مقدمه: مطالعه های پیشین نشان دادهاند عوامل خطر خانوادگی مثل فرزندپروری ضعیف، انضباط بیثبات، خشک، غیرمنعطف و سختگیرانه و استرس والدین خطر ایجاد مشکلات رفتاری و عاطفی را در کودکان افزایش میدهند. فرزندپروری ذهنآگاه در پاسخ به کاستیها و نقدهای وارد به برنامههای فرزندپروری رفتاری بر پایۀ به کار گرفتن اصول ذهنآگاهی تدوین شده است که به والدین اجازه میدهد کودکانشان را بدون پیشداوری درک کنند و در فرزندپروری بیشتر پاسخگو و کمتر واکنشی باشند. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخلۀ فرزندپروری ذهنآگاه بر مشکلات برونیسازی کودکان پسر دبستانی و رفتارهای فرزندپروری مادران آنها در جامعۀ ایران طراحی شده است. روش: پژوهش حاضر پیرو طرحی از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل همراه با پیگیری است. برنامۀ آموزش فرزندپروری ذهنآگاه به عنوان متغیر مستقل و مشکلات برونیسازی کودکان و رفتارهای فرزندپروری مادران آنها، به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شدهاند. جامعۀ مورد مطالعه شامل مادران دارای کودکان پسر دبستانی دچار مشکلات برونیسازی در شهر کرج بود. نمونۀ پژوهش شامل 18 نفر از مادران کودکان دچار مشکلات برونیسازی است که ملاکهای ورود به پژوهش را داشتهاند. نمونهگیری در دو مرحلۀ در دسترس و مبتنی بر هدف انجام شد. از تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر (طرح آمیخته) با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس. نسخه 20، جهت تحلیل دادهها استفاده شده است. نتایج: تحلیل دادهها نشان داد که گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، پس از پایان جلسههای آموزش فرزندپروری ذهنآگاه، کاهش معناداری در نمرۀ کلی نشانههای برونیسازی نشان میدهد. اثر مداخله پس از 2 ماه نیز به شکل معناداری حفظ شد. دیگر یافتۀ مطالعه نشان میدهد گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل، پس از پایان جلسههای آموزش فرزندپروری ذهنآگاه، بهبود معناداری در رفتارهای فرزندپروری و کاهش رفتارهای منفی در تعامل با فرزندشان نشان دادند. اثر مداخله پس از 2 ماه نیز به شکل معناداری حفظ شد. بحث و نتیجهگیری: نتایج از اثربخشی آموزش فرزندپروری ذهنآگاه در کاهش مشکلات برونیسازی و بهبود رفتارهای فرزندپروریِ مادران دارای کودکان پسر دچار مشکلات برونیسازی حمایت میکند. به این ترتیب امکان به کارگیری این روش در نمونههای ایرانی وجود دارد.
مقدمه: اختلال وسواسی جبری ارتباطی (ROCD)، اخیرا در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است. اختلال ROCD، اختلال ناتوان کننده ای هست که تاثیرات منفی زیادی بر زندگی زوجین بر جای می گذارد. سوال پژوهش کنونی این بود که نشانه ها، علل و پیامدهای اختلال ROCD در نمونه ای از فرهنگ ایرانی چگونه است؟روش کار: در پژوهش کنونی، 47 فرد مشکوک به اختلال ROCD مورد مصاحبه کیفی قرار گرفتند. نسخه پژهشی مصاحبه ساختاریافته بالینی برای DSM-5 (SCID-5-RV)، ابزار مطالعه کنونی بود. افراد نمونه از دانشگاه های مختلف تهران از قبیل دانشگاه تهران، شهیدبهشتی، تربیت مدرس، شاهد، خوارزمی، امیرکبیر، صنعتی شریف و خواجه نصیر در بازه زمانی 2018 تا 2020 بر اساس نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. روش تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه کیفی پژوهش کنونی، بر اساس گراندد تئوری با رویکرد گلایزر بود که به صورت دستی نتایج جمع آوری و کدگذاری شدند.نتایج: نتایج نشان داد که اختلال ROCD نتیجه سه مقولهی افکار تکرار شونده راجع به ویژگی های همسر، افکار تکرار شونده راجع به همسر و رفتارهای تکراری راجع به همسر است. فاکتورهای زیربنایی عبارت بود از باورهای وسواسی، شرایط محیطی و اختلالات دیگر، و فاکتورهای آشکارساز عبارت بودند از موقعیت های محرک محیطی و افکار یا تصاویر ذهنی. پیامدهای کوتاه مدت، تفکر، هیجان و رفتار خاص را در بر گرفت؛ و پیامدهای طولانی مدت، تاثیر بر همسر فرد و نشانه های افسردگی و پرخاشگری را شامل شد.نتیجه گیری: بر اساس نتایج، می توان گفت بر اساس چهارچوب DSM-5، ROCD نوعی از اختلال OCD با تم ارتباطی به شمار می رود.
