هدف: پژوهش حاضر با هدف وارسی ویژگیهای روان سنجی مقیاس بهزیستی شخصی بزرگسالان در نمونههای بالینی و غیر بالینی ایرانی اجرا شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی بوده و نمونه آن شامل دو گروه غیر بالینی (292 نفر دانشجو) و بالینی (137 نفر از مراجعه کنندگان به کلینیک سلامت خانواده و 111 نفر گروه همتا) بوده که به شیوه نمونه گیری خوشهای (گروه غیر بالینی) و مبتنی بر هدف (گروه بالینی) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه سلامت عمومی(جی. اچ. کیو. -28) و پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که مقیاس یاد شده بر اساس ضریب آلفای کامل (0.89)، و ضریب همبستگی مربوط به باز آزمایی آن (0.79) دارای پایایی مناسبی است. تحلیل عاملی اکتشافی حکایت از اشباع آن از یک عامل داشته و شاخصهای حاصل از تحلیل عاملی تأییدی برازش متوسط مدل را تأیید نمود. همچنین ضرایب همبستگی به دست آمده حاکی از اعتبار همگرای مقیاس با ابزارهای مشابه میباشد. بحث و نتیجهگیری: از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس بهزیستی شخصی بزرگسالان دارای ویژگی های روان سنجی قابل دفاع برای مطالعه کیفیت زندگی جمعیت بزرگسال در ایران است.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف وارسی برخی ویژگیهای روانسنجی مقیاس کوتاه چندبعدی رضایتمندی از زندگی دانشآموزان در نمونه دانشآموزان ایرانی اجرا شد. روش: جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشآموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دو منطقه 8 و 15 شهر تهران تشکیل میدادند که از بین جامعه آماری فوق تعداد 736 نفر به شیوه نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. به منظور بررسی روایی همگرا از مقیاس بهزیستی شخصی - نسخه دانشآموزان (پی. دبلیو. آی. – اس. سی.)، و خردهمقیاسهای اضطراب و افسردگی از فرم کوتاه پرسشنامه دس - 21 استفاده شد. نتایج: یافتههای پژوهش بیانگر آن است که مقیاس یاد شده بر اساس ضریب آلفای کامل (0.71)، و ضریب همبستگی مربوط به بازآزمایی آن (0.71) دارای اعتبار مناسبی بوده است. تحلیل عاملی اکتشافی حکایت از اشباع مقیاس از یک عامل داشته است و ضرایب همبستگی بدست آمده حاکی از روایی همگرای مقیاس یادشده با مقیاس پی. دبلیو. آی. – اس. سی.، و خردهمقیاسهای اضطراب و افسردگی از فرم کوتاه پرسشنامه دس - 21 میباشد. بحث و نتیجهگیری: مقیاس کوتاه چندبعدی رضایتمندی از زندگی دانشآموزان (بی. ام. اس. ال. اس. اس.)، دارای ویژگیهای روانسنجی مناسبی با توجه به محدودیتهای روششناسی مطالعه کنونی بوده است.
مقدمه: این پژوهش با هدف تعیین رابطه استفاده از اینترنت با سلامت روان و کیفیت زندگی در بین دانشآموزان پسر و دختر مقطع دبیرستان شهر تهران اجرا شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و علّی مقایسهای بوده و جامعه آماری آن تمام دانشآموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دو منطقه 8 و 15 شهر تهران بوده است. از جامعه آماری بالا 736 نفر به شیوه خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: مقیاس سنجش اعتیاد به اینترنت یانگ، مقیاس کوتاه اضطراب، افسردگی و استرس و پرسشنامه کیفیت زندگی نسخه دانشآموزان. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که هر چه استفاده از اینترنت افزایش یابد، میزان اضطراب، افسردگی و استرس دانشآموزان افزایش مییابد و با افزایش استفاده از اینترنت، کیفیت زندگی دانشآموزان کاهش مییابد. دانشآموزان دختر پایه اول دبیرستان از دانش آموزان پسر هم پایه خود از اینترنت بیشتر استفاده میکنند؛ درحالیکه میزان استفاده دانشآموزان پسر مقطع پیشدانشگاهی از دختران همین مقطع بیشتر است. بحث و نتیجهگیری: از یافتههای این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که باید درباره میزان استفاده از اینترنت در دانشآموزان دقت بیشتری داشت؛ چرا که استفاده مهار نشده از آن ممکن است برخی پریشانیهای روانشناختی را افزایش دهد.
