به منظور بررسی اثر قارچ میکوریزا و باکتریهای محرک رشد در مقایسه با کود شیمیایی، بر رشد، عملکرد ومیزان اسانس گیاه دارویی شوید، آزمایشی در سال 95-1394 در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با 5 تیمار و 4 تکرار در مزرعه تحقیقاتی گروه علوم باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل تلقیح دو گونه باکتری محرک رشد (انتروباکتر کلوآسه R13، انتروباکتر کلوآسه R33)، قارچ میکوریزا به صورت مخلوط سه گونهRhizophagus irregularis، Funneliformis mosseae ، Claroideoglomus etunicatum، کودشیمیایی و شاهد (بدون کود) بود. شاخصهایی مانند صفات رویشی و عملکرد، نیتروزن و فسفر برگ، درصد همزیستی میکوریزا، درصد اسانس بذر شوید بررسی شد. نتایج نشان داد که تیمارهای آزمایش تاثیر مثبت و افزایشی داشتند. بیشترین وزن خشک بخش هوایی در تیمار کود شیمیایی (40 گرم)، حاصل شد اما با تیمار قارچ میکوریزا و انتروباکترR13 تفاوت معنیداری نداشت. بیشترین تعداد برگ (12 عدد) و ارتفاع( 145 سانتی متر) در تیمار انتروباکتر R13 حاصل شد. در شاخص عملکرد تولید دانه تیمارهای کودی تاثیر مثبت و افزایشی داشتند. بیشترین میزان فسفر برگ در تیمار قارچ میکوریزا (4/0درصد) و کمترین در تیمار شاهد (1/0درصد) مشاهده شد. بیشترین میزان نیتروژن برگ در تیمار انتروباکترR13 (3درصد) و R33 مشاهده شد. همچنین تیمار انتروباکتر R13 بیشترین میزان اسانس (42/1درصد) را داشت. به طور کلی در بین تیمارها، باکتری انتروباکترکلوآسهR13و پس از آن انتروباکترکلوآسه R33، بیشترین اثر را بر افزایش شاخص های مورد بررسی نشان دادند. با توجه به نتایج این پژوهش، استفاده از تیمارهای تلقیح باکتریایی جهت افزایش عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی شوید توصیه میگردد.
توت سیاه بومی ایران بوده به لحاظ تغذیهای و فضای سبز دارای اهمیت فراوانی میباشد. با هدف بهینه سازی تکثیر توت سیاه توسط بذر در شرایط کنترل شده، سه آزمایش مجزا در قالب طرح کاملا تصادفی در پنج تکرار در آزمایشگاه کشت بافت گروه باغبانی دانشگاه شهید چمران اهواز انجام شد. آزمایش اول شامل دو تیمار تاریکی مطلق و شرایط نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی، آزمایش دوم شامل بررسی اثر غلظتهای مختلف ساکارز (0 (صفر)، 15، 20 و 30 گرم بر لیتر) و آزمایش سوم شامل کاشت بذور بر روی محیطکشت MS کامل محتوی 15 گرم بر لیتر ساکارز و غلظتهای مختلف نانوذرات اکسید تیتانیوم (0 (صفر)، 2/0، 4/0، 6/0 و 1 میلیگرم بر میلیلیتر) در شرایط 16 ساعت روشنایی بود. نتایج آزمایش اول نشان داد که 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی تأثیر بهتری بر شاخصهای جوانهزنی توت سیاه دارد. نتایج آزمایش دوم نشان داد که غلظت 15 گرم بر لیتر ساکارز نسبت به سایر غلظتها بر روی شاخصهای سرعت و درصد جوانهزنی، وزنتر و خشک ساقهچه و ریشهچه و طول ساقه اثر بهتری داشته است. در آزمایش سوم معلوم گردید که تیمار 4/0 میلیگرم بر میلیلیتر نانوذرات دیاکسید تیتانیوم نسبت به سایر تیمارها موثرتر بود. براساس نتایج حاصل از این آزمایش، پیشنهاد میگردد برای جوانهزنی بهینه بذور توت سیاه، از محیطکشت محتوی نانوذرات دیاکسید تیتانیوم به غلظت 4/0 میلیگرم بر میلیلیتر با شرایط نوری 16 ساعت روشنایی و 8 ساعت تاریکی و همچنین ساکارز به غلظت 15 گرم بر لیتر استفاده شود.
