باتوجه به کاهش کیفیت آب به دلیل شور شدن منابع آبی در اثر خشکسالی بهعنوان یک عامل محدودکننده در تولید، مقابله با آثار مخرب آن به روشهای مختلف مانند کاربرد قارچهای میکوریزا حائز اهمیت است. بهمنظور بررسی تأثیر قارچهای میکوریزا بر عملکرد و اجزای عملکرد گیاه گندم یک آزمایش گلدانی در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شهید چمران اهواز بهصورت اسپلیت فاکتوریل در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. فاکتورهای آزمایش شده عبارت بودند از فاکتور اصلی شامل شوری آب (کیفیت آب) در چهار سطح آب تصفیه (dS m-1 1≥EC )، آب شهری (m-1dS3-7/1EC =)، آب شهری همراه نمک و آب تصفیه همراه نمک (dS m-1 8EC =) و دو فاکتور استریلیزاسیون خاک شامل خاک استریل و خاک غیراستریل و فاکتور تلقیح با قارچهای میکوریزا با سه گونه eGlomusmossea، G. intraradices، G. geosporum، مخلوط سه گونه قارچ و شاهد (عاری از قارچ) بهصورت فاکتوریل در کرتهای فرعی اعمال شد. از اجزای عملکرد و عملکرد در مرحله رسیدگی و از درصد کلونیزاسیون ریشه در مرحله گلدهی اندازهگیری بهعمل آمد. نتایج نشان داد که اعمال شوری درصد کلونیزاسیون ریشه و تعداد دانه در سنبله را کاهش داد ولی بر عملکرد و دیگر اجزای عملکرد اثر معنیداری نداشت. تیمار خاک غیراستریل که شامل دیگر میکروارگانیسمها نظیر قارچهای بومی خاک نیز بود با وجود افزایش درصد کلونیزاسیون ریشه سبب تغییرات معنیداری در عملکرد و اجزای عملکرد نشد. تلقیح با سه گونه قارچ میکوریزا موفقیتآمیز بوده و در میان تیمارهای تلقیح قارچ، بهطور میانگین 15 تا 32 درصد کلونیزاسیون و 7 تا 13 درصد وابستگی میکوریزایی مشاهده شد و سبب افزایش معنیدار عملکرد دانه، تعداد سنبله و تعداد دانه در بوته شد. علاوه بر درصد کلونیزاسیون در تمامی اجزای عملکرد بهجز تعداد سنبله در بوته برهمکنش شوری و قارچ میکوریزا معنیدار شد. در میان اجزای عملکرد برهمکنش استریلیزاسیون خاک و قارچ میکوریزا تنها بر سنبله در بوته و تعداد دانه در سنبله و درصد کلونیزاسیون معنیدار شد. همبستگی مثبت و معنیداری بین درصد کلونیزاسیون با تعداد سنبله، تعداد دانه در بوته و عملکرد دانه وجود داشت.