پژوهش حاضر بررسی ساخت عاملی، اعتبار و پایایی پرسشنامه سلامت عموم ی 28 سوا لی در دانش آموزان دبیرستانی ایرانی را مدنظر قرار داده است. پژوهش حاضر پی رو (GHQ-28) طرحی از نوع توصیفی بوده و 1497 نفر ( 789 نفر دانش آموزان دختر و 708 نفر دانش آموزان پسر) از دانش آموزان مقطع دبیرستان شهرستان های قم، دامغان و بجنورد بر اساس به عنوان (GHQ- شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. از پرسشنامه سلامت عمومی ( 28 و مقیاس بهزیستی شخصی (GAD- پرسشنامه اصلی و از مقیاس 7 سؤالی اضطراب فراگیر ( 7 به منظور بررسی اعتبار همگرا استفاده گرد ی د. نتا یج تحلی ل (PWI-SC) نسخه دانش آموزان عاملی اکتشافی و موازی نمای انگر سه عامل بود که 36.36 درصد وار ی انس را در نمرات پرسشنامه سلامت عمومی پیش بینی می کردند. شاخص های حاصل از تح لی ل عام لی تأیی دی مدل سه عاملی حاکی از برازش خوب مدل بود و در مجموع 8 سوال پرسشنامه حذف گردی د. همبستگی ابعاد سه گانه پرسشنامه سلامت عمومی 20 سوالی با ابعاد مشابه در پرسشنامه اصلی در حد قوی و معنادار، با پرسشنامه بهزیستی شخصی در حد متوسط و با پرسشنام ه اضطراب فراگیر در حد قوی (برای بعد افسردگی در حد متوسط) و معنادار بود. ضرایب آلفای کرونباخ برای ابعاد و نمره کل پرسشنامه قابل قبول بودند و ضرایب باز آزمایی در حد قو ی با سه بعد با نام های سرزندگی و (GHQ- بدست آمد. پرسشنامه سلامت عمومی 20 سوالی ( 20 انرژی، اضطراب و علایم جسمانی و افسردگی بدست آمد.
اختلال اضطراب فراگیر با اختلالات مختلفی همراه بوده و مشکلات و نقصهای جدی در کارکرد زندگی مبتلایان به همراه دارد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان تحریک مغناطیسی جدارجمجمه ای مکرر با فرکانس پایین بر میزان افسردگی همبود در بیماران دچار اختلال اضطراب فراگیر بود. بدین منظور، طی یک طرح نیمه تجربی با پیش آزمون و پس آزمون، 14 بیمار دچار اختلال اضطراب فراگیر با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش و گواه کاربندی شدند. آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله از نظر افسردگی و اضطراب فراگیر ارزیابی شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه به مدت 40 دقیقه تحت rTMS با فرکانس 1 هرتز، در ناحیه پری فرونتال خلفی جانبی راست قرارگرفت. گروه گواه نیز همین تعداد جلسات را دریافت کردند با این تفاوت که کویل در این گروه با زاویه 90 درجه قرار گرفته بود که مانع رسیدن امواج به جمجمه آزمودنی می شد. تحلیل یومن ویتنی نشان داد که میزان افسردگی همبود در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، تغییر معنادار داشته است و بنظر می رسد درمان تحریک مغناطیسی جدار جمجمه ای مکرر در بیماران دچار اختلال اضطراب فراگیر می تواند موجب کاهش معنادار نشانه های افسردگی همبود شود.
پژوهش حاضر به منظور تعیین وضعیت کیفیت زندگی مرتبط با سلامت دانشآموزان با توجه به تفاوتهای موجود در وضعیت بهداشت روانی، اجتماعیـاقتصادی، جنس و سن انجام گرفت. 551 نفر از دانشآموزان مقطع راهنمایی و دبیرستان شهر یزد (275 دختر، 276 پسر) به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. شرکتکنندگان به پرسشنامة کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کیداسکرین-52 (ریونز- سیبرر و دیگران، 2005)، پرسشنامه بررسی نقاط قوت و مشکلات (گودمن، 1997) و پرسشنامه ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی (گرمارودی و مرادی، 1389) پاسخ دادند. نتایج نشان دادند که 1) در مقیاسهای بهزیستی جسمانی، بهزیستی روانی، ارتباط با والدین و زندگی خانوادگی، حمایت اجتماعی و همسالان و خودمختاری، پسران وضعیت بهتری نسبت به دختران دارند، 2) دانشآموزان مقطع راهنمایی در تمام ابعاد پرسشنامه کیداسکرین-52 بهجز سه بعد حمایت اجتماعی و همسالان، پذیرش اجتماعی و مزاحمت و منابع مالی وضعیت بهتری نسبت به دانشآموزان دبیرستانی به دست آوردند، و 3) در مقیاسهای بهزیستی جسمانی، ارتباط با والدین و زندگی خانوادگی، منابع مالی و بهزیستی روانی بین دانشآموزان دارای وضعیت اجتماعیـ اقتصادی بالا و پایین تفاوت معنادار وجود دارد. نتایج آزمون تحلیل واریانس یک متغیری در مورد مقایسه گروههای بهنجار، مرزی و نابهنجار نشان داد که گروه بهنجار وضعیت بهتری در مقیاسهای خلق و هیجان، پذیرش اجتماعی و مزاحمت، بهزیستی روانی و ادراک خود نسبت به گروه نابهنجار دارد.