هدف: پژوهش حاضر با هدف وارسی ویژگیهای روان سنجی مقیاس بهزیستی شخصی بزرگسالان در نمونههای بالینی و غیر بالینی ایرانی اجرا شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی بوده و نمونه آن شامل دو گروه غیر بالینی (292 نفر دانشجو) و بالینی (137 نفر از مراجعه کنندگان به کلینیک سلامت خانواده و 111 نفر گروه همتا) بوده که به شیوه نمونه گیری خوشهای (گروه غیر بالینی) و مبتنی بر هدف (گروه بالینی) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه سلامت عمومی(جی. اچ. کیو. -28) و پرسشنامه کوتاه کیفیت زندگی سازمان بهداشت. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که مقیاس یاد شده بر اساس ضریب آلفای کامل (0.89)، و ضریب همبستگی مربوط به باز آزمایی آن (0.79) دارای پایایی مناسبی است. تحلیل عاملی اکتشافی حکایت از اشباع آن از یک عامل داشته و شاخصهای حاصل از تحلیل عاملی تأییدی برازش متوسط مدل را تأیید نمود. همچنین ضرایب همبستگی به دست آمده حاکی از اعتبار همگرای مقیاس با ابزارهای مشابه میباشد. بحث و نتیجهگیری: از یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مقیاس بهزیستی شخصی بزرگسالان دارای ویژگی های روان سنجی قابل دفاع برای مطالعه کیفیت زندگی جمعیت بزرگسال در ایران است.
مقدمه :هدف پژوهش حاضر تعیین تفاوتهای جنسیت در مورد حسادت میان مردان و زنان میباشد. فرض شده است که مردان بیشتر از بیوفایی جنسی، و زنان از بیوفایی عاطفی بیشتر آشفته میشوند. روش: به منظور وارسی سئوالهای تحقیق، نمونههایی از دانشجویان و فرهنگیان استان گلستان برگزیده شدند. جامعه آماری پژوهش حاضر، در برگیرنده کلیه زنان و مردان مجرد و متأهلی بود که در شهرستان گرگان در فاصله سنی 19 تا 30 سال قرار داشتند. نمونه پژوهش این تحقیق شامل دو گروه بود: مردان و زنانی که از بین دانشجویان مجرد دانشگاه گرگان و مردان و زنانی که از بین کارکنان متأهل آموزش و پرورش که متناسب با سن و جنس افراد مجرد به صورت خوشهای انتخاب شدند. در این تحقیق تعداد 200 شرکتکننده مورد بررسی قرار گرفتند که از این تعداد 104 مرد(56 نفر مجرد و 48 نفر متأهل) و96 زن (33 نفر مجرد و 63 نفر متأهل) بودهاند. ابزارهای تحقیق حاضر شامل دو قسمت است: 1) پرسشنامه محقق ساخته در مورد ویژگیهای جمعیت شناختی نمونهها شامل: متغیرهای سن، جنسیت، وضعیت تأهل و تجرد، طول مدت آن، میزان تحصیلات، مکان زندگی، مشخصات همسر 2) سناریوها، که منطبق با تحقیقات خارجی و سؤالهای مرتبط با آنها ارائه شده است. برای انطباق آن با شرایط جامعه ایران و رعایت جنبههای فرهنگی، با رجوع به مردان و زنان در دادگاههای خانواده و محیط عمومی، موارد مورد نظر بیوفایی عاطفی و جنسی در شرایط فرهنگ ایران تدقیق و ترمیم شده است. نتایج: پس از اجرای ابزارهای یاد شده در مورد شرکتکنندهها، دادههای تحقیق بر اساس آزمون تحلیل واریانس چندگانه مورد تحلیل قرار گرفت. خلاصه نتایج به دست آمده نشان داده است که در بخشی از سناریوها، مردان بیشتر از بیوفایی جنسی و زنان بیشتر از بیوفایی عاطفی رنج میبردهاند. بحث و نتیجهگیری: در رابطه با بیوفایی جنسی و عاطفی، تفاوتهای جنسی بین زنان و مردان وجود دارد.
