سبکشناسی قرآن کریم یکی از علوم جدید قرآنی متخذ از زبانشناسی است. سبکشناسی، مطالعه سبکهای ساختی، آوایی و معنایی یک متن است. این علم انواع سبکهای بیانی قرآن کریم را مورد مطالعه قرار میدهد. در این نوشتار یکی از ابعاد سبکشناسی سوره احقاف؛ یعنی سبک ابهام مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس این مطالعه، سبک ابهام، سبک معنایی و بیانی غالب سوره احقاف است. با توجه به اینکه محور اساسی این سوره یکی از روحیات منفی اخلاقی انسانی یعنی استکبار است، خداوند جهت درمان این ویژگی منفی و هشدار به انسان، از شیوه بیانی ابهام استفاده میکند. سبک بیانی ابهام ، در سبکِ ساختی از واژگان غریب و ناآشنا استفاده میکند؛ در سبکِ دستوری از ساختهای دستوری مجمل بهره میبرد، و در سبکِ معنایی به بیان موضوعاتی میپردازد که برای مخاطب ناآشنا و غریب است و در سبکِ آوایی نیز از آواهایی استفاده میکند تا مخاطب را به حیرت و سردرگمی بیاندازد. خداوند حکیم با به کار بردن سبک ابهام در برابر مستکبرانی که خود را همهدان (عالم) و همهکاره (قادر) میدانند، آنها را به ضعف و درماندگیشان آگاه میسازد تا به عجز خود پی برده و راه بندگی در پیش گیرند.
کتابت قرآن کریم در زمان پیامبر اکرم (ص) و پس از ایشان از مباحث مهم تاریخ قرآن است که همواره مورد توجه مسلمانان و مستشرقان قرار گرفته است. در میان کاتبان وحی، «زید بن ثابت» از اهمیت خاصی برخوردار است، به نحوی که شناسایی شخصیت او در رفع برخی ابهامات تاریخ صدر اسلام و موضوع کتابت وحی، نقش تعیین کنندهای دارد. برخی از مستشرقان تلاش دارند با اثبات تعلیم زید بن ثابت توسط یهودیان مدینه، تحولات ایجاد شده در صدر اسلام از جمله فراگیر شدن فرهنگ سوادآموزی، کتابت وحی و جمع مصاحف را اقدامی برخواسته از فرهنگ یهودیت معرفی کنند و با این روند فرهنگ ارزشسازی علم در زمان پیامبر اکرم(ص) را به یهودیان نسبت دهند. از جمله این مستشرقان، «میخائیل لکر» است که به موضوع کتابت در صدر اسلام و شخصیت زید بن ثابت توجه نشان داده و مقالات متعددی در این زمینه نگاشته است. در این مقاله پس از معرفی شخصیت زید بن ثابت و فعالیتهایش در صدر اسلام، استدلالهای مطرح شده از سوی میخائیل لکر نقد و ارزیابی میشود و در نهایت برخی ابهامات مطرح در خصوص شخصیت زید بن ثابت مورد بحث قرار میگیرد.
جایگاه برجسته شیخ صدوق در منابع حدیثی شیعه بر همگان آشکار است و روایاتی که وی از میان اصول و سایر کتب از طریق مشایخش گرد آورده، طی قرون متمادی به عنوان یکی از منابع اصلی و مورد اعتماد شیعه امامیه در موضوعات مختلف به شمار میآمده است. از طرفی موضوع غیبت حضرت ولی عصر(عج) از زمان غیبت صغری تاکنون، یکی از موضوعات جنجالی در میان امامیه و سایر فرق شیعه بوده و همواره از سوی دیگران در این زمینه شبهاتی القاء میشده است. شیخ صدوق با توجه به اهمیت این موضوع در عصر خود و مشکلاتی که به تبع شبهات وارده در میان امامیه به وجود آمده، طی یک کتاب جداگانه به این موضوع پرداخته است. در این مقاله سعی شده است ابتدا به بررسی ویژگی دوران شیخ صدوق، شخصیت و جایگاه وی در میان دانشمندان و منابع امامیه پرداخته شود و سپس انگیزه مؤلف از تألیف این کتاب و مشخصات کلی آن ذکر شود. در ادامه به جریان «غیبتنویسی» از سوی عالمان امامیه و اهمیت این کتاب در این جریان اشاره شده و نسخههای موجود از کتاب و میزان اعتبار آنها مورد بررسی واقع شده است. در این پژوهه روش خاص مؤلف در نگارش این کتاب نیز بررسی شده و منابع وی و میزان ارجاعاتی که در کتب امامیه به این کتاب صورت گرفته، مورد تحقیق واقع شده است. تبیین این مطلب که در میان علمای امامیه به چه میزان این کتاب دارای اعتبار بوده و از آن بهرهبرداری شده است، بیانگر اهمیت و جایگاه واقعی کتاب «کمال الدین و تمام النعمه» است.