زمینه و هدف: تجارب اولیه دوره داخل رحمی برای جنین، پایه ی حیاتی تمام دوران زندگی بوده؛ بنابراین توجه به آن می تواند منجر به کاهش بی عدالتی سلامت در درون یک نسل را فراهم نماید. هدف از پژوهش حاضر، تعیین ارتباط بین عوامل ساختاری و بینابینی تعیین کننده های اجتماعی سلامت با وزن کم هنگام تولد در ایران بود. روش بررسی: این مطالعه مرور سیستماتیک و فراتحلیل بر اساس مطالعات انجام شده در ایران با جستجوی پیشرفته در پایگاه های اطلاعاتیIranmedex, Magiran, SID, Irandoc PubMed, ،Google Scholar و Scopus و با استفاده از کلید واژه های تعیین کننده های اجتماعی سلامت، وزن کم هنگام تولد و معادل انگلیسی آنها از بین کلیه مقالات سالهای2000- 2016 تدوین گردید، نتایج مطالعات مرتبط توسط دو نفر به طور مجزا استخراج و با استفاده از چک لیست استروپ مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس داده ها با استفاده از مدل تصادفی با هم ترکیب شده و ناهمگنی مطالعات با استفاده از شاخص I2 بررسی و آنالیز داده ها نیز با استفاده از نرم افزار STATA نسخه 11 انجام شد. یافته ها: در این مرور سیستماتیک و فراتحلیل 30 مقاله وارد آنالیز شدند. تعداد کل نمونه در مطالعه حاضر42142 نفر بودند. نسبت شانس کلی برآورد شده برای ارتباط عوامل ساختاری و بینابینی تعیین کننده های اجتماعی سلامت با وزن کم هنگام تولد52/1 (85/1-24/1 درصد: فاصله اطمینان 95درصد) و24/2 (71/2-85/1 درصد: فاصله اطمینان 95درصد) بود. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت وزن هنگام تولد در سلامت نوزادان باید اقدامات اساسی در جهت پیشگیری از وقوع این پیامد مهم از طریق شناسایی افراد در معرض خطر و عوامل موثر در بروز آن، بهبود استاندارد های زندگی، افزایش مراقبت های منظم پره ناتال، مشاوره های قبل از بارداری و بهبود وضعیت تغذیه ای زنان باردار صورت گیرد. کلید واژه ها: وزن کم هنگام تولد، پیامد بارداری، تعیین کننده های اجتماعی سلامت، متاآنالیز
مقدمه: دیابت بارداری یک مشکل بهداشتی در حال افزایش در سراسر دنیا و یکی از شایعترین عوارض بارداری میباشد که آثار متعددی بر مادر و جنین میگذارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقالات انجام شده در ارتباط با دیابت بارداری و ارتباط تعیینکنندههای اجتماعی سلامت با آن در ایران انجام شد. روشکار: در این مطالعه مرور سیستماتیک مقالات چاپ شده موجود در پایگاههای اطلاعاتی Iranmedex، Magiran، SID، Irandoc، pubmed و Google Scholar جستجو شدند. جستجو کامل با استفاده از کلید واژههای دیابت بارداری، عوامل خطر، تعیینکننده ساختاری، تعیین کننده بینابینی، شیوع، ایران برای مقالات فارسی و معادل آنها برای مقالات انگلیسی انجام شد. پس از تکمیل جستجو و ارزیابی مقالات با استفاده از چک لیست، تعداد 42 مقاله که در سالهای 2000- 2016 در ایران انجام شده بود، وارد مطالعه شدند. یافتهها: از مجموع42 مطالعه مورد بررسی، 14 مطالعه عوامل مرتبط با دیابت بارداری، 8 مطالعه عوامل مرتبط با دیابت بارداری و شیوع دیابت بارداری و 20 مطالعه تنها شیوع دیابت بارداری را گزارش کرده بودند. شیوع دیابت بارداری بین 9/29-25/1% گزارش شده است. عوامل مرتبط با دیابت بارداری در مقالات شامل: عوامل ساختاری (تحصیلات، شغل، درآمد، طبقه اجتماعی و قومیت)، عوامل بینابینی (استرس، حمایت اجتماعی، خشونت، ناامنی غذایی، رفتارهای بهداشتی نادرست) و مراقبتهای بهداشتی بودند. نتیجهگیری: دیابت بارداری یک مشکل شایع است که فاکتورهای متعددی از عوامل تعیینکننده اجتماعی سلامت با آن در ارتباط هستند. لذا در بسیاری از موارد اتخاذ مداخلات مناسب از جمله آموزش، خودمراقبتی و افزایش مراقبتهای دوران بارداری برای کاهش این پیامد و عوارض بعدی آنها در افراد پرخطر ضروری به نظر میرسد.
