هدف : بررسی وضعیت آلودگی گلههای مرغ مادر به پاستورلامولتوسیدا. طرح : مشاهدهای ، توصیفی. حیوانات : یازده گله مرغ مادر روش : تعداد هزار و سیصد و هفتاد نمونه سواب حلقی از یازده گله مرغ مادر، سه گله سالم، سه گله بهبود یافته، سه گله مبتلا به شکل مزمن و دو گله آلوده در استانهای تهران، خراسان و مازندران تهیه شد. نمونهها به وسیله محیط انتقال به آزمایشگاه حمل و سپس از نظر وجود باکتری پاستورلا مولتوسیدا آزمایشهای مختلف کشت باکتریایی انجام و موارد مثبت پاستورلامولتوسیدا با آزمایشات مختلف جهت تشخیص تفریقی تایید گردیدند. نتایج: در بررسی انجام شده از کشت سوآب حلقی گلههای به ظاهر سالم، گلههای دارای سابقه بیماری (شفا یافته). گلههای مبتلا به فرم مزمن هیچ مورد پاستورلامولتوسیدا جدا نشد. در گلههای مبتلا به فرم حاد هم از سواب حلقی و هم از لاشه پاستورلا مولتوسیدا جدا گردید. نتیجهگیری : این بررسی نشان میدهد که گلههای به ظاهر سالم و گلههای شفا یافته از بیماری به طور معمول حامل پاستورلامولتوسیدا نیستند و آلودگی میتواند از طریق مختلف از جمله پرنده آلوده، آب و دان آلوده، جوندگان و... وارد گله شده و موجب آلودگی و بیماری گردد.
هدف : ارزیابی روند کاهش پادتن مادری علیه ویروس IBD و پاسخ فعال ایمنی در برابر واکسیناسیونهای مختلف. طرح: کارآزمایی میدانی. حیوانات: گلههای جوجههای تخمگذار تجاری شامل 40 گله، هر گله با بیش از 10 هزار پرنده از شروع یکروزگی تا 13 هفتگی. روش : پنج برنامه واکیسناسیون E , D, B, A با دو نوع واکسن زنده و یک نوع واکسن زنده و یک نوع واکسن کشته روغنی علیه بیماری IBD طراحی شده هر یک از گروهها و برنامه واکسیناسیون C , B , A در 10 گله و هر یک از گروههای E , D در 5 گله قرار داشتند. از هر گله به طور هفتگی از هفته اول تا پایان هفته سیزدهم 25 نمونه خون با روش الیزا از نظر میزان عیار پادتن ضد ویروس IBD آزمایش میگردید. تجزیه و تحلیل آماری : از آنالیز واریانس یکطرفه اسفاده گردید. جهت چگونگی اختلاف بین گروههایی که از نظر آماری دارای اختلاف معنیدار بودند از آزمون توکی (Tukey) بهره گرفته شد. نتایج : با پنج برنامه مختلف واکسیناسیون روند کاهش پادتنهای ضد ویروس IBD مادری به طور یکنواخت میباشد و در زمانی که میزان این پادتنها صفر یا نزدیک صفر باشد، مجال فعالیت به واکسنهای ضد IBD را دریافت نموده بودند، عیار پادتن فعال ضد ویروس IBD زودتر از سایر گروهها (در هفته پنجم) افزایش یافت. نتیجهگیری : بهترین زمان مصرف واکسن زنده IBD سنی است که عیار پادتن مادری حدود 1000 یا کمتر باشد. به عبارتی دیگر مناسبترین زمان واکسیناسیون حدود 14 روزگی یا 3 روز قبل و یا بعد از آن میباشد. ضمنا مصرف توام واکسن زنده و واکسن روغنی باعث شروع سریعتر پاسخ ایمنی و عیار بالاتری از پادتن فعال میگردد.
