مقاله پژوهشیمقدمه: مطالعهی حاضر با هدف بررسی ارتباط علی مقایسهای اختلال استرس پس از تروما و افسردگی با رفتار مقابلهای والدین ایرانی در دوران اپیدمی کووید-19 انجام گردید.روشها: این مطالعه از نوع مقطعی است که بر روی والدین دارای نوزاد متولد شده در دوران پاندمی کووید-19 مراجعهکننده به مراکز جامع سلامت منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به مدت یکسال انجام شد. روش نمونهگیری به صورت طبقهای و سپس سهمیهای بود. ابزار مطالعه، مشخصات فردی و مامایی، پرسشنامهی افسردگی بک، پرسشنامه اختلال استرس پس از تروما در مادران و پدران و پرسشنامهی استراتژیهای مقابلهای بود. جهت آنالیز آماری از روش تحلیل مسیر با استفاده از نرمافزار لیزرل استفاده شد.یافتهها: مطالعه بر روی 203 مادر و 206 پدر انجام شد. بر اساس نتایج تحلیل مسیر در گروه مادران، نمرهی اختلال استرس پس از تروما بیشترین ارتباط علی مثبت را با حیطهی سوء مصرف مواد و بیشترین ارتباط منفی معنیدار را با حیطهی حمایت عاطفی داشت. در این گروه، نمرهی افسردگی، ارتباط علی مثبت را با حیطهی سوء مصرف مواد و بیشترین ارتباط منفی معنیدار با مقابلهی فعال داشت. در گروه پدران، نمرهی افسردگی بیشترین ارتباط علی مثبت با حیطهی سوء مصرف مواد و ارتباط منفی را با حیطهی مقابلهی فعال داشت.نتیجهگیری: با توجه به نتایج تدوین اقدامات حمایتی و مداخلات مناسب درمانی از جمله حمایت عاطفی و آگاهی از استراتژیهای مقابلهای فعال در والدین و عوارض سوء مصرف مواد، میتواند نقش مؤثری در روند مراقبت از نوزاد داشته باشد.
هدف : هدف از این مطالعه تعیین رابطه بین روش زایمان با سطح هورمونهای عملکردی تیروئید و گازهای خونی در بند ناف نوزاد درهنگام تولد می باشد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه تحلیلی است که در بیمارستان شهید اکبرآبادی تهران انجام شد. در این پژوهش 240 زن باردار ترم و بدون سابقه ی مشکلات تیروئیدی، بررسی شدند. افراد بر حسب روش زایمان به سه گروه زایمان طبیعی، زایمان سزارین اورژانس و زایمان سزارین انتخابی تقسیم شدند. بلافاصله پس از تولد نوزاد، 5 سی سی نمونه خون وریدی از بند ناف نوزادان جمع آوری می شد و روی آن آزمایش های هورمون محرک تیروئیدی (TSH)، ترییدوتیرونین (T3) و تیروکسین (T4) و نیز گازهای خونی شامل فشار اکسیژن ورید نافی (PO2)، فشار دیاکسیدکربن (PCO2)، میزان اشباع اکسیژن (O2saturation) و PH بند ناف نوزادان متولد شده در آزمایشگاه اندازهگیری گردید. نتایج: میانگین سطح TSH در گروه سزارین اورژانس بیشتر از زایمان طبیعی (001/0=P) و همچنین بیشتر از سزارین انتخابی (034/0=P) بود. از طرفی بین زایمان طبیعی و سزارین انتخابی نیز اختلاف معنی داری وجود داشت(001/0=P). میانگین pH و PO2 در گروه سزارین انتخابی بیشتر از گروه زایمان طبیعی (024/0=P و 001/0=P) و همچنین بیشتر از میانگین آن در گروه سزارین اورژانس بود (014/0=P و 037/0=P). بین دو گروه زایمان طبیعی و سزارین انتخابی اختلاف معنی داری وجود نداشت(05/0