هدف اساسی پژوهش کنونی تعیین تفاوت تأثیر آموزش نوروفیدبک و دارو درمانی بر کاهش نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و سطح کیفیت زندگی بیماران بوده است. بدین منظور 16 نفر از مراجعه کنندگان به یکی از درمانگاه های روان پزشکی شهر تهران که بر اساس مصاحبه روان پزشک و ملاک های تشخیصی متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی- ویرایش چهارم (DSM-IV-TR) (انجمن روان پزشکی آمریکا، 2000)، تشخیص اختلال اضطراب فراگیر دریافت کرده و فاقد ابتلاء به اختلالات دیگر روان شناختی بودند (8 نفر در گروه آموزش نوروفیدبک و 8 نفر در گروه دارو درمانی) مورد مطالعه قرار گرفتند. بیماران هر دو گروه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون از طریق مقیاس 7 سؤالی اضطراب فراگیر (GAD-7) و پرسشنامه کیفیت زندگی (PWI-A) مورد سنجش قرار گرفتند. به گروه دریافت کننده آموزش نوروفیدبک طبق پروتکل درمانی پانزده جلسه 30 دقیقه ای آموزش نوروفیدبک (سه جلسه در هفته) افزایش موج آلفا داده شد و گروه گیرنده دارو نیز زیر نظر روان پزشک معالج با داروهای ضد اضطراب SSIRs)) به مدت یک سال تحت درمان قرار گرفت. ثبت و آموزش فعالیت موج آلفا در ناحیه O1 یا O2انجام گرفت و بیماران برای افزایش دامنه آلفای بالاتر از آستانه تعیین شده، فیدبک صوتی دریافت می کردند. برای تحلیل داده ها از روش توصیفی، آزمون ویلکاکسون و آزمون یومن ویتنی استفاده گردید. یافته های پژوهش بیانگر آن است که آموزش نوروفیدبک منجر به افزایش موج آلفا در گروه دریافت کننده این روش گردید. همچنین تاثیر آموزش نوروفیدبک در کاهش نشانه های اختلال اضطراب فراگیر در این گروه به طور معنا دار بیش از گروه دارو درمانی بوده است. در زمینه تغییر شاخص کیفیت زندگی بیماران، بین دو روش تفاوت معنا دار مشاهده نگردید.
هدف اساسی مطالعه کنونی بررسی برخی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه کیفیت زندگی (QLQ) بوده است. پرسشنامه حاضر،یکی از پرسشنامههایی است که بهمنظور سنجش کیفیت زندگی افراد بزرگسال توسط ایوانس و کوپ در سال 1989 تهیه گردید. پرسشنامه یاد شده 16 بعد از کیفیت زندگی را پوشش میدهد و جمعا دارای 192 سؤال است.مفروضه اساسی پرسشنامه یاد شده این است که رفتارهای افراد در پاسخ به جنبههای خاص محیطی میتواند معرف کیفیت زندگی تلقی شود. بدینخاطر QLQ کوشیده تا شاخصی چند بعدی از رفتارهای فردی را مشخص سازد. در بررسی حاضر، 400 معلم شاغل در دبیرستانهای شهر تهران (200 مرد و 200 زن) بهصورت خوشهای مرحلهای از مناطق شمال، جنوب، شرق و غرب انتخاب گردیدند. نتایج بهدست آمده نشان داد که QLQ از آلفای کرونباخ مناسبی در کل ودر نیمه اول و دوم برخوردار بوده و ضریب پایایی (reliability) و همبستگی دو نیمه آزمون نیز مناسب ارزیابی شده است. ضرایب همبستگی مربوط به بازآزمایی 16 خرده مقیاس QLQ در همه موارد مثبت و معنادار بوده است. از طرف دیگر براساس نظر مؤلفین پرسشنامه، هر مادهای از خرده مقیاسها که همبستگیاش با دیگر خرده مقیاسها از زیر مجموعه خود بیشتر بوده حذف شده ودر نهایت 163 ماده باقی مانده است. مقایسه نتایج زنان و مردان و نمونههای ایرانی و غیرایرانی درخرده مقیاسهای QLQ نشانگر تفاوت معنادار یافتهها در مورد برخی از خرده مقیاسها است، گرچه تفاوت نمونههای ایرانی و غیرایرانی در سیزده خرده مقیاس مشهود است. هنجارگزینی مربوط به نمونههای ایرانی براساس مواد اصلی پرسشنامه و مواد حذف شده در جدولهای مربوطه ارائه شده است.