به منظور بررسی تاثیر بقایای گیاهی و سطوح مختلف کود نیتروژن بر خصوصیات بیولوژیک خاک، شاخص های کارایی نیتروژن و میزانتوزیع مجدد ماده خشک در گندم، آزمایشی به صورت کرت های خرد شده در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار به اجرادرآمد. تیمارهای آزمایشی شامل کاربرد بقایای گیاهی ) %50 :CR1 کاه و کلش جو، %50 :CR2 کاه جو + ماشک گل خوشه ای )کود سبز(،CR3 : ماشک علوفه ای، CR4 : کاه کامل گندم، CR5 : کلزا + ماش )کود سبز( %25 :CR6 کاه گندم، CR7 : ماش دانه ای، CR8 : بدون کاربردبقایا( به عنوان کرت اصلی و سطوح مختلف کود نیتروژن ) 270 :F2 ،160 :F1 و 360 :F3 کیلوگرم در هکتار از منبع اوره( به عنوان کرت فرعیدر نظر گرفته شدند. نتایج حاصل از آزمایش نشان داد که کاربرد همزمان کاه و کلش جو + ماشک و بقایای کلزا + ماش باعث افزایش تنفسمیکروبی و کربن بیوماس میکروبی خاک می شود. همچنین اثر متقابل بقایا و کود نیتروژن بر خصوصیات زیستی خاک معنی دار شد و افزایشکود نیتروژن تا سطح 360 کیلوگرم در هکتار در تیمار بدون کاربرد بقایای گیاهی باعث کاهش 2/ 16 درصدی تنفس و در تیمار کاربرد کاه کاملگندم سبب افزایش 8/ 11 درصدی تنفس میکروبی خاک گردید. بیشترین میزان کربن بیوماس خاک در تیمار 270 کیلوگرم در هکتار بود کهبا تیمار 360 کیلوگرم در هکتار تفاوت معنی داری نداشت. با افزایش کود نیتروژن از 160 تا 360 کیلوگرم در هکتار، کارایی مصرف نیتروژن،کارایی جذب نیتروژن، کارایی به کارگیری نیتروژن و شاخص برداشت نیتروژن کاهش یافت. کاربرد بقایای گیاهی، شاخص های کارایی نیتروژنرا نسبت به تیمار بدون کاربرد بقایا افزایش داد. همچنین میزان توزیع مجدد ماده خشک در گندم با افزایش نیتروژن افزایش یافت در حالیکه بین سطوح 270 تا 360 کیلوگرم در هکتار تفاوت معنی داری از لحاظ کارایی توزیع مجدد وجود نداشت. درنهایت تیمارهای CR2F2 وCR5F2 به عنوان تیمارهای برتر در این تحقیق معرفی شدند.
به منظور بررسی اثر کاربرد بقایای گیاهی و سطوح مختلف کود نیتروژن بر میزان عناصر غذایی پرمصرف و کم مصرف در دانه گندم وهمچنین اثر بر میزان کربوهیدرات و وزن خشک کل، پژوهشی در سال زراعی 93 - 1391 با استفاده از آزمایش اسپلیت پلات در قالب طرح پایهبلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از کاربرد بقایای گیاهی شامل : ) %50 :CR1 کاه و کلشجو، %50 :CR2 کاه جو + ماشک گل خوشه ای )کود سبز(، CR3 : کود سبز، CR4 : کاربرد کاه و کلش کامل گندم، CR5 : بقایای کلزا، :CR6بدون کاربرد بقایای گیاهی، در کرت های اصلی و سطوح مختلف کود نیتروژن شامل: ) 150 ، 270 و 360 کیلوگرم در هکتار نیتروژن از منبع اوره(به عنوان کرت فرعی در نظر گرفته شدند. نتایج نشان داد که کاربرد بقایای گیاهی در سطح احتمال 1% در میزان عناصر فسفر، نیتروژن، پتاس،منگنز، روی، آهن، مس و بور موثر است و در بین بقایای گیاهی بیشترین غلظت عناصر پرمصرف و کم مصرف و وزن خشک کل مربوط به تیمارT2 : کاربرد 50 % کاه جو + ماشک گل خوشه ای )کود سبز( بود. همچنین با افزایش کود نیتروژن میزانجذب عناصر آهن، روی و منگنز افزایشیافت ولی میزان مس در دانه گندم کاهش یافت. برهمکنش بقایای گیاهی و کود نیتروژن بر وزن خشک کل معنی دار بود، به طوری که کاربرد270 کیلوگرم اوره در هکتار در تیمار T2 نسبت به 360 کیلوگرم اوره در هکتار در تیمار بدون کاربرد بقایای گیاهی 8/ 11 درصد وزن خشکبیشتری حاصل شد. بنابراین مدیریت بقایای گیاهی و کود نیتروژن در افزایش کیفیت و کمیت گندم نقش بسزایی دارد.