پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرگذاری سبک رهبری زهرآگین بر پیدایی تمایل به ترک خدمت داوطلبانه با توجه به نقش میانجی سکوت سازمانی انجام شده است. این پژوهش، از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوة گردآوری دادهها، توصیفی پیمایشی است. ابزار اصلی این بررسی، پرسشنامههای استانداردی است که سعیشده با توجه به جو و فرهنگ سازمانی حاکم بر محیط پژوهش بازنگریهای جزئی در آن صورت گیرد. جامعة آماری این پژوهش شامل مدیران و کارشناسان شرکت توزیع نیروی برق استان ایلام به تعداد 500 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 217 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. فرضیههای تدوینشده، با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری و به کمک نرمافزار Smart PLS2 آزمون شدند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که رهبری زهرآگین بر تمایل به ترک خدمت داوطلبانه و سکوت سازمانی تأثیر مستقیم، معنادار و مثبتی دارد. همچنین مشخص شد اثر سکوت سازمانی بر تمایل به ترک خدمت داوطلبانه مستقیم، معنادار و مثبت است و رهبری زهرآگین از طریق متغیر واسطهای سکوت سازمانی تأثیر غیرمستقیم، معنادار و مثبتی بر تمایل به ترک خدمت داوطلبانه دارد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائۀ الگوی رهبری خدمتگزار در آموزش عالی(دانشگاه ایلام) انجام شده است. روش: روش تحقیق پژوهش حاضر از نوع تحقیقات آمیختۀ اکتشافی است. از نظر هدف، کاربردی بوده و برای گردآوری دادهها از روش میدانی استفاده شده است. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه و پرسشنامه بود. جامعۀ آماری تحقیق حاضر، دانشگاه ایلام است. تعداد نمونۀ آماری به ترتیب برای بخش کیفی، هشت نفر و برای بخش دلفی، 20 نفر از خبرگان آموزش عالی بودند که به صورت غیر تصادفی و گلولهبرفی انتخاب شدند. یافتهها: تجزیه و تحلیل یافتههای بخش دلفی با آزمونهای آماری میانگین، انحراف معیار و ضریب هماهنگی کندال انجام شد. یافتهها نشان داد که ابعاد خدمتگزاری، صلاحیت رهبر خدمتگزار، پیامدهای رهبری خدمتگزار، اعتماد، انسانگرایی، تواضع و فروتنی، تعهد، نوعدوستی و آیندهنگری، الگوی رهبری خدمتگزار با رویکرد اسلامی در آموزش عالی را شکل میدهند. نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که نهادینهسازی سبک رهبری خدمتگزار، پیامدهای فردی و سازمانی مختلفی مانند بصیرتبخشی، رشد معنوی و شخصیتی کارکنان، وحدتبخشی، توانمندسازی، بهبود ارتباطات سازمانی و فراهم کردن برنامههای آموزشی را برای کارکنان به همراه دارد.
هدف از انجام این تحقیق بررسی رابطه سرمایه نمادین مبتنی بر الگوی ایرانی– اسلامی در تحکیم نهاد خانواده از منظر سیره رضوی است. در این زمینه یک فرضیه کلی و چهار فرضیه جزئی شکلگرفته است که رابطه سرمایه نمادین مبتنی بر الگوی ایرانی - اسلامی با عوامل تحکیم خانواده ازنظر سیره رضوی و ابعاد آن یعنی عوامل اخلاقی، عوامل اقتصادی، عوامل عاطفی و عوامل اجتماعی بررسی شده که ارقام این فرضیات معنادار و برابر با 0.76، 0.64، 0.42، 0.56، 0.43 است. در واقع هر چه سرمایههای نمادین مبتنی بر الگوی ایرانی– اسلامی مثبتتر و قویتر باشد، نهاد خانواده محکمتر و از پایداری و استحکام بیشتری در روابط خود برخوردار است. نمادهای اقتصادی، نمادهای اجتماعی و نمادهای فرهنگی میتواند رابطه قوی با تحکیم نهاد خانواده داشته باشد و هر چه خانواده سرمایههای نمادین بیشتری در زمینه اخلاق و دین داشته و بیشتر به این نمادها پایبند باشد، اعضای خانواده بیشتر و بهتر (ازنظر کمی و کیفی) در کنار هم قرار خواهند گرفت و درقبال یکدیگر ازنظر اخلاقی مثبت، ازنظر عاطفی وابسته، ازنظر اقتصادی سازنده،سازگار و سادهزیست و ازنظر اجتماعی منسجم، مشارکتی و معتمد خواهند بود و در کل موجبات تحکیم نهاد خانواده بهعنوان یک کل منسجم را در پی خواهد داشت.