هدف اساسی مطالعه کنونی بررسی برخی ویژگیهای روانسنجی پرسشنامه کیفیت زندگی (QLQ) بوده است. پرسشنامه حاضر،یکی از پرسشنامههایی است که بهمنظور سنجش کیفیت زندگی افراد بزرگسال توسط ایوانس و کوپ در سال 1989 تهیه گردید. پرسشنامه یاد شده 16 بعد از کیفیت زندگی را پوشش میدهد و جمعاً دارای 192 سؤال است.مفروضه اساسی پرسشنامه یاد شده این است که رفتارهای افراد در پاسخ به جنبههای خاص محیطی میتواند معرف کیفیت زندگی تلقی شود. بدینخاطر QLQ کوشیده تا شاخصی چند بعدی از رفتارهای فردی را مشخص سازد. در بررسی حاضر، 400 معلم شاغل در دبیرستانهای شهر تهران (200 مرد و 200 زن) بهصورت خوشهای مرحلهای از مناطق شمال، جنوب، شرق و غرب انتخاب گردیدند. نتایج بهدست آمده نشان داد که QLQ از آلفای کرونباخ مناسبی در کل ودر نیمه اول و دوم برخوردار بوده و ضریب پایایی (reliability) و همبستگی دو نیمه آزمون نیز مناسب ارزیابی شده است. ضرایب همبستگی مربوط به بازآزمایی 16 خرده مقیاس QLQ در همه موارد مثبت و معنادار بوده است. از طرف دیگر براساس نظر مؤلفین پرسشنامه، هر مادهای از خرده مقیاسها که همبستگیاش با دیگر خرده مقیاسها از زیر مجموعه خود بیشتر بوده حذف شده ودر نهایت 163 ماده باقی مانده است. مقایسه نتایج زنان و مردان و نمونههای ایرانی و غیرایرانی درخرده مقیاسهای QLQ نشانگر تفاوت معنادار یافتهها در مورد برخی از خرده مقیاسها است، گرچه تفاوت نمونههای ایرانی و غیرایرانی در سیزده خرده مقیاس مشهود است. هنجارگزینی مربوط به نمونههای ایرانی براساس مواد اصلی پرسشنامه و مواد حذف شده در جدولهای مربوطه ارائه شده است.
بیماران مبتلا به صرع، بیشتر در معرض مشکلات شناختی هستند. صرع ممکن است موجب آسیبهای شناختی گردد و یا آسیبهای موجود از قبل را تشدید کند. عوامل گوناگونی در این آسیبها مؤثر شناخته شدهاند، از جمله آسیبشناسی عصبی، نوع حمله، سن شروع حملات، مسائل روانی اجتماعی و آثار جانبی درمان. درمان صرع ممکن است با متوقف کردن یا کاهش حملات، آسیبهای شناختی را بهبود بخشد. گروهی متشکل از پنجاه بیمار صرعی نوع ایدیوپاتیک با حملات پارشیل (نوع ساده و مرکب) و ژنرالیزه که دارای آسیبهای شناختی بودند، ابتدا قبل از شروع برنامه درمانی و مجددا پس از گذشت سه ماه از متوقف شدن حملات صرع, مورد مطالعه قرار گرفتند. برخی از کنشهای شناختی همچون هوش (کلامی، عملی و کلی)، حافظه، ادراک فضایی و خودپنداری بیماران با انجام آزمونهای نوروسایکولوژیک مورد ارزیابی واقع شد. محدوده سنی بیماران بین 20 تا 40 و حداقل سطح تحصیلات آنها سوم راهنمایی بود. هیچیک از بیماران در طول شش ماه قبل از شروع درمان سابقه استفاده از داروی ضد صرع نداشتند و بهمنظور کنترل کردن حملات، از داروی ضدتشنج کاربامازپین استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیل دادهها حاکی از این است که نقایص مشاهده شده در هوش و حافظه بیماران صرعی پس از قطع حملات بهبود یافته و این بهبودی از اعتبار آماری در سطح 01/0< p برخوردار است. در حالیکه در ادراک فضایی و خود پنداری بیماران، بهبود قابل ملاحظهای که از نظر آماری معنادار باشد مشاهده نگردید.