مقدمه: درمان شناختی رفتاری، بهعنوان درمان انتخابی اختلال اضطراب اجتماعی، ضمن حمایتهای فزاینده، با نوساناتی نیز همراه بوده است. بر این اساس، هدف تحقیق حاضر، تعیین و مقایسه اثربخشی و ماندگاری سه الگوی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر «مواجهه با خود»، «مواجهه با موقعیت» و «مواجهه با خود- موقعیت» در درمان این اختلال است. روش: در تحقیق شبه تجربی حاضر، 24 آزمودنی مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی براساس نمره مقیاس پرسشنامه هراس اجتماعی و مصاحبه بالینی براساس مصاحبه بالینی ساختاریافته براساس چهارمین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انتخاب شدند. 18 نفر از مبتلایان بهطور تصادفی به 3 گروه آزمایش (در هر گروه 6 نفر) و 6 نفر به گروه کنترل اختصاص داده شدند و چهار گروه از لحاظ ویژگیهای جمعیت شناختی همتا بودند. 3 گروه آزمایش، هریک تحت درمان یکی از سه الگوی درمان شناختی رفتاری قرار گرفتند و گروه کنترل در انتظار ماند. آزمودنیها قبل از شروع و بعد از اتمام، یک ماه و نیم، 4 ماه و یکسال بعد از اتمام مداخله/ انتظار، علاوه بر مقیاس پرسشنامه هراس اجتماعی، مقیاسهای مقیاس اضطراب اجتماعی لیبویتز، نسخه کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی، مقیاس اضطراب تعامل اجتماعی، مقیاس هراس اجتماعی و مقیاس تصویر خود منفی را تکمیل نمودند. نتایج: مقایسه نتایج چهار گروه بر اساس میانگین تفاضل پیش آزمون- پس آزمون، نشان داد که سه الگوی درمان شناختی رفتاری با گروه کنترل تفاوت معناداری داشته اما با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتهاند. البته میانگین تفاضل گروه مواجهه با خود با گروه کنترل، در تمام متغیرهای وابسته (نمرههای 6 مقیاس اضطراب اجتماعی) تفاوت معناداری داشته، درحالیکه میانگین تفاضل گروه مواجهه با خود-موقعیت و گروه مواجهه با موقعیت با گروه کنترل، در برخی از مقیاسهای ششگانه، تفاوت معنادار را داشته است. یافتهها حاکی از آن است که هر سه الگوی درمانی یادشده دارای ماندگاری اثربخشی بودهاند اما گروه مواجهه با خود، در برخی موارد برتریهایی را نسبت به دو گروه دیگر نشان داده است. بحث و نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که هر سه الگوی درمان شناختی رفتاری مذکور میتوانند در نمونه بالینی ایرانی به کار گرفته شوند، اما در برخی از شواهد گروه مواجهه با خود نسبت به دو گروه دیگر، وضعیت برتری را در نمونه بالینی ایرانی نشان داده است.
مقدمه: یکی از ابزارهایی که در روانشناسی، کاربردهای متعدد بالینی و پژوهشی را بهخود اختصاص دادهاست، سیاهۀ بازنگریشدۀ 90 گویهای نشانههای بیماری میباشد. استفاده از این ابزار نیازمند وارسی ویژگیهای روانسنجی در نمونههای بالینی و غیربالینی است. از طرفی، بهدلیل وقتگیر بودن اجرای نسخۀ اصلی این پرسشنامه، استفاده از نسخ کوتاه این ابزار گسترش یافتهاست. از جمله نسخههای کوتاه «اس. سی. ال. – 90 - آر.» که مورد عنایت پژوهشهای متعددی