امروزه تکنیک پیش تیمار بذر به عنوان عامل بهبود دهنده جوانه زنی وظهور دانه رست ها تحت شرایط متعارف و غیر متعارف بکار گرفته می شود. در همین راستا به منظور تعیین اثر بهترین ماده و زمان پرایمینگ بر صفات جوانه زنی ( درصد جوانه زنی، میانگین مدت جوانه زنی و طول ریشه چه) بذور اکوتیپ های کاسنی آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در آزمایشگاه فیزیولوژی گروه باغبانی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا گردید که شامل ترکیبی از چهار اکوتیپ (اراک، اصفهان، شیراز و تهران )، نه محلول پیش تیمار GA 3 (25 و 250 میکرومولار )، KNO 3 ( 50 و 150 میکرومولار )، متیل جاسمونات MJ (50 و 500 میکرومولار )، پلی اتیلن گلیکول PEG6000 (9- و 17- بار) و هیدروپرایمینگ ( آب مقطر صفر بار) و سه زمان پرایمینگ (4، 8 و 12 ساعت ) به همراه شاهد بودند. ...
به منظور مطالعه ی اثرات روش های کاشت مختلف و سطوح آبیاری بر عملکرد و اجزای عملکرد دو رقم گندم، این تحقیق به صورت کرت های خرد شده نواری در قالب بلوک های کامل تصادفی، در سه تکرار، در مزرعه ی آموزشی و تحقیقاتی گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشکده ی کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال زراعی 89- 1388 اجرا گردید. فاکتورها شامل: فاکتور آبیاری در دو سطح (آبیاری بر اساس تخلیه 25% و 50% آب قابل استفاده گیاه در خاک)، روش کاشت در چهار سطح (کاشت خطی در کرت، کاشت 3 ، 6 و 9 خط گندم روی پشته) و همچنین دو رقم چمران واستار بودند. نتایج نشان داد که روش های کاشت، در صفات تعداد دانه در سنبله، تعداد سنبله در مترمربع و عملکرد دانه با یک دیگر اختلاف معنی دار داشتند. روش نه خطی به طور معنی داری تعداد دانه در سنبله کم تری از بقیه روش های کاشت داشت (58/28). روش های سه خطی و کرتی بالاترین تعداد دانه در سنبله را داشتند (39/34، 89/33) و بالاترین عملکرد دانه مربوط به روش سه خطی بود (62/3 تن در هکتار). بین سطوح آبیاری تفاوت معنی دار وجود نداشت و در بین ارقام نیز رقم چمران، به طور معنی دار در صفت عملکرد دانه نسبت به رقم استار برتر بود (67/2 تن در هکتار). باتوجه به نتایج به دست آمده از اثرات متقابل فاکتورها و کم آبی موجود، در شرایط مشابه این تحقیق، کاربرد روش های کاشت روی پشته، به ویژه روش سه خطی با سطح دوم آبیاری پیشنهاد می شود.
به منظور بررسی تنوع ترکیبات یونی بر روی برخی ویژگی های فیزیولوژیکی دو رقم کلزا، آزمایشی گلدانی به صورت طرح کرت های خرد شده نواری در قالب بلوک کامل تصادفی با سه تکرار، درمزرعه گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشگاه شهید چمران اهواز، در سال زراعی 89-88 اجرا شد. فاکتورهای اصلی شامل الف: اعمال شوری از طریق آب آبیاری در 3 سطح شوری 8 و 14 دسی زیمنس بر متر و آب تصفیه شهری به عنوان شاهد با سطح شوری 2/2 دسی زیمنس بر متر و ب: نوع ترکیب یونی در 2 سطح NaCl, Na 2 SO 4 . فاکتور فرعی شامل ژنوتیپ در 2 سطحHayola 401, RGS000 بودند. نتایج نشان داد که در هر دو ژنوتیپ با افزایش سطوح شوری القائی به وسیله هر دو نوع نمک، وزن تر اندام هوایی، سطح برگ، هدایت روزنه ای، پتانسیل اسمزی و میزان محتوای آب نسبی برگ کاهش یافت. با افزایش شوری از سطح شاهد به 8 دسی زیمنس بر متر در هر دو ژنوتیپ و تحت تأثیر هر دو نوع نمک میزان عددSPAD افزایش و در سطح شوری 14 دسی زیمنس بر متر کاهش یافت.