مقدمه: ویروس هپاتیت B شایعترین ویروس تهدید کننده سلامت انسان و یک بیماری منتقله از راه جنسی و خونی است. مطالعات بیانگر اثرات منفی عفونت های ویروسی بر باروری انسان بوده و در حال حاضر استفاده از تکنیکهای کمک باروری در افراد مبتلا به عفونت های منتقله جنسی در حال افزایش است. مطالعه حاضر با هدف بررسی چالشهای باروری و پیامد فناوری کمک باروری زوجین مبتلا به عفونت هپاتیت B و چگونگی انتقال عفونت از سلولهای جنسی انجام شد. روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مروری است که دادههای آن از مقالات بانکهای اطلاعاتیGoogle scholar ، Medline (PubMed)، Cochran و Science direct جمعآوری شد. جستجوی جامع با استفاده از کلیدواژههای Hepatitis Bو (infertility، male infertility، Female infertility، ART،Father to fetal transmission) انجام شد. با استفاده از قابلیت جستجوی پیشرفته، تمام مقالات چاپ شده طی 5 سال اخیر (2015-2010) که به زبان انگلیسی و دارای متن کامل بودند، انتخاب و پس از بررسی اولیه و جستجو بر اساس فهرست منابع، 43 مقاله وارد مطالعه شدند. یافته ها: در مطالعه حاضر به جنبههای مختلفی از مسائل مرتبط با زوجین نابارور و بارور مبتلا به هپاتیت B که خواهان استفاده از فناوری کمک باروری هستند، پرداخته شد. نتایج بدست آمده نشان داد که اولاً غربالگری در زوجین مبتلا و افراد اهداءکننده سلول های جنسی، برای انجام اقدامات لازم و مشاوره مناسب بایستی الزامی شود ثانیاً ویروس هپاتیت در سلولهای جنسی مخصوصاً به صورت آزاد و ادغام یافته با DNA میتواند اثرات منفی بر باروری و پیامد روشهای کمک باروری داشته و می تواند از طریق سلولهای جنسی به جنین انتقال یابد و در نهایت این که از شستشوی اسپرم و فناوری کمک باروری، میتوان برای پیشگیری از انتقال ویروس استفاده نمود. نتیجه گیری: یافتههای پژوهش بیانگر اهمیت انجام غربالگری و استفاده از فناوری کمک باروری برای کاهش خطر انتقال عفونت هپاتیت B میباشد.
مقدمه: روش مراقبت کانگورویی، یک مراقبت استاندارد شده و بر اساس پروتکل است و اساس آن، تماس پوست با پوست بین نوزاد و مادر و هدف آن، توانمندسازی مادر است تا به تدریج مهارت ها و مسئولیت پذیری برای نگهداری نوزاد را بیابد و برای مواجه با نیازهای روحی و جسمی نوزاد توانمند شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر روش مراقبت کانگورویی بر وضعیت سلامت عمومی مادر پس از زایمان انجام شد. روش کار: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1393 بر روی 100 زن زایمان کرده در بیمارستان امام خمینی اهواز انجام شد. شرکت کنندگان به دو گروه مراقبت کانگورویی و مراقبت معمول از نوزاد تقسیم شدند و تا 2 ماه پس از زایمان جهت ارزیابی سلامت عمومی مورد پیگیری قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ویژگی های دموگرافیک و پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ است تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 19) و آزمون های تی مستقل، کای دو و آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنی دار در نظر گرفته شد. یافته ها: بر اساس نتایج مقیاس های فرعی پرسشنامه سلامت عمومی گلدنبرگ قبل از مطالعه در افراد گروه مورد مداخله، بیش ترین اختلال مربوط به کارکرد اجتماعی (98%) و کمترین اختلال مربوط به افسردگی (44%) بود و در ارزیابی هفته اول، ماه اول و ماه دوم بعد از مداخله نمره آیتم های سلامت عمومی بهبود یافته بود. بیشترین و کمترین اختلال مربوط به نتایج نمره کل سلامت عمومی در گروه مداخله، به ترتیب قبل از مداخله (98%) و در ماه اول و دوم بعد از مداخله (0%) بود. نتیجه گیری: تماس پوستی مادر و نوزاد در بهبود آیتمهای سلامت عمومی (سلامت جسمانی، اضطراب، عملکرد اجتماعی و افسردگی) مؤثر است. لذا با توجه به مفید بودن و بدون هزینه بودن آن، به منظور پیشبرد سلامت مادر و با توجه به سایر فواید آن، انجام آن بعد از زایمان به مادران توصیه میشود.