قرار داشتهاند، سیاهۀ 27 گویهای نشانههای بیماری «اس. سی. ال. - 27»، سیاهۀ 25 گویهای نشانههای بیماری هاپکینز «اِیچ. اس. سی. ال. - 25»، پرسشنامۀ کوتاه نشانههای بیماری «بی. اس. آی. - 18»، سیاهۀ 14 گویهای نشانههای بیماری «اس. سی. ال. - 14»، سیاهۀ 10 گویهای نشانههای بیماری هاپکینز «اِیچ. اس. سی. ال. - 10»، سیاهۀ 9 گویهای نشانههای بیماری «اس. سی. ال. - 9» و سیاهۀ 6 گویهای نشانههای بیماری «اس. سی. ال. - 6» هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، تعیین ویژگیهای روانسنجی نسخههای کوتاه یادشده از «اس. سی. ال. – 90 - آر.» در یک نمونۀ غیربالینی ایرانی بودهاست.روش: در راستای دستیابی به هدف اشارهشده، پس از آمادهسازی نسخۀ فارسی سیاهۀ بازنگریشده 90 گویهای نشانههای بیماری، این سیاهه روی 513 نفر از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد (و دکتری حرفهای) دانشگاه شاهد اجرا شد. نمونهای به حجم 44 نفر از دانشجویان دانشگاه شاهد جهت محاسبۀ ضریب بازآزمایی نسخههای کوتاه «اس. سی. ال. – 90 - آر.»، انتخاب و آزمون با رعایت فاصلۀ زمانی دو هفته برای بار دوم در بین این نمونه، اجرا گردید. بررسی روایی همگرای ابزارهای یادشده، با استفاده از پرسشنامههای زیر صورت پذیرفت: مقیاس 21 گویهای افسردگی، اضطراب و استرس، پرسشنامۀ اضطراب بک، پرسشنامۀ افسردگی بک، پرسشنامۀ 28 گویهای سلامت عمومی، پرسشنامۀ 7 سؤالی اضطراب فراگیر، مقیاس عاطفۀ مثبت و منفی، پرسشنامۀ سوگیری مذهبی شعیری، مقیاس ترس از ارزیابی منفی، مقیاس عزتنفس روزنبرگ، پرسشنامۀ کوتاه اضطراب سلامت. وارسی روایی سازۀ نسخههای کوتاه «اس. سی. ال.»، با بهرهگیری از روش تحلیلعاملی تأییدی و با استفاده از نرمافزارهای «اس. پی. اس. اس. - 23» و «اِی. ام. اُ. اس. - 18» انجام شد. نتایج: نتایج حاصل از تحلیل آماری دادهها، مقادیر قابلقبول و معناداری از روایی ابعاد مربوط به هریک از نسخههای کوتاه سیاهۀ«اس. سی. ال. – 90 - آر.» را در نمونههای غیربالینی نشان داد. اعتبار ابعاد نسخههای مختلف «اس. سی. ال.» با استفاده از روش آلفای کرونباخ بین 0.84 برای نسخۀ «اس. سی. ال. - 9» و 0.92 برای نسخۀ «اِیچ. اس. سی. ال. - 25»، و با استفاده از روش بازآزمایی بین 0.81 برای نسخههای «بی. اس. آی. - 18» و « اس. سی. ال. - 6» و 0.84 برای نسخههای «اِیچ. اس. سی. ال. - 25» و «اِیچ. اس. سی. ال. - 10»، بهدست آمد. همچنین ساختارهای عاملی استاندارد هریک از آنها در نمونههای غیربالینی ایرانی از طریق تحلیلعاملی تأییدی با ریشۀ میانگین مربعات خطای برآورد «آر. ام. اس. ای. اِی.» بین 0.036 برای نسخۀ « اس. سی. ال. - 9» و 0.055 برای نسخۀ « اس. سی. ال. - 14»، تأیید گردید.بحث و نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، میتوان در پژوهشهای روانشناختی و تلاشهای بالینی از نسخههای کوتاه این سیاهه استفاده نمود. هرچند نتایج کنونی، جدید و قابلتوجهاند، اما برای تکمیل آنها، وارسی ویژگیهای روانسنجی در نمونۀ بالینی نیز ضروری است.