حساس ترین شاخص برای بررسی وضعیت فیزیولوژیکی گیاه به ویژه تحت شرایط تنش، بررسی رفتار روزنه ها است. بر این اساس این تحقیق طی دو سال زراعی 85- 1384 و 86- 1385 در مزرعه ی تحقیقاتی دانشکده ی کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز صورت گرفت. آزمایش به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در چهار تکرار، که کرت های اصلی شامل سه تاریخ کشت ( 15 آبان، 5 آذر و 25 آذر ) و عامل فرعی سه رقم گندم ( فونگ، چمران و استار ) بودند. نتایج نشان داد که اختلاف میانگین پتانسیل کل آب برگ پرچم در تیمار تاریخ کشت معنی دار ( در سطح 1% )بود ولی رقم های مختلف و اثر متقابل تاریخ کاشت و رقم تفاوت آماری نشان ندادند. تفاوت محتوای رطوبت نسبی در طول پر شدن دانه طی چهار مرحله نمونه برداری در بین تاریخ های مختلف کشت و نیز در بین رقم های مورد بررسی در اغلب نمونه برداری ها، معنی دار بود ولی بین اثر متقابل رقم و تاریخ کاشت اختلاف معنی دار مشاهده نگردید. هدایت روزنه ای در مراحل مختلف دوره پر شدن در بین تاریخ های مختلف کاشت دارای اختلاف معنی دار بود، همچنین هدایت روزنه ای رقم های مورد بررسی در طول این دوره در سطح 1% دارای تفاوت معنی دار بود ولی اثر متقابل آن ها اختلاف معنی دار نداشت. بیش ترین مقاومت روزنهای در تاریخ کشت سوم مشاهده گردید و مقایسه ی میانگین این صفت در بین رقم های مورد بررسی نشان داد که در اواخر دوره پر شدن دانه، بیش ترین و کم ترین هدایت روزنه ای را رقم فونگ و چمران به ترتیب با 93/0 و 67/0 سانتی متر بر ثانیه به خود اختصاص دادند. اثر متقابل تاریخ کاشت و رقم نشان داد که به استثنای نمونه برداری اول در طول دوره پر شدن دانه عدد SPAD متأثر از تاریخ کاشت بود. مواجه شدن دوره پر شدن دانه با تنش دمای بالای آخر فصل، موجب گردید که مولفه های مؤثر بر عملکرد (پتانسیل کل، محتوای رطوبت نسبی، هدایت روزنه ای و غلظت کلروفیل) در وضعیت مطلوب قرار نگیرند و تغییر در تاریخ کاشت (کشت دیر) که مصادف با دوره پر شدن دانه با هوای گرمتر بود، تأثیر شدیدتری بر وزن دانه نسبت به عملکرد بیولوژیکی داشت. همچنین اثر تاریخ کاشت روی دانه ( درسطح احتمال 1% ) تفاوت معنی داری داشت و بیشترین و کم ترین وزن تک دانه 61/44 و 53/35 میلی گرم به ترتیب در اولین و سومین تاریخ کاشت بود. همچنین کشت زود رقم فونگ با استفاده بهتر از شرایط محیطی بیشترین محصول را نسبت به دو رقم دیگر به دست آورد.
