این آزمایش به منظور بررسی اثرات لسیتین سویا، روغن سویا و چربی حیوانی بر عملکرد و بیان ژن فاکتور موثر بر نسخه برداری SREBP-1 در کبد جوجه های گوشتی انجام شد. در این آزمایش از 768 قطعه جوجه خروس گوشتی سویه تجاری راس 308 در قالب طرح کاملا تصادفی به صورت فاکتوریل 4×3 با 4 تکرار و 16 قطعه جوجه در هر واحد آزمایشی استفاده شد. جوجه ها با 3 نوع چربی (لسیتین سویا، روغن سویا و چربی حیوانی) در 4 سطح (0، 1، 2 و 3 درصد جیره غذایی) از 1 تا 42 روزگی تغذیه شدند. جیره های آزمایشی از نظر انرژی قابل متابولیسم و پروتئین خام یکسان بودند. لسیتین سویا میانگین خوراک مصرفی و میانگین افزایش وزن روزانه پرندگان را در کل دوره آزمایشی نسبت به چربی حیوانی و روغن سویا بطور معنیداری بهبود بخشید. روغن سویا در مقایسه با چربی حیوانی ، باعث بهبود معنیدار ضریب تبدیل غذایی در کل دوره پرورش شد. با افزایش سطح چربی جیره میانگین وزن 42 روزگی، میانگین افزایش وزن روزانه و میانگین خوراک مصرفی روزانه افزایش یافت. اثر نوع و سطح چربی جیره غذایی بر وزن سینه، ران، کبد، چربی شکمی، پیش معده و سنگدان، پشت و گردن، دئودنوم، سکومها و بیان ژن فاکتور موثر بر نسخه برداری SREBP-1 معنی-دار نبود. با افزایش سطح چربی در جیره وزن لاشه قابل مصرف و قلب افزایش یافت. سطح 1 درصد چربی بیشترین وزن ژژنوم را ایجاد کرد. لسیتین سویا بیشترین وزن بال و چربی حیوانی بیشترین وزن ایلئوم را موجب شدند. بیشترین سطح HDL سرم در جوجه های گوشتی تغذیه شده با جیره بدون چربی و جیره حاوی روغن سویا مشاهده شد. نتایج این آزمایش نشان داد که لسیتین سویا را میتوان در جیره جوجه های گوشتی مورد استفاده قرار داد.
در این پژوهش تأثیر رقیق سازی جیره در سن 16 تا 20 روزگی و استفاده از یک مولتی آنزیم (اندوفید-دبلیو) بر عملکرد و خصوصیات لاشه جوجههای گوشتی (سویه تجارتی کاب 500) مورد مطالعه قرار گرفت. این آزمایش به صورت فاکتوریل 3×2 در قالب طرح کاملاً تصادفی با 3 تکرار و 8 قطعه جوجه در هر تکرار انجام شد. جیرههای آزمایشی حاوی صفر، 20 و 40 درصد پوسته برنج و 2 سطح آنزیم (صفر و 500 میلی گرم در کیلوگرم) بود. این جیرهها به ترتیب دارای 3000، 2400 و 1800 کیلوکالری انرژی قابل متابولیسم در هر کیلوگرم جیره و 21، 8/16 و 6/12 درصد پروتئین خام بود. در سایر روزهای پرورش، جوجهها مطابق با راهنمای احتیاجات سویه کاب 500 تغذیه شدند. رقیق سازی جیره تا سطح 20 درصد سبب کاهش ضریب تبدیل غذایی در کل دوره پرورش (44-1روزگی) گردید (05/0P
این آزمایش به منظور بررسی اثر سطوح مختلف پروتئین خام و ترئونین بر عملکرد، خصوصیات لاشه و سیستم ایمنی جوجههای گوشتی در دوره آغازین (7 تا 24 روزگی) و رشد (25 تا 42 روزگی) انجام شد. در این مطالعه از 288 قطعه جوجه گوشتی نر سویه راس 308 استفاده شد که در قالب طرح کاملاً تصادفی به صورت آزمایش فاکتوریل (2×4) با 3 تکرار انجام گردید. فاکتورهای آزمایشی شامل 2 سطح پروتئین (توصیه راهنمای سویه راس 308 و 5 درصدکمتر از آن) و 