در بررسی اثر تراکم بوته و رقم بر عملکرد و کیفیت گیاه ریحان درکشت هیدروپونیک، آزمایشی به صورت اسپلیت پلات در زمان در سه تکرار انجام شد. تیمارها شامل دو رقم سبز و بنفش (در کرت اصلی)، سه تراکم 150، 200 و 250 بوته در متر مربع و دو چین (کرتهای فرعی) بودند. فاکتورها شامل صفات مرفولوژیکی (تعداد و سطح برگ، وزن تر برگ و ساقه و عملکرد پیکر رویشی تر) و صفات کیفی (کلروفیل کل، کارتنوئید، مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون، ترکیبات فنولی کل، ظرفیت آنتیاکسیدانی کل و درصد اسانس) بودند. نتایج نشان داد، بیشترین و کمترین تعداد و سطح برگ به ترتیب در رقم سبز با تراکم 150 بوته در متر مربع در چین دوم و رقم سبز با تراکم 150 بوته در متر مربع در چین اول بود. بیشترین و کمترین وزن تر برگ به ترتیب در چین دوم با تراکم 150 بوته در متر مربع و چین اول با تراکم 250 بوته در متر مربع بدست آمد. همچنین بیشترین و کمترین وزن تر ساقه به ترتیب در چین دوم با تراکم 150 بوته در متر مربع و چین دوم با تراکم 200 بوته در متر مربع مشاهده گردید. چین دوم با تراکم 250 بوته در متر مربع و چین اول با تراکم 150 بوته در متر مربع به ترتیب بیشترین (1427 گرم در متر مربع) و کمترین (1020 گرم در متر مربع) عملکرد پیکر رویشی تر را داشت. رقم بنفش با تراکم 250 بوته در متر مربع در چین دوم و رقم بنفش با تراکم 150 بوته در متر مربع در چین اول به ترتیب بیشترین کلروفیل (097/2 میلی گرم در گرم وزن تر) و مواد فنولی (3/104 میلیگرم در کیلوگرم وزن تر) را داشتند. کمترین میزان کلروفیل و مواد فنولی در رقم سبز با تراکم 150 بوته در متر مربع در چین اول مشاهده شد. بیشترین و کمترین کارتنوئید به ترتیب در رقم بنفش با تراکم 250 بوته در متر مربع و رقم بنفش با تراکم 200 بوته در متر مربع بدست آمد. همچنین بیشترین و کمترین ظرفیت آنتیاکسیدانی به ترتیب در رقم بنفش با تراکم 150 بوته در متر مربع (021/2 میلیمول آهن׀׀ درگرم وزن تر) و رقم سبز با تراکم 150 بوته در متر مربع (698/0 میلیمول آهن׀׀ درگرم وزن تر) بود. مواد جامد محلول، اسیدیته قابل تیتراسیون و درصد اسانس تحت تاثیر اثرات متقابل قرار نگرفت. نتایج نشان داد رقم بنفش و تراکم150 و 250 بوته در متر مربع، به علت بهبود برخی از صفات مرفولوژیکی و کیفی، رقم و تراکم مناسب برای پرورش ریحان بوده است.
اطلاعات اندکی در رابطه با توانایی کانیهای رسی مانند پالیگورسکیت و سپیولیت درکاهش جذب عناصر سرب و کادمیوم توسط گیاهان وجود دارد. این پژوهش با هدف ارزیابی و مقایسه تأثیر کاربرد کانیهای سپیولیت ایران و پالیگورسکیت اسپانیا بر میزان زیست توده تولیدی و غلظت عناصر سرب و کادمیوم در ریشه و اندام هوایی اسفناج در قالب طرح بلوک کاملا تصادفی و با سه تکرار در شرایط گلخانهای انجام شد. به این منظور نمونه خاکی از عمق 0 تا 30 سانتیمتری مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز تهیه و به صورت مصنوعی با محلولهای 150 میلی گرم بر لیتر سرب و کادمیوم آلوده گردید. تیمارها عبارت بودند از: خاک آلوده به عناصر سرب و کادمیوم و فاقد جاذب (شاهد)، خاک آلوده به عناصر سرب و کادمیوم و مخلوط با 20 گرم بر کیلوگرم سپیولیت، و خاک آلوده تیمار شده با 20 گرم بر کیلوگرم پالیگورسکیت. سپس در خاکهای آلوده تعداد 6 بذر اسفناج (رقم Virofly) کشت شده و در طول مدت آزمایش برای حفظ رطوبت گلدانها در حد 70 درصد ظرفیت زراعی از آب مقطر استفاده شد. پس از 45 روز گیاه اسفناج برداشت و ریشه و اندام هوایی از یکدیگر جدا شدند. سپس غلظت کادمیوم و سرب در آنها با دستگاه جذب اتمی تعیین گردید. نتایج نشان داد که کاربرد کانیهای سپیولیت و پالیگورسکیت وزن خشک ریشه و اندام هوایی را طور معنیداری نسبت به تیمار شاهد افزایش داده است. همچنین پس از کاربرد کانیهای سپیولیت وپالیگورسکیت، تجمع زیستی سرب و کادمیوم موجود در ریشه و ساقه گیاه اسفناج به ترتیب 2/56 و 1/78 درصد و 75 و 7/91 درصد نسبت به تیمار شاهد کاهش یافت. به علاوه، نتایج نشان داد که هر دو کانی سپیولیت و پالیگورسکیت تمایل بیشتری به جذب سرب نسبت به کادمیوم دارند. در کل به نظر میرسد که اگرچه هر دو کانی سپیولیت و پالیگورسکیت در کاهش جذب سرب و کادمیوم توسط گیاه اسفناج مؤثر بودهاند، اما هیچکدام از این دو کانی نتوانسته است تجمع سرب و کادمیوم را در بخش خوراکی گیاه اسفناج به کمتر از حد مجاز آن تقلیل دهد.