هدف: بررسی فراوانی آلودگی لپتوسپیرانی در سگهای تهران و حومه به کمک روشهای سرولوژی و تعیین سروتیپ های درگیر لپتوسپیرانی . طرح: مطالعه سرواپیدمیولوژی لپتوسپیروز در شرایط طبیعی ( غیر تجربی ) و مشخص نمودن رابطه فاکتورهای سن ، جنس و محیط زندگی با موارد مثبت سرمی . حیوانات : سیصد قلاده سگهای انتخابی از بین سگهای ارجاعی به درمانگاه دامهای کوچک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران که سابقه واکسیناسیون هیچ کدام از انواع واکسنهای سروتیپ های جنس لپتوسپیرا را نداشتند ( بین 3 تا 132 ماهه ) و بتدریج طی قریب دو سال که به دلایل مختلف به درمانگاه ارجاع شدند. روش : بررسی سرولوژی لپتوسپیروز سگهای تحت مطالعه با روش آگلوتیناسیون میکروسکپی ( MAT) روی نمونه های سرم جمع آوری شده در رقتهای مختلف ( از 100/1 تا 800/1 ) انجام گرفت و مواردی را که در رقت یکصدم یا بیشتر حدود پنجاه درصد اجرام لپتوسپیرانی MAT را نشان دادند ، به عنوان موارد مثبت به ثبت رسیدند . نمونه های ادرار سگهایی که از نظر سرولوژی مثبت بودند در شرایط استریل در محیطهای اختصاصی فلچر و EMJH و گاردنر رازی کشت داده شدند . تجزیه و تحلیل آماری : از آزمون مربع کای به منظور بررسی ارتباط بین جنس ، محل نگهداری حیوانات ( خانگی یا روستایی ) و سروگروپ های مثبت یا منفی با MAT استفاده شد . نتایج : بر اساس نتایج ، موارد مثبت سرمی در رقت یکصدم ( حداقل به یکی از سروگروپ های لپتوسپیرا برابر با 31 درصد ( 93 مورد از 300 مورد ) بود. سروگروپ های غالب آلوده کننده به صورت انفرادی در این مطالعه ( در رقت یکصدم یا بالاتر ) به ترتیب سروگروپ های کانیکولا برابر با 9 درصد ، ایکتروهموراژیه برابر با 6 درصد و گریپوتایفوزا برابر با 66/3 درصد بودند. توزیع فراوانی نسبی وقوع سروگروپ ها به صورت چندتایی با همان شرایط به شرح زیر بود: 1- کانیکولا + گریپوتایفوزا ( 33/3 درصد ) ، 2- کانیکولا + ایکتروهموراژیه ( 3 درصد ) ، 3- گریپوتایفوزا + ایکتروهموراژیه (66/0 درصد ) ، 4- کانیکولا + ایکتروهموراژیه + گریپوتایفوزا ،( 33/5 درصد ) . آنالیز آماری نشان داد ، اگرچه فراوانی آلودگی در سگهای جنس نر و روستایی بیشتر از سگهای جنس ماده و شهری ( خانگی ) بوده است ، اما اختلاف آماری بین آنها معنادار نبود . در کشت نمونه های ادرار سگهای سرم مثبت ( 93 مورد از 300 مورد ) در محیطهای اختصاصی هیچ گونه اجرام لپتوسپیرانی جدا نشد . نتیجه گیری : نتایج این مطالعه نشان داد که اولا : از نظر سرولوژی موارد مثبت لپتوسپیرانی در بین سگهای تهران و حومه وجود دارد. ثانیا : سه سروگروپ کانیکولاایکتروهموراژیه و گریپوتایفوزا به ترتیب نقشهای بیشتر ، متوسط و کمتر را در سگهای سرم مثبت داشته اند و باید همیشه از نظر بهداشت عمومی این مطلب مورد توجه قرار گیرد . لذا پیشنهاد می شود برای پیشگیری از انتشار لپتوسپیروز سگها درتهران و حومه از واکنشهای پلی والان حاوی سروتیپ های کانیکولا ایکتروهموراژیه و گریپوتایفوزا استفاده شود .
