به منظور بررسی تأثیر گیاه پوششی و بقایای آن بر علفهایهرز مزرعه و عملکرد و اجزای عملکرد گندم آزمایشی به صورت طرح اسپلیت پلات در قالب بلوکهای کامل تصادفی با 3 تکرار طی دو مرحله اجرا شد. در مرحله اول گیاهان پوششی به مدت 45 روز تا اعمال مدیریت بقایا سبز بودند. در مرحله دوم گندم پس از اعمال عامل اصلی در سه سطح شامل برگرداندن گیاه پوششی، کف بر کردن گیاه پوششی و سم پاشی کردن گیاه پوششی کشت گردید. نتایج این آزمایش نشان داد که قبل از اعمال مدیریت بقایا در زمانی که گیاهان پوششی سرپا بودند تیمار چاودار و مخلوط، به طور متوسط تراکم (60 درصد) و وزن خشک (87 درصد) علفهایهرز برگباریک کمتری نسبت به شاهد داشتند. بعد از مدیریت بقایا، بیشترین و کمترین تراکم علفهایهرز باریکبرگ به ترتیب در تیمار کفبر و کاربرد علفکش وجود داشت. گیاهان پوششی نسبت به شاهد، تراکم و وزن خشک علفهایهرز برگباریک را به طور معنیداری در هر دو مرحله ظهور سنبله (به ترتیب 59 و 62 درصد) و رسیدگی گندم (60 و 68 درصد) کاهش دادند. با توجه به اثرات کاهشی گیاهان پوششی و بقایای آنها در خاک بر تراکم و وزن خشک علفهایهرز باریکبرگ خصوصا به صورت مخلوط چاودار+ماشک (به ترتیب کاهش 72 و 75 درصد نسبت به شاهد) میتوان از گیاهان پوششی حتی با یک دوره رویشی کوتاه برای کاهش جوانهزنی و یا تاخیر در سبز شدن علفهایهرز و در نتیجه کاهش قدرت رقابتی آنها در مدیریت علفهایهرز مزرعه گندم سود جست.
یکی از روشهای مدیریت علفهایهرز در کشاورزی پایدار، استفاده از ارقام گندم است که ضمن حفظ عملکرد دارای قدرت رقابتی بالایی میباشند. بهمنظور ارزیابی تأثیر تاریخکاشت در قدرت رقابتی علف هرز یولاف وحشی بر عملکرد و اجزای عملکرد سه رقم گندم، آزمایشی بهصورت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال زراعی 1393-1392 اجرا شد. فاکتورهای آزمایش تاریخ کشت گندم در سه سطح (25 آبان، 10 آذر و 25 آذر)، ارقام گندم در سه سطح (استار، چمران و ویریناک) و رقابت در دو سطح (با و بدون رقابت) بود. نتایج حاصل نشان داد که بیشترین عملکرد دانه در شرایط رقابت با یولاف وحشی با کاشت رقم استار در تاریخهای 25 آبان و 10 آذر و همچنین کاشت رقم چمران در 10 آذر، بهترتیب به میزان 8/6، 7/7 و 7/8 تن در هکتار بهدست آمد. در شرایط بدون رقابت، بیشترین عملکرد دانه را رقم استار (10/4) در تاریخکاشت 25 آبان و بعد از آن بدون تفاوت معنیداری در تاریخ کشت 10 آذر (10/14) به خود اختصاص داد. عملکرد دانه همبستگی بالایی با تعداد دانه در سنبله (**0/81) و نسبتا خوب با وزن هزار دانه (**0/59)داشت. بیشترین شاخص رقابت در هر سه رقم در تاریخ کشت 10 آذر مشاهده گردید. گرچه تأخیر در کشت و وجود رقابت باعث کاهش عملکرد گندم شدند، ولی بر اساس نتایج این آزمایش در چنین شرایطی انتخاب رقم استار برای تاریخ کشت 25 آبان و 10 آذر و ویریناک برای کشت تأخیری (اواخر آذر) انتخاب مناسبتری بودند.