از مهمترین خصوصیات ویژه یک برنامه اصلاح نبات در دورن جامعه گیاهی، فراهم بودن نوع و میزان تنوع ژنتیکی است. علاه بر دید عینی و ابزار ژنتیکی که جهت شناخت تنوع گیاهی استفاده میشوند، از روش های آماری میتوان جهت غربال گری و دسته بندی تنوع ژنتیکی بهره گرفت. جهت ارزیابی تنوع ژنتیکی گیاه شوید (Anethum graveolens)، ده ژرم پلاسم در طی آزمایشی بصورت طرح بلوک های کامل تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه واریانس تفاوت معنی داری ( 01/0≥α) را برای کلیه صفات مورفولوژی بجز وزن هزار دانه نشان داد. نتایج این پژوهش نشان داد که بین ژرم پلاسم های شوید از نظر صفات مورفولوژیکی تنوع بالایی وجود دارد، به طوری که تجزیه خوشه ای ژرم پلاسم های مذکور را بر اساس نحوه ی رشد صفات در چهار گروه متفاوت قرار داد. و نشان داد اگر چه ژرم پلاسم ها از نظر جغرافیایی، مناطق رشد متفاوتی دارند ولی از نظر رفتار رشد، بعضی از آنها در یک گروه مشترک قرار میگیرند. و با توجه به این شیوه تجزیه وتحلیل مشخص شد که ژرم پلاسم هایی نظیر ورامین، همدان و دزفول با بیشترین توزیع میزان کاروون در بافت های خود، بویژه بذوردر یک گروه مجزا قرار میگیرند.
امروزه تکنیک پیش تیمار بذر به عنوان عامل بهبود دهنده جوانه زنی وظهور دانه رست ها تحت شرایط متعارف و غیر متعارف بکار گرفته می شود. در همین راستا به منظور تعیین اثر بهترین ماده و زمان پرایمینگ بر صفات جوانه زنی ( درصد جوانه زنی، میانگین مدت جوانه زنی و طول ریشه چه) بذور اکوتیپ های کاسنی آزمایشی بصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار در آزمایشگاه فیزیولوژی گروه باغبانی دانشگاه شهید چمران اهواز اجرا گردید که شامل ترکیبی از چهار اکوتیپ (اراک، اصفهان، شیراز و تهران )، نه محلول پیش تیمار GA 3 (25 و 250 میکرومولار )، KNO 3 ( 50 و 150 میکرومولار )، متیل جاسمونات MJ (50 و 500 میکرومولار )، پلی اتیلن گلیکول PEG6000 (9- و 17- بار) و هیدروپرایمینگ ( آب مقطر صفر بار) و سه زمان پرایمینگ (4، 8 و 12 ساعت ) به همراه شاهد بودند. ...
با توجه به این که استان خوزستان یکی از قطب های اصلی تولید گل بریدنی گلایول می باشد، انجام پژوهش های کاربردی برای افزایش و بهبود میزان و کیفیت گل های تولیدی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین به منظور بررسی اثرات تراکم بوته و تاریخ کاشت بر شاخص های فیزیولوژیک گل گلایول رقم کلوئه، آزمایشی در مزرعه ی تحقیقاتی گروه باغبانی دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت طرح فاکتوریل در قالب بلوک های کامل تصادفی با دو تیمار تراکم بوته و تاریخ کاشت در چهار تکرار انجام گرفت. تیمارهای تراکم شامل 80 ، 100، 120 بوته در متر مربع و تیمارهای تاریخ کاشت، کاشت اول (22 مهرماه) و کاشت دوم (22 آبان ماه) در نظر گرفته شدند. در این آزمایش برای ارزیابی شاخص های فیزیولوژیک رشد؛ یعنی شاخص سطح برگ (LAI)، دوام سطح برگ (LAD)، سرعت رشد محصول (CGR)، سرعت رشد نسبی (RGR) و سرعت جذب خالص (NAR) از اندام های هوایی گیاه در مراحل مختلف رشد نمونه برداری شده و علاوه بر سطح برگ، وزن تر و خشک بوته ها نیز تعیین گردید.کلیه ی شاخص های فیزیولوژیک رشد در سطوح مختلف تراکم بوته و تاریخ کاشت اختلاف آماری معنی داری با یک دیگر نشان دادند. نتایج آزمایش نشان داد که تاریخ کاشت اول (22 مهرماه) و بالاترین سطح تراکم (120 بوته در متر مربع)، سطح برگ، شاخص سطح برگ، دوام سطح برگ، سرعت رشد محصول، سرعت رشد نسبی و میزان جذب خالص افزایش معنی داری یافت که به دلیل وجود تعداد بوته بیش تر در واحد سطح بوده است. اما به دلیل وجود رقابت در آب و مواد غذایی در بین بوته ها، کیفیت و عملکرد گل گلایول با افزایش تراکم، کاهش یافت. بنابراین می توان نتیجه گرفت که در گل بریدنی گلایول، افزایش تراکم بوته باعث تأخیر در رشد زایشی شده و عمر گلجایی آن کاهش می یابد.