
در آثار نویسندگان زن معاصر، به بسیاری از مسائل و آسیبهای اجتماعی زنان پرداخته شده که از این میان میتوان به منیر روانیپور اشاره کرد. وی از جمله کسانی است که در آثار خود برخی از آسیبهای اجتماعی را در قالب داستان بیان میکند. جدیترین آسیبهای اجتماعی زنان در داستان شب بلند، کودک همسری، آزار و خشونت جسمی است که سراسر داستان را تحت شعاع قرار داده است. علاوه بر کودک همسری، خرافات و بیسوادی نیز از مواردی است که در داستان نمود یافته است. در رمان اهل غرق نیز میتوان به آسیبهای اجتماعی نظیر نکاح اجباری، خرافات و بیسوادی اشاره کرد. روانی-پور با کمک قلم خویش موارد فوق را در نوشتههایش به شکلی واضح بیان مینماید تا مخاطب را با جامعهای که در آن زندگی کرده و آداب و رسوماتی که گریبانگیر زندگی سنتی آن دوران بوده آگاه سازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به انجام رسیده و نگارنده ضمن استخراج شواهد مثال از آثار مورد مطالعه، آسیبهای اجتماعی موجود را مورد واکاوی قرار داده است.
ردیف یکی از ویژگیهای بارز شعر فارسی میباشدکه از قدیم الایام جایگاه ویژهای نزد شاعران پارسیسرا داشتهاست. از دلایل مهم این موضوع، کمک شایانیست که ردیف به تقویت موسیقی شعر میکند. یکی از شاعرانی که کاربرد انواع ردیف در دیوان او بسامد بالایی دارد، ناصر بخارائی است. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی، با کمک گرفتن از دادههای آماری و با استفاده از اطلاعات کتب و مقالات جمعآوری شدهاست و هدف از آن بررسی انواع، میزان و کارکردهای ردیف در دیوان این شاعر خوش ذوق میباشد. بنابراین؛ پس از تعریف ردیف و مشخص کردن انواع آن، تعداد اشعار و ابیات مردف و میزان استفاده از انواع مختلف ردیف مشخص شده و کارکردهای ویژۀ آن مورد بررسی قرار گرفتهاست. با توجه به نتایج بدست آمده، حدود 63 درصد اشعار و 59 درصد از ابیات بخارائی مردف هستند، و ردیف فعلی با 509 مورد استفاده، بیشترین بسامد را در دیوان او دارد. شاعر از انواع کارکردهای ردیف، از جمله:«ایجاد وحدت بین سراینده و خواننده، تناسب با مضمون شعر، دست یافتن به ترکیبهای جدید و ایجاد صور خیال، برجستهسازی، القای حس درونی، تقویت موسیقی شعر، ایجاد تقاران دیداری و شنیداری و پوشاندن عیوب قافیه» استفاده کردهاست.
تلمیح، از جمله شگردهای بدیعی و ادبی است، که در آثار ادبی بسیار به کار رفته است. مضمونآفرینی، تصویرسازی ادبی، ایجاز و تداعی داستانهای نهفته در بطن متن، از جمله کارکردهایی است، که می توان برای آرایة تلمیح در نظر گرفت. در این جستار ، پژوهشگر درصدد است، تا با بررسی دفتر شعر گریههای امپراتور از فاضل نظری، انواع تلمیحات به کار رفته را شناسایی و طبقهبندی کند و در پایان به بسامدی از انواع تلمیحات در این دفتر شعر دست یابد. جامعه آماری این مقاله، دفتر شعر گریههای امپراتور و روش تحقیق آن، از نوع کتابخانهای و مراجعه به کتابهای مرجعی چون فرهنگ تلمیحات سیروس شمیسا است. بررسیها در این جستار نشان میدهد، تلمیحات دینی و فولکلوریک از پربسامدترین و تلمیحات تاریخی از کمبسامدترین تلمیحاتی هستند که در این دفتر شعر به کار رفتهاند، اما جنبة زیباییشناسانة این شگرد شاعرانه، گاه در همان حیطههای کمبسامد، نمود ژرفتری پیدا میکند.