مقدمه: اختلال اضطراب اجتماعی را میتوان اختلالی دانست که با ترس از ارزیابی منفی و سطوح بالای اضطراب و اجتناب در موقعیتهای اجتماعی و عملکردی مشخص میشود. هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی تکنیک «آموزش تمرکز بر تکلیف» بر کاهش ترس از ارزیابی منفی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی بود. روش: روش پژوهش از نوع شبه تجربی و شرکتکنندگان در پژوهش حاضر از دانشجویان تمامی مقاطع دانشگاه شاهد بودند که از طریق پرسشنامه هراس اجتماعی (کانور و همکاران، 2000)، مصاحبه نیمه ساختاریافتهی بالینی (فرست، 1996) و فرم کوتاه ترس از ارزیابی منفی (لیری، 1983) مورد بررسی قرار گرفتند. بعد از تأیید اختلال اضطراب اجتماعی، 20 نفر از این افراد بهصورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش (هر گروه 10 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت مداخله با برنامه «آموزش تمرکز بر تکلیف» قرار گرفت و گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. نتایج: یافتهها نشان دادند که بهکارگیری تکنیک «آموزش تمرکز بر تکلیف» باعث کاهش معنادار ترس از ارزیابی منفی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل (t=2.76, P=0.013) شده است. بحث و نتیجهگیری: بنابراین نتایج بهدستآمده در عین اینکه همسو با دیگر نتایج بوده، زمینهای مقدماتی برای استفاده از تکنیک یادشده را در جهت کاهش نشانگان اضطراب اجتماعی در نمونههای ایرانی فراهم ساخته است. هرچند پژوهشهای بعدی باید سودمندی بیشتر این تکنیک را در ابعاد مختلف نمایان سازند.
مقدمه: یکی از ابزارهایی که در روانشناسی، کاربردهای متعدد بالینی و پژوهشی را بهخود اختصاص دادهاست، سیاهۀ بازنگریشدۀ 90گویهای نشانههای بیماری میباشد. استفاده از این ابزار نیازمند وارسی ویژگیهای روانسنجی در نمونههای بالینی و غیربالینی است. از طرفی، بهدلیل وقتگیر بودن اجرای نسخۀ اصلی آن، استفاده از نسخ کوتاه این ابزار گسترش یافتهاست. یکی از این نسخهها، پرسشنامۀ کوتاه نشانههای بیماری میباشد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، تعیین ویژگیهای روانسنجی «اس. سی. ال.-90-آر.» و پرسشنامۀ کوتاه نشانههای بیماری «بی. اس. آی.– 53» در یک نمونۀ غیربالینی ایرانی بودهاست. روش: برای دستیابی به هدف مورد اشاره، ابتدا مقایسۀ چند نمونه از نسخههای فارسی رایج با نسخۀ زبان اصلی و مقایسۀ ترجمهها با آن انجام شد. سپس، نسخۀ ترجمهشدۀ «اس. سی. ال.-90-آر.» آماده گردید. آنگاه، «اس. سی. ال.-90-آر.»، در نمونهای متشکل از 513 دانشجوی کارشناسی و کارشناسی ارشد (و دکتری حرفهای) دانشگاه شاهد اجرا شد. بهمنظور محاسبۀ ضریب بازآزمایی دو ابزار، نمونهای به حجم 44 نفر از دانشجویان دانشگاه شاهد انتخاب شدند و ابزارها با رعایت فاصلۀ زمانی دو هفته برای بار دوم در بین این 44 نفر اجرا گردید. بهمنظور بررسی روایی همگرای این ابزارها، از پرسشنامههای زیر استفاده شد: مقیاس 21 گویهای افسردگی، اضطراب و استرس، پرسشنامۀ اضطراب بک، پرسشنامۀ افسردگی بک، پرسشنامۀ 28 گویهای سلامت عمومی، پرسشنامۀ 7 سؤالی اضطراب فراگیر، مقیاس عاطفۀ مثبت و منفی، پرسشنامۀ سوگیری مذهبی شعیری، مقیاس ترس از ارزیابی منفی، مقیاس عزتنفس روزنبرگ، پرسشنامۀ کوتاه اضطراب سلامت. وارسی روایی سازۀ «اس. سی. ال.-90-آر.» و «بی. اس. آی.-53»، از روش تحلیلعاملی تأییدی استفاده شد. نتایج: نتایج حاصل از تحلیل آماری دادهها، مقادیر قابلقبول و معناداری از روایی و اعتبار ابعاد نُه و ده گانۀ «اس. سی. ال.-90-آر.» و «بی. اس. آی.-53» را در نمونههای غیربالینی نشان داد. همچنین هر دو ساختار نُه و ده عاملی «اس. سی. ال.-90-آر.» و «بی. اس. آی.-53» در نمونههای غیربالینی ایرانی از طریق تحلیلعاملی تأییدی، تأیید شد. بحث و نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش، میتوان در پژوهشهای روانشناختی و تلاشهای بالینی از «اس. سی. ال.-90-آر.» و نسخۀ کوتاه آن، «بی. اس. آی.-53» استفاده نمود. هرچند نتایج کنونی، جدید و قابلتوجهاند، اما برای تکمیل آنها، وارسی ویژگیهای روانسنجی در نمونۀ بالینی نیز ضروری است.