هدف: تشخیص بیماری توبرکولوزیس در بز با جداسازی جنس مایکوباکتریوم و تشخیص تفریقی گونه آن. طرح: مطالعه مشاهده ای. حیوانات: یک هزار راس بز، مرز بین دو نیمه قدامی و خلفی گردن در سمت چپ روش : تراشیدن محل مورد نظر در گردن با ابعاد 20? 4 سانتیمتر، تزریق توبرکولین مرغی و پستانداری در دو نقطه بالایی و پایینی با فاصله 12-10 سانتیمتر، اندازه گیری محل تزریق و مقایسه با پوست سالم در 72 ساعت پس از زمان تزریق، انجام معاینات بالینی و کالبد گشایی در دامهای راکتور مثبت و مشکوک، نمونه برداری از اندام و بافتهای با ضایعات قابل رویت و در صورت عدم وجود ضایعات قابل رویت نمونه برداری از عقده های لنفاوی در دسترس، انجام مطالعات باکتری شناسی، واکنش زنجیر پلیمراز و آسیب شناسی روی نمونه ها. نتایج: از مجموع یک هزار راس بز 7 راس واکنش مثبت و 4 راس واکنش مشکوک نشان دادند. در کالبد گشایی راکتورهای مثبت و مشکوک 6 راس بدمن ضایعات قابل رویت و 5 راس با ضایعات قابل رویت بودند. در دامهای بدون ضایعات قابل رویت مایکوباکتریوم جدا نشد. اما در 4 راس از دامهای با ضایعات مایکوباکتریوم جدا شد. که آزمایشات تفریقی 3 مورد گونه توبرکولوزیس را نشان دادند. آزمایش واکنش زنجیر پلیمراز ( PCR ) نتایج فوق را تایید کرد. و مطالعات آسیب شناسی نیز ضایعات گرانولومایی تیپیک سلی را نشان دادند. نتیجه گیری: این مطالعه اولین تحقیق در زمینه مایکوباکتریوم در بز می باشد که در ایران انجام شده است، که نشان می دهد در کشور ایران وقوع سل در بز قابل انتظار است. لذا می توان اظهار کرد: 1- ضرورت انکار ناپذیر مراقبت بیش از پیش بز در ایران با توجه به نقش اپیدمیولوژیک این حیوان در بیماری سل 2- تحت پوشش قرار دادن بز در برنامه کنترل و ریشه کنی سل 3- تحقق دو بند فوق نه تنها کمک شایانی به ریشه کنی سل گاوی میکند بلکه در شناسایی بز مبتلا و نیز تامین سلامت و حفظ بهداشت عمومی بسیار ارزشمند خواهد بود. مجله دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، (1381)، دوره 57، شماره 3، 26-21
در این مطالعه 9 گروه در نظر گرفته شد که یکی از آنها به عنوان شاهد،هیچ آنتی بیوتیکی تا انتهای دوره دریافت نکرد و 8 گروه دیگر به آنتی بیوتیکهای سولفادیازین+تری متوپریم(سولتریم) ، تایلوزین تارترات،سالینومایسین،لینکومایسین + اسپکتینومایسین(لینکوسپکتین)،انروفلوکساسین،کلرامفنیکل،کلرتتراسیکلین و فورازولیدون اختصاص یافت. برای هر گروه 68 قطعه جوجه یکروزه از نژاد رأس در نظر گرفته شد که در 4 پن 17 قطعه ای قرار گرفتند. برنامه واکسیناسیون برای همه گروهها یکسان بود. پس از مصرف واکسن لاسوتا در سنین 15 و 31 روزگی،7 گروه درمانی در سنین 16 تا 20 و 32 تا 36 روزگی آنتی بیوتیکهای فوق را به مقدار توصیه شده در آب دریافت نمودند و در گروه سالینومایسین،از 16 روزگی تا 3 روز پیش از کشتار،این دارو در دان مورد استفاده قرار گرفت. در سنین 15 ، 21 ، 31 ، 41 و همچنین یک روز قبل از پایان دوره (51 روزگی) وزن جوجه ها و دان مصرفی آنها اندازه گیری شد تا میزان وزن متوسط، دان مصرفی و ضریب تبدیل غذایی در گروههای مختلف مشخص شود. نتیجه محاسبات نشان داد که در انتهای دوره میزان بازدهی گروههای درمانی از شاهد بهتر بوده است که در این میان بهترین وزن متوسط (به میزان 6/8 درصد در مقایسه با گروه شاهد) به گروه لینکومایسین+اسپکتینومایسین و بهترین ضریب تبدیل غذایی کل (به میزان 7 درصد در مقایسه با گروه شاهد) به گروه سالینومایسین مربوط بوده است. بررسی آماری نتایج به دست آمده نشان داد که بین گروههای مختلف از این نظر اختلاف معنی داری وجود ندارد (05/0P< ).گروه لینکومایسین+اسپکتینومایسین و گروه شاهد به ترتیب پایینترین و بالاترین میزان تلفات را داشتند که اختلاف آماری بین آنها معنی دار بود(05/0P
این تحقیق در سال 1376 در پنج گاوداری صنعتی اطراف تبریز به منظور بررسی وضعیت حاملین سالمونلا صورت گرفت. جمعیت گاوداریهای تحت مطالعه جمعا 2590 راس گاو و 281 راس گوساله به طور تصادفی سه تا پنج نوبت به فواصل دو هفته مورد کشت باکتریولوژیک قرار گرفت. سالمونلاهای جدا شده شامل S.II,S. typhimuritum S. enteritidis, S.paratyphia, S.newport, بود که هیچ یک در زمره سالمونلاهای سازش یافته در گاو به شمار نمی روند. در این مقاله اهمیت حاملین در اپیدمیولوژی سالمونلوز مورد بحث قرار گرفته است.