مقدمه: واژینوز باکتریال، شایعترین نوع واژینیت در زنان سنین باروری است که توسط معیارهای بالینی آمسل و یا سیستم نمرهدهی میکروسکوپی ناجنت (رنگآمیزی گرم)، تشخیص داده میشود. مطالعه حاضر با هدف مقایسه معیارهای بالینی آمسل با روش استاندارد رنگآمیزی گرم در تشخیص واژینوز باکتریال انجام شد. روشکار: این مطالعه تجربی بهمنظور مقایسه معیارهای بالینی آمسل با روش استاندارد رنگآمیزی گرم در تشخیص واژینوز باکتریال در سال 95-1394 بر روی 100 زن متأهل مراجعهکننده به درمانگاههای زنان شهر خرمآباد انجام شد. سیستم نمرهدهی ناجنت بهعنوان روش تشخیصی استاندارد طلایی واژینوز باکتریال در نظر گرفته شد. حساسیت، ویژگی، ارزش اخباری مثبت و ارزش اخباری منفی معیارهای آمسل با سیستم نمرهدهی ناجنت مقایسه گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS (نسخه 20) انجام شد. میزان p کمتر از 05/0 معنیدار در نظر گرفته شد. یافتهها: میانگین سن، طول مدت ازدواج، سن اولین قاعدگی و اولین بارداری واحدهای پژوهش به ترتیب 93/8±96/31، 50/3± 96/18، 85/0±99/12 و 84/3±03/20 سال بود. در ارزیابی ارزش تشخیصی سیستم نمرهدهی ناجنت در مقایسه با معیارهای آمسل، معیارهای آمسل دارای حساسیت 100%، ویژگی 46%، ارزش اخباری مثبت 5/92% و ارزش اخباری منفی 100% بود. نتیجهگیری: معیارهای آمسل بهاندازه سیستم امتیازدهی ناجنت در تشخیص این عفونت دقت ندارند و رنگآمیزی گرم برای تشخیص صحیح واژینوز باکتریال نیاز است.
مقایسه اثر درمانی مترونیدازول خوراکی تولم با کرم واژینال جاشیر و مترونیدازول خوراکی بر واژینوزباکتریال , مقایسه اثر درمانی مترونیدازول خوراکی تولم با کرم واژینال جاشیر و مترونیدازول خوراکی بر واژینوزباکتری... , کتابخانه دیجیتالی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی شهید بهشتی
زمینه و هدف: تجارب اولیه دوره داخل رحمی برای جنین، پایه ی حیاتی تمام دوران زندگی بوده؛ بنابراین توجه به آن می تواند منجر به کاهش بی عدالتی سلامت در درون یک نسل را فراهم نماید. هدف از پژوهش حاضر، تعیین ارتباط بین عوامل ساختاری و بینابینی تعیین کننده های اجتماعی سلامت با وزن کم هنگام تولد در ایران بود. روش بررسی: این مطالعه مرور سیستماتیک و فراتحلیل بر اساس مطالعات انجام شده در ایران با جستجوی پیشرفته در پایگاه های اطلاعاتیIranmedex, Magiran, SID, Irandoc PubMed, ،Google Scholar و Scopus و با استفاده از کلید واژه های تعیین کننده های اجتماعی سلامت، وزن کم هنگام تولد و معادل انگلیسی آنها از بین کلیه مقالات سالهای2000- 2016 تدوین گردید، نتایج مطالعات مرتبط توسط دو نفر به طور مجزا استخراج و با استفاده از چک لیست استروپ مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس داده ها با استفاده از مدل تصادفی با هم ترکیب شده و ناهمگنی مطالعات با استفاده از شاخص I2 بررسی و آنالیز داده ها نیز با استفاده از نرم افزار STATA نسخه 11 انجام شد. یافته ها: در این مرور سیستماتیک و فراتحلیل 30 مقاله وارد آنالیز شدند. تعداد کل نمونه در مطالعه حاضر42142 نفر بودند. نسبت شانس کلی برآورد شده برای ارتباط عوامل ساختاری و بینابینی تعیین کننده های اجتماعی سلامت با وزن کم هنگام تولد52/1 (85/1-24/1 درصد: فاصله اطمینان 95درصد) و24/2 (71/2-85/1 درصد: فاصله اطمینان 95درصد) بود. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت وزن هنگام تولد در سلامت نوزادان باید اقدامات اساسی در جهت پیشگیری از وقوع این پیامد مهم از طریق شناسایی افراد در معرض خطر و عوامل موثر در بروز آن، بهبود استاندارد های زندگی، افزایش مراقبت های منظم پره ناتال، مشاوره های قبل از بارداری و بهبود وضعیت تغذیه ای زنان باردار صورت گیرد. کلید واژه ها: وزن کم هنگام تولد، پیامد بارداری، تعیین کننده های اجتماعی سلامت، متاآنالیز