تنظیم هیجانی بهعنوان شیوههایی عمدی و خودکار قلمداد شده است که افراد از رهگذر آن، احساساتشان را مدیریت میکنند. پژوهشهای روزافزونی بر اهمیت تأثیرات راهبردهای تنظیم هیجانی بر متغیرهایی همچون بهزیستی روانشناختی و گسترهای از اختلالات روانشناختی اشاره دارند. آن دسته از افرادی که قادر به استفاده از راهبردهای تنظیم هیجانی سازگارانه و موفق نیستند با پیامدهای منفی گوناگونی نظیر اختلالات خلقی و اختلالات اضطرابی مواجه میشوند. راهبردهای سرکوب فکر، بازداری هیجانی و پذیرش است که در پیشینههای نظری و پژوهشی موردتوجه و مطالعه قرارگرفتهاند. پژوهشگران درصد یافتن اثرات راهبردهای تنظیم هیجانی نامبرده بر سایر پدیدههای روانشناختی هستند. در این راستا، بایستی از دستورالعملهایی برای القای این راهبردها استفاده شود. نهتنها پژوهشها بر اثرات عاطفی، شناختی و اجتماعی راهبردهای تنظیم هیجانی مهر تایید زدهاند، بلکه پژوهشهای بین فرهنگی حاکی از آن هستند که این راهبردها تا حد چشمگیری از فرهنگ متأثر میشوند. از سوی دیگر، برای بهکارگیری این راهبردها در مطالعات ایرانی، در درجه نخست لازم است دستورالعملهای مرتبط با این متغیرها معرفی شود. در مقالهی پیش رو، در عین مروری بر این راهبردها، دستورالعملهای بهکاربرده شده در هر مورد که در پژوهشهای تجربی به کار گرفتهشدهاند، معرفی میشوند.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر طراحی سناریوهای مربوط به بیوفایی عاطفی و جنسی و تعیین ساختار عاملی و همسانی درونی آن در نمونهای از دانشجویان و کارکنان ایرانی بود. روش: 104 نفر مرد و 96 نفر زن با میانگین سنی 19 تا 30 با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. پرسشنامه محققساخته و سناریوها از جمله ابزارهای این تحقیق به شمار میآیند. برای ساخت و اعتباریابی سناریوها، نخست سناریوهای خارجی مرتبط با الگوهای تحقیق ترجمه شد. در گام دوم با مصاحبهی نمونههای عادی و نمونههای مراجعهکننده برای طلاق، زمینهها و موضوعهای مرتبط با حسادت در فرهنگ ایرانی مشخص شد. در گام بعدی با کمک چند تن از اساتید و دانشجویان تحصیلات تکمیلی، سناریوها مورد بازینی و ترمیم قرار گرفتند و در نهایت با اجرای آزمایشی در یک گروه مقدماتی از نمونههای مشابه با نمونههای اولیه، موضوعهای مرتبط با حسادت، مجددا مورد نقد و اصلاح قرار گرفتند. نتایج: در این تحقیق 7 سناریو به دست آمد که در هر سناریو به شکل جداگانه، حسادت عاطفی و جنسی مورد سنجش قرار گرفت و بر اساس الگوی لیکرتی از عدمآشفتگی (صفر) تا آشفتگی خیلی زیاد (هفت)، قابل پاسخگویی بودند. یافتههای تحلیل عامل اکتشافی، دو عامل حسادت جنسی و حسادت عاطفی را نشان داد و یافتههای تحلیل عاملی تاییدی حاکی از برازندگی مناسب این مدل بود. دامنهی همبستگیهای سناریوها از 0.15 تا 0.75 متغیر بود که همگی معنادار به دست آمد و حاکی از همسانی درونی مناسب این ابزار بود. بحث و نتیجهگیری: سناریوهای مربوط به بیوفایی عاطفی و جنسی از ساختار عاملی و همسانی درونی مناسبی برخوردار است. هرچند زمینه اولیه به کارگیری آن در نمونههای ایرانی فراهم شده، اما پژوهشهای گستردهتر باید امکان به کارگیری دقیقتر آن را نمایان سازند.