به منظور مقایسه کاشت بذر و کاشت گیاهچه گندم (گیاهچه با سنین مختلف) در تاریخهای مختلف کاشت، آزمایشی مزرعهای در سال زراعی1389- 1388 در دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام گرفت. این آزمایش به صورت اسپلیت اسپلیت پلات (کرتهای دوبار خرد شده) و در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی و در سه تکرار اجرا گردید. کرتهای اصلی شامل روشهای کاشت در سه سطح بدون سرزنی گیاهچه، با سرزنی گیاهچه و کاشت بذر بود و فاکتور فرعی نیز شامل ارقام گندم در دو سطح شامل رقم فونگ و رقم چمران و فاکتور فرعی فرعی شامل تاریخ کاشت بذر و انتقال گیاهچه در 30 آذر و 15 دی بود. نتایج آزمایش نشان داد که تعداد سنبلک در سنبله، تعداد دانه در سنبله در کاشت بذر بیش ترین مقدار (با عملکرد 3/2766 کیلو گرم در هکتار)و در کاشت گیاهچهای کم ترین مقدار (با عملکرد 6/1795 کیلو گرم در هکتار) بودند. در تیمار تاریخ کاشت و انتقال (کاشت به صورت گیاهچه) ، تعداد سنبلک در سنبله و عملکرد دانه در تاریخ کاشت و انتقال اول (انتقال گیاهچه 30 روزه)، بیش ترین مقدار و در تاریخ کاشت و انتقال دوم (انتقال گیاهچه 45 روزه) کم ترین مقدار بودند. بین دو رقم فونگ و چمران، اختلاف معنی داری در صفات تعداد سنبلک در سنبله، تعداد دانه در سنبله، وزن هزاردانه مشاهده نگردید. با توجه به نتایج حاصل، انتقال دیر گیاهچه (گیاهچه 45 روزه) و تأخیر در کاشت (15 دی) نیز عملکرد را به صورت معنیداری کاهش داد. کاشت بذر عملکرد بالاتری (حدود 31 درصد) را نسبت به کاشت نشایی داشت. مقایسه میانگین اثرات متقابل نشان داد که تیمار کاشت مستقیم بذر رقم چمران در تاریخ کاشت اول دارای بیش ترین عملکرد بود؛ پس از آن تیمار کاشت گیاهچه بدون سرزنی و با سرزنی رقم چمران بیش ترین عملکرد را داشتند و تیمارهای گیاهچهای در تاریخ کاشت دوم دارای کم ترین میزان عملکرد بودند. بنابراین، در شرایط آب و هوایی خوزستان در صورت وقفه در کاشت به دلیل تأخیر در بارندگی و یا فراهم نشدن شرایط کاشت بذر به دلیل بارندگیهای مکرر (بعد از وقفه اولیه) و مساعد نبودن شرایط کاشت مستقیم بذر در 30 آذر، میتوان با کاشت گیاهچه گندم (گیاهچه 30 روزه) در آن زمان از کاهش محصول در کاشت تأخیری (در 15 دی) جلوگیری نمود.
به منظور بررسی تاثیر فاصله ردیف و تراکم بوته روی برخی صفات ریختشناختی، عملکرد ، اجزای عملکرد و پروتئین دانه در دو رقم نخود، آزمایشی در سال 1386 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز به اجرا در آمد. آزمایش به صورت کرتهای خردشده بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاصله ردیف در سه سطح (40، 50 و 60 سانتیمتر) به عنوان کرت اصلی، تراکم بوته با دو سطح (25 و 35 بوته درمترمربع ) و رقم نخود شامل آرمان و هاشم به عنوان کرتهای فرعی منظور گردید. نتایج نشان دادند که فاصله ردیف تاثیر معنیداری بر میانگین صفات مورد بررسی نداشت. تراکم بوته بر تعداد نیام در واحد سطح، عملکرد بیولوژیک و عملکرد دانه تاثیر معنیداری داشت، به طوری که تراکم بوته بیشتر (35 بوته درمترمربع) محصول بیشتری تولید نمود. همچنین تعداد انشعاب تحت تاثیر تراکم بوته قرار گرفت و در تراکم 25 بوته، تعداد انشعاب بیشتری به دست آمد. تاثیر رقم بر ارتفاع بوته، ارتفاع تشکیل اولین نیام، عملکرد بیولوژیک معنیدار بود و رقم هاشم مقادیر بالاتری را نشان داد. شاخص برداشت در رقم آرمان به طور معنیداری بیشتر از رقم هاشم بود. استفاده از تیمار فاصله ردیف نزدیک (فاصله 40 و یا 50 سانتیمتر) و تراکم بوته بالا (35 بوته درمترمربع) بیشترین عملکرد را در هر دو رقم تولید نمود .