DOR: 98.1000/1735-0891.1398.27.45.53.1.1578.41 قره قاط یکی از گیاهان دارویی مهم در طب سنتی است که بهمنظور کاهش قند خون و تنظیم فشار خون از دیرباز در ایران کاربرد دارد.در این تحقیق تأثیر اکسین، اسید جیبرلیک، کازئین هیدرولایسیت، پوترسین و سالیسیلیک اسید بر استقرار ورشد ریزنمونه های قره قاط و میزان ترکیبات ثانویه آنتوسیانین، فلاونوئیدی و فنل تام بررسی شد. ریزنمونههای تک گرهی و جوانه های انتهایی قره قاط از رویشگاههای طبیعی تهیه شده و پس از ضدعفونی سطحی روی محیط کشت پایه MS حاوی 2 میلیگرم بر لیتر BAPو سطوح مختلف IBA یا NAA (01/ 0تا 1 میلی گرم بر لیتر) و محیط کشت MS حاوی 2 میلی گرم بر لیتر BAP و 1/0 میلیگرم بر لیتر NAA یا IBA به همراه سطوح مختلف اسید جیبرلیک (0 تا 5/0 میلیگرم بر لیتر)، کازئین هیدرولایسیت (صفر تا 150 میلیگرم بر لیتر)، پوترسین و سالیسیلیک اسید (0 تا 10 میلیگرم بر لیتر) کشت شدند. نتایج نشان داد درصد برگ دهی و زنده مانی ریزنمونه ها بهطور معنیداری تحت تأثیر نوع و غلظت اکسین قرار گرفت. درصد برگ دهی و زنده مانی ریزنمونهها در تیمار هورمونی NAA در غلظتهای پایین تر بهطور معنیداری بیشتر از غلظت های بالاتر NAA و کلیه سطوح IBA بود. اضافه کردن GA3 به ترکیب محیط کشت باعث افزایش معنیدار تعداد برگ در ریزنمونه شد؛ ولی تأثیری در زنده مانی و درصد برگدهی ریزنمونهها نداشت. علاوهبراین کازئین هیدرولایسیت، پوترسین و اسید سالیسیلیک باعث افزایش تعداد برگ و درصد زنده مانی ریزنمونهها گردید ولی این افزایش در برخی از تیمارها از نظر آماری معنیدار نبود.از نظر میزان متابولیتهای ثانویه بین تیمارهای مختلف اختلاف معنی داری وجود داشت. بیشترین میزان ترکیبات آنتوسیانینی در محیط کشت MS+2mg/l BAP+ 0.1mg/l NAA و بیشترین میزان فلاونوئید و فنل کل نیز در همان محیط کشت حاوی 15 میلیگرم بر لیتر سالیسیلیک اسید بدست آمد. بنابراین، از نتایج و دستورالعمل ارائه شده در این تحقیق میتوان در کشت و تکثیر درونشیشهای این گیاه استفاده نمود.
وجود سیستم بهینه باززایی درون شیشه یکی از پیشنیازهای دستکاری ژنتیکی واریتهها و ژنوتیپهای گیاهان است. در پژوهش حاضر، جنینزایی بدنی ریزنمونههای برگ و دمبرگ چهار ژنوتیپ یونجه به نامهای 18-6 (سینتتیک)، 14-4 (قره یونجه قره قزلو)، 27-3 (قره یونجه مراغه) و y-6 (Regen-SY) بررسی شد. تشکیل کالوس و جنینزایی بدنی به طور معنیداری تحت تأثیر نوع ریزنمونه و اثر متقابل ژنوتیپ × محیطکشت قرار گرفت. بیشترین وزن تر کالوس (406/0 گرم) در ریزنمونههای برگ ژنوتیپ 14-4 مشاهده شد. درصد جنینزایی بدنی و تعداد جنین در هر کالوس حاصل از ریزنمونه دمبرگ ژنوتیپ 14-4 بیشتر از سایر ژنوتیپها و ریزنمونهها بود. در ژنوتیپ 18-6، بیشترین درصد جنینزایی بدنی با استفاده از ریزنمونه برگ روی محیطکشت القای حاوی 5 میلیگرم بر لیتر 2,4-D و 2 میلیگرم بر لیتر کینتین به دست آمد. بین جنینهای حاصل از ریزنمونهها و ژنوتیپهای مختلف از نظر فراوانی تبدیل جنین به گیاهچه تفاوت معنیداری وجود نداشت و به طور میانگین، 58 درصد از جنینهای کشت شده روی محیطکشت MS به گیاهچه طبیعی تبدیل شدند. جنینزایی بدنی ریزنمونه دمبرگ ژنوتیپ 18-6 در نسبتهای بالاتر 1 به 5 کینتین به 2,4-D به دست آمد. در حالی که ریزنمونه ژنوتیپ 18-6 در نسبت 1 به 5/2 از کینتین به 2,4-D فرآیند جنینزایی موفقی را نشان نداده بود. جنینهای تولید شده از کارآیی خوبی برای تبدیل شدن به گیاهچه برخوردار بودند و از روش ارایه شده در این تحقیق میتوان در مطالعات مولکولی و مهندسی ژنتیک این گیاه استفاه نمود.