Background: As a maladaptive psychological function, psychological distress has been predicted by different variables. The aim of the current study was to predict variations in psychological distress according to attachment anxiety with regard to the mediating role of perfectionism. Methods: This descriptive and correlational study was conducted on 280 bachelor and master students of Shahed University, Tehran, Iran. The study subjects were selected using a cluster sampling technique among those studying in the first semester of 2017-18. The employed tools in the present study included Depression, Anxiety and Stress Scale-21 item (DASS-21), Experiences in Close Relationship-Revised (ECR-R), and Frost Multidimensional Perfectionism Scale (FMPS). The obtained data were analyzed using SPSS software (version 23) and AMOS (version 18). Findings: The findings demonstrated that attachment anxiety had a positive significant relationship with anxiety, depression, stress, and perfectionism (P;lt__AWT_NOKT_COMMA__ 0.01). Findings in structural equation modeling confirmed the mediating role of perfectionism in the relationship between attachment anxiety and all three dimensions of psychological distress. Conclusion: The obtained results of the current research confirmed the mediating role of perfectionism in the relationship between attachment anxiety and psychological distress. Therefore, the roles of the mentioned variables are considered important in the development of interpersonal, family, and therapeutic relationships.
اختلال ملال جنسیتی به معنی داشتن احساس پریشانی درباره جنس زیستی خود است که با آن جنسیتی که فرد تجربه و ابراز میکند هماهنگی ندارد. به همین دلیل این افراد از ابعاد گوناگون در جامعه و خانواده تحتفشار و استرس هستند افزون بر دشواریهای اجتماعی، این اختلال زمینهساز بروز تفاوتهای فردی در این افراد نسبت به افراد غیر مبتلا است. هدف از پژوهش حاضر، تعیین تفاوت نتایج مربوط به نمرات متغیرهای محتوای آزمون رورشاخ در افراد دچار اختلال ملال جنسیتی با افراد غیرمبتلا بوده است. پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای علی مقایسهای است. به این منظور 28 بیمار دچار اختلال ملال جنسیتی از میان مراجعین به مراکز تشخیصی و جراحی عمومی در پاییز 1394 و 28 شرکتکننده غیرمبتلا که از نظر ملاکهای مختلف ازجمله سن، جنسیت و تحصیلات با گروه مبتلا همتاسازی شده بودند، به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. آزمودنیها با استفاده از آزمون رورشاخ، منطبق با نظام جامع اکسنر، به شکل انفرادی، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد در متغیرهای: جنسی، طبیعت، جغرافیایی، غذا، گیاهان، خون، آناتومی، چشمانداز، جزئیات بدن انسان، تجارب انسانی افراد مبتلا نمره بالاتری گرفتند و در متغیر وسایل خانگی افراد غیرمبتلا نمرهی بالاتری کسب نمودند. با ملاحظۀ تفاوتهای قابلتوجه در برونفکنیهای اشخاص دچار اختلال ملال جنسیتی و اشخاص غیر مبتلا که با یافتههای پژوهشهای انجامگرفته در فرهنگهای گوناگون دنیا همسو بوده است، میتوان اهمیت این همسویی را برجسته ساخت؛ برونفکنی اشخاص دچار اختلال مذکور در آزمون رورشاخ فرهنگ بسته نیست، ازاینرو بکار بستن آزمون رورشاخ در کار بالینی با این اشخاص به متخصصین برخوردار از توانش کافی پیشنهاد میگردد.
مقدمه: با توجه به نقش دلبستگی ناایمن در تحول و تداوم پریشانی روانشناختی و تأثیر تنظیم هیجان بر مشکلات و اختلالات روانشناختی، هدف پژوهش حاضر، وارسی سهم تنظیم شناختی هیجان در تبیین رابطۀ بین سبک دلبستگی و پریشانی روانشناختی بود. روش: نمونۀ مورد مطالعه، دربرگیرندۀ 300 نفر از دانشجویان کارشناسی و دکتری حرفهای مشغول به تحصیل در دانشگاه شاهد بود. ابزارهای مورداستفاده در این پژوهش شامل مقیاس اضطراب، افسردگی و استرس (DASS-21)، پرسشنامۀ تجارب مربوط به روابط نزدیک (ECR-R) و فرم کوتاه پرسشنامۀ تنظیم شناختی هیجان (CERQ-S) بود. دادههای گردآوریشده با استفاده از نرمافزارهای SPSS-23 و AMOS-18 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان داد که بین اضطراب دلبستگی با مؤلفههای اضطراب، افسردگی و استرس و نیز تنظیم غیرانطباقی هیجان رابطۀ مثبت و معنادار وجود دارد. یافتههای برآمده از معادلات ساختاری و آزمون سوبل بیانگر تأیید نقش واسطهای متغیر تنظیم غیرانطباقی هیجان در رابطۀ بین اضطراب دلبستگی و مؤلفههای پریشانی روانشناختی بود. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر، نقش واسطهای متغیر تنظیم غیرانطباقی هیجان را در رابطۀ بین اضطراب دلبستگی و مؤلفههای پریشانی روانشناختی نمایان ساخت. بدینسان میتوان در گسترۀ روابط بینفردی، تربیتی، خانوادگی و درمانی به متغیرهای یادشده توجه نمود.
