
هدف از نگارش نوشتار حاضر، ارائهی یک مدل ریاضی برای بهینهسازی تجارت ایران با شرکاء مهم تجاری تحت شرایط تحریم است. بدین منظور، مسئله با دو تابع هدف بهصورت برنامهریزی غیرخطی عدد صحیح مختلط مدل شده است. نوسانهای نرخ ارز، یکی از چالشهای اصلی کارگزاران صادرات و واردات است. بهمنظور دستیابی به جواب استوار، انحراف معیار لگاریتم تفاضل نرخ ارز هر سال از سال قبل از نوع کمینهسازی بهعنوان تابع هدف دوم منظور شده است. برای ارزیابی عملکرد مدل، جواب حاصل از مدل با دادههای تجاری سالهای 1395 الی 1398 مقایسه شده و نتایج حاکی از بهبود تراز تجاری کشور در مدل پیشنهادی بوده است. تغییر کشور مبدأ واردات یا مقصد صادرات و همچنین استفاده از صنایع تبدیلی، راهکار حاصل از مدل برای خنثیسازی آثار تحریم بوده است. نتایج مدل حاکی از کاهش اثر تحریم در صورت بهکارگیری برنامهی مناسب با توجه به نوسان نرخ ارز است.
مدیریت پروژه بهدنبال روشهایی برای پایش انحراف پروژه است. در پژوهش حاضر، انحراف پروژه با ارزیابی همزمان انحراف هزینه، زمان، و کیفیت پایش میشود. اهمیت عوامل و اهم ریسکهای پروژه در مصاحبه از خبرگان یک شرکت پیمانکاری شناسایی شده است. با روش تحلیل حالتهای بالقوهی خطا و آثار آنها و منطق فازی، ارزیابی ریسک انجام شده است. همچنین، با استفاده از روش سیستم استنتاج فازی و شبکههای بیزی، انحراف پروژه با وجود وابستگی بین ریسکها، کنترل و از معیار میانگین مربعات خطا برای بررسی اعتبار مدلها استفاده شده است. با مقایسهی درصد انحراف واقعی 15 پروژهی اجراشده در شرکت مذکور با درصد انحراف برآوردی مدلها، میانگین مربعات خطا در روش استنتاج فازی نسبت به روش شبکهی بیزی کمتر بهدست آمده و روش استنتاج فازی با میانگین مربعات خطا معادل با 0011/0 نسبت به روش شبکهی بیزی کاراتر بوده است.
در پژوهش حاضر، ارتباط اعضاء زنجیرهی تأمین انرژیزیستی، شامل کشاورزهای (الف) و (ب) به ترتیب بهعنوان نمایندگان کشاورزان روستایی و مدرن، شرکت کشاورزی، و پالایشگاه در حالت همکاری و عدم همکاری بررسی شده است. کشاورزان در زمینهی سطح فناوری استفادهشده و قیمت زیستتوده، شرکت کشاورزی درمورد مقدار سفارش اولیه، و پالایشگاه نیز بر روی قیمت نهایی سوختزیستی تصمیم میگیرند. نتایج نشان میدهند که همکاری با شرکت کشاورزی منجر به افزایش سطح فناوری و سود کشاورز شده است. در حالی که قیمت فناوری کشاورز (ب) کاهش یافته است، اما با تقبل بخشی از هزینههای عملیات توسط شرکت، سود نهایی کشاورز افزایش یافته است. همچنین، تسهیم درآمد پالایشگاه با شرکت، موجب افزایش سفارش اولیهی زیستتوده و قیمت سوختزیستی شده است. پژوهش حاضر نشان میدهد استفاده از قراردادهای همکاری میان اعضاء زنجیرهی تأمین مذکور و همچنین دخالت شرکت کشاورزی در زمینهی ارتقاء سطح فناوری میتواند در راستای ارتقاء سود اعضا و سطح فناوری مؤثر باشد.
صنعت معدن به دلیل تأمین مواد اولیه، نقش مهمی در اقتصاد جهانی ایفا میکند. با این حال، روابط دولت و پیمانکاران در صنعت معدن میتواند پیچیده باشد، بهویژه در شرایطی که منابع مالی محدودی وجود دارد. اهداف نوشتار حاضر، شامل: مدلسازی روابط دولت و پیمانکاران با استفاده از نظریهی بازیها و ارزیابی استفاده از چانهزنی نش بهعنوان روشی برای حل تعارضها و دستیابی به نتایج بهینه است. با تجزیه و تحلیل سیاستهای استخراجی پیمانکاران معدنی از منظر دولت بهعنوان ناظر بازی، این نتیجه بهدست آمده است که بخش دولتی به دلیل حجم بالای سرمایهگذاری، سهم بیشتری دارد؛ که این موضوع باعث میشود قدرت چانهزنی بخش دولتی بیشتر باشد. در انتها، با محاسبهی دستاوردهای هر یک از بازیکنان مشخص شده است که سهم دولت در سیاست تولید پایدار و تولید بیشینه به ترتیب 838866 و 838264 میلیارد ریال است. در سوی دیگر، سهم پیمانکاران معدن به ترتیب به 65642 و 64126 میلیارد ریال میرسد.
