید و حفظ پایداری آن میباشد.
در این مقاله روشی جدید برای طراحی یک پایدارساز مقاوم در سیستمهای قدرت با استفاده از تکنیک فازی خودتنظیم مرکب با الگوریتم تکامل تفاضلی ( DEA) ارائه شده است. در این پایدارساز ضریب مقیاس بندی کنترلر با توجه به روند پروسه و به صورت در حال کار توسط فاکتور بروزرسانی ( ) تغییر می کند. DEA به صورت خارج خط برای تنظیم پارامترهای این کنترلر استفاده شده است. شبیه سازیها در سیستم قدرت چند ماشینه انجام شده است و نتایج، کارایی بهتر پایدارساز فازی خودتنظیم ( SFLPSS) را در بهبود عملکرد دینامیکی سیستم، در مقایسه با پایدارساز فازی معمولی ( FLPSS) طراحی شده با الگوریتم DEA، پایدارساز پسفاز- پیشفاز طراحی شده توسط DEA ( DELLPSS) و پایدارساز کلاسیک ( CPSS) نشان می دهند.