برآورد ذخیرۀ کربن، یکی از ملزومات اساسی بهمنظور ارزشگذاری خدمات اکوسیستمهای مرتعی و ارزیابی اقتصادی ذخیرۀ کربن، در عملیات اصلاح مراتع است. عملکرد گیاهان در مقدار ذخیرۀ کربن، تابعی از ویژگیهای گیاهی، عوامل محیطی و مدیریتی است.از اینرو، ارتباط ذخیرۀ کربن سالانۀ گونۀ Astragalus brachyanus (گون درختچهای) با صفات گیاهی، خصوصیات رویشگاهی و مدیریت مرتع، در مراتع کوهستانی راژان، بررسی شد. پنج مکان که گونۀ مذکور در آن پراکنش دارد و از نظر خصوصیات فیزیکی با یکدیگر تفاوت داشتند، انتخاب و بر مبنای نوع مدیریت (قرق یا غیر قرق؛ شدت چرای شدید، متوسط و کم) و جهت جغرافیایی، کد بندی شدند. در هر مکان، از پوشش گیاهی در داخل 30 پلات 2*2 متر مربعی که با فاصلۀ 10 متر از یکدیگر در امتداد شش ترانسکت 50 متری مستقر شدند، اندازهگیری شد. در هر مکان، 15 پایۀ گیاهی A.brachyanus با ابعاد متنوع، انتخاب و ضمن اندازهگیری ویژگیهای مشخصات ظاهری، رشد سال جاری آنها جهت برآورد ذخیرۀ سالانۀ کربن، قطع گردید. نمونهها جهت برآورد ضریب تبدیل کربن، به آزمایشگاه منتقل شد. از هر مکان، سه نمونه مرکب خاک نیز برداشت شد. عوامل توپوگرافی (شیب، جهت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا) و مدیریتی (شدت چرا در واحدهای مطالعاتی) نیز در هر مکان، ثبت گردید. بهمنظور بررسی ارتباط ذخیرۀ کربن سالانه در بیوماس هوایی با عوامل محیطی و مدیریتی،از رگرسیون حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. بر مبنای نتایج، مقدار ذخیرۀ کربن گونۀ A.brachyanusدر تیمارهای مختلف، با یکدیگر تفاوت معنیدار داشتند. ذخیرۀ کربن سالانۀ بیوماس هوایی، با قطر تاج، تعداد جست و ارتفاع پایۀ گیاهی، ارتباط مستقیم و با نوع مدیریت (شدت چرا)، ارتباط معکوس دارد. بدین معنا که با افزایش قطر تاج، تعداد جست و ارتفاع پایۀ گیاهی، توان ذخیرۀ کربن سالانه، افزایش و با افزایش شدت چرا، توان ذخیرۀ کربن آن، به شدت کاهش مییابد. با توجه به اثر منفی چرای دام بر مقدار ذخیرۀ کربن، مدیریت چرای بهینه بهمنظور حداکثر سازی ذخیرۀ کربن، ضرورت مییابد. همچنین بهمنظور فراهم کردن زمینۀ افزایش ذخیرۀ کربن گونۀ A.brachyanus، توجه به افزایش مشخصههای گیاهی در پروژههای توسعه و گسترش پوشش گیاهی و پروژههای اصلاح مراتع، ضرورت مییابد. در این راستا، عملیات پرورشی گون درختچهای، باید در جهت افزایش صفات گیاهی و در نتیجه افزایش سطوح فتوسنتز کننده، صورت گیرد.