مطالعه حاضر برای راه اندازی تکنیک انتقال جنین مادیان وارزیابی نقاط قوت و ضعف آن و نیز بررسی تأثیر فاصله زمانی اسپرم گیری تا تلقیح مصنوعی روی جمع آوری جنین و همچنین بررسی اثر فاصله زمانی جمع آوری جنین تا انتقال آن روی میزان آبستنی در مادیان های گیرنده انجام شد. جنین های 7-8 روزه مادیان های دهنده،در دو فصل تولید مثلی متوالی(نیمه اول هر سال)به روش غیرجراحی جمع آوری گردید. تعداد 12 رأس مادیان دهنده و 23 رأس مادیان گیرنده از آمیخته های ترکمن متعلق به بخش پرورش اسب کشت و صنعت ورامین وابسته به سازمان اتکا مورد استفاده قرار گرفت. باروری مادیان های دهنده با استفاده از 2 رأس نریان و از طریق جفت گیری طبیعی و تلقیح مصنوعی انجام شد. از 12 رأس مادیان دهنده طی 50 بار شستشوی رحمی مجموعا 30 جنین (60% R.R (Recovery Rate) به دست آمد که 27 جنین قابل انتقال تشخیص داده شد و به گیرنده های مناسب منتقل گردید. هیجده رأس از گیرنده های فوق) 6/66% (Pregnancy Rate) (P.R= آبستن شدند. ارزیابی فاصله زمانی بین اسپرم گیری و تلقیح مصنوعی نشان داده که تلقیح مصنوعی تا 70دقیقه بعد از اسپرم گیری نیز باروری قابل قبولی دارد و همچنین فاصله زمانی جمع آوری جنین تا انتقال آن تا 160دقیقه اثر سوئی روی حیات جنین ندارد. این اولین گزارش از ایران در مورد انتقال جنین مادیان به روش غیرجراحی است که با موفقیت انجام شد.
بمنظور مطالعه تاثیر برنامه های کنترل و پیشگیری روی اورام پستان واگیردار، در شرایط دامپروریهای حومه تهران، گله ای شامل 680 رأس گاو شیری نژاد هلشتاین که مبتلا به ورم پستان استافیلوکوکی شده بود طی 3 سال متوالی از سال 1366 تا سال 1368 توسط برنامه ای اقتباس شده از انستیتوی ملی تحقیقات لبنی در انگلستان(N.I.R.D) تحت آزمایش قرار گرفت. درمان گاوان با پمادهای خشکی مخصوص،ضدعفونی سرپستانها پس از دوشش و آزمایش های مکرر غربالگری (GMT)2) طی این سالها ونمونه گیری باکتریولوژیک بصورت تصادفی از کارتیه های دارای واکنش GMT درجه 3 از جمله اعمالی بود که انجام شد. میانگین تولید شیر روزانه گاوان نیز محاسبه شد تا اجرای برنامه از نظر اقتصادی مورد ارزیابی قرار گیرد. میزان کارتیه های عفونی قبل از شروع اجرای برنامه 76/23 درصد بود که پس از یکسال تا 27/12 درصد بعد از دو سال تا 86/9 درصد کاهش پیدا کرد . درصد کارتیه های دارای GMT درجه یک بسیار پایین بود و در طی 3 سال بررسی اختلاف معنی داری را نشان نداد ولی درصد کارتیه های دارای واکنش بعد از یکسال درجه 2 و 3 بطور معنی داری کاهش یافته بود (0005/0(P< ، بطوریکه بعد از یکسال اجرای برنامه 7/54% و پس از دو سال 8/73% کاهش را نشان داد. در این بررسی تعداد گاوان مبتلا به ورم پستان تحت بالینی نیز از نظر آماری معنی دار بود(0005/0(P< . در مورد گاوان مبتلا به ورم پستان بالینی نیز کاهش تعداد آنها چشمگیر بود (025/0