زمینه و هدف: دیسمنوره شایع ترین اختلال تجربه شونده در زمینه بیماری های زنان می باشد وبا توجه به اثرات آن بر فعالیت های روزانه و بروز مشکلات جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی مطالعه ای با هدف مقایسه استرس و خود مراقبتی در دختران مبتلا و غیر مبتلا به دیسمنوره اولیه انجام شد. روش و مواد: این مطالعه به صورت توصیفی مقایسه ای با مشارکت 250 نفر از دانشجویان مبتلا و غیر مبتلا به دیسمنوره اولیه در دانشگاه علوم پزشکی ساری در سال 1394 انجام گردید. روش نمونهگیری در این تحقیق بهصورت غیر تصادفی و به صورت در دسترس گرفته شد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامه های استرس و خود مراقبتی انجام گردید و با استفاده از آزمونهای t مستقل، Chi-square و مدل رگرسیون لجستیک مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها : دو گروه اختلاف آماری معنا داری از نظرشاخص توده بدنی، سن منارک، طول مدت قاعدگی، فواصل بین قاعدگی، رژیم غذایی، وضعیت اجتماعی اقتصادی نداشتند. میانگین )انحراف معیار( استرس در گروه مبتلا به دیسمنوره 5/46 (2/12) و در گروه عدم مبتلا 3/43 (2/2) بوده و اختلاف آماری معنا داری در دو گروه مبتلا و غیر مبتلا به دیسمنوره از نظر استرس مشاهده گردید (04/0=P) ولی از نظر خود مراقبتی اختلاف معنی دار آماری مشاهده نشد (12/0=P). نتیجه گیری با توجه به یافته های پژوهش می توان با دوری از استرس میزان دیسمنوره اولیه را در دختران کاهش داد.
مقدمه: دیابت بارداری یک مشکل بهداشتی در حال افزایش در سراسر دنیا و یکی از شایعترین عوارض بارداری میباشد که آثار متعددی بر مادر و جنین میگذارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی مقالات انجام شده در ارتباط با دیابت بارداری و ارتباط تعیینکنندههای اجتماعی سلامت با آن در ایران انجام شد. روشکار: در این مطالعه مرور سیستماتیک مقالات چاپ شده موجود در پایگاههای اطلاعاتی Iranmedex، Magiran، SID، Irandoc، pubmed و Google Scholar جستجو شدند. جستجو کامل با استفاده از کلید واژههای دیابت بارداری، عوامل خطر، تعیینکننده ساختاری، تعیین کننده بینابینی، شیوع، ایران برای مقالات فارسی و معادل آنها برای مقالات انگلیسی انجام شد. پس از تکمیل جستجو و ارزیابی مقالات با استفاده از چک لیست، تعداد 42 مقاله که در سالهای 2000- 2016 در ایران انجام شده بود، وارد مطالعه شدند. یافتهها: از مجموع42 مطالعه مورد بررسی، 14 مطالعه عوامل مرتبط با دیابت بارداری، 8 مطالعه عوامل مرتبط با دیابت بارداری و شیوع دیابت بارداری و 20 مطالعه تنها شیوع دیابت بارداری را گزارش کرده بودند. شیوع دیابت بارداری بین 9/29-25/1% گزارش شده است. عوامل مرتبط با دیابت بارداری در مقالات شامل: عوامل ساختاری (تحصیلات، شغل، درآمد، طبقه اجتماعی و قومیت)، عوامل بینابینی (استرس، حمایت اجتماعی، خشونت، ناامنی غذایی، رفتارهای بهداشتی نادرست) و مراقبتهای بهداشتی بودند. نتیجهگیری: دیابت بارداری یک مشکل شایع است که فاکتورهای متعددی از عوامل تعیینکننده اجتماعی سلامت با آن در ارتباط هستند. لذا در بسیاری از موارد اتخاذ مداخلات مناسب از جمله آموزش، خودمراقبتی و افزایش مراقبتهای دوران بارداری برای کاهش این پیامد و عوارض بعدی آنها در افراد پرخطر ضروری به نظر میرسد.