آیرونی، به عنوان شگردی هنری، از طریق ایجاد تضادهای معنایی، به لایههای مختلف معنا در متن اشاره میکند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای انجام شده است. ابتدا چارچوب نظری آیرونی مرور شده و سپس چگونگی کاربرد و کارکرد انواع آن در شعر شهریار تحلیل شده است.یافتههای تحقیق نشان میدهد شهریار از آیرونی، بهویژه انواع واژگانی و ساختاری (که پرکاربردترین انواع در شعر او هستند)، به عنوان ابزاری قدرتمند برای نقد مسائل اجتماعی و انسانی بهره برده است. تحلیل نمونههای شعری آشکار میسازد که او با زبانی ساده و روان، مفاهیم پیچیده را به شیوهای طنزآمیز و تأثیرگذار بیان کرده و از این طریق تصاویر زنده و ملموسی در ذهن مخاطب ایجاد میکند.نتایج این بررسی حاکی از آن است که شهریار با نهانسازی ظریف عناصر آیرونیک در لایههای زیرین شعر، به واکاوی نابرابریها و ناهنجاریهای اجتماعی پرداخته است. همین کاربست مؤثر آیرونی، سهم بهسزایی در عمقبخشی، جذابیت و ماندگاری آثار او در ادبیات معاصر فارسی داشته و آن را به ابزاری کلیدی برای بیان دیدگاههای انتقادی و اجتماعی وی تبدیل کرده است.
واقعۀ دنشوای یکی از مهمترین حوادث سیاسی در تاریخ سیاسی مصر به شمار میرود و طبیعی بود که تأثیر مضاعفی بر شاعران و اشعار آنها بگذارد. معادلۀ بوزیمان معادلهای عاطفهسنج است که میتوان بر اساس آن میزان ادبیّت سبکها را سنجید. احمد شوقی و حافظ ابراهیم از جمله شاعران معاصری بودند که علیرغم اینکه از نظر موقعیت سیاسی و اجتماعی تفاوت ویژهای با همدیگر داشتند، به این موضوع پرداختند؛ از این رو طرح چنین پرسشی بیهوده به نظر نمیرسد که چه عاملی باعث شده است که این دو شاعر معاصر، به این حادثه واکنش نشان دادند؟ احمد شوقی(1932-1868) در قصیدهای 14 بیتی تحت عنوان "ذکری دنشوای" و حافظ ابراهیم (1932-1871) نیز در قصیدهای 24 بیتی با عنوان "حادثة دنشوای" این واقعه را به تصویر کشیدهاند. هدف نوشتار پیش رو، بررسی موازنهای میزان ادبیّت سبک در قصاید فوقالذکر است که با تکیه بر معادلۀ بوزیمان، دانشمند معروف آلمانی نگاشته شده است تا نشان دهد درسایۀ سبک شناسی آماری، سبک کدام یک از دو شاعر، ادبیتر است. گفتنی است که پژوهش حاضر با روش تحلیلی-آماری و با رویکرد سبکشناسانه نگاشته شده است. یافتههای پژوهش، بیانگر آن است که سبک احمد شوقی بخاطر به کارگیری نوع موسیقی داخلی و خارجی و تأثیر پذیری وی از عاطفه شاعران و بزرگان رومانتیسیسم فرانسوی از جمله ویکتور هوگو از ادبیّت بیشتری برخوردار است.
در نشانه- معنا شناسی ادبیات عرفانی توجه به جایگاه دیگری به عنوان راهنما و هدایتگر و آیینه شناخت سالک و عارف در طی سیر و سلوک عارفانه، گفتمان حاکم بر متون را بازنمایی میکند. شناخت خود و منِ حقیقی بر اساس تعامل با دیگری یکی از مفاهیم اساسی عرفان است. الهی نامه عطار را به عنوان یکی از متون برجسته ادبیات عرفانی میتوان بر اساس نقش دیگری در انتقال و تثبیت گفتمان حاکم بر آن و نظریه منطق مکالمهای باختین که به چیستی و تحلیل جایگاه دیگری میپردازد مورد مطالعه و بررسی قرار داد. این اثر که سرآغاز حرکت سالک به سمت حقیقت و در نظام فکری عطار مقدمه سلوکی منطق الطیر و مصیبت نامه است، از منظر حضور دیگری در انواع و مراتب متعدد و تاثیر آن در شناخت سالک از خود و مسیر خود در رهایی از نفس و اوصاف مذموم آن و سیر صعودی به سمت حقیقت، جایگاه ویژهای در گفتمان فکری عرفان دارد. در این پژوهش، دیگری که در صور انسانی و غیر انسانی، دارای آگاهی و نا آگاه بر تثبیت گفتمان الهی نامه عطار موثر است مورد بررسی و طبقه بندی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان میدهد که عطار بر مبنای حضور فعال دیگران، منظومه فکری خود در الهی نامه را شکل میدهد و من حقیقی در الهی نامه در ارتباط با اقسام دیگری در این اثر که هر یک از بسامد کمی و کیفیت تاثیر بر گفتمان متن برخوردارند شناسایی میشود.
یکی از شگردهایی که موجب برجستگی متن ادبی، حتی در میان آثار همنوع خود میشود، آشناییزدایی و هنجارگریزی است؛ یعنی شگردی که زبان شعر را برای مخاطب، بیگانه میسازد و با عادتهای زبانی مخالفت میکند. آنچه از دیدگاه فرمالیستها حائز اهمیت است، فعال کردن هنرسازههای غیرفعال و آشنا است. جامی در تحفه الاحرار، برای بیگانه کردن مفردات و ترکیبات، دست به آشناییزدایی و برجستهسازی زده است که بررسی آنها در این مثنوی با دو شیوة هنجارگریزی آوایی و واژگانی صورت گرفت. در هنجارگریزی آوایی شگردهای «حذف، تخفیف، ادغام، تسکین، ابدال، اشباع و تشدید» به کار گرفته شد، و مشخص گردید جامی برای رعایت وزن شعر در بحر سریع که لازمة آن سرعت و شتاب در بیان است، از شگرد «حذف» بیشتر بهره برده است. دو روش «تخفیف و ادغام» نیز از بسامد بالایی برخوردار بود که شگردی مناسب برای کوتاه کردن واژهها و ترکیبات است. در شیوة هنجارگریزی واژگانی، برای برجستهسازی، مفردات و ترکیبات جدیدی برساخته که بررسیها مشخص کرد این ترکیبات و مفردات پیش از او به کار نرفته، و بسیاری نیز پس از او بکر باقی مانده است. از مجموع 133 مورد مفردات و ترکیبات جدید، ترکیب اضافة تشبیهی (57 مورد) و صفات مرکب (46 مورد) بیشترین بسامد را دارند. جامی دَه مورد ترکیب اضافة استعاری، دَه مورد واژة وندی، هفت مورد ترکیب اضافة اقترانی و سه واژة وندی – مرکب ابداع کرده که بسیاری از آنها پس از او مورد استفاده قرار نگرفته است.
ایرانیان مبدع روشهای کشاورزی به خصوص آبیاری و باغسازی در تاریخ تمدن بشری بودهاند، از پرورش گیاهان جدید تا ابداع قنات و روشهای افزایش تولید محصول حاصل کوششهای کشاورزان ایرانی در طول قرون است. حاصل این تجربیات در متون علمی کهن ایران منعکس است. از قرن ششم به بعد تصنیف متون تخصصی در رابطه با فلاحت شکل میگیرد و آثاری چون ورزنامه، آثار و احیا و ارشادالزراعه در طول قرون به نگارش در میآید. همچنین در لابهلای متون ادبی و سفرنامهها، به روشهای کشت و زرع پرداخته میشود و مفاهیم کشاورزی در معنای حقیقی و استعاری در ادبیات فارسی نیز به کار میرود. جامعترین اثر تخصصی تا شروع دوره نوین آموزش کشاورزی بعد مشروطه با نثری زیبا و ادبیانه، ارشادالزراعه، تألیف قاسم بن یوسف ابونصری هروی، در قرن دهم نگارش یافته است. این کتاب در مقایسه با آثار دوره میانه و نیز تألیفات به زبان عربی بسیار دقیقتر به کلیة موضوعات کشاورزی با روشی منسجمتر از آثار پیش از خود به امر کشت و زرع، باغبانی و گلکاری پرداخته است. در این نوشتار روش پژوهش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد و منابع کتابخانهای، ارشاد الزراعه معرفی شده است. جلوة ویژة این اثر افزون بر جلوههای ادبی و مباحث کشاورزی پرداختن به باغآرایی ایرانی و صنایع غذایی است.
کارل راجرز، روانشناس انسانگرا با تأکید بر تجربههای فردی، نظریۀ کنش کامل را ارائه کرده است که نشان میدهد احساس آزادی، اعتماد به عواطف درونی و تجربهپذیری، مهمترین مولفههای روان سالم را تشکیل میدهند. پژوهش حاضر کنش و رفتار دو شخصیت اصلی در رمان هفت جلدی آتش بدون دود : 1- گالان اوجا 2- آلنی آق اویولر را بر اساس نظریۀ کنش کامل راجرز و به شیوۀ تحلیلی- توصیفی مورد نقد روانشناختی قرار میدهد. هدف از انجام این پژوهش، واکاوی و مقایسۀ کنشهای روانی اشخاص اول رمان آتش بدون دود است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که گالان شخصیت اول رمان آتش بدون دود در جلد نخست، به دلیل تعصبات قبیلهای، جنگ و خونریزی، بهرۀ اندکی از مولفههای کنش کامل دارد و حیاتی روانپریشانه را تجربه میکند؛ در مقابل، شخصیت آلنی قهرمان جلد دوم تا پایان جلد هفتم، کاملاَ با مولفههای کنش کامل مطابقت داشته و نمونۀ کاملی از روان سالم نوع آدمی را به نمایش میگذارد. نتیجه آنکه رمان آتش بدون دود در پرداخت اشخاص اول رمان، ایستا و ثابت نیست؛ بلکه مسیر تطور و تعالی را طی میکند و با ایجاد تقابل و تفاوت در اشخاص اول رمان، مراحل بلوغ فکری و روانی انسان معاصر را به تصویر میکشد.
رودکی سمرقندی از پیشگامان شعر فارسی و سبک خراسانی به شمار میرود. شیوۀ سرایش شعر رودکی، مبتنی بر سادگی معنی و روانی لفظ است. تز و بنیاد اصلی شعر سبک خراسانی و به طور مشخص، رودکی، بر بیانِ مفهوم در سادهترین صورت زبانی ممکن و خالی از هر گونه تعقید و پیچیدگی استوار است. هدف اصلی پژوهش، مطالعه و بررسی کمیت و کیفیت کاربست و به کارگیری سه عنصر زبان، تصویر و عاطفه در کلام این سراینده است. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی است که البته در بحث تصاویر شاعرانه، بسامد کمی اشعار نیز مورد آگاهی و توجه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که یکی از خصوصیات زبانی شعر رودکی که آن را به زبان مردم نزدیک میسازد، کوتاهی جملات است. جملهها، از منظر نحوی، کوتاه هستند و انتقال از دال به مدلول برای خواننده و مخاطب شعر، به سهولت انجام میپذیرد. به لحاظ کاربرد صور خیال و ایماژ، شگرد «تشبیه» با ١٨٨مرتبه استفاده، بیشترین مورد بهرهگیری (٥٢ درصد از حجم نمودار) و به تبع بالاترین نقش را در آفرینش تصویرهای پدر شعر فارسی دارد و از پسِ آن شگردهای «کنایه» با ٩٦ بار بهرهگیری (٢٦ درصد) و «استعارۀ مصرّحه» با ٤٦ مرتبه استفاده (١٣ درصد) در رتبههای بعدی قرار میگیرند. همچنین مشخص گردید که بُنمایة عاطفه نیز در سرودههای استاد سمرقندی، به دو شیوة فردی(احوال عاشق و معشوق) و اجتماعی(توصیف و مدح) نمود پیدا کرده است.
اُ.هنری و جمالزاده از تأثیرگذارترین داستاننویسان در قالب داستانکوتاه هستند. از جمالزاده به عنوان قصهنویس پیشتاز معاصر، پدر داستانکوتاه در زبان فارسی و آغازگر سبک واقعگرایی در ادبیات فارسی نامبرده شده است. اُ.هنری نیز، به خاطر خلق آثار فاخر در قالب داستان کوتاه، به عنوان استاد بزرگ داستانکوتاه جهان، مشهور است. هدف از این پژوهش مقایسۀ تطبیقی عناصر داستان در سه داستان کوتاه (کباب غاز، پاشنهکش و دوستی خاله خرسه) از محمدعلی جمالزاده و همچنین سه داستان کوتاه (پلیس و سرود کلیسا، پاندول و آخرین برگ) از اُ.هنری است. این جستار با روش تحلیلی- توصیفی به بررسی عناصر داستانی از قبیل: پیرنگ، کشمکش، تعلیق و غافلگیری، شخصیتپردازی، درونمایه، زاویهدید، صحنهپردازی و گفتوگو میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هر دو نویسنده از شخصیتهای باورپذیر و عوام جامعه در خلق داستانهای خویش بهره بردهاند. همچنین زبان طنزگونه هر دو موجب شده است که بسیاری از عبارتها و جملههای آنها تبدیل به ضربالمثل گردد. به جز داستان پاشنهکش و آخرین برگ که شخصیتهای پویایی دارند، چهار داستان دیگر دارای شخصیتهای ایستا هستند.
اقبال با واکاوی سیر تاریخی اندیشههای دینی در پی رهیافتی جدید از نظام معرفتی دین برآمد و درصدد بود که با ایجاد یک اندیشه منسجم فلسفی آرایخود را با تمامی جوانب حیات فردی و اجتماعی انسانها پیوند بدهد. او از منظر تجربه دینی به حیات دینی مینگریست و با تعمّق در آیات قرآن و بهرهگرفتن از تجربیّات آفاقی و انفسی، جهت نیل به تجربیّات عرفانی و دستیابی به «خود» برتر، به دنبال ارائه نوعی تبیین فوقطبیعی از دین برآمد و ضمن بررسی فلسفه دین، با نوعی الهیات طبیعی حاکم بر جهان که مبتنی بر عقلانیت افراطی بود، به مخالفت برخاست. او میراث کهن اسلام را میکاوید. شیوههای کلامی گذشتگان را توان رویارویی با نیازهای روز نمیدید، درنتیجه با نقبی به دنیای درونخود در پی دستیابی به حقیقت، به مقولهای بنیادین و ضروری از دین نایل شد که عمیقترین آن تجربههایعرفانی بود. اقبال با درنظرداشتن ترقیات اخیرعلم و معرفت بشری با روشنگریهایخود در این مسیر در پی احیا و نوسازی فلسفهی دین برآمد. نگارندگان در این پژوهش برآنند ضمن پرداختن به ماهیّت تجربه دینی- عرفانی از منظراندیشمندان غربی، با روشی توصیفی- تحلیلی مؤلفههای تجربیاتعرفانی را از دیگاه اقباللاهوری تحلیلکنند و تاثیر این مؤلفهها را براندیشههای کلامی او مورد تحلیل و بررسی قراردهند. از نتایج این پژوهش میتوان به این موارد اشاره کرد که اقبال ضمن تاثرپذیری از آرای متکلمین گذشته محدودنگریهای آنان را جوابگوی نیازهای عصر نمیبیند و با انتقاد از روش آنان، مسلک عارفان را میستاید و از طرف دیگر تکامل اجتماعی و سعادت بشری را نیازمند تعبیری روحانی از جهان میبیند.
کتابهای فارسی و نگارش دورهی ابتدایی، به قصد آموزش زبان و ادبیات رسمی کشور تدوین شدهاند؛ این کتابها به سبب آموزش همزمان علم و زبان، باید از جنبهی ویرایش فنی و نگارشی آسیبشناسی شوند. این پژوهش با هدف تبیین مشکلات و کاستیهای حوزهی ویرایش و نیز لزوم کاربرد و ناهمگونیهای این نشانهها در کتابهای فارسی و نگارش پایههای اول تا ششم، به بررسی توصیفی- تحلیلی آن پرداخته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که کتابهای فارسی و نگارش پایهی ابتدایی از سه لحاظ: لزوم کاربرد نشانههای سجاوندی، کاربرد نادرست نشانههای سجاوندی و ناهمگونی در کاربرد نشانههای نگارشی در موارد مشابه نیاز به بررسی و بازبینی دارند. با وجود اینکه به کارگیری نشانههای سجاوندی برای زبانآموزان پایهی ابتدایی سبب سهولت مطالعه و در نتیجه انتقال معنا و مفهوم آن میشود؛ در زمینهی ویرایش این منابع درسی، چهارچوب مشخصی رعایت نشده است. در بخشهای مختلف این کتابها نشانههای سجاوندی، به اشتباه جانشین یکدیگر شدهاند. رسمالخط به کار گرفته شده در کتابهای فارسی و نگارش پایهی ابتدایی در بیشتر موارد مبتنی بر سلیقهی مؤلفان است و از دستور خطّ فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیروی نمیکند. پیوسته و جدانویسی واژهها دارای نظم منطقی نیست و اصل یکسان و هماهنگی در درج تشدید دیده نمیشود. علاوه بر اشکالات ویرایشی، بخش بیشتری از این مسائل مربوط به مشکلات تایپی است، از جمله اینکه مبحث فاصله و نیمفاصلهی بین واژهها و اجزای آن در این کتابها رعایت نشده است.
اخلاق همواره در زندگی بشر مهم و مؤثر بوده است. هر دو حوزۀ اخلاق فردی و اجتماعی برای نیل انسان به سعادت و صلاح ضروری است. خداوند متعال در قرآن مجید بارها آموزههای اخلاقی و نقش آنها در زندگی را به انسان یادآور شده است. نظر به اهمیت مضامین و دیدگاههای اخلاقی و تأکید قرآن بر آموزههای تعلیمی و تربیتی، اندیشمندان، ادیبان و هنرمندان مسلمان در آثار خویش، به مضامین و دیدگاههای مختلف اخلاقی پرداختهاند. در طول تاریخ شعر فارسی نیز همواره شاعران به مفاهیم اخلاقی (فردی و اجتماعی) توجه کردهاند. این مقاله با هدف بررسی مضامین اخلاقِ اجتماعیِ قرآنی در شعر وحشی بافقی نوشته شده است. این پژوهش از نظر رویکرد کیفی، و از نظر ماهیت در زمرۀ پژوهشهای تحلیل محتوا است. دادههای این مقاله با استفاده از روش تحلیل محتوا و با انجام سه نوع کدگذاری (باز، محوری و انتخابی) احصا گردید. بر اساس یافتههای تحقیق حاضر، آموزههای اخلاقی اجتماعی قرآنی در شعر وحشی بافقی به شکلی برجسته و تأثیرگذار جلوهگر شده است. در اشعار وحشی بافقی، تأکید بر احسان، صبر، عدالت، وفای به عهد، همنشینی با نیکان، قناعت، مذمت ریا، ترک تعلق، آزادگی، خاموشی و رازداری، تواضع، پرهیز از حسد، تأمل و عبرتگیری و پرهیز از تکبر به عنوان اصول اساسی اخلاق اجتماعی قرآنی مشهود است.
فمینیسم مجموعهای از نظریههای اجتماعی، جنبشهای سیاسی، و تفکرهای فلسفی است. که غالباً توسط زنان پا به عرصهی جامعه نهادهاست، این جنبش از اواخر قرن هجدهم میلادی بهمنظور از بین رفتن تبعیضهای جنسیتی میان زنان و مردان شکلگرفت. نقد فمینیستی یکی از حوزههای نقد ادبی است که برپایهی جنبش مذکور توسط ویرجینیا وولف بیان شد و به بررسی و نقد مؤلفههایی از قبیل، مردسالاری، طلاق، ازدواجاجباری، توهین به زنان، خشونت علیه زنان و... میپردازد. مانع المعینی یکی ازنویسندگان و تهیهکننده اماراتی است که به بیان دغدغههای جوانان و جامعه میپردازد. وی در رمان "حفلة طلاق" درمورد یکی از دغدغههای جوانان سخن به میان میآورد.در این پژوهش سعی براین است که با روش توصیفی_تحلیلی و با استناد بر منابع کتابخانهای به بررسی نقد فمینیسی و انطباق آن در جامعه و رمان مورد نظر بپردازیم. سپس به بررسی موردی رویکردهای نقد فمینیستی حاکم بر رمان حفلة طلاق و تحلیل موضوعات مرتبط با فمینیسم موجود در رمان، همچنین تأثیر متقابل محیط اجتماعی بر روی افراد و افراد بر جامعهی خود را مورد تحلیل قرارداده میشود، در رمان مذکور ریشههای فمنیسیم از قبیل مردستیزی، اشتغال زنان، مردسالاری، خشونت و مواردی دیگر از این قیبل به وضوح دیده میشود، و این که در جامعه مورد نظر فرهنگسازی پایهای شکلگیری نشدهاست، که زمینه را برای حضور زن در جایگاه مختلف آمادهکند. در این اثر شروع فمینیستی شدن، موازی با رخدادن اتفاقات تلخ در زندگی افراد است.
رستم برترین شخصیتِ حماسی در شاهنامه است. با ورود او به شاهنامه این کتاب جلوهای دیگر مییابد و با مرگِ او دنیای شاهنامه تا حدود زیادی حیات و سرزندگی خود را از دست میدهد. برتری رستم فقط به دلاوریهای شگفتانگیزش نیست، بلکه رفتار و اقوالِ وی از خردمندی، هوشیاری، نرمخویی و پیروزی سرشار است. در این مقاله این بُعد از شخصیت رستم از منظرِ روانشناسی مثبتگرا بررسی شود. سلیگمن، پدر روانشناسی مثبتگرا، مؤلفههای اصلی شخصیت را به شش قسمت تقسیم کرده است: خرد، شجاعت، عشق، عدالت، میانهروی و تعالی. در این جستار شخصیتِ رستم با توجه به مؤلفههای مذکور با بهرهگیری از روشِ تحلیلی– توصیفی و استفاده از منابع کتابخانهای بررسی شده است. در داستانهای مربوط به رستم در شاهنامه و تنوعِ رفتاری او در موقعیتهای مختلف شاهد شخصیتهای یکسان نیستیم و نمیتوانیم حکم کلی برای آن صادر کنیم. بههمین علت تنها به بررسی شخصیت وی در داستان رستم و سهراب پرداختهایم. فرضیۀ تحقیق مبتنی بر این اصل بود که پیروزیهای رستم در نبردهای مختلف تنها ناشی از قدرت جسمانی نیست و باید به لحاظ شخصیتی نیز از تواناییهای بسیار برخوردار باشد. نتیجۀ پژوهش نشان داد که رستم در تصمیماتی که میگیرد همواره خرد و دانایی را در نظر دارد، هرچند گهگاه به نابخردیهایی نیز برمیخوریم که با توجه به جنبۀ بشری او دور از انتظار نیست. بهعلاوه، شجاعت، صداقت، عشق، امید، مسئولیتپذیری، فروتنی و دادگستری از مؤلفههای اصلی شخصیت اوست. در این داستان برخی از مؤلفهها مانند اشتیاق، انصاف و درکِ زیبایی کمتر دیده میشود.
محمود کیانوش، از جمله شاعران برجستۀ ادبیات کودک و نوجوان، با بهرهگیری از ابهام هنری در اشعار خود، تجربهای عمیق را برای خوانندگان خود فراهم آورده است. ابهام هنری در اشعار او به معنی حضور چندین تفسیر و برداشت از متن بهواسطۀ تصویر است که لایۀ جمالشناسی و عمق اشعار او را تحت تأثیر قرار داده است. کیانوش با استفاده از آنیمیسم، تشبیهات و استعارهها، به کودکان و نوجوانان این فرصت را میدهد که معناهای گوناگونی را از شعرهایش برداشت کنند. زبان ساده و قابل فهم او در کنار تصاویر شعری پیچیده، احساسات و تجربیات مشترک کودکان را توصیف و آنها را به تفکر و درنگ درباب معانی ضمنی وادار میکند. در این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی به بررسی ابهام هنری در آثار محمود کیانوش خواهیم پرداخت. از نتایج این پژوهش میتوان به این نکات اشاره کرد که ابهام هنری در شعرهای محمود کیانوش با ایجاد فضا و زمینه برای قابل فهم کردن این ابهام میسر شده است و باعث میشود که اشعار او در عین سادگی دارای لایههای عمیق و تأثیرگذار باشند و به عنوان منبعی غنی برای آموزش و رشد فکری کودک و نوجوان شناخته شوند.
جوهرِ اصلی نظریۀ باختین در تمام سطوحِ فکری، عنصر چندصدایی است. منطق مکالمۀ او سبب میشود که دریچههای جدیدی از جهانبینی مبتنی بر مکالمه، در ذهن مخاطب گشوده شود. این پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی از طریق یادداشتبرداری کتابخانهای انجام شده و هدف اصلی آن تبیین چندصدایی در یکی از غزلیات دیوان حافظ، بر مبنای نظریه میخائیل باختین است که میتوان این تحلیل را به سایر غزلیات او نیز تعمیم داد. نتایج حاکی از آن است که: در غزلیات حافظ فضایی گفتگو محور مشاهده میشودکه در آن ائتلاف اندیشهها و صداهای متعدد آشکار است. چندصدایی متن غزل مورد نظر، نتیجۀ حضور صداهای متفاوت، با ارزش و اعتباری یکسان است که از طرق مختلف ایجاد میشود و در سطح معنایی، واژگانی و ساختاری قابل مشاهده است. همچنین به نظر میرسد که در تمام ابیات غزل یک گوینده واحد وجود ندارد؛ یعنی خود حافظ، طرفِ مکالمۀ حافظ است و هر بار در موضعی متفاوت، نقطه نظرات خود را ارائه میدهد. این گوینده گاه با حافظ در یک ردیف قرار میگیرد و گاه در مقابل او میایستد و او را سرزنش میکند و گاه در جایگاه دانای کل، او را هدایت میکند. بنابراین در این غزل نه تنها صدای حافظ، بلکه صداهای دیگر با نقطه نظرهای گوناگون نیز وجود دارد که در لایه دیگر از متن، با خواننده تعامل دیالوگی برقرار میکند.
چکیدهنمادگرایی در متون ادبی، یکی از کاربردیترین و مهمترین عناصر ِ تصویرگری محسوب میشود. در این مقاله، شگردهای مولانا در تصویرگریهای «نمادین نفس» در غزلیات شمس-مطالعه موردی نمادهای جانوری مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری، غزلیات شمس است. این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی در صدد پاسخگویی به این پرسش هاست که در غزلیات مولوی برای تبیین نفس و حالات او از چه جانورانی به صورت ِنمادین بهره گرفته شده است و همچنین هر کدام از جانوران، چه ویژگی های نفس را تصویر میکنند؟ برای رسیدن به این منظور، نخست، به تعاریفی از نماد و نفس و انواع آنها پرداخته شد سپس، نوآوریهای خیال انگیز غزلیات، با ذکر نمونههایی همراه با علّت قرارگرفتن این جانوران به عنوان نماد نفس مورد بررسی قرار گرفت و نمادهایِ حیوانیِ مربوط به نَفْس در غزلیات با استفاده از پیشینۀ فرهنگیِ هر یک بیان شد. نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر این است که مولانا شاعری نمادگراست و در حوزۀ آفرینش تصاویر جانوری، مهارتی خلاقانه دارد و علاوه بر آن نشان میدهد که حیواناتی نظیر «سگ، خر، زاغ، گاو، مار، اسب، جغد، خوک، گرگ، روباه» از جملۀ جانورانی هستند که در غزلیات، رمزوارۀ آنها، با توجه به صفات مهم ، هر جانور، نمادی از نفس امارّه و یا دیگر جنبههای آن قرار گرفتهاند. به عنوان مثال، تمایلات نفسانی سگ ِ خفته ای، همانند « حرص، خشم، شهوت »هر کدام، از دل آدمی بیدار میشوند و به مردار دنیا حمله میکنند. همچنین در بین این حیوانات، بیشترین بسامد را، «سگ» با 17 نمونه به خود اختصاص داده است.
نقد جامعهشناختی ادبیات، دانش نوپایی است که در پی مطالعة تأثیر اجتماع بر ادبیات است و بالعکس. کبابغاز، داستانی طنزآمیز است که تصویری انتقادی از جامعة ایران در اوایل قرن بیستم ارائه میدهد. این پژوهش با استفاده از رویکرد ساختگرایی تکوینی گلدمن، به بررسی ارتباط میان ساختار اثر ادبی و ساختار اجتماعی زمان نگارش آن میپردازد. به باور گلدمن، هر اثر ادبی نتیجة یک عقلانیت درونی آزاد است که به صورت مستقل از مقاصد آگاهانة نویسنده عمل میکند. در این تحلیل، مفاهیم کلیدی نظریة گلدمن از جمله جهاننگری، آگاهی ممکن، ارزش اثر، تحول شخصیتها، هنر و ساختار معنادار مورد مطالعه قرار گرفتهاند. نتایج پژوهش، نشان میدهد که جمالزاده از طریق شخصیتپردازی و موقعیتهای طنزآمیز، تضادهای طبقاتی و ناهنجاریهای اجتماعی دوران خود را به تصویر کشیده است. همچنین، این داستان بازتابی از جهانبینی روشنفکران انتقادی آن دوره است که خواهان اصلاحات اجتماعی و فرهنگی بودند. این مقاله استدلال میکند که کبابغاز نه تنها یک اثر ادبی، بلکه سندی تاریخی-اجتماعی است که درک عمیقتری از جامعة ایران در دورة گذار به مدرنیته را فراهم میآورد. تحلیل ساختاری داستان نشان میدهد که چگونه جمالزاده توانسته است مسائل پیچیدة اجتماعی را در قالبی ساده و طنزآمیز برای مخاطب عام، قابل فهم سازد. در پایان، این پژوهش بر اهمیت مطالعة آثار ادبی مدرن در متون درسی از منظر جامعهشناختی تأکید میکند، چرا که چنین رویکردی میتواند به دانشآموزان در درک بهتر تاریخ اجتماعی و فرهنگی کشورشان کمک کند.