4 سطح ترئونین (90، 100، 110، 120 درصد توصیه 1994 NRC,) بودند. در دوره آغازین، سطح ترئونین بر ضریب تبدیل خوراک تأثیر معنیداری داشت و با افزایش سطح ترئونین جیره از 90 درصد به 120 درصد توصیه NRC ضریب تبدیل خوراک بهبود یافت. علاوه بر این، اثرات متقابل بین سطح پروتئین و سطح ترئونین بر خوراک مصرفی معنیدار بود. وزن کل دستگاه گوارش نیز در دوره آغازین به طور معنیداری تحت تأثیر سطح پروتئین جیره قرار گرفت. در دوره رشد، تغذیه با سطوح ترئونین بیشتر از 90 درصد توصیه NRC باعث بهبود معنیدار افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک گردید. سطوح ترئونین جیره بر درصد گوشت سینه در سن 24 روزگی تأثیر معنیداری داشت. همچنین اثرات متقابل بین سطوح پروتئین و ترئونین بر چربی محوطه بطنی معنیدار بود. در هر دو دوره آغازین و رشد، با کاهش سطح پروتئین و افزایش سطح ترئونین جیره، هزینه خوراک به ازای هر کیلوگرم افزایش وزن کاهش، و سود تغذیه ای افزایش یافت که بهترین عملکرد را سطح ترئونین 110 درصد توصیه NRC داشت. اثر ترئونین بر میزان تیتر آنتی بادی در پاسخ به تزریق SRBC در 41 روزگی معنیدار بود، و افزایش سطح ترئونین بیشتر از 90 درصد توصیه NRC میزان تیتر آنتی بادی را در پاسخ به تزریق SRBC افزایش داد. به طور کلی این آزمایش نشان داد که افزودن ترئونین تا حد 110 درصد توصیه NRC، منجر به بهترین عملکرد و بهبود خصوصیات لاشه و ایمنی جوجههای گوشتی میگردد.
اثرات تزریق بتا هیدروکسی بتا متیل بوتیرات (HMB) و گلوکز در تخم مرغ روی عملکرد اقتصادی و ریختشناسی روده جوجههای گوشتی در این مطالعه بررسی شد. در روز 18 جوجهکشی 400 عدد تخم مرغ نطفهدار سویه گوشتی نژاد راس 308 توزین و به 4 گروه آزمایشی در یک طرح کاملا تصادفی تقسیم شدند. به مایع آمنیوتیک هر یک از تخم مرغها یک میلیلیتر از محلولهای آزمایشی تزریق شد. به گروه شاهد مادهای تزریق نشد. محلولهای آزمایشی شامل: 1- یک گرم در لیتر HMB در محلول 5 گرم در لیتر NaCl، 2- 150 گرم در لیتر گلوکز در محلول 5 گرم در لیتر NaCl، 3- محلول 5 گرم در لیتر NaCl. پس از تفریخ، جوجهها تا روز 42 پرورش داده شدند. افزایش وزن و خوراک مصرفی به صورت هفتگی ثبت و بر مبنای آنها ضریب تبدیل خوراک نیز محاسبه شد. تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد که تزریق HMB و گلوکز منجر به کاهش معنیدار درصد جوجه درآوری شد (05/0P<). در مقایسه با گروه شاهد جوجههای تولیدی از تخم مرغهای تزریقی با گلوکز و HMB از نظر وزن زنده و نسبت وزن به تخم مرغهای بارور دارای افزایش معنیدار (05/0P<)، اما اختلاف معنیداری از نظر ضریب تبدیل خوراک بهدست نیامد. تزریق بتا هیدروکسی بتا متیل بوتیرات سبب افزایش طول و مساحت پرزها نسبت به گروه شاهد در روز 21 بعد از تفریخ شد (05/0P<). استنتاج نهایی این است که تزریق داخل تخم مرغی، گلوکز و HMB قابلیت بهبود وزن جوجهها در زمان تفریخ، نسبت وزن جوجه به وزن تخم مرغ و نیز شاخصهای ریخت شناسی روده جوجههای گوشتی را دارد.