این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفههایمرجعیت علمی در آموزش عالی ایران انجام شده است. روش: روش تحقیق به لحاظ هدف، کابردی و از نظر گردآوری دادهها، کیفی است که به طور خاص از راهبرد نظریۀ برخاسته از دادهها استفاده شده است. جامعۀ آماری شامل تمامی خبرگان و متخصصان حوزۀ منابع انسانی بود که با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی، تعداد 15 نفر انتخاب و مصاحبههای عمیق با آنها انجام و تا حد امکان موضوع اتکاپذیری پژوهش رعایت شد. یافتهها: نتایج نشاندهندۀ مناسب بودن مراحل پژوهش کیفی است. مطابق رویکرد سیستماتیک اشتروس و کوربین و پس از طی شدن مراحل کدگذاری باز، محوری و گزینشی، شش مؤلفة اصلی شامل عوامل انگیزاننده، عوامل اقتضایی، عوامل راهبردی، عوامل ساختاری، پیامدها و پدیدة محوری، شناسایی و در مراحل نهایی، مؤلفههای شناساییشده به همراه مشخصههای آنها در قالب مدل سیستماتیک اشتروس ارائه شد. نتیجهگیری: مرجعیت عملی به عنوان پدیدة محوری شامل اخلاقگرایی، سلامت روحی و روانی، مهارت، نگرش، انگیزش درونی و خلاقیت فردی است و برای ایجاد آن بایستی عوامل علی اثرگذار(عوامل انگیزاننده) بر مرجعیت علمی شامل نظام انگیزش و پاداش، شایستهسالاری و فضای آزاداندیشی را مورد توجه قرار داد.
این پژوهش با هدف بررسی نقش رهبری تحول آفرین بر تسهیل نوآوری و نقش میانجی فرهنگ نوآورانه در پالایشگاه نفت آبادان انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان پالایشگاه نفت آبادان که تعداد آنها 5225 نفرکه از این تعداد از طریق فرمول کوکران 358 نفر به عنوان نمونه بدست آمد. روش پژوهش از نوع توصیفی است که به لحاظ ماهیت کاربردی و به لحاظ روش اجرا پیمایشی است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفیو از آمار استنباطی (آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن، تحلیل رگرسیون و آزمون فریدمن ) با استفاده از نرم افزارspss انجام شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین رهبری تحول آفرین و تسهیل نوآوری و فرهنگ نوآوری و همچنین ابعاد رهبری تحول آفرین (ترغیب ذهنی، نفوذ آرمانی، انگیزش الهام بخش و ملاحظه فردی) با تسهیل نوآوری و فرهنگ نوآوری رابطه معنا داری وجود دارد.
هدف از نوشتار حاضر، بررسی رابطة سرمایة نمادین مبتنی بر الگوی ایرانیـ اسلامی با سبک زندگی اسلامی بر مبنای سیرة رضوی است. با تدوین یک سؤال کلی و شش سؤال جزئی، مشخص شد سرمایة نمادین ایرانیـ اسلامی با سبک زندگی اسلامی و ابعاد آن (آموزش زندگی دینی در هر زمان، الگوسازی سیرة اهل بیت(ع)، اصول عقاید دینی، اصول تولی و تبری، آموزش بندگی و عبادت و غفلتزدایی) رابطة معنادار و به ترتیب برابر با61/0، 73/0، 54/0، 42/0، 38/0، 45/0، 68/0 دارد. نمونهگیری نیز به روش خوشهای چند مرحلهای و تعداد نمونه با استفاده از جدول مورگان برابر با 384 نفر در جامعة مورد بررسی یعنی شهروندان مناطق 15 گانة شهر اصفهان است. نتایج نشان میدهد هر چه افراد خود و خانوادهشان را ملزم به رعایت شئونات اسلامی و پیروی از سبک زندگی اسلامی کنند، بیشتر به نمادهای اقتصادیـ اسلامی، اجتماعیـ اسلامی و فرهنگیـ اسلامی احترام میگذارند، در زندگی خود بهکار میگیرند و استفاده و پیروی از آنها را به دیگران نیز پیشنهاد میدهند.