اندازهگیری رویش سال جاری، از ملزومات اساسی برای محاسبۀ پتانسیل ذخیرۀ کربن سالانه است. از طرفی گیاهان بوتهای و مخصوصا گون، از گونههای شاخص و غالب مراتع نیمه استپی بهشمار میرود. از اینرو، پژوهش حاضر در خردادماه 1395، با هدف برآورد ذخیرۀ کربن رشد سال جاری گون بوتهای Astragalus microcephalus و ارتباط آن با فاصله از کانون بحران (محل اطراق شبانۀ دام)، در مراتع کوهستانی نازلوچای، انجام شد. برای این منظور، مراتع چیر در شمال نوشین شهر با مساحت 1332 هکتار که از نظر پوشش گیاهی، خاک و توپوگرافی، معرف سطح وسیعی از گونزارهای منطقه است، انتخاب و در شش سایت اکولوژیکی، از پوشش گیاهی آماربرداری شد. با توجه اینکه تقریبا تمام رشد سال جاری گونۀ A.microcephalus، به اندام خشبی تبدیل میشود؛ در داخل هر یک از سایتها، رشد سال جاری تعداد 30 پایۀ گیاهی A.microcephalus، بهمنظور تعیین ضریب تبدیل کربن آلی و برآورد مقدار کربن ذخیره شده، قطع گردید. بعد از محاسبۀ ضریب تبدیل کربن آلی برای بیوماس پایههای گیاهی در هر سایت، با ضرب آن در وزن خشک رشد سال جاری، مقدار کربن آلی ذخیره شده در اندام هوایی، مشخص شد. با محاسبۀ میانگین کربن موجود در پایهها و تراکم گونۀ A.microcephalus، میزان کربن ذخیرهای در واحد سطح رویشگاه، محاسبه شد. بهطورکلی، با لحاظ کردن 78/68 گرم کربن موجود در هر پایه، میانگین ذخیرۀ کربن در سطح رویشگاه مورد پژوهش، 55/221 کیلوگرم در هکتار در سال، برآورد شد. بر مبنای نتایج، قابلیت ذخیرۀ کربن سایتهای اکولوژیکی، بر حسب فاصله از کانون بحران و بهتبع آن در وضعیتهای مختلف مرتع و مکانهایی با تنوع گونهای متفاوت، یکسان نمیباشد. همچنین ذخیرۀ کربن رویشگاه، بر حسب طبقات ارتفاعی و جهات مختلف جغرافیایی، متفاوتاست.بنابراینباشناختقابلیت ذخیرۀ کربن گونههای غالب و خشبی هر رویشگاه نظیر گونۀ A.microcephalus و همچنین مناطق بالقوه و مستعد جذب کربن بهلحاظ فاصله از کانون بحران، وضعیت مرتع، تنوع گونهای و خصوصیات توپوگرافی، میتواناصلاحاراضی مرتعی راازمنظرشاخص ترسیب کربن، دنبال نمود.
باوجود سابق هی طولانی اجرای طر حهای آبخیزداری، کمتر به ارزیابی تأثیرهای این طرح ها در پوشش گیاهی و مخصوصا تنوع گون هیی، توجه شده است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر عملیات آبخیزداری )ایجاد سدهای کوتاه( بر تغییرات تنوع گونه یی زیرحوزه ها در منطق هی عنبران اردبیل بود. زیرحوز ههایی که در آ نها سدهای کوتاه آبخیزداری در حدود یک دهه پیش ساخته شده بود، حوز ههای آبخیز آزمایشی و زیرحوز ههایی که در آ نها طرح اجرا نشده بود و از نظر خصوصی تهای محیطی مشابه بودند، حوز ههای شاهد گرفته شد. با استفاده از روش تصادفی نظا ممند، در هر یک از زیرحوز هها 20 قطعه ی یک مترمربعی در امتداد شش چارچوب 150 - 100 متری در امتداد و کنار هی آب راه ها گذاشته شد. درصد پوشش تاجی و تعداد پایه های هر گونه ثبت، و بر مبنای آ نها، شاخ صهای عددی غنای گون هیی، یکنواختی و تنوع گونه یی محاسبه شد. نتایج نشان داد که میانگین شاخص های عددی غنای گونه یی مارگالف، یکنواختی سیمپسون و تنوع گونه یی شانون-وینر ) 74 / 1، 65 / 0 و 41 / 1( در حوزه های آبخیز آزمایشی از حوزه های آبخیز شاهد ) 68 / 1، 63 / 0 و 3 6/ 1( بی شتر بود، اما این تفاوت از دیدگاه آماری معن یدار نبود. باای نحال، براساس منحنی درجه بندی تنوع مبتنی بر شاخص رنی، اند از ههای کلی تنوع در حوز ههای آزمایشی از حوز ههای شاهد بیشتر بود. مقدار معنی داری آماری میانگین شاخص های عددی غنای گونه یی مارگالف، یکنواختی سیمپسون و تنوع گونه یی شانون- وینر در حوزه های آبخیز جهت شمالی )ب هترتیب 85 / 1، 67 / 0 و 47 / 1( در مقایسه با حوزه های آبخیز جهت جنوبی ) 58 / 1، 61 / 0 و 30 / 1( بیش ترین بود. برهمین اساس می توان نتیجه گرفت که سدهای کوتاه اصلاحی، تأثیر بسزایی بر بهبود شاخ صهای تنوع گونه یی و تأمین هد فهای زیستی زیرحوز هها داشته است. با توجه به این نتایج اجرای طرح های سد کوتاه در سایر شرایط محیطی مشابه پیشنهاد می شود. شاید زیرحوز ههایی که سدهای کوتاه در آن است، مکا نهای اولویت دار برای حفاظت تنوع گیاهی باشد.