مقدمه: یائسگی مرحلهای از زندگی است که توقف دائمی قاعدگی به دلیل از دست دادن فعالیت فولیکولهای تخمدانی رخ میدهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان فعالیت فیزیکی و ارتباط آن با شدت علائم یائسگی انجام شد. روش کار: این مطالعه مقطعی در سال 1392 بر روی 600 زن یائسه انجام شد. نمونه گیری به صورت خوشهای انجام شد. اطلاعات مطالعه با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته ویژگی های فردی (سن، تحصیلات، شغل، وضعیت اقتصادی اجتماعی، وضعیت تأهل، تعداد بارداری)، پرسشنامه بین المللی فعالیت فیزیکی و پرسشنامه استاندارد علائم یائسگی جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 21) و آزمون های کولموگروف اسمیرنوف و ضریب همبستگی اسپیرمن انجام شد. میزان p کمتر از 01/0 معنی دار در نظر گرفته و همزمان (05/0>p) نیز بررسی شد. یافتهها: بیشترین شکایت افراد از علائم یائسگی در مقیاس متوسط، شدید و خیلی شدید مربوط به اختلالات خواب (39%)، درد عضلانی (5/42%) و گرگرفتگی (2/23%) بود. انجام کار روزانه، حمل و نقل و اوقات فراغت با گرگرفتگی، ناراحتی های قلبی، اختلالات خواب، افسردگی، کاهش میل جنسی، بی اختیاری، خشکی واژن و درد عضلانی ارتباط معکوس و امور مرتبط با کار منزل نیز با ناراحتی های قلبی و درد عضلانی ارتباط معکوس و معنی داری داشت (05/0>p). نتیجهگیری: ورزش در تثبیت گردش خون طبیعی و سایر فعالیتهای فیزیولوژیک بدن در دوران یائسگی نقش بسیار مهمی دارد.
مقدمه: بلوغ، دوره تکاملی بین کودکی و بزرگسالی است که با ظاهر شدن صفات ثانویه جنسی شروع شده و تا تکامل کامل جنسی و توانایی تولید مثلی ادامه دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین الگوی بلوغ در دختران شهر اهواز انجام شد. روشکار: این مطالعه مقطعی در سال 92-1391 بر روی 1680 دختر 15-5 ساله شهر اهواز انجام شد. نمونهگیری به صورت خوشهای انجام شد. دانشآموزان جهت تعیین صفات ثانویه جنسی، تحت معاینه به صورت مشاهده و لمس قرار گرفتند. همچنین سن منارک دانشآموزان پرسیده و ثبت شد. داده ها پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و روش های آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: میانگین سن مرحله دوم تکامل پستان و موهای عانهبه ترتیب 52/9 و 86/9 سالگی بود. از کل دانش آموزان مورد مطالعه، 566 نفر (69/33%) منارک را تجربه کرده بودند که میانگین سن آن 86/11 سالگی بود. از 1680 دانش آموزان، 1619 نفر (4/96%) بلوغ طبیعی، 15 نفر (1/6%) بلوغ زودرس و 2 نفر (1/2%) بلوغ دیررس داشتند. نتیجهگیری: نتایج نشان دهنده شروع تکامل بلوغ در سن پایین تری نسبت به مطالعات انجام شده در ایران و جهان می باشد. لذا مطالعه حاضر می تواند اطلاعات پایه، برای آنالیزهای آینده و مقایسه های بین المللی باشد.
مقدمه: بلوغ، دوره تکاملی بین کودکی و بزرگسالی است که با ظاهر شدن صفات ثانویه جنسی شروع شده و تا تکامل کامل جنسی و توانایی تولید مثلی ادامه دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین الگوی بلوغ در دختران شهر اهواز انجام شد. روشکار: این مطالعه مقطعی در سال 92-1391 بر روی 1680 دختر 15-5 ساله شهر اهواز انجام شد. نمونهگیری به صورت خوشهای انجام شد. دانشآموزان جهت تعیین صفات ثانویه جنسی، تحت معاینه به صورت مشاهده و لمس قرار گرفتند. همچنین سن منارک دانشآموزان پرسیده و ثبت شد. داده ها پس از گردآوری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS (نسخه 16) و روش های آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: میانگین سن مرحله دوم تکامل پستان و موهای عانهبه ترتیب 52/9 و 86/9 سالگی بود. از کل دانش آموزان مورد مطالعه، 566 نفر (69/33%) منارک را تجربه کرده بودند که میانگین سن آن 86/11 سالگی بود. از 1680 دانش آموزان، 1619 نفر (4/96%) بلوغ طبیعی، 15 نفر (1/6%) بلوغ زودرس و 2 نفر (1/2%) بلوغ دیررس داشتند. نتیجهگیری: نتایج نشان دهنده شروع تکامل بلوغ در سن پایین تری نسبت به مطالعات انجام شده در ایران و جهان می باشد. لذا مطالعه حاضر می تواند اطلاعات پایه، برای آنالیزهای آینده و مقایسه های بین المللی باشد.