مقدمه: چندش، یکی از شش هیجان اولیهای است که توسط داروین معرفی شد. از جمله ابزارهای سنجش این هیجان، مقیاس حساسیت و گرایش به تجربه چندش است. این مطالعه با هدف بررسی ساختار عاملی و ویژگیهای روانسنجی این مقیاس در جامعه ایرانی صورت گرفت. روش: این مطالعه از نوع پژوهشهای توصیفی محسوب میگردد. نمونه مورد مطالعه شامل 391 دانشجوی دانشگاه شاهد بود که به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده مقیاس حساسیت و گرایش به تجربه چندش، مقیاس تجدیدنظر شده چندش و مقیاس وسواس پادوآ بود. ساختار عاملی پرسشنامه با استفاده از روش تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، اعتبار همگرا و پایایی بازآزمایی و همسانی درونی مقیاس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج حاصل از تحلیل عامل اکتشافی، حاکی از چهار عامل گرایش به تجربه هیجان چندش، حساسیت به هیجان چندش، گرایش به اجتناب از محرکهای چندشآور و حساسیت به نتایج هیجان چندش، در این مقیاس بود. تحلیل عامل تأییدی، الگوی چهار عاملی حاصله و الگوی دوعاملی فرم 12 سؤالی را تائید کرد. همچنین، اعتبار همگرا و پایایی این مقیاس نیز خوب بود. بحث و نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر مبین آن است که این مقیاس در نمونه دانشجویی ایرانی از ساختاری عاملی و پایایی و اعتبار مطلوبی برخوردار است. لذا میتوان از این مقیاس در نمونههای ایرانی استفاده کرد.
The relationship of the Intolerance of uncertainty and worry and metacognitive beliefs in people with depressive symptoms
مقدمه با توجه به اهمیت نشانگان منفی افسردگی و عواطف منفی در بهزیستی روانی، هدف از مطالعه حاضر تعیین اثربخشی الگوی درمانی کاهش استرس براساس ذهن آگاهی بر عواطف مثبت و منفی وکاهش نشانگان افسردگی در جمعیت غیربالینی است. روش کار پژوهش حاضر از نوع شبه آزمایشی است. جامعهی آماری شامل تمام دانشجویان دختر مقطع کارشناسی در تمامی دانشکدههای دانشگاه شاهد تهران میباشد. پس از انتخاب آزمودنیهای واجد شرایط، افراد به صورت تصادفی در دو گروه درمان کاهش استرس براساس ذهن آگاهی(11 نفر) و گروه کنترل (9 نفر) قرار گرفتند. اعضای گروه آزمایش به مدت دو ماه (هشت جلسه) در بازده زمانی آبان تا دی ماه در دورهی درمانی که در دانشکده انسانی دانشگاه شاهد تهران برگزار شد، شرکت کردند، در حالی که کنترل هیچ نوع درمانی دریافت نکردند. پرسش نامهی افسردگی بک (II) و مقیاسهای عاطفه مثبت و منفی پاناس قبل و بعد از دوره درمانی به آزمودنیهای هر دو گروه داده شد. دادههای حاصل با استفاده از آزمون مقایسه دو گروه یومن ویتنی و آزمون ویلکاکسون و از طریق نرم افزار SPSS تحلیل گردید. نتایج الگوی درمانی کاهش استرس براساس ذهن آگاهی منجر به کاهش سطح نشانگان افسردگی و عاطفهی منفی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد اما در سطح عاطفهی مثبت شرکت کنندگان تغییری ایجاد نکرد. براین اساس میتوان این الگوی درمانی را با رعایت احتیاطهای بالینی در قشر دانشجویی و جمعیت غیر بالینی به کار گرفت. نتیجه گیری براساس نتایج، درمان کاهش استرس براساس ذهن آگاهی در کاهش نشانگان افسردگی و عاطفهی منفی جمعیت غیربالینی موثر میباشد.