لتحميل النسخة الكاملة لهذه المقالة انقر هناالسابقة و الأهداف: بالرغم من أن الحمل يعتبر عملا طبيعيا للنساء لكنه في الوقت نفسه يعتبر تجربة مرهقة. هذه الخبرة تصاحب التغيرات النفسية والجسدية الواسعة وتجعل النساء في الصدمة نفسيا. إحدى مكونات الحياة السليمة هي الانتباه إلى الاحتياجات المعنوية. والمعنویة تقدر أن تعلي نمط حياة الإنسان وتخفض السلوكيات المضرة شيئا فشيئا. وفقا للمعلومات الموجودة، قد تم بحث بعنوان «تضامن المعنویة ورفاهية علم النفس مع الإجهاد الخاص لفترة الحمل في النساء المراجعات إلى المراكز الصحية في مدينة دهدشت» سنة 2015م.المواد و الأساليب: قد تمت هذه الدراسة في النوع الوصفی التضامني في 450 مرأة حاملا مراجعة إلى المراكز الصحية في مدينة دهدشت. وتم جمع المعلومات بالاستفادة من الاستمارات الفردية - الاجتماعیة، والإجهاد الخاص لفترة الحمل والمعنویة ورفاهية علم النفس، كما تم تحليل المعطيات بالاستفادة من البرمجة spss(الإصدار20).المكشوفات: قد كشفت مكشوفات الحاصلة من البحث أن بین المعنویة وبين الإجهاد لفترة الحمل(156/0r=) وبين رفاهية علم النفس والإجهاد لفترة الحمل(294/0r=) تضامنا. لتعيين حصة المكونات الفرعية للمعنوية في إجهاد الحمل، كشفت النتائج أن الصحة الدينية والصحة المعنوية تؤثران في إجهاد الحمل، و في تعيين حصة المكونات الفرعية لرفاهية علم النفس، بإمكان الرفاهية الهادفة للحياة ولرفاهية الاستقلال أن تؤثرا في إجهاد الحمل( 01/0p=).النتیجة: قد كشفت النتائج أن بین المعنویة ورفاهية علم النفس وبين الإجهاد لفترة الحمل تضامنا. وبما أن لأي من المتغيرين أي المعنویة ورفاهية علم النفس، تأثيرا في مهارات المواجهة مع الإجهاد، نقترح التخطيط لتخفيض الإجهاد والضغط العصبي.لتحميل النسخة الكاملة لهذه المقالة انقر هنا
سابقه و اهداف: اگرچه بارداری عملکردی طبیعی برای زنان به حساب میآید؛ ولی در عین حال تجربهیی پراسترس تلقی میشود. این تجربه با تغییرهای گستردهی روانی و جسمی همراه است و زنان را از نظر روانی آسیبپذیر میکند . یکی از اجزای زندگی سالم، توجه به نیازهای معنوی است؛ معنویت میتواند سبک زندگی انسان را اعتلا بخشد و رفتارهای آسیبزا را به تدریج کاهش دهد. با توجه به اطلاعات موجود، پژوهشی با عنوان همبستگی بین معنویت و بهزیستی روانشناختی؛ و استرس مختص دوران بارداری در زنان مراجعهکننده به مراکز بهداشتی شهر دهدشت در سال 1394 انجام شده است. مواد و روشها: این پژوهش به روش توصیفی- همبستگی، بر روی 450 زن باردار مراجعهکننده به مرکزهای بهداشتی شهر دهدشت انجام شده است. اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای فردی- اجتماعی، استرس مختص دوران بارداری؛ معنویت و بهزیستی روانشناختی جمعآوری و دادهها با استفاده از نرمافزار spss(نسخهی 20)، تحلیل شده است. یافتهها: افتههای حاصل از تحقیق نشان داده است که بین معنویت با استرس بارداری(156/0r=) و همچنین بین بهزیستی روانشناختی با استرس بارداری، همبستگی وجود دارد(294/0r=). برای تعیین سهم خردهمؤلفههای معنویت در استرس بارداری، یافتهها نشان داده که سلامت مذهبی و سلامت معنوی بر استرس بارداری تأثیر میگذارد. همچنین تعیین سهم خردهمؤلفههای بهزیستی روانشناختی، معلوم شد که بهزیستی هدفدار زندگی و بهزیستی استقلال نیز میتواند روی استرس بارداری تأثیرگذار باشد(01/0p=). نتیجهگیری: نتیجهی کار نشان داده است که بین معنویت و بهزیستی روانشناختی؛ و استرس دوران بارداری همبستگی وجود دارد. پيشنهاد میشود با توجه به تأثیر هر دو متغیر معنویت و بهزیستی روانشناختی در مهارتهای مقابله با استرس، برای کاهش استرس برنامهريزي شود.
چکیده: زمینه و هدف :عملکرد وروابط جنسی یکی از جنبه های مهم کیفیت زندگی است. مطالعات نشان میدهند، تاثیر هورمونهایی که در روشهای جلوگیری از بارداری بکار میروند بر عملکرد جنسی ضد و نقیض است. هدف از این مطالعه، بررسی عملکرد جنسی زنان استفاده کننده از آمپولهای دپومدروکسی پروژسترون استات، در زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران در سال 1392 بوده است. مواد و روشها : این پژوهش یک مطالعه توصیفی بود که بر روی 120 زن استفاده کننده از آمپول دپو مدروکسی پروژسترون استات انجام شد. زنان مورد پژوهش جهت پیگیری روشهای جلوگیری از بارداری بهمراکز بهداشتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مراجعه کرده بودند. روش نمونه گیری به صورت چند مرحلهای بوده است. پرسشنامهها شامل، پرسشنامه عملکرد جنسی زنان و پرسشنامه مشخصات دموگرافیک بودند. جهت اعتبار پرسشنامه، عملکرد جنسی از اعتبار محتوی و برای تعیین پایایی از روش همسانی درونی استفاده شد (81 /0 =α). برای پایایی پرسشنامه عملکرد جنسی از آزمون مجدد به فاصله 10 روز استفاده شد (r=0.83). جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و رگرسیون لجستیک توسط نرم افزار اس پی اس اس 16 استفاده شد. یافتهها : میانگین سنی زنان استفاده کننده از دپو مدروکسی پروژسترون استات 16/7 ± 63/28 سال بود. زنان استفاده کننده از آمپول دپو مدروکسی پروژسترون استات در 8/60 % دارای عملکرد جنسی مطلوب بودند. در رگرسیون لجستیک که بین عملکرد جنسی با متغیرهای فردی و باروری انجام شد، نشان داد، کسانی که وضعیت قاعدگی منظمی داشتهاند، عملکرد جنسی مطلوبتری داشتهاند نتیجهگیری : تغییرات قاعدگی در زنان استفاده کننده از آمپول دپومدروکسی پروژسترون استات با عملکرد جنسی آنان ارتباط آماری معنی داری داشت، لذا در مشاوره تنطیم خانواده باید عوارض جانبی آمپول دپو مدروکسی پروژسترون استات مثل تغییرات قاعدگی و اثرات احتمالی آن بر عملکرد جنسی مد نظر قرار گیرد. کلمات کلیدی : عملکرد جنسی، آمپول دپو مدروکسی پروژسترون استات، شیوع، ایران.
زمینه و هدف: شیوع اختلال استرس بعد از تروما (PTSD:Post Traumatic Stress Disorder)، در زنان زایمان کرده 5/1تا 6 درصد است. حاملگی عارضه دار به عنوان یکی از عوامل خطر، اختلال استرس بعد از تروما، شناخته شده است.پژوهش حاضر با هدف مقایسه استرس بعد از تروما دروالدین نوزادان نارس و ترم طراحی شد. مواد و روشها: این مطالعه توصیفی-مقایسهای در سال 1391 در مراکز بهداشتی درمانی شهر قم انجام شد. 82 زوج (164پدر و مادر) در دو گروه، به عنوان والدین نوزادان نارس و ترم در مطالعه شرکت کردند و پرسشنامههای عوامل دموگرافیک و مامایی و پرسشنامه اختلال استرس بعد از تروما (روایی 79/0 و پایائی 88-74 /0) را در فاصله 2 ماه بعد از تولد نوزادشان تکمیل کردند. اطلاعات با استفاده از آزمونهای کای دو،آزمون دقیق فیشر، من ویتنی و t مستقل با استفاده از نرم افزار SPSS18 تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که(8/9 درصد)مادران گروه پره ترم و (2/1درصد)مادران گروه ترم، (4/2درصد)پدران گروه ترم و (2/1درصد)پدران گروه پره ترم، متعاقب زایمان اختلال استرس بعد از تروما داشتند. میزان اختلال استرس بعد از تروما در مادران گروه پره ترم به طور معنیداری (03/0p=) بیشتر از مادران گروه ترم بود و از نظر بروز این اختلال تفاوت معنیداری (1p=) بین دو گروه پدران دیده نشد . نتیجهگیری: مادران نوزدان نارس نسبت به پدران در معرض خطر بیشتری برای بروز اختلال استرس بعد از تروما هستند و این یافته نیاز به مداخلات جهت مقابله بهتر آنها با مشکلات نارس بودن نوزاد نشان میدهد. کلمات کلیدی: اختلال استرس بعد از تروما، والدین، نارس بودن.