هدف: بررسی و تعیین میزان استفادۀ دانشجویان دانشگاههای غرب کشور از فناوری اطلاعات و ارتباطات با تأکید بر محیطهای مبتنی بر وب 2 و رابطۀ آن با مؤلفههای روحیۀ کارآفرینی آنان. روش: این پژوهش از نظر روششناسی، توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعۀ آماری پژوهش شامل کلیۀ دانشجویان دختر و پسر مشغول به تحصیل در تمامی مقاطع در دانشگاههای دولتی، پیام نور، آزاد اسلامی و علوم پزشکی غرب کشور (استانهای ایلام، کرمانشاه، همدان، لرستان و سنندج) در نیمسال دوم سال تحصیلی 90-89 است که با استفاده از روش نمونهگیری چند مرحلهای و به صورت تصادفی، نمونهای به حجم 450 نفر(شامل 284 دختر و 163 پسر) تعیین شد. در این پژوهش متغیر وابسته: روحیۀ کارآفرینی و مؤلفههای آن و متغیرهای مستقل: میزان استفاده از رایانه، میزان استفاده از اینترنت و میزان استفاده از محیطهای وب2 میباشند. یافتهها: بین میزان استفاده از وب2، رایانه و اینترنت در دانشجویان غرب کشور و میزان روحیۀ خطرپذیری، سلاست فکری، روحیۀ چالشطلبی و روحیۀ فرصتگرایی رابطۀ معناداری وجود دارد. اما بین میزان استفاده از وب2، رایانه و اینترنت در دانشجویان دانشگاههای غرب کشور و میزان درونی بودن کانون کنترل درونی، نیاز به موفقیت، تحمل ابهام، روحیۀ عملگرایی و رویاپردازی رابطۀ معناداری وجود ندارد. نتیجهگیری: درونی بودن کانون کنترل یک ویژگی روانشناختی و شخصیتی بوده و معمولا تابعی از شرایطی است که فرد از بدو تولد تحت تأثیر محیط، خانواده، وراثت و آموزش در خود به دو شکل کانون کنترل درونی و بیرونی ممکن است به همراه داشته باشد. افرادی که دارای کانون کنترل درونیاند، معمولا از اعتماد به نفس بالا برخوردارند، موفقیتها و شکستهای خود را به دیگران نسبت نمیدهند، بلکه خود را مقصر میدانند. ولی افراد دارای کانون کنترل بیرونی، دیگران را عامل عدم موفقیت و شکستهای خود میدانند
هدف این تحقیق مطالعة رابطة بین هوش کسبوکار، جذابیت و قابلیتهای درونی بانک با رقابتپذیری آنهاست. روش تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی- مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعة آماری تحقیق 1800 نفر است که شامل تمام مدیران و کارکنان شعب بانکهای دولتی استان ایلام میشود. با استفاده از جدول مورگان، 317 نفر برای نمونة مورد نظر انتخاب شدند و روش نمونهگیری در این تحقیق سهمیهای بود. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامة محققساخته بود که پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. درنهایت، مجموعة دادهها بهکمک نرمافزار LISREL با مدلسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهشها نشان دادند بین هوش کسبوکار، جذابیت بانک و قابلیتهای درونی بانکها با رقابتپذیری آنها رابطة مستقیم، مثبت و معناداری وجود دارد.
هدف: هدف این پژوهش «بررسی تأثیر مسئولیتپذیری و هوش اخلاقی کارکنان بر سلامت نظام اداری با رویکرد اسلامی» بوده است. روش: روش تحقیق مورد استفاده، توصیفی و از نوع همبستگی- مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعۀ آماری این تحقیق شامل کلیۀ کارکنان دانشگاه دولتی استان ایلام بود که تعداد 220 نفر برای نمونۀ مورد نظر با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامۀ استاندارد بوده که پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ 915/0 به دست آمده است. یافتهها: نتایج پژوهش هم در تحلیل با لیزرل و هم تحلیل با پیالاس نشان دادند که هوش اخلاقی و مسئولیتپذیری کارکنان بر سلامت نظام اداری دارای تأثیر مثبت و معناداری هستند. همچنین ابعاد هوش اخلاقی(هوشیاری، همدردی، توجه و احترام به دیگران، خودکنترلی، انصاف و مهربانی و صبر و بردباری) نیز بر سلامت نظام اداری دارای تأثیر مثبت و معناداری هستند. نتیجهگیری: برای برقراری سلامت نظام اداری در دانشگاه ایلام باید کارکنانی با مسئولیتپذیری بالا و برخورداری از هوش اخلاقی و ابعاد آن تربیت کرد. همچنین، باید مدیران دانشگاه، تلاش جدی و مضاعف در جهت فراهم ساختن زمینههای مسئولیتپذیری برای مدیران و کارکنان فراهم آورند.
هدف این تحقیق مطالعة رابطة بین هوش کسبوکار، جذابیت و قابلیتهای درونی بانک با رقابتپذیری آنهاست. روش تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی- مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعة آماری تحقیق 1800 نفر است که شامل تمام مدیران و کارکنان شعب بانکهای دولتی استان ایلام میشود. با استفاده از جدول مورگان، 317 نفر برای نمونة مورد نظر انتخاب شدند و روش نمونهگیری در این تحقیق سهمیهای بود. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامة محققساخته بود که پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد. درنهایت، مجموعة دادهها بهکمک نرمافزار LISREL با مدلسازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهشها نشان دادند بین هوش کسبوکار، جذابیت بانک و قابلیتهای درونی بانکها با رقابتپذیری آنها رابطة مستقیم، مثبت و معناداری وجود دارد.