به منظور بررسی تأثیر قارچهای میکوریزا آربوسکولار بر شاخصهای فیزیولوژیکی گیاه گندم، رقم چمران، تحت تنش شوری آزمایشی گلدانی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز به صورت یک بار خرد شدهی فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 91-1390 به اجرا درآمد. فاکتورهای مورد آزمایش شامل فاکتور اول، شوری آب (کیفیت آب) در چهار سطح آب تصفیه (dS m-1 1 ≥EC)، آب شهری (dS m-1 3-7/1 EC =)، آب شهری به همراه نمک و آب تصفیه به همراه نمک (dS m-1 8EC = )، فاکتور دوم شامل استریلیزاسیون خاک شامل خاک استریل و خاک غیراستریل و فاکتور سوم کاربرد قارچ میکوریزا شامل 3 گونه eGlomus mossea، G. intraradices، G. geosporum، مخلوط سه گونه قارچ و شاهد (بدون تلقیح) اعمال گردید.نتایج نشان داد که اعمال شوری سبب کاهش محتوای نسبی آب برگ و هدایت روزنهای و افزایش نشت الکترولیت در هر دو مرحله گردهافشانی و پر شدن دانه گردید ولی عدد SPAD و حداکثر عملکرد فتوسیستم II (Fv/Fm) و عملکرد کوانتومی فتوسیستم II(ΦPSII) فقط در مرحله پر شدن دانه با افزایش غلظت شوری کاهش معنیداری نشان داد. کاربرد قارچ میکوریزا سبب افزایش محتوای نسبی آب برگ، هدایت روزنهای، Fv/Fm و ΦPSII و کاهش نشت الکترولیت در گیاه میزبان نسبت به شاهد گردید که این تغییرات بسته به گونه قارچی با افزایش سطح شوری به طور معنیداری بیشتر بود. هدایت روزنهای بیشترین همبستگی مثبت (77/0=r) و نشت الکترولیت بیشترین همبستگی منفی (85/0-=r) را با شاخص تحمل به شوری نشان دادند. کاهش عدد SPAD در مرحله پر شدن دانه با افزایش شوری نشان دهندهی تخریب کلروفیل میباشد. عدد SPAD، همبستگی مثبت و معنیداری با شاخص تحمل به شوری و ΦPSII نشان داد. با توجه به نتایج آزمایش میتوان بیان نمود گونههای G. mosseae و G. geosporumبا افزایش محتوای نسبی آب برگ و کاهش نشت الکترولیت، منجر به بهبود تحمل گندم در شرایط شورگردیدند.
قارچ میکوریزا با جذب انتخابی عناصر بهمثابة بهبوددهندة زیستی از تنش و شدت شوری بر تولید محصول میکاهد. بهمنظور بررسی تأثیر قارچ میکوریزا[1] آربوسکولار بر رشد و جذب عناصر غذایی در گیاهان گندم تحت تنش شوری آزمایشی گلدانی در فضای مزرعة تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز بهصورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایششده عبارت بودند از فاکتور اول شامل شوری آب در چهار سطح آب تصفیه (dS m-1 1 ≥EC )، آب شهری (dS m-1 3-7/1=EC)، آب شهری همراه نمک NaCl، و آب تصفیه همراه نمک NaCl (dS m-1 8EC=)، فاکتور دوم استریلیزاسیون خاک شامل خاک استریل و خاک غیر استریل، و فاکتور سوم کاربرد قارچهای میکوریزا آربوسکولار شامل سه گونة Glomus mosseae و G. intraradices و G. geosporum مخلوط سه گونه قارچ (تیمار ترکیبی) و شاهد (عاری از قارچ). وزن خشک اندام هوایی و ریشه، غلظت پتاسیم و سدیم اندام هوایی، و فسفر و نیتروژن دانه در مرحلة رسیدگی اندازهگیری شد و پاسخ رشد میکوریزایی (MGR) و فسفر میکوریزایی (MPR) نیز محاسبه گردید. نتایج نشان داد اعمال شوری وزن اندام هوایی و ریشه غلظت پتاسیم و فسفر را کاهش و غلظت سدیم را افزایش میدهد. تیمارهای شامل قارچهای بومی خاک (خاک غیر استریل) بهطور معنادار وزن خشک اندام هوایی و میزان پتاسیم و فسفر و نیتروژن بیشتری و MGR و MPR کمتری نسبت به تیمار خاک استریل داشتند. در خاک استریل اختلافی در MPR بین سطوح شوری دیده نشد؛ ولی MPR گیاه در خاک غیر استریل با اعمال شوری افزایش یافت. تلقیح قارچ میکوریزا، علاوه بر افزایش وزن خشک اندام هوایی و MGR و MPR، سبب بهبود جذب یونی از طریق افزایش جذب پتاسیم و فسفر و کاهش سدیم گردید. افزایش معنادار وزن خشک اندام هوایی و جذب بیشتر عناصر پتاسیم و فسفر و ممانعت از جذب سدیم در تیمار ترکیبی نسبت به شاهد به برتری آن در این صفات نسبت به کاربرد جداگانة گونههای قارچی منجر نگردید. برهمکنش شوری و قارچ میکوریزا نشان داد اختلافات وزن خشک اندام هوایی و MGR و غلظت پتاسیم و سدیم میان تیمارهای قارچی بیشتر در سطوح بالای شوری (آب تصفیه به همراه نمک و آب شهری به همراه نمک) معنادار است. همبستگی مثبت و معناداری بین وزن خشک اندام هوایی و ریشه با میزان پتاسیم و فسفر گیاه و کاهش غلظت سدیم وجود داشت.