در این تحقیق با توجه به کمبود آب در جهان و اهمیت آلودگی زیستمحیطی فاضلاب، به موضوع آب و تصفیه فاضلاب در زنجیره تأمین پرداخته شده است. پرداخت سوبسید دولتی برای تشویق تولیدکننده به تصفیه فاضلاب پیشنهاد شده است. تصفیه فاضلاب و فروش فاضلاب تصفیهشده برای استفاده مجدد منجر به ایجاد اثر بازگشتی حاصل از افزایش کارایی آب میشود که میزان مصرف آب تازه را برای تولید بالا میبرد. با توجه به نقش همزمان دولت و تولیدکننده در این زمینه و تأثیر تصمیمات آنها روی هم، رویکرد نظریه بازی برای قیمتگذاری محصول سبز استفاده شده است. تحلیل نتایج و حل یک مثال واقعی از صنعت لبنیات ایران نشان داد که با توجه به هدف دولت برای کاهش آلودگی زیستمحیطی و کاهش مصرف آب در بخشی که پساب تصفیهشده استفاده میشود، معمولا تصفیه فاضلاب برای هر دو بازیکن دولت و تولیدکننده، سود بیشتری نسبت به تصفیه نکردن فاضلاب دارد.
امروزه یکی از چالشهای پیشرو در حوزهی کنترل فرآیند آماری، چگونگی رسیدگی به کلاندادهها بهمنظور ارزیابی کیفیت فرآیندها و محصولات است. یکی از انواع پرکاربرد کلاندادهها، تصویر است. تصاویر به سبب قابلیتهایی همچون دستیابی آسان و ارزان، ارائهی اطلاعات درخصوص ابعاد، و هندسهی محصولات و شناسایی عیوب در فرآیندهای صنعتی بسیار مورد توجه هستند. به همین سبب بهکارگیری روشهای کنترل فرآیند آماری برای دادههای تصویری بهمنظور شناسایی تغییرات در عملکرد فرآیند و محصولات یک حوزهی جذاب برای پژوهشگران و کارشناسان کیفیت در عصر کیفیت 4 محسوب میشود. مطالعهی حاضر، یک پژوهش مروری نظاممند با طبقهبندی مفهومی است، که منابع علمی معتبر در حوزهی پایش فرآیند آماری و دادههای تصویری بدون محدودیت زمانی را بررسی و در آخر، برخی از فرصتهای موجود برای مطالعات آتی را در بهکارگیری روشهای کنترل فرآیند آماری با دادههای تصویری بیان کرده است.
با رقابتیشدن فضای صنعت و کسب و کارها، استفاده از فناوریهای جدید دادهمحور و روشهای یادگیری ماشین در ارزیابی و انتخاب تأمینکنندگان اهمیت پیدا کرده است. در پژوهش حاضر، ابتدا با استفاده از نرمافزار ارنا، یک مسئلهی انتخاب تأمینکننده شبیهسازی و سپس مجموعهی دادهی استخراجشده از آن به عنوان ورودی مدل یادگیری ماشین در نظر گرفته شده است. سپس با استفاده از الگوریتمهای درخت تصمیم، K نزدیکترین همسایه، و رگرسیون لجستیک دادهها بررسی شدهاند. براساس نتایج، الگوریتم درخت تصمیم با دقت فوقالعادهی 99%، الگوریتم رگرسیون لجستیک با دقت 98%، و الگوریتم K نزدیکترین همسایه با دقت 96% تخصیص سفارش را به تأمینکنندگانی انجام دادهاند که بیشترین احتمال موفقیت را در تحویل به موقع آن سفارش داشتهاند. رویکرد پژوهش حاضر در تجزیه و تحلیل پایگاه تأمین، شناسایی تأمینکنندگان حیاتی، یا ترکیبی از آنها و کمینهسازی اختلالهای ناشی از عملکرد نامطلوب تأمینکنندگان ارزشمند است.
مسائل مکانیابی هاب، یکی از مهمترین شاخههای حملونقل هستند، که استفادهی زیادی از آنها در حوزههای راهبردی میشود. در شبکهی توزیع، استفاده از هابها باعث کاهش هزینههای انتقال جریان در شبکه میشود. در پژوهش حاضر، یک مدل دوهدفه برای مسئلهی مکانیابی هاب سلسلهمراتبی ارائه شده است. در پژوهش حاضر، با توجه به اهمیت مشکلات زیستمحیطی در دنیای واقعی و نگرانی از افزایش آلودگیهای مخرب زیستمحیطی، علاوهبر بهبود و کاهش هزینهها به مسائل زیستمحیطی نیز پرداخته شده است. مدل ارائهشده به بررسی حملونقل چندحالته و ایجاد چند نوع سیستم حملونقل در یک هاب میپردازد. در ادامه، با استفاده از نرمافزار GAMS مسائل با ابعاد کوچک و نیز در ابعاد بزرگ با استفاده از الگوریتمهای فراابتکاری ژنتیک، پارتویی قوی، و گرگ خاکستری حل و نتایج با یکدیگر مقایسه شدهاند. با توجه به نتایج بهدستآمده مشاهده شده است که الگوریتمهای ارائهشده، کارایی مناسبی دارند.
یکی از مسائلی که در خطوط تولیدی بررسی میشود، تعیین ترکیب تولید با توجه به منابع و محدودیتهای تقاضاست. تئوری محدودیتها، فلسفهیی است که در تعیین ترکیب تولید با توجه به محدودیت سیستم، تعیینکننده است. تئوری محدودیتها در محیطهایی که یک محدودیت دارند، جواب بهینه میدهد؛ اما در سیستمهای با محدودیتهای بیشتر، احتمال نشدنیشدن جواب وجود دارد. در پژوهش حاضر، مسئلهی تعیین ترکیب تولید در محیطهای با بیش از یک محدودیت با توجه به نظرهای تصمیمگیرنده بررسی شده است. برای اثبات کارایی مدل پیشنهادی، مثالهای متنوعی با کمک برنامهریزی آرمانی و نرمافزار winQSB حل شده است، که نتایج بهدستآمده، کارایی مدل پیشنهادی را نشان میدهد؛ به طوری که حتی در محیطهای با چند محدودیت نیز با لحاظکردن همزمان نظرهای تصمیمگیرنده در مورد اولویت گلوگاه به